• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 4151
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : نماز اول وقت فضيلت بالايي دارد. آيا مي توان كلاس استاد را براي اقامه نماز اول وقت ترك گفت. و آيا كاري والاتر و واجب تر از نماز اول وقت است كه اين فريضه را ترك نماييم؟
پاسخ : «خواندن نماز در اول وقت» از مهمترين فضائل و ويژگيهاي افراد مؤمن است، V}(سوره معارج، آيه 34) {V و اگر در زندگي ايشان دقت کنيم، عامل اصلي سازندگي ايشان، «حفظ اوقات فضيلت» نماز است مثلاً درباره امام راحل(ره) نقل شده است که هرگز تا پايان عمر نماز اول وقت ايشان ترک نشد، V} (امام در سنگر نماز، تبيان 7، نشر آثار امام راحل){V. در عين حال امام مي فرمايند: «مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند»، V}(رساله توضيح المسائل امام راحل، م. 751) {V. با توجه به اينکه تحصيل وظيفه اصلي شما است و تشکيل کلاس درس براي کشور اسلامي هزينه هايي در بر دارد، شايسته و بايسته است که از زمان درس و جلسه استاد کمال استفاده را نمائيد و بعد از کلاس و زمان مقرر شده آن به نماز خود بپردازيد و در زماني که کلاس نداريد مي توانيد نماز را در اول وقت بخوانيد. سفارش ما اين است که نيت پاک نماز اول وقت را در وجود خود تحکيم بخشيد. در اين صورت اگر موفق به عمل هم نشويد از برکات و آثار خوب نيت خالص برخوردار خواهيد شد. خداوند به نيت کار خير پاداش آن کار خير را مي دهد. رسول خدا(ص) به ابوذر غفاري فرمود: «تصميم بر کار خير داشته باش گرچه توفيق عمل پيدا نکني زيرا اين تصميم تو را از جرگه غافلين بيرون مي آورد»، V} (وسائل الشيعه، ج 1، ص 39){V. در روايتي ديگر مي خوانيم: «کسي که با فکر بيدار شدن براي نماز شب به رختخواب مي رود اگر هم در خواب باشد، خداوند خوابش را صدقه و نفس کشيدنش را تسبيح قرار مي دهد و پاداش نماز شب را برايش ثبت مي فرمايد.»، V} (بحار، ج 70، ص 206){V
کد سوال : 4152
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : در آيه 28 سوره كهف فرموده اند با كسي كه از هواي نفس پيروي مي كند، متابعت نكن و منظور از اين فرد كيست؟ و عدم متابعت آيا به معني قطع رابطه است؟
پاسخ : A} «و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هوئه و کان امره فرطا»{A بهتر است سخن را از ابتدا آيه مطرح کنيم. خداوند در اين آيه به ظاهر پيامبر(ص) را مخاطب ساخته است:نسبت به کساني که خداي خود را هر صبح و شب ياد مي کنند و در هر کار که انجام مي دهند طالب رضايت خدا هستند، شکيبا و صبور باش و چشم خود را از ايشان باز مگير و آنها را از خود دور مکن؛ و بر عکس از کسي که دل او را از ياد خويش غافل ساخته ايم و او بدنبال هواي نفس خود مي رود و کارش به تباهي کشيده شيده است؛ پيروي مکن»V} (سوره کهف، آيه 28) {V اما پيامهاي اين آيه براي عموم مردم اينگونه است: 1. با افراد خدا جو ارتباط خود را حفظ کنيد و اگر احياناً آنها از مال و دارايي چنداني برخوردار نيستند از ايشان رخ نپوشيد تا بدين وسيله زينت هاي دنيايي خود را حفظ کنيد. 2. از افراد دنياطلب و پيرو هواي نفس، اطاعت و فرمان برداري نکنيد چون کار ايشان به افراط و تباهي کشيده شده است. و به علت اينکه بيماري روحي دنيا طلبي و هواپرستي، سرايت کننده است، با افرادي که دچار اين بيماري اند زياد نشست و برخاست نداشته باشيد. لذا يکي از دستورالعمل هاي اخلاقي اين است همانطور که در نزد افراد مريض کمتر بايد نشست با افرادي نيز که بيماري روحي دنياطلبي و هواپرستي دارند بايد کم نشست و برخاست کرد. براي همه ما تجربه شده است گاهي با بعضي مردم برخورد مي کنيم که پيوسته به فکر دنيا و غافل از ياد خدا و آخرت هستند. تمام هم و غم چنين انسانهايي دنيا و ماديات است. چنين افرادي معمولاً نسبت به مردم نيازمند يا ضعيف الحال کمتر بها و ارج مي نهند و با بي اعتنايي از کنار مسايل جامعه و مشکلات مردم نيازمند مي گذرند اين يک لغزش خطرناک است و سپري کردن وقت و عمر با چنين افرادي بسيار خطرناک است؛ پس با چنين مردمي بايد کمترين ارتباط را داشت. 3. «و لا تطع» افراد غافل و هواپرست را الگوي خود قرار مدهيد چون کار آنها به افراط و تباهي کشيده شده است، اگر الگوي شما چنين مردمي باشند؛ چز تباهي و خسارت روحي و معنوي نصيب شما نخواهد شد.
کد سوال : 4153
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : مولاي متقيان در خطبه 176 نهج البلاغه فرموده اند: «كسي با داشتن قرآن نيازي ندارد، .... درمان خود را از قرآن بخواهيد ... در سختي ها از قرآن ياري طلبيد» ارتباط با قرآن و ياري طلبيدن از او چگونه است؟ آيا براي همه ميسر است؟ (با توجه به اينكه فرموده اند به جز پاكان دست كسي به آن نمي رسد). قبل از تلاوت قرآن كريم چه شرايطي را بايد فراهم آورد؟
پاسخ : پيامبر اکرم(ص) در حديث معروف ثقلين فرمود: «من در ميان شما دو يادگار گرانقدر را مي گذارم که اگر از اين پيروي کنيد، هرگز بعد از من گمراه نخواهيد شد و اين دو قرآن و عترت من هستند که از همديگر جدا نشوند تا در قيامت در کنار حوض کوثر نزد من آيند، بنگريد که چگونه اين دو را جانشين من خواهد کرد»V} (مجله پاسدار اسلام، شماره 254، مقاله توجه نظري و عملي به قرآن در سيره پيشوايان، محمد محمدي اشتهاردي، {V البته پيامبر(ص) در اين وصيت، به طور مکرر تذکر داد که اين دو (قرآن و عترت) از هم جدا نشوند يعني اگر کسي فقط قرآن را پيروي کند معنايش اين است که قرآن را از عترت جدا نموده است. بي ترديد، احترام و بزرگداشت قرآن با دو موضوع به دست مي آيد: 1. آن را بشناسيم و دستورات و احکام نوراني آن را در ابعاد مختلف شناسايي و کشف نمائيم. 2. به آن عمل نموده و دستورهايش را در زندگي فردي و اجتماعي در همه عرصه ها اجرا و پياده کنيم. خود قرآن چندين جا به اين دو موضوع تصريح و تأکيد نموده است؛ مثلاً درباره شناخت قرآن مي فرمايد: A}«افلا يتدبرون القرآن ام علي قلوب اقفالها»{A آيا آنها در قرآن تدبر نمي کنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟ V} (سوره محمد، آيه 24){V نيز مي فرمايد: A}«يا ايها الناس قد جاءتکم موعظد من ربکم و شفاء لما في الصدور و هدي و رحمه للمؤمنين» {A اي مردم! کتابي از طرف خدا به سوي شما آمد که سراسرش اندرز و شفاي دل هاي شما بوده، مايه هدايت و رحمت بر مؤمنان است» V}(سوره يونس، آيه 57) {V. بنابراين قرآن موعظه، يعني نابود کننده غرورها و برطرف کننده موانع رشد و کمال انساني، و شفابخش بيماريهاي معنوي است و نيز موجب صفاي روحي و هدايت و رحمت است. در مورد قرآن، حقيقت آن يعني عمل به دستورهاي آن، همين کارساز، نجات بخش، ياري بخش و آرام بخش است، اما خواندن و نوشتن و در ذهن آوردن آيات آن، منهاي عمل به دستورهاي آن هرگز مايه شفا، هدايت و رحمت نخواهد بود. بر همين اساس پيامبر(ص) در تفسير آيه A}«يتلونه حق تلاوته»{A مؤمنان کتاب آسماني را آنگونه که شايسته آن است، تلاوت مي کنند. V} (سوره بقره، آيه 121){V فرمود: H}«يتبعونه حق اتباعه»{H آن گونه که سزاوار پيروي است، از قرآن پيروي مي کنند.V}(سيوطي، تفسير در المنثور، ج 1، ص 111) {V وجود نازنين چهارده معصوم پاک علاوه بر توجه خاص به قرآن و شناخت کامل آن، انس ويژه اي با آن داشتند سيره زندگي درخشانشان در عمل آکنده از دستورهاي قرآن بود، هرگز از قرآن از نظر فکر و عمل جدا نشدند، بلکه تنديس قرآن و به عبارت روشن تر، تجلي گاه قرآن و مفسر و همدم آن بوده اند از اين رو بعنوان قرآن ناطق معرفي شده اند. براي مطالعه بيشتر ر.ک: 1. مجله پاسدار اسلام، شماره 254، بهمن 81. 2. حکمت عبادات، آيةالله جوادي آملي.
کد سوال : 4154
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : در خطبه 69 نهج البلاغه، مولاي متقيان(ع) فرموده اند: «من راه راست كردن كژي هاي شما را مي دانم اما اصلاح شما را به بهاي فاسد كردن خويش نمي خواهم» منظور از اين جمله چيست؟ مرز امر به معروف و نهي از منكر چيست؟ چگونه انسان در اين راه فاسد مي شود؟
پاسخ : خطبه 69 سخناني از امير مؤمنان(ع) است که حضرت آن را در سرزنش بعضي از يارانش فرموده است: H} «و اني لعالم بما يصلحکم ...{H اي مردم سست عنصر، چقدر و تا کي با شما مدار کنم... گويا امام اشاره مي فرمايند: اين خيال باطل را از مغز خود دور کنيد که براي تحصيل خشنودي شما، خود را فاسد کنم». آن گروه سبک مغز و خيال پرور که امام آنها را مورد خطاب و سرنزش قرار داد، خيالات و توقعات بي اساسي داشتند. اين توقعات بيجا ريشه در دنياجوئي و هواپرستي و شيطان گروي ايشان داشت لذا امام با آنها مخالفت مي نمود و هرگز تسليم خواسته هايشان نشد. آن گروه در عمل کارهايي را انجام مي دادند که امام را وسيله رسيدن به متامع و خواسته هاي خود سازند و اصلاح خود را مشروط به عملي شدن اين خواسته ها مي دانستند از جمله: 1) توقع داشتند در اين دنيا که جايگاه کار و تلاش است، رها شوند که در آسايشگاه خود بيارمند و معاششان در هر موقع که اراده مي کنند در اختيار آنها قرار گيرد. 2) هواي پست و مقام در سر مي پروراندند و از مولا امير مؤمنان مي خواستند که به سرعت به ايشان پاسخ مثبت دهد. 3) مي خواستند آزاد و مطلق العنان باشند تا بيت المال را طعمه گواراي خود کرده، آن را ببلعند. 4) رها شوند تا خويشاوندان و اقرباء و همه کساني را که با چاپلوسي ايشان را دلخوش کنند، بر مردم جامعه مسلط کنند تا آنان در زندگي حيواني خود غوطه ور شوند و آه و ناله مستمندان جامعه فرشتگان ملکوتي را بيازارد و وبال همه آنها بگردن علي بن ابيطالب(ع) بيفتد و عقاب و کيفر الهي را براي خود بيندوزد. اين چيزها عوامل اصلاح ايشان بود در حاليکه تن دادن به اين اصلاحات، نخست خود مولي اميرمؤمنان را فاسد مي کند بعد ايشان را. لذا امام فرمود «من راه راست کردن کژيهاي شما را مي دانم اما اصلاح شما را به بهاي فاسد ساختن خويش نمي خواهم.»،V}(خطبه 69 نهج البلاغه) {V. با توجه به اين که امر به معروف و نهي از منکر مقوله اي جدا از اين خطبه است براي کسب اطلاعات بيشتر راجع به اين تکليف الهي به کتاب شريف «امر به معروف و نهي از منکر» تأليف آيت الله نوري همداني مراجعه کنيد.
کد سوال : 4155
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : پيامبر اسلام(ص) به يكي از اصحاب فرمودند: «وقتي پروردگار به كسي نعمتي مي دهد دوست دارد اثر نعمت نمايان شود» اگر بالفرض فردي وضع مالي خوبي داشته باشد اما ظاهر وي و لباس پوشيدن وي مانند فردي فقير باشد. آيا اين عمل نوعي نفاق است؟ منظور از اين حديث در ساير جنبه هاي آن چيست؟
پاسخ : قدرشناسي يکي از صفات پسنديده و ستوده انسان است. رسول اکرم(ص)، در سفارش به علي(ع) فرمود: «اي علي! قبل از رسيدن به چهار چيز، در قدرداني از چهار چيز، شتاب کن: قبل از رسيدن پيري، از جواني ات بهره بگير؛ قبل از بيماري، از سلامتي ات استفاده ببر؛ قبل از نيازمندي ات، توانگري ات را و قبل از مرگت، زندگي ات را قدر بدان»V}(من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 352) {V قدرداني از خداوند، در عمل، اين است که انسان نعمت هاي الهي را در راههايي که مورد رضايت و خشنودي خداوند متعال است، به مصرف برساند و به اين وسيله سعادت آخرت را کسب نمايد. ديگر از آثار قدرداني، بايد به تعادل و توازن در زندگي اشاره کنيم. دين اسلام يک دين متين است و بر اساس ميانه روي در همه امور بنا نهاده شده است . هر گونه افراط و تفريط، خارج شدن از مدار دينداري است. امام علي(ع) درباره اعتدال گرايي زاهدان مي فرمايدV} (نهج البلاغه، نامه 27){V: «آگاه باشيد اي بندگان خدا، پرهيزکاران از دنياي زودگذر به سلامت گذشتند و آخرت جاودانه را گرفتند، با مردم دنيا در دنياشان شريک گشتند، اما مردم دنيا در آخرت آنها شرکت نکردند. پرهيزکاران در بهترين خانه هاي دنيا سکونت کردند، و بهترين خوراک هاي دنيا را خوردند، و همان لذتهايي را چشيدند که دنيا داران چشيده بودند، و از دنيا بهره گرفتند آنگونه که سرکشان و متکبران دنيا بهره مند بودند. سپس از اين جهان با زاد و توشه فراوان، و تجارتي پر سود، به سوي آخرت شتافتند، لذت پارسايي در ترک حرام دنيا را چشيدند و يقين داشتند در روز قيامت از همسايگان خدايند، جايگاهي که هر چه درخواست کنند، داده مي شود، و هر گونه لذتي در اختيارشان قرار دارد». اين فرمايشات از کسي صادر شده است که دانش آموخته مکتب نبوي است. و بر همه شيعيان و مسلمانان وظيفه است که از الگوهاي راستين خود پيروي کنند و بنا بر شأن و ربته خود از نعمت هاي الهي بهره مند شوند و از هر گونه افراط و تفريط بپرهيزند از جمله دين مقدس اسلام درباره خود آرايي سفارش هاي زيادي نموده است بطوريکه آراستگي ظاهري در کنار زيبايي و آراستگي باطني، صفتي خوب و پسنديدن شمرده شده است. برخي از امور که بطور مستقيم در آراستگي ظاهر دخالت دارند به قرار زير است: 1. پاکيزگي عمومي 2. رسيدگي به موي سر 3. رسيدگي به موي صورت 4. رسيدگي به پوست 5. کوتاه کردن ناخن ها 6. عطر زدن 7. مسواک زدن 8. پوشيدن لباس تميز و زيبا و رنگ روشن اهتمام و توجه به اين امور در راستاي همان فرمايش نبوي (ص) است که فرمود: H}«ان الله يحب ان يري اثر نعمته علي عبده» {H خداوند دوست دارد که اثر نعمت خود را در بنده اش ببيند V} (ميزان الحکمه، ج 13، ص 6469، ح 20424{V ابو الاحوص از پدرش نقل مي کند: با جامه اي پست و ارزان قيمت خدمت رسولخدا رسيدم. حضرت فرمود: آيا مال و ثروت داري؟ عرض کرد: آري. فرمود: چه مالي داري؟ عرض کرد: خداوند شتر و گاو و گوسفند و برده به من داده است. فرمود: پس اگر خداوند به تو ثروتي داده است، بايد نشانه نعمت و کرامتي که ارزانيت داشته است در تو ديده شود.»V} (همان، ح 20425) {V يعني برو و شکل ظاهري خود را اصلاح کن: جامه تميز بپوش و بوي خوش به کار ببر؛ منزل خود را گچکاري کن، جلو منزل را بروب و حتي چراغي بر در منزل پيش از غروب آفتاب روشن کن و... . براي مطالعه بيشتر ر.ك: 1. شمائل النبي، ترجمه دکتر محمود مهدي دامغاني، تهران: نشر ني. 2. اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، سيد رضا پاک نژاد (بهداشت لباس)، ج 18. 3. آيين بهزيستي اسلام، ج 4، شکل پوشاک، احمد صبور اردو بادي، تهران نشر فرهنگ اسلامي.
کد سوال : 4156
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : علاوه بر ساير شرايط لازم براي ازدواج طبق گفته دانشمندان اسلامي از مهمترين لوازم آن داشتن شهامت و شجاعت است. اين امر چگونه ميسر مي شود؟
پاسخ : عليرغم ابهامي که در اين سؤال وجود دارد مي توان در پاسخ به آن چنين گفت؛ همانطور که در ازدواج رشد جسماني، رشد عقلي و رشد اخلاقي لازم و ضروري است، به رشد عاطفي و رشد اجتماعي نيز نيازمند است زيرا انسان داراي بعد اجتماعي و عاطفي است و در 4 محيط خانواده، مدرسه، شغل و دوستان، فرد از نظر اجتماعي مورد ارزيابي و بررسي قرار مي گيرد. انسان براي داشتن روابط صحيح با همسر خود بايد از توانايي کافي و خوبي برخوردار باشد. نقش، وظايف و مسئوليتها مربوط به خويش را در اداره يک خانواده (حداقل 2 نفري و سپس بيشتر) به نحو احسن انجام دهد و قبل از آن شهامت و شجاعت انتخاب و گزينش همسري مناسب و نه گفتن به آنچه که با اهداف و آرمانهاي او سازگاري ندارد را داشته باشد همچنين در اداره امور اقتصادي و معيشتي، امور فرهنگي و تربيت فرزندان و داشتن روابط متقابل با همسايگان و ... و نظاير آن از توانايي و شهامت بروز آن و شجاعت برخورد با ناملايمات و سختي هاي زندگي و ... برخوردار باشد. و در يک جمله در بعد اجتماعي بتواند در فعاليتهاي اجتماعي مشارکت کرده و مسئولت هاي اجتماعي در رابطه با خانواده را بپذيرد. براي نيل به اين مقصود مي توان به امور و نکات زير توجه نمود: 1. خود را در فعاليتهاي مختلف درگير نموده و سعي نمائيد کارهاي شخصي و فردي خود را با دقت و درايت بيشتر انجام دهيد و منتظر کمک ديگران نباشيد هر چند ممکن است از نظر مشورتي ديگران استفاده کنيد. 2. توانايي ايجاد ارتباط اجتماعي با ديگران را در خود تقويت نموده و از گوشه گيري اجتناب کنيد. 3. مسؤوليتهاي مختلفي که از طرف خانواده، دانشگاه، دوستان و ... پيشنهاد مي شود، استقبال کرده و بپذيريد و خود را در انجام آن کارها ناتوان نبينيد هر چند اگر نيازمند مشورت و کمک ديگران شديد، اقدام نمائيد. 4. با افرادي که احساس مي کنيد افراد با شهامت و با شجاعتي هستند بيشتر رفت و آمد کنيد و از نحوه برخوردها و مسؤوليت پذيري و ارتباطات اجتماعي شان الگو بگيريد و سعي کنيد آنها را به کار ببنديد. 5. هنگام مشورت گرفتن دربارهء موضوعي خاص، با افراد ترسو مشورت نکنيد بلکه با افراد شجاع و با شهامت به مشورت بنشينيد. که مورد توصيه پيشوايان ديني ما نيز هست. در پايان اگر پاسخ فوق نتوانسته شما را قانع کند مي توانيد در مکاتبه بعدي سؤالتان را روشن تر بيان کنيد تا ما نيز بتوانيم بهتر پاسخ دهيم.
کد سوال : 4157
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : طبق فرموده مولاي متقيان انسان بايد يك سوم وقت خود را به لذتهاي نفساني حلال سپري نمايد. منظور از اين امور چيست؟ در عصر ما چه اموري را شامل مي شود؟ ديدن مسابقات ورزشي (بخصوص فوتبال)، ديدن سريال هاي تلويزيوني (مثلأ سريال زير آسمان شهر و ... كه اكثر بي محتوي هستند و علاوه بر آن رفتارها و سنت هاي غلطي را هم رواج مي دهند) آيا اتلاف عمر نيست؟ آيا اين امور از لذتهاي حلال به حساب مي آيند؟ (با توجه به كلام قرآن كه آمده است: «در كارهاي خير سبقت بجوييد» آيا اين امور بيهوده اند؟)
پاسخ : همانگونه که بدن به انواع غذاها محتاج است، روح آدمي نيز به شادابي و تفريحات سالم نيازمند است، و غذاي روح و رواني همواره در کنار غذاي جسم مطرح بوده است. از ديرباز انسان بطور فطري به گردش و تفريح مي پرداخته است. سيره عملي پيشوايان ما هم اين گونه استفاده از اوقات فراغت را مورد تشويق قرار داده اند: الف) تماشاي طبيعت بعد از نزول باران، استفاده از زيبائي هاي جهان خلقت، کسب نشاط و سرزندگي در کنار رودخانه ها ، جويبارها، درياها، گردش در باغها و بوستانها و بين درختان سرسبز و پر شاخ و برگ، آرامش در کنار سايه سار درختان، نزديک ساختن محيط زندگي فردي به محيط طبيعي و ... . ب) سير و سفر، سياحت و مطاعه سرگذشت ديرينيان؛ ج) پرداختن به ادبيات و شعر، نمايش، خوشنويسي، نقاشي، طراحي و در يک سخن روي آوردن به هنر؛ د) ورزش و بازي، زورآزمايي، تقويت بنيه جسماني. ز) شوخي هاي متواضعانه (خنديدن و خندانيدن درست و دور از رفتارها و الفاظ زشت مورد تأکيد دين است). ه) انتخاب وسيله سواري مناسب. و) قبول هداياي دوستان، پذيرش ميهماني ها با شرط کنار گذاشتن تکلف. س) سپري کردن وقت با کودکان يتيم و رسيدگي به مشکلات ايشان، خوشروئي و تبسم نسبت به محرومين جامعه. ش) استفاده از تجمل و زيبائي مشروع مانند انگشتر، رنگ کردن مو، خانه و مسکن مناسب، طرح و مدل مناسب در لباس و پوشاک؛ آنچه در بخش هاي قبل تحت عنوان اعتدال گرايي زاهدان نگاشتيم مکمل اين عرايض است. - براي مطالعه بيشتر ر.ك: امام علي(ع) و تفريحات سالم، جلد 15، از الگوهاي رفتاري، مرحوم محمد دشتي.
کد سوال : 4158
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : زكات علم چيست؟ آيا واجب است؟ آيا براي اداي آن بايد به ديگران مانند يك معلم بياموزيم؟
پاسخ : بعضي از بزرگان گفته اند که اول علم، سکوت است؛ بعد شنيدن، سپس حفظ کردن، و بعد از آن عمل کردن، و آخر منتشر ساختن آن است. هر کسي که در مسير تعليم و تربيت مراتبي را طي کرد مي بايست سرمايه هاي علمي خود را به افرادي که شايسته و نيازمند به دانش هستند، بذل و انفاق کند و در نشر علم و اعطاء آن به چنين مردمي، بخل نورزد چون خداوند همانگونه که از انبياء پيمان گرفت تا در نشر حقايق و گزارش به مردم، دريغ نورزند، از دانشمندان نيز پيمان گرفت که در تعليم علم به افراد نيازمند، فروگذار نکنند بلکه سعي خود را در ترويج علم به کار گيرند. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «در نوشتاري از حضرت علي(ع) چنين خواندم: خداوند از نادانان پيمان نگرفت که پوياي دانشمندان باشند [تا از آنان معرفت و آگاهي کسب کنند]، مگر آنگاه که قبلاً از دانشمندان پيمان گرفت که علم و آگاهي خويش را در اختيار نادانان قرار دهند...»، V} (منيه المريد، شهيد ثاني، ص 93){V و باز از آن امام همام روايت شده است که ضمن تفسير آيه: A}«و لا تصعر خدک للناس»{A؛ فرمود: بايد همه مردم از لحاظ دريافتهاي علمي از ديدگاه تو، مساوي و برابر باشند [و بايد سهم و بهره از علم را بطور مساوي به آنها بپردازي و در ميان آنها تبعيض روانداري] V}(سوريه لقمان، آيه 18؛ کافي، ج 1، ص 51){V جابر حعفي از امام صادق(ع) آورده است که فرمود: H}«زکوه العلم ان تعلمه عباد الله»{H زکات علم و دانش، اين است که آنرا به بندگان خدا تعليم دهيV} (منيه المريد، ص 64){V آري پيام فرمايش صادق آل محمد(ص) اين است که بايد عالم، به شکرانه نعمتي که خداوند نصيب او نموده است ديگران را نيز از دانش بهره مند سازند. در اين شرايط است که يکي از حقوق علم و آگاهي را ادا نموده است. اما اينکه آيا نشر علم واجب است يا نه؛ بايد بگوييم ترويج علم يک توصيه اخلاقي است و وجوب شرعي را که تحت عنوان احکام تکليفي است، در بر نمي گيرد. اگر عالمي و دانشمندي علم خود را از ديگران دريغ بورزد يا اگر شرايط ارائه آن فراهم نباشد واجبي از او ترک نشده است.
کد سوال : 4159
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : شناسايي روايات جعلي چگونه است و وظيفه کيست عمل به روايت چه حکمي دارد (بطور کلي)؟
پاسخ : شناسايى روايات جعلى از راه‏هاى مختلفى مى‏باشد از جمله: مخالف بودن روايت با - صريح قرآن - مخالف بودن آن با ديگر روايات كه مورد عمل تمامى فقها مى‏باشد و يا مخالف بودن آن با ضروريات مكتب شيعه و يا با بديهيات عقلى كه مورد اتفاق تمامى عقلا است و از طريق راويان حديث كه در علم رجال ضعف و قوت تمام راويان حديث مورد بحث قرار گرفته است. تشخيص اين‏گونه روايات توسط خبرگان در علم حديث كه همان فقها هستند صورت مى‏گيرد. عمل به حديث در غير مسائل اخلاقى، دعاها و يا مستحبات نظر به اين كه نياز به كارشناسى دقيق فقهى دارد براى غيرفقيه و مجتهد طبق مبناى مشهور بين فقها جايز نيست.
کد سوال : 4160
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : ديه يکي از قوانين اسلام است. چرا ديه زن نصف مرد است (حتي اگر اقتصاد خانواده به دست زن باشد)؟
پاسخ : بررسى جامع و همه جانبه اين مسأله در خور تحقيقى ژرف و گسترده است، ليكن در اينجا چند نكته را به اختصار يادآور مى‏شويم: الف) در نظام حقوقى اسلام بيش از هر مكتب ديگرى تساوى حقوق زن و مرد رعايت گرديده است. در آغاز بايد فرق بين تساوى(Equality) و تشابه(Similarity) را به خوبى دريافت. بى‏توجهى به اين مسأله موجب خلط و مغالطه بسيارى مى‏شود. تشابه به معناى همانندى و همشكلى روبناهاى حقوقى است. اين همان جريانى است كه فمینيسم(Feminism) غربى در دام آن گرفتار آمد و پنداشت كه تبعيض‏زدايى در روابط زن و مرد در گرو وضع حقوق كاملاً مشابه است. در حالى كه اين رويكرد نه سودى براى مرد در پى داشت و نه براى زن؛ بلكه روند انهدام بنيان خانواده را سرعت بخشيد و برآيندهاى ناگوارى براى جامعه بشرى در پى آورد. تساوى به معناى برابرى است، نه يكنواختى. در تساوى شرايط گوناگون، تفاوت‏هاى طبيعى، وظايف و جوانب مختلف ملاحظه مى‏شود و چه بسا احكام نامشابهى وضع مى‏گردد، بدون آن كه بر كسى ستمى روا شود. ولى در تشابه همه اين امور ناديده انگاشته شده و فقط به يكنواختى روبناهاى حقوقى بسنده مى‏شود. بنابراين بايد توجه داشت كه هرگونه عدم تشابه قواعد حقوقى به منزله نفى تساوى نيست و هر نوع تشابه و يكنواختى به منزله رعايت تساوى نمى‏باشد. ب ) تفاوتهاى حقوقى به معناى تفاوت در ارزش‏ها و كمالات انسانى نيست و اسلام بر برابرى زن و مرد در كرامت‏هاى انسانى تأكيد فراوان دارد. ج ) مسأله ارث و ديه زن در نظام حقوقى اسلام جزئى از كل است و نگاه به آن به صورت گسسته و بى‏ارتباط با ديگر اجزاى اين مجموعه راهزن انديشه و موجب برداشت‏هاى ناصواب مى‏شود، بنابراين نمى‏توان اين احكام را جدا از مجموعه نظام خانواده در اسلام مورد توجه قرار داد. توضيح: توجه به عوامل ذيل در فهم بهتر مسأله مؤثر است: 1- قانون براي نوع افراد وضع مي شود نه براي اشخاص و موارد استثنايي، لذا بايد مصلحت نوعيه ملاک قانونگذاري و تعيين حق و تکليف باشد. 2- بين حق و تکليف يک نوع تلازم و توازني وجود دارد، وقتي در اسلام نفقه را بر عهده مرد گذاشته است، بايد يک منبع درآمدي براي او تعريف و تعيين شود و هرگاه اين مرجع پرداخت نفقه حذف شود به يک نحو جايگزين در نظر گرفته شود. شايد گفته شود در همه جوامع، امور اقتصادي و مرجع امرار معاش، مرد نيست، زنان نيز کارمند يا کارگر هستند و زندگي را اداره مي کنند، پس در اين صورت هرگاه زني کشته شود بايد براي عائله اي را که ايشان تکفل و سرپرستي مي کردند، حقي به نام ديه برابر ديه مردان منظور شود ولو آن که شارع مقدس اين مسأله را به شکل يک شرط يا استثناء در حکم بيان کند به اين که هرگاه زني که کشته شده است مسؤول امرار معاش خانواده باشد، ديه او برابر با ديه مرد است. پاسخ آن است که: اولا، يکي از حکمت هاي تفاوت در ديه بحث نفقه و تأمين مخارج زندگي است که تمام علت (علت تامه) همين امر باشد. ثانيا، در همين مورد نيز گرچه همسر خانواده (زن) به هر دليلي مثل مرگ شوهرش يا ناتواني و... مرجع امرار معاش باشد ولي از جهت شرعي و قانوني به عنوان يک وظيفه و مسؤوليت و تکليف بر عهده او نيست، لذا تکليفي بر او تحميل نشده است تا حقي براي او وضع شود. د ) ديه زن در همه موارد كمتر از مرد نيست، بلكه در كمتر از ثلث با مرد برابر است. اگر در مواردى ارث و ديه زن كمتر از مرد مى‏باشد، اين مسأله مبتنى بر مصالحى در نظام خانوادگى و روابط زن و مرد مى‏باشد و در مقابل نه تنها به نيكوترين وجهى جبران شده است، بلكه اساسا حقوق زن در چنين نظامى بسيار بيش از مرد و فراتر از چيزى است كه در «فمینيسم» غربى وجود دارد. توضيح اين كه: الف) اسلام در شرايطى به زن حق ارث بردن داد كه به كلى زن از اين حق محروم بود و نه تنها از مرد ارث نمى‏برد، بلكه خود همچون كالايى به ارث برده مى‏شد. ب ) اسلام به زن استقلال اقتصادى داد و او را در تصرف دارايى خود استقلال بخشيد. ج ) علاوه بر استقلال اقتصادى، اسلام در هيچ شرايطى زن را موظف به تأمين نيازمندى‏هاى خود و خانواده قرار نداده است. بنابراين دارايى‏هاى خود را در هر راه مشروعى مى‏تواند صرف كند و در عين حال براى رفع نيازمندى‏هاى خود تأمين جداگانه دارد؛ يعنى، نفقه او در هر حال بر عهده مرد است و اگر خودش نيز درآمد اقتصادى داشته باشد مالك شخصى آن درآمدها است و موظف نيست كه آنها را در جهت نيازمندى‏هاى خانواده و يا حتى نيازمندى‏هاى خود صرف كند، ليكن مرد در هر حال موظف است كه نيازهاى زن را تأمين نمايد، بنابراين شرايط جديد زندگى با احكام اسلام هيچ تعارضى ندارد. ه ) اسلام دو حق اقتصادى براى زن بر عهده مرد قرار داده است: 1- مهريه؛ كه افزون بر اصل مهريه، حق تعيين ميزان آن نيز به دست خود زن مى‏باشد. 2- نفقه؛ نفقه و تأمين مالى نيازمندى‏هاى زن در زندگى نيز بر عهده مرد است. اما در كشورهاى غربى و داراى نگرش فمينيستى كه در تبليغات پرهياهوى جهانى خود را بزرگترين حاميان حقوق زن قلمداد مى‏كنند، چه مى‏گذرد؟ در آنجا: اولاً؛ چيزى به نام حق نفقه وجود ندارد و زن نيز مجبور است براى تأمين معاش خود به تلاش و فعاليت بپردازد. در حالى كه در حقوق اسلامى زن اگر كارى هم بكند، درآمد بالايى نيز كسب كند دارايى‏اش براى خودش محفوظ است و تأمين نيازمندى‏هاى او بر عهده مرد است. ثانيا؛ در جهان غرب شخص مى‏تواند با وصيت خود، شخص واحدى را وارث تمام دارايى خود بگرداند و اندكى از آن را به زن ندهد. شگفت اينجا است كه در موارد متعددى ديده شده است كه ثروتمندان بزرگى تمام دارايى خود را طبق وصيت براى گربه يا سگ خود به ارث نهاده‏اند و تمام اعضاى خانواده را از آن محروم ساخته‏اند! در حالى كه در حقوق اسلامى ماترك ميت براساس حكم معين الهى تقسيم و توزيع مى‏شود و كسى نمى‏تواند زن و فرزند را از حقوق خود محروم سازد. بنابراين اگر مشاهده مى‏شود كه در مواردى در حقوق اسلامى ديه و يا ميراث زن نصف مرد مى‏باشد ازاين‏رو است كه مرد بايد دارايى خود را براى زن به مصرف برساند، در حالى كه چنين وظيفه‏اى براى زن مقرر نشده است. علامه طباطبايى در تفسير گرانسنگ «الميزان» مى‏نويسد: «نتيجه اين گونه تقسيم ارث بين مرد و زن آن است كه در مرحله «تملك»، مرد دو برابر زن، مالك مى‏شود. ولى در مرحله «مصرف»، هميشه زن دو برابر مرد بهره مى‏برد. زيرا زن، سهم و دارايى خود را براى خود نگه مى‏دارد ولى مرد بايد نفقه زن را نيز بپردازد و در واقع نيمى از دارايى خود را صرف زن مى‏كند»، V}(الميزان فى تفسير القرآن، ج 4، ص 215).{V براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهرى. 2- زن در آيينه جمال و جلال، آيت‏اللّه‏جوادى آملى. 3- قرآن و مقام زن، سيد على كمالى. 4- بررسى ميراث زوجه در حقوق اسلام و ايران، حسين مهرپور. 5- قوانين فقه اسلامى، ج 1، دكتر صبحى محمصانى، ترجمه: جمال‏الدين جمالى محلاتى. 6- روشنفكر و روشنفكرنما، داود الهامى. 7- زن از ديدگاه اسلام، ربانى خلخالى. 8- درآمدى بر نظام شخصيت زن در اسلام، محمد رضا زيبايى‏نژاد - محمد تقى سبحانى. 9- يکنواختي حقوق زن و مرد (فمينيسم، فراز يا فرود)، سيد ابراهيم حسيني، مجله پرسمان سال 2، شماره 4 (دي ماه 81).