• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن روانشناسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
روانشناسي (بازدید: 35155)
يکشنبه 28/7/1387 - 18:42 -0 تشکر 66194
تحلیل آواتار اعضای انجمن روانشناسی!

به نام او که آرام قلب من است

به نام او که هستیم برای او و زندگیم فدای او

به نام او که بخشنده و مهربان است

--------------------------

سلام دوستان

اینبار دیگه از تست خبری نیست...بسه هر چقدر انجمن رو تبدیل کردیم

به تست خونه!

اینبار میخواهیم یه حرکت ه دیگه ای کنیم...

که ان شاء الله اگه درست پیش رفتیم ادامش بدیم ...

همونطور که میدونید همه ی ما سعی میکنیم کاراکترها و شخصیت ها

و یا هر تصویر دیگه ای که مورد علاقمون هست رو به عنوان آواتارمون استفاده کنیم

و یا برای شناسه ی کاربریمون هم همینطور...

و من فکر میکنم این دقیقا بر میگرده به شخصیت واقعی ه خودمون

تو این تاپیک میخواهیم بر اساس آواتار و شناسه ی کاربری یک نفر نظرمون رو بگیم

در مورد اون شخصیت

تکرار میکنم نظرمون رو بگیم...مسلما ما روانشناس نیستیم...

نمیخوام در مورد کسی قضاوت کنیم.

برداشتمون رو میگیم مثلا مثلا من "فکر میکنم" نوای آسمانی شخصیتی هست

که تو زندگیش به نداهای آسمونیی که بهش میرسه توجه میکنه

یا خیلی چیزای دیگه....مثلا من در مورد آواتارش نظر جالبی دارم که به موقع میگم

خیلی سعی کنیم که قضاوت نکنیم و فقط برداشت خودمون رو بگیم.

فکر میکنم برای هر فرد سه روز وقت بذاریم خوبه.به طور متوسط سه روز...

 سعی کنیم حرفه ای عمل کنیم...آهان!مثلا میتونیم بگیم این آواتار میتونه نماد .... باشه.

یا این شناسه ی کاربری

هدف هم این هست که میخواهیم خودمون رو محک بزنیم که چقدر میتونیم

خوب فکر کنیم خوب تجزیه تحلیل کنیم و...(این تست قوه ی تخیل دوستان رو هم

خیلی خوب میتونه پرورش بده!)

کسی ه که انتخاب شده میتونه بیاد نظرشو راجع به نظر دوستان بگه

و در آخر علت انتخاب شناسه و اواتارش رو برامون توضیح بده

نمیدونم تونستم منظورم رو و هدفم رو برسونم یا نه...به هرحال...

ادامه میدیم اگر نتونستم تمومش میکنیم

برای شروع هم از خودم شروع میکنیم که اگه نشد لااقل ....

من با دو شناسه ی 

Aansherly

 شیطون ترین فرشته ی خدا

(هر تعداد شناسه ای که تو تبیان دارید رو بگید دوستان اگر مایلید،اینجوری بهتره

میتونیم بهم ربطشون بدیم البته شناسه که یکی هست

منظورم همون اسم های متفاوت در بخش های متفاوت هست)

بسم الله...

 

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
سه شنبه 26/9/1387 - 0:35 - 0 تشکر 77801

سلام

تحلیل شقایق صحرایی عزیزه! خب مام که پایه ایم.. نخسوزن وقتی تحلیل شونده شقایق صحرایی باشه.. البته ببخشید که یکم دیرشد. خب شقایق خانوم! چرا اصفهان افتخار ندادین ملاقاتتون کنیم؟ قابل ندونستین؟ ولی من دورادور همچنان ارادت دارم خدمت شما.

خب اول شناسه:

شقایق صحرایی: خیلی تنهاست.. یا احساس تنهایی میکنه.. فکر میکنه عمرش کوتاهه.. عاشقه.. ضمن اینکه فکر میکنه خیلی منحصر به فرده.. یه آدم خاصه..

آواتار:

یه زن تنها درحالیکه روی بلندی ایستاده.. یه حالت معنوی داره.. آدم یاد حضرت مریم میفته.. ضمن اینکه رنگ بندی عکس شبیه آثار باستانیه.. صاحبش به فرهنگ وهنر علاقمنده (باور کنید من اصلاً نمیدونم شمامدیر فرهنگ و هنرید!!! (اسمایلی پینوکیو))

امضاء:

اول اینکه یعنی به زبان فرانسه آشنایی دارید.. دوم اینکه یعنی میشه نظر مخالفین رو هم شنید و باهاشون صحبت کرد.. بدون اینکه مجبور باشیم نظراتشون رو بپذیریم.. پس آدم منطقی و اهل مباحثه هستید.. حاضر نیستید به همین راحتی هر نظری رو قبول کنید.. یعنی بازم تکرو هستید.. آخه چرا اینقدر احساس تنهایی می کنید؟ نمیدونم این احساستونه یا اینکه دوست دارید تنها و منحصر به فرد باشید..

شناسه تنها، آواتار تنها ، امضاء تنها... آخه چرا اینهمه تنهایی؟

    

خنجر آب‌دیده را زنگ عوض نمی‌کند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی‌کند
بگوی با منافقین به کوری دو چشمتان
پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی‌کند

سه شنبه 26/9/1387 - 8:39 - 0 تشکر 77841

....وخدایی که در این نزدیکی است.

سلام دوستان

وای ببین کی داره تحلیل میشه . شقایق عزیز. خوب بی مقدمه میرم سر تحلیل

شناسه : یاد گل شقایق می افتم اونم از نوع صحراییش . اوه مای گاد . ولی گل زیباییه ها . یا شایدم اگه اسمتو نمیدونستم فکر میکردم اسمت شقایقه آخه همه هم بهت میگن شقایق . حتی ما با دوستان که میخوایم بگیم میگیم شقایق . فکر کنم باید بری اسمتو عوض کنی بزاری شقایق

امضا : گفتگو میکنم نه تائید . میدونی یاد چی می افتم ؟ اگه گفتی ......... یاد این می افتم که هر صحبتی رو قبول نمیکنی .حرف زور رو که به هیچ وجه . و اینکه اگربخواهی حرفی رو قبول نکنی گفتگو و بحث میکنی نه اینکه بدون بحث کردن تائید نکنی چیزی رو . یه جورایی جذبه در کار مدیریت هم هست . در مورد تائید نکردن مطالب

آواتار : ووووویییییییی وحشتناکه . غمگینه . آدم ناامید میشه . از زندگی سیر میشه . هههههه . یه آدمی که از زندگی خسته شده و رفته تو یه کویر بی انتها و هاله ای از ابرها هم اطرافش رو فراگرفته . نمیدونم دققا چیه . منتظر پاسخ خودت میمانیممممممم.

كاش معشوق ز عاشق طلب جان میكرد

تا كه هر بی سر و پایی نشود یار كسی

کد بازاریاب :424322

سه شنبه 26/9/1387 - 11:7 - 0 تشکر 77888

سلام

سریع بریم سر اصل مطلب که شقایق صحرایی ژورنالیست و غرب زده :-) ( غرب زده رو لطفا درست بیان کنید منظورم اینه که غرب رو زده ! )

روی صندلی تگرگی تحلیلات نشسته است ( از آنجایی که در فصل سرما هستیم صندلی ها هم باید با محیط همسان شوند !)

نام کاربری : شقایق صحرایی : همیشه باید بگیم اسم و فامیلشون و به همین نام هم می خونیم ایشون رو یا شقایق می گیم یا صحرایی ، خوب شقایق صحرایی  یه گل هستش دیگه ، ولی ببینید یه گل که لطافت خاص خودش رو داره وسط صحرا با اون سختی و ضخامتش .  شاید پارادوکس صحرا و شقایق باشه که شقایق صحرایی رو به این اسم علاقه مند کرده .

آواتار : تنها کلمه ای که می تونم بگم اینه : ابهام !

امضا :  قسمت فرانسویش رو که خدا رو شکر نمی تونم بخونم بی سواتم ! اما قسمت فارسیش رو متاسفانه می تونم بخونم و میگه که من گفت و گو می کنم نه تایید ، خوب باید بگم کاملا اصلاح طلبانست :-) 

این نشون میده شما بیشتر اهل تحلیل و بررسی هستید تا قبول کردن چیزهایی که به شما می گویند ( این برداشت منه )

خوب از همه ی دوستان به خاطر تحلیلاتی که در آن شرکت نکردم معذرت می خوام متاسفانه وقت کافی نبود و حتما در آینده اگر وقتی بود در تحلیلات شرکت خواهم کرد .

در پناه حق باشید .  

چهارشنبه 27/9/1387 - 0:36 - 0 تشکر 78086

سلام سلام سلاممن برگشتم!!!!وااااااای چه حسی داره بعد از دو ماه بتونی وصل بشی اینترنت اولین جایی که بیای تبیان باشه و اولین پستی که می زنی تحلیل!!!! تازه تازه تازه! روز عید غدیر هم باشه!!!!اولا این روز مبارک رو به همه ی شما خوبان تبریک می گم!برای دوم هم یک کلام می گم! تنهایی!!!!آخه این دومی تحلیل شقایق صحرایی گرامی بود!من آواتار ایشون رو نگاه می کنم دلم می گیره احساس تنهایی می کنم و اینکه اسم شقایق صحرایی برای من تصویر یه گل شقایق (چه شکلی بود؟) در یک صحرای بزرگ رو تداعی می کنه! یه تصویر که این گل داره با یه باد دست و پنجه نرم می کنه! خودش تنهای تنهاست در دل صحرا.یه تحلیل دیگه هم دارم! عاشق! احساس دومم می گه این شقایق داره به این صحرا عشق می ورزه و همه ی سختی ها رو تحمل می کنه تا پیش صحرا بمونه!به دلیل تنفرم از زبان انگلیسی (بخاطر نمرات خوبم در این درس!!!!) من چیزی درباره امضا نمی گم تا این امضا رو تحریم کرده باشم!خوب خوانندگان عزیز تحلیل امشب ما به پایان رسید. تا شبی دیگر و تحلیلی دیگر بدرود!!!


من و تو همسایه خدا بودیم
ما به دنیا آمدیم و همه چیز تمام شد
ما دیگر نه همسایه هم بودیم و نه همسایه خدا.
  ما گم شدیم و خدا را گم كردیم ... 
یادت میاد جمله آخر خدا رو؟
از قلب كوچك تو تا من یك راه مستقیم است.
اگه گم شدی از این راه بیا
بلند شو . از دلامون شروع كنیم...
تا خدا راه زیادی نیست...

*کتاب موبایل مذهبی* 

چهارشنبه 27/9/1387 - 3:3 - 0 تشکر 78107

سلام

از تمامی عزیزانی که شناسه، امضا و اواتار حقیر را تحلیل کردند کمال تشکر را دارم.

ظاهرا اخر از همه نوبت خودم هست.

بعد از ظهری یه حساب سرانگشتی کردم ... خیلی حرف ها در مورد شقایق صحرایی دارم که البته از خیلی هاشان فاکتور می گیرم و خیلی ها را هم در خلال پاسخ به نظر دوستان باید مطرح کنم.

اسم مستعار

 از منبع الهام این اسم شروع می کنم. همانطور که قبلا گفتم انتخاب نام مستعار خیلی برایم مشکل بود و حساسیت خاصی در این مورد داشتم.

تا اینکه در اون روزهای اول آشنایی با تبیان موسیقی متن خونه ی ما شده بود البوم افسانه استاد افتخاری ...

من شیفته ی تصنیف سوم این البوم بودم ... چون یه جورایی بیانگر حرف های درونم است:

بی تو ای آرام جان 

شعله دارم بر زبان 

روز و شب سوزم ز داغ زندگی

تا بیفروزی چراغ زندگی

من جدا از کاروان

مانده ام از همرهان

بر سراب ارزو دل بسته ام

در غبار بی کسی بنشسته ام

همچو برگی از خزان افتاده در راهم خدایا

با دلی افسرده در توفانی از آهم خدایا

کو مرا حالی که در هستی تو را خوانم خدایا

کو مرا مستی که تا دستی برفشانم خدایا

چون مرغ شب تنها

به دامن شب ها

برآورم آوا

غم جدائی را

نوای شیرینم

صدای فرهادم

طنین مجنونم

ترانه ی لیلا

نشسته ام به راه تو مگر شبی باز آیی

 فروغ جان خسته ام شقایق صحرایی

بیا بیا که ره برم به عالم شیدائی

مگر رها رها شوم ز محنت تنهائی

* * *

مدت ها مفهوم شقایق صحرایی ذهنم را با خودش درگیر کرده بود ...

شقایق صحرایی به لحاظ جمع ِ اضداد بودنش، تصویری از من بود

و به لحاظ آزادگی، عدم تعلقش و استقامتش هویت آرمانی مدنظر من را دروجود خودش داشت. اما من خیلی با این مفهوم فاصله داشتم و فاصله دارم.

شقایق یه گل زود شکن اما خودرو است.

برای روییدنش به کسی متکی نیست، اما نظر همه را به خودش جلب می کنه و در حد اعلایی اهل خودنمائی هست!

بی قرار است اما مقاوم است!

تکدانه است!

شقایق را توی گلدان نمی شه کاشت ... شقایق را از گل فروشی نمیشه خرید!

برای دیدنش باید سفر کنی!

وقتی واژه ی صحرایی کنار این شقایق می اید رنگ اتکا به خود، استقامت  و اعتماد به نفسش دو چندان می شه ... چنین شقایقی از نم نم بارانی که هرزگاه بر صحرا می بارد تغذیه می شود. 

خیلی از اینها مصداق شخصیت من بود و خیلی هاشان آرمان من!

من به قول انگلیسی ها مایه های spoilt بودن را خیلی داشتم و البته هنوز هم ... برای همین زودشکن بودم ... هنوز هم متاسفانه هستم ... با این حال شیفته ی رویش ورفتن و بودن هستم. این بودن و رفتن (خودرو) به نظرم با زودشکن بودن در تضاد است. به علاوه رویش یک ارمان هست برای من.

و خب عموما برای شروع تلاش هایم به کسی متکی نیستم ... برای همین در اول هر راه معمولا مورد توجه قرار می گیرم ... اما برای ادامه راه اصولا نیاز به توجه و راهنمایی بیشتر دارم. البته این هم از همون ارمان رویش و رشد نشات می گیرد.

علی رغم ظاهر آرامم، بی قراری در پاره ای مسائل همواره همراهم هست ... که نمود آن دست نوشته هایم است. اما مقاوم بودن و صبوری همیشه برایم یک ارمان بوده ... چیزی که باید بهش برسم ... اما متاسفانه هنوز خیلی باهاش فاصله دارم!

خب من هم مثل شقایق تک دخترم!

اینکه نمیشه شقایق را توی گلدان کاشت، به این شبیه هست که هیچ کس نمی تونه من را پایبند و مجبور به کاری کنه! مثل شقایق که هر جایی دوست داشته باشد می روید، من هم علی رغم ویژگی spoilt بودن و همه ی وابستگی هایم و همه ی رنگ تعلق هائی که دارم مسیرهای اصلی زندگیم را همواره بر اساس خواسته و علاقه ی خودم انتخاب کردم. این انتخاب راه بر مستلزم آزادگی هست ...

چیزی که گل شقایق دارد و لی من به دنبال ان هستم و خیلی باهاش فاصله دارم!

شقایق را از گل فروشی نمیشه خرید!

برای دیدنش باید سفر کنی!

این موضوع را می تونم به این نسبت بدهم که خیلی اهل زرق و برق و مادیات نیستم ... هر چند به زیبائی- مثل شقایق- اهمیت می دهم اما آرمان های من با خیلی از ادم ها فرق می کنه .... ارمان های من در اموری که به چشم نمی اید ... در چیزهایی که باید بلند شی و به دنبالش بگردی، پنهان شده! عاشق تجربه کردنم و اینکه خودم به حقیقت و به درکی نائل بشم ... زندگی را به شیوه ی خودم لمس کنم ...  

و دیگر علاقه ی وافرم به سفر و رفتن...

حالا برای دختر تکدونه ی spoilt ی که چنین راه و ارمان هایی را برای خودش ترسیم می کنه، جریان اتکا به خود و گلیم خود را از اب دراوردن یه مرحله ی خیلی مهمه! اینکه همه ی این تضادها در کنار هم جمع و جور بشوند و چنان هویتی چنین راهی را در پیش بگیرد، نیاز به دل به صحرا زدنی شقایق وار داره!

و اینکه تنها از نم نم بارانی سیراب بشه، از این خصوصیتم نشات می گیره که در انتخاب مخاطبانم و اینکه با چه کسانی دمخور بشم خیلی با وسواس عمل می کنم ... یعنی اگر کسی را برای همراهی و حتی همصحبتی انتخاب کردم، کسی هست که جوهر وجودش حداقل های مدنظر من را داره. از این خصوصیت شاید غرور و خودبرتربینی - به قول برخی از دوستان- برداشت بشه که البته انکار نمی کنم! 

و تنهایی شقایق صحرایی که اکثرا به این اشاره کرده بودند، به قول دوست خوبمان پارسا زاهد، یک تنهائی افسرده نیست- هرچند گاهی خسته کننده می شود- بلکه از همین گزینش افراد گاهی نشات می گیرد که با هر کسی به راحتی نمی تونم انس بگیرم و دیگر اینکه تنهائی و خلوت را دوست دارم، چرا که در خلوت خودم معمولا با ادم های بزرگی مثل دکتر شریعتی دمخورم و کلا مطالعه و خصوصا نوشتن خیلی کمکم می کنه. وگرنه اینکه توی اجتماع و یا در جمع خانواده ادم تنهائی باشم اصلا اینطور نیست و دوستان زیادی با افکار و خصوصیات بسیار متنوع دارم.  

امروز می فهمم که هر چقدر پیش می روم همچنان مفهوم شقایق صحرایی مفهومی دست نیافتنی است! اینکه مثل شقایق صحرایی تک و تنها، با همه ی ویژگی های خاصت دل از هرچه رنگ تعلق دارد بکنی و تنهائی به پیشباز زندگی و ماورا ان بروی خیلی سخت و در مورد همچون منی غیر ممکن است. 

اما این حقیقتی هست که هر انسانی اگر می خواهد سعادتمند شود باید همین مسیر را طی کنه ... این را شقایق صحرایی در فضای مجازی به من یاد داد.

برای رسیدن از خود به خدا باید یک شقایق صحرایی بشی ... به قول بودا "همچون کرگدن تنها سفر کن"

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

چهارشنبه 27/9/1387 - 12:0 - 0 تشکر 78129

سلام منم تحلیل کردم ولی انگار مشکلی تو ارسال بوده ...!

بهر حال اسم قشنگ ، با احساسی. همگی شاد باشید و عاشق.

خدايا  زندگي جز اين نيست که با توباشم از تو باشم

پس

 با من باش و بگذار از تو باشم.

يکشنبه 1/10/1387 - 2:55 - 0 تشکر 78710

سلام

تاخیر من را ببخشید ... با تراکم کاری وحشتناکی مواجه هستم این روزها!

و اما بریم به سراغ

آواتار

فکر نمی کنم هیچ یک از دوستان حدس زده باشند که این آواتار تصویر ِتصویر من است!

یعنی تصویر آواتار من در واقع عکسی است که خودم بر فراز تپه ای در دل صحرا از سایه ی خودم گرفتم!

و اتفاقا آن روز خاک این تپه ها گویا از نم نم بارانی نمناک بود!

روز عجیبی بود و فوق العاده (علاقه مندان جهت دریافت اطلاعات بیشتر ر.ک. بشنو از نی (لمحه) مطلب نیلوفرانه ... هه هه)

قضیه از این قرار بود که طی توقفی در حوالی دلیجان به سرم زد که تک و تنها سر به کوه و بیابان بگذارم!

که البته موبایل (جهت تهیه ی عکس) هم همراه بردم ... 

بر بالای تپه ای ایستاده بودم که یه مرتبه متوجه سایه ی خودم شدم!

بعد ها به نظرم رسید این عکس بهترین تصویر ممکن از شقایق صحرایی هست!

چون هم خود خودم بودم، یکه و تنها در میان صحرا و هم اینکه به لحاظ مفهومی عکس جالب توجهی به نظرم می اید که باشد.

از نگاه کردن بهش به نوعی حس استقامت و اعتماد به نفس بهم القا میشه!   

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

يکشنبه 1/10/1387 - 3:25 - 0 تشکر 78711

امضا

همانطور که دوستان حدس زده بودند، جمله ی

Je suis un etre de dialogue et non point d"affirmation

یکی از جملات معروف آندره ژید نویسنده ی معروف قرن بیست فرانسه هست.

ژید یکی از معدود شخصیت هایی است که احساس همزادپنداری فوق العاده ای نسبت بهش دارم ...

اگر از ورای آثار ژید بخواهیم در مورد او قضاوت کنیم، ژید شخصیتی هست که هر چند وقت یکبار عقایدش عوض می شود!

یعنی از این کتاب تا کتاب بعد و حتی در یک کتاب واحد می توانیم شاهد این دگرگونی افکار او باشیم!

و ژید در پاسخ به افرادی که به این عدم ثبات افکارش اشاره می کنند، می گوید:

من گفتگو می کنم، نه تائید!

ژید معتقد هست که انسان در طی زندگی، با تفکر و شناختی که از جهان پیرامون خودش بدست می آورد افکار و عقایدش ممکن هست دستخوش تغییر بشود، و به اشتباهات و نقصان های نظریات خودش پی ببرد و اگر اینگونه نباشد عجیب است!

منظور من هم از این امضا دقیقا همین هست. یعنی اینکه من در جائی، در بحثی نظری را ارائه می دهم، اما ممکن هست چندی بعد با مطالعه و تفکر بیشتر به اشتباه بودن نظر خودم پی ببرم و یا آن را تکمیل کنم. 

و امیدوارم که این انعطاف پذیری را به راستی بدست بیاورم!

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

يکشنبه 1/10/1387 - 21:10 - 0 تشکر 78802

به نام او...

سلام

ابتدا نگین را آگاه کرده که اولین پست را بزنید تا با شناسه امضا و آواتارش آشنا شویم....

سپس به آرامی وجدان خوابیده ی دوستانی را که تحلیلشان تمام شده و انجمن روانشناسی را به کل ترک گفته اند بیدار میکنیم....

ان گاه بدون درنظر گرفتن شخصیت دوست داشتنی مدیر محترم انجمن روانشناسی به تحلیل ایشان میپردازیم در انتهای هر تحلیل انتقاد و پیشنهادات خود را مبنی

برادامه ی این طرح یا توقف ان(نظر به ریزش ه تعداد تحلیل گران) بیان کنید

به خصوص کسانی که تحلیلشون مونده....حتمااااا نظرتون رو در این مورد بیان کنید

 آنگاه تحلیل ها و پیشنهاداات و نظرتان را سند کرده بنده را داخل بخاری بگذراید...به علت یخ بودنم!! هه هه 

بسم الله

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
يکشنبه 1/10/1387 - 21:47 - 0 تشکر 78806

سلام

هنوز که پست مدیر محترم انجمن روانشناسی رو ندیدم که بتحلیلمشون ولی تا ایشون پستشون رو بزنند من نظرم رو اعلام می کنم که مخالفم!!!! آقا ادامه بدین بتحلیلین تا نوبت من بشه بعدش تمومش کنین!!!!!!! شوخی می کنم به نظرم طرح جالبیه حیفه قطع بشه حالا بستگی به نظر بقیه هم داره.

موفق باشید

یا علی


من و تو همسایه خدا بودیم
ما به دنیا آمدیم و همه چیز تمام شد
ما دیگر نه همسایه هم بودیم و نه همسایه خدا.
  ما گم شدیم و خدا را گم كردیم ... 
یادت میاد جمله آخر خدا رو؟
از قلب كوچك تو تا من یك راه مستقیم است.
اگه گم شدی از این راه بیا
بلند شو . از دلامون شروع كنیم...
تا خدا راه زیادی نیست...

*کتاب موبایل مذهبی* 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.