فرمودید:((از کی تا به حال خواب دید ن حجت شرعی شده است که میراز مهدی آن را حجت می دانند آیا این خلاف بداهت عقلی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
میرزا مهدی می گوید باید عقل را تعطیل نمود و فقط از وحی و مطالب امام استفاده نمود
خب با چه ابزاری می توان از وحی و سخنان امام استفاده نمود؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!
راهی اگر دارند تا کنون چرا ارائه ندادند ؟؟؟ حتما وجود خداوند را هم با وجود احادیث و آیات قران اثبات می کنند؟؟؟
وجود پیامبر و وجوب او را هم؟؟؟))
اولا فکر کنم حدیث است که خواب دیدن پیامبر(وشاید امام) در خواب مثل دیدن آنها در بیداری است وپیامبر وامامان همه در یک رتبه اند
ثانیا شما دوباره فلسفه را عقل واستدلال و...دانستید،دوست عزیز پس همه مردم(اکثریت) کافرند ،چون فلسفه نمی دانند وخدا وپیامبر را هم نمی توانند اثبات کنند
ما وقتی با عقل قرآن واعجازش را وپیامبری پیامبر را با عقل(نه راههای فلسفه) اثبات کردیم ،آنوقت می فهمیم که تمام مطالب قرآن حجیت دارد(اینجا دیگر عقل کاری ندارد(کجای غقل شما جا می گیرد که اصحاب اربعه زیر چند عدد سنگ(نیم سیر وشاید کمتر)چند پرنده له ولورده شوند؟؟؟؟؟؟
پس در اینجا عقل راهی ندارد
(ما با فکرمان (نه عقل) سند احادیث را بررسی می کنیم،ووقتی سند معتبر بود وبا قرآن هم موافق،آنوقت همه عالم ملل صدرا وارسطو وانیشتین و...شوند ،سخنشان در مقابل آن یک شاهی نمی ارزد،این است معنای پیروی از وحی واهل بیت(برادر)
عقل را با فکر اشتباه نگیرید،عقل راهنمای انسان به سوی خدا است،ولی همین عقل در جایی کشش ندارد ونمی تواند انسان را به مقصد برساند ونیاز به مکمل دارد وآن پیامبران وائمه هستند،
می دانم که عقل با فکر متفاوت است واین را هر انسان با کمی فکر می تواند متوجه شود
چند مثال خدا گفته فلان یچز حرام است وعقلتان(فکرتان) میگوید خدایا اشتباه می کنی ،علم روز می گوید خوب است،آیا اینجا باید عقل را پیروی کرد یا شرع؟مثل حکایت آن زنی که محضر امام صادق رسید وعرضه داشت پزشک گفته برای درمانم شراب بنوشم وامام فرمود اگر یک قطره بخوری بر آیین من نیستی!!!!!شما با کدام عقل می خواهید این سخن امام را توجیه کنید
دوست عزیز خداوند در قرآن می فرماید ،قرآن صراط مستقیم است ،و همان قرآن می گوید سخنان پیامبر صراط مستقیم است وباز همان قران می گیود پیروی از خدا وپیامبر وصاحبان امر واجب است،
یعنی همان طور که سخنان پیامبر را پیروی کردن ،باعث رسیدن به خدا وقرار گرفتن در صراط مستقیم میشود،سخنان صاحبان امر(ائمه (ع) ) هم اینگونه است
پس نتیجه می گیریم تنها راه رسیدن به خدا پیروی از مکتب اهل بیت(ع) است
در این راه عقل جایی ندراد ،صدرا جان
امام عصر به شما می گوید زن وبچه است را بکش،این با چه قسمتی از عقلت تویجه می شود؟؟؟؟
یا مجبورید بگویید وللش (لبخند)
یا بگویید امام عصر هیچ سخنی نمی گوید مگر در جهت رضای خدا وگردن زن وبچه ات را می زنی (چون عقلت گفته امام عصر امام مفترض الطاعه است،ولی فکرت ممکن است بگوید ،چرا اطاعت کنم؟همانطور که فکر عمر سعد گفت چرا اطاعت کنم؟)
عقل را با فکر یکی نکنیدآقا صدرا،
عقل حجت است وفکر ممکن است گمراه کننده(البته هدایت کننده نیز هست)
بله من نگفته ام که عقل را باید تعطیل کرد( اینکه مذهب تفکیک چه می گوید من نمی دانم،اما این را می دانم که بریا زدن این تهمت به آیت الله اصفهانی باید دلیل ومدرک از خود ایشان بیاورید)
شما با عقل قرآن ودین را ثابت می کنید وآنوقت دیگر با قلب سخنان پیامبر را گوش می کنید نه با عقل،چون بعضی کارها ظاهرا با عقل ناسازگارند (مثل صلح امام حسن یا مثل دست بسته برده شدن حضرت علی)
شاید حتی سلمان با عظمت هم دلیل آن کار حضرت علی را نتمی دانست ومخالف با عقلش بود،اما معرفتش(که با عقل کسب کرده بود) می گفت علی هیج گاه کاری را در غیر راه خدا نمی کند واو مطیع مطلق خداست،پس عقل را چه به اعتراض به علی(ع)؟