به نام او...هر چه میخواهید بنامیدش
سلام
ادامه از پست قبل:
از فعالیت لذت میبرد و دوست دارد كه دیگران وی را به خاطر موفقیتهایش بستایند .
فعالیتهای
او در جهت یك زندگی سرشار از كار و تجربه و نیز به خاطر ایجاد ارتباطی
نزدیك است كه كامیابی در روابط جنسی و عاطفی را به او ارزانی دارد .
شرایط
موجود شامل عناصر حساس یا خطرناكی است و بدین خاطر ضرورت دارد كه راه حلی
برای آن بیابد . این وضعیت ممكن است به تصمیمگیریهای ناگهانی و حتی
بیپروا بیانجامد . متكی به اراده و خواسته خویش است و هر اندرزی را از
جانب دیگران رد میكند . *
احساس میكند كه سهم واقعی خود را از
زندگی به دست نیاورده و هیچ كسی را ندارد تا از لحاظ همدردی و درك به او
متكی باشد . وجود عواطف سركوفته سبب میشود كه سریعا
حالت تهاجمی بگیرد
ولی در عین حال میداند كه ناگزیر است
به بهترین طرز از شرایط موجود
استفاده كند .
تفسیر فیزیولوژی : فشار روحی شخص ناشی از سركوب خواستههای طبیعی
یا شهوانی و بیتوجهی به نیازهای بدن است .
تفسیر
روانشناسی : وضع موجود برخلاف میل شخص است . نیازی برآورده نشده
به دوستی
و معاشرت با كسانی دارد كه معیارهای عالی همچون خود او دارند و از
مردم
عادی كنارهگیری میكند . كنترل او برخواستههای طبیعیاش مانع از آن
میشو
د كه عنان اختیار را رها كند ولی تنهائی كه نتیجه این وضعیت است وی
را وادار به
تسلیم شدن و جذب شدن در فرد دیگری مینماید .
این حالت موجب
اضطراب او میشود زیرا این نوع این نوع خواستهها را نقاط ضعفی
میداند كه
باید بر آنها غلبه كند . احساس میكند كه فقط از طریق «مسك نفس» مداوم
میتواند امیدوار باشد كه برتری فردی خود را حفظ نماید .
دوست دارد كه
دیگران وی را فقط به خاطر خودش دوست بدارند و تعریف و تمجید كنند .
به
توجه ، شناسائی و احترام دیگران نیازمند است .
به طور خلاصه : خواستار آن است كه به عنوان یك فرد استثنائی به او احترام بگذارند .
هراس از اینكه مانع از رسیدن وی به خواستههایش شوند او را به سوی فعالیت مبرم و بسیار شدید برای رسیدن به هدف خویش سوق میدهد .
بیقرارش باشید