• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن صندلی داغ > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
صندلی داغ (بازدید: 16413)
سه شنبه 22/11/1387 - 16:38 -0 تشکر 89263
صندلی داغ "شاه شوریده سران" کاربر قدیمی و طنزپرداز انجمن‌

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

با توجه به قانون نانوشته نیوتن که هر کی خربزه بخوره بازم می‌تونه بخوره ولی در انتها پای لرزشم می‌شینه دوست خوبمون کاربر "شاه شوریده سران" به روی صندلی نشستن.

سایر دوستان عزیز می‌تونن با در نظر گرفتن سند معرف انجمن صندلی داغ و اهداف انجمن سوالاتشون رو از ایشون بپرسن.

و آما، در راستای هدف اصلی انجمن مبنی بر شناخت بیشتر خود بر حسب سوالات دوستان، از آقای شاه شوریده سران خواهش می‌کنیم که در انتهای کار، گزارش کاری از صندلی داغ خودشون در اختیارمون بذارن.

مجددا از همگیه دوستان خواهشمندم که قبل از زدن هر پست حتما سند معرف رو مطالعه بفرمایند تا خدای ناکرده بعدا شرمنده کسی نشیم، پیشاپیش و پساپس از همکاری همگیتون سپاس‌گزارم، باتشکر.

مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم

MCLAREN SUPER CARS

مسئول انجمن صندلی داغ

مسئول2 انجمن مکانیک و روباتیک

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

پنج شنبه 24/11/1387 - 12:32 - 0 تشکر 89854

اگر به یک جمعی بگید فلان چیزو، مثلا جزوه! لازم دارم و خیلی تابلو ندن بهتون!!!(درصورتی که شما همیشه میدید و مسئله فقط رقابته!)، چطوری برخورد میکنید؟ بهترین برخورد چیه؟

خیلی ساده. اگر به حدی آشنا باشیم که یه سری صحبت ها رو با اونها بکنم، ناراحتیم رو از عملشون میگم و چه جزوه رو بدن و چه نه بعد از اون چنان رفتار می کنم که انگار اتفاقی نیافتاده. اما مسلما این اتفاق در نخوه ی روابط بعدی موثر خواهد بود. و اگر چندان با اونها آشنا نباشم سکوت می کنم و طبق مورد قبل طوری عمل می کنم که انگار اتفاق نیافتاده و در روابط آتی مسئله رو در نظر خواهم داشت.

اما بهترین برخوردم اینه که معمولا سعی می کنم کاری رو که برای کسی انجام میدم بدون توقع جبران باشه تا این مسئله پیش نیاد.

دوست دارید برید خارج از کشور؟ چرا؟

برای مسافرت بدم نمیاد. ان شاءالله خدا بطلبه بریم دور دنیا رو بگردیم!

ولی برای زندگی ایران رو ترجیح میدم. چون با فرهنگش مانوس تر هستم.

چقدر خوبه آدم با جنس مخالفش بحث کنه؟(مجازی و حقیقی)

حقیقتش اطلاعات دقیقی در این مورد ندارم اما به هر حال نه افراط خوبه و نه تفریط. خیر الامور باوسطها (اگه درست نوشته باشم) نه اختلاط زیاد پسندیده است و نه فاصله ی بیش از حد.

تا حالا شده به دروغ متوسل شید؟

ببینید من به این جور سوالات پاسخ نمیدم. چون هر جوابی که بدم گناه کردم.

اگر متوسل شده باشم و بگم شدم، اعتراف به گناه خودش گناهه.

اگر متوسل شده باشم و بگم نشدم، دروغ گفتم.

اگر متوسل نشده باشم و بگم شدم، باز هم دروغ گفتم(احتمال وقوع این حالت به صفر میل میکنه ولی بررسی باید کامل باشه)

اگر متوسل نشده باشم و بگم نشدم، احتمال ریا زیاد میشه.

بنابراین دوستان لطف کنن در مورد اینکه چه گناهانی رو مرتکب شدم نپرسند. همینقدر بدونید که کارنامه ام به حدی سیاهه که فقط رحمت خدا میتونه به دادم برسه.

هدفتون از زندگی چیه؟ میشه چند سال دیگه ی خودتونو توصیف کنید؟

هدفم در حال حاضر آدم شدنه. انشاءالله تا چند سال دیگه آدم میشم.(کسی آدرس فرشته ی مهربون یا پینوکیو رو نداره؟)

جواب اینو با شعر بدید یا از خودتون ویا از بقیه.البته اول لطف کنید بگید حستون نسبت به کلمه ی "عشق" چیه؟

غم عشق بر عیش پیرایه بست//// تب عشق در مغز صحت نشست

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد

تا پای در این منزل ویرانه نهادیم

کلمه ی زیباییه به شرط اینکه معشوق زیبا باشه. به نظر من هر انسان زنده ای عاشقه چیزی هست. چون اگه عشق نداشته باشه امیدی هم نخواهد داشت،بعد به پوچی و خودکشی میرسه. اما هر کس عاشق یه چیزه یکی عاشق خدا، یکی عاشق خودش، یکی عاشق ثروت، یکی عاشق قدرت،... به هرحال عشق در وجود همه هست برای بعضی در مسیر درست قرار داره و برای بعضی در مسیرهای انحرافی.

از حدیث «المؤمن مرآة المؤمن» از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) چه برداشتی دارید؟

از این حدیث میشه برداشت های مختلفی داشت. مثلا:

مومن مثل یه آینه خوبی های مومن رو بهش نشون میده.

مومن مثل یه آینه فقط به خوبی ها کفایت نمیکنه بلکه معایب مومن رو هم بهش میگه.

مومن مثل یه آینه خوبی و بدی مومن رو به خودش میگه نه به کس دیگه.

مومن مثل یه آینه خوبی و بدی مومن رو در حضورش میگه نه در نبودش.

اما تمام اینها در صورتیه که فقط به معنی اول مومن توجه کنیم یعنی انسان با ایمان.

ولی مومن جای دیگه ای هم به کار رفته. خداوند در قرآن خودش رو با اسم «مومن المهیمن» مینامه. با توجه با این معنی میشه یه برداشت جدید از حدیث پیامبر داشت. یه برداشت زیباتر از قبلی ها:

انسان مومن آینه ی خداست. یعنی صفات الهی با توجه با ظرفیت و ایمان فرد در اون متجلی میشه.

درویشی چیست؟

درویشی از نظر من عدم وابستگی به مسائل دنیایی هست و ربطی هم به ظاهر و قیافه و تسبیح و کشکول و ... نداره.

چند سال پیش داستانی رو شنیدم از یکی از پادشاهان (متاسفانه یادم نیست کدوم) که درویشی وارد قصرش میشه به نزدش میره و میگه بیا تو هم درویش شو و از مال دنیا بگذر بیا با هم بریم و به عبادت خدا برسیم.

شاه بدون درنگ قبول میکنه و با درویش به راه می افته مقداری که از قصر دور میشن درویش ناگهان می ایسته و میگه: ای وای تسبیحم رو توی قصر جا گذاشتم. بیا برگردیم و بیاریمش.

پادشاه میگه: نشد. من از اون همه مال و مکنت و قدرت و ثروت بدون هیچ تردیدی گذشتم ولی تو از یه تسبیح ساده نمیگذری؟ حالا کدوم یک از ما درویش تریم؟

ماتریال دیالکتیک یعنی چه؟

جواب این سوال به طور مستقیم وابسته به اون دو سوالیه که قبل از این پرسیده بودم. هر سه رو با هم قرار بدید تا جوابش رو بگم.

موقع صبحانه خوردن بهتره که کره رو به نون بمالیم یا نون رو به کره؟چرا؟

خوب من ترجیح میدم که نون رو به کره بمالم چون معمولا وضعیتی پیش میاد که بقیه قید خوردن اون کره رو میزنن و همش برای خودم میمونه!

ولی به لحاظ علمی این مسئله کاملا نسبیه و شما هر کدوم رو به اون یکی بمالید در واقع اون رو هم به دیگری مالیدید. بستگی داره مبدا رو کدوم در نظر بگیرید.

مذهب اگر عاشقی است سنت عشاق چیست؟

دل که نظرگاه او است از همه پیراستن

(واقعا سعدی توی این بیت غوغا کرده)

نشان توکل چیست؟

راستی و درستی، نترسیدن از غیر خدا، اطمینان قلبی و مهم تر از همه ی اینها «رضا» است.

(خب بعضی از سوالات رو از صندلی داغم پرسیدم...منبع خودش میدونه!)

مشکلی نیست حق کپی رایت این سوالات روی قبض تلفن این دوره ی شما میاد!

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
پنج شنبه 24/11/1387 - 12:52 - 0 تشکر 89861

به نام خدا

سلامی دوباره به همه دوستان عزیز

خواستم یه عذرخواهی کنم بابت اینکه شناسم تو لیست بود اما ندیدم

واقعا شرمنده مشکل از چشمای من بود...خیلی خیلی ببخشید

تا بعد...

هميشه بايد رفتني باشه ، تا بودني احساس بشه .  

همراه ما باشيد در :انجمن د انشجويي

    http://img.tebyan.net/Big/1388/11/1341061741261678981114214248198168411517821.jpg

 

 

 

 

پنج شنبه 24/11/1387 - 13:34 - 0 تشکر 89874

سلام

اول بگم بسی شوریده سر شدیم از نشستنتون روی صندلی داغ

آخه حس می کردم آدمی هستید که دوست ندارید زیاد از خودتون بگیدشاید م منزوی

ولی خوب حالا مجبورید.........

هر چند جناب مکلارن بعضی ها رو ریز می بینن ولی بی خیال من که کم نمی یارم....میام سوال می پرسم

البته واقعا بهشون حق میدم

خوب اول یه خواهش

از من هم ناراحت نیستید

بگید که همه ی اون کسایی که ازشون ناراحت شدید رو همین الان می بخشید مخصوصا بچه های انجمن انگلیسی که من مطمئن بشم

حالا سوال

فکر پیچوندن هم نکنید باید همه ی سوالا رو جواب بدید........

نمی دونم دوستان پرسیدن یا نه خوب منم می پرسم بهترین و بدترین اتفاق زندگیتون تا الان چی بوده؟

بازم میام

زود جواب بدید من کم طاقتم

اون داستانی که توی جلسات تل داشتید تعریف می کردید و نصفه کاره موند رو تعریف می کنید؟ ....موندیم تو خماری.....

اگر به آن چیزی که می خواستی نرسیدی از آن چیزی که هستی نگران مباش!

 

 

پنج شنبه 24/11/1387 - 16:26 - 0 تشکر 89914

به نام خدا سلام

خیلی خوشحالم که شما روی صندلی داغ نشستین . و خیلی خوشحالم که در گروه بندی اول نبود اسمم چون در گروه دوم بودن یه کم جای امیدواری گذاشت .

تشکر : ممنون که باعث شدین ننه ام یادش بیاد که منو تو کمد جا گذاشته . ( الان فرصت مناسبی بود برای تشکر ) => ( من همون گیگادختر هستم که ماشالله الان بزرگ شدم ! )

1. از شور چه کس کردی ، شوریده سری عمری ؟

2. سر شوریده سامان کی پذیرد ؟

3. شوریده سری با شوریده دلی فرق داره ؟ اگه آره توضیح بدین .

4. شاه شوریده سر بودن خوبه ؟

5. چجوری میشه یه شاه شوریده سر تمام عیار شد ؟

6. یه جمله یا معنی یا حستون نسبت به این اشعار :

ای دیده اگر کور نی گور ببین / وین عالـــم پرفتنـــه و پر شور ببیــــــن / شاهان و سران و سروران زیــر گلنـــد / روهای چـــو مــه در دهـــن مــــور ببین

از کوزه گری کوزه خریدم باری / آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری / شاهی بودم که جام زرینم بود / اکنون شده ام کوزه هر خماری

در کارگه کوزه گری کردم رای / در پایه چرخ دیدم استاد بپای / می کرد دلیر کوزه را دسته و سر / ار کله پادشاه و از دست گدای

تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند / با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست / من از این طالع شوریده برنجم ور نی / بهره مند از سر کویت دگری نیست که نیست

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن / وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را / زان که در کم خردی از همه عالم بیشم

صفیر بلبل شوریده و نفیر هزار / برای وصل گل آمد برون ز بیت حزن

برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوخت / جور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت

گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست / آن که آن داد به شاهان ، به گدایان این داد

به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد / جهان بگیرد اگر دادگستری داند

بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد / گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود

چون هلالم سر شوریده به زانوی غم است / از شب تار من ای کوکب روشن یادآر / ای که بی لاله ی داغ تو بهارم نشکفت / گر به گلگشت چمن می روی از من یاد آر

گاه بشکفته چو گلهای چمن می ایی / روزی آشفته چو شوریده سران می گذری /  ما نظر از تو گرفتیم چه رفته است تو را / که به ناز از بر صاحبنظران می گذری

فعلا ...

شاد باشین

پنج شنبه 24/11/1387 - 18:1 - 0 تشکر 89951

به نام خدای مهربون

سلام

به به عجب صندلی داغ تاپی شده

خداییش دارم کیف می‌کنم،

رز صورتی گرامی ای بابا این حرفا کدوم!! بابا یه مشکل چایپی که این حرفا رو نداره،

endless_road گرامی، بابا بی خیال کدوم ریز دیدن!!! جان من این جوری نگین، من دقیق متوجه نشدم که شما کدوم مورد رو میگین و احساس می‌کنم دلخوری پیش اومده، خلاصه می‌خوام بگم که یه زمونی من ریزترین فرد بودم و تو برسا به فلفل نبین چه ریزه بشکن بریز تو آبگوشت معروف بودم.

محسن عزیز من اونو پیش خودت گفتم و مثلا خیر سرم می‌خواستم فقط به خودت گفته باشم، و هدفم هم پیشرفتت بود، حالا اگه از من بدت میاد نظرت رو کاملا محترم می‌دونم، هر چند این روزها خودمم زیاد از خودم خوشم نمیاد، حالا دلیلش چیه الله اعلم.

حمید جان داداش یوخ ناراحت نشیا!! دوستان لطف کردن هر از گاهی با من حرف می زنن تا شما یوخده استراحت کنی، خداییش سوالات جالب و پرمغزی تا حالا پرسیده شده.

دوستان اگر هم کسی نقدی چیزی داره در همین تاپیک به ثبت برسونه و ما در انتها تلپیک نقد داغ نخواهیم داشت.

با تشکر از همگی.

آهان داشت سوال یادم می رفتا:

حمید جان یکم از رشته تحصیلیت بگو، بگو که چه چیزهایی بلد باشی بیشتر بدردت میخوره، خلاصه کلا از درس‌های مفید مورد نیاز قبل کنکورش بگو تا شغل‌هایی که بعد فارغ‌التحصیلی میتونی درشون مشغول به کار شی، خلاصه یه مشاوره رایگان و تپل در اختیارمون بذار، میخوام ببینم اگه خوبه تغییر رشته بدم بیام وردستت.

مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

پنج شنبه 24/11/1387 - 18:2 - 0 تشکر 89952

ghalbe_shishei:

نظرتونو راجع به شناسم می خواستم بدونم؟

قلب به دو معناست یکی به معنی بدل و تقلبی و دیگری عضو بدن انسان که گاهی مجازا به عنوان دل به کار میره(البته به معنی معکوس هم هست که به نظر میاد اینجا کاربرد نداره):

اگه قلب رو با معنی اول برداشت کنیم به این نتیجه میرسیم که احتمالا شما ظروف شیشه ای رو به جای کریستال به مردم قالب می کنید.

اما با معنی دوم به عنوان یه قلب شفاف و پاک هست بدون سیاهی گناه . راستش با دیدن این شناسه یاد کتاب قلب سلیم شهید آیت الله دستغیب می افتم.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
پنج شنبه 24/11/1387 - 18:3 - 0 تشکر 89954

شقایق صحرایی:

نقدا فی البداهه یه شعر بگید و همین الان الان برای ما ثبتش کنید تا بعد!

چرا آخه؟ حالا هی من بگم شاعر نیستم هی بگید شعر بگو.

شعرم چو نمی آید حاصل چه جز این باشد!؟

شعر من بیچاره تا هست همین باشد

آن کاو نبود شاعر گر شعر بخواهد گفت

شعری که بگوید او ناچار چنین باشد

باید که کند کم کم او معرفتی حاصل

تا شعر که میگوید چون درّ ثمین باشد

فرق من و شعر من با شاعر شیرین گوی

چون فاصله ی نپتون تا روی زمین باشد

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
پنج شنبه 24/11/1387 - 18:6 - 0 تشکر 89955

unloker:

به چی علاقه داری؟

سوال خیلی کلیه به خیلی چیزا علاقه دارم. مثلا به فوتبال علاقه دارم.

اصلا چطوری با تبیان آشنا شدی؟

اولین بار فکر می کنم اواخر سال 82 یا 83 بود که بابام از سر کار که اومد یه برگه ی یادداشت دستش بود که روش تلفن و یوزر و پسورد اینترانت تبیان نوشته بود و گفت این رو یکی از دوستام داده و با این میتونی سایت تبیان رو بدون اینترنت باز کنی.

خوب من هم سریع رفتم و سعی در استفاده از اینترانت کردم بعد از وصل شدن نشونی تبیان رو با پسوند دات کام تایپ کردم اما نیاورد. دیسکانکت شدم و دوباره سعی کردم اینبار سایت شروع به باز شدن کرد یه سایت آبی رنگ بود که قبل از اینکه کامل لود بشه دیسکانکت شدم و تلاش های بعدی هم به نتیجه نرسید. پس بی خیالش شدم.

چند وقت بعد دیدم یکی از دوستام(که بعد ها فهمیدم با اسم شاه کلید توی تبیان فعال بوده) توی مدرسه داره در مورد تبیان صحبت میکنه (ما هم که اون موقع نمی دونستیم دوست ناباب که میگن همینه) رفتم و ازش در مورد سایت پرسیدم و اون به من گفت که باید از آدرس دات نت استفاده کنم. و این طوری بود که اومدیم شهر!!!

بهترین کاربر از نظر تو چه کسی است؟

انجمن ها رو به اندازه ای تحت نظر نداشتم که بتونم همچین انتخابی انجام بدم بنابراین چنین قضاوتی نمی کنم.

چرا طنز پرداز شدی؟؟؟؟؟؟؟

خوب همون طور که قبلا گفتم من از وقتی خوندن رو یاد گرفتم بیش از هر چیزی گل آقا می خوندم علاوه بر این بذله گویی کلا توی فامیل ما رواج خاصی داره بنابراین شوخی و بذله گویی رو مدت هاست که دارم (گرچه قبل از اینکه یاد بگیرم چطور باید ازش صحیح استفاده کنم خیلی ها رو رنجوندم و هنوز هم گاهی این اتفاق می افته وقتی که از کنترل خارج میشه) وقتی شروع به ثبت مطلب توی تبیان کردم مطالب طنزی که ثبت می کردم نود و نه درصد کپی بود(یه درصد رو هم برای اطمینان گذاشتم) فکر می کنم اولین باری که یه مطلب تا حدودی طنز نوشتم توی انجمن کارآفرینی(البته فکر کنم اون زمان اسمش یه چیز دیگه بود) برسا بود. اگر اشتباه نکنم آقای کهنمویی با نام کاربری یا زهرا عکسی رو ثبت کرده بودن که توی اون یه آگهی به دیوار چسبونده شده بود برای استخدام «دادزن» و بعدش پرسیده بود به نظرتون این از مشاغل کاذبه یا نه و چرا.

من هم رفتم و با تحلیل واژه ی دادزن به صورت طنز یه جواب طنز برای اون تاپیک نوشتم و در حالی که فکر می کردم با برخورد یازهرا مواجه بشم اون با طنز به من جواب داد.(اون زمان جو صمیمی تر بود) و این باعث شد که تشویق بشم.

بعد از اون باز هم به صورت جسته و گریخته چندتایی مطلب طنز نصفه و نیمه از خودم توی ثبت مطالب نوشتم. اما تاپیک های پادگان برسا و کارگاه مجازی طنز نویسی به من کمک زیادی کرد تا توی این مسیر پیشرفت کنم.

بعد از اون هم یه چیزایی برای خودم نوشتم که چندتاش رو دیدید.

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
پنج شنبه 24/11/1387 - 22:25 - 0 تشکر 90043

به نام خدا

سلام علیکم

به به.میبینم که مهمون صندلی داغمون خودش نیز بسی دست بر آتش دارد.

جوابات خیلی زیبا و آتشین و جالبن.منم که عاشق کباب شدن.

پس با جوابات مرا نیز کباب کن.

چند نکته:

آخر بعضی از سوالا گفتم «همین الان جوابتو آماده کن» ؛یعنی قبل ازاینکه بقیه سوالا رو بخونی باید همون جوابی رو که میخوای بعدا ثبت کنی آماده شده باشه.بعدا تغییرش ندی هااا.

همین الان حلام کن.منو ببخش جو صندلی داغ منو گرفته.

باید خیلی با جنبه باشی که رو صندلی داغ نشستی.

1.تو پاسخ هات گفتی کسی که هیچ عشقی نداشته باشه خودکشی میکنه.

«کسانی هستند که دلیل خودکشیشونو ،رسیدن به خدا/عشق به خدا گفتن.»

بدون اینکه نظرتو بگی در مورد این افراد یه چیزی بگو.

2. چند وقت دیگه 22 ساله میشی.فکر میکنی22سالگی چه حسی داره؟چجوریه؟

3.هر کس از بهر خود در تکاپوست

  کس نچیند گلی که نبوید

4.ای گل نوشکفته اگر چند

 زود گشتی زبون و فسرده

 از وفور جوانی چنینی

 هرچه کان زنده تر زود مرده

5.خس به صد توفان ننالد

 گل ز یک تند باد است بیمار

6.هرسه شعر بالا از نیماست.نظرتو درموردشون بگو.یه شعر هم قشنگ تر از شعرای بالا ذکر کن

7.من کجاییم؟

8.اگه از کسی(یا دوستی) چندین بار انتقاد(بطور صحیح) کنی اما هیچوقت به حرفت توجه نکنه تا اینکه در بار آخر یه دفعه عصبانی بشه و بگه : این انتقاد در مورد خودتم صادقه.

می بینی که حرفش واقعا درسته.

چه حسی بهت دست میده؟بلافاصله بعد از حرفش،چی بهش میگی؟چی کار میکنی؟

(قبل از اینکه بقیه سوالا رو بخونی جواب این سوالو آماده کن)

9.مدل موت چیه؟کوتاه؟بلند؟میونه ات با فشن چطوره؟

10.مدل موی من چطوره؟کوتاش کنم یا بلندش کنم؟(این سوال فقط محض خنده و رفع خستگی ه)

11.چرا کرکس ها گردنشون لخته؟(هم جدی جواب بده و هم طنز)

12.بهترین بازیکن ایتالیایی که دوست داری؟(همین الان جواب بده)

13.(فرض کن)خانومت خیلی عصبیه.حرف بی منطق زیاد میزنه و از همه چی ناله میکنه و اصولا از منطق آلرژی داره. باز بهش انتقاد میکنی؟چطوری؟(اگه آره:تو دیگه کی هستی پسر؟؟؟)

14.(ادامه سوال 8)چرا وقتی تو از دوستت انتقاد میکردی دوستت هیچوقت نگفت خودتم این عیبو داری تا اینکه منفجر شد؟تو چه اشکالی داشتی؟اون چه اشکالی داشت؟

15.با توجه به سوال 8 و 14. الان دوباره به سوال 8 جواب بده.(گیر دادما،چی کار کنم کمر همت بستم که نیروگات پر برق بشه.)

16.من فکر میکنم بیشتر از اینکه شجاع باشی ترسویی.ترستو داری پشت نقد های تندت قایم میکنی.

 احتمالا شخصیت دیگران برات کمترین اهمیتی نداره. شایدم فکر میکنی دیگران شعورشون به اندازه تو نیست و تو خیلی خیلی بیشتر ازشون میفهمی و برای همین دوست داری طوری نقدشون کنی که تا سر حد ممکن غرورشون بشکنه و اصطلاحا له شن.به نظرم برای همین به خودت میگی«شاه».

نظرت درمورد کسانی که فکر میکنن برای اصلاح مشکلی،باید همه چیزو ویران کنند و از نو بسازند چیه؟

(دوست من ، جواب این سوالو همین الان آماده کن.)

17.چقدر منو میشناسی؟به هر اندازه که میشناسی منو نقد کن.(میتونی بدون ترتیب به این سوال جواب بدی)

(اگه منو فقط به اندازه پاسخایی که ازم دیدی میشناسی،هیچ عیبی نداره.میتونی یکیشونو نقد کنی.خلاصه این گردن من از مو باریکتره.خوشحال میشم قطعش کنی )

18.تو همایش ندیدمت.کجا بودی؟چرا من و تو توو همایش همدیگه رو ندیدیم؟

(هم دلیل منطقی بگو و هم حکمت شو)

19 .بدون اینکه یه سوال 16 نگاه کنی بگو من چند تا «شون» تو اون سوال استفاده کردم؟

20.هر حس که در حین خوندن سوال 16 بهت دست داد را بگو(از آغاز خوندن تا پایانش)

21.در پایان سوال 16 گفتم«دوست من».تو حین خوندنش نگفتی:من دوست تو نیستم؟

ممنون.

درضمن سوال 16 رو جدی نگیر

 

  «همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دل ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید»

 

حکمت91.نهج البلاغه.امام علی (ع)

 

 

اگر در این روزگار مُردم، بگویید به او بگویند:

*مادرانه ها*

جمعه 25/11/1387 - 9:24 - 0 تشکر 90090

tear drop:

جناب شاه ممنون که ظاهر مارو بی عیب دونستی ولی کاشکی نظرتونو میگفتین.

به قولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری کلی امگا سه داره. هنوز هم دیر نشده.

تیر دراپ چنان روحیه ی و شادی داره که اوایل به ذهنم هم نمی رسید بیش از بیست سال داشته باشه. روحیات فمینیستی شدید که باعث میشه دلم فوق العاده به حال کلیف بسوزه. لطف کرده و بیت جالبی در مورد شاه شوریده سران نوشته که احتمالا بعد ها ازش استفاده خواهد شد(یه جور کسب اجازه به همراه قرار دادن در عمل انجام شده بود). علاقه مند به مباحث طنز، شعر و زنان [به ظاهر] مظلوم.

1- شما که رشته ات صنایع هست (است) چرا اینقدر خوب و قشنگ شاعر شدی؟

کی؟ من؟ شاعر؟ یادم نمیاد!!!!!!!!

2- از کی فهمیدی ذوق شاعری داری؟

هنوز خیلی نفهمیدم.

بیشترین کاری که من میکنم دستکاری اشعار مردمه. اون هم به دلیل اینکه سال سوم دبیرستان و پیش دانشگاهی یکی از تفریحاتم این بود که در زنگ تفریح به همراه دوستان دور حیاط مدرسه قدم بزنیم و اونها یه مصرعی از یه شعری بگن و من مصرع دومش رو سر هم کنم. بعضی وقت ها هم حاصل بد نمی شد ولی شعر به اون صورت نگفتم.

3- اون توصیفاتی که مینویسی از خودته؟

اندراحوالات؟ در مورد مکلارن و روح زنگار زده بله از خودم نوشتم. معمولا مواقعی که از خودم نیست اسم نویسنده رو می نویسم. مثل اندراحوالات جاسبی.

یه مورد هم که در پاسخ به جراحی پلاستیک برسا نوشتم هم از خودمه.

4- تاحالا دیوان اشعارتو چاپ کردی؟

نه! به یه دلیل خیلی ساده چون دیوان اشعار ندارم و اون هم به این دلیله که شاعر نیستم.

5- چرا تو مشاعره ها شرکت نمیکنی تا یکم کیفیتش بهتر بشه(فقط یکم ها یعنی شما یکم شاعری ههه) آتش میزنیییییییییییییم.

یه زمانی که حال و حوصله داشتم شرکت می کردم ولی الآن دیگه خیلی انگیزه ای ندارم.

6- چرا کاربرارو تقسیم کردی

چون ضرب اون هم با این حجم حافظه ی زیادی رو از ماشین حساب اشغال میکرد در نتیجه یا ارور میداد یا عدد عجیب و غریب. تقسیم راحت تر بود.

7- همیشه همینجوری از زیر کارا درمیری؟

نه همیشه نمیشه اینجوری از زیر کارها در رفت برای همین از شیوه های متنوع استفاده می کنم. اگه برای فرار از کار همیشه از یه شیوه استفاده کنید به زودی لو میرید و دیگه حناتون رنگی نخواهد داشت. مثلا تا چند سال پیش تمارض جواب میداد که از بس این تیم های عربی تمارض کردن دیگه کسی گول نمیخوره.

8- مردم از نظرتو چند دسته هستن (استن)؟ همین سه دسته ای که نوشتی یا بیشتر

خوب بستگی داره مردم رو از چه نظر دسته بندی کنیم. اما چون شما کلی پرسیدین من هم کلی میگم که:

مردم به صورت کلی به سه دسته تقسیم میشن: دسته ی اول، دسته ی دوم، و مهمتر از همه دسته ی سوم

شاه شوریده سران خوان من بی سامان را
زانکه  در  کم خردی  از همه عالم بیشم
«حافظ»
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.