• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 4381
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : ماديين چه كساني هستند؟
پاسخ : در ميان انسان‏ها انواعى از جهان‏بينى وجود داشته و دارد؛ يعنى نگرش كلى و طرز تفكرى كه انسان‏ها يا هر مكتبى درباره جهان هستى عرضه مى‏دارد و زيرساز فكرى آنها محسوب مى‏شود، متفاوت است. مجموعه اين جهان‏بينى‏ها، براساس پذيرفتن ماوراء طبيعت و يا انكار آن به دو بخش تقسيم مى‏شود: 1- جهان‏بينى الهى: كه مبتنى بر پذيرش ماوراء طبيعت است. 2- جهان‏بينى مادى: كه مبتنى بر انكار آن است. به پيروان جهان‏بينى مادى، در گذشته «طبيعى» و «دهرى» و گاه «زنديق» و «ملحد» گفته مى‏شد و در زمان ما «مادى» و «ماترياليست» گفته مى‏شود. بنابراين ماديين كسانى هستند كه بينش و ارزيابى و تحليل و تفسير آنان درباره عالم هستى، بر انكار ماوراء طبيعت مبتنى است.
کد سوال : 4382
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : اصطلاح ديالتيک و بورژوازي را تعريف کرده و انگلس و لنين چه شخصيتهايي بودند؟
پاسخ : الف) اصطلاح ديالكتيك (Dialectic) به معناى: 1. وجود دو عامل متضاد در يك پديده. 2. كاربرد بحث منطقى هنگام بررسى حقيقت يك عقيده يا تئورى. 3. شيوه بررسى در منطق و فلسفه كه همه‏ى اشياء و پديده‏ها را در حركت و تغيير و دگرگونى مداوم مى‏داند و پيشرفت را در مبارزه اضداد و تبدل از دگرگونى كمى به كيفى مشاهده مى‏نمايد. 4. شاخه‏اى از منطق فلسفى كه حالات بنيادى استدلال دقيق را آن چنان كه پياپى در آثار سقراط، افلاطون، ارسطو، رواقيان، كانت، هگل، ماركس و انگلس آمده است، منعكس مى‏سازد(V}فرهنگ علوم سياسى، مركز مطلاعات و مدارك علمى ايران، بهار 1374، ص 60{V). هگل دانشمند شهير آلمانى منطق مخصوص و روش خاصى را براى راه بردن عقل در كشف حقايق انتخاب نمود و نام آن را ديالكتيك گذاشت كه (تناقض) را وارد مفهوم دياكلتيك كرد. از نظر هگل تناقض شرط اساسى فكر و موجودات است و جريانى است كه تمام هستى را دربرمى‏گيرد، هم جريان فكر و هم جريان طبيعت و تناقض شرط اساسى اين جريان است. برحسب دياكلتيك هگل كه متضمن مفهوم (جمع ضدين و نقيضين) است دو نكته را بايد وارد فكر و انديشه خود كنيم تا طرز فكر ما، ديالكتيكى گردد: اول اين كه بدانيم هر چيزى هم هست و هم نيست. ديگر اين كه بدانيم همين تناقض درونى و واقعى اشياء پايه حركت و تكامل آن هاست. هگل معتقد است هر چه ذهن است واقعيت است و هر چه واقعيت است ذهن است، يعنى به نوعى تطابق ميان ذهن و واقعيت معتقد است. آن چه هگل آن را ديالكتيك مى‏نامد جز حركت اشياء در ذهن و در واقعيت بر طبق مثلث (تز، آنتى‏تز، سن‏تز) نيست(V}تفكر فلسفى غرب از استاد مطهرى، على دژكام، ص 265{V). از اين تفسير ديالكتيك برداشت‏هاى مختلفى شده است. به عنوان نمونه ماترياليسم ديالكتيك(Dialictical Materialism)، نظريه‏ى مبتنى بر درك پديده‏هاى طبيعت و جامعه از روى اصول ارتباط، تحول، جهش و تضاد كه جهان‏بينى و اسلوب و مبناى تئوريك احزاب كمونيستى است. اين نظريه با اعتقاد به تقدم ماده بر شعور، شعور را بازتاب جهان مادى در مغز انسان مى‏داند، و اين كه علت اصلى تكامل اشياء و پديده‏ها در خود آن‏ها قرار دارد و هر شيئى يا پديده در اثر مبارزه‏اى كه بين جنبه‏هاى متضاد آن وجود دارد از ساده به بغرنج، از يك مرحله نازل به مرحله‏اى عالى‏تر تكامل مى‏يابد، قانون تضاد يا قانون وحدت ضدين، هسته ديالكتيك ماترياليستى است. ماركس به كمك اين تئورى مى‏خواست ثابت كند كه سوسياليسم در دنياى جديد حتمى‏الوقوع است. به نظر او، تاريخ تمام جوامع بشرى، تاكنون تاريخ مبارزه آشتى‏ناپذير دو طبقه استثمارگر و استثمارشونده بوده است. تقابل يا تضاد بين فئودال‏ها(تز) و رعيت‏ها(آنتى‏تز) جامعه بورژوايى (سنتز) را پديد آورد و تضاد بين بورژوايى(تز) و پرولتاريا(آنتى‏تز) سرانجام سنتز جديدى را كه سوسياليسم است، به وجود مى‏آورد(V}جهت اطلاع بيشتر ر.ك: نظريه‏هاى نظام سياسى، ويليام تى. بلوم، ترجمه احمد تدين{V). در هر صورت تمامى كوشش منطق ديالكتيك بر اين اساس كه عالم طبيعت را كه عالم حركت است، طورى تفسير بكند كه نيازى به ماوراى طبيعت نباشد. اين فلسفه غلط است و محال است كه با منطق قرآن جور دربيايد(V}شناخت در قرآن، شهيد مطهرى، ص 177، به نقل از تفكر فلسفى غرب از منظر استاد مطهرى، ص 265{V). ب) انگلس(Engels)؛ فريد ريك انگلز، فيلسوف، عالم اقتصاد و سياستمدار آلمانى (1820ـ1895)، دوست كارل ماركس، بود كه با وى «خانواده‏ى مقدس» و «مانيفست حزب كمونيسم» را تنظيم كرد. وى پس از مرگ ماركس موجب انتشار كتاب «سرمايه» او شد(V}فرهنگ فارسى، دكتر معنى، ج 5، ص 190 / تاريخ عقايد و مكتب‏هاى سياسى، گائتا نوموسكا و دكتر گاستون بوتو، ترجمه دكتر حسين شهيدزاده، ص 323{V). ج) لنين (Lenin) ولاديمير ايليچ لنين بنيانگذار حكومت شوروى كه با رهبرى و كارگردانى انقلاب بلشويكى سال 1917 روسيه حكومت كمونيستى شوروى را بنا نهاد(V}جهت اطلاع بيشتر ر.ك: فرهنگ علوم سياسى، محمود طلوعى، ص 754{V). د) بورژوازى(Bourgeoisie): اين واژه در مورد طبقه سرمايه‏دار به كار مى‏رود كه مالك وسايل اساسى توليد است و از استثمار كار ديگران زندگى مى‏كند. سابقاً بورژوا - مشتق از كلمه بورگ به معنى شهر - به شهرنشين مرفه مى‏گفتند. بورژوازى بر حسب اين كه سرمايه خود را در كدام رشته به كار اندازد، به بورژوازى صنعتى، تجارى، مالى و روستايى تقسيم مى‏شود. از نظر قدرت مالى و نفوذ اقتصادى و سياسى، بورژوازى به بزرگ و متوسط و كوچك تقسيم مى‏شود. يك تقسيم‏بندى ديگر بورژوازى مربوط به نقش قشرهاى مختلف اين طبقه در جوامع مستعمره و وابسته است؛ بورژوازى ملى كه بر توليد داخلى متّكى است و از اين‏رو منافعش با انحصارات بيگانه اغلب در تضاد است و بورژوازى كُمپرادور(دلال) يعنى قشر عالى و ثروتمند. اين قبيل جوامع كه روابط محكمى با انحصارات بيگانه دارد. اين واژه همچنين براى اشاره به شيوه زندگى كسانى به كار مى‏رود كه آرايش و لباس خاصى دارند و به زندگى پرزرق و برق عادت كرده‏اند(V}فرهنگ علوم سياسى، مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران، بهار 1347، ص 35{V).
کد سوال : 4383
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : اصطلاح پرولتاريا را توضيح دهيد؟
پاسخ : پرولتاريا (Proletariat): اين اصطلاح در روم باستان به بى‏چيزان اطلاق مى‏شد. سيسموندى نويسنده‏ى سوسياليست فرانسوى در سال 1837 آن را براى اشاره به انسان‏هايى به كار بُرد كه از كَدّ يمين و عرق جبين نان مى‏خورند و نه هيچ سهمى در ثروت و نه هيچ تضمينى براى زندگى دارند و نه هيچ گذشته و نه هيچ آينده‏اى از آن آن‏هاست. از نظر ماركس و انگلس و ماركسيست‏ها پرولتاريا عبارت است از: طبقه كارگر صنعتى مزدبگير جامعه سرمايه‏دارى، يعنى كسانى كه فاقد وسايل توليد هستند و ناچارند نيروى كار خود را براى تأمين زندگى به صاحبان وسايل توليد (يعنى سرمايه‏داران) بفروشند. در چنين جامعه‏اى كارگر اصولاً آزاد است. او مى‏تواند بنا به اراده‏ى خودش كارفرما را ترك كند و كار ديگرى جستجو نمايد، اما نمى‏تواند از سرمايه‏داران دورى جويد، زيرا همه‏ى مؤسسات اقتصادى در تملك سرمايه‏داران است. سرمايه‏دار نيز كارگر را مجبور نمى‏كند تا برايش كار كند، بلكه خود زندگى او را مجبور مى‏سازد كه بين مردن از گرسنگى و فروش نيروى كارش به سرمايه‏دار، يكى را انتخاب نمايد. ماركس و انگلس، پرولتاريا را وارث تمدن صنعتى و جانشين سرمايه‏دار و اميد آينده جامعه مى‏دانستند. اما امروزه وضعيت و مفهوم پرولتاريا دگرگون شده است؛ هربرت ماركوزه عقيده دارد وصفى و مفهوم پرولتاريا كه مستنبط از وضع كارگران صنعتى انگلستان بود با گذشته فرق بسيارى كرده و عواملى مثل قدرت احزاب و سازمان‏هاى كارگرى و افزايش سطح دستمزدها، پرولتاريا را به طبقه كارگر نوينى متجانس با سرمايه‏دارى تكامل يافته تبديل كرده است(V}فرهنگ علوم سياسى، مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران، بهار 1374، ص 273 / ايدئولوژى‏هاى مدرن سياسى، اندرو ونينت، ترجمه مرتضى ثاقب‏فر، ص 108{V).
کد سوال : 4384
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : تکليف ما در جلوگيري از مراسم عروسي ها که به ابتذال کشيده مي شود چيست؟
پاسخ : آن گونه كه شما بيان داشتيد عمل اهالى روستا مصداق منكر است، امّا بايد ديد در اين جا وظيفه شما به عنوان يك فرد مسلمان چيست؟ قبل از آن بايد چند مسأله را مدّ نظر قرار داد: 1. از قرار معلوم عمل مذكور براى اهالى به شكل يك عادت و سنت درآمده است و اين باعث مشكل و پيچيده‏تر شدن نهى از منكر مى‏شود. 2. ممكن است در ميان اهالى كسانى باشند كه به زشتى و حرمت عمل خويش آگاه نباشند. در اين صورت جاى ارشاد و راهنمايى است، نه نهى از منكر. 3. امر به معروف و نهى از منكر داراى شرايطى است كه مهم‏ترين آن عدم ترتب مفسده و ضرر بالاتر از منكر مى‏باشد. يعنى اگر ضرر و فسادى كه ممكن است متوجه ما و ساير افراد شود، بيش از منفعت نهى از منكر باشد، نبايد بدان اقدام كرد. از شرايط ديگر احتمال اثر مى‏باشد. لذا با فقدان چنين احتمالى نهى از منكر واجب نيست. 4. صرف فقدان شرايط وجوب نهى از منكر را ساقط نمى‏كند، بلكه فوريت آن را از بين برده و افراد مكلّف به ايجاد و تحصيل شرايط مى‏باشند. يعنى بايد راه‏هاى مؤثر و بدون ضرر و مفسده را يافته از آن طريق عمل كنند. 5. اگر نهى از منكر مستلزم دخالت عملى باشد، اين ديگر وظيفه حكومت است و دخالت افراد جايز نيست. با توجه به موارد فوق به نظر مى‏رسد شما بايد با فرهنگ‏سازى و از طريق تبيين ضررهاى عمل مذكور از راه مناسب مانند تذكرات جمعى يا تذكر افراد مسنّ و صاحب نفوذ آن هم در موقعيت‏هاى مناسب اقدام كنيد. به عنوان مثال در خود مجالس عروسى كه افراد گرم اين عمل هستند، فضا براى نهى از منكر به احتمال زياد مناسب نباشد. تذكر وعاظ و روحانيون در ايام و اوقات مناسب مانند ماه رمضان، محرم و مجالس يادبود براى اموات اهالى احتمالاً داراى اثر باشد. از آن چه گفتيم روشن شد كه شما و هر فرد آگاه ضمن آن كه مكلّف به نهى از منكر هستيد و بايد سعى در ايجاد شرايط تأثير آن داشته باشيد، جداً از دخالت عملى بپرهيزيد و در صورت لزوم نهى از منكر عملى در اين امور را حتماً به نيروهاى مسؤول نظير نيروى انتظامى بسپاريد.
کد سوال : 4385
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : آيا نزول آيات يك سوره از نظر زماني پشت سر هم است؟
پاسخ : آيات در مناسبت‏هاى مختلف نازل مى‏شده و جبرئيل به رسول خدا(ص) مى‏گفت اين آيه را مثلاً در بين آيات 5 و 20 سوره بقره قرار دهيد و بقيه به ترتيب خاص نزول مرتب شده است (اولين آنها سوره علق و آخرين سوره سوره برائت است. آخرين آيه هم آيه 281 سوره بقره است كه گرچه آخرين آيه است اما پيامبر(ص) فرمودند اين را بعد از آيه 280 سوره بقره قرار بدهيد). ضمنا اولين سوره‏ى كاملى كه بر پيامبر نازل شد سوره‏ى حمد است و به همين جهت نام ديگر آن فاتحة‏الكتاب است و هنگام بعثت پيامبر ابتدا فقط 5 آيه اول سوره علق نازل شد و خود سوره‏ى علق پنجمين سوره‏ كامل است. براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- قرآن در اسلام، ص 127. 2- قرآن در اسلام، ص 120 - 125 علامه طباطبايى.
کد سوال : 4386
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : شرايط اطلاق واژه شهيد به افراد چيست؟
پاسخ : آدمى نوعا در پايان زندگى طبيعى و يا در اثر حوادث ناخواسته جان خود را از دست مى‏دهد و غالبا بر آن امر رضايت نداشته و مرگ را بالاجبار پذيرا مى‏گردد، ولى شهيد (شاهد بر آرمان خود) كسى است كه تمام وجود خود را در راه آرمان الهى خود به كار مى‏گيرد. اين افراد را نمى‏توان با افرادى كه مرگ گريبانگير آنان مى‏شود يك سطح دانست، لذا خداوند در قرآن مى‏فرمايد: «به آنانى كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده نگوئيد، بلكه آنان زنده‏هايى هستند كه در نزد پروردگارشان روزى مى‏خورند»، V}(بقره، آيه 150){V. هر اندازه انسان از نظر تقوا و عفاف و قطع وابستگى‏هاى دنيوى و دلبستگى به خدا و آخرت فراتر رود به مقام شهيدان نزديك‏تر مى‏شود. از طرف ديگر عشق راستين به جهاد و شهادت در راه خدا انسان را تا مقام شهادت بالا مى‏برد. اولاً از ديدگاه قرآن كسى كه در راه خدا قدم بر دارد و در انجام عمل صالح خود خلوص نيّت داشته و جز خداوند متعال قصد ديگرى ندارد و تنها براى رضاى خداوند نه مال يا مقام و... كارى را انجام دهد و كشته يا حتى بميرد شهيد محسوب مى‏گردد، V}(حج / آيات 58 و 59 و نيز نگا: الميزان، علامه طباطبايى، ج 14، ص 399){V ثانيا فردى كه در راه خدا جان را زنده نگه مى‏دارد و جسم را مى‏بازد تا جان زنده‏اش زنده‏تر و شكوفاتر گردد، همينكه نيتش خدا باشد در نايل شدن به مقام شهادت براى او كافى است، V}(آل عمران / 169، بقره / 154، نساء / 74، توبه / 111 و..){V. و همينكه انگيزه‏ى قتل او مبارزه با حق و حق مدارى و خدا و خدا پرستى باشد براى وصول او به اين فوز عظيم، بس است، V}(بقره / 61، آل عمران / 21، 112 و...){V.
کد سوال : 4387
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : مقصود از نفس زكيه و كشتن شدن او چيست؟
پاسخ : نفس زكيه، يعنى فرد بى‏گناه و پاك كه جرمى مرتكب نشده است. بنابر روايات، در آستانه ظهور حضرت مهدى(عج)، فردى پاك‏باخته و مخلص كه در راه امام تلاش مى‏كند، مظلومانه و بدون جرم به قتل مى‏رسد. آن چه كه از روايات استفاده مى‏شود اين است كه وى از نسل امام حسن مجتبى(ع) است و در روايات گاهى از او به «سيد حسنى» تعبير شده است و بين ركن و مقام كشته مى‏شود. و اين كه اصل تحقق چنين حادثه‏اى شكى نيست، هر چند اثبات جزئيات آن و زمان و مكان آن و مشخصات دقيق نفس زكيه «سيد حسنى» مشكل است. برخى احتمال‏هايى داده‏اند و به عنوان مثال، او را همان نفس زكيّه معروف در زمان امام صادق(ع) يعنى محمد بن عبدالله بن حسن مجتبى(ع) دانسته‏اند، امّا اين احتمال به چند دليل درست نيست: 1ـ لازمه‏اش اين است كه پيش از تولد مهدى(ع) و پيش از آن كه ائمه(ع) از قتل نفس زكيه خبر دهند، اين نشانه رخ داده باشد. 2ـ به تصريح روايات، نفس زكيه بين ركن و مقام كشته مى‏شود، در حالى كه محمد بن عبدالله بن حسن، در منطقه «احجار زيت» در نزديكى مدينه كشته شده است. 3ـ كشته شدن نفس زكيه، از نشانه‏هاى متصل به ظهور است. در حالى كه محمد بن عبدالله سال‏ها پيش از تولد امام زمان به قتل رسيده است. امام باقر(ع) مى‏فرمايد: بين ظهور مهدى(عج) و كشته شدن نفس زكيه، بيش از پانزده شبانه‏روز فاصله نيست.
کد سوال : 4388
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : اگر جواني نياز به اطلاعات در مورد دين داشته باشد ولي كتب ديني در اختيار ايشان نباشد چه بايد بكند؟
پاسخ : از راه‏كارهاى زير جهت اين امر مى‏توانيد استفاده كنيد: الف) ايجاد ارتباط با مراكز فرهنگى و علمى از جمله همين مركز مشاوره كه در زمينه‏هاى مختلف فرهنگى و مذهبى آمادگى پاسخ‏گويى به مشكلات و پرسش‏ها را دارد. ب ) مسجد در فرهنگ دينى شيعه، يك مركز فرهنگى است كه امام جماعت مساجد معمولاً مى‏توانند در حل مشكلات علمى و دينى و ارتقاء سطح اعتقادى و كلامى و... مردم به شما و ديگران كمك كنند. بنابراين رفت و آمد خود را با مساجد به خصوص مساجدى كه امام جماعت آن از توان علمى خوب و بالايى برخوردار است گسترش و تعميق دهيد به خصوص ارتباط نزديك‏ترى با امام جماعت مسجد داشته باشيد. ج ) معمول مساجد داراى كتابخانه‏هاى امانى هستند. مى‏توانيد كتاب‏هاى مورد نيازتان را از كتابخانه‏هاى مساجد برطرف كنيد (همچنين كتابخانه‏هاى عمومى كه در سطح شهر وجود دارد). د ) ارتباط با علماء و دانشمندان و داشتن شماره تلفن آنها مى‏تواند شما را در يافتن پاسخ به پرسش‏هاى مطرح شده در ذهنتان كمك كنند. ه ) سايت‏هاى اينترنتى داخلى (ذيل‏الذكر) و نيز CDهايى كه تهيه شده مجموعه معارف را جمع‏آورى كرده، راه ديگر براى دسترسى به كتب و معارف دينى است. - پايگاه حوزه ···www.hawzah.net اطلاع‏رسانى در زمينه علوم اسلامى از جمله: قرآن، عقائد، اسلام، احكام، اخلاق، فرهنگ و تمدن، آشنايى با حوزه‏هاى علميه و كتابخانه و مجلات - شبكه آل‏البيت ···www.al-shia.com قرآن، احكام، حديث، اهل‏بيت، مقالات اجتماعى، ارتباط با علماى شيعه، زندگى‏نامه بزرگان شيعه، بانك پرسش و پاسخ و تعداد قابل توجهى كتاب و مقاله - پايگاه الاسلام ···www.al-islam.org كليات اسلام، قرآن، چهارده معصوم، عقايد و احكام، تاريخ و كتابخانه بسيار مفصل در موضوعات مختلف اسلامى مؤسسه دارالحديث ···www.hadith.net پايگاه تخصصى ويژه احاديث اهل‏بيت، منابع حديثى شيعه، پژوهشهاى حديثى، دانستنيهايى از احاديث و پرسش و پاسخ درباره احاديث - پايگاه مجمع جهانى اهل‏بيت(ع) ··· www.ahl-ul-bayt.org معرفى مجمع جهانى اهل‏بيت(ع)، انتشارات مجمع، آثار هنرى درباره ثقلين(تابلو)، ارائه گزارش فعاليتهاى اين مركز در خصوص فقه شيعى و داراى بخش مجلات و كتابخانه. - پايگاه امام على(ع) ···www.imamalinet.net انديشه امام على(ع)، سيره امام على(ع)، شيعه امام على(ع)، نهج‏البلاغه با سه ترجمه و يك شرح، الغدير، كتابخانه، امام على(ع) در قرآن و سنت، امام على(ع) از منظر ديگران، فضائل امام على و... - پايگاه الكوثر ···www.alkawthar.com كتابخانه (مجموع‏اى از كتابهاى اسلامى)، درباره اهل‏بيت(ع)، معرفى علما و بزرگان، معرفى حوزه علميه به همراه بعضى دروس آن، مباحث فقهى بصورت موضوعى و تصاويرى از علما و اماكن مقدس. - دانشگاه اسلامى ···www.uofislam.org اطلاعاتى در زمينه حوزه‏هاى علميه شيعه و تاريخ آن، دروس خارجى مراجع حوزه علميه، مباحث علمى در زمينه‏هاى مختلف علوم اسلامى، متن كامل تعداد بسيار زيادى از كتابهاى اسلامى و داراى بخش مناظره و مناقشه. - پايگاه عقائد ···www.aqaed.com كتابخانه صوتى، جلسات عقائدى، تعداد زيادى كتب عقائدى، كتابهايى در رد شبهات، پاسخ به پرسشهاى عقائدى، مناظرات، كتابهايى درباره اهل بيت و شيعه در كشورهاى مختلف دنيا. - پايگاه شيعه ···www.shia.org اطلاعاتى در زمينه اسلام، چهارده معصوم(ع)، معرفى بعضى شخصيتهاى دينى، متن و ترجمه بعضى از دعاهاى روز و هفته، مقالات اسلامى و ارائه ترجمه منابع متنى اسلامى مثل قرآن، نهج‏البلاغه و صحيفه سجاديه.
کد سوال : 4389
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چرا گفته شده شادي مؤمن در چهره او و اندوهش در درون اوست؟
پاسخ : وجود جامعه‏اى كه در همه ابعاد داراى تعادل باشد و افراد آن اعتدال روحى و روانى لازم را داشته باشند از هدف‏هاى بزرگ اديان آسمانى و به ويژه دين مقدس اسلام بوده است. چون رسيدن به اهداف بلندى كه اين اديان براى بشر ترسيم كرده‏اند، جز در سايه چنين اعتدالى به دست نمى‏آيد. شادى و سرزندگى در حد معقول و منطقى به گونه‏اى كه انسان را از هدف آفرينش و مسير بندگى غافل نسازد و به مستى و بى‏خبرى و سستى در اداى وظايف و مسؤوليت‏ها نيانجامد از امور ضرورى و مهمى است كه در روايات پيشوايان دين به آن توجه ويژه‏اى شده است. در حديثى از اميرمؤمنان(ع) آمده است: H}السرور يبسط النفس ويصير النشاطM}{Hشادمانى انبساط خاطر و نشاط و سرزندگى مى‏آورد{M(V}ميزان الحكمه، چاپ دفتر تبليغات اسلامى، ج 4، ص 436، ح 8448{V).به منظور گسترش شادى و شادمانى و زدودن اندوه و افسردگى از جامعه اسلامى و ايمانى و ايجاد موجى از نشاط و خرمى در بين انسان‏ها، در روايات سفارش‏هاى فراوانى در مورد خوشرويى و گشاده‏رويى در هنگام برخورد با ديگران شده، مثلاً در روايتى مى‏خوانيم: H}البشاشة حبالة المودّةM}{Hخوشرويى كمند دوستى و محبت است{M(V}ميزان الحكمه، چاپ دفتر تبليغات اسلامى، ج 1، ص 417، ح 1708{V). و در حديثى ديگر چنين آمده است: H}الق اخاك بوجه منبسطM}{Hبرادرت را با گشاده‏رويى ملاقات كن{M().V}همان، ج 1، ص 418، ح 1707{V. خوشحال كردن اهل ايمان و زدودن غم و اندوه از چهره و قلب آنان مورد تأكيد شديد بزرگان دين بوده به گونه‏اى كه پيامبر(ص) در حديثى مى‏فرمايد: H}من سرّ مؤمنا فقد سرّنى و من سرّنى فقد سرّ اللّه‏M}{Hهر كه مؤمنى را شاد و مسرور كند مرا شاد كرده و هر كه مرا شاد كند خداوند را شاد كرده است{M(V}همان، ج 4، ص 430، ح 8465{V). از طرف ديگر آثار زيانبار اندوه و پريشانى و لزوم دورى از آن و زدودن زنگ غم و غصه از آينه جان انسان‏ها، از ديدگاه حق‏بين و ژرف‏نگر اولياى پاك الهى پنهان نمانده است. در روايتى مى‏خوانيم: H}الهمّ نصف الهرمM}{Hغم و اندوه نيمى از پيرى است{M(V}ميزان الحكمه، ج 4، ص 392، ح 3758، چاپ دفتر تبليغات اسلامى{V). و حديث ديگرى مى‏خوانيم: H}الهمّ يذيب الجسدM}{Hغصه بدن را آب مى‏كند{M() و نيز چنين آمده است: H}من كثر همّه سقم بدنهM}{Hهر كه اندوهش فراوان باشد، بدنش بيمار مى‏گرددV}{Mهمان، ح 3759{V. V}همان، ح 3761{V. حال روايتى كه مى‏گويد: شادى مؤمن در چهره او و اندوهش در دل است، درست در راستاى همين اصلى كلى است كه بايد جامعه اسلامى، جامعه‏اى سرزنده و بشّاش باشد، به گونه‏اى كه اهل ايمان بايد غم و اندوه خويش را در دل پنهان دارند و با تظاهر به شادى و شادمانى، زمنيه افسردگى و ملامت و اندوه جامعه را فراهم نياورند و تعادل روانى جامعه را به هم نزنند. چون رسيدن به سرمنزل سعادت انسانى و الهى از ديدگاه اسلام تنها با داشتن جامعه‏اى بانشاط معقول و منطقى و به دور از هرگونه زياده‏روى و كوتاهى است، نشاطى كه با روح كلى حاكم بر تعاليم اسلامى هماهنگ بوده و از چارچوب كاملاً مشخص دستورات و آموزه‏هاى آن خارج نگردد و از نظر روانى نيز، اگر كسى با وجود غم و اندوه درونى خود را شاد و مسرور نشان دهد و تظاهر به شادمانى مى‏نمايد، اين عمل در خودِ وى نيز تاثير گذارده و از شدت اندوهش مى‏كاهد. مخفى نماند كه از بررسى روايات و سخنان پيشوايان دين مى‏توان به اين نتيجه رسيد كه غم و اندوهى كه مورد ملامت و سرزنش واقع شده غم و اندوهى است كه در رابطه با دنياى فانى و امور دنيوى و كم و زياد آن مى‏باشد و اين اندوهى است كه اولياى الهى به تعبير قرآن كريم از آن پيراسته مى‏باشند: A}الا ان اولياءالله لاخوف عليهم و لاهم يحزنونM}{Aآگاه باشيد كه دوستان خداوند، ترسى از آينده و غمى از گذشته ندارند{M ولى غم و اندوهى كه به خاطر آخرت و دورى از اصل و حقيقت خود و نرسيدن به مقصد اعلاى انسانى باشد و نيز غصه‏اى كه به خاطر ارتكاب گناهان و آلوده كردن فطرت پاك خدايى و تيره كردن آينه تابناك و درخشان قلب و روح انسان است، مورد تحسين واقع شده و در روايات فراوانى آن را ستوده‏اند، از جمله در حديثى مى‏خوانيم: H}انّ الله يحب كل قلب حزينM}{Hخداوند هر قلب غمناكى را دوست دارد{M(V}ميزان الحكمه، ج 2، ص 401، ح 3812، چاپ دفتر تبليغات اسلامى{V). و در حديثى ديگر آمده است: چه بسيار انسان‏هاى غمناك و اندهگين كه غم و اندوهشان شادى ابدى و جاودانه را بهره آنان مى‏سازد(V}ميزان الحكمه، ج 2، ص 401، ح 3813، چاپ دفتر تبليغات اسلامى{V). البته بايد دانست كه اين نوع غم و اندوه بر خلاف نوع اول نه تنها باعث افسردگى و خمودى انسان نمى‏گردد، بلكه پشتوانه‏اى محكم براى نشاط و سرزندگى است، چون شادمانى و سرزندگى تنها با عوامل مادى به دست نمى‏آيد. بلكه عوامل معنوى و روحى نيز در تحقق آن تاثير بسزايى دارند و به همين دليل انسان‏هاى برگزيده و پاكى كه هماره از ترس آخرت اشكى‏ريزان و سينه‏اى سوزان داشته و در دورى از محبوب خويش ناله‏هاى شبگير داشته‏اند هرگز گرد و غبار دلمردگى و افسردگى بر چهره آنان ننشسته و سپاه خمودگى و كسالت روحى هرگز بر روح آنان خيمه نمى‏زد به شهادت تاريخ آنان از شاداب‏ترين و كوشاترين افراد جامعه بوده‏اند. غم و اندوه جاودانه على(ع) كه تنها چاه كوفه مى‏توانست ذره‏اى از آن را درك كند و با سنگ صبور بودنش قدرى از شراره آن بكاهد و آبى بر لهيب آن بزند و ترس از عظمت ربوبى و غشوه‏ها و سوزش‏ها و آه سوزان شبانه وى هرگز مانع از كندن چاه‏هاى مختلف و ايجاد نخلستان‏هاى گوناگون و احسان به دردمندان و نوازش يتيمان و رسيدگى به امور مسلمانان نگرديد، بلكه آن جهاد عظيم و كوشش‏هاى خستگى‏ناپذير، ثمره‏ى شيرين آن اشك‏هاى شورِ عاشقانه و آن غم و اندوه سوزانِ جاودانه بود.
کد سوال : 4390
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه مي توان با ائمه ارتباط برقرار کرد و در خواب با آنان سخن گفت؟
پاسخ : هرگونه ارتباط محبت‏آميز و قلبى مبتنى بر معرفت و شناخت است، اگر عشقى بر اثر يك آشنايى و ديدار زودگذر حاصل شود احتمال زوال و فروپاشى آن بسيار زياد است، چنانكه با ملاقات نكردن طرف مقابل و يا ديدن يك حالت و يا حركت ناپسند از وى، علاقه‏اش برگشته و احيانا به تنفر نيز تبديل شود ولى محبتى كه بين دو يار قديمى و يا دو همسر پس از مدت زمانى ايجاد مى‏شود چون مبتنى بر معرفت و شناخت از روحيات اخلاقى و ويژگيهاى شخصى وى است، براحتى از هم گسسته نمى‏شود، هم چنين است علاقه و محبت قلبى به اهل بيت(ع) كه اگر پس از معرفت مقام و جايگاه ايشان(ع) بدست آيد هيچگاه زايل نشده و بلكه هر لحظه رو به تزايد بوده و صاحب آن را به فلاح و رستگارى و همنشينى با ائمه اطهار(ع) در دنيا و آخرت موفق مى‏سازد. اگر شخص منصفى بدون پيش داورى خاصى تاريخ صدر اسلام را مطالعه كند برجستگى و رفعت مقام و شخصيت امام على(ع) را بخوبى و روشنى درك مى‏كند، كلمات حكمت‏آميز، خدمات بيشمار، حمايت قاطع از پيامبر اكرم(ص)، تقدم و سبقت در اسلام و ايمان شخصيت ممتازى از امام را جلوه‏گر مى‏سازد، اگر تنها به جملات و كلمات پيامبر اكرم(ص) نسبت به امام(ع) (كه در منابع اهل سنت و شيعه آمده است) توجه و با كلماتى كه پيامبر درباره صحابه جليل القدر مثل سلمان فارسى، ابوذر، عمار ياسر فرموده مقايسه شود فاصله غير قابل تصور وى با ديگر صحابه مشخص مى‏شود، هم چنين است توضيحاتى كه از پيامبر اكرم(ص) درباره فاطمه زهرا(س) و حسنين(ع) به ما رسيده است، حال اگر به خود اين بزرگواران از ديدگاه خودشان نگاه كنيم و توضيحات آنان را درباره خود ببنيم رفعت مقام آنان بيشتر بر ما آشكار مى‏شود، اخلاقى كه به ما ارائه كرده‏اند اخلاقى مترقى و پاكيزه و متناسب با روح و عقل انسانى است، كلام و عقايدى كه بيان فرموده‏اند بسيار منطقى و عقلانى است، ارتباط عميق و عاشقانه‏شان با خداوند متعال (كه در مناجات و دعاهاى سوزناكشان مشهور است) عرفانى خالص و منطبق با فطرت الهى است. مطالعه احاديث نورانى آنها و تاريخ سرگذشت غمبار و عبرت‏آموزشان در معرفت مقام بلند ايشان بسيار موثر است. يكى از بهترين متنى كه از ائمه درباره امام‏شناسى صادر شده زيارت جامعه كبيره است كه از امام هادى(ع) روايت شده، در اينجا فقراتى از اين زيارت عظيم القدر ذكر مى‏شود: سلام بر دعوت‏كنندگان بسوى خدا و راهنمايان بسوى آنچه كه رضايت خدا در وى است، كاملان در محبت الهى و اخلاص ورزندگان در توحيد خدا و اظهاركنندگان امر و نهى خدا... خداوند شما را براى علم خود برگزيد و براى غيب و نهان خود رضايت داد و براى سرورانش انتخاب نمود... خداوند شما را از گناه و ناپاكى دور گردانيد و از فتنه‏ها ايمن بخشيد، پس شما هم او را بزرگ داشتيد و ذكرش را ممتد گردانيديد و بخاطر او در آشكار و نهان مردم را نصيحت كرديد و براه راستش راهنمايى نموديد و جانهايتان را در راهش فدا نموديد و بر مصائبى كه در راهش فرود آمد صبر كرديد. پس هر كس از شما روى گرداند از دين فارغ شد و هر كس همراه شد به مقصد رسيد و حق همراه شما و در شما و از شما و بسوى شما است، بازگشت خلق بسوى شماست، حساب آن بر عهده شماست، هر كس شما را دوست دارد خدا را دوست داشته و دشمن شما دشمن خداست، شما صراط و راه قديم خدا هستيد، هر كس بسوى شما آمد نجات پيدا كرد و هركس روى گردانيد هلاك گشت خوشبخت كسى كه دوستى شما كرد و نگون بخت كسى كه با شما دشمنى كرد. هر كس متابعت شما كرد بهشت جايگاه او و هر كس با شما مخالفت نمود دوزخ منزلگاه اوست، هر كس شما را انكار كرد كافر و هر كس با شما جنگيد مشرك است... كلام شما نور و امرتان رشد و وصيت شما تقوى و كارتان خير وعادت شما احسان و روش شما كرم است، هر كس خداى را قصد و آهنگ كند از شما شروع كرده و هر كس متوجه او باشد شما را اراده مى‏كند. من ثنا و وصف شما را نمى‏توانم برشمارم، بخاطر شما است كه قطرات باران فرو مى‏ريزد و بجهت شما غصه‏ها برطرف شده و مشكلات و خطرات زايل مى‏شوند...» خود آن بزرگواران نيز مقام نورانيت خود را «امام اهل زمين»، «ستون دين»، «دعوت‏كنندگان بسوى حق»، «امامان خلق»، «امينان خداوند بر مردم»، «محل رفت و آمد ملائكه»، «معادن علم»، «چراغهاى روشن در ظلمات»، «سرچشمه‏هاى حكمت»، «كشتى نجات»، «لسان صدق» و «گنجينه ايمان» معرفى كرده‏اند، ادعيه‏هاى وارده از آن بزرگواران نيز مملو از تعبيرات بلند و عبارات رسا در معرفى مقامات و فضايل ايشان است، خداوند متعال چهار هزار سال قبل از خلقت حضرت آدم(ع) اين ذوات مقدس را بصورت نورانى خلق و نام آنها را در ساق عرش نمايان ساخته بود،V} (بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، ج 43، ص 52){V. و تمام موجودات و ملائكه با اين ذوات نورانى آشنا بودند، چنانكه آدم(ع) پس از ارتكاب خطا و اخراج از بهشت برزخى براى استغفار با توسل به نام اين بزرگواران توبه كرد، يك توجه دقيق در روايات اين بزرگواران ما را متوجه اين نكته مى‏سازد كه خداوند براى جريان فيض خود در ميان خلايق و موجودات و ساختن الگو براى انسان كامل يعنى خليفه خود در روى زمين و تشويق ديگران براى رسيدن به اين مقامات، اين ذوات مقدس را خلق نموده است و معرفت آنان را به مقام نورانيتشان همان معرفت خود و معرفت خود را همان معرفت مقام نورانيّت آنان دانسته است، (همان، ج 26، ص 1). شايد ذكر اين مقامات و فضايل از نظر اهل سنت و معتقدين به ساير مذاهب غلوآميز و افراطى باشد، ولى علاوه بر اينكه پاسخ آنها بايد بنحوى داده شود دقت به اين نكته شايان توجه است كه انسان مطابق فطرت خود در مى‏يابد كه بين خداوند رب‏الارباب كه وجود مطلق و مطلق وجود است و بين انسان خاكى ملكى و ناسوتى كه تمام رفتار و كردارش مطابق خلقتش ظلمانى و تيره است سنخيّت و تناسبى نيست و رسيدن اين دو به هم بدون وجود واسطه‏اى كه نشانى از هر دو وجه نورانيت و ظلمانيت داشته باشد ممكن نيست، بعبارتى ديگر با وجود اينكه انسان خود جنبه‏اى الهى و روحى ملكوتى دارد ولى بجهت انس با عالم طبيعت و ماده غبار غليظى روى آن فطرت نورانى را پوشانده است و علاوه بر پيامبران و عقل كه هادى انسان بسوى توحيد هستند، وجود ائمه اطهار(ع) بعنوان حد واسطه كه جنبه ملكوتى بسيار قوى و فعالى داشته و در عين حال همانند ساير مردم زندگى مى‏كردند در بيدارى انسانها ونزديكى آنها به خداوند بسيار ضرورى و حياتى است، همانند پادشاهى كه بخاطر فاصله بسيار بين آنان و مردم عادى وسيله ارتباطى بين آنان كم است ولى وجود واسطه‏ها و شفيعان اين ارتباط را برقرار مى‏كند. در پايان توصيه‏هاى كاربردى چندى براى ايجاد رابطه قلبى با ائمه معصومين بيان مى‏شود: 1. ايجاد معرفت و شناخت از طريق مطالعه تاريخ زندگى، جريانات سياسى آن زمان، سخنان حكمت‏آميز آن بزرگواران، مطالعه و قرائت ادعيه و زيارات وارده درباره آنان، مطالعه روايات وارده درباره فضايل و مناقب آنان و نيز كتابهايى كه در شرح اين روايات و يا بيان اين گونه مطالب نوشته شده‏اند. 2. توسل و توجه به بارگاه قدس امامان(ع) در زمانها و مكانهاى خاص و خوشحالى و شادمانى در ايام ولادت آنان و گريان و غمناك شدن در ايام شهادتشان 3. ايجاد سنخيّت روحى بين خود و آنان از طريق تهذيب نفس، ترك معاصى، انجام واجبات و نزديكى هر چه بيشتر به خداوند متعال. اما در رابطه با ديدن ائمه در خواب و سخن گفتن با ايشان در مفاتيح الجنان دعاها و دستوراتى در اين زمينه نقل گرديده البته علاوه بر آن اعمال، تحقق اين امور بستگى زيادى به خصوصيات روحى همچون: طهارت معنوى و صفاى نفس دارد و بدون قابليت‏هاى لازم چه بسا موفقيت حاصل نشود. طبيعى است كه رسيدن به چنين آرمانى راهى جز تقوا، طهارت نفس و ارتباط وثيق و قلبى با خدا و ائمه اطهار(ع) ندارد. در عين حال ما همواره بايد در پى اين باشيم كه امام و پيشواى الهى خود را هر چه بهتر و بيشتر بشناسيم و با شناخت و عمل به وظايف خود در برابر آن حضرت، ايشان را از خود خوشنود سازيم. رسيدن به چنين جايگاهى انسان را نزد آنان محبوب مى سازد و اين بسى ارجمندتر است از يك لحظه زيارت آن حضرت. در شرايط كنونى بزرگ‏ترين وظيفه شيعه امام زمان (عج) آن است كه در راه شناخت و شناساندن و احيا و ترويج فرهنگ اسلام ناب محمدى(ص) بيشترين كوشش ممكن را به عمل آورد. براى آگاهى بيشتر در مورد سيره اهل بيت ر.ك: 1- امام‏شناسى، علامه طهرانى (11 جلد) 2- فرازهاى برجسته از سيره امامان شيعه، محمدتقى عبدوس، محمد محمدى اشتهاردى (در چند مجلد)