به نام خدا
سلام
آقای میلادی نا امید نباشید لطفاً.
بیایید اول واقع بین باشیم و یه کوچولو به این هم دقت کنیم که بالاخره اون پدر هم نگران دخترشه. خوب شاید بهتر بود ایشون کمی ملایم تر با شما صحبت می کردند، اما به هر حال نگرانیشون هم طبیعی ه.
اما شما هم نباید نا امید باشید. از خانواده تون بخواهید با ایشون صحبت بکنند و ایشون رو راضی کنند که به شما فرصت بدن تا به وضعیتتون سر و سامون بدید.
به هر حال الآن خیلی خیلی زوده که بخواهید همه چی رو تموم شده بدونید، جدی می گم. به نظر من شما باید برای نشون دادن علاقه تون، تلاشتون رو صد چندان بکنید.
و اینم بهتون بگم، اگر اون دختر خانم هم به شما علاقه داشته باشن، ایشون هم می تونن خیلی منطقی با خانواده شون صحبت کنند.
فقط خیلی خواهرانه اینو بهتون می گم، بدترین کار و عکس العمل ممکن توی این شرایط نا امیدی و جا زدنه. اینو جدی می گم! با یک بار جواب رد شنیدن نباید مأیوس بشید.
باز هم می گم، از خانواده تون بخواهید کمکتون کنند.
اما خودتون هم باید تلاشتون رو برای بهبود اوضاعتون صد چندان کنید.
و به این هم فکر کیند که اگر اون دختر خانم هم به شما علاقه ای داشته باشه، الآن اون هم ناراحته. و ممکنه به خاطر حجب و حیای دخترانه ش نتونه کاری بکنه. حالا این شمایید که باید نهایت تلاشتون رو بکنید.
اصلاً با این حرفا قصد ندارم دلتون رو الکی خوش کنم، مطلقاً هم قصد ندارم مثل این سریال های تلویزیونی صحبت کنم! اینا همش زندگی واقعی ه...
نا امیدی گناه بزرگیه ها... و خدای نکرده خدای نکرده بیشترین ضربه رو می خورید اگر نا امید باشید...
نا امید نباشید
و
همیشه شاکرش باشید...