• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن دانشجویی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
دانشجویی (بازدید: 23430)
سه شنبه 6/9/1386 - 11:5 -0 تشکر 17694
** خاطرات دوران دانشجوئی **

سلام

دوران دانشجوئی برای خیلی از دانشجوها (اگه با اطمینان نخوایم بگیم همه) دوران شیرین و پر خاطره ایه.

دوستان عزیز،دانشجوهای قدیمی و جدید میتونین خاطرات شیرین و تلخ خودتون و تجربه هایی که از این دوران کسب کردین رو اینجا بنویسین تا باقی هم مستفیض بشن

شاد باشین

درپناه خدا

--------------------------------------------------------------------------------------------

به مهربانی خدا ایمان دارم...خدا دروغ نمی گوید

--------------------------------------------------------------------------------------------

يکشنبه 20/4/1389 - 17:54 - 0 تشکر 210944

reza2005nejad گفته است :
[quote=reza2005nejad;288281;210757]

نگو كه دلمو باز هوایی كردی

چه دورانی بود 

چه زود گذشت

با سلام 

واقعا هم همینطور هست

تا وقتی كه توی اون موقعیت آدم باشه قدرش رو نمیدونه 

اونم تازه دلیل داره - به خاطر این هست كه اینقد مشكل و فكر مشغولی داریم واسمون عادی میگذره 

اما همین كه چند سال دور از اون موقعیت باشیم دلمون هواش و میكنه

مثلا اگه یه روزی توی یه شهر غریب بودی و واست سخت بوده كه با خودت كنار بیای اونجا بمونی و درس بخونی - اما حالا بعد از مثلا 5 سال همون لحظه بهترین لحظه واست میشه و دوست داری بازم توی همون موقعیت باشی اما اینجاس كه آهی از ته دل میكشی و مجبور میشی با خاطرش زندگی كنی 

چون به قول معروف: اون كه رفته دیگه رفته - دیگه برگشتن نداره 

موفق باشید.

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
پنج شنبه 7/5/1389 - 1:0 - 0 تشکر 215698

به نام حق

راستش ترم اول بود و من هم که بچه مثبت و خیلی صحنه ها را ندیده....!

درس فیزیک یک بود که به دلیل زیاد بودن دانشجوها در سالن آمقی تئاتر برگزار شد. حدود یک ساعت از کلاس گذشته بود که استاد یه سوال رو تخته نوشت و گفت کی می تونه این سوال رو حل کنه.

منم که اون وقت اینجوری نبودم یعنی اون وقت همیشه به زمین نگاه می کردم و زمین شده بود محرم راز چشام.و پیرهنم رو مینداختم روی شلوارم و خلاصه از این بچه بازی ها.

خلاصه به خودم جرات دادم و از بین حدود 80 دانشجو دستم رو بلند کردم و گفتم   من   استاد گفت خب بیا و حلش کن

چشتون روز بد نبینه رفتم واسه حل اما چه جوری...

دیدم که پله های سن در طرفین هستند و حال و حوصله رفتن به کنار ها رو ندارم و کمی هم حس جوانی بهم دست داد ...از جلوی سن پریدم بالا اما اسوده منم که خر ندارم. چون بالا رو نگاه نمی کردم که ببینم چه عکس العملی ایچاد کرده ...اما تصورش کنید

جمعه 8/5/1389 - 16:23 - 0 تشکر 216340

phantomha گفته است :
[quote=phantomha;557071;215698]

به نام حق

راستش ترم اول بود و من هم که بچه مثبت و خیلی صحنه ها را ندیده....!

درس فیزیک یک بود که به دلیل زیاد بودن دانشجوها در سالن آمقی تئاتر برگزار شد. حدود یک ساعت از کلاس گذشته بود که استاد یه سوال رو تخته نوشت و گفت کی می تونه این سوال رو حل کنه.

منم که اون وقت اینجوری نبودم یعنی اون وقت همیشه به زمین نگاه می کردم و زمین شده بود محرم راز چشام.و پیرهنم رو مینداختم روی شلوارم و خلاصه از این بچه بازی ها.

خلاصه به خودم جرات دادم و از بین حدود 80 دانشجو دستم رو بلند کردم و گفتم   من   استاد گفت خب بیا و حلش کن

چشتون روز بد نبینه رفتم واسه حل اما چه جوری...

دیدم که پله های سن در طرفین هستند و حال و حوصله رفتن به کنار ها رو ندارم و کمی هم حس جوانی بهم دست داد ...از جلوی سن پریدم بالا اما اسوده منم که خر ندارم. چون بالا رو نگاه نمی کردم که ببینم چه عکس العملی ایچاد کرده ...اما تصورش کنید

با سلام 

اوه -

این كه دیگه آخرش بود 

دور و بریا چیزی نگفتن بعد از این حركت/؟

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
پنج شنبه 27/8/1389 - 23:38 - 0 تشکر 252034

Aansherly گفته است :
[quote=Aansherly;326849;17946]سلام
من با اینکه تازه دو ماهه دانشجو شدم اما حتی از این دوماه هم خاطره دارم
اما روم نمیشه بگم...
کلی بهم میخندید و مسخرم میکنید
چون واقعا ...

نه اگه میشه برای ما هم تعریف کن

دوشنبه 1/9/1389 - 20:56 - 0 تشکر 253012

سلام علیکم
چقدر خوب که خاطرات و یا تجربه ای هست دوران دانشجویی بنده فقط درس و تجربه علمی هست همین.

دوشنبه 22/9/1389 - 12:46 - 0 تشکر 261632

امروز جلو محوطه ازمایشگاه نشسته بودیم منتظر بودیم ازمایشگاه بچه ها تموم شه تا با هم بریم خونه.

من و دوستم رو یه نیمکت بعد از باغچه نشسته بودیم و رو نیمکت جلوی ازمایشگاه و پشت به ما 7-8 تا پس از بچه های ترم بالایی نشسته بودن.

ما سرگرم حرف زدن بودیم که دیدم این دو نفری که بغل ما نشستن بلند بلند می خندن اعصابم خورد شد خواستم یه چیزی بهشون بگم که دیدم وای!!!

تازه فهمیدم اینا دارن به چی می خندن!!!

جلوی پای پسرا یه متر اونورتر باغچه بود و پاهای اونا اصلا دید نداشت ازباغچه جلوی ما یه شیلنگ اب گرفته شده بود و زا کنار باغچه جلو پای اونا رد می شد و میرفت از جلوی ساختمون ازمایشگاه می رفت تو یه باغچه دیگه

چند متر جلوتر از پسرا یه سوراخ رو شلنگ بود

این عزیزان پاشون و می ذاشتن رو شلنگ و ابش قطع می شد تا یکی از اونجا رد میشد پاشون و بر می داشتن و اب می پاشید رو صورت یارو

 چون سوراخ ریز بود اصلا دید نداشت و کسی متوجه نشده بود جز ما چهار نفر!!!

اقا جاتون خالی قیافه اون بنده خداهایی که رد می شدن دیدنی بود!!!

یکی می ترسی یکی می گفت:ایششششششششششش

خلاصه که هی اونا خندیدن هی ما البته من ودوستم اروم ولی ماشاالله این دوتال بغلی ما!!!!!

انقدر بد خنیدیدن که بعد 15دقیقه همه چیز لو رفتو

باغبون اومد و اونجا رو یا یه پلاستیک بست!

شهدا را یاد کنیم با ذکر یک صلوات

 

اظهار دوستی به مردم نیمی از خرد است.امیرالمومنین علی(ع)

دوشنبه 22/9/1389 - 12:48 - 0 تشکر 261634

شنبه ازمایشگاه شیمی

داشتیم دمای انحلال اوره در اب و  به وسیله بمب گرماسنجی اندازه می گرفتیم.من و 2تا هم گروهیم منتظر بودیم تا دماسنج تغییر وضعیت بده

یه گروه دیگه که رو به رو ما  نشسته بودن هی به هم می گفتن چرا جیوه دماسنج حرکت نمی کنه حتما دماسنج ما خرابه و از این حرفا منم اصلا حواسم بهشون نبود تا اینکه استاد و صدا کردن و گفتن:استاد دماسنج ما خرابه!

استادم یه دفعه داد زد:سریع یکی از این عکس بگیره!

من و خیلی های دیگه یه دفعه گفتیم :وای مگه چی شده استاد

گفت: دماسنج و برعکس گذاشتن مخزن دماسنج بیرونه!!!!!

شهدا را یاد کنیم با ذکر یک صلوات

 

اظهار دوستی به مردم نیمی از خرد است.امیرالمومنین علی(ع)

چهارشنبه 24/9/1389 - 23:6 - 0 تشکر 262900

ما هم توی آز مشابه آز شما این كارو كردیم ولی خدا رو شكر نه استاد فهمید نه بقیه گروهها....

جمعه 26/9/1389 - 9:3 - 0 تشکر 263147

مردم آزاری خنده داره
فكر كنم شما پسر بودین و همه اونایی كه اذیتشون می كردید دختر بودن

جمعه 3/10/1389 - 21:7 - 0 تشکر 266571

atenajoonam گفته است :
[quote=atenajoonam;479905;263147]مردم آزاری خنده داره
فكر كنم شما پسر بودین و همه اونایی كه اذیتشون می كردید دختر بودن

نخیرم من دختر هستم واون دوستان محترمی كه این شوخی رو می كردن پسر بودن و اصلا هم فرقی نداشت كه كی از اونجا رد بشه!!!!!!!

شهدا را یاد کنیم با ذکر یک صلوات

 

اظهار دوستی به مردم نیمی از خرد است.امیرالمومنین علی(ع)

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.