اگر به یک جمعی بگید فلان چیزو، مثلا
جزوه! لازم دارم و خیلی تابلو ندن بهتون!!!(درصورتی که شما همیشه میدید و مسئله
فقط رقابته!)، چطوری برخورد میکنید؟ بهترین برخورد چیه؟
خیلی ساده. اگر
به حدی آشنا باشیم که یه سری صحبت ها رو با اونها بکنم، ناراحتیم رو از عملشون
میگم و چه جزوه رو بدن و چه نه بعد از اون چنان رفتار می کنم که انگار اتفاقی نیافتاده.
اما مسلما این اتفاق در نخوه ی روابط بعدی موثر خواهد بود. و اگر چندان با اونها
آشنا نباشم سکوت می کنم و طبق مورد قبل طوری عمل می کنم که انگار اتفاق نیافتاده و
در روابط آتی مسئله رو در نظر خواهم داشت.
اما بهترین
برخوردم اینه که معمولا سعی می کنم کاری رو که برای کسی انجام میدم بدون توقع
جبران باشه تا این مسئله پیش نیاد.
دوست دارید برید خارج از کشور؟ چرا؟
برای مسافرت
بدم نمیاد. ان شاءالله خدا بطلبه بریم دور دنیا رو بگردیم!
ولی برای
زندگی ایران رو ترجیح میدم. چون با فرهنگش مانوس تر هستم.
چقدر خوبه آدم با جنس مخالفش بحث
کنه؟(مجازی و حقیقی)
حقیقتش
اطلاعات دقیقی در این مورد ندارم اما به هر حال نه افراط خوبه و نه تفریط. خیر الامور
باوسطها (اگه درست نوشته باشم) نه اختلاط زیاد پسندیده است و نه فاصله ی بیش از
حد.
تا حالا شده به دروغ متوسل شید؟
ببینید من به
این جور سوالات پاسخ نمیدم. چون هر جوابی که بدم گناه کردم.
اگر متوسل
شده باشم و بگم شدم، اعتراف به گناه خودش گناهه.
اگر متوسل
شده باشم و بگم نشدم، دروغ گفتم.
اگر متوسل
نشده باشم و بگم شدم، باز هم دروغ گفتم(احتمال وقوع این حالت به صفر میل میکنه ولی
بررسی باید کامل باشه)
اگر متوسل
نشده باشم و بگم نشدم، احتمال ریا زیاد میشه.
بنابراین
دوستان لطف کنن در مورد اینکه چه گناهانی رو مرتکب شدم نپرسند. همینقدر بدونید که کارنامه
ام به حدی سیاهه که فقط رحمت خدا میتونه به دادم برسه.
هدفتون از زندگی چیه؟ میشه چند سال
دیگه ی خودتونو توصیف کنید؟
هدفم در حال
حاضر آدم شدنه. انشاءالله تا چند سال دیگه آدم میشم.(کسی آدرس فرشته ی مهربون یا
پینوکیو رو نداره؟)
جواب اینو با شعر بدید یا از خودتون
ویا از بقیه.البته اول لطف کنید بگید حستون نسبت به کلمه ی "عشق"
چیه؟
غم عشق بر عیش پیرایه بست//// تب عشق
در مغز صحت نشست
سلطان ازل
گنج غم عشق به ما داد
تا پای در
این منزل ویرانه نهادیم
کلمه ی
زیباییه به شرط اینکه معشوق زیبا باشه. به نظر من هر انسان زنده ای عاشقه چیزی
هست. چون اگه عشق نداشته باشه امیدی هم نخواهد داشت،بعد به پوچی و خودکشی میرسه.
اما هر کس عاشق یه چیزه یکی عاشق خدا، یکی عاشق خودش، یکی عاشق ثروت، یکی عاشق
قدرت،... به هرحال عشق در وجود همه هست برای بعضی در مسیر درست قرار داره و برای
بعضی در مسیرهای انحرافی.
از حدیث «المؤمن مرآة المؤمن» از
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) چه برداشتی دارید؟
از این حدیث
میشه برداشت های مختلفی داشت. مثلا:
مومن مثل یه
آینه خوبی های مومن رو بهش نشون میده.
مومن مثل یه
آینه فقط به خوبی ها کفایت نمیکنه بلکه معایب مومن رو هم بهش میگه.
مومن مثل یه
آینه خوبی و بدی مومن رو به خودش میگه نه به کس دیگه.
مومن مثل یه
آینه خوبی و بدی مومن رو در حضورش میگه نه در نبودش.
اما تمام
اینها در صورتیه که فقط به معنی اول مومن توجه کنیم یعنی انسان با ایمان.
ولی مومن جای
دیگه ای هم به کار رفته. خداوند در قرآن خودش رو با اسم «مومن المهیمن» مینامه. با
توجه با این معنی میشه یه برداشت جدید از حدیث پیامبر داشت. یه برداشت زیباتر از
قبلی ها:
انسان مومن
آینه ی خداست. یعنی صفات الهی با توجه با ظرفیت و ایمان فرد در اون متجلی میشه.
درویشی چیست؟
درویشی از نظر
من عدم وابستگی به مسائل دنیایی هست و ربطی هم به ظاهر و قیافه و تسبیح و کشکول و
... نداره.
چند سال پیش
داستانی رو شنیدم از یکی از پادشاهان (متاسفانه یادم نیست کدوم) که درویشی وارد
قصرش میشه به نزدش میره و میگه بیا تو هم درویش شو و از مال دنیا بگذر بیا با هم
بریم و به عبادت خدا برسیم.
شاه بدون
درنگ قبول میکنه و با درویش به راه می افته مقداری که از قصر دور میشن درویش
ناگهان می ایسته و میگه: ای وای تسبیحم رو توی قصر جا گذاشتم. بیا برگردیم و
بیاریمش.
پادشاه میگه:
نشد. من از اون همه مال و مکنت و قدرت و ثروت بدون هیچ تردیدی گذشتم ولی تو از یه
تسبیح ساده نمیگذری؟ حالا کدوم یک از ما درویش تریم؟
ماتریال دیالکتیک یعنی چه؟
جواب این
سوال به طور مستقیم وابسته به اون دو سوالیه که قبل از این پرسیده بودم. هر سه رو
با هم قرار بدید تا جوابش رو بگم.
موقع صبحانه خوردن بهتره که کره رو به
نون بمالیم یا نون رو به کره؟چرا؟
خوب من ترجیح
میدم که نون رو به کره بمالم چون معمولا وضعیتی پیش میاد که بقیه قید خوردن اون
کره رو میزنن و همش برای خودم میمونه!
ولی به لحاظ
علمی این مسئله کاملا نسبیه و شما هر کدوم رو به اون یکی بمالید در واقع اون رو هم
به دیگری مالیدید. بستگی داره مبدا رو کدوم در نظر بگیرید.
مذهب اگر عاشقی است سنت عشاق چیست؟
دل که نظرگاه
او است از همه پیراستن
(واقعا سعدی
توی این بیت غوغا کرده)
نشان توکل چیست؟
راستی و
درستی، نترسیدن از غیر خدا، اطمینان قلبی و مهم تر از همه ی اینها «رضا» است.
(خب بعضی از سوالات رو از صندلی داغم
پرسیدم...منبع خودش میدونه!)
مشکلی نیست
حق کپی رایت این سوالات روی قبض تلفن این دوره ی شما میاد!