• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 7221)
چهارشنبه 27/6/1387 - 15:35 -0 تشکر 58454
غریب كوفه

 


امام علی ( ع ) فرمود : روزه ی قلب بهتر از روزه ی زبان است و روزه ی زبان بهتر از روزه ی شكم است . غرر الحكم ج 1 ص 417 ح 80

شهادت حضرت علی (ع ) بر همگان تسلیت باد

 

در این تایپیك قصد دارم با یاری دادن شما دوستان گرامی در باره ی فضائل و اخلاق های این امام بزرگوار بنویسم.

 

يکشنبه 31/6/1387 - 11:50 - 0 تشکر 59467

 نمونه هایى ازداوریهاى على (ع )در عصر خلافت خود
از جمله حوادثى كه پس از عثمان و پس از بیعت مردم با آن حضرت رخ داد و مورد داوریهاى عجیب على (علیه السلام ) واقع شد، نمونه هاى زیر است :
قضاوت درباره دو نفر به هم چسبیده
تاریخ نویسان آورده اند، زنى در خانه شوهرش فرزندى زایید كه (از كمر به پایین یك نفر بود) و از كمر به بالا دو بدن و دو سر داشت ، خانواده اش در مورد او تردید داشتند كه آیا یك نفر است یا دو نفر، به حضور على (علیه السلام ) آمده و از این جریان سؤ ال كردند تا احكام او (مانند ارث و...) را بدانند.
امیرمؤ منان على (علیه السلام ) فرمود:
((وقتى كه او خوابید او را امتحان كنید به این نحو كه یكى از بدنها و یكى از سرها را بیدار كنید، اگر هردو در یك زمان بیدار شدند، آن دو یك انسان است و اگر یكى از آنان بیدار شد و دیگرى در خواب بود، بدانید كه دو شخص هستند و حقشان از ارث به اندازه دو نفر است ))
.
حلّ یك مساءله ریاضى
((عبدالرّحمن بن حجّاج ))
مى گوید: از ابن ابى لیلى شنیدم كه مى گفت : امیرمؤ منان على (علیه السلام ) در حادثه اى قضاوت عجیبى كرد كه بى سابقه است و آن اینكه :
دو نفر مرد در مسافرت ، با هم رفیق شدند، هنگام غذا در محلى نشستند تا غذا بخورند، یكى از آنان پنج گرده نان از سفره خود بیرون آورد و دیگرى سه گرده نان ، در آن هنگام مردى از آنجا عبور مى كرد او را دعوت به خوردن غذا كردند، او نیز كنار سفره آنان نشست و از آن غذا خوردند، مرد رهگذر پس از خوردن غذا و هنگام خداحافظى ، هشت درهم به آنان داد و گفت : این هشت درهم را به جاى آنچه خوردم به شما دادم و از آنجا رفت ، آن دو نفر در تقسیم پول نزاع كردند، صاحب سه نان مى گفت : نصف هشت درهم مال من است و نصف آن مال تو. ولى صاحب پنج نان مى گفت : پنج درهم آن مال من است و سه درهم آن مال تو است . آنان نزاع و كشمكش ‍ خود را نزد على (علیه السلام ) آوردند و داورى را به او واگذار نمودند. على (علیه السلام ) به آنان فرمود:
((نزاع و كشمكش در اینگونه امور، از فرومایگى و پستى است ، صلح و سازش بهتر است ، بروید سازش كنید))
.
صاحب سه نان گفت :
((من راضى نمى شوم مگر به آنچه حقیقت است و شما در این باره قضاوت به حق كنید))
.
امیرمؤ منان على (علیه السلام ) فرمود:
((اكنون كه تو حاضر به سازش نیستى و حقیقت را مى خواهى ، بدانكه حق تو از آن هشت درهم ، یك درهم است ))
.
او گفت :
((سبحان اللّه ! چطور، حقیقت اینگونه است ؟!))
.
حضرت على (علیه السلام ) فرمود:
((اكنون بشنو تا توضیح دهم : آیا تو صاحب سه نان نبودى ؟))
.
او گفت : چرا من صاحب سه نان هستم ؟.
على (علیه السلام ) فرمود:
((رفیق تو صاحب پنج نان است ؟))
.
او گفت : آرى . على (علیه السلام ) فرمود:
((بنابراین ، این هشت نان ، 24 قسمت (با توجّه به سه نفر خورنده ) مى شود
(123) تو (صاحب سه نان ) هشت قسمت نانها را خورده اى و رفیق تو نیز هشت قسمت را خورده و مهمان نیز هشت قسمت را خورده است و چون آن مهمان هشت درهم به شما دو نفر داده ، هفت درهم آن مال رفیق تو (صاحب پنج نان ) است و یك درهم آن مال تو (صاحب سه نان ) است )).
آن دومرددر حالى كه حقیقت مطلب را دریافتند، از محضر على (علیه السلام ) رفتند.
فضایل و معجزات على (ع )
اخبار على (ع ) از آینده
آیات روشن خدا در شاءن على (علیه السلام ) ویژگیهایى كه خداوند مخصوص على ( علیه السلام ) نموده و معجزه هایى كه از او دیده شده دلیل بر صدق امامت او و وجوب پیروى از او و تثبیت حجّت بودن آن حضرت مى باشد اینگونه آیات و معجزات از جمله رویدادهاى ویژه اى است كه خداوند، پیامبر و رسولان خود را به وسیله آنها از دیگران امتیاز بخشید و آنها را نشانه هاى صدق آنان قرار داد.
قسمتى از این آیات و نشانه ها در مورد امیرمؤ منان على (علیه السلام ) از روایات بسیار به دست مى آید، مانند اینكه آن حضرت از حوادث آینده خبر مى داد، با اینكه كاملاً آن حوادث پوشیده بودند و یا اصلاً در وقت خبر دادن وجود نداشتند و بعد دیده مى شد كه خبر او كاملاً مطابق آن است كه خبر داده بود و این موضوع از روشنترین معجزات پیامبران (علیهم السلام ) بوده آیا به گفتار خداوند در قرآن توجّه ندارید كه حضرت عیسى ( علیه السلام ) را با اعطاى معجزات روشن و نشانه هاى عجیب كه دلالت بر صدق نبوّت اوداشت مجهّزكرد به طورى كه حضرت مسیح (علیه السلام ) به امّت خودمى گفت :(...وَاُنَبِّئُكُمْ بِما تَاءْكُلُونَ وَما تَدَّخِرُونَ فِى بُیُوتِكُمْ ... ).
(124)
((و از آنچه مى خورید و در خانه خود ذخیره مى كنید به شما خبر مى دهم ))
.
و نظیر آن را كه از نشانه هاى شگفت انگیر صدق پیامبر اسلام (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) است ، در مورد پیامبر اسلام (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) قرارداد از جمله : پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) از پیروزى رومیان بر ایرانیان ، قبل از چند سال از وقوع آن خبر داد بر اساس وحى قرآنى كه در آغاز سوره روم آمده است :
(الَّم # غُلِبَتِالرُّومُ#فِى اَدْنَى الاَْرْضِوَهُمْمِنْبَعْدِغَلَبِهِمْسَیَغْلِبُونَ#فِى بِضْعِسِنِینَ... ).
((... رومیان مغلوب شدند و این (شكست ) در سرزمین نزدیكى رخ داد، اما رومیان بعد از مغلوب شدن ، به زودى پیروز مى شوند در چند سال آینده ))
.
و همچنین پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) در باره جنگ بدر، قبل از وقوع آن از پیروزى مسلمین و شكست دشمن خبر داد، و همانگونه كه خبر داده بود واقع شد، خبر آن حضرت بر اساس این آیه قرآن بود كه (سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَیُوَلُّونَ الدُّبُرَ ).
(125)
((به زودى همه دشمنان شكست مى خورند و از جنگ ، پشت كنند))
.
خبر رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) از پیروزى مسلمین در جنگ بدر، قبل از آنكه وقوع یابد و سپس وقوع آن مطابق خبر آن حضرت دلیل آشكار بر صدق نبوّت آن حضرت بوده و بیانگر ارتباط او با منبع وحى مى باشد.
و ازاینگونه نشانه هابسیاراست كه مابراى رعایت اختصارازذكرآنهاخوددارى كردیم .
در مورد امیرمؤ منان على (علیه السلام ) درباره اخبار او از آینده و معجزات دیگر نیز از مسلّمات است كه هیچ كس نمى تواند آن را انكار كند مگر از روى ناآگاهى یا جهل و ظلم و كینه توزى ، چرا كه روایات بسیار و قاطع ، این موضوع را اثبات مى كند و صفحات تاریخ گواهى مى دهد و دانشمندان سنّى و شیعه آن را نقل كرده اند مانند اینكه : آن حضرت پس از آنكه بعد از قتل عثمان ، مسلمین با او بیعت كردند قبل از جنگ با ناكثین (طلحه و زبیر) و قاسطین (معاویه و پیروانش ) و مارقین (خوارج نهروان ) خبر از آینده داد و فرمود:
((من ماءمور شده ام كه با این سه فرقه ، بجنگم ))
و همانگونه كه خبر داده بود، همانطور شد.
و آن حضرت در مدینه به طلحه و زبیر كه در ظاهر عازم مكّه بودند و از آن حضرت اجازه رفتن به مكّه براى انجام عمره گرفتند، فرمود:
((سوگند به خدا! آنان عزم رفتن به مكّه را ندارند، بلكه عازم بصره (براى راه اندازى جنگ جَمَل ) هستند))
و همانگونه كه خبر داده بود همانطور شد.
و در این مورد به ابن عبّاس فرمود:
((من به آنان اذن (رفتن به مكّه ) را دادم ، با اینكه به نیرنگ و توطئه آنان آگاه مى باشم و از پیشگاه خدا، پیروزى بر آنان را مى طلبم و خداوند به زودى نقشه آنان را نقش برآب مى كند و توطئه آنان را خنثى مى نماید و مرا بر آنان پیروز مى گرداند))
و همانگونه كه آن بزرگوار خبر داده بود، عین آن واقع شد.
اینك در اینجا به چند نمونه دیگر از معجزات على (ع ) توجّه كنید.

يکشنبه 31/6/1387 - 11:50 - 0 تشکر 59468

 نمونه هایى دیگرازداورى على (ع )درعصرخلافت عثمان
در عصر خلافت عثمان نیز جریاناتى رخ داد كه امیرمؤ منان على (علیه السلام ) تنها گره گشاى مشكلات و حوادث بود، به عنوان نمونه :
نجات زنى كه همسر پیرمردى شده بود
در روایات سنّى و شیعه آمده است كه : پیرمردى با زنى ازدواج كرد و آن زن حامله شد، ولى پیرمرد گمان مى كرد كه كارى صورت نداده و از این رو آن بچه در رحم زن را انكار مى نمود و مى گفت از من نیست ، داورى این جریان نزد عثمان برده شد و او حیران مانده بود كه چگونه قضاوت كند، به زن گفت :آیا این پیرمرد، مهر دوشیزگى تو را از بین برده است ؟
))
زن گفت :((نه ))
.
عثمان (پیش خود چنین نتیجه گرفت كه پس زن زنا كرده ؛ زیرا پیرمرد كارى صورت نداده پس دست بیگانه اى در كار است ) دستور داد كه آن زن را حد بزنند (صد تازیانه به جرم زنا به او بزنند).
امیرمؤ منان على (علیه السلام ) به عثمان گفت :
((در آلت تناسلى زن دو راه وجود دارد، یكى راه خون حیض و دیگرى راه ادرار، شاید این پیرمرد هنگام آمیزش ، نطفه خود را روى راه حیض ریخته و آن زن از او حامله شده است ، در این باره از پیرمرد بپرسید))
.
از او سؤ ال شد، او گفت :
((من نطفه خود را بر جلو آلت تناسلى او ریختم ، ولى مهر دوشیزگى او را برنداشتم ))
.
امیرمؤ منان على (علیه السلام ) فرمود:
((بچه در رحم از او و فرزند اوست و راءى من این است كه این پیرمرد به خاطر انكار فرزندش ، عقوبت (مجازات ) شود))
.
عثمان طبق دستور على (علیه السلام ) رفتار كرد.
حلّ مساءله پیچیده
در روایت آمده مردى كنیزى داشت (مثلاً نام مرد زید بود و نام كنیز هند) با هند آمیزش ‍ كرد و پس از مدّتى پسرى از او متولّد شد (مثلاً به نام خالد) سپس زید از هند كناره گرفت و او را همسر غلامش (مثلا به نام سعید) نمود، بعدا زید از دنیا رفت . هند به خاطر فرزندش (خالد) كه از زید داشت آزاد شد (زیرا هند از طریق ارث ، ملك پسرش شد و آزاد گردید) از طرفى سعید كه غلام زید و شوهر آن زن بود، از طریق ارث به همان پسر (خالد) رسید و بعد خالد نیز مُرد و آن غلام (سعید) از طریق ارث ، به زن رسید و در نتیجه هند مالك شوهرش سعید شد و سعید برده او گردید (بنابراین ، سعید نمى توانست با هند آمیزش كند و بینشان نزاع شد، سعید به هند مى گفت تو زن من هستى و هند به سعید مى گفت : تو برده و غلام من هستى ). براى رفع اختلاف نزد عثمان آمدند، در حالى كه سعید مى گفت
((او (هند) زن من است و او را رها نمى كنم )).

يکشنبه 31/6/1387 - 11:50 - 0 تشکر 59469

نگاهى به قضاوتهاى على (ع )
روایاتى كه بیانگر ماجراها و داوریهایى در دین و احكام دین است و آگاهى به آنها براى همه مؤ منان لازم مى باشد و از امیرمؤ منان على (علیه السلام ) نقل شده - غیر از آنچه قبلاً در مورد تقدّم و سبقت على (علیه السلام ) در علم و فهم و شناخت بر دیگران ذكر شد - و روایاتى كه درباره پناهنده شدن دانشمندان از اصحاب را در مسائل دشوار و پیچیده ،به آن حضرت ثابت مى كند و حاكى از سرفرود آوردن بزرگان اصحاب در برابر عظمت مقام علمى على (علیه السلام ) مى باشد، به قدرى بسیار است كه از حوصله شمارش بیرون است و دستیابى بر همه آن ممكن نیست ، ما به خواست خدا در اینجا به ذكر چند نمونه مى پردازیم ، نخست در این باره به آیات قرآن توجّه كنید:

يکشنبه 31/6/1387 - 11:50 - 0 تشکر 59470

داورى در مورد گاوى كه الاغى را كشت
در روایات آمده : دو نفر مرد به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) رسیدند، یكى از آنان گفت : اى رسول خدا! گاو این شخص ، الاغ مرا كشته است در این باره بین ما قضاوت كن .
رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود:
((نزد ابوبكر بروید تا او قضاوت كند))
. آنان نزد ابوبكر رفتند و جریان خود را به او گفتند. ابوبكر گفت چرا نزد رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) نرفته اید و نزد من آمده اید؟.
گفتند: به حضور آن حضرت رفتیم او ما را به نزد شما فرستاد.
ابوبكر گفت : حیوانى ، حیوانى را كشته است چیزى بر گردن صاحب حیوان كشنده نیست !!
آنان به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) بازگشتند و قضاوت ابوبكر را به عرض آن حضرت رساندند.
پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود:
((نزد عمر بن خطاب بروید تا او در این باره قضاوت كند))
.
آنان نزد عمر رفته و جریان را گفتند، او گفت : چرا نزد رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) نرفته اید و به اینجا آمده اید؟
گفتند: به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) رفتیم ، او ما را نزد شما فرستاد.
عمر گفت : چرا پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) شما را نزد ابوبكر نفرستاد؟.
گفتند: نزد او نیز فرستاد.
عمر گفت : او چه گفت ؟.
گفتند: ابوبكر گفت : حیوانى ، حیوان دیگر را كشته است و چیزى بر گردن صاحب حیوان كشنده نیست .
عمر گفت : به نظر من نیز همین است كه ابوبكر گفته !!
آنان به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) بازگشتند و همه جریان را به عرض آن حضرت رساندند.
پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) به آنان فرمود:
((به حضور علىّ بن ابیطالب (علیه السلام ) بروید تا او در این مورد قضاوت كند))
.
آنان به حضور على (علیه السلام ) رفته و جریان را گفتند.
على (علیه السلام ) فرمود:
((اگر گاو به اصطبل و جایگاه الاغ رفته و الاغ را كشته است ، صاحب گاو باید قیمت الاغ را به صاحبش بدهد و اگر الاغ به اصطبل و جایگاه گاو رفته و گاو او را كشته است ، بر گردن صاحب گاو چیزى نیست ))
.
آن دو مرد به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) بازگشتند و چگونگى قضاوت على (علیه السلام ) را به عرض رساندند.
پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود:
((لَقَدْ قَضى عَلىُ بْنِ اَبِیطالِبٍ بَیْنَكُما بِقَضاءِ اللّهِ عَزَّاسمُهُ))
.
((على بن ابیطالب مطابق حكم خداوند متعّال بین شما قضاوت نموده است ))
.
سپس فرمود:
((حمد و سپاس خداوندى را كه در میان ما خاندان نبوّت ، مردى را قرار داد كه طبق سنّت حضرت داوود (علیه السلام ) در قضاوت داورى مى كند)).

يکشنبه 31/6/1387 - 11:50 - 0 تشکر 59471

قرآن و مساءله تقدّم آنان كه برترند
رسول اكرم (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) در زمان زندگى خود، فضایل و ویژگیهاى خاصّ امیرمؤ منان على (علیه السلام ) را بیان كرد و شایستگى امام على (علیه السلام ) را براى مقام جانشینى و امامت ، به گوش همگان رساند و تبیین نمود كه برترى و تقدّم ، از آن كسى است كه استحقاق آن را داشته باشد و او جز على (علیه السلام ) نیست ؛ چنانكه ظاهر آیات قرآن بر این مطلب گواهى مى دهد و معانى بلند قرآن نیز نشانه صادقى بر این مطلب است . قرآن در یك جا مى فرماید:
(... اَفَمَنْ یَهْدِى اِلَى الْحَقِّ اَحَقُّ اَنْ یُتَّبَعَ اَمْ مَنْ لا یَهدِى اِلاّ اَنْ یُهْدَى فَمالَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ ).
(119)
((آیا كسى كه هدایت به حق مى كند براى پیروى شایسته تر است یا آن كس كه خود هدایت نمى شود، مگر هدایتش كنند، شما را چه مى شود چگونه داورى مى كنید؟))
.
و در مورد دیگر در قصّه طالوت مى فرماید:
(وَقالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ اِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا اَنّى یَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَیْنا وَنَحْنُ اَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ اِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْكُمْ وَزادَهُ بَسْطَةً فِى الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ یُؤْتِى مُلْكَهُ مَنْ یَشاءُ وَاللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ ).
(120)
و پیامبر آنان (اشموئیل ) به آنان (بنى اسرائیل ) گفت : خداوند طالوت را براى زمامدارى شما برگزیده است ، گفتند: چگونه او بر ما حكومت داشته باشد با اینكه ما از او شایسته تریم و او ثروت زیادى ندارد، گفت : خداوند او را بر شما برگزیده و علم و (قدرت ) جسم او را وسعت بخشیده ، خداوند ملكش را به هركس بخواهد مى بخشد و احسان خداوند وسیع و (او از لیاقت افراد براى مقامات ) آگاه است
)).

يکشنبه 31/6/1387 - 11:50 - 0 تشکر 59472

ده نمونه از قضاوتهاى على (ع )
1 - حلّ مشكل با قرعه
وقتى على (علیه السلام ) به یمن رفت و در آنجا استقرار یافت و به حكومت و داورى از جانب رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) پرداخت ، دو مرد براى داورى نزد آن حضرت آمدند، آنان با شركت هم كنیزكى را خریده بودند و به طور مساوى هركدام مالك نیمى از او بودند، آنان بر اثر جهل به احكام ، هردو در ((طُهر واحد)) (فاصله بین دو خون حیض ) با او آمیزش كردند، به خیال اینكه این كار جایز است و این ناآگاهى به مسایل از آن جهت بود كه آنان تازه مسلمان بودند و اطّلاعاتشان به احكام دین ، اندك بود.
آن كنیز، حامله شد و سپس پسرى از او متولّد شد و آن دو نفر در مورد آن پسر نزاع كردند و هریك از آنان مى گفت من پدر او هستم و او پسر من است ، به حضور على ( علیه السلام ) آمده و از آن حضرت خواستند تا داورى كند.
على (علیه السلام ) آن پسر را بین آن دو نفر قرعه زد، قرعه به نام یكى از آنان افتاد و على ( علیه السلام ) آن پسر را به او واگذار كرد و او را الزام كرد كه نصف قیمت آن پسربچه را اگر برده است به شریك خود بپردازد و فرمود:
((اگر مى دانستم شما از روى آگاهى دست به این كار زدید (و آمیزش حرام را انجام دادید) در مجازات شما، سختگیرى بیشتر مى نمودم ))
.
خبر این داستان به پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) رسید، پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) صحّت داورى على (علیه السلام ) را امضا كرد و همین داورى را در اسلام مقرّر كرد و سپس فرمود:
((اَلْحَمْدُ للّهِِ الَّذى جَعَلَ مِنّا اَهْلَ الْبَیْتِ مَنْ یَقْضِى عَلى سُنَنِ داوُدَ (علیه السلام ) وَسَبِیلِهِ فِى الْقَضاءِ))
.
((حمد و سپاس خداوندى را كه در میان ما خاندان نبوّت ، كسى را قرار داد كه طبق سنّت و روش حضرت داوود (علیه السلام ) قضاوت مى كند))
.
یعنى قضاوت او بر اساس الهام الهى است كه همسان وحى است و داورى على ( علیه السلام ) همانند آن است كه دستور صریح از طرف خدا آمده باشد.

يکشنبه 31/6/1387 - 11:50 - 0 تشکر 59473

شخصیّت على (ع ) در آیه مباهله
در جریان هیاءت نجران با توجّه به آیه مباهله و حركت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) همراه على ( علیه السلام ) و... چهره درخشان على (علیه السلام ) به روشنى دیده مى شود آنجا كه در آیه مذكور، وجود مقدّس على (علیه السلام ) به عنوان جان رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) معرّفى شده است (وَاَنْفُسَنا) و این مطلب نشان دهنده وصول آن حضرت به درجه نهایى كمال است ، تا آنجا كه در كمال مقام و عصمت ، مساوى و همسان پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) ذكر شده و خداوند متعال ، او و همسر و فرزندانش - با وجود خردسالیشان - را حجّت و نشانه صدق نبوّت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) و برهان و دلیل روشن دینش قرار داد و تصریح كرد كه حسن و حسین (علیهماالسلام ) پسران پیامبرند و مقصود از زنان در خطاب آیه ((وَنِسائَنا))، فاطمه - سَلامُ اللّهِ عَلَیْها - مى باشد كه پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) در مباهله و احتجاج ، آنان را با خود آورد. و این جریان ، فضیلت ویژه اى است براى على (علیه السلام ) كه هیچ كس از امّت ، در این فضیلت با او سهیم نیست و در مفهوم معنوى آن ، احدى همسان و همگون على (علیه السلام ) و یا نزدیك به آن نیست و این نیز از ویژگیهاى منحصر به فرد مقام امیرمؤ منان على (علیه السلام ) همچون سایر ویژگیهایى است كه قبلاً خاطرنشان شد.

يکشنبه 31/6/1387 - 19:24 - 0 تشکر 59611

شكایت امیرالمؤمنین نزد پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله وسلم

ابو صالح حنفى گوید: از حضرت على علیه السّلام شنیدم مى فرمود: پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم را در خواب دیدم از مصائب و ناراحتیهائى كه از امت او دیده بودم شكایت كردم و گریستم ، حضرت فرمود:
یا على گریه مكن ، به این طرف نگاه كن ، وقتى نگاه كردم دو مرد را دیدم كه به زنجیر كشیده اند و با پاره سنگهاى بزرگ بر سر آنها مى كوبند.
ابو صالح گوید: فردا صبح مثل همیشه كه بیدار شدم در بازار قصابها دیدم مردم مى گویند: امیرالمؤمنین كشته شد، امیر المؤمنین كشته شد

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

يکشنبه 31/6/1387 - 19:24 - 0 تشکر 59612

سنگ شدن آب در در زیر پاى امام على علیه السلام

در كتاب مفتاح الجنة مرویست كه روزى امیرالمؤ منین علیه السلام با یك نفر مرد خیبرى در راهى همراه شدند و در همه جا با هم بودند تا این كه به رود خانه بزرگى رسیدند، آن حضرت دید مرد خیبرى عباى خود را بر روى آب انداخت و از آب گذشت و پاهایش با آب تر نشد چون خیبرى به آن طرف آب رسید به امیرالمؤ منین على علیه السلام خطاب كرد، و گفت : اى مرد اگر تو نیز مى دانستى آنچه كه من مى دانم و بر زبان جارى مى كردى آنچه كه من جارى كردم هر آینه از آب مى گذشتى ، و قدمت تر نمى شد پس خیبرى دید كه على علیه السلام خطابى به آن كرد كه آب چون سنگ بسته شد و از آن گذشت و پایش تر نشد خیبرى بسیار تعجب كرد پس آن حضرت فرمود: اى خیبرى تو چه چیز مى دانستى كه به زبان جارى كرده و از آب گذشتى خیبرى گفت : من نام وصى حضرت خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله را به زبان جرى كردم آن حضرت فرمود: كه اى خیبر وصى حضرت رسالت پناهى من هستم .
چون خیبرى این را شنید به دست و پاى آن حضرت افتاده ایمان آورد و به شرف اسلام مشرف شد

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

دوشنبه 1/7/1387 - 18:19 - 0 تشکر 59740

اخبار على (ع ) از آینده
آیات روشن خدا در شاءن على (علیه السلام ) ویژگیهایى كه خداوند مخصوص على ( علیه السلام ) نموده و معجزه هایى كه از او دیده شده دلیل بر صدق امامت او و وجوب پیروى از او و تثبیت حجّت بودن آن حضرت مى باشد اینگونه آیات و معجزات از جمله رویدادهاى ویژه اى است كه خداوند، پیامبر و رسولان خود را به وسیله آنها از دیگران امتیاز بخشید و آنها را نشانه هاى صدق آنان قرار داد.
قسمتى از این آیات و نشانه ها در مورد امیرمؤ منان على (علیه السلام ) از روایات بسیار به دست مى آید، مانند اینكه آن حضرت از حوادث آینده خبر مى داد، با اینكه كاملاً آن حوادث پوشیده بودند و یا اصلاً در وقت خبر دادن وجود نداشتند و بعد دیده مى شد كه خبر او كاملاً مطابق آن است كه خبر داده بود و این موضوع از روشنترین معجزات پیامبران (علیهم السلام ) بوده آیا به گفتار خداوند در قرآن توجّه ندارید كه حضرت عیسى ( علیه السلام ) را با اعطاى معجزات روشن و نشانه هاى عجیب كه دلالت بر صدق نبوّت اوداشت مجهّزكرد به طورى كه حضرت مسیح (علیه السلام ) به امّت خودمى گفت :(...وَاُنَبِّئُكُمْ بِما تَاءْكُلُونَ وَما تَدَّخِرُونَ فِى بُیُوتِكُمْ ... ).
(124)
((و از آنچه مى خورید و در خانه خود ذخیره مى كنید به شما خبر مى دهم ))
.
و نظیر آن را كه از نشانه هاى شگفت انگیر صدق پیامبر اسلام (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) است ، در مورد پیامبر اسلام (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) قرارداد از جمله : پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) از پیروزى رومیان بر ایرانیان ، قبل از چند سال از وقوع آن خبر داد بر اساس وحى قرآنى كه در آغاز سوره روم آمده است :
(الَّم # غُلِبَتِالرُّومُ#فِى اَدْنَى الاَْرْضِوَهُمْمِنْبَعْدِغَلَبِهِمْسَیَغْلِبُونَ#فِى بِضْعِسِنِینَ... ).
((... رومیان مغلوب شدند و این (شكست ) در سرزمین نزدیكى رخ داد، اما رومیان بعد از مغلوب شدن ، به زودى پیروز مى شوند در چند سال آینده ))
.
و همچنین پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) در باره جنگ بدر، قبل از وقوع آن از پیروزى مسلمین و شكست دشمن خبر داد، و همانگونه كه خبر داده بود واقع شد، خبر آن حضرت بر اساس این آیه قرآن بود كه (سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَیُوَلُّونَ الدُّبُرَ ).
(125)
((به زودى همه دشمنان شكست مى خورند و از جنگ ، پشت كنند))
.
خبر رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) از پیروزى مسلمین در جنگ بدر، قبل از آنكه وقوع یابد و سپس وقوع آن مطابق خبر آن حضرت دلیل آشكار بر صدق نبوّت آن حضرت بوده و بیانگر ارتباط او با منبع وحى مى باشد.
و ازاینگونه نشانه هابسیاراست كه مابراى رعایت اختصارازذكرآنهاخوددارى كردیم .
در مورد امیرمؤ منان على (علیه السلام ) درباره اخبار او از آینده و معجزات دیگر نیز از مسلّمات است كه هیچ كس نمى تواند آن را انكار كند مگر از روى ناآگاهى یا جهل و ظلم و كینه توزى ، چرا كه روایات بسیار و قاطع ، این موضوع را اثبات مى كند و صفحات تاریخ گواهى مى دهد و دانشمندان سنّى و شیعه آن را نقل كرده اند مانند اینكه : آن حضرت پس از آنكه بعد از قتل عثمان ، مسلمین با او بیعت كردند قبل از جنگ با ناكثین (طلحه و زبیر) و قاسطین (معاویه و پیروانش ) و مارقین (خوارج نهروان ) خبر از آینده داد و فرمود:
((من ماءمور شده ام كه با این سه فرقه ، بجنگم ))
و همانگونه كه خبر داده بود، همانطور شد.
و آن حضرت در مدینه به طلحه و زبیر كه در ظاهر عازم مكّه بودند و از آن حضرت اجازه رفتن به مكّه براى انجام عمره گرفتند، فرمود:
((سوگند به خدا! آنان عزم رفتن به مكّه را ندارند، بلكه عازم بصره (براى راه اندازى جنگ جَمَل ) هستند))
و همانگونه كه خبر داده بود همانطور شد.
و در این مورد به ابن عبّاس فرمود:
((من به آنان اذن (رفتن به مكّه ) را دادم ، با اینكه به نیرنگ و توطئه آنان آگاه مى باشم و از پیشگاه خدا، پیروزى بر آنان را مى طلبم و خداوند به زودى نقشه آنان را نقش برآب مى كند و توطئه آنان را خنثى مى نماید و مرا بر آنان پیروز مى گرداند))
و همانگونه كه آن بزرگوار خبر داده بود، عین آن واقع شد.
اینك در اینجا به چند نمونه دیگر از معجزات على (ع ) توجّه كنید.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.