به نام ا...
سلام
19-عشقم و گوگور مگوریه من
امیدوارم وقتی كه داری این نامه رو میخونی حالت خوب
باشه
امروز یه فاجعه رخ داد
واقعا نمیتونم و اصلا نمیدونم چجوری برات تعریف كنم
خجالتم البته میكشم
خودت وقتی بخونی میفهمی::
معمولا و غالبا پدر و مادرا وقتی بچشون خیلی كوچیكه فك
میكنن كه عروسكن و هر بلایی كه دلشون بخواد سر بچشون میارن
بنظرت عكس گرفتن هم از بچه وقتی من خونه نباشم و سپس اونو
به در و همسایه نشون دادن هم جزو بلاها حساب میشه!؟
بقیشو بخون پسر
قوی باشفسكی
تو میتونی. اره
خب تا اینجا هیچ اتفاقی نیفتاده ولی وقتی بفهمی كه...
ای وای دارم میرسم به جاهای حساسش
چی بگم
پسر!! مامانت قبل از لاستیكی از تو عكس انداخته
واااااااااااااااااااای
كلی هم كیفو ذوقو
این حرفااااااااااااااا كرده كه تا من از سر كار اومدم خونه و در و باز كردم تو رو
با اون وضع اسف بار دیدم كه بیخیالفسكی داشتی به دوربین میخندیدی ولی نمیدونستی كه
چه خبره و بعدا این عكس ممكنه كه باعث شه تو معتاد شی!!
منم باهاش درگیر شدم كه چرا؟؟ اخه چرا؟؟
این بچه وقتی بزرگ شد چه جوری میتونه هنگامه دیدن االبومهای
بچگیش پیش فامیل بشینه و بگه اینكه اینجا لخته و به دوربین زل زده منم
عمرا
باید خانم یه كاریش بكنی و این لكه ننگو از زندگیه این بچه
پاك كنی
مامانت میدونی چیكار كرد
نه میدونی
عینا چون میخواست دوباره دل منو بدست بیاره
رفت و دو تا مازیك اووردفسكی و تا پاسی از شب نشستیم سر
عكسا تا
شما كوچولوی گله نانازه بابایی رو سانسور كنیم..
موفق