کد سوال : 3911
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : منظور از شبيه سازي چيست و روشهاي آن چگونه است؟
پاسخ : شبيه سازي با روش هاي گوناگون و با اهداف متفاوت در مراكز تحقيقاتي دنبال مي شود.
شبيه سازي روياني ،توليد مثلي و درماني سه روشي است كه در حال حاضر صورت مي گيرد.شبيه سازي روياني (Embryonic cloning):با همان شيوه اي كه در طبيعت دوقلوها يا چند قلوها بوجود مي آيند ،مي توان با فن آوري هاي پزشكي از يك جنين چندين قلوي همسان توليد نمود .بدين منظور ،در شروع زندگي روياني كه هنوز سلول هاي جنيني تمايز نيافته اند يك تا چند سلول روياني را جدا و با تحريك آنها به ادامه تقسيمات ،در نهايت جنين مستقل كامل توليد مي نمايند .مدتهاست از اين روش براي شبيه سازي گياهان و جانوران استفاده مي شود اما انجام اين تجربيات در انسان به علت ممنوع بودن دستكاري جنين انسان محدود بوده است .بسياري از مراكز علمي اين محدوديت را رعايت كرده و مي كنند .شبيه سازي توليد مثلي (Reproductive cloning) در اين روش هدف توليد موجودات كامل با استفاده از سلول هاي بدني است كه مي تواند منجر به توليد موجودات همسان به تعداد دلخواه گردد.اين تجربه ابتدا در دوزيستاني مثل قورباغه موفقيت آميز بود .همان روشي است كه پژوهشگران اسكاتلندي در سال1997 براي اولين بار در موسسه روسلين در ادينبورگ اسكاتلند به كار گرفته و موفق به تولد »دالي«شدند. اين تجربه در حيواناتي مانند:بز، گاو، موش و ميمون تكرار شد كه به توليد بچه هايي كاملا شبيه صاحب هسته سلول والد خود انجاميد .ولي اجازه انجام اين روش در انسان به علت تاثير نامطلوب آن بر كيان خانواده كه پايه زندگي مدني را تشكيل مي دهد از سوي مجامع علمي پزشكي و همچنين برخي دولتها ،غير اخلاقي اعلام شده است .در روز 26 دسامبر سال 2002 كمپاني كلونايد اعلام كرد اولين نوزاد همسانه سازي اين كمپاني متولد شده است و چند روز بعد خبر تولد دومين و سومين نوزاد همسانه سازي را منتشر كرد. گر چه هنوز تولد اين نوزادان و ماهيت اين كار از نظر بسياري از متخصصين فن مورد ترديد است ،اما بايد دقيقا نكات مثبت و منفي اين پديده را مورد بررسي قرار داد .لازم به ذكر است از نظر علمي صفات هر موجود بر اساس اطلاعات موجود در ژنوم هر فرد ،شرايط محيطي زندگي فرد و تاثير متقابل محيط و ژن ها تعيين مي گردد.مطالعه بر روي دوقلوهاي همسان نيز نشان داده است كه محيط بر خصوصيات فردي (مانند ظاهر ،رفتار ،شخصيت و ...) بسيار اثر گذار است .بنابر اين نوزاد همسانه سازي شده به دو روش بالا،همچون ساير نوزادان در معرض شرايط محيطي و اجتماعي خود قرار مي گيرد .شبيه سازي درماني (Therapeutic cloning) در اين روش ابتدا با استفاده هسته سلول خود فرد ،يك رويان شبيه سازي مي شود .در مراحل اول روياني كه جنين حاوي چند سلول بيش نيست ،تعدادي از اين سلول ها را جدا و در محيط هاي كشت اختصاصي سلول ،بافت اندام مورد نظر توليد مي شود .هدف از اين روش توليد بافت يا عضوي است كه فرد از دست داده است مثل پوست ،كليه ،كبد ،مغز ،استخوان ،قلب و سلول هاي عصبي يا عضلاني،بديهي است پيوند بافت يا اعضاي توليد شده به خود شخص به دليل شباهت ژنتيك به مراتب موفقيت آميزتر است .با اين روش ،تهيه بافت و اندام محدوديتي ندارد و ضروري نيست .براي تهيه يك عضو مدت طولاني در انتظار اهدا كننده بمانيم .بعد از انجام پيوند ضرورتي ندارد گيرنده بافت يا اندام از داروهاي زيان بخش به منظور جلوگيري از دفع پيوند به مدت طولاني مصرف نمايد،چون خطر دفع پيوند وجود ندارد.
- براي مطالعه بيشتر ر.ك: روزنامه كيهان،28/12/81.
کد سوال : 3912
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : ايمان چيست؟
پاسخ : «ايمان» از نظر لغوى به معناى گرويدن، عقيده داشتن، ايمن كردن و باور داشتن است (فرهنگ معين) و از نظر اصطلاحى به معناى عقيده داشتن به ضروريات دين (اصول و فروع آن) مىباشد؛ يعنى، انسان به يگانگى خداوند، رسالت پيامبر اكرم(ص)، امامت دوازده امام (ع) و عدالت خداوند و... قائل باشد. البته اشخاص در اين اعتقادات مختلف هستند: برخى، ايمان زبانى دارند و گروهى ايمان عقلى دارند؛ يعنى، به اين امور علم دارند و برخى نيز از اين دو مرحله گذشته و به ايمان قلبى رسيدهاند كه ثمره آن باور داشتن تمامى اين مسائل است. و شايد يكى از مناسبتهايى كه باعث شده معناى لغوى ايمان به معناى اصطلاحى ياد شده سوق داده شود، ايمن شدن آدمى از بسيارى از خطرها و مشكلات روحى و اجتماعى در اثر ايمان است.
قلب چون به حقيقتي معتقد شود، شوق و حب نسبت به آن پيدا مي کند و همت انسان را به سوي آن برمي انگيزد و در اين حالت است که اطمينان و آرامشي وجود آدمي را فرا مي گيرد و حرکت به سوي عمل آغاز مي شود و اين با مفهوم ايمان که از «امن» گرفته شده و با «امنيت» و «امان» هم خانواده است سازگار مي باشد.
P}در امان خانه ايمان بنشين و ايمن باش{E}گر امان بايدت، البته مرو زين مأمن{P
کد سوال : 3913
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : ملاکهاي برتري يک عمل صالح نسبت به عمل صالح ديگر و انتخاب عمل صالحتر بين 2 عمل صالح در يک زمان و مکان مشخص چيست؟
پاسخ : براي اين که بدانيم کدام عمل برتر است، به ابعاد مراقبت اشاره مي کنيم:
هر عمل ما سه جنبه دارد که مراقبت از هر سه جنبه ضروري است:
1- خود عمل؛ شخص در درجه اول بايد مراقب باشد که عملش به درستي انجام شده، هيچ يک از اجزاي آن عمل فروگذار نشود. براي مثال در هنگام اداي نماز بايد دقت کند تمام کارهاي نماز را انجام دهد و نگذارد نمازش باطل شود.
2- چگونگي انجام عمل؛ براي اين که هر کاري به نتيجه مطلوب برسد و تأثير آن احساس شود، بايد مراقب بود که آن عمل به بهترين صورت انجام گيرد. مثلا در کمک به يک مستمند بايد مراقب بود که آبرويش حفظ شود.
3- نيت و انگيزه شخص عامل؛ مهمترين جنبه هر عملي، نيت آن است بايد عمل از سر صدق و اخلاص انجام شده به اهداف دنيوي و پست آلوده نگردد. مشهورترين آموزه ديني که از پيامبر با کرامت اسلام(ص) رسيده اين است که ارزش و بهاي عر عملي به نيت آن بستگي دارد H}«لا عمل الا بنيه»{H؛ V}(اصول کافي، ج 1، ص 70. روايت ديگري به همين مضمون ضبط شده است که ارزش رفتارها به نيت ها و تصميم هاست «الاعمال بالنيات»، (دائم الاسلام، ج 1، ص 4).{V
مولوي نيز فرمايش پيامبر را بدين گونه به شعر درآورده است:
P} انما الاعمال بالنيات گفت{E}نيت خيرت بسي گل ها شکفت{P
P} نيت مؤمن بود به از عمل{E}اين چنين فرمود سلطان دول{P
V}(مثنوي){V
و لذا در مورد ضربه اي که امير مؤمنان(ع) در جنگ خندق بر عمرو بن عبدود وارد آورد منجر به پيروزي اسلام گرديد. پيامبر(ص) فرمود: ضربه علي(ع) در روز خندق از عبادت جن و انس برتر بود و اين به خاطر اخلاص عميق علي(ع) در اين عمل بود. پس هر عملي که اين سه ويژگي در آن مورد توجه قرار گرفته، برترين اعمال است.
در خصوص قسمت دوم سؤال، روايتي از امير مؤمنان نقل شده است که به تبيين مطلب ما کمک مي کند.
امير بيان علي(ع) فرمود: «بهترين کارها آن است که با ناخشنودي در انجام آن بکوشي» V}(«افضل الاعمال ما اکرهت نفسک عليه»، نهج البلاغه، ح 249«. {V
يعني در مقايسه دو عمل، آن عملي که بر نفس گران آيد و شخص آن را با تحمل سختي بيشتري انجام دهد، از اجر و اعتبار بيشتري برخوردار است. گاهي در بين دو عمل که هر دو نيک و صالح مي باشند، يکي اهميت بيشتري دارد. مثلا در ماه رمضان اگر عده اي منتظر انسان باشند، افطار کردن با آنها در اول وقت بر نماز اول وقت ترجيح و برتري دارد و يا دستگيري از انسان بدهکار و محتاج بر حج مستحب در مواردي مقدم است و يا اداي دين و بدهکاري در اول وقت بر نماز اول وقت مقدم است.
- جهت مطالعه بيشتر ر.ك: شهيد مطهري، تعليم و تربيت در اسلام، ص 375 - 370.
کد سوال : 3914
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : علت اينکه خدمت به مردم باعث تقرب و لايق ديدار و نوراني شدن روح مي شود چيست؟
پاسخ : P}عبادت به جز خدمت خلق نيست{E}به تسبيح و سجاده و رلق نيست{P
V}(بوستان سعدي){V
انسان آفريده شده تا خدا را عبادت کند V}(ذاريات، آيه 56).{V عبادت هم مانند ساير دستورات ديني، هم جنبه فردي دارد و هم جنبه اجتماعي. نمازي که به فرموده امير بيان(ع) نزديک کننده ترين وسيله به آستان الهي است V}(«الصلاه قربان کل تقي» نهج البلاغه فيض الاسلام، ص 1152){V به صورت دسته جمعي توصيه شده است.
بارزترين جنبه اجتماعي عبادت، خدمت به خلق است. پيامبران و اولياء الهي، دلسوزترين و خدمتگزارترين مردم نسبت به جامعه بوده اند و براي هدايت و در آسايش بودن آنها، مشکلات طاقت فرسايي را به جان مي خريده اند.
قرآن شريف درباره پيامبر اسلام مي فرمايد: او به خاطر سختي هايي که به مردم مي رسيد بسيار در رنج و ناراحتي بودV} (توبه، آيه 128).{V
در روايت هاي مختلف نيز بر اهتمام ورزيدن به امور مسلمين تأکيد بسياري شده تا جايي که «ايجاد و تقويت روحيه خدمت به ديگران» به عنوان يکي از اصول مهم تعليم و تربيت ديني معرفي شده است.
اهداف اين اصل عبارت است از:
1- تقويت روحيه خدمت و همکاري.
2- احساس و فداکاري و ايثار و از خودگذشتگي نسبت به همنوعان.
3- مجاهدت و مداومت در کسب توفيق خدمت به خلق و اداي شکر نعمت خالق و بهره مندي از نعمت دنيا و خير آخرت.
4- تشويق مردم به همفکري و همکاري در ايفاي رسالت انساني و انجام تکليف اجتماعي.
5- تهييج عزم و اراده ملي براي کمک رساني و خدمت به خانواده هاي فقير و کودکان يتيم و افراد بي سرپرست.
6- مشارکت در امر سازندگي جامعه اسلامي و تحقق اهداف برنامه هاي توسعه اجتماعي و رفاه عمومي.
وقتي از پيامبر بلند مرتبه اسلام درباره محبوب ترين بندگان نزد خداوند، سؤال شد فرمود: «محبوب ترين بندگان نزد خداوند، آن کسي است که سودش بيشتر به مردم برسد» V} (اصول کافي، ج 3، ص 239).{V
در مقابل «کسي که هر روز به امور مسلمانان همت نگمارد، مسلمان نيست»V}(همان، ص 238).{V
در يک جامعه اسلامي، همه افراد در واقع اعضاي يک پيگرند و به تعبيري يک روح هستند در چند کالبد از اين رو بايستي همگي در رفع نيازمندي هاي يکديگر بکوشند که اين از اجر و پاداش بزرگ برخوردار است تا آنجا که پيام آور رحمت، رسول گرامي اسلام(ص) فرمود: «کسي که براي برادر مؤمن خود نيازي برآورد مانند کسي است که روزگار درازي خدا را عبادت کرده باشد»V} (بحار، ج 74، ص 302).{V
مولاي پرهيزکاران علي(ع) نمونه والاي ايثار و گذشت و خدمتگزاري به مردم بود و بزرگواري ها و احسان ايشان به ديگران باعث شد تا سوره «هل اتي» در شأن او نازل شود. حيات علمي و عملي فرزندان اين خاندان، از کريم اهل بيت امام حسن مجتبي(ع) تا حضرت مهدي(عج)، الگوي خدمت رساني به بندگان خدا بوده و هست.
سالار شهيدان و فخر اولياء الهي امام حسين(ع) در مسير کربلا؛ به هنگام روبرو شدن با نيروهاي عمر سعد، تشنگان آنها را سيراب مي نمايد:
P} آب خود با دشمنان تشنه قسمت مي کند{E}عزت و آزادگي بين تا کجا دارد حسين!{P
V}(استاد شهريار){V
خدمت به خلق حکمت ها و اسرار زيادي دارد؛ از جمله:
1- دين اسلام، کامل و همه جانبه نگر است. در منظر دين انسان کامل کسي است که همه نيازهاي فردي و اجتماعي را بشناسد و براساس آن عمل کند.
2- خدمت به ديگران، انسان را از تنگ نظري و خودمحوري خارج ساخته، به مرتبه سعه وجودي ارتقا مي دهد.
3- مؤمنان برادر يکديگرند، کسي که توان جسمي و مالي دارد، بايد حقوق مردم نيازمند را بپردازد و اگر شخص اين حقوق را مراعات نکند از دين خارج مي شود به بيان ديگر روح ايمان از وجودش رخت برمي بندد.
4- خدمت به خلق عبادتي بي رقيب است. هر کس به مردم و خصوصا به مردم محروم بيشتر خدمت کند. به خالق خود نزديک تر مي شود.
5- «خدمت به ديگران» امتثال فرمان خداوند است. آنجا که مي فرمايد «به درستي، خداوند به عدل و احسان فرمان مي دهد و به بخشش به خويشاوندان و...»V} (ان الله يأمر بالعدل والاحسان و ايتاء ذي القربي ...، سوره نحل، آيه 90«.{V
6- تحقق مدينه فاضله و امت جهاني اسلام منوط به تحقق «تعاون و همکاري و روحيه خدمت رساني به خلق» است.
7- خدمت به خلق ريشه در «همدلي و همدردي» دارد که از جان هاي پاک و لطيف نشأت مي گيرد. به عبارت ديگر خدمت به مردم، روح انسان را لطيف مي سازد و عدم توجه به اين امر، آدمي را به شقاوت و سختي دل مبتلا مي سازد».
P}اگر نفع کس در نهاد تو نيست{E}چنين جوهر و سنگ خارا يکي است {P
V}(بوستان سعدي، ص 62){V
و در نهايت:
8- «مردم خانواده خدايند، هر کس براي اين خانواده سودمندتر باشد، ادعايش در دوستي خدا، صادق تر است» V} (دعائم الاسلام، ج 1، ص 320).{V
کد سوال : 3915
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا بالاتر از خدمت به مردم وسيله اي ديگر هم هست که انسان در طول زندگي آنرا انتخاب کند؟
پاسخ : دين اسلام به تمام جوانب روحي و جسمي، فردي و اجتماعي انسان توجه دارد. بر اين اساس برنامه هايي را ارائه مي دهد که يک مسلمان خود را در همه حيطه ها ارتقا داده و در نهايت به مقام انسان کامل بار يابد.
اين حيطه ها شامل: بعد دين داري، بعد دين آموزي، بعد فرهنگي، بعد اعتقادي، بعد اقتصادي، بعد سياسي، بعد نظامي، بعد تربيت بدني و جسماني، بعد اجتماعي و ديگر ابعاد. با اين وجود در آموزه هاي ديني به بعد اجتماعي يک مسلمان، تأکيد فراوان شده تا در ديدي وسيع تر، جامعه ايده آل اسلامي شکل گيرد.
اما نکته اي که بايد مورد توجه قرار گيرد اين است که توجه به مسائل جامعه، بدون عنايت به ساير ابعاد، رشدي يک جانبه را در پي خواهد داشت و اصولا دين مقدس اسلام بر متانت، اعتدال و توازن، توصيه و سفارش مي کند و از يک سونگري پرهيز مي دهد.
مثلا اگر کسي به جاي عبادت و نماز و روزه ساير وظايفي که از نظر شرعي و ديني بر عهده دارد، به دستگيري از فقرا و درماندگان بپردازد و اين بعد مهم فردي يعني عبادت را رها نمايد، دچار خطاي مهمي شده است و يک بعد مهم وجودي خود را مهمل گذاشته و از اين نظر انسان کاملي نمي باشد. بررسي سيره و زندگي پيشوايان دين نشان مي دهد که آنها در عين حال که در خدمتگزاري به خلق گوي سبقت را از ديگران ربوده بودند در همه ابعاد از ديگران جلوتر بوده اند.
آري اگر همه ابعادي که در دين مطرح است، همسوي هم رشد داده شد، خدمت به ديگران در چنين وصفي برترين اعمال و بهترين وسيله رسيدن به کمال و سعادت است.
کد سوال : 3916
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چه کنيم که علمي که مي آموزيم ما را به ضلالت نبرد و خود براي ما حجاب اکبر نشود؟
پاسخ : علم به منزله چراغي است که راه را براي انسان روشن مي سازد و زمينه سير و حرکت او را فراهم مي سازد و بر روشنايي و بصيرت او مي افزايد. علم به ما روشنايي و توانايي مي بخشد و به حرکت ما سرعت و شتاب مي بخشد. ابزاري مفيد براي رسيدن به مقصد است. انسان بدون علم و آگاهي کور و نابيناست و جلو پاي خود را نمي تواند ببيند. خداوند مي فرمايد: A} «قل هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون انما يتذکر اولوا الالباب{A؛ آيا دانايان با نادانان برابر و يکسانند؟ تنها صاحبان انديشه و عقل اين تفاوت را در مي يابند» V}(زمر، آيه 9).{V
حضرت علي(ع) مي فرمايد: در رأس همه کمالات علم است؛ و نهايت همه فضيلت ها علم است V}(ميزان الحکمه، ج 6، ص 447، ح 13330، چاپ دفتر تبليغات اسلامي، 1362).{V
و نيز مي فرمايد: علم، حجاب و پوششي از آفات است V} (همان، ص 448، ح 13338).{V
و نيز مي فرمايد: هيچ گنجي پرسودتر از علم نيست V} (همان، ص 449، ح 13352).{V
اگر علمي بخواهد نور باشد و پوششي از آفات باشد و خود حجاب نباشد بايد داراي ويژگي هاي ذيل باشد:
1- طلب علم بايد براي رضاي خداوند باشد. پيامبر گرامي(ص) در روايتي به امير مؤمنان(ع) مي فرمايد: هر که علم را براي رضاي خدا طلب کند به هيچ بابي از آن دست نمي يابد مگر آن که فروتني او فزون مي گردد و خاضع تر مي گردد و ترس او از خدا افزايش مي گردد و کوشش او در کار دين بيشتر مي شود. اين همان کسي است که از علم سود مي برد و بايد آن را بياموزدV} (الحياه، ج 2،ص 330، حديث اول).{V
2- آموختن دانش بايد براي فهميدن باشد نه جدال کردن و فخر فروشي و فريب دادن ديگرانV} (همان، ص 332).{V
3- بايد علم زمينه ساز عمل باشد و هر علمي را که آموختيم به آن عمل نماييم. حضرت صادق(ع) مي فرمايد: هر کس که علم بياموزد و به آن عمل کند و براي خدا آن را به ديگران تعليم دهد، او را در ملکوت آسمان ها عظيم و بزرگ مي خوانند و مي گويند: براي خدا آموخت و براي خدا عمل کرد و براي خدا به ديگران تعليم داد V} (همان، ص 336، ح 3).{V
به طور کلي علم ابزار است نبايد هدف تلقي گردد و راه است. نبايد هدف و مقصد گرفته شود، هدف از علم روشن کردن راه بندگي براي رسيدن به قرب الهي است و هر علمي که اين ويژگي را نداشته باشد، يعني نه تنها راه بندگي را روشن و هموار نمي سازد بلکه مانعي بر سر راه رسيدن به اين هدف والا گردد حجاب و آفت راه بندگي مي گردد و چيزي که بايد آفت زدا باشد، آفت زا مي گردد. خداوند متعال در سوره مبارکه قصص در آيه 78 به نقل از قارون مي فرمايد: A} «قال انما او تيته علي علم عندي{A؛ اين همه ثروت و قدرت را در پرتو علمي که متعلق به خودم و متکي به خودم مي باشد به دست آورده ام».
و اين تجسمي کامل از علمي است که حجاب اکبر است و انسان را در چارچوب خودپرستي و خودخواهي محسوب و زنداني مي گرداند و چيزي که بايد بال پرواز باشد، زنجير و قفس مي گردد و مانع پرواز و ترقي و تعالي مي شود. بنابراين بايد علم را آموخت و عمر را در راه تحصيل آن صرف نمود ولي متوجه بود که نبايد به آن استقلال داد و آن را محصول توانايي خود دانست به گونه اي که زمينه ساز غفلت از ياد خدا و موجب افزايش خودپرستي و تکبر و عجب و خودپسندي گردد.
بايد علم را موهبتي الهي و عنايتي خداوندي دانست و با تضرع مداوم و مستمر به پيشگاه الهي از خداوند علمي که مفيد و سودمند به حال دنيا و آخرت و مددي در راه سير و حرکت به سوي تعالي و تکامل باشد درخواست نمود. علمي که ثمرش تواضع و خاکساري و اعتراف به ناداني و جهل و نمايانگر نهايت نياز و فقر و وابستگي انسان به خداوند باشد، علمي که ترس عارفانه از عظمت و جلال الهي را به دنبال داشته باشد نه خودمحوري و خودخواهي که خداوند در قرآن مي فرمايد: A}«انما يخشي الله من عباده العلما؛ {A تنها بندگان دانا از خداوند خوف و خشيت دارند».
کد سوال : 3917
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : علائم اينکه علم ما چراغ هدايت ما شده چيست؟
پاسخ : علم از مرحله شناخت ذهني به باور قلبي و سپس عمل صالح بيانجامد، چراغ هدايت محسوب مي شود.
شناخت -----> ايمان -----> عمل صالح
انسان خردمند به وسيله علم تنها شاه راه زندگي را از بيراهه و مسير صعود را از پرتگاه سقوط و در نهايت سعادت را از بدبختي باز مي شناسد. بعد از شناخت، عزم و اراده لازم است تا شخص دانسته خود را به مرتبه باور قلبي برساند و بعد از آن در مسير صحيح گام بردارد. آنچه انسان را به سمت عمل سوق مي دهد ايمان است نه علم! اگر علم، مسيري را که ترسيم شد طي کند و به مرحله عمل بيانجامد، چراغ هدايت است.
کد سوال : 3918
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا بالاتر از علم وسيله اي براي هدف زندگي هست يا خير؟
پاسخ : علم وسيله رسيدن به معلوم است کما اين که معرفت و عرفان وسيله وصول به معروف (معلوم و معروف، وجود پاک خداوند است). اگر وسيله (علم، معرفت، عرفان و هر چيز ديگر) انسان را از حضور و وصول حق بازدارد نه تنها وسيله ارزشمندي نيست بلکه رهزن محسوب مي شود. پس برترين هدف زندگي معلوم و معروف واقعي يعني وجود خداوند پاک و بي همتا است و ساير اهداف وسيله رسيدن به آن هدف مقدس است.
خداوند متعال در سوره مبارکه ذاريات، آيه 56 مي فرمايد: A}«و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون» {A و در روايات اهل بيت(ع) «ليعيدون» به «ليعرفون» معنا شده است. يعني من جن و انس را تنها به اين منظور که مرا بشناسند آفريدم، پس والاترين هدف در زندگي که همان هدف از آفرينش است معرفت خداوند است و هر ابزار و وسيله اي که در راه نيل به اين هدف به کار گرفته شود داراي قداست و ارزش مي شود.
کد سوال : 3919
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : با توجه به اينکه آمدن امام زمان(عج) حتمي است فلسفه دعا کردن براي سلامتي آن حضرت چيست؟
پاسخ : دعا براى سلامتى امام زمان(عج) چندين اثر دارد:
الف) نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به ايشان است و ازدياد محبت امام در دل موجب تقويت ايمان مىگردد.
ب ) اظهار تجديد عهد و پيمان با حضرت است.
ج ) سبب زنده نگهداشتن ياد امام غايب در دل منتظران مىگردد.
د ) كسى كه سلامتى امام زمانش برايش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برايش سخت است. در نتيجه دعا
براى سلامتى حضرت، انسان را بر انجام كارهايى وامىدارد كه موجب خشنودى آن حضرت مىگردد.
ه ) دعا بسيار مؤثر است و موجب فرج آن حضرت و نيز فرج و گشايش در زندگى مؤمنان مىشود
کد سوال : 3920
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : ما توي دانشکده مان در يکي از تشکل ها (که من عضو آن هستم) به پيشنهاد يکي از آقايان جلساتي تشکيل داديم جلسات عقيدتي روي مباحث مختلف عقيدتي بحث مي کرديم (و مي کنيم) روي کتاب ها و اشخاص صاحب نظر البته بيشتر يکي دو نفر که مطالعاتشان خيلي زياد بود صحبت مي کردند و نظر مي دادند و بقيه از جمله خودم مستمع بوديم چند تا موضوع هست که خيلي ذهنم را اشغال کرده و بعد از هر جلسه تقريبأ سه چهار روز فکرم به آن مشغول است:
_ راستش نمي دانم از اين شرکت کردن سود مي برم يا زيان مباحث بد نيست ولي از آنجايي جلسات با جوي تقريبأ صميمانه برگزار مي شود و من بر خلاف ظاهرم آدم خيلي با جنبه اي نيستم احساس خوبي ندارم بعضي وقت ها نمي توانم خودم را کنترل کنم.
_ بچه هايي که شرکت مي کنند مخصوصأ آقاياني که معمولأ جلسه را بدست مي گيرند عقايدشان با من خيلي فرق مي کند. آنها افکاري پويا، ذهني پرسشگر و بياني شيوا دارند و من از اين مجالست با اين جور آدم ها لذت مي برم چون احساس مي کنم ديدم را بازتر مي کند ولي نشستن در اين جلسه ها و ساکت بودن را نشاني از تأييد نظرات آنها و تحقير و کنار گذاشتن عقايد خودم مي دانم.
_ بعضي وقتها حرفهايي را که مي دانم درست نيست آنقدر بليغ و مستدل و شيوا بيان مي کنند و قدرت بيان و شجاعت کلامشان آن قدر است که آدم نمي تواند مخالفت کند حداقل با دليل و ملاک و استدلال نمي تواند با اين که حرفشان غلط است. ولي من از عقايد درست خودم هم نمي توانم دفاع کنم به نظر شما چکار کنم احساس حقارت و پوچ بودن بهم دست مي دهد از کجا شروع کنم تا اولأ اعتماد بنفس و ثانيأ قوه استدلال و بيان بدست بياورم يا تقويتشان کنم؟
_ در اين جلسه ها شرکت کنم و عقايد ديگر را بشناسم و با محيط بحث آشنا شوم (در حاليکه گاهي در ذهنم شبهه هاي بسيار از اين بحث ها بوجود مي آيد) بهتر است يا نکنم و عقايد خودم را از شر شبهه ها حفظ کنم؟
پاسخ : از اين که مسائل خود را با ما در ميان گذاشتيد و نظر مشورتي ما را در مورد مسأله خود جويا شديد خرسنديم و اميدواريم پاسخ ما به شما مفيد واقع گردد. شرکت در چنين جلساتي که مباحث عقيدتي و علمي که به صورت گروهي مطرح مي شود بسيار مفيد و سازنده است و نقش بسيار مؤثري در رشد و بالندگي شما خواهد داشت و شما سعي کنيد با جديت در اين جلسات شرکت کنيد و براي اين که حضور فعالي داشته باشيد سعي کنيد قبل از حضور در آن جلسه موضوعاتي که قرار است مطرح شود و مورد بحث قرار گيرد مطالعه کنيد و هر کجا سؤال يا مشکلي براي شما پيش آمد آن را يادداشت کنيد مطرح کنيد.
اين کار يک گام مؤثري است براي اين که شما حضور فعال تري در اين جلسات پيدا کنيد و از مخاطب محض بودن خارج شويد. گام دومي که بايد برداريد اين است که به خودتان القا کنيد که «من بايد ظرفيت خودم را بالا ببرم و تحمل شنيدن نظرات مخالف را داشته باشيم» چه اين که اختلاف نظر و برداشت هاي متفاوت امري طبيعي است بنابراين انسان بايد اين آمادگي را در خود ايجاد کند که بتواند به حرف ديگران خوب گوش کند آنگاه اگر نظر او با آنها متفاوت بود با تأمل و فکر کردن به صورت منطقي نظر خود را مطرح کند. البته ممکن است ديگران جواب ما را بدهند در اين صورت اگر ما ديديم که حرف قانع کننده اي مي زنند حرف آنها را بپذيريم و اين حالات با تمرين و شرکت منظم در همين جلسات بحث و گفتگو به تدريج در انسان ايجاد مي شود.
نکته سوم اين که بايد توجه داشته باشيد آن افرادي که حضور فعال تري دارند روزي مثل شما بودند ولي با مطالعه زياد، حوصله و پشتکار و از کوره در نرفتن ظرفيت هاي خودشان را بالا بردند تا الان مي توانند از عهده اداره چنين جلساتي برآيند شما هم مي توانيد ولي نه يک شبه بلکه مدتها طول مي کشد تا شما نيز به اين سطح برسيد.
اگر مطلبي را نفهميديد ناراحت نشويد و به خودتان فشار نياوريد. اين مسأله نيز امري طبيعي است زيرا گاهي اوقات ذهن انسان آمادگي پذيرش بعضي از مطالب را ندارد. اين عدم آمادگي نبايد موجب يأس و نااميدي انسان شود. همواره به خودتان تلقين کنيد که من توانايي هاي زياد دارم و بايد با تلاش و جديت و پشتکار آن توانمندي ها را شکوفا کنم.
نکته چهارم اين که سعي کنيد در مقابل حرف هاي ديگران از همان اول حالت دفاعي در خودتان ايجاد نکنيد، بلکه بنا را بر اين بگذاريد که نظر ديگران را اول بشنويد و بعد خودب آن را بفهميد و بعد از فهميدن روي آن تأمل کنيد اگر واقعا حرف منطقي و درستي است راحت آن را بپذيريد و دليلي ندارد موضع مخالف بگيريد و هر کجاي آن به نظر شما غلط است يا آن را نمي فهميد آن را يادداشت کنيد و براي رد کردن آن عجله نکنيد. بلکه با مطالعه و فکر کردن و سپس طرح آن در چنين جلساتي پاسخ خود را دريافت کنيد.
نکته آخر اين که با يک برنامه ريزي صحيح سعي کنيد مطالعات خودتان را افزايش دهيد البته در حدي که به درس هاي دانشگاهي شما آسيب وارد نشود. مطمئن باشيد بعد از مدتي مطالعه دقيق و منظم روي موضوعات مورد علاقه و حضور فعال در چنين جلساتي کم کم در خودتان يک نوع قوت و قدرت فکري احساس خواهيد کرد و مي توانيد گام هاي مؤثري برداريد و حتما اعتماد شما به خودتان بيشتر خواهد شد و اين از حالت پوچي و سردرگمي کاسته خواهد شد. از همين الان مي توانيد شروع کنيد شما واقعا مي توانيد.