• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 4341
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : اينکه می گويند سادات اگر گناه هم کنند, بخشيده می شوند حقيقت دارد يا نه؟
پاسخ : در پاسخ به پرسش شما بايد به دو نكته توجه كرد: اول: با جمع روايات، روشن مى‏شود كه سادات نيز مانند همه مردم ديگر هستند و در صورت گناه مستحق مجازات اخروى مى‏شوند. چنانكه از امام رضا (سلام اللّه‏ عليه) نقل شده است كه خطاب به برادرشان كه از راه راست منحرف شده بود و به اينكه از سلاله حضرت پيامبر اكرم (صلى اللّه‏ عليه و آله و سلم) و حضرت فاطمه زهراء (سلام اللّه‏ عليها) است؛ مى‏نازيد و خود را اهل جهنم نمى‏دانست، فرمودند: «آيا فكر كرده‏اى كه حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) خداوند را فرمانبردارى كند و روزها روزه بدارد و شبها به پاخيزد و تو خداوند را عصيان كنى و سپس هر دو روز قيامت مساوى باشيد؟ و در اين صورت تو از او نزد خداوند عزيزتر خواهى بود! همانا امام على بن الحسين (عليه السلام) مى‏فرمودند: «نيكوكاران ما دو اجر و زشت‏كاران ما دو عذاب دارند.» آنگاه امام رو به حسن وشاء فرمودند و با اشاره به آيه «قال يا نوح انه ليس من اهلك انه عمل غير صالح»V}(هود: 46){V (به وى گفتند: «او فرزند نوح بود، اما خداوند را عصيان كرد و خداوند نسبتش با پدرش را نفى كرد. همچنين هركس كه از خاندان ما باشد و خداوند را فرمانبردارى نكند، در حقيقت از ما نيست و اگر تو خداوند را پيروى كنى از ما هستى.» V}(خ صدوق؛ عيون الاخبار الرضا (عليه السلام) ج: 1 ص: 257){V همچنين در نقل ديگر امام به برادر خود فرمودند: «به خدا قسم كسى به آنچه نزد خداوند است (يعنى ثواب اخروى و دورى از آتش جهنم) نمى‏رسد، مگر به فرمانبردارى او؛ و تو مى‏پندارى كه با گناه به آن خواهى رسيد؟ بد پندارى دارى!» وى به امام عرض مى‏كند: «من برادر شما و پسر پدر شما هستم.» امام فرمودند: «تو در صورتى كه خداوند را فرمانبردارى كنى، برادر من هستى.» آنگاه به آيه سابق الذكر استناد كردند و فرمودند: «خداوند فرزند نوح را به دليل گناهش از اينكه از خاندان نوح باشد، بيرون كرد.» V}(همان ص: 260){V پس ملاحظه مى‏شود كه از اين جهت تفاوتى بين سادات و غير سادات نيست. بلكه طبق حديث امام سجاد (سلام‏اللّه‏ عليه) سادات گناهكاران دو برابر ديگران عذاب مى‏كشند، چنانكه فرمانبرداران آنها نيز دو برابر ثواب مى‏برند. V}(لحميرى؛ قرب الاسناد، ص, 357){V ( دليل آن نيز روشن است. زيرا آنها انتساب به پيامبر اكرم و امام على و حضرت زهراء (سلام اللّه‏ عليهم) دارند و گناهان آنها، موجب ناراحتى بيشتر آنها مى‏شود و بنابراين گناهانشان دو برابر حساب مى‏شود. امام باقر (سلام اللّه‏ عليه) به يكى از شيعيان كه مبتلا به گناه بود، فرمودند: «نيكى از همه نيكو است از تو بهتر است، زيرا تو به ما نزديك هستى و بدى از همه بد است و از تو بدتر است (زيرا به ما نزديك هستى)» V}(ابن شهر آشوب؛ مناقب آل ابى طالب، ج: 3 ص: 159){V خلاصه كلام اينكه سادات به بهشت مى‏روند، به شرط اينكه اهل گمراهى نباشند. در اين مورد بحثهاى ديگرى نيز است كه از آنها صرف نظر مى‏شود و در صورتى كه مايل به بحث تفصيلى بوديد، مرقوم كنيد تا پاسخ داده شود؛ اما اجمال مطلب همين است، كه عرض شد. تذكر اين نكته ضرورى است كه بر طبق روايات، ما موظف به احترام به سادات هستيم. زيرا آنها از نسل پيامبر اكرم و ائمه اطهار(ع) مى‏باشند و در حقيقت احترام به سادات، احترام به اين انوار طاهره است. دوم: از نظر فقهى، نسب از جانب پدر منتقل مى‏شود. بنابراين حرمت استفاده از زكات و حليت استفاده از خمس مخصوص ساداتى است كه از جانب پدر جزء اين خاندان باشند. اما با ديد كلى‏تر و به اصطلاح كلامى، همه كسانى كه از پدر يا مادر به انوار منوره برسند نسل پيامبر (صلى اللّه‏ عليه و آله و سلم) محسوب مى‏شوند و ظاهرا در مناقب و فضائل فرزند پيامبر بودن، شريك هستند.
کد سوال : 4342
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : من به طرز عجيبي مورد تهاجم و آزار و اذيت جن ها قرار مي گيرم .چه راهكاري داريد؟
پاسخ : P}زاهد ار رندى حافظ نكند فهم چه باك{E}ديو بگريزد از آن قوم كه قرآن خوانند{P (V}مضمون مصراع دوم، ترجمه‏ى روايتى است از حضرت على(ع): البيت الّذى يُقرء فيه القرآن و يذكر الله عزّ و جلّ فيه، تكثر بركته و تحضره الملائكة و يهجره الشيطان؛ خانه‏اى كه در آن قرآن قرائت شود، و ياد خداوند در آن‏خانه مرتب انجام شود، بركت آن خانه زياد شود و ملائكه در آن خانه حاضر گردند و شيطانها از آن خانه بيرون روند. (ديوان حافظ دكتر انجوى شيرازى) {V) ما در پاره‏اى خبرها درباره شرارت‏ها، وسوسه‏ها و تهاجم‏هاى شيطان‏هاى جنّى مطالبى را مى‏شنويم يا مى‏خوانيم و با استفاده از قرآن كريم پى مى‏بريم كه شيطان معنى وسيعى دارد و به معنى هر موجود سركش و طغيانگر و موذى است، لذا در قرآن به انسانهاى پست و خبيث و طغيانگر نيز شيطان گفته شده است. (V}سوره انعام، آيه 112{V) در سوره ناس چنين مى‏خوانيم: «بگو پناه مى‏برم به پروردگار مردم،... خدا و معبود مردم، از شرّ وسوسه‏هاى شيطان و موجود شرورى كه همواره ظهور مى‏كند و سپس پنهان مى‏شود؛ و براى تصرّف دل حمله و گريز دارد. آن كه در سينه‏هاى مردم وسوسه مى‏كند خواه از جنس جن باشد و خواه از جنس انسان» بنابراين، انسان بايد پيوسته از شرّ شيطانهاى جنّى و انسى به خدا پناه ببرد. البته همه جنيان شيطان نيستند شيطان جنّى آن جنى است كه كافر است و اسلام نياورده و كارش خرابى و شرارت و شيطنت است. مطلب ديگر اين است كه منظور از ظهور جنّ و شيطان اين نيست كه از ماهيّت حقيقى خود خارج شوند و تغيير ماهيت بدهند! بلكه به اين معنى است كه در قوّه حسّ و ادراك انسان به صورتهاى مختلفى محسوس مى‏شوند. به همين جهت، گاهى جنيان به صورت يك آرم، گاهى موجودات كوچك، گاهى موجودات بزرگ با بدنها و چشمها و موهاى عجيب متمثّل مى‏شوند؛ و شيطان نيز بصورت يك پيرمرد، گاهى بصورت جوان و... ظاهر شده است. در خبرى مى‏خوانيم كه شيطان انگشت پاى مبارك امام سجاد(ع) را در حال نماز نيش مى‏زند و مى‏خواهد حضرت را از توجه در نماز غافل سازد ولى امام با ذكر الهى از شرّ او نجات مى‏يابد. شيطان براى عموم مردم از طريق ايادى و لشگريانش لغزشگاههايى بوجود مى‏آورد تا مردم را از ياد خدا غافل ساخته، به گناهان سوق دهد. درباره‏ى كسانى كه به سير و سلوك و تهذيب نفس روى مى‏آورند شيطان از نيروهاى قويترى استفاده مى‏كند و به تعبيرى از عوامل اجرايى ويژه خود براى فريفتن و گمراه ساختن آن‏ها بهره مى‏برد هر چه سالك در تهذيب نفس تلاش بيشترى مى‏كند بيشتر مورد هجوم شيطان و عوامل او قرار مى‏گيرد تا جائى كه خود شيطان يعنى شيطان اصلى كه آدم و حوا را اغوا كرد (ابليس) براى اولياء الهى تمثل پيدا مى‏كند و بطرق مختلف ايشان را از سلوك الهى باز مى‏دارد يكى از كارهاى شيطان در اين مرحله اين است كه پاره‏اى كارهاى مستحبّى را براى سالك جلوه و طول مى‏دهد و او را به مستحبات چنان مشغول مى‏سازد تا از امور اصلى دينى (واجبات) خود باز ماند. اساتيد و مشايخ ما براى مقابله با وساوس شيطانى و محفوظ ماندن از شرارتهاى شياطين جن و انس دستورالعمل‏هايى مى‏دهند كه ما در خصوص مشكل شما برداشت و توصيه‏هايى ويژه‏اى داريم كه انشاء الله جامه‏ى عمل مى‏پوشيد. الف) اگر ترس از هر موجودى سبب شود كه فرد نسبت به تهجّد و شب‏زنده‏دارى، نماز و دعا سست شود اين همان دام شيطان است. كم توجهى به امور عبادى، نوعى عقب‏نشينى و تسليم شدن سالك محسوب مى‏شود. سالك الهى، با استفاده از عبادت و ياد خداوند متعال از مكر، وسوسه و شرّ هر موجودى در امان خواهد ماند به هر مقدارى كه سالك به اعمال صالحه روى مى‏آورد، به همان نسبت تحت ولايت و سرپرستى خداوند قرار مى‏گيرد و شيطان هرگز بر او تسلّطى نخواهد داشت. همانگونه كه خداوند مى‏فرمايد: A}«انّ عبادى ليس لك عليهم سلطان{A؛ تو (اى ابليس) هرگز بر بندگان من تسلّط نخواهى يافت»(V}سوره حجر، آيه 42{V) خود ابليس هم اعتراف مى‏كند كه من بر بندگان مخلص سلطه‏اى ندارم. A}«و لاغوينّهم اجمعين * الاّ عبادك منهم المخلصين؛{Aبطور حتم آدميان را اغوا و گمراه خواهم ساخت مگر بندگان مخلص تو را.(V}حجر، آيه 39 و 40{V). كه بر ايشان قدرت نفوذ ندارم) ـ آرى خداوند ولى و سرپرست صالحان است - خداوند ولّى و سرپرست مؤمنان است. ب) امام صادق(ع) چه زيبا و متين فرموده‏اند: در شگفتم براى كسى كه ترس بر او غلبه كرده، چگونه به ذكر: «حسبنا الله و نعم الوكيل»(V}سوره آل عمران، آيه 173{V). پناه نمى‏برد؛ زيرا كه خداوند عزّوجل به دنبال ذكر ياد شده فرموده: پس (آن كسانى كه به عزم جهاد خارج گشتند و ترساندن شياطين در آن‏ها اثر نكرد و به ذكر فوق تمسّك جستند) همراه با نعمتى از جانب خداوند (عافيت) و چيزى كه زائد بر آن (سود در تجارت) بود، بازگشتند و هيچگونه بدى به آنان نرسيد.(V}رساله‏ى «نور على نور»، در ذكر و ذاكر و مذكور، علامه حسن زاده آملى{V). ج) چهار «قل» را مداومت نمائيد؛ يعنى سوره‏هاى «توحيد»، «فلق»، «ناس» و «كافرون» را دائما مخصوصا به هنگام خواب ذكر نمائيد. د) صدقه بدهيد؛ به فرموده آيت‏الله شيخ حسنعلى اصفهانى در كتاب نشان از بى‏نشانها، هر روز ـ اگر چه به مقدار كم ـ صدقه بدهيد. ز) توسل به چهارده معصوم و ذكر شريف صلوات در طول بيدارى و قبل از خواب نقش موثرى در اعاده حالات معنوى دارد. كسانى كه اشتغالات روزشان زياد است، با استفاده از ذكر صلوات مى‏توانند حالات معنوى مانند حضور قلب خود را حفظ نمايند و در عين حال به كار و پيشه خود بپردازند. در خصوص استاد اخلاقى، راهنمايى ما اين است در ابتدا برنامه‏ى مطالعاتى قبل را تكميل نمائيد. بعد به كتاب شريف «دفتر معرفت نفس»V}دفتر معرفت نفس در سه دفتر تدوين شده است{V. ( از استاد علامه حسن‏زاده آملى (دامت بركاته) استفاده كنيد البته اگر اين كتابها را در نزد استادى كه با مفاهيم و معانى اخلاقى و عرفانى آشنا است مطالعه و تحقيق نمائيد فوايد عظيمى عايد شما خواهد شد. بعد كتاب شرح چهل حديث امام راحل را بصورت محققانه مطالعه نمائيد. خداوند متعال بسيارى از بندگان خالص خود را، بدون اين كه استاد و راهنمايى داشته باشند؛ مستقيما دستگيرى و هدايت نموده است(V}سوره عنكبوت، آيه‏ى آخر{V). حتى وعده داده «كسانى كه در راه «ما» و رسيدن به كمال وجودى‏شان كه همان قرب الهى است، تلاش و مجاهده كنند، ما بطور حتم راههاى وصول را به ايشان نشان خواهيم داد»V}كتاب كيمياى محبت را در اين رابطه مطالعه كنيد.{V از طرفى اگر قابليت شخص در نزد خداوند محرز شود استاد را نيز فرا روى او خواهد نهاد كما اين كه جناب خضر را استاد حضرت موسى(ع) نمود؛ حضرت علامه طباطبايى نقل مى‏كنند وقتى براى تحصيل به نجف اشرف رفتم، در حرم اميرالمؤمنين مشغول به كارى بودم ـ احتمالاً وضو مى‏گرفتند ـ دستى به شانه‏ام خورد به عقب برگشتم، سيّد بزرگوارى را ديدم؛ او به من فرمود: اگر دنيا مى‏خواهى نماز شب بخوان، اگر آخرت مى‏خواهى نماز شب بخوان. از آن به بعد تا سالها ملازمت و معيّت او را ترك نكردم. آن سيد بزرگوار آقا سيد على قاضى تبريزى ستاره عالم اخلاق و عرفان بود در همين زمينه كتاب شريف: «طريق عرفان» ترجمه و شرح رسالة الولايه علامه طباطبايى را بخوانيد. در قسمت بررسى نامه قبلى شما نكاتى به عرضتان مى‏رسانيم: 1. درباره توصيه‏هايى كه در نامه قبلى شده، حتما تدريج و پيوستگى را حفظ نمائيد به اين شكل كه افراط و تفريط هر كسى را از رسيدن به مقصود باز خواهد داشت. اعتدال، توازن و ميانه‏روزى در همه امور بايد حفظ شود و الاّ همين حادثه‏اى كه رخ داده است و شما نسبت به پاره‏اى مسائل معنوى سست شده‏ايد عارض خواهد شد. ظرفيت و حال خود را ملاحظه كنيد اگر قلب و روح، به هر چيزى كه سفارش شده، تمايل دارد همانرا به تدريج انجام دهيد چيزى را بر خود تحميل نكنيد. دين ما به سر زندگى، نشاط و شادابى اهميت بسيارى مى‏دهد و زندگى توأم با سلامتى، امنيت، رفاه و پرداختن به تفريحات سالم را توصيه مى‏كند.V}الگوهاى رفتارى ما ائمه اطهارند، در همين زمينه كتاب «امام على(ع) و تفريحات سالم» نوشته مرحوم محمد دشتى را ملاحظه كنيد. ما مطمئن هستيم با مطالعه اين كتاب ديدگاه شما نسبت به مطالب و سفارشهاى انجام شده، روشنتر و واقعى‏تر خواهد شد{V. 2. شما در حال حاضر، فعاليت تحصيلى‏تان مهمترين كار و پيشه شماست. لذا به حدّ كافى استراحت نمائيد، شبها زود بخوابيد، سعى كنيد خوابى عميق داشته باشيد و هر زمان كه راحتى و آسودگى جسم و روح تأمين شد از خواب برخيزيد و به فعاليتهاى خود بپردازيد. در طول روز، بين صبح و عصر حتما لحظاتى را استراحت كنيد. به تجربه ثابت شده است استراحت ـ حتى كوتاه مدت ـ در طول روز نيرو و توان انسان را چند برابر مى‏نمايد. تا زمانى كه تحصيل مهمترين كار شماست ساير فعاليت‏ها بايد تحصيل شما را تسهيل و تسريع نميا و هر چه شما را از تحصيل باز مى‏دارد بايد تعديل شود. 3. غذاى مناسب و به قدر كفايت ميل كنيد. در صبحانه حتما لبنيات مصرف كنيد. اگر به روزه‏هاى مستمر و پى در پى مبادرت مى‏كنيد، اين حالت را تعديل نماييد. يعنى در ماه سه روز بيشتر روزه نگيريد (پنجشنبه اول و آخر ماه و چهارشنبه وسط ماه) به ازاى آن وعده‏هاى غذايى را تعديل كنيد يعنى به قدر كفايت بخوريد و از كم خورى و پرخورى بپرهيزيد. 4. در ارتباطهاى اجتماعى و مناسبات فاميلى حتى المقدور شركت كنيد. با محارم خود رفت و آمد كنيد و عواطف خود را نسبت به ايشان ابراز كنيد. 5. بعضى مواقع پاره‏اى دستورات كه قبلاً يا فعلاً داده شده است از قبيل مستحبات اگر فوت شد، يأس و نااميدى بر شما غلبه نكند پيوسته اميدوارى را در خود زنده كنيد و يأس را گردن بزنيد. P}تكيه بر تقوا و دانش، در طريقت، كافرى است{E}راهرو گر صد هنر دارد، توكّل بايدش{P (V}حافظV}) خداى مهربان ما ولى و سرپرست ما هم اوست كه فرمود: «A}و من يتوكل على الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لكلّ شى‏ء قدرا؛{Aهر كس به خدا توكل كند خداوند او را كفايت مى‏نمايد، خداوند فرمان خود را به انجام مى‏رساند، او براى هر چيزى اندازه و مقدارى قرار داده است»(V}سوره طلاق، آيات 2 و 3{V). در پايان توصيه مى‏شود كه در شرايط فعلى و با توجه به مشكل خاص شما، تنها به انجام واجبات و ترك محرمات اكتفا نماييد و مستحبات را تنها در هنگام نشاط كامل و رغبت و آمادگى انجام دهيد و محور اصلى در فعاليت‏هاى خود را پرداختن به تحصيل قرار داده و با تقويت جسم خود در حد اعتدال از هر گونه زياده‏روى و افراط در عباداتى مانند روزه‏ى مستحبى خوددارى نماييد و چون توصيه‏هاى قبلى كه در نامه اول ذكر شده بود مناسب با شرايط خاص آن زمان شما بوده لذا فعلاً از اجراى آن سفارشات و توصيه‏ها خوددارى نماييد به ويژه تلاوت سوره مباركه يوسف كه در شرايط فعلى خواندن آن ترك شود بهتر است.
کد سوال : 4343
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : در صورت ورود به بهشت آيا اين باعث مغرور شدن انسانها يا ظلم به افراد نيكوكار نمي شود؟
پاسخ : ديدگاه محدّثان در زمينه خلود در عذاب جهنم اين است كه عذاب جاويدان اخروى فقط شامل كافران و معاندان مى‏شود و اهل ايمان براى هميشه در جهنم و عذاب‏هاى هولناك آن نخواهند ماند. ابن‏عباس مى‏گويد: پيامبر اكرم(ص) فرمود: A}والّذى بَعَثنى بالحقّ بشيراً و نذيراً لايعذّب‏الله بالنّار موحّداً ابدا و انَّ اهل التّوحيد يَشفعون فيشفعون...{A؛ سوگند به كسى كه مرا نويد و بيم دهنده برانگيخت، خداوند هيچ يكتاپرست و موحّدى را به آتش جاودان عذاب نخواهد كرد، همانا اهل توحيد، از حق شفات برخوردار مى‏شوند. به طورى كه مى‏توانند شفيع ديگران شوند. آن گاه شفاع مى‏كنند البته شفاعت آنان پذيرفته خواهد شد(V}بحارالانوار، ج 8، ص 358، ح 23{V). برخى روايات دلالت دارد كه دوستان على(ع) و خاندان او در عذاب ابد نخواهند بود و دشمنان ايشان از عذاب جاودان نجات نخواهند يافت. پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: همانا ولايت على(ع) آن نيكى و خيرى است كه با وجود آن هيچ گناهى هر چند بزرگ باشد زيان نمى‏رساند، و به سبب پاره‏اى از عذاب‏هاى اخروى تطهير مى‏شود تا به شفاعت سروران طيّب و طاهر از گناهان نجات كامل يابند و همانا دوستى و قبول رهبرى و دشمنان على(ع) و مخالفت با او گناهى است كه چيزى با آن نمى‏تواند نافع باشد و تنها سودى كه به خاطر طاعت‏هايشان در دنيا بهره آن‏ها مى‏شود اين است كه از نعمت‏هاى ظاهرى و رفاه، سلامتى، گسترش زندگى برخوردار مى‏شوند. ولى چون وارد صحنه آخرت شوند براى آنان عذاب جاودان خواهد بود...V}بحارالانوار، ج 8، ص 352، ح 2{V. علامه مجلسى در مقام جمع روايات ياد شده بر اين باورند كه 1ـ كافران و منكران ضروريات دين اسلام در آتش جاودان خواهند بود. 2ـ گروه‏هاى غيرشيعه و كسانى كه منكر ضروريات اسلام هستند اگر در تعصّب شديد و دشمنى با اهل بيت(ع) سخت كوشيده و حجّت بر آنان تمام شده باشد، نيز در آتش جاودان خواهند بود. 3ـ صاحبان گناهان بزرگ از شيعيان داخل آتش خواهند شد و مدتى عذاب خواهند چشيد، جز اين كه شفاعت نصيبشان خواهد شد. برخلاف شيعيان راستين كه حتّى يك نفر آنان هرگز در دوزخ ديده نمى‏شود(V}بحار، ج 8، ص 393، ذيل ح 41{V). در بررسى نهج‏البلاغه حضرت امير در اين زمينه به نتايج مفيدى مى‏رسيم كه: مردم از جهت انجام وظايف و ترك آن چند گروهند: گروه اول: آن‏ها كه تمام دستورات اعتقادى، حقوقى و اخلاق را بى‏چون و چرا انجام مى‏دهند و مرتكب كوچك‏ترين خطايى نمى‏شوند. قران اين گروه را اهل بهشت معرفى مى‏كند بهشتى كه همواره در آن متنعّمند و هيچ گاه از آن اخراج نخواهند شد(V}توبه، آيه‏ى 72. امام على(ع) در خطبه 109 و 85 و حكمت 387 نهج‏البلاغه به طور كامل اين موضوع را تبيين نموده است: «اما فرمان‏برداران را در جوار رحمت خويش جاى مى‏دهد و در سراى جاودان‏اش آنان را مخلّد مى‏سازد...{V). گروه دوم: كسانى كه مرتكب گناهان كبيره نشده‏اند، ولى گه‏گاه تن به گناهان صغيره داده‏اند. خداوند اين گروه را نيز به خاطر ديندارى و اجتنابشان از كبائر، مرهون رحمت خود كرده، اهل بهشتشان مى‏سازد. H}اِنْ تجتنبوا كبائرَ ما تنهون عنه نكفّر عنكم سيّئاتكم و ندخلكم مدخلاً كريماً{H؛(V}نساء، آيه‏ى 31{V). گروه سوم: آنان كه مرتكب گناهان كبيره شده‏اند، اما توبه كرده و يا شفاعت و رحمت واسعه الهى بر آنان سايه افكنده است. ايشان نيز عاقبت اهل بهشت خواهند گرديد و همچون بهشتيان در آن جاودان خواهند زيست. امام رضا(ع) در اين باره مى‏فرمايد: خداوند هيچ مؤمنى را داخل جهنم نمى‏كند، در حالى كه به او وعده بهشت داده است، و هيچ كافرى را از جهنم نجات نمى‏دهد، در حالى كه به او وعده خلود در آتش داده است و گناه‏كاران موحد، به جهنم داخل شده، از آن خارج مى‏شوند، و شفاعت در حق ايشان روا است(V}بحار، ج 8، ص 362. از عبارت «به جهم داخل شده، از آن خارج مى‏شوند...» مى‏توان استفاده كرد كه مدّتى عذاب مى‏بينند تا تطهير شوند. آن گاه مشمول شفاعت خواهند شد{V). گروه چهارم: كسانى كه با سوءنيت راه كفر و نفاق در پيش گرفتند و با معارف حقه الهى دشمنى كردند. اينان اهل جهنم‏اند و در آن جاودانه خواهند بود. «والذين كفروا و كذّبوا باياتنا اولئك اصحاب النّار هم فيها خالدون{A(V}بقره، آيه‏ى 39{V ). با توجه به نمونه‏هاى ياد شده به دست مى‏آيد كه جهنم همواره دارالعذاب است و هيچ گاه سرد نمى‏شود و كافران پيوسته در آن معذّبند و از آن خلاصى نمى‏يابند(V}نهج البلاغه، خطبه 109 (و اما گناهكاران، آنان را در بدترين منزلگاه جاى دهد...){V). در مجموع مى‏توانيم نتيجه بگيريم نيكوكاران، در بهشت مقاماتى دارند كه اين مقامات و مراتب با ايمان و اعمال صالحه ايشان ارتباط مستقيم دارد و چه مراتب علمى و عملى ايشان در معنويات بالاتر باشد، درجات بالاتر بهشت را واجد خواهند شد و كسانى از اهل ايمان كه مرتكب خطاهايى اعم از صغيره يا كبيره شده‏اند در عوامل مختلف، قبر، برزخ و قيامت برحسب حال عذاب‏هايى خواهند كشيد تا پاك شوند و از عذاب خلاصى يابند و در نتيجه وارد بهشت شوند. امّا درباره عذاب ياد شده لازم است اشاره به فرمايش خداوند در قرآن كريم بكنيم كه مى‏فرمايد: شدّت عذاب الهى در قيامت آن چنان است كه هيچ كس عذابى همانند عذاب او نمى‏كند(V}فجر، آيه‏ى 25 (فيومئذٍ لايُعَذِّب عَذابه اَحَد){V). يعنى عذاب قيامت نظير ندارد و يك لحظه‏اش براى احدى قابل تحمل نيست. تازه بعد از اين عذاب، وقتى وارد بهشت مى‏شود اين طور نيست كه در مراتب عالى و هم‏رديف اصحاب يمين يا سابقين قرار بگيرند بلكه در جايگاهى در شأن خودشان منزل و مأوا خواهند گزيد. ذكر منابع مطالعاتى: 1. معاد، شهيد دستغيب(قدس سره). 2. معادشناسى، مجلّدات 11 گانه، علامه محمد حسين حسينى طهرانى(ره). 3. معاد در قرآن، ص 495، آية‏الله جوادى آملى (دامت‏بركاته).
کد سوال : 4344
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : در «اللهم اعوذ بك من علم لا ينفع» علم لا ينفع چه علمي است؟ چند مثال بزنيد.
پاسخ : H}اللهم انّى اعوذُ بك من علمٍ لاينفعُ...{H اصل اين دعا در تعقيبات نماز عصر در مفاتيح‏الجنان نقل شده است: H}اللهمّ انّى اعوذ بك من نفسٍ لاتشبعُ و من قلبٍ لايخشَعُ و من علمٍ لاينفعُ و من صلاةٍ لاتُرفَعُ و من دعاءٍ لايُسمَعُM}{Hخدايا من به تو پناه مى‏برم از نفسى كه سيرابى ندارد، و قلبى كه خشوع و خضوع نمى‏يابد و عملى كه سودى نمى‏بخشد و نمازى كه بالا نمى‏رود و مقبول واقع نمى‏شود و دعايى كه تأثير نمى‏پذيرد و مسموع واقع نمى‏گردد{M انسان خود نوعى حيوان است، از اين رو با ديگر جانداران مشتركات بسيار دارد. اما يك سلسله تفاوت‏ها با هم‏جنسان خود دارد كه او را از جانداران ديگر متمايز ساخته و به او تعالى و مزيّت بخشيده و او را بى‏رقيب ساخته است. تفاوت عمده و اساسى انسان با ديگر جانداران كه ملاك انسانيّت او است و منشاء چيزى به نام تمدّن و فرهنگ انسانى گرديده است در دو ناحيه است علم و ايمان يا بينش و گرايش. علم به معنى اعم يعنى مجموع تفكرات بشرى درباره جهان(V}شهيد مطهرى، كتاب انسان و ايمان{V). علامه محمد تقى جعفرى علم را اين گونه تعريف كرده‏اند: «علم روشن‏كننده‏ى واقعيات است در آن حدود كه وسايل و ابزار و ساختمان مغزى شخص عالِم و محدوديت هدف‏گيرى‏ها و موضع‏گيرى‏هايش را مشخص مى‏نمايد»V}عرفان اسلامى، علامه جعفرى، ص 145{V. علوم به دو قسمت تقسيم مى‏شود: يكى علوم دنيايى كه هدف اين علوم رسيدن به مقاصد مادّى دنيوى است و ديگر علوم اخروى كه هدف آن‏ها نيل به مقامات معنوى و وصول به مدارج عالى اخروى است. البته امتياز هر يك از اين علوم به امتياز نيّت‏ها و مقاصد آن‏هاست. خود علوم اخروى نيز از همه حال خارج نيست يا از قبيل علوم و معارف الهى، نظير توحيد است. يا از قبيل علم تهذيب نفس، تزكيه اخلاق و سلوك الى‏الله است، يا از قبيل علم آداب و سنن عبوديت است. اكنون بايد اعتراف كنيم كه آباد نمودن جهان آخرت بسته به اين سه امر است. اما نكته‏اى كه بايد اضافه كنيم اين است كه از مهم‏ترين تعاليم اسلام اعتقاد به اين اصل و سنت الهى است كه دنيا نبايد به خاطر آخرت ترك شود و آخرت نيز نبايد فداى دنيا گردد(V}در روايات ذكر شده كه معصوم مى‏فرمايد از ما نيست كسى كه آخرتش را به خاطر دنيا از دست بدهد و يا دنيايش را به خاطر آخرت ترك بگويد{V). مطابق اين مقدّمه كه برگرفته از تعاليم انبياء و مستفاد از قرآن شريف است، علوم به هر درجه كه هستند راه‏هاى وصول به بهشتند. در واقع رهرو هر علمى رهرو راهى از راه‏هاى بهشت است. اما به اين شرط كه علم، راهى به سوى عمل باشد حتّى علم توحيد زمانى نافع است كه انسان را از گناهان بازدارد و به انجام اعمال شايسته سوق دهد. به تعبير عرفا اگر علوم مختلف در حدّ شناخت و معرفت باقى بماند، شريعت است. ولى اگر به عمل بيانجامد و به قول شهيد مطهرى به ايمان تبديل شود «طريقت» يا رهپيمايى يا رهرويى به سوى حق خواهد بود. به طور يقين علم و شناخت فقط روشن‏گر راه است. ولى اگر به باور قلبى و ايمان باطن تبديل شد انگيزه و حركت ايجاد مى‏نمايد و تا حركت نباشد وصولى نيز نخواهد بود. شناخت --> ايمان --> عمل صالح اگر آثار علم نافع را بررسى كنيم مى‏فهميم كه: 1ـ علم به ما روشنايى و توانايى مى‏بخشد. 2ـ علم ابزار ترقى مى‏سازد. 3ـ علم به رهروى انسان سرعت مى‏بخشد. 4ـ علم نماياننده هست هاست و ما را با واقعيت‏ها آشنا مى‏سازد. 5ـ علم انقلاب بيرونى است. 6ـ علم زيبايى عقل است. 7ـ علم در مقابل هجوم بيمارى‏ها، سيل‏ها، زلزله‏ها و طوفان‏ها ايمن مى‏دهد. 8ـ علم جهان را با انسان سازگار مى‏كند. و آثارى از اين قبيل بر علم مترتّب است(V}براى كسب اطلاع بيشتر به كتاب انسان و ايمان شهيد مطهرى مراجعه نمائيد{V). اگر انسان از اين ويژگى‏ها و خصوصيات بهره نبرد، به ايمان كه شرط اوّل آن علم و شناخت است نمى‏رسد در نتيجه عمل شايسته‏اى نيز براى او حاصل نخواهد شد. سخن را با گفتار رسول گرامى اسلام كه درود عالميان بر او باد به پايان مى‏بريم: حضرت در رابطه با دانش و فرمانبردارى خدا مى‏فرمايند: H}طَلَبُ العلم فريضةٌ على كلّ مسلمٍ... به يُطاعُ الربُّ و يُعيدُ، و به تُوصَلُ الارحامُ، و يُعرَفُ الحلاُ من الحرامِ، العلم امام العَمَلِ و العَمَلُ تابعُه، يُلهَمُ به السُعداءُ و يحرَمُهُ الاشقياءM}{Hتحصيل دانش بر هر مسلمانى واجب است... با دانش است كه پروردگار فرمانبرى و پرستش مى‏شود و با دانش است كه پيوندهاى خوييشاوندى برقرار مى‏ماند و روا از ناروا بازشناخته مى‏شود. دانش پيشواى عمل است و عمل پيرو آن مى‏باشد، به نيكبختان دانش الهام مى‏شود و شوربختان از آن محروم مى‏شوند{M اگر دانش اين بهره‏ها را نداشت به فرموده رسول مكرّم اسلام(ص) بايد به خدا پناه برد. رسول‏الله(ص) كان يقول: H}اللهمَّ انى اعوذُ بك من علمٍ لاينفَعُ و من قلبٍ لايخشَعُ...M}{Hپيامبر خدا كه درود زبانى و تهنيت قلبى نثار او باد مى‏فرمود: بارخدايا! به تو پناه مى‏برم از دانشى كه سودى نبخشد و از دلى كه خاشع نباشد{M.
کد سوال : 4345
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اينكه دل به اهل بيت بسپاريد خيلي از مشكلات حل است چگونه امكان پذير است؟
پاسخ : H}اللهمّ انّى اسئلك بمعانى جميع ما يدعوك به وُلاةُ امرك{H؛ خداوندا من تو را به تمام معانى كه واليان امرت (چهارده معصوم(ع« با آن تو را مى‏خوانند مى‏خوانم(V}دعاى رجبيّه، مفاتيح‏الجنان، حاج شيخ عباس قمى{V). موجودات عالم داراى «عالم خَلَق» و «عالم امر» مى‏باشند. عالم خلق همان جهان ظاهرى و مادى موجودات است و منظور از عالم امر همان عالم روح است(V}له الخلقُ والامر؛ تبارك الله ربُّ العالمين آفرينش و امر براى خداست، پربركت است پروردگار جهانيان (اعراف، آيه‏ى 54){V) كه همه موجودات از آن بهره‏اى دارند در واقع «عالم امر» مدبر و محيى براى «عالم خلق» است. همان كه ما از آن به «جان» تعبير مى‏كنيم. در اين ميان چهارده معصوم(ع) به دليل آن كه خوديتى بر ايشان نيست و به دليل تبعيّت از پروردگار و عنايات خاصه خداوند به ايشان، به اين مقام رسيده‏اند كه مظهرِ اسماء و صفات الهى گشته‏اند، مظهر علم، قدرت، حلم، كرم و... شما طالب هر يك از اين اسماء و صفات الهى كه باشيد معرّف و مظهر آن، اين بزرگوارانند و مى‏بايست از همين محترمين طلب كنيد. بنابر اين خداوند از روح خود در آدمى دميد. به واسطه وجود مبارك چهارده معصوم(ع) و در حال حاضر وجود مبارك حضرت وليعصر آن روح را تدبير مى‏نمايد. يعنى جان تمام آدميان اعم از مسلمان و غير مسلمان به دست قدرتمند آن متولّى است. متولّى جان‏ها همه ايشان، آباء گرامى ايشان و بى‏بى عالم حضرت زهرا(س) و حضرت ختمى‏مرتب محمد مصطفى(ص) هستند. اگر چه ايشان از لحاظ ظاهرى چون ما انسان‏ها هستند لكن چون وجه پروردگار هستند و همچون او فعّال هستند و براى بشر كار مى‏كنند و چون وجه پروردگارند از بين نمى‏روند: «كلّ شى‏ءٍ هالكٌ الاّ وجهه»(V}قصص، آيه‏ى 88: «هر چيز جز ذات پاك او فانى مى‏شود» هر چيزى كه به نحوى با ذات پاك او پيوند و ارتباطى داشته باشد فنا و هلاك ندارد. آئين خدا كه از ناحيه او است ابدى است، عمل صالح كه براى او است ابدى است، رهبران الهى كه با او ارتباط دارند از اين نظر كه با او مربوطند رنگ جاودانى دارند(تفسير نمونه، ج 16، ص 192){V). «خدايا به تمام معانى اسامى خودت كه واليان امرت تو را مى‏خواندند، من تو را مى‏خوانم». H}المأمونون على سرّك{H سرّ پروردگار در نزد ائمه طاهرين(ع) است، اراده‏ى آن‏ها همان اراده خداست. چون خداوند ايشان را مأمون قرار داده و آن‏ها هر فهم و شعورى دارند از مبدأ جليل است. «از خود تهى‏اند و از حق پُر». لذا خيانت نمى‏ورزند و تا خداوند نخواهد آن‏ها دست به كار نمى‏برند. H}«المستبشرون بامرك»{H اين آقايان بشارت دهنده مردم به امر خدا هستند، مبشّر وصل به خدا هستند H}«الواصفون لقدرتك»{H. اين آقايان در عين حالى كه خود عزيزند، خدا را نيز در چشم مردم عزيز قلمداد مى‏كنند. امير مؤمنان درب خيبر را كه كند، اين كار را به خود نسبت نداد، بلكه آن را قدرت پروردگار دانست. چهارده معصوم معرف خدايند.H}فجعلتهم معادن لكلماتك{H خداوند به جهت كمالاتى كه به مشيت خود در ائمه اطهار قرار داد، آنان را معدن كلمات خود نمود. يعنى خداى تعالى قلب و روح آقايان حضرات معصومين(ع) را معدن عالم سازى قرار داده است تمام كمالات(V}تمام موجودات به غير از خدا كلمه خدايند و خود ائمّه كلمات تامّات هستند. يعنى كلماتى كه فوق آن‏ها نه در عقل و نه در خارج وجود ندارد هر كدام يك گوهر فوق‏العاده هستند{V). در اين نشأه‏اى به واسطه حضرات معصومين در حال حاضر به واسطه حضرت وليعصر وجود دارند. H}... يعرفُكَ بها من عرفكM}{Hخدايا كسى كه تو را شناخت به واسطه اين وُلات امرت مى‏شناسد{M هر كس خواست خداى عزّ و جلّ را بشناسد به توسط چهارده معصوم مى‏شناسد و جان كلام اين كه H}لافرق بينك و بينها الاّ انّهم عبادُك و خَلقُكَ{H بين حضرات ائمه طاهرين و بالخصوص حضرت وليعصر(ع) با خداوند فرقى نيست. به اين معنا كه هر توقّعى كه شما از خداوند داريد، همان را از ائمه داشته باشيد. چرا كه اين‏ها ولى امر و «وجه» خدايند و از اين رو مورد عنايت تامّ خداوند هستند. زندگى مادى ايشان مانع از ولايت و روحانيت خاص ايشان نمى‏باشد. مثلاً قلب آقايان هميشه بيدار است. وقتى مى‏گوييم H}السلام عليكَ ايّها النّبى و رحمة‏الله و بركاته{H يعنى پيامبر همراه ما است ولو اين كه ما نفهميم. وقتى مى‏گوييم H}السّلام علينا و على عبادالله الصالحين{H. يعنى ائمّه طاهرين(ع) همراه آدمند، ولو اين كه آدم نفهمد دقيقاً مثل اين كه خداوند همراه آدم است و آدم نمى‏فهمد. بنابراين فرقى بين آقايان و خداوند نيست، مگر اين كه آن‏ها بنده و مخلوق خدايند. وقتى مى‏گوييم فرقى بين آقايان و خداوند نيست، منظور از جهت روحشان نه در جهت جسم، به اين معنا كه همان طور كه حقيقت هر كس روح اوست، پس روح آقايان نيز چون ربّ‏الاجل، فعال مطلق است و قاضى‏الحاجات همه هستند. ما فكر مى‏كنيم ائمه تنها حاجات شيعيان را برآورده مى‏كنند. در حالى كه «والله» آن‏ها حاجات تمام مراجعين را برمى آوردند، هر چند كه مراجعين نمى‏فهمند. شما از خدا هر چه مى‏خواهيد از ائمه بخواهيد. چون ائمه در فعاليت تفاوتى با خداوند ندارند. از جهت رفع نيازها، در جهت محبّت، در جهت علم، تفاوتى بين رب‏الارباب و آن‏ها نيست. البتّه از جهت مخلوق بودن همه مخلوق خدايند. با اين وصف مرجع خلق ايشانند. «حبل‏الله» و «عروة‏الوثقى» و آن چه مردم را به آن دستاويز شوند تا از گرفتارى‏هاى مادى و معنوى رهايى يابند اهل بيت و ائمه معصومين(ع) هستند. چند توصيه مى‏كنيم انشاءالله همراهى و مساعدت نمائيد: 1. در طول شبانه‏روز دعاهاى ساعات هر روز را بخوانيد. هر ساعت روز اختصاص به يك معصوم دارد. 2. زيات‏هاى روزانه را بخوانيد. روزهاى شنبه، يكشنبه تا آخر هفته هر روز برخى به معصومينى نسبت دارد. 3. زيارت جامعه كبيره را در هر موقع كه حال داشتيد مخصوصاً در ايام‏الله بخوانيد. 4. دعاى توسّل را مخصوصاً در تولد اهل بيت بخوانيد. 5. هر صبح دعاى عهد و هر شام زيارت آل ياسين را مداومت نمائيد. 6. ذكر «يا اباصالح المهدى ادركنى» را در مواقع گرفتارى فراموش نكنيد. 7. قرآن بخوانيد و ثواب آن را هديه به روح چهارده معصوم(ع) بنمائيد. 8. ذكر صلوات با «و عجّل فرجهم» در طول روز فراموش نشود. - براي مطالعه بيشترر.ك: 1. شرع دعاى رجبيّه، آية‏الله حاج شيخ حسنعلى نجابت شيرازى. 2. زيارت جامعه كبيره، آية‏الله جوادى.
کد سوال : 4346
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : از نظر اسلام امكان وجود حيات هوشمند در سيارات ديگر وجود دارد؟ (حديث، روايت، آيه...) لطفا توضيح دهيد.
پاسخ : دين هديه اي الهي براي هدايت انسانها بسوي كمال و سعادت حقيقي است. سؤالاتي كه دين و متون ديني (به عنوان منابع آن) پاسخ گو هستند، پيرامون راه وصول به سعادت و رستگاري است و اصل معناي سعادت و رستگاري را نيز دين بيان مي كند (هر چند عقل نيز مي تواند به گوشه اي از اين حقيقت دست يابد). پس آنچه از دين توقع هست پاسخ به سؤالات علمي (منظور علوم تجربي است) و هر گونه پرسشي نيست، البته گاه متون ديني اشاره به بعضي از نكات علمي پوشيده بر مردم دوران خود دارند و گروهي نيز در تحقيقات مفيدي براي اثبات اعجاز قرآن و الهي بودن آن به بيانات علمي و پيشگوئيهايي قرآني تمسك كرده اند. هر چند گاه مطالبي به اين عنوان مطرح مي گردد كه مستند محكم و واضحي ندارد. مسئله وجود انسانها در كرات ديگر براي مردم دوران صدر اسلام مطرح نبوده و بي شك در سعادت انسان زميني نيز مؤثر نمي باشد. آنچه در مراجعه به متون ديني بدست مي آيد بحث پيرامون انسان زميني كنوني است كه از حضرت آدم(ع) آغاز مي شود ولي از وجود انسان در كرات ديگر سخني به ميان نياورده است. براي مطالعه درباره رابطه قرآن و علم كتابهاي زير مفيد است: 1. دكتر بوكاي. عهدين قرآن و علم ترجمه حسن حبيبي، انتشارات حسينيه ارشاد. 2. دكتر محمدعلي رضايي اصفهاني، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن انتشارات كتاب مبين. در جلد اول كتاب مذكور، ص 195 با استناد به بعضي آيات وجود موجودات زنده در آسمانها بيان شده است آيات مورد استناد عبارتند از شوري / 29، رحمن / 29، نحل / 49، اسراء / 44، طلاق / 12، انبياء / 4، صافات / 6 - 8 (البته در دلالت اين آيات بر موجودات زنده در كرات ديگر جاي تأمل بسيار است).
کد سوال : 4347
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا مي شود در زمان به گذشته يا آينده سفر كرد (از نظر علم فيزيكي منطقي است)؟
پاسخ : 1. حقيقت و هويت انسان به روح اوست. روح موجودي است كه ذاتاً مجرد بوده ولي در بعضي از افعال خود نياز به جسم دارد. 2. جهان هستي داراي مراتبي است يكي از مراتب آن، عالم مثال ناميده مي شود عالم مثال مجرد از ماده مي باشد ولي داراي بعضي از اوصاف موجودات مادي (مثل شكل و رنگ) است. 3. زمان مختص عالم ماده است و عالم مجردات گذشته و حال و آينده ندارد. 4. حقيقت همه وقايع عالم طبيعت در عالم مثال به نحو مجرد هست و رؤياهاي صادق مشاهده صور مثالي است لذا شخص واقعه آينده را مشاهده مي نمايد. 5. روح انسان بر اثر سير و سلوك و پرورش قادر است در خواب و حتي بيداري موفق به مشاهده عالم مثال و وقايع آينده شود. 6. وجود عالم طبيعت به اقتضاي مادي بودن، تدريجي است و بدون گذر از مراحل تدريج امكان تحقق مراحل آينده نيست. با توجه به مقدمات بالا امكان سير روح انسان در آينده از طريق سير در عالم مثال مجرد وجود دارد ولي به دليل تدريجي بودن عالم طبيعت امكان سفر به آينده در مرتبه عالم ماده نيست زيرا اين معني رسيدن به مرحله بعدي بدون گذر از مرحله قبلي است اينكه فرموديد در علم سفر به آينده منطقي است در حد يك تئوري است.
کد سوال : 4348
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : چه اقداماتی توسط تشيع در زمينه اتحاد مذاهب انجام شده موانع مشکلات چه بوده؟
پاسخ : با توجه به وجود آراء و مذاهب گوناگون در طول و عرض جغرافياي اسلامي و بي توجهي برخي پرچمداران و نگهبانان مذاهب با تأکيد بر انحصار حقانيت در فرقه و مذهب خويش، بدون عطف توجه به مشترکات فراوان در ميان همه مذاهب، فرصتي دست داد تا دشمنان عزت اسلام و مسلمانان از خلاء موجود سوء استفاده کرده تا با بزرگ نمايي جنبه هاي مورد اختلاف و درگير کردن نيروهاي اجتماعي مسلمانان و از بين بردن پتانسيل موجود بين همه مذاهب و همچنين پاره پاره کردن دار الاسلام در محيط هاي جغرافيايي کوچک تر (در قالب کشورهاي کوچک)، بحران اختلاف بين امت اسلامي را مديريت کرده و نهادينه کنند، و با اين ترفند و نيز با ايجاد مذاهب خود ساخته و تندرو، چتر حاکميت خويش را بر جهان اسلام بگسترانند و قرن ها، منابع مادي و معنوي جهان اسلام را به غارت ببرند. اما از قرن گذشته، عالمان بزرگ و محافظان حريم دين، با فرياد بيدار باش خويش، جهان اسلام را از خواب غفلت بيدار کرده و موجبات وحدت و همبستگي مسلمانان را حول محور اصول مشترک فراهم آوردند. خوشبختانه، در دوران معاصر، به دنبال درک منطقي از اختلافات موجود بين مذاهب اسلامي و مديريت عقلاني آن (يعني شناخت مسايل مورد اختلاف در بخش هاي مختلف و برنامه ريزي براي جلوگيري از گسترش بي دليل آنها به ساير بخش ها)، ما شاهد دست آوردهاي مثبتي بوديم، ارتباط نزديک و حسن تفاهم ميان مرجعيت شيعه آيةالله العظمي بروجردي و شيخ محمد شلتوت، رييس دانشگاه الازهر مصر، بعد از تأسيس «دار التقريب بين المذاهب الاسلاميه»، راه را براي به رسميت شناختن مذهب شيعه از سوي شيخ «الازهر» هموار ساخت. همچنين تأسيس سازمان کنفرانس اسلامي متشکل از دولت هاي اسلامي، نماد ديگري از اين مديريت عقلاني است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي که مرهون وحدت پيروان مذاهب و اقوام مختلف و همه اقشار گوناگون در ايران اسلامي بوده است، شعار وحدت بين «شيعه و سني» از طرف بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني(ره)، رونق بيشتري يافت، حتي اختلاف شيعه و اهل سنت در روز تولد پيامبر گرامي اسلام(ص)، با تدبير حضرت امام(ره) و اعلام هفته وحدت بين تشيع و تسنن از سوي قائم مقام رهبري در 6 آْذر 1360، خود سنبلي براي ايجاد همبستگي بيشتر بين مذاهب مختلف اسلامي شد. نکته قابل توجه، اين است که، هيچيک از طراحان بزرگ وحدت بين شيعه و سني، در صدد نبودند تا با استفاده از اهرم قدرت سياسي، اقدام به ادغام مذاهب پنجگانه بکنند و يا اينکه احيانا مذهب مورد علاقه خويش را با زور بر پيروان ساير مذاهب تحميل کنند، بلکه به عکس، بنيانگزاران و طرفداران مدل وحدت بين مذاهب، با کم رنگ کردن حساسيت هاي موجود و پذيرش آموزه هاي يکديگر در حوزه هاي مربوط به خودشان، درصدد بالا بردن تحمل خويش و تضارب آراء و عقايد مخالف برآمدند، به طوري که هر فرد مي کوشد با ديگري زندگي کند، هم خود زندگي کند و هم به ديگران مجال زندگي بدهد، هم خود بينديشد و هم بگذارد ديگران بينديشند، در اين مدل، افراد هم شنونده هستند و هم گوينده. بزرگ ترين ويژگي اين فرهنگ، ديالوگ و گفتگوي منطقي و تفاهم آميز است و بنابراين، چنين مدلي، پافشاري بر يک مذهب و انکار مذاهب ديگر را بر نمي تابد. به اين ترتيب، مي توان با پذيرش و حفظ مذاهب موجود (به طوري که عالمان هر مذهب از مذهب خودشان تبليغ بکنند بدون اينکه قصد تخريب مذاهب ديگر داشته باشند)، و با گفتگوي منطقي در زمينه ها و حوزه هاي گوناگون، نسبت به يکديگر درک متقابل و مستقيم پيدا کرد. در سايه ي اين درک متقابل مي توان با رفع سوء تفاهم هاي موجود و بدون تحميل عقايد و مذاهب بر يکديگر، نقاط مشترک و بالنده را شناسايي و تقويت نمود. و نيز با شناسايي راه هاي نفوذ و سلطه بيگانگان و مخالفان اسلام و مسلمانان، زمينه هم زباني، هم دلي و هماهنگي بيشتر براي دست يافتن به اهداف مشترک سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و ... پيرامون اصول مشترک و احترام متقابل نسبت به ديدگاههاي اختصاصي مذاهب مختلف را فراهم کرد. آن چه گفته شد يک مدل براي زندگي مسالمت آميز ميان فرقه هاي مذهبي و پيروان اديان مي باشد به طوري که جامعه گرفتار ناهنجاري نشود و دشمنان سوء استفاده نکنند. اما اثبات حقانيت اعتقاد و تطبيق اعمال با سنت...، واقعي پيامبر(ص) بايد در مراکز آکادميک در ميان عالمان ديني مطرح شود، تا روابط عاطفي مردم دچار تنش نشود.
کد سوال : 4349
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : ولي فقيه جهان چه كسي است؟
پاسخ : بر اساس ادله‏ى نقلى (آيات و روايات) و عقلى متعدد، در زمان غيبت امام معصوم(ع) مجتهد جامع‏الشرايط، به عنوان ولى فقيه و حاكم اسلامى داراى حق ولايت بوده و مسؤوليت تشكيل حكومت اسلامى، اداره و رهبرى آن را بر عهده دارد. قلمرو و محدوده‏ى جغرافيايى اين ولايت همانند قلمرو ولايت و حكومت امامان معصوم(ع) گسترده و شامل تمام جهان مى‏شود. نكته‏اى كه در اين جا لازم به يادآورى مى‏باشد اين است كه: نصب مجتهدين جامع‏الشرايط و اعطاى حق ولايت و حاكميت به آن‏ها عام بوده و بر اين اساس همه مجتهدين جامع‏الشرايط داراى حق ولايت مى‏باشند. البته در اعمال اين حق ولايت چند صورت متصوّر است: 1ـ اعمال ولايت به وسيله‏ى يك نفر: در صورتى كه شرايط و امكانات بين‏المللى اجازه دهد، و همچنين هيچ‏گونه تداخل ولايتى (اعمال ولايت چند فقيه) پيش نيايد، قضيه جامع‏الشرايطى كه زودتر اقدام به تشكيل حكومت اسلامى در گوشه‏اى از جهان كرده است، به عنوان «ولى فقيه جهان» شناخته شده و اوامر او بر تمام مسلمانان جهان حتى مراجع و فقهاى ديگر نيز واجب مى‏باشد. 2ـ اعمال ولايت به وسيله‏ى چند نفر(تعدد ولى فقيه در جهان). اما در مواردى كه امكانات و شرايط بين‏المللى چنين اجازه‏اى را ندهد و يا اين كه چند فقيه جامع‏الشرايط در چند نقطه‏ى متفاوت از جهان، به صورت همزمان اقدام به تشكيل حكومت اسلامى نمايند، هر كدام در حوزه‏ى نفوذ خودشان و همچنين در مواردى كه ولى فقيه حاكم ديگر با احكام او مخالفت نكند؛ بر تمام مسلمانان جهان داراى حق ولايت مى‏باشند. و اما در صورتى كه فقيه حاكم ديگر با آن مخالفت كند، مردم كشور فقيهى كه مخالفت فرموده بايد از خود او اطاعت كنند(V}جهت اطلاع بيشتر ر.ك: ولايت فقيه، ولايت فقاهت و عدالت، آية‏الله عبدالله جوادى آملى، نشر اسراء، چاپ اول، 1378، ص 600 و ص 678/به فصلنامه حكومت اسلامى، سال اول، شماره 1 اختيارات ولى فقيه در خارج از مرزها، آية‏الله مصباح يزدى{V.
کد سوال : 4350
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : لطفا نکاتي در مورد اخلاق رفتارهاي اجتماعي منطبق با اسلام بيان کنيد؟
پاسخ : بهترين روش رفتار با ديگران را مى‏توان از كلام رسول‏اكرم(ص) آموخت كه فرمود: هيچ يك از شما مؤمن نيست مگر اين كه براى برادرش آن بخواهد كه براى خود مى‏خواهد» و يا در جاى ديگر فرمود: «دست خود را بر سر هر كس كه مى‏خواهى بگذار و براى او آن بخواه كه براى خود مى‏خواهى» V}(بحارالانوار، ج 71، ص 234){V بنابراين اگر روشى را دوست داريد كه مردم آنگونه با شما رفتار كنند، به همان روش با ديگران برخورد كنيد. هر چه را براى ديگران پيشنهاد مى‏كنيد همان بهترين روش است و شما نيز بر اساس آن با آنان رفتار كنيد. زيرا انسان جز انتظار خوش رفتارى از مردم ندارد، كمترين اهانتى را از سوى آنان نمى‏پذيرد راضى نيست كه كسى به او تهمت زند، و نمى‏پسندد كه كسى از معايب او پيش ديگران سخن بگويد هر چند آن عيوب را واقعا داشته باشد. در اينجا ما به بعضى از فنون اساسى در رفتار با ديگران اشاره مى‏كنيم: 1ـ اگر خواستيد شخصى را نسبت به موضوعى متقاعد سازيد سعى نكنيد پيرامون آنچه شما مى‏خواهيد با او به جر و بحث بپردازيد بلكه اول از خواسته خود كوتاه بياييد و خواسته او را در نظر بگيريد آنگاه نظر خودتان را مطرح كنيد. 2ـ در روابط اجتماعى با ديگران سعى كنيد از انتقاد، سرزنش و گلايه خوددارى كنيد. 3ـ سعى كنيد نكات مثبت در رفتار و شخصيت ديگران را شناسايى كرده و آنها را بخاطر آن ويژگيها و رفتارها، تحسين صادقانه داشته باشيد نه آنكه روى نكات منفى وى انگشت گذاشته او را مذمت كنيد. 4ـ سعى كنيد شنونده خوبى براى ديگران باشيد و ديگران را تشويق كنيد درباره خود با شما حرف بزنند. 5ـ به ديگران احترام بگذاريد و كارى كنيد كه احساس كنند مهم و با ارزش هستند و اين كار را صميمانه انجام دهيد. 6ـ در برخورد با ديگران با چهره‏اى گشاده و لبخند سخن را آغاز كنيد. 7ـ به جاى اينكه مستقيما به ديگران دستور دهيد كارى براى شما انجام دهند، خواسته خويش را به شكل سؤال طرح كنيد و به طور غيرمستقيم از آنها بخواهيد خواسته‏تان را عملى كنند. 8ـ اگر ديگران كارى براى شما انجام دادند، آنها را به هر طريقى كه ممكن است خوشحال كنيد و از آنها تشكر و قدردانى كنيد. ضمنا لازم است از حقوق دينى و اخلاقى ـ اجتماعى اى كه ديگران بر انسان دارند شناخت بيشترى پيدا نمود تا در اداء آن حقوق تلاش كرد. طبيعى است گاهى «ديگران» والدين يا برادران و خواهران فرد است گاهى، اقوام و فاميل‏اند، گاهى نيز همسايگان و گاهى اساتيد و معلمان و يا ساير افراد و... مى‏باشند كه هر گروه و صنفى ويژگيها و حقوق خاص خود را دارند كه در اين زمينه بايد با مطالعه بيشتر شناخت خويش را تعميق و گسترش دهيد بنابراين توجه شما را به سير مطالعاتى كه پيشنهاد مى‏كنيم به ترتيب انجام دهيد و به همراه مطالعه، خلاصه‏ايى از نكته‏هاى مهمّ و كاربردى را بنويسيد. آن گاه براى عمل به مفاد و مطالب استخراج شده، يك برنامه‏ى قطعى تدوين نمائيد و در عمل به اين برنامه استقامت بورزيد. درباره‏ى روابط اجتماعى، از خانواده گرفته تا جامعه، عمل به ارزش‏هاى دينى و اخلاقى بيانگر كرامت و ارزش والاى خود شخص است و نبايد منتظر اين بود كه عين اين رفتار از طرف مقابل سر بزند، بلكه در هر شرايط وظيفه عمل به ارزش‏هاى به دست آمده است. هر چقدر رفتار و كردار منطبق با اصول ارزشى باشد، سير پيشرفت و ترقى در مراتب انسانى آسان‏تر و سريع‏تر خواهد شد. 1. جهاد (جهاد اكبر، جهاد اصغر، جهاد با نفس، جهاد با كفّار)، آية‏الله حاج شيخ حسنعلى نجابت شيرازى، شيراز، انتشارات حوزه علميه شهيد محمد حسين نجابت. اين كتاب توسط يك انسان كامل از شاگردان به نام آية‏الحق سيد على قاضى تبريزى تأليف شده و با اين كه حجمى كم دارد (حدود 96 صفحه)، ولى در عين حال مطالبش حاصل يك عمر مجاهده با نفس است و جالب اين كه مرحوم مؤلف در جاى جاى اين كتاب جهاد اكبر را در روابط انسانى در حضور با مردم تعريف و تبيين نموده است. اگر تهيه اين كتاب با مشكل همراه بود كتاب ديگرى كه مى‏تواند جايگزين شود، «جهاد اكبر يا مبارزه با نفس» اثر گران‏سنگ امام خمينى(ره) است. 2. اخلاق و معاشرت در اسلام، على قائمى، تهران، اميرى. 3. اخلاق و معاشرت در اسلام، جواد محدثى، قم، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم. 4. زندگى در آيننه اعتدال، مجتبى فرجى، قم، بوستان كتاب (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى). كتاب حاضر مسئله ميان‏روى را در مسائل گوناگون با استفاده از قرآن و حديث و نظر برخى از حكما و انديشمندان به بحث نشسته است. 5. آيين دوستى‏يابى، ديل كارنگى. از آثار متقدّمين، گلستان و بوستان سعدى، به لطافت روح شما كمك خواهد كرد. نكته‏ى پايانى اين است كه حتماً مجلات تخصصى را در اين باره به صورت مداوم مطالعه نمائيد و علاوه بر خواندن مقالات و تحقيقات، به تدريج خود نيز دست به قلم برده و حاصل افكار و تحقيقات و مطالعات خود را بنويسيد. از جمله مجله‏هاى تخصصى به دو مورد اشاره مى‏كنيم: 1. بشارت، نشريه قرآن ويژه جوانان، قم، صندوق پستى 3319 - 37185. 2. حديث زندگى، قم، صندوق پستى 816 - 37185.