به نام خدا
سلام
امروز دوباره زن عموی ناهید خبرهای جدیدی بهم رسوند
خبر هایی که خیلی نگرانم کرد. نگران از این که نکنه همه چی مثل روز اول بشه و بشه روز از نو روزگار از نو.
انگار که مطالبات ناهید براشون سنگین تموم شده. شایدم نه. چون وضع مالیشون حتی با اینکه از پدر سعید کلاه برداری شده ، هنوز خوبه و خیلی بیشتر از این مثل " دستشون به دهنشون میرسه" مال و ثروت دارن.
نمیدونم شاید خیلی مسائل دیگه در میون باشه که اینا اینکار رو کردن. شاید فکر میکنن اگه ناهید رو طلاق بدن دیگه مطیع تر و مهربون تر و از با نجابت تر و .... از ناهید برای پسرشون نتونن پیدا کنن.اونم پسری که دیگه شهرهی عالم شده و انگشت نمای فامیلها.
نمیدونم. خدا میدونه تو سرشون چی میگذره که این کار رو کردن.البته کاش خودشون این کار رو کرده بودن. اما مگه غرور و تکبر و اعتبار پوشالی بهشون اجازه میداده.
اگه این کار رو اگه خودشون میکردن کمتر از خودکشی براشون زجر آور نبود. با این که شاید مورد تحسین فامیل قرار میگرفتن.
اما این تحسین ها خیلی کم اهمیت تر از تکبر ساختگی شون بود و باید اول کبرشون رو حفظ میکردن.
باشه میگم چی کار کردن. در جدید ترین اقدامشون برای برگردوندن ناهید متوسل شدن به چند تن از دوستان و اقوام که با ناهید و مادرش صحت کنن.یکی از اینها مادر دامادشون بوده و یکی دیگه دوست و همکاری قدیمی.
این ها زنگ میزنن به مادر ناهید و میگن:" دخترت رو راضی کن برگرده سر خونه زندگیش. دخترش گناه داره که از حالا بی مادر بزرگ بشه. به ناهید بگو راضی بشه برگرده ... ."
میبینید تو رو خدا تو همین تماس ها هم اصلاً حرفی از عذر خواهی نبوده. و تماسشون تماسی طلبکارنه بوده. فکر کردن هنوز عصر جاهلیت هست که دختر رو مثل کالا مبادله کنن و اگه کسی دختر خیلی خوبی هم داشته باشه، نهایتاً میتونه خوشحال باشه که دخترش انشالله با لباس عروس بره و با کفن سفید برگرده.
چکار میشه کرد دیگه از کسانی که از قرآن و عترت فقط دو کلام قرائت و چند دقیقه گریه و ناله برای اهل بیت یاد گرفته باشن، نباید توقعی داشت تا از سیرت و اخلاق اهل بیت بویی برده باشن.فقط باید توقع داشت هر حدیثی که به نفعشون هست رو حدیث بدونن و در بقیهی حدیثها ایجاد شبهه در صحتش بکنن، چون به نفعشون نیست. و چه راحت هم میتونه کسی که دو کلوم از این وادی مغالطه یاد گرفته باشه سر اقوام بی سواد رو کلاه گذاشته و مظلوم نمایی کنه.
اما بذارین بگم ناهید در جواب چی گفته. ناهید در جواب گفته تنها در یک صورت بر میگردم
اونم این که:
1- تمام مهریه رو یکجا بهم بدن
2- دیگه سعید از ساعت 9 شب به بعد خونه باشه
3 - دور تمام دوستاشم خط بکشه
4 - خونهی مستقل داشته باشم
این شر طها رو که یکی از اون واسطه ها (مادر دامادشون) میشنوه میگه خب سعید جوونه باید جوونی کنه نمیتونه دور دوستاشو خط بکشه و شاید دیر بیاد خونه.
اما ناهید خوب جوابی بهشون میده و میگه خب من هم با خودش ببره بیرون
پر واضحه که این شرطها رو کسی مثل سعید نمیتونه قبول کنه، مگر اینکه سعید دیگه اون سعید قبلی نباشه.
اضافه کنم که یه مدتی که دوباره ریا کاری این ها شروع شده بود و مراسم روضه خوانی و .. تو خونه شون انجام میدادن . دختر ناهید رو برده بودن پیش خودشون تا بگن ما داریم از بچهی اون نگهداری میکنیم اما تا از این مراسم خلاص میشن دوباره دخترک رو پاس دادن به ناهید و مادرش
خدایا خودت حق این خانوادهی ظالم رو کف دستشون بذار