• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 4141
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : اقتصاد، عدالت و مدينه فاضله مهدوي چه ويژگيهايي دارد؟
پاسخ : آنچه كه از روايات استفاده مى‏شود وعده تحقق مدينه فاضله در زمان ظهور حضرت مهدى(عج) به ما داده شده است، مدينه فاضله‏اى كه پس از درگيرى و جنگ‏هايى كه حضرت با تركان، يهوديان و سپس غربيان كرده و بر آنها غالب مى‏شود و بر سرتاسر جهان تسلط مى‏يابد، محقق مى‏شود. شمارش ويژگى‏هاى مدينه فاضله كه از كتب روايى نقل شده است، شما را در رسيدن به پاسخ پرسشتان يارى مى‏كند بلكه افقى فراتر از پرسش در مقابل ديدگانتان مى‏گشايد: ويژگى‏هاى مدينه فاضله در عصر ظهور: 1- مدينه عدل: آن قدر كه در روايات بر ويژگى عدالت گسترش حضرت مهدى تأكيد شده بر ساير مسائل چنين حكمى نرفته است و اين نشان از برجستگى اين مهم در سازمان مدينه فاضله اسلامى در دوران ظهور دارد. 2- مدينه رفاه: مدينه فاضله اسلامى مدينه رفاه و آسايش همگانى است رفاه و تنعم بدان‏سان كه ديگر نيازمند و صاحب حاجتى در سطح جامعه نمى‏توان يافت و يك دليل مهم آن توزع عادلانه ثروت‏ها و منابع در زمان آن حضرت(ع) است. 3- مدينه امن و سلام: آنچه از حجم زيادى از روايات ظهور برمى‏آيد، نشان مى‏دهد كه مدينه فاضله اسلامى شهر امن و اسلام است آن هم امنيت در معناى واقعى و در تمامى ابعاد آن. 4- مدينه تربيت: تربيت و پرورش روح انسان‏ها و توجه به اخلاق و فضائل روحى كه از اساسى‏ترين برنامه‏هاى ظهور است در مدينه فاضله زمان حضور حضرت مهدى(عج) معنا يافته و محقق مى‏شود مدينه‏اى كه در آن سجايا و فضايل انسانى ظهور و بروز دارد. 5- مدينه علم: دوره ظهور براساس روايات دوران گسترش علم و دانايى است و مدينه فاضله اسلامى مدينة‏العلم است وى علاوه بر آن كه از علوم زمان حمايت كرده و از آن سود مى‏جويد، علوم و دانش‏هايى كه در طول اعصار و قرون در پشت پرده‏ها مكنون مانده، مطرح ساخته و آن را در سطح جهان گسترش مى‏دهد. 6- مدينه مستضعفان: حكومت در مدينه فاضله به دست توده‏هاى محروم و مستضعف جامعه است آنان كه پيش از ظهور بار سنگين فقر و بيچارگى را تحمل كرده‏اند، در زمان ظهور حضرت به حق مسلم خويش در وراثت و پيشوايى زمين دست مى‏يابند. - براى اطلاع تفصيلى ر.ك: عصر ظهور، على كورانى، ترجمه عباس جلالى، سازمان تبليغات اسلامى تهران، چاپ مكرر.
کد سوال : 4142
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : سرنوشت تكنولوژي، علوم و فنون پس از قيام حضرت ولي عصر(عج) چيست؟
پاسخ : در روايتى از امام صادق(ع) وارد شده است كه «دانش 27 حرف است؛ پس تمام آنچه پيامبران با آن مبعوث شده‏اند، 2 حرف (از دانش است) و مردم تا امروز تنها 2 حرف از دانش را دار هستند، اما هنگامى كه قائم ما(عج) قيام مى‏كند، 25 حرف ديگر را در ميان مردم پراكنده مى‏كند و با آن دو حرف اضافه مى‏نمايد تا اينكه دانش به 27 حرف كامل مى‏شود. V}(بحارالانوار، ج 52، ص 336){V ظاهرا معناى اين روايت و روايات مشابه اين است كه عقول و خردهاى مردم در اين زمان پيشرفت فراوانى مى‏كند. زيرا در اين دوره معنويت و تقوا بسط پيدا مى‏كند و موانع علم‏آموزى و فهم و ادراك صحيح مسدود مى‏گردد و تمامى مردم امكان مى‏يابند با تقوا ـ عامل نگهدارىانسان كه باعث روشن‏بينى و فهم و درك بينا مى‏شود به تمامى اسرارى علوم نزديك شوند. چنانچه در روايات حكومت امام زمان(عج) وارد شده است كه در آن زمان زنان با قرآن سخن مى‏گويند. بنابراين دوران پس از ظهور حضرت، اوج شکوفايي علوم و فنون و صنعت و تکنولوژي خواهد بود.
کد سوال : 4143
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اگر كسي بگويد اول اين كار را انجام مي دهم سپس نماز مي خوانم آيا اين گناه است؟
پاسخ : قرآن يكى از صفات خوب مؤمنان را مواظبت و مراقبت بر اوقات نماز معرفى مى‏كند: A}«والذين هم على صلاتهم يحافظون»{A؛ V}(معارج، آيه 34){V در همين رابطه اميرمؤمنان در فرمايشى توصيه مى‏نمايند كه نماز را بر ساير كارها مقدم بداريد و كارى مانع از نماز اول وقت نشود H}«صل الصلاة لوقتها الموقت لها ولا تعجل وقتها لفراغ ولا تؤخرها عن وقتها لاشتغال واعلم ان كل شى‏ء من عملك تبع لصلوتك»{H نماز را در اول وقت مقرر آن به جاى آور و به خاطر فراغت عجله مكن و به علت اشتغال آن را به تأخير ميفكن و بدان كه همه اعمال تو بسته به نماز تو است V}(نهج‏البلاغه، نامه 27){V شاگرد راستين اين مكتب امام خمينى، اين سلاله و فرزند زهرا(س) معتقد هستند V}(چهل حديث امام خمينى){V يكى از عواملى كه سبب حضور قلب در نماز مى‏شود فراغت وقت است. منظور ايشان اين است كه انسان بايد در هر شبانه‏روز براى عبادت خود وقتى را معين سازد كه در آن وقت معين فقط به عبادت بپردازد و كار ديگرى را در آن انجام ندهد. چون عبادت از امور مهمى است كه از ساير كارها اهميت بيشترى دارد و شايد بتوان گفت هيچ كارى قابل مقايسه با عبادت نيست. به همين جهت مى‏بايست اوقات نماز را كه مهمترين عبادات است حفظ كرد و آنها را در وقت‏هاى فضيلت آن به جا آورد. اى عزيز! جايى كه نماز اول وقت اين همه بركت و فضيلت و آثار ارزشمند دارد چرا انسان آن را از دست بدهد، همان طور كه ملاحظه كرديد: 1- نماز اول وقت از ويژگى‏هاى بارز مؤمنان است. 2- مهمترين اعمال انسان عبادت‏هاى اوست و نماز مهمترين عبادت‏ها است كه هيچ كارى با آن قابل مقايسه نيست پس شايسته است كه اين كار مهم، مقدم بر كارهاى ديگر به جا آورده شود. 3- شرط قبولى تمام اعمال انسان نماز است و نماز مقبول نمازى است كه اول وقت انجام شود. 4- نوبت به خود نماز كه رسيد، تازه نمازى قبول است كه با حضور قلب باشد و به ميزانى كه هر كس در نماز حضور قلب دارد به همان اندازه نماز او قبول است. يكى از عواملى كه در به دست آوردن حضور قلب تأثير مهمى دارد، حفظ اوقات فضيلت نماز است. نماز اول وقت علاوه بر مواردى كه ذكر شد، فوايد تربيتى بسيارى دارد كه با در نظر گرفتن آنها شايسته و بايسته است كه مؤمن اهتمام ورزد و طبق يك برنامه مشخص، نمازهايش را در اول وقت به جا آورد.
کد سوال : 4144
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا اين درست است كه اگر كسي با ديگري قهر است و پس از سه روز با او آشتي نكند بعد از آن تمام نمازهاي او قبول نيست؟
پاسخ : بى‏ترديد قطع پيوند دوستى و دورى جستن از يكديگر از عمده‏ترين زمينه‏هاى زايل شدن اخوت ايمانى و برادرى است، حضرت محمد(ص) از آن پرهيز داده است، چنان چه مى‏فرمايد: «هر دو مسلمانى كه از يكديگر قهر كنند و سه روز بر آن حال بمانند و با هم آشتى نكنند از اسلام بيرون روند و ميان آنها پيوند و دوستى دينى نخواهد بود. پس هر كدام كه به [اصلاح رابطه و] سخن گفتن پيشى گيرد او در روز حساب زودتر به بهشت مى‏رود» V}(كافى، ج 2، ص 345 - وسائل‏الشيعه، ج 8، ص 585){V ترك مراوده اهل ايمان آن چنان مذموم و ناپسند است كه در وصيت «مفضّل» است كه گويد: از حضرت صادق(ع) شنيدم مى‏فرمود: هيچ دو مردى از روى قهر از يكديگر جدا نمى‏شوند مگر اين كه يكى از آن دو سزاوار بيزارى [خدا و رسولش از وى] و لعنت گردد و چه بسا كه هر دو سزاوار آن شوند. «مُعتّب» (از دوستان مخصوص آن حضرت) عرض كرد: خدا مرا فداى تو سازد، آن كه ظالم است اين سزاى اوست، مظلوم چه گناهى دارد؟ فرمود: براى آن كه برادر خود را به آشتى و پيوند با خود نمى‏خواند و از گفتار او چشم‏پوشى نمى‏كند و آن را نشنيده نمى‏گيرد. از پدرم شنيدم كه فرمود: هرگاه دو تن با هم ستيزه كنند و يكى به ديگرى تعدى كند بايد آن كه مظلوم است نزد آن ديگرى رود و به او گويد: اى برادر من ستمكارم و تقصير با من است تا جدايى و قهر از ميانشان برطرف شود، خداى تعالى حاكم عادل است و داد مظلوم از ظالم مى‏ستاند» V}(كافى، ج 2، ص 343 - وسائل‏الشيعه، ج 8، ص 584){V جدايى برادران ايمانى موجب خشم خداوند و شادى شياطين است. بنابراين لازم است پيروان سيره اهل‏بيت عصمت و طهارت(ع) در اين امور بينديشند و اجازه ندهند دوستى و الفت با برادران به كينه و قهر كردن و جدايى بيانجامد و چنان چه گاهى كدورت و رنجش و قهرى پيش آمد، خود را بر آن دارند كه در رفع آن بكوشند و بر يكديگر پيشى گيرند. با اين وصف اگر دو نفر در قهر و حالت جدايى به سر برند، اگر نماز و روزه ايشان از جهت ديگرى اشكال نداشته باشد، صحيح است ولى با شناختى كه كسب كرديم قهر كردن و كينه برادران و يا خواهران ايمانى را به دل داشتن خوب نيست.
کد سوال : 4145
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا اين درست است كه اگر كسي در دستشويي (توالت) سخني بگويد تا 40 روز دعايش مستجاب نمي شود؟
پاسخ : در هنگام استفاده از سرويس دستشويى (توالت) از نشستن زياد و خوردن و آشاميدن و مسواك زدن و سخن گفتن و مواردى چند نهى شده است V}(اسرارالصلوه، ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى، ص 14){Vالبته سخن گفتن به اضطرار و ضرورت و يا ذكر خداوند متعال اشكال ندارد. آنچه كه در سؤال ذكر شده، مبنى بر اين كه اگر كسى در دستشويى سخن بگويد دعايش قبول نمى‏شود پايه و اعتبارى ندارد. فقط صحبت كردن در دستشويى طبق بعضى نقل‏ها نشان كم‏خردى معرفى شده است كه علما از سخن گفتن در دستشويى نهى كرده‏اند و بيش از نهى، خبر ديگرى درباره آن داده نشده است.
کد سوال : 4146
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : با توجه به اين كه جديدأ در شهر ما فرقه صوفيه مشغول فعاليت هستند در اين خصوص راهنمايي لازم و راهكارهاي مقابله را مطرح فرمائيد.
پاسخ : در خصوص راهنمائي براي شناخت گروه صوفيه و راهكارهاي مقابله با آن ابتداءً بايد اين نكته را يادآور شوم كه براي اين كه ما يك انديشه و مكتبي را قبول و يا رد كرده و با آن مقابله كنيم ابتداءً بايد حقيقت آن انديشه و مكتب را خوب بفهميم و در مرحله بعد به نقادي عقل گذارده و اينكه آيا با ضروريات علمي و عقلي منافات دارد يا خير و در مرحله سوم شخص صاحب مكتب و دين بايد ملاحظه كند كه اين انديشه و مكتب آيا با حقايق قطعي دينش همخواني و سازگاري دارد يا خير؟ بررسي مكتب تصوف هم از اين قاعده مستثني نيست. لهذا بايد در مرحله اول تعريفي از اين مكتب ارائه كنيم. درباره طريقه تصوف كه تقريباً از قرن دوم به صورت يك مسلك معيني درآمده و تا قرن هفتم رو به تكامل بوده و قرنهاي 7 و 8 اوج اين مكتب است و از قرن نه تاكنون رو به نزول و انحطاط داشته ما اگر نگوييم كه تعريفش غيرممكن است بايد اعتراف كرد كه بسيار مشكل است. كه در روشن شدن اين مطلب كافي است كه بدانيم كه ابوالمنصور بغدادي حدود 1000 تعريف درباره تصوف جمع آوري كرده، V}(تاريخ تصوف، دكتر مهديزاده، ص 4){V و علت اين مطلب اين است كه در تصوف در طول تاريخ دگرگوني هاي بسيار زيادي حاصل شده كه تصوف در اسلام از زهد ابتدائي شروع تا اوج عرفان كه امروزه بعضي عرفان را تكامل يافته تصوف مي دانند علاوه بر اينكه در هر دوره در تصوف فرقه هاي گوناگون كه حتي گاه در مقابل هم بودند پيدا شده اند كه همين مكاتب متعدد گاه متضاد نشان مي دهد كه تصوف واقعاً داراي چهارچوب منظم و قابل تعريف نيست و رد كردن آن بصورت مطلق و يا قبول كردنش بنحو مطلق درست نيست لهذا بايد آراء و عقايد فرقه خاصي از صوفيه را كه ما شخصاً با آن مواجه هستيم مورد شناخت قرار دهيم تا بتوانيم بصورت مستدل قبول يا رد كنيم. ولي با تأمل و كنجكاوي در آثار و نوشته هاي صوفيه اشاره به دو نوع مطلب بر مي خوريم: 1. مطالب ساده و در خور مطالعه و احياناً سودمند كه از مذاهب و اديان و انديشه هاي مختلف چه از اسلام، مسيحيت، بودا، خسرواني، زردشت و افلاطون و ديگران گرفته اند. 2. مطالبي نادرست و نابخردانه و خرافات آشكار و مطالب ضد دين و عقل و ادعاهاي عجيب و غريب كه گاه به خواب پريشان بيشتر شباهت دارد مانند معراج نامه بايزيد بسطامي، شطحيات حلاج، دعاوي ابن عربي و كرامات شيخ احمد جامي كه بسياري از اين مفاهيم در صورتي كه به ظاهر آن اخذ كنيم با قرآن و حديث و حتي عقل در تضاد هستند. و واضح است كه با اين چند سطر جواب نمي تواند فرقه ها و عقايد و آداب و رسوم مصوفه را بيان كرد. لهذا براي اين كه شما برادر عزيز به صورت كامل پي به حقيقت اين فرقه ببريد، به منابعي مانند تاريخ تصوف در اسلام تأليف دكتر قاسم غني؛ كتاب جلوه حسن، تأليف آيت الله مكارم شيرازي و يا كتاب تلبيس ابليس عبدالرحمن جوزي و ريشه هاي عرفان در قرآن، نوشته داريوش احمدي و يا منايع ديگر مراجعه فرمائيد. با اين حال به صورت مختصر بعضي كليات كه تقريباً مورد قبول فرق گوناگون تصوف است را ذكر مي كنيم و قضاوت را به خود شما دانشجوي عزيز وا مي گذاريم. يكي از ويژگيهاي اين فرقه كه همه محققين به آن اعتراف كرده اند التقاطي بودن اين مكتب است. بدين معنا كه مباني خود را از اديان و مذاهب و انديشه هاي گوناگون مانند اسلام، مسيحيت، هندو، بودا، زردشت گرفته و از مزج اينها تصوف ايجاد شده كه همين التقاطي بودن باعث ايجاد تضادهاي در درون اين مكتب شده، V}(جلوه حق، آيت الله مكارم شيرازي، ص 24){V و اينكه بعضي دعاوي آنها با عقل و بعضي با دين و بعضي با هر دو در تضاد باشد كه به مواردي اشاره مي كنيم. T}دو ويژگي منفي صوفيه:{T الف) مخالفت با علم و دانش. اين مخالفت با علم و دانش و اموري از علم و مدرسه و اينكه بشوي اوراق دفتر اگر مدرس مائي چنانچه جنيد بغدادي كه از بزرگترين مشايخ تصوف است مي گويد: خواندن و نوشتن سبب پراكندگي انديشه صوفي مي شود، V}(آثار ادبي صوفيه، دكتر قاسم غني، ص 506){V و شيخ عطار در حالات بشر حافي كه از عرفاي بزرگ است نقل مي كنند كه هفت صندوق از كتب حديث داشت كه همه را زير خاك پنهان كرد، V}(تذكره الاولياء، جلد 11، ص 108).{V و بگونه اي تعليم و تعلم بين آنها زشت بود كه بدست گرفتن قلم را ننگ مي دانستند، V}(نقد العلم و العلماء، ص 317).{V ب: شكستن حريم احكام دين كه در زمينه هاي گوناگون احكام صريح و قطعي اسلام را زير پا مي نهند. مانند ترك نماز، رقص و سماع، ترك ازدواج، رياضت كشيهاي سخت عزلت و گوشه نشيني، ايجاد خانقاه، خرقه پوشي، خرد كردن شخصيت خود ، در كتاب اسرار التوحيد در حالات ابو سعيد ابوالخير كه از بزرگان صوفيه است نوشته شده روزي بعد از دعوت به مهماني سماع كردند و شيخ ما را حالتي پديد آمد... مؤذن بانگ نماز ظهر گفت و شيخ همچنان در حال بود و جمع در وجد و رقص مي كردند. امام محمد قايني (ميزبان) گفت وقت نماز است شيخ گفت ما در نمازيم و همچنان در رقص بود امام ايشان را بگذاشت و در نماز شد. در رياضت كشيهاي ايشان درباره ابوبكر شبلي از بزرگان صوفيه نقل شده به اول كه به مجاهده دست بر گرفت سالهاي دراز نمك در چشم كشيدي تا در خواب نشود و گويند كه هفت من نمك در چشم كرده بود، V}(تذكره الاولياء، شيخ قربه الدين عطار، جلد 2، ص 164){V و داستان معروف لُص (دزد) حمام _ كه غزالي از يكي از شيوخ بنام ابن كزيني نقل مي كند كه: من زماني وارد يكي از مناطق شدم و در آنجا حسن سابقه اي پيدا كردم. براي نجات از اين حسن شهرت روزي به گرمابه اي رفتم و لباس گرانبهائي را دزديده از گرمابه خارج شدم مردم دويدند مرا گرفته جامعه هاي گرانبها از من بركندند پس از اين واقعه در ميان مردم به دزد حمام مشهور شدم و به اين وسيله نفس من راحت شد!! و غزالي هم اين عمل را تأييد كرده كه باعث تعجب دانشمند بزرگ ابن جوري شده كه مي گويد آيا هيچ راهي صحيح براي اصلاح قلب نبود كه به اين گونه امور بپردازند و آيا رواست كه مسلمان بر خود نام دزد نهد. كه بايد گفت اين نهايت شكستن حريم احكام دين است . بعضي از ادعاهاي بزرگان اين گروه را براي نمونه ذكر مي كنيم: درباره بايزد بسطامي كه در ميان صوفيه مقام فوق العاده اي دارد بطوري كه او را سلطان العارفين ملقب كرده اند نقل شده روزي مردي پيش او آمد بايزيد گفت: كجا مي روي؟ گفت به حج خانه خدا گفت چه داري گفت دويست درهم. گفت: آن را بمن بده كه صاحب عيالم و هفت بار دور يمن بگرد و باز گرد كه حج تو همين است! و بالا تر از اين شيخ عطار نقل مي كند. كه بايزد را گفتند روز قيامت كه مي شود مردم در زير لواي محمد(ص)، جمع مي شوند گفت به خدا قسم كه لواي و پرچم من از لواي محمد بزرگتر است، V}(تذكره الاولياء، ج 2، ص 112).{V و جمله ما اعظم شأني كه فقط در حق خداوند متعال سزاوار است گفته شود هميشه ورد زبان او بوده به اين معنا كه چه مقامم بالا است و صدها نمونه از اين قبيل كفريات از اين شخص كه به عقيده خود صوفيها بعنوان بزرگترين صوفي مطرح شده داريم. لهذا گرچه ممكن است بعضي گفته هاي آنها هم خوب و درست باشد ولي غالب مطالب آنها مخالف با عقل و دين و شريعت است و آگاهي پيدا كردن به همين موارد بهترين راهكار براي مقابله با آنهاست. {Tصوفيه از نگاه دينT} اما از نظر دين حكم اين گروه چيست كتابهايي در اين زمينه نوشته شده و به جمع آوري رواياتي كه درباره صوفيه وارد شده پرداخته اند كه از همه مهمتر 2 كتاب است يكي كتاب حديقه الشيعه محقق اردبيلي و يكي كتاب الاثني عشريه شيخ حر عاملي كه هر 2 از دانشمندان بسيار معروف شيعه هستند. براي نمونه فقط يك حديث معتبر و صحيح كه در هر 2 كتاب ذكر شده بسنده مي كنيم. بزنطي و اسماعيل ابن بزيع از امام رضا(ع) نقل مي كنند:H}« قال علي ابن موسي(ع) من ذكر عنده الصوفيه و لم ينكرهم بلسانه و قلبه فليس منا و من انكرهم فكانما جاهد الكفار بين يدي رسول الله(ص)؛{H امام رضا(ع) فرمود هر كس در نزد او از صوفيه ذكري بشود و به زبان و دل ايشان را انكار ننمايد چنين كسي از ما نيست و هر كسي صوفيه را انكار كرد مانند كسي است كه در راه خدا و در حضور رسول خدا(ص) جهاد كرده باشد» V}(الاثني عشريه، شيخ حر عاملي، ص 32 و حديقه الشيعه، محقق اردبيلي، ص 563).{V كه به خاطر اين روايات و بعضي دعاوي بزرگان اين گروه و فتاواي خاص آنها معمولاً علماء و فقهاء شيعه با اين فرقه مخالفت كرده و به ابطال عقايد آنان پرداخته اند و بزرگاني مانند آيت الله شيخ حر عاملي و محقق اردبيلي و ...و از علماي معاصر آيت الله مكارم شيرازي در رد عقايد آنان كتاب نوشته اند. انشاء الله كه در شناخت حق و ابلاغ آن و در مقابله با انديشه هاي باطل موفق باشيد.
کد سوال : 4147
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : آيا درست است كه در روز جمعه نبايد شعر بخوانيم و اگر حتي يك بيت بخوانيم چه خوب يا بد فقط جزاي همان در نامه اعمال آن روز جمعه نوشته مي شود و بقيه اعمالمان در آن روز جمعه مورد قبول واقع نمي شود؟
پاسخ : در صدر اسلام يكى از حربه‏هاى مخالفان قرآن براى مشغول كردن اذهان ترويج اشعار جاهلى و مشغول نمودن مردم به اشعار پوچ و بى‏مغز شعرا در وصف شراب و ابرو و .... بوده است لذا از خواندن چنين اشعارى نهى گرديده است. ولى اشعارى كه متضمن حكمت و موعظه و يا بيان معارف باشد و دعوت به نيكى و احسان كند هيچ مذمتى ندارد. بلكه پيامبر اكرم (ص) فرمودند: H}و ان من الشعر لحكمه؛{H همانا برخى از اشعار حكمت است V} (ميزان الحکمه، ج 6، ص 2766 ، ح 9436).{V در برخى روايات خواندن شعر در روز و شب جمعه مكروه دانسته شده است. چون در نظام تربيتى و اجتماعى اسلام براى شب و روز جمعه برنامه‏هاى خاصى از قبيل عبادات، دعا، نظافت، نمازجمعه و... در نظر گرفته شده است به جهت آن كه مردم احيانا با اشتغال به شعر و شعرخوانى از برنامه‏هاى اصلى غافل نشوند خواندن شعر مكروه دانسته شده است. البته شايد دلايل ديگرى نيز داشته باشد كه ما بدان واقف نيستيم. اين موضوع خصوصا با توجه به اين كه در گذشته اغلب اشعار حاوى مدح حكام و يا در وصف شراب و مى و... بوده است بسيار قابل تأمل است. قابل ذكر است در برخى روايات بر خواندن شعرى كه مشتمل بر كلام زشت و فحش باشد اين اثر مترتب شده كه اگر شعر در شب جمعه خوانده شده خواندن نماز آن شب و اگر در روز خوانده شده نماز آن روز قبول نمى‏شود و در روايت ديگرى به اين گونه آمده است كه: هر كس در روز جمعه شعر بخواند بهره او از آن روز همان شعر است V}(مستدرك‏الوسائل، ج 6، ص 100){V در اين روايت كه شعر به صورت مطلق آمده به صراحت سخن از بطلان ساير اعمال به ميان نيامده است.
کد سوال : 4148
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : متأسفانه به علت عدم رعايت پدر و مادرم در زمان كودكي تا حدودي آنها را هنگام نزديكي ديده ام و بعضي وقتها صداي نفس نفس زدنشان را شنيده ام. اكنون كه بزرگ شده ام حديثي از پيامبر(ص) خوانده ام كه قسم خورده است كه اينگونه فرزندان زنا كار بار مي آيند با وجودي كه من يك دختر مذهبي هستم و حدود و شئونات را رعايت مي كنم ولي هميشه از اين مي ترسم كه در آينده خطاكار شوم نمي دانم چه كار كنم كه از عذاب وجدان رها شوم؟
پاسخ : به طور كلى معناى اين‏گونه احاديث اين نيست كه چنين اثرى در فرد حتما ظاهر خواهد شد و فرد به اين آثار مبتلا خواهد شد. بلكه هدف عمده اين روايات پيشگيرى و توجه دادن و هشدار بوده است تا مردم نسبت به اعمال و برنامه‏هاى خود دقت و مراقبت بيشترى داشته باشند. مثلاً در مورد افرادى كه در خانواده‏هاى نامناسب رشد مى‏كنند و پدر ومادر به دستورات و احكام الهى بى‏توجه بوده و اعتنايى ندارند، زمينه انحراف و فساد بيشتر است ولى اين به اين معنا نيست كه فرزندان اين خانواده حتما منحرف و فاسد خواهند شد چون در موارد زيادى ديده شده كه از همين خانواده‏ها افرادى پاك و باتقوا و خداترس به وجود مى‏آيند و برعكس در خانواده‏هاى اهل تقوا و پاكى گاهى فرزندان نااهل پيدا مى‏شوند. پس مراد اين‏گونه احاديث اين است كه زمينه براى كجروى و انحراف در چنين افرادى بيشتر است، پس بايد بيشتر مواظب باشند و با ارتباط با خداوند و اولياى او و انجام اعمال صالح در كنار داشتن اعتقادات و باورهاى پاك، اين زمينه را به ضد آن يعنى زمينه رشد و سعادت و تقوا تبديل كنند.
کد سوال : 4149
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : به من مي گويند كه جادو شده ام كه با وجود موقعيت خوبم هيچ خواستگاري ندارم در ضمن زن دايي و زن عمويم كه دشمني خانوادگي با ما دارند اهل جادو و جنبل هستند از طرفي حديث پيامبر را مي بينم كه مي گويد كسي كه اعتقاد داشته باشد كه جادو شده است و نزد جادوگر برود از امت من نيست به من بگوئيد چه كنم كه واقعأ برايم ثابت شود كه جادو شده ام يا نه؟ آيا مي توانيم به كساني كه ادعا مي كنند جادو را باز مي كنند مراجعه كنيم؟ قابل ذكر است كه خاله ها و خواهرانم نيز همين وضعيت را دارند در حالي كه دختراني در فاميلمان هستند كه هيچ جنبة مثبتي شايد نداشته باشند ولي همسران خوبي دارند و همه مي گويند آن پسرها را چيز خور كرده اند ما چه كنيم كه از اين بلايا در امان باشيم؟
پاسخ : نيامدن خواستگار براى دختر نمى‏تواند دليل بسته شدن بخت او به سحر و جادو باشد. در هر صورت اگر چنين موردى باشد، راه‏هايى براى بطلان آن وجود دارد از جمله: 1- استعاذه به خداوند و خواندن سوره‏هاى فلق و ناس. 2- خواندن و نوشتن آيات 75 تا 82 سوره يونس. 3- دعا وتضرع به درگاه خداوند. 4- درخواست دعا از اولياى واقعى خداوند. درباره نداشتن خواستگار توجه شما را به مطالب زير جلب مى‏كنيم: 1. وضعيت اجتماعى ـ فرهنگى و اقتصادى جامعه باعث شده است سن ازدواج دختران و پسران بالا برود بعضى توقعات و انتظارات خانواده‏ها و دامن زدن به فرهنگ تشريفات و نظير آن، مشكل بيكارى پسران و عدم توانايى آنها براى تأمين نيازمنديهاى زندگى مستقل عواملى است كه باعث اين مشكل شده بنابراين در چنين فضايى زمينه ازدواج دختران نيز فراهم نمى‏شود در نتيجه دخترانى نظير شما گمان مى‏كنند اشكال و ايراد در وجود آنهاست. پس يكى از عوامل پديد آمدن اين مشكل عاملى است كه از اختيار شما و هر كس ديگرى خارج است. 2. گاهى انتظارات بالا و بيش از اندازه خانواده‏ها يا خود دختران به اين مشكل دامن مى‏زند كه در اين صورت اين موضوع بايد مورد بررسى قرار گيرد و در صورت واقعيت داشتن آن، با تدابير لازم و مناسب به تعديل آن پرداخت و بدين وسيله يكى از موانع خواستگارى و ازدواج برطرف شود. 3. گاهى نيز ويژگيهاى شخصيتى و اخلاقى خانواده‏ها ممكن است مانع و سد راهى براى خواستگاران باشد كه اين امر نيز بايد مورد توجه خانواده‏ها قرار گفته و در صورت لزوم تغييرات لازم را در نحوه برخورد و صفات اخلاقى و آداب اجتماعى خود ايجاد نمايند و زمينه ازدواج دختران خود را فراهم نمايند. 4. گاهى نيز ويژگيهاى ظاهرى و جسمانى يا صفات اخلاقى و شخصيتى خود دختران است كه باعث مى‏شود ديرتر ازدواج كنند و خواستگار كمترى داشته باشند. در مجموع در يك جمع‏بندى معلوم مى‏شود كه بعضى عوامل اين مشكل در دست شما يا كس ديگرى نيست كه در اين صورت نبايد نگران آن باشيد و ذهن خود را به آن مشغول نماييد به گونه‏اى كه مانع زندگى روزمره و درسى و تحصيلات علمى و ديگر امور شود. زيرا انسان نمى‏تواند تمام شرائط و امكانات را بر وفق مراد خود فراهم نمايد ولى مى‏تواند خود را با شرائط موجود وفق دهد و هماهنگ سازد در صورت اول هميشه نگران و ناراحت و غمگين و افسرده خواهد بود و در صورت دوم با ابتكار و خلاقيت و بهره‏مند شدن از ديگر توانمنديهاى خود، شاد و با نشاط زندگى خواهد كرد و فعّال و سر زنده با همان امكانات و شرائط موجود، زندگى را بر خود سهل و آسان خواهد گرفت. بنابراين هيچ گاه نبايد اين موضوع مانع عمده‏اى بر راه ادامه زندگى و تحصيل و... شود. علاوه بر اين مطمئن باشيد اگر به خداوند متعال توكل كنيد و تمام امور زندگى خود را به او واگذار كنيد، خداوند به بهترين وجه و شكل به آن رسيدگى خواهد كرد زيرا او خير و صلاح بندگانش را بهتر از من و تو مى‏داند. خداوند در سوره بقره آيه 216 مى‏فرمايد: «... و عسى ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسى ان تحبوا شيئا و هو شرٌ لكم و الله يعلم و انتم لا تعلمون؛ چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد حال آن كه خير شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد حال آنكه شر شما در آن است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد». خواهر گرامى اين زمان بهترين فرصتى است كه بتوانيد به تحصيلات علمى خود بيشتر توجه كرده و به مدارج علمى بالاتر دسترسى يابيد. بنابراين به اين نعمت و فرصت غنيمتى توجه كنيد و آن را از دست ندهيد، و آن را سكوى پرش و رشد و پيشرفت خود قرار دهيد. علاوه بر اين شما به جاى اين كه ذهنتان را به كمبودها، نقص‏هاى خود معطوف داريد و از آن رنج ببريد توانايى‏ها و استعدادها و موفقيت‏هاى گذشته و حال خود را به خاطر خود بسپاريد و با تكيه بر آنها يأس و نااميدى را از خود دور كنيد و با نگرشى مثبت به زندگى و آينده اجازه ندهيد اين گونه مسائل جزئى كه در نهايت هم حل مى‏شود، زندگى را بر شما تلخ كند. اگر خواستگار نداريد، هزاران هزار نعمت و توانمندى خداوند در وجود شما و اطراف شما قرار داده است و از آن بهره‏مند هستيد چه بهتر است به آنها بيانديشيد و به بهره‏بردارى از آن نعمت‏ها فكر كنيد و لذت ببريد. رابطه خود را با خداوند متعال و راز و نياز با او را فراموش نكنيد كه ياد خدا آرامش‏بخش است.
کد سوال : 4150
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : چرا در دانشگاه هاي ما در كلاس درس استادان از اسلام دفاع كه نمي كنند هيچ، همه چيز را سر اسلام خراب مي كنند. به ولايت توهين مي كنند به مقدسات توهين مي كنند، عقب افتادگي ما را در اسلام و مسلماني بودن مي دانند چرا و چرا ... واقعأ قلب من با ديدن اين همه مظلوميت كه اسلام دچارش شده است مي گيرد. چرا عده اي از ما مسلمانها با كارهاي خودمان باعث شديم چهره اسلام كريه شود؟ چرا كارهاي بد ما مسلمانها را به پاي اسلام مي نويسند؟
پاسخ : اولا، از غيرت مندي شما تشکر مي کنيم، حق هم همين است. فلسفه بسياري از دستورات ديني از جمله فرمان به نهي از هم نشيني و شرکت در جلساتي که به مقدسات ديني اهانت مي شود (آيه 140 سوره نساء) و نيز تأسيس نهاد امر به معروف و نهي از منکر در همه شرايع ديني، احياء همين روحيه پاک و لطيف است. ثانيا، علت تخريب مباني فرهنگي و اهانت به شعاير و مقدسات ديني و انقلابي، علت هاي گوناگوني مي تواند داشته باشد که به برخي از موارد مهم آن اشاره مي کنيم: 1- عدم تقيد به مباني ديني، انقلابي و باورهاي اسلامي. 2- سرسپردگي به غرب يا خودباختگي نسبت به آن. 3- وازدگي از عملکرد نادرست (و يا آنچه به ظاهر نادرست مي نمايد) از سوي معتقدين به مباني ديني و انقلابي و مسؤولين. 4- منفعت طلبي و لجام گسيختگي، به لطف الهي تا حد زيادي (حداقل آن حدي که ليبرال مسلک ها مي خواستند) سد شده است. 5- بي غيرتي و بي تفاوتي برخي دانشجويان. مقصود از بي غيرتي، اهانت به دانشجويان نيست، بلکه به عنوان يک واقعيت مد نظر است. غيرت يعني حساس بودن، ابراز احساسات (مثبت يا منفي، تأييد يا نفي) نسبت به رفتار و گفتاري که درخصوص بنيان هاي فرهنگي و ديني ما جهت گيري مي شود. 6- البته در خيلي از موارد نيز عدم شناخت درست، عدم دسترسي به اخبار و اطلاعات صحيح، خصوصا با اين اطلاع رساني و آلودگي در افکار عمومي که از سوي برخي مطبوعات و يا محافل ايجاد مي شود، ريشه چنين سخنان يا رفتارهايي است. ثالثا، وظيفه ما : - تثبيت و افزايش اين روحيه غيرت مندي در خود وديگران مي باشد. - شناخت صحيح و انتقال اين اطلاعات صحيح به ديگران با شيوه مناسب هدايت گرانه و دلسوزانه. - گسترش امر به معروف و نهي از منکر. - کمک گرفتن از نهادهاي نظارتي دانشگاه از جمله نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه، رياست دانشگاه، کميته انضباطي اساتيد، بسيج اساتيد و تشکل هاي اسلامي صاحب نفوذ در دانشجويان و در دانشگاه.