کد سوال : 4051
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : عده اي مي گويند كه انگشر براي انسان خوبي يا بدي مي آورد آيا اين گفته درست است؟
پاسخ : براساس آيات قرآن همه موجودات تسبيح گوي پروردگار مي باشند A}«و ان من شيء الا يسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبيحهم؛ {A هيچ چيز نيست مگر اين که در حال ستايش، تسبيح او مي گويند. ولي شما تسبيح آنها را درنمي يابيد» V}(اسراء، آيه 44).{V
برخي انگشتري ها به خصوص عقيق و فيروزه ويژگي تسبيح گويي را بيشتر دارند لذا همراه داشتن آن مانند همراهي تسبيح گوي دائمي مي باشد. و يا برخي انگشترها به خاطر شکل خاص خود توجه ديگران را جلب مي کنند و مانع از چشم زخم مي شوند و برخي انگشترها داراي ذکر و حرز امامان مي باشند.
حکمت هاي ديگري نيز در اين باره وجود دارد چه بسا وجود داشته باشد. البته ناگفته نماند رعايت اين گونه ظواهر به مقدار متعادل و بدون ايجاد حساسيت توصيه شده است.
کد سوال : 4052
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : من يك دانشجويي هستم كه آرزوي داشتن چيزهايي مثل كامپيوتر و پژو و ... را دارم به نظر شما چگونه مي توان از راه توكل به خدا و ... به اينها دست يافت لطفأ راهنمايي كنيد؟ (بيشتر مواقع در رويا هستم) راه رسيدن به آرزو كدام است؟
پاسخ : انسان با آرزو همزاد است و با آرزو زندگي مي کند. شب هنگام به اميد و آرزوي روزي سرشار از سعادت و موفقيت به بستر مي رود و صبح به اميد طلوع دوباره خورشيد و روزي توأم با بهروزي و سعادت از خواب بر مي خيزد. انسان نمي تواند از اميد و آرزو و خواسته جدا باشد چون او به گونه اي آفريده شده که اين خواسته ها با اوست و به طور طبيعي و فطري و به حق در وجود او قرار داده شده است. به او شکم داده اند پس غذا مي خواهد و ذائقه و چشم و گوش و احساس داده اند پس بايد طالب چشيدن و ديدن و گوش دادن و احساس کردن باشد. به او غريزه جنسي داده اند پس بايد طالب همسر و ازدواج باشد و در درونش ميل به داشتن فرزند قرار داده اند پس طبيعي است که اين خواسته را داشته باشد. آن چه مذموم و ناپسند است و در آيات و روايات گوناگون ما را از آن نهي کرده اند، داشتن آرزوي طولاني و دراز است، يعني آرزوهايي که متناسب با ميزان توانايي و استعداد و در محدوده قدرت ما و حتي عمر کوتاه ما نمي باشد، چيزي که نکوهش شده «طول امل» يعني آرزوهاي غير معقول و غيرمنطقي و دور از دسترس است که معمولا جز غم و غصه و حسرت و غلطيدن به ورطه گمراهي و دور شدن از حدود شرع و چارچوب دين ثمري ندارد.
امير مؤمنان(ع) مي فرمايد: H}«من اطال الامل اساء العمل؛ {H هر کس آرزويش را طولاني کند عملش را زشت و ناپسند مي گرداند» V}(نهج البلاغه، فيض الاسلام، حکمت 35).{V چون اگر انسان در زندگي بلند پرواز بود و خواسته اي بالاتر از حد امکانات و توانايي خود داشت و اصرار بر رسيدن به آن به هر قيمت و از هر راهي داشت، مجبور است همه حريم ها را بشکند و به هر وسيله روا يا ناروايي متوسل گردد تا به خواسته خود برسد و طبيعي است که چنين انساني نمي تواند در چارچوب شرع و دين و عقل حرکت کند و اعمالش از حکم دين و عقل پيروي نمي کند، در نتيجه اعمالش زشت و ناپسند و ناگوار مي گردد و تازه اين به معناي وصول قطعي و صد در صد به خواسته مورد نظر نمي باشد چون ممکن است عليرغم دست زدن به هر کار و وارد شدن از هر در و خود را به آب و آتش زدن همه سرمايه انسان بر باد رود و انسان به مقصد خود نرسد اما براي رسيدن به خواسته هاي معقول در چارچوب تعاليم شرع و دين، بايد از نيروي فکر و انديشه و اراده قوي کمک گرفت و با استعانت از عنايات و امدادهاي الهي و توسل به اولياي برگزيده او، راه رسيدن به خواسته را هموار کرد. ولي بايد توجه داشت که اراده انسان تنها جزيي از علت تحقق خواسته و آرزوست و گاه مي شود که انسان مؤمن با وجود سعي فراوان در رسيدن به هدفي، موانعي شناخته يا ناشناخته ميان انسان و خواستهاش فاصله مي اندازد و گاه انسان خواسته اي را به خير و صلاح خود مي داند ولي چون واقعا چنين نمي باشد و به زيان و ضرر اوست، خداوند از لطف و کرمش اين خواسته را تأمين نمي نمايد. پس هر چند سعي و کوشش در رسيدن به مقصد و هدف نقش تعيين کننده دارد و اراده انساني داراي نقشي محوري و کليدي است ولي باز اراده انسان مقهور اراده خداوند است و اراده خداوند هرگز مغلوب و مقهور اراده انسان نمي گردد. پس بايد با سعي و تلاش منطقي و معقول و با نعمت تفکر و انديشه وارزيابي در راه رسيدن به خواسته به راه افتاد ولي در هر حال مطيع و پيرو خواست الهي و راضي از آن بود و امور خود را بايد به او واگذار کرد تا نتيجه آن سعادت و کاميابي واقعي باشد.
کد سوال : 4053
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : به نظر شما راه رسيدن به خوشبختي و موفقيت در زندگي چيست؟
پاسخ : موفقيت در هر كاري از امور زندگي مرهون چند امر است :
1- توكل , تقوا و اخلاص.
2- شناحت هدف.
3- برنامه ريزي درست و سنجيده.
4- همت و تلاش و پشتكار.
P}پا فشاري و استقامت ميخ سزد ار عبرت بشر گردد{E}بر سرش هر چه بيشتر كوبي پافشاريش بيشتر گردد{P
يكي از دانشمندان بزرگ مشهور به »ابو جعرانه « موفقيت خود را در درس آموزي از حشره اي به نام »جعرانه « مي داند. وي مي گويد: در مسجد جامع دمشق كنار ستوني صاف نشسته بودم . جعرانه (حيواني شبيه سوسك ) را ديدم كه مي خواهد از ستون بالا برود و كنار شعله اي كه بالاي ستون مي سوخت بنشيند. من از اول شب تا صبح كنار آن ستون بودم , حشره هفتصد بار سعي نمود بالا برود ولي هر بار به پايين سقوط مي كرد, زيرا ستون صاف و لغزنده بود از تلاش و همت آن حشره تعجب كردم , برخاستم وضو ساختم و باز گشتم ديدم حشره به بالاي ستون رفته و كنار شعله چراغ پي سوز آرميده است .
بلي برادر عزيز!
P}زكوشش به هر چيز خواهي رسيد{E}به هر چيز خواهي كما هي رسيد{P
«سكاكي» از دانشمندان بزرگ نيز در سن چهل سالگي به درس خواندن روي آورد, وي چنان كم استعداد بود كه راه حجره اش را گم مي كرد; اما با تلاش توانست به يكي از دانشمندان بزرگ تبديل گردد كه نگارش هاي وي پس از 12 يا 13 قرن هنوز به عنوان متن درسي پا برجاست . اكنون شما بايد:
اولا, عزم و همت خود را محكم كنيد.
ثانيا, با مشورت با افراد خبره نحوه درس خواندن خود را اصلاح كنيد, براي اوقات شبانه روز خود برنامه ريزي نماييد, ساعات اوليه صبح را نخوابيد و سعي كنيد در آن ساعات درس بخوانيد, براي خود هم مباحثه انتخاب كنيد و تمامي دروس را بدون استثنا با او مباحثه و گفت و گو كنيد. ثالثا, حتي الامكان در ميان افراد قوي و خوش استعداد كسي را پيدا كنيد كه با شما در درس هايي كه ضعيف هستيد همكاري كند و با برنامه ريزي حساب شده هر هفته يك يا چند جلسه به شما آموزش دهد و اگر مشكل شما در چند درس مختلف باشد مي توانيد در مورد هر كدام يك نفر جداگانه پيدا كنيد كه موجب تضييع وقت زياد يك نفر نشود, به نظر مي رسد انجام اين كار براي شما بسيار اساسي و كارساز است , حتي الامكان بايد بكوشيد دوستاني براي انجام آن پيدا كنيد.
- براي آگاهي بيشتر ر.ك: رمز پيروزي مردان بزرگ , جعفر سبحاني.
کد سوال : 4054
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : منظور از (ثار الله) كه در زيارت عاشورا آمده چيست؟ در صورت امكان در اين مورد بيشتر توضيح دهيد.
پاسخ : ثار در لغت به معناي دم (خون) طلب دم (خونخواهي) و دم مطالب (خوني که خونخواه دارد) آمده استV}(نهايه، ابن اثير، ج 1، ص 199 - لسان العرب، ج 2، ص 77 - صحاح اللغه، جوهري، ص 81).{V
ثارالله، يعني خوني که خداوند خونخواه آن است. H}«السلام عليک يا ثارالله؛{H سلام بر تو اي کشته اي که خداوند خونخواه تو است». هر کشته اي ولي دم و خونخواهي دارد که خونش را مطالبه مي کند. اين که خداوند خونخواه حسين(ع) ناميده شده، اشاره به اين نکته است که خون امام حسين(ع) و خونخواهي آن مسأله اي شخصي نيست. شهادت امام حسين(ع) براي نجات بشر از جهالت و گمراهي تحقق يافت. امام حسين(ع) تمام وجودش براي خدا است. او به خاطر خدا و براي احياي دين الهي و برپا ماندن شعار توحيد و نجات بشر از ضلالت و جهالت قيام و خون خود را فدا کرد. او در اوج عبوديت و بندگي خدا است و خدا هم مولا و ولي او است. هر کس حسين(ع) را بکشد با خدا طرف است؛ گويا خداوند ولي دم او است.
طبق اين بيان، ميان تعبير «ثارالله» در مورد امام حسين(ع) و تعبير «ابن الله» درباره حضرت عيسي(ع) هيچ تشابهي وجود ندارد زيرا مسيحيان به اقانيم سه گانه «اب (پدر)، ابن (پسر)، روح القدس» معتقدند؛ حضرت عيسي(ع) را خداي پسر مي داند و او را داراي شأن الوهيت و خدايي مي شمارند برخلاف شيعه که امام حسين(ع) را بنده خدا مي داند. تمام افتخار و عزت او در اين است که بنده خاشع و خاضع درگاه خدا است.
کد سوال : 4055
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در خانواده با ايمان و كمي متعصب بزرگ شده ام و تنها دختر خانواده ام. از همان كودكي در ارتباط با نامحرمان سخت گيري هايي با من مي شد. تا دوره پيش دانشگاهي مشكل خاصي نداشتم ولي به محض ورود به دانشگاه به دليل شرايط خاص دانشگاه (وجود دختر و پسر با هم در يك محيط بر خلاف سالهاي قبلي) و نيز صحبتهايي كه از اطرافيان در مورد دانشگاه شنيده بودم با كمي بدبيني وارد دانشگاه شدم. از همان ابتدا تمايلي به برقراري ارتباط با پسران كلاس نداشتم و حتي اگر در راه به آنها برخورد مي كردم لزومي به سلام كردن و احوالپرسي مختصري بر خلاف تمامي دختران كلاس كه علاقه زيادي به محبت كردن به پسران از خود نشان مي دادند، نمي ديدم.
هم اكنون كه در ترم ششم هستم نظرم در مورد خيلي از مسائل عوض شده است و يا به قولي دنيا را جور ديگري مي بينم از نظر درسي مشكلي ندارم و نيز در فهم مطالب نسبت به دوستانم در سطح بالاتري قرار دارم و تنها مشكلي كه باعث رنجش و آزردگي من شده است اين است كه به خاطر دلايل ذكر شده تمايل بيشتري به گوش كردن مطالب و يادداشت برداري از آنها داشتم و ترجيح دادم كمتر در كلاس فعاليت داشته باشم يعني تا سؤالي از من نمي شد جوابي نمي دادم و قبلأ مي خواستم تا چند ترم باقيمانده را به همين صورت به پايان برسانم ولي اكنون برايم خيلي مشكل است. واقعأ مانده ام كه چگونه از اين موقعيت بيرون بيايم؟
پاسخ : از اين که شما پاي بند به ارزش هاي ديني هستيد و با رعايت شؤونات ديني از چارچوب شريعت و هنجارهاي خانواده تخطي نکرده ايد بسي مورد ستايش و تحسين هستيد و با رفتار و عملکردي که در محيط دانشگاه داشتيد هم ثابت کرديد که هم مي توان پاي بند به باورهاي ديني و اخلاق و احکام الهي بود و هم در صحنه هاي علمي و فرهنگي مي توان حضور فعال داشت و مدارج علمي را طي کرد. شما ثابت کرديد ورود به دانشگاه عليرغم همه مشکلاتي که دارد منافات با عفاف و پاکدامني و حيا که مهمترين گوهر وجودي زن در روابط با ديگران در صحنه هاي اجتماعي است ندارد و مي توان با حفظ حريم زن بودن فرهيخته بودن و دانش پژوهي را نيز تجربه کرد و به خوبي اين مسير رشد را طي نمود و اين موفقيت در حقيقت مرهون اصالت خانوادگي و پايبندي والدين شما به آموزه هاي حيات بخش و سعادت آفرين «دين» است که جا دارد شما با حفظ حرمت خانواده و رعايت هنجارهاي ارزشمند خانواده عملا شکرگزار اين نعمت بزرگ باشيد که قرآن فرمود: A}«لئن شکرتم لازيدنکم و لئن کفرتم ان عذابي لشديد{A ؛ اگر شکرگذار نعمت هاي الهي باشيد خداوند آن نعمت ها را افزايش مي دهد و اگر کفران نعمت کنيد به عذاب سخت مبتلا خواهيد شد».
اما اين که فرموديد با گذشت زمان نظرم در خيلي از مسائل تغيير کرده است. اين امري طبيعي است که انسان با گذشت زمان و به دست آوردن تجربه هاي جديد از جهات گوناگون ممکن است تغيير کند و تقريبا همه انسان ها اين تغييرات را در افکار، عواطف و رفتارهاي خود تجربه مي کنند. به عبارت ديگر رشد و تکامل انسان در گرو همين تغييرات و تجربه هاي جديد است و هنگامي انسان بايد نگران شود که احساس کند هيچ تغييري در او رخ نداده.
عدم تغيير در شخصيت انسان؛ يعني قرار گرفتن در بن بست و بسته شدن همه درهاي ورود و خروج ذهن و اين در واقع خطر جدي است که سرعت رشد و تکامل انسان را متوقف يا کند مي کند. البته توجه به اين نکته ضرروي است که اين تغييرات بايد به سمت ترقي و تکامل و نهايتا به پختگي و بلوغ شخصيت منجر شود نه اين که تغييرات او به انحطات و به عبارت ديگر سير قهقرايي داشته باشد. بنابراين تغيير در شخصيت انسان امري مسلم و پذيرفته شده است و تمام آموزش ها و مراکز علمي از ابتدايي تا سطوح بالاي دانشگاهي در سراسر عالم و در طول تاريخ مبتني بر همين اصل تغييرپذيري و تأثيرپذيري انسان است حال که مشخص شد تغييرپذيري امري اجتناب ناپذير است بايد در جستجوي راهکارهايي بود که اين تغييرات باعث تکامل وجودي انسان شود.
به نظر مي آيد خداوند براي هدايت انسان به سوي کمال واقعي دو ابزار بسيار مهم و ارزشمند را در اختيار او گذاشته است:
1- عقل به عنوان يک راهنمايي دروني که همواره روشن گر و هادي انسان مي باشد.
2- شريعت که از طريق رهبران ديني يعني انبياء به همه انسان ها به عنوان يک برنامه و دستورالعمل کامل براي زندگي ارائه شده است.
اگر انسان همواره از اين دو حجت الهي در زندگي خود استفاده کند تغييراتي که در شخصيت يعني افکار عواطف، هيجانات و رفتارهاي او به وجود مي آيد منجر به تکامل واقعي انسان مي شود.
نکته ديگري که توجه به آن ضروري است اين نکته است که انسان موجودي اجتماعي است و بايد در بستر اجتماع و در ايجاد روابط صحيح با ديگران به اين رشد و بالندگي دست يابد و اينجاست که بسياري از افراد دچار لغزش هايي مي شوند. بعضي دچار افراط مي شوند و معيارهاي ديني و عقلايي را قرباني لذت هاي زودتر گذر مي کنند که مبتلايان به اين انحراف کم نيستند و پيامدهاي زيان بار آن نيز کاملا مشهود است. در مقابل عده اي ديگر راه عزلت و گوشه گيري را در پيش مي گيرند و حتي حاضر به برقراري روابط صحيح و مشروع نيز نيستند. اينها نيز دچار نوعي ديگر از انحراف شده اند که نتيجه آن چيزي جز عدم شکوفايي و فسيل شدن استعدادهاي بالقوه آنها نيست و چه بسا دچار انواع بيماري هاي رواني از قبيل افسردگي، سوء ظن به ديگران و... شوند. بنابراين دانشجوي گرامي راه صحيح، راه اعتدال و اجتناب از افراط و تفريطي است که در بالا به آن اشاره شد.
توصيه مي شود که شما تا آنجايي که امکان دارد باقيمانده دوره تحصيلي خود را با حضور در کلاس و ايجاد روابط صميمي با افراد محرم و با رعايت معيارهاي ديني و خانوادگي طي کنيد. البته پيمودن راه اعتدال دشوار ولي ممکن است و يکي از معاني جهاد اکبر يعني مبارزه با نفس که در قرآن و روايات ما به آن توصيه شده همين است.
در پايان راه کارهاي زير نيز توصيه مي شود سعي کنيد به آنها عمل نماييد:
1- اجتناب از تنهايي و بيکاري.
2- برقراري روابط اجتماعي در قالب معيارهاي پذيرفته شده ديني و خانوادگي.
3- انتخاب دوستاني مناسب که از هرگونه انحراف اخلاقي و اعتقادي به دور باشند.
4- شرکت در فعاليت هاي گروهي و همچنين ورزشهاي دسته جمعي با رعايت شؤونات ديني.
5- اهميت دادن به امور معنوي و ديني از قبيل نماز اول وقت، قرائت قرآن و دعا.
6- توکل به خداوند متعال و توسل به ائمه معصوم(ع).
توجه به نکاتي که بيان شد و رعايت راهکارهايي که ارائه شد تأثير بسزايي در بهبود وضعيت روحي، رواني شما خواهد داشت.
کد سوال : 4056
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در عصر حاضر معيارهاي يك جوان براي زندگي كردن چيست؟
پاسخ : هر انساني در زندگي خود, هدفي را دنبال مي كند. حتي كساني كه سرگردان و حيران اند, هر دم هدفي را مي جويند و چون به آن مي رسند, از آن نااميد مي شوند و هدف ديگري را جاي گزين آن مي كنند. براي اين كه انسان هدف مناسبي براي زندگي خود انتخاب كند, بايد ببيند »چرا آفريده شده است «.
آن كس كه هدفش در زندگي , متناسب با هدف از آفرينشش باشد, به آرامش و سعادت دست يافته، همه جنبه هاي وجودي خود را در مسير صحيح حيات قرار خواهد داد. در اين رابطه مي توان به چند مطلب اشاره كرد:
يكم . از ديدگاه اسلام , دنيا براي آخرت آفريشده شده است و آمدن انسان نيز به اين دنيا براي كسب آمادگي براي زندگي جاويد اخروي است . دنيا »محل تجارت «, V}(نهج البلاغه , كلمات قصار, 131, الدنيا... مسجد احبائ الله و مصلي ملائكه الله و مهبط وحي الله و متجر اوليائ الله ){V و »زراعت آخرت «, V}(بحارالانوار, ج 14, ص 314 »ان الدنيا خلقت مزرعه «; و ج 73, ص 148. »الدنيا مزرعه الاذخره «){V و محل »آزمايش «, V}(نهج البلاغه , نامه ي 55, »فان الله سبحانه قد جعل الدنيا لما بعدها و ابتلي فيها اهلها يعلم ايهم احسن عملا"«){V, است .
خداوند، انسان را در اين دنيا آفريد تا انسان بتواند به كمال لايق و شايسته ي خود دست يابد.
دوم . رسيدن به كمالات شايسته ي انساني , به گونه اي است كه جز با اختيار انسان حاصل نمي شود; يعني , اين گونه كه چنين كمالي را بتوان بدون طي مسير و انجام دادن افعال اختياري به انسان اعطا كرد; زيرا مرتبه ي وجودي اين كمال , پس از افعال اختياري و آزمايش هاي فراوان است . پس خداوند متعال , مجالي را براي كسب چنين كمالي براي انسان فراهم ساخت ; مثلا" خداوند براي اعطاي مقام امامت به حضرت ابراهيم (ع ), او را به ذبح فرزندش آزمايش مي كند: »و اذا ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما"«, V}(بقره / 124). {V
براي اعطاي مقام محمود (شفاعت ) به پيامبرش , آن حضرت را امر به نماز شب مي كند. »و من الليل فتهجد به نافله عسي ان يبعثك ربك مقاما" محمودا"«, V}(اسراء / 79).{V
سوم . انسان , داراي گرايش ها, تمايلات و نيازهاي متفاوت است . حضرت اميرالمؤمنين (ع ) انسان را در مقايسه با حيوان و ملائكه چنين معرفي مي كند: »خداوند عزوجل ملائكه را از عقل آفريد و در آنان شهوت قرار نداد و حيوانات را از شهوت آفريد و در آنان عقل قرار نداد و بني آدم را از عقل و شهوت آفريد. پس هر كس عقلش بر شهوتش پيروز شود, از ملائكه برتر خواهد بود و هر كس شهوتش بر عقلش غلبه كند, از حيوانات پست تر خواهد بود«, V}(وسائل الشيعه , ج 11, س 164). {V
اگر انسان بر شهواتش غلبه كند, به همه ي اين نيازها پاسخ مناسب مي دهد. و اين پاسخ ها, همان افعال اختياري او است كه بايد انسان را به كمال لايقش برساند. اگر اين پاسخ ها دقيقا" منطبق بر نيازهاي واقعي جسم و جان و ذهن انسان باشد, قطعا" انسان با عقل و فطرت خود, اين پاسخ هاي صحيح و راه هاي اعتدال در ابعاد وجودي خود را مي شناسد; اما هيچ گاه بي نياز از هدايت الهي نبوده است . قرآن , هدف از آفرينش انسان را »خداشناسي «, V}(طلاق , آيه 12){V و »خداپرستي «, V}(ذاريات , آيه ي 56){V معرفي كرده است .
دين - به عنوان هدايت الهي - راه صحيح اين دو را به انسان آموزش مي دهد; زيرا خدايي كه خالق انسان و جهان است , همو دين را فرستاده است . لذا تسليم شدن در برابر خداوند و پيروي از هدايت هاي ديني , به يقين مي تواند انسان را در همه ي زواياي وجوديش به كمال برساند.
چهارم . »خداشناسي و خداپرستي « كه به عنوان هدف آفرينش انسان معرفي شده است - هدف مياني راه رسيدن به هدف نهايي است . هدف نهايي آفرينش انسان , بازگشت به سوي خداوند «لقاء الله» است : »انا لله و انا اليه راجعون «, V}(بقره , آيه 156).{V لكن در ملاقات با خداوند, برخي با جلوه ي رحمانيت او ملاقت مي كند و عده اي با مظهر عدالت و قهاريت او: »يا ايها الانسان انك كادح الي ربك كدحا" فملاقيه فاما من ائوتي كتابه بيمينه فسوف يحاسب حسابا" يسيرا"... و ائما من ائوتي كتابه ورائ ظهره فسوف يدعو ثبورا"; اي انسان ! حقا كه تو به سوي پروردگار خود به سختي در تلاشي , و او را ملاقات خواهي كرد, اما كسي كه نامه اش به دست راستش داده شود به زودي اش حسابي بس آسان كنند... و اما كسي كه نامه اش از پشت سر به او داده شود زودا كه هلك خويش خواهد«, V}(انشقاق , آيه 6 - 11).{V
پنجم . حال كه معلوم شد هدف از زندگي انسان , بازگشت به سوي خدا و »لقاء الله« است و راه و طريق آن , خداشناسي و بندگي او است ; بايد دانست كه فرصت اندك و راه بسي سخت و دشوار است .
پس بايد در كسب معرفت , تحصيل فضايل اخلاقي و اطاعت و بندگي , تمام تلاش را مبذول داشت . هم چنين از لغزش ها و خطاها, نااميد نشد كه خداي رحمان بخشنده و مهربان است و راه توبه را تا آخرين لحظات براي انسان بازگذاشته است .
ششم . در كنار عزم , اراده و تلاش در راه بندگي خداوند, بايد از امدادهاي غيبي نيز بهره جست و از دعا و توسل به مقربان درگاه الهي , غافل نشد. دعا و مناجات و درخواست از خدا, هم خود به عنوان يك عمل و عبادت , باعث كمال نفس مي شود, و هم اجابت آن توفيق افزونتري را براي انسان در پي دارد.
علاوه بر آنچه گفته شد، توجه به نکات زير نيز بسيار ضروري است:
1) جوان بايد خودش را براي چالشهاي زندگي آماده کند. به عبارت ديگر نبايد زندگي را يک جاده و اتوبان صاف و بدون هيچ پيچ و خم فرض کرد بلکه مسير زندگي دقيقا شبيه جاده هاي کوهستاني است که هم فراز و نشيب هاي زيادي دارد و هم پر از پيچ و خم است و هم پرتگاه هايي دارد که سالک اين راه به ويژه جوانان که در ابتداي اين جاده قرار دارند با آمادگي بيشتر و همت والاتر و تمرکز بيشتر اين مسير را طي کنند.
2) زندگي ابعاد گوناگون دارد لذا جوان نبايد تک بعدي فکر کند بلکه همه جانبه نگر باشد والا در بسياري از ابعاد زندگي از قافله عقب مي مانند و بخاطر اهميت مسئله به برخي از اين ابعاد اشاره مي شود:
1- امروز دنياي علم با سرعت به پيش مي رود لذا جوان از نظر عملي بايد با جديت به غني سازي علمي خود بپردازد.
2- از نظر هنري، ورزشي، اطلاع از وضعيت جامعه اي که در آن زندگي مي کند حتي از وضعيت کنوني جهان نبايد بي اطلاع باشد و در حد نياز در اين زمينه ها بايد اطلاعات لازم را بدست آورد.
3- انسان معاصر به دلايل عديده بشدت آسيب پذير شده لذا جوانان بايد با تقويت ايمان و باورهاي ديني خود را واکسينه کنند و الا ويروس هاي ضداخلافي و ضد ارزشي ذائقه رواني و روحي آنها را خراب خواهد کرد.
4- اطلاع از مسائل سياسي براي جلوگيري از به دام افتادن افکار ضد ديني و ضد ارزشي و استعماري.
کد سوال : 4057
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : علت تورم در ايران چيست؟چرا قيمتها به سرعت بالا مي روند؟
پاسخ : علل تورم در ايران:
1- توسعه،
2- محاصره اقتصادى،
3- بازسازى،
4- خسارتهاى ناشى از جنگ تحميلى و حوادث طبيعى (اعم از سيل، زلزله، خشكسالى و...) كه هر سال، كشور ما را آزار داده و اقتصاد كشور را به شدت تحت تأثير خويش قرار مىدهد.
5- كاهش فاحش قيمت نفت و نوسان آن پس از پيروزى انقلاب، آن هم با توجه به تكمحصولى بودن اقتصاد ايران كه از سياستهاى استعمارى حاكم بر جهان سوم و به ويژه ايران بوده است،
6- تاثير تورم جهانى بر اقتصاد داخلى،
7- رشد جمعيت و عدم برنامهريزى جامع براى جمعيت مازاد،
8- تغيير الگوى مصرف و رشد آن در جامعه و پديدار شدن يكسرى نيازها كه در گذشته وجود نداشته است،
9- عدم تناسب و تعادل بين عرضه و تقاضا، از آنجا كه به هر دليل (مشكلات فرهنگى، اقتصادى و...) در كشور ما به مسأله توليد، توجه لازم نشده است و توليدات موجود هم نمىتواند پاسخگوى حجم انبوه نيازهاى داخلى (با توجه به رشد جمعيت و تغيير الگوى مصرف و...) باشد و از طرفى واردات انبوه هم از منطق اقتصاد پويا به دور بوده و از ديگر طرف، به دليل محدوديتهاى مالى ناشى از تكمحصولى بودن و نوسان شديد قيمت نفت، ممكن نيست. بنابراين كمبود كالاهاى مورد نياز عموم و رقابت بر سر خريد اقلام موجود، بالطبع به گرانى كالاهاى موجود منتهى مىشود.
به نظر مىرسد، اگر سلطه دولت بر بخش توليد، توزيع و بازرگانى و به طور كلى بر بخش صادرات و واردات جاى خودش را به نظارت دولت داده و زمينه رقابت در بخشهاى ياد شده به بخش خصوصى واگذار شود اميد مىرود تا اندازهاى از رشد گرانى و تورم كاسته شود.
ناگفته نماند كه پيوسته اقتصاد داخلى، تحت تأثير شرايط اقتصاد جهانى است و چه بسا اقتصاد جهانى شرايط خويش را بر اقتصاد داخلى كشورها تحميل كند و از آن گريزى نيست.
اما بالاخره با برنامهريزى درست كوتاه مدت، ميانمدت و درازمدت، مىتوان رشد لجام گسيخته و بىرويه تورم و گرانى را كه باعث نارضايتى اكثريت اقشار كمدرآمد جامعه مىشود مهار كرد. نكته قابل توجه اين كه دولت حتى به عنوان ناظر، بايد علاوه بر اقدام جدى براى تغيير فرهنگ الگوى مصرف، همه بخشهاى توليد، توزيع، صادرات و واردات را تحت حمايت خويش در داخل و خارج قرار دهد تا اقتصاد كشور بتواند از چنگال فلجكننده تورم و گرانى، رهايى يابد.
با همه اينها يکي از وضايف اصلي دولت در نهضت خدمت رساني جلوگيري از دلال بازي ها، واسطه ها و يا عوامل و عناصر نفوذي است که به نام توسعه سياسي يا اقتصادي با طرح هاي مناسب يا غيربومي باعث گراني و افزايش قيمت نامناسب و غيرمنطقي مي شوند.
کد سوال : 4058
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : حدود 4 ماهي است كه عقد كرده ام قبل از ازدواج با همسرم صحبت كردم و او عنوان كرد كه فردي است عصبي اما در تحقيقات كه انجام شد فهميديم كه او و خانواده اش اشخاصي بسيار محترم و از خانواده متدين است هم چنين از تحقيقات بسياري كه انجام شد يكي از آشنايان و بسياري ديگر عنوان كردند كه فرد بسيار سالم و خوب است با صحبتهايي كه با او (كه چندين مرتبه بود) به نظرم شخصي بسيار محترم و اهل زندگي آمد و او عنوان كرد كه موقع عصبانيت هيچ موقع از حرفهاي ركيك استفاده نمي كند . در طي اين چهار ماه برخورد خانواده ام با او اصلأ خوب نبود و او بسيار صبوري نشان مي داد كه بالاخره طي برخورد آخر با مادرم كه خوب نبود تصميم گرفته ديگر آنها را نبيند و اگر يكي از اعضاء خانواده ام خانه آنها زنگ بزند بسيار عصباني مي شود و برخوردش با من بد خواهد شد. و به من سخت گيري مي كند كه كجا برو و نرو و يا مي گويد كدام گوري بودي و ... . و از طرف ديگر خانواده خودم، مدام به جاي اينكه در برخوردشان پشيمان باشند مرا به باد مسخره مي گيرند كه با اين انتخابت! و به جاي دلگرمي به من مدام مي خواهند ثابت كنند كه او اشتباه مي كند و اين امر به من فشار مي آورد و از طرفي برخورد همسرم كه به خاطر رفتار خانواده ام سرزير شده را مي بينم و مي گويم نكند كه آينده ما با هم نسازيم و رفتار همسرم خشن تر شود و آينده به كامم تلخ شود از طرفي مي بينم كه او به من بسيار علاقه دارد و به خاطر آينده مان بسيار تلاش مي كند ولي باز هم اين ترسها باعث مي شود كه گاهي فكر كنم كه از او جدا شوم ولي باز هم نيرويي خدايي مرا منع مي كند و از طرفي به عواقب جدايي فكر كرده كه چقدر سخت است؟ به نظر شما اين صبوريم را چگونه حفظ كنم؟ آيا فكر جدايي درست است؟ به نظر شما خانواده ام را انتخاب كنم يا همسرم را؟ اگر همسرم قبول كرد كه با خانواده ام رابطه داشته باشد چه كنم؟ آيا صبوري من نسبت به خانواده و همسرم درست است يا نه؟ حس مي كنم هيچ كسي به زندگي دلگرمم نمي كند چه كنم؟ همسرم هم كه وقت مي كند فقط از دست خانواده ام ناراحت باشد.
پاسخ : به نظر مي رسد شما در انتخاب همسر راه صحيحي را طي کرده ايد و همسر مناسب و خوبي را نيز انتخاب نموده ايد و همه شرايط براي داشتن يک زندگي خوب با همسرتان را داريد بنابراين دليلي ندارد بخاطر يک سلسله اختلاف سلايقي که هميشه وجود دارد شما زندگي خود را تحت الشعاع آن سليقه ها قرار دهيد البته اگر سلايق خانواده شوهر و همسر به هم ديگر نزديک باشد مشکلات کمتري در روند ازدواج و مراحل بعد از آن بوجود مي آيد اما بدليل اينکه دو خانواده ممکن است هيچگونه تجربه عملي از يکديگر قبلا نداشته اند احتمال بروز اينگونه اختلاف سليقه ها وجود دارد در اينجا بهترين راه حل براي کاهش پيامدهاي اختلاف سليقه ها اين است که اولا جنبه هاي مشترکي که وجود دارد شناسايي و سپس تقويت شود مثلا اگر يک نقطه مشترک بين شوهر شما و مادرتان وجود دارد مثل اينکه هر دوي آنها از فلان غذا خوششان مي آيد يا هر دو به رنگ خاصي علاقه دارند يا هر گونه رفتاري ولو يک رفتار بين آنها مشترک است . شما سعي کنيد در برخورد با مادرتان روي اين جنبه تاکيد کنيد که مثلا شوهر من مثل شما از فلان چيز خوشش مي آيد و از فلان رفتار بدش مي آيد اين کار باعث مي شود حداقل شوهر شما و مادرتان احساس کنند در بعضي مسائل اتفاق نظر دارند دوم اينکه از طرح بعضي اختلاف نظرها که هم همسر شما به آنها حساسيت دارد و هم مادرتان اجتناب کنيد چه اينکه اجتناب از اختلافات باعث کاهش تنش ميان خانواده شما و همسرتان مي شود نکته ديگر اينکه بايد توجه داشته باشيد که آينده شما و همسرتان بيشتر به دست خود شما رقم مي خورد و نقش ديگران نمي تواند سرنوشت ساز باشد البته اين در صورتي است که شما و همسرتان به يکديگر عشق بورزيد و نگذاريد هيچ چيزي باعث دلسردي شما نسبت به يکديگر شود اينکار باعث مي شود بتدريج دخالت ديگران در زندگي شما کم شود به گونه اي که ديگران احساس کنند نمي توانند نقشي در زندگي شما داشته باشند . اينکه فرموديد هيچ کس شما را به زندگي دلگرم نمي کند چه کنم؟ بهترين عامل دلگرم کننده شما به زندگي همان انتخاب صحيحي است که شما انجام داديد يعني انتخاب همسري محترم و از خانواده اي متدين بايد توجه داشته باشيد عوامل دلگرم کننده متعدد هستند از جمله خود همسر نقش تعيين کننده دارد البته خانواده نيز نقش مهمي دارد ولي با گذشت زمان و تشکيل خانواده و مستقل شدن نقش آنها بسيار کم مي شود بنابراين شما سعي کنيد آن عاملي که همواره در دلگرمي شما به زندگي نقش دارد يعني همسرتان رابطه و عاشقانه و دوستانه و دلسوزانه داشته باشيد . نکته آخر اينکه شما به عنوان واسطه ميان همسر و خانواده تان مي توانيد نقش بسيار مفيدي داشته باسيد و يکي از راههاي نزديک کردن آنها به يکديگر همان نکته اي بود که بيان شد يعني پيدا کردن نقاط مشترک بين آنها و اجتناب از اختلاف نظرها. دوم اينکه شما بايد ظرفيت خودتان را بالا ببريد يعني همان صبوري را که تاکنون داشته ايد ادامه دهيد و سعي نمائيد ناراحتي هايي که طرفين نسبت به يکديگر دارند شما منتقل نکنيد يعني اگر مادر شما چيزي پشت سر همسرتان بيان کرد شما به هيچ وجه آن را براي شوهر خود بيان نکنيد بلکه پيش شوهرتان از مادرتان تعريف کنيد و بگوئيد مادر من اين خصوصيات شما را دوست دارد و اين عمل را نسبت به مادرتان نيز انجام دهيد يعني گلايه هاي همسرتان را به مادر منتقل نکنيد بلکه هر وقت صحبتي به ميان آمد به مادرتان بگوئيد شوهر من از فلان خصوصيت شما خيلي خرسند و خوشحال است و شما را دوست دارد . اگر شما بتوانيد با سعه صدر و حوصله به نکاتي که بيان شد عمل کنيد و دوران عقد را پشت سر بگذاريد و هر چه زودتر عروسي کنيد . بعد از عروسي نيز سعي کنيد يک زندگي مستقل داشته باشيد و آنقدر به زندگي خود استحکام ببخشيد که جايي براي دخالت ديگران باقي نگذاريد حتما شما زندگي خوب، پر ثمر و با نشاطي را خواهيد داشت. معمولا در بيشتر ازدواج ها اينگونه اختلاف سليقه ها وجود دارد و اين امري طبيعي است آنچه مهم است نحوه برخورد انسان با اينگونه مسائل است اگر نحوه صحيح برخورد را انسان بلد باشد براحتي مي تواند از همه مسائل عبور کند اميدواريم که شما نيز با سعه صدر و توکل به خداوند زندگي با نشاطي در پيش داشته باشيد انشاالله.
کد سوال : 4059
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : به چه علت آب جو عين نجاست محسوب مي شود. هر ماده اي به هر قدر كه خورده شود و مسكر باشد نجس محسوب مي شود اين ماده حاوي مقداري الكل است و مي دانيم كه در دانش پزشكي الكل به عنوان يك ماده ضد عفوني كننده موضعي محسوب مي شود پس چه دليلي دارد كه چون با ماء الشعير مخلوط شده مثل يك نجاست است؟
پاسخ : با اذعان به اين که فلسفه احکام، به طور قطعي و يقيني در فراخور علم و دانش ما نمي گنجد، ليکن با توجه به ايمان به علم و حکمت و قدرت الهي و نيز لطف و عنايت خداي متعال به حکيمانه بودن اين دستورات پي مي بريم.
با وجود اين در آيات قرآن و نيز روايات اهل بيت عصمت و طهارت(ع) احيانا به برخي از حکمت هاي احکام اشاره شده است در اين مورد خاص توجه به نکات ذيل سودمند است:
1- مواد مسکر (مست کننده) نه تنها براي جسم که براي روح نيز آسيب هاي فراواني را به دنبال دارد. از اين رو، براي پي بردن به قبح و زشتي و نادرستي آن نبايد صرفا به آثار مثبت يا منفي جسمي يا حتي دنيوي آن بسنده نمود، بلکه بايد به تأثير هر رفتار يا اقدام عملي در جسم و روان، دنيا و آخرت توجه کرد و اين مسأله اي است که در فراخور هيچ دانشمندي نمي گنجد جز آن که به علم غيب الهي متصل باشد.
2- گاهي اوقات امر و نهي نه به خاطر آثار خود آن کار بلکه به دليل آن که هشداري است براي ورود يا خروج در کار ديگر صورت مي پذيرد، به عنوان مثال، خداي متعال به خاطر اين که به ما بفهماند آثار و تبعات شراب و مواد مست کننده (مثل آب جو) چقدر زيان بار است.
در آيه شريفه 43 سوره نساء مي فرمايد: A} «ولا تقربوا الصلوه و انتم سکاري حتي تعلموا ما تقولون»{A يعني وقتي مست هستيد اصلا به نماز نزديک نشويد تا بفهميد چه مي گوييد با چه کسي و در محضر چه کسي سخن مي گوييد. يعني با اين که نماز واجب است ولي با اين حال که اصلا نمي فهميد ارتباط با خدا يعني چه. پس مواد مسکر نه تنها براي جسم مضر است بلکه براي روح نيز به مراتب بيشتر.
حال اگر در بعضي شرايط برخي فوايد پزشکي به اين رفتار مرتبت باشد، هرگز به آن حدي نيست که آن زيان را جبران کند.
تأکيد مي کنيم شايد در اين مورد خاص شايد حتي براي روح نيز زيانبار نباشد، ولي نفس کار آن قدر خطرناک است که اصلا در آن پيرامون (دور و بر) نيز نبايد حضور يافت.
چنان که خلوت کردن با زن اجنبه به طور کلي حرام است حتي اگر براي هم قرآن بخوانند، چون اين مسأله آن قدر حساس است که چه بسا عدم توجه به حساسيت آن، در برخي از موارد انسان را دچار آسيب هاي جدي مي سازد.
در اين جا نيز مسأله شرب مسکر است آن قدر زيان بار است و براي انسان دنائت و پستي مي آورد که مي فرمايد نه تنها نخوريد بلکه اصلا اگر دستتان يا ساير اندام بدنتان با آن تماس حاصل نمايد، بدنتان نجس مي شود، و پليدي پيدا مي کند.
قرآن کريم خود به آثار و برخي فوائد خمر (شراب) اشاره کرده است وليکن مي فرمايد با وجود اين خطرات و آثار زيان بار آن به حدي زياد است که بايد از اين فايده (نسبتا) جزئي چشم پوشيد (به آيات 219 سوره بقره و 90 و 91 سوره مائده مراجعه شود).
کد سوال : 4060
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : آيا ازدواج در دوران تحصيل امر شايسته اي است در صورتي كه موانع بي شماري سر راه وجود دارد؟ و نيز با تمام اين مشكلات موجود، علاقه اي كه بوجود مي آيد آيا بايد تباه شود؟ و انسان از ترس اين موانع بايستي سرشكسته شده و قدمي پيش نگذارد؟
پاسخ : اين مسأله به شرايط و امكانات شما بستگى دارد. پاسخ كلى اين است كه اگر ازدواج نكردن در دوران دانشجويى، مشكلاتى براى شما ايجاد نمىكند و مرتكب گناه و معصيتى نمىشويد، بهتر است فعلاً با جديت تمام، مشغول درس و علم شويد تا انشاءالله با موفقيت كامل درستان را به اتمام برسانيد؛ اما اگر ازدواج ضرورت پيدا كند يا ازدواج هيچ مشكلى براى شما در زمينهى تحصيل ايجاد نكند و شرايط و امكانات آن هم مهيا باشد بهتر است آن را با خانوادهتان در ميان بگذاريد، تا انها مقدمات ازدواجتان را فراهم سازند.
در پاسخ به اين سؤالتان بهتر است به طور مفصل تر نکاتي را براي شما بازگو کنيم:
الف) ارضاي غريزه جنسي از طريق مشروع يك نياز جدي و اساسي است كه براي هر جواني وجود دارد و بهترين راه آن هر چه سريعتر ازدواج كردن و انتخاب همسر مناسب براي ادامه زندگي و تشكيل خانواده دادن است اما كسي كه به عللي نمي توانيد ازدواج كند يا بايد (از طريق مشروعي نياز خود را موقتا" برطرف كند) و يا مانند همه جوانان پاك ديگر از راههاي ممكن آتش شهوت و جوشش غريزه جنسي را در خود كم كند و با نفس خويش مبارزه كند و تا آن جا كه ممكن است كاري كند كه قواي شهواني در او تحريك نشود.
ب. ازدواج كردن با درس خواندن هيچ منافاتي ندارد شما مي توانيد همسر مناسبي را براي خود انتخاب كنيد و پس از عقد و ازدواج شرعي با ايشان به صورت نامزدي همراه با محرميت با ايشان رفت و آمد داشته باشيد و ايشان هم در خانه پدرشان بماند تا شمادرس خواندن خود را به پايان برسانيد تا هم از دوران شيرين نامزدي بهره بيشتري ببريد و هم آمادگي بيشتري براي زندگي مشترك پيدا كنيد و هم از شر وسوسه هاي شيطاني و آلوده شدن به گناه در امان بمانيد.
ج. مشکل اشتغال نيز که تقريباً مشکل بسياري از جوانان عزيز ماست، چه بسا با متأهل شدن تان راحت تر حل شود زيرا زمينه اشتغال افراد متأهل و احتمال به کارگيري آنها نسبت به مجردين بيشتر است معمولاً عرف چنين اقتضاء مي کند به جوانان متأهل زودتر کاري را واگذار مي کنند البته با توجه به وضعيت اشتغال کشور نبايد انتظار داشت با اخذ مدرک خاص بتوان در همان ابتدا به بهترين فرصتهاي شغلي دست يافت بلکه اگر قناعت را پيشه کنيد و از شغلي هر چند نا متناسب با تخصص خود استقبال کرديد مطمئناً در دراز مدت و در آينده مي توانيد ضمن کسب تجارب، زمينه اشتغال به کاري مناسب تر و بهتر را فراهم کنيد. از طرف ديگر اگر والدين گراميتان بتوانند يک دو سال ابتداي زندگي تان به شما (از نظر مالي) کمک کنند و شما نيز از برخي تشريفات و تجملات غيرضروري صرف نظر نمائيد و همچنين بعضي سختي ها و ناملايمات را تحميل کنيد مطمئناً خواهيد نوانست از اين گردنه هاي زندگي به خوبي گذر کنيد. هر چند سخت است ولي نشدني نيست.
د. دوست عزيز آنچه در بند الف و ب و ج بيان شد نمي تواند کاملاً تمام مشکل را برطرف کند و ما نيز در صدد توجيه برخي برنامه ها نيستيم و يا نمي خواهيم از آن دفاع کنيم از طرف ديگر ضرورت وجود برخي برنامه ها را نيز انکار نمي کنيم ولي آنچه مربوط به افراد و اشخاص جامعه است همان است که بيان شد و وظيفه و مسئوليت مسئولين امر و دست اندر کاران امور اقتصادي _ اجتماعي و فرهنگي جامعه در سطح کلان است، نيازمند برنامه اي ديگر است که اميدواريم با پي گيري هاي لازم به نتيجه مطلوب برسد. و از حيطه کار ما خارج است.
هر چند مسأله مهمي همچون ازدواج با نخوردن خرما و ... حل نمي شود و بايد در يک جنبش و حرکت همگاني و تلاش تمام دست اندرکاران جامعه از قبيل خانواده، حکومت و نهادهاي مختلفي که در اين زمينه نقش دارند، به حل آن اقدام نمايند. همانطور که عرض شد کنترل غريزه جنسي نيز يک راه حل موقت و کوتاه مدت است که اگر مي خواهيد رضايت خدا و پيامبر اکرم(ص) را بدست آوريد و به دام شيطان نيافتيد با عمل به راهکارهاي ارائه شده مي توانيد تا حدي از شعله اين غريزه بسيار خطرناک کاست و يا به آنچه در بند ب بيان شد عمل نموده تأکيد مي شود عمل کردن به يکي دو راهکار عملي نيز چندان تأثير گذار نيست بلکه بايد به طور جدي تمام آنها را عمل کرد تا بتوان به کنترل بهتر اين غريزه سرکش اقدام نمود.
در پايان از صراحت بيان شما و صداقت و پاکي و پاکدامني تان و نيز سعي و تلاشتان براي کسب رضايت خدا و پيامبر اکرم(ص) بسيار خرسنديم و شما را مي ستائيم و اميدواريم در اين صفات برجسته و خداپسند هميشه ثابت قدم و استوار باشيد و بدانيد که حفظ پاکي و پاکدامني در اوضاع و شرائط بحراني و شيطاني و خطرناک بسيار ارزشمند تر است از زماني که کسي بخواهد در يک موقعيت عادي و بدون خطر، خود را از شر شيطان و انحرافات اخلاقي حفظ نمايد و مطمئن باشيد که هر کس در راه حفظ ارزشهاي اخلاقي و پاکدامني خود تلاش کند خداوند به او کمک خواهد کرد. «من جاهد فينا لنهدينم سبلنا».