• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 42150)
يکشنبه 13/5/1387 - 13:25 -0 تشکر 50416
خبرهای داغ( اخبار سینمای ایران )

  

در این قسمت اخبار منتشر شده از سینمای ایران را قرار خواهیم داد .

  

مدیریت سینمای تبیان

  anjoman.cinema@tebyan.net 

سه شنبه 30/7/1387 - 15:28 - 0 تشکر 66557

گلشیفته فراهانی محبوبترین بازیگر هالیوود
گل شیفته فراهانی محبوبترین بازیگر هالیوود شد.

به گزارش سرویس بین الملل «فردا»، در جدیدترین فهرست سایت اینترنتی هالیوود، گل شیفته فراهانی در صدر فهرست صدنفره محبوبترین چهره های سینمایی قرار گرفته است.

این در حالی است که پس از او رتبه های دوم و سوم به جنیفر انیستون و آنجلینا جولی اختصاص دارد.

در ادامه این لیست که نام تقریبا تمام چهره های سرشناس سینمایی دیده می شود، براد پیت، بریتین اسپیرز، جانی دپ، لورن گراهام، پل نیومن، جسیکا آلبا و مایلی سیروس 10 رتبه اول را کسب نموده اند.

جالب اینجاست که همبازیهای فراهانی در فیلم مجموعه دروغها در رتبه های پایننتری از او قرار گرفته اند.

لئوناردو دی کاپریو در مقام شانزدهم و راسل کرو در رتبه هیجدهم این فهرست دیده می شوند. ریدلی اسکات، کارگردان این فیلم و فیلم گلادیاتور نیز در رتبه نود و ششم این لیست قرار دارد.

 

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خـاک سپارند تـا اجزای بدنم خـاک ایـران را تشکیل دهد.

((کوروش بزرگ))


سه شنبه 30/7/1387 - 20:5 - 0 تشکر 66604

سلام

می خواستم نظر شما دوستان عزیز رو راجع به سریال یوسف پیامبر بدونم.

یادمه تا چند قسمت پیش زیاد طرفدار نداشت ولی الان مثل اینکه همه این

سریال رو دوست دارند.شما چی؟

یک هم حرف بزنید در موردش دیگه...

منم سعی می کنم مصاحبه و مطالبی از این سریال بذارم.

منتظرم...

راه رسيدن به موفقيت يک درصد نبوغ و نود و نه درصد تلاش و کوشش است...

سه شنبه 30/7/1387 - 20:6 - 0 تشکر 66605

سینمای دینی، سینمای معناگرا

در مصاحبه با فرج اله سلحشور همان طور كه خودش هم قبلاً گفته بود جدایی او از خانواده سینمای ایران كاملاً احساس می شود؛ چراكه انتقادات او از سینمای ایران و نوع نگاهش به سینمای مذهبی و اسلامی تا حدی بود كه در پاسخ به این سؤال كه چه تفاوتی میان سینمای دهه سوم انقلاب قبل از انقلاب می بینید، گفت: گرچه در سینمای بعد از انقلاب زنها روسری و مانتو پوشیدند و آمدند جلوی دوربین ولی غیرتمداری در سینما از بین رفت...

سلحشور 56 ساله كه حالا می توان او را یكی از كهنه كارهای سینمای مذهبی ایران به شمار آورد با خودش عهد كرده بود كه دیگر هیچ فیلمی را كارگردانی نكند ولی امروز بعد از پنج سال فعالیت طاقت فرسا برای ساخت سریال حضرت یوسف (ع) می خواهد خودش را با ساخت مجموعه ای برای امام زمان (عج) بازنشسته كند. صمیمیت، آرامش و شوخ طبعی همراه با خستگی مفرط از مشخصه های بارز تهیه كننده و كارگردان سریال حضرت یوسف (ع) است كه یك ساعت و نیم در دفتر سینمایی خودش (تبیان) پذیرای ما بود. مصاحبه با فرج اله سلحشور را كه قبل از پخش سریال حضرت یوسف (ع) صورت پذیرفته در ادامه بخوانید.

چند فرزند دارید؟
ـ چهار فرزند دارم. دو پسر و دو دختر، پسرهایم هر دو طلبه هستند كه یكی از آنها ملبس شده و دیگری هم امروز و فرداست كه لباس بپوشد. دو تا دختر دارم كه یكی مجرد است و یكی متأهل، چهار تا هم نوه دارم.

در زمینه سینما كه دخترهایتان فعالیت ندارند؟

ـ هیچ كدامشان، فقط یكی از آنها برای بخش نویسندگی سینما فعالیت می كند.

اگر خودشان تمایل داشتند كه در سینما حضور پیدا كنند و بازیگر شوند حتماً اجازه می دادید؟
ـ خیر، برای اینكه سینما جایی مناسب برای خانم ها نیست.

سینمای ایران؟
ـ بله، سینمای ایران را می گویم. در تمام دنیا هم همین است تمام سینماهای دنیا مناسب خانم ها نیستند.

چرا سینمای ایران و اصلاً سینما محل مناسبی برای فعالیت خانم ها نیست؟
ـ می خواهید من را با سینما دعوا بیندازید؟

نه سؤال هایی كه خیلی وقت است به نظر می رسد شما برای آنها حرفی دارید و فكر می كنم بحث جالبی باشد.
ـ بله، بحث جالبی است، سینما برای زن جای خوبی نیست، چون سینما زمینه فساد در آن زیاد است، عرصه فسادپذیری سینما زیاد است، به همین دلیل نه برای خانم ها بلكه برای آقایان هم مناسب نیست.

پس آن سینمای معنوی بعد از انقلاب و آن تحول انقلابی در سینمای ایران چه كاركردی داشت؟
ـ من فكر می كنم این معناگرایی و معنوی گرایی را مطرح كردند برای اینكه از سینمای مذهبی فرار كنند، چون نمی خواستند همه مذهب را به كار ببرند، سینمای مذهبی را دوست نداشتند تلفظش را به كار ببرند، آمدند یك چیزی گفتند به نام سینمای معناگرا، یك حرف چند پهلو، كه ممكن است مذهب هم در آن جا بگیرد. می توان هر تفكری كه بوی معنویت كرد، ممكن است اصلاً یك چیزی معنوی نباشد ولو از دید بعضی از مردم این معنوی باشد.

این مذهبی كه شما می گویید را خیلی متفاوت تر از معناگرا نمی بینم یا حداقل...

ـ ببینید وقتی شما می گویید سینمای معناگرا یعنی اگر بنده خودم احساس كردم یك كاری خوب است، یك حركتی درست است، یكی حرفی است و آن را انجام دادم، این می شود سینمای معناگرا، اما سینمای مذهبی آنچه را كه مذهب بگوید خوبه، خوب است و آنچه را كه بگوید بده، بد است، اما در سینمای معناگرا من محور هستم، من می توانم بگویم كه من دوست دارم این را بگویم خوب و یا دیگری را بگویم بد، تفاوت اینجاست.

یعنی، بعد از انقلاب به سمت سینمای مذهبی نرفتیم و همان معناگرایی را به جای مذهب در فیلم ها وارد كردیم؟
ـ نه، ما به سمت مذهب رفتیم. در حقیقت، عملاً هم می بینید كه این جوری شد، حتی فیلمهای مذهبی ساختیم ولی مثلاً شیطان را نویسنده باب دل خودش تفسیر و تصویر كرده نه آن چیزی كه مذهب در مورد شیطان گفته، روح را به تصویر كشیده اما روحی را كه خودش دوست دارد نه آن چیزی را كه مذهب تعریف می كند.

خب با این وجود تفاوت سینمای دهه سوم انقلاب با سینمای قبل از انقلاب چیست؟
ـ سینما از زمانی كه دولت نهم سر كار آمده یك تكان هایی خورده و یك حركت های مثبتی در آن صورت گرفته، چون دولت دارد سعی می كند كه یك حركت های مثبتی را در عرصه هنر سینما انجام بدهد و این كه چقدر موفق شده یا نشده جای بحث دارد، سینمای قبل از انقلاب به دلیل داشتن صحنه های عریانی و ناجور سینمای لامذهبی بود ولی از نظر ترویج جوانمردی، غیرت، ناموس پرستی خیلی از فیلمهای زمان قبل از انقلاب از فیلمهای حالا بهتر بود، در فیلمهای امروز نه تنها این فیلمها برا انقلاب و ارزشها و باورهای مذهبی، خودشان را همراه نكرده اند بلكه به عیان دارند مبارزه هم می كنند. یعنی شما ردی از غیرت، ردی از جوانمردی و ناموس پرستی، در فیلمهای اخیر نمی بینید. اصلاً زن كه ناموس جامعه بود در فیلمهای فعلی هیچ ارزشی برای آن قائل نیستند، ارزش مذهبی برای او قائل نیستند.

من می خواهم دو تعریف از شما بگیرم، یك تعریف سینمای اسلامی و یك تعریف از سینمای ایران؟
ـ سینمای ایران جزئی از سینمای موجود دنیاست كه در آن انسان محور است و انسان تصمیم می گیرد. سینمایی كه خاستگاه و جهت گیری آن نفس و دنیاست، سینمای مذهبی، سینمایی است كه ارزش های الهی بر آن حاكم است، خدا محور است، انسان ذیل خداوند قرار دارد نه فوق خداوند و در آن هدف خدمت به خدا و خلق خداست.

بهترین فیلمی كه تاكنون دیده اید چه بوده؟

ـ نمی توانم بگویم، فیلمهای خوب زیاد بوده.

منظورم فیلمی است كه با همان معیارهایی كه شما گفته اید همخوانی داشته باشد؟
ـ فیلمهایی كه من دیدم و می شود گفت كه فیلمهای ارزشی است، مثلاً آژانس شیشه ای، به رنگ خدای مجید مجیدی، زیر نور ماه كریمی، دیده بان حاتمی كیا یا پرواز در شب رسول ملاقلی پور، اینها به نظر من ارزشی و مذهبی بوده اند.

فكر می كنید این سینمایی كه ما در جامعه داریم همان دانشگاهی است كه امام در اوایل انقلاب بر آن تأكید داشتند؟
ـ اگر دانشگاه را بخواهیم دستاوردی از اسلام تلقی كنیم، خیر، به سمت این دانشگاه نرفته سینما و تلویزیون ما، اگر دانشگاه را دستاوردی از غرب بدانیم بله، ما به سمت این دانشگاه حركت كرده ایم، ما به سمت سینمای مذهبی و به سمت آن دانشگاه اسلامی كه مورد نظر امام بود حركت نكردیم. امام می گفت ما با فحشا در سینما مخالفیم كه متأسفانه این فحشا در سینمای ما وجود دارد.

یعنی همین الان هم؟
ـ بله، بله، بله، همین الان هم وجود دارد، همین الان هم در سینمای ما به همین گندگی و درشت بنویسید كه فحشا وجود دارد.
اتفاقاً همین یكی از سؤالات من بود كه شما كوتاه به آن اشاره كردید، پس شما قائل به این قضایایی كه چند سالی است سر و صدا به پا كرده است كه زنها در سینمای ایران مورد سوءاستفاده عوامل

سینما قرار می گیرند هستید؟
ـ بله، دقیقاً، چیزی كه عیان است چه حاجت به بیان است.

یك مرد و یك زن بازیگری را كه شما كار آنها را قبول دارید و كارشان مورد پسند شما است را نام ببرید؟
ـ پرویز پرستویی را من واقعاً بازیگر سالم و توانایی می دانم. خیلیبا بازیگران زن كار نكرده ام و نمی شناسم و چیزی نگویم بهتر است.

درست است كه تهیه كنندگان پول اولیه یك فیلم یا سریال را كه از سینما می گیرند ابتدا یك خانه یا زمین برای خودشان می خرند و بعد با بقیه پول شروع به كار می كنند؟
ـ برای بعضی ها درست است و برای بعضی ها نه. آنهایی كه پول كلان می گیرند قطعاً یك ویلا برای خودشان می خرند، آنهایی كه نه، فیلمهای درجه دو و سه می سازند با بودجه كم، قطعاً پولشان به خریدن ویلا نمی رسد، بستگی دارد این آقایی كه دارد قرارداد می بندد چه جوری قرارداد ببندد.

چه جور قرارداد ببندد یعنی چه؟
ـ یعنی قرارداد كلان اگر ببندد خب طبیعتاً پول كلان گیرش می آید و می تواند ویلا بخرد، ماشین آنچنانی بخرد وگرنه قرارداد ساده و مثل این تله فیلم هایی كه دارند می سازند باشد نمی تواند صاحب ویلا شود، چون پولش به اندازه خود عوامل هم نیست.

بعضی از خبرگزاری ها خبر دادند كه شما بعد از این كه با یك مبلغ پائین در مناقصه سریال حضرت یوسف (ع) توانستید تهیه كنندگی و بعد كارگردانی این سریال را در دست بگیرید در حین ساخت مبلغ را افزایش دادید، درست است؟
ـ اصلاً مناقصه ای وجود نداشت، تلویزیون آمد اصرار كرد كه شما بیا حضرت یوسف را برای ما بساز، یعنی تلویزیون آمد دنبال ما دوید اصرار كرد ما نمی خواستیم كار كنیم برای تلویزیون آمد از ما خواست.

یعنی شما قصد داشتید حضرت یوسف را بسازید ولی برای سینما؟
ـ اصلاً من قصد نداشتم كار كنم. تصمیم گرفته بودم سینما و تلویزیون را ببوسم بگذارم كنار كه آقای لاریجانی بنده را صدا كردند و گفتند كه می خواهیم حضرت یوسف را برای ما بسازی و هر شرط و شروطی را هم كه بنده گذاشتم قبول كردند.

ساخت فیلم حضرت یوسف چه سالی شروع شد؟
ـ قرارداد آن اوایل 82 بسته شد و اواخر 82 پیش تولید را شروع كردیم. كار در زمان آقای لاریجانی كلید خورد و بعد كه لاریجانی رفت ادامه دادیم.

برای سریال حضرت یوسف چقدر با سیما قرارداد بستید؟
ـ فكر می كنم مطرح نكنم بهتر باشد، چون مردم می گویند مثلاً «اوه» فلانی چقدر پول گرفته برای این سریال، پس حتماً خودشو بسته دیگه در حالی كه نمی دانند من با قیمتی یك چهارم و یك پنجم قیمتی كه دیگران كار می كنند این سریال را ساختم تازه با سرعتی چند برابر.

دوست داشتید چه فیلمی را كارگردانی كنید كه كارگردانی نكرده اید، فیلمهایی كه ساخته شده و یا فیلمهایی كه در حال ساخت است.

ـ من واقعاً آرزویم این است كه یك كار در مورد آقا امام زمان (عج) انجام بدهم احساس می كنم بیش از همه مدیون و بدهكار ایشان هستم و در قبال ایشان وظیفه دارم و تا به حال هم انجام نداده ام، وگرنه در مورد فیلمهای دیگر و آثار مذهبی برایم فرقی نمی كند، هر اثر مذهبی را هر كسی بسازد خدمت است، در ساخت آثار مذهبی خیانت وجود ندارد.

یعنی شما بعد از حضرت یوسف از سینما و تلویزیون كنار نمی روید وی در مورد امام زمان (عج) می خواهید فیلمی بسازید؟

ـ ان شاءالله اگر خدا توفیق بدهد قرار است آقای شورجه كارگردان باشد و من تهیه كننده آن هستم و اسمش هم بی بی نرجس خاتون است.

اگر كارگردان سریال حضرت امام (ره) بودید از همین بازیگرانی كه آقای افخمی به كار گرفته اند استفاده می كردید؟
ـ قطعاً و یقیناً از این بازیگرانی كه آقای فخیمی برای سریال امام (ره) استفاده كرده استفاده نمی كردم.

دلیلش را می توانم بپرسم؟
ـ نه! چون می ترسم به بعضی از سینماگران بر بخورد.

آقای بهروز افخمی یك مصاحبه ای كرده و گفته كه دوران طلایی سینما در زمان دولت آقای خاتمی پایان یافت. چون ایشان معتقد است كه الان در سینما خیلی سانسور وجود دارد، شما این قضیه را قبول دارید؟
ـ بله، آن دوران برای آقای افخمی دوران طلایی بود، برای سینمایی كه نه به اسلام ربطی داشت و نه به این مملكت قرآنی و انقلابی، سینمایی كه بهترین فیلمهایش در جهت خوشایند صاحبان جشنواره های غربی ساخته می شد، فیلمهایی كه برای بردن آبروی ایران ساخته می شد. بله آن سینمای وابسته به غرب برای آن دوران واقعاٌ طلایی بود، آقای افخمی درست گفته ولی الان كه دارد قدم هایی در جهت ارزش ها برداشته می شود و جلوی مفاسد سینما گرفته می شود آقای افخمی نباید هم راضی باشد.

شما در جایی گفته بودید كه حضرت یوسف (ع) را با امدادهای غیبی ساخته اید؟ درست است؟
ـ ببینید سریال سازی برای بنده عبادت است. مثل نمازم، مثل روزه ام، حتی بدون وضو دستم را به راش های سریال نمی زنم، چه برسد به این كه خدای نكرده كاسبكارانه و تاجرمنشانه بخواهم سریال با فیلم بسازم، حضرت یوسف برای ما كار قرآنی است. قرآن ایمان ما است، قرآن را ما كتاب خدا می دانیم. دستورالعملش را دستورالعملی كه از آسمان برای ما نازل شده می دانیم به دلیل همین قداستی كه برای قرآن قائلیم كار روی قران را عبادت می دانیم همان جور كه خواندن قرآن عادت است. همان طور كه عمل كردن به دستورات قران عبادت است. سریال یوسف، سریال اصحاب كهف و سریال ایوب پیامبر (ص) همه اینها برای من حكم عبادت را دارد. به همین لحاظ همان طور كه رزمنده ها در جبهه ها برای خدا می رفتند و می جنگیدند و شاهد امدادهای غیبی بودند. اگر ما هم برای رضای خدا و در مورد كتاب خدا فیلمی بسازیم طبیعی است كه خداوند در آن كار امدادهای غیبی خودش را شامل حال ما می كند.

فكر می كنید چند درصد فیلمها و سریال های ایرانی به خاطر خدا ساخته می شود؟

ـ به خاطر خدا؟ یك درصد.

از چه منابعی برای ساخت فیلم حضرت یوسف استفاده كردید؟

ـ همه تفاسیر شیعه، روایا، معصومین، تفاسیر مستقل شیعه در مورد دوره حضرت یوسف، رمان ها، قصص، تاریخ، تفاسیر اهل سنت، تفاسیر عرفانی، منابع خارجی و ادیان غیراسلامی و عهد عتیق.

در جایی دیدم كه شما گفته بودید در قسمت های پایانی حضرت یوسف اصحاب اخدود را به تصویر كشیده اید كه نوعی نفی كننده هولوكاست است؟
ـ یك داستانی در قرآن هست به نام اصحاب اخدود كه در آن شكل اصلی هولوكاست و كشتار اخدود كه در آن شكل اصلی هولوكاست و كشتار دسته جمعی كه یهود و فرمانروای یهند از مردم یمن می كنند، هولوكاست حقیقی آن زمان، در زمان ظهور حضرت مسیح، 300، 200 سال بعد از حكومت حضرت مسیح اتفاق می افتد. كشتاری كه یهودی ها از مردم یمن می كنند و خیل عظیمی از مردم یمن را در یك خندقی از آتش می اندازند و حتی مادر را با فرزندانش می زنند همه را حالا این ها می آیند و فرافكنی می كنند و خیل عظیمی از مردم یمن را در یك خندقی از آتش می اندازند و حتی مادر را با فرزندانش می زنند، همه را، حالا اینها می آیند و فرافكنی می كنند و گناه خودشان را می اندازند گردن كس دیگر و مظلوم نمایی می كنند كه آن هولوكاست واقعی و هولوكاست های شبیه آن كه در طول تاریخ یهود خیلی از ملت ها را كشتار كرده و هر جا كه رفته آنجا را ویران و نابود كرده. آن ویرانی ها و نابودی ها و آن هولوكاست خودشان را بپوشانند.

مثل اینكه قرار بوده یك فیلم 90 دقیقه ای هم از سریال حضرت یوسف (ع) به روی پرده سینما برود؟
ـ نه، فقط قرار است در جشنواره نشان دهیم و مردم آن را داشته باشند.

اتفاقاً سؤال بعدی من مربوط به جشنواره فجر بود كه شما به آن اشاره كردید، شما مثل این كه تا به حال دو جایزه، یكی از دوره دوازدهم جشنواره به خاطر ساخت فیلم ایوب پیامبر و دیگری به دلیل تهیه كنندگی انسان و اسلحه گرفته اید، چرا فیلمهای دیگرتان را به جشنواره نفرستادید؟ مثل اصحاب كهف.
ـ ما فرستادیم ولی جایزه نگرفت چون كسی برای آنها تره خرد نكرد، جشنواره آن زمان بیشتر دنبال فیلمهای غیرمذهبی یا بهتر بگویم ضدمذهب بود تا به دنبال فیلمهای مذهبی، البته ما خیلی هم ادعا نداریم كه كارمان قوی بوده است.

شما در یك مصاحبه گفتید كه ما هنرمندانی كه بتوانند فیلم خوب بسازند نداریم. هنرمندان خوب از منظر شما چه جور هنرمندهایی هستند؟
ـ هنرمندهای خوب از نظر من هنرمندهای مذهبی هستند، هنرمندهای الهی، هنرمندهای معنوی هستند و چون ما هنرمندان مؤمن، متقی و مكتبی كم داریم و در كنار آن سناریوی خوب هم كه داریم نمی توانیم شاهد فیلمهای خوبی در كشورمان باشیم.

چه تعداد بازیگر در سریال حضرت یوسف به كار گرفته شدند؟
ـ من 200 بازیگر در سریال حضرت یوسف داشتم كه تقریباً بیشترشان بچه های تئاتر و هنرمندهای گمنام هستند.

یعنی از بازیگران سرشناس دعوت نكرده اید؟
ـ بله، اصلاً دعوت نكردم چون نیازی هم به آنها نداشتم، تعدادی از بچه های حرفه ای سینما و تعدادی از بچه های آماتور و غیرحرفه ای و تعداد زیادی از بچه های تئاتری را به كار گرفتم، گمان می كنم تمام بچه های حرفه ای كه در سینما هستند و با من همكاری كردند تعدادشان به 25 نفر هم نمی رسد در حالی كه تعداد بازیگرها در سینما خیلی بیشتر از این حرف ها است.

حضرت یوسف را در این 45 قسمت چرا به تصویر كشیدید؟ چون بالاخره حضرت یوسف همان جور كه در قرآن مجید آمده بسیار زیبارو بوده است آیا شما برای انتخاب بازیگر نقش حضرت یوسف (ع) فراخوانی دادید؟
ـ گشتیم دنبال زیبا دیگه! (می خندد) گشتیم دنبال آدم خوش چهره. فراخوان دادیم در روزنامه ها، در جاهای مختلف اعلام كردیم كه برای نقش حضرت یوسف بازیگر می خواهیم و اعلام كردیم كه اگر آماتور هم باشند اشكالی ندارند، آمدند خیلی ها را امتحان كردیم تا آخر یكی را انتخاب كردیم.

سریال حضرت یوسف زندگی كامل ایشان را به تصویر كشیده است؟
ـ آن قدر كه در قرآن آمده است یعنی از اول خواب حضرت یوسف تا اخر كه حضرت یوسف و حضرت یعقوب به هم می رسند.

یعنی تا پایان زندگی حضرت یوسف نیست؟
ـ درست است.

منابع نبوده كه نتوانستید ادامه فیلم را بسازید؟
ـ نه، ما چون می خواستیم قرآن را به تصویر بكشیم و هر چقدر كه قرآن در این قصه پیش رفته بود ما همان مقدار ساختیم. در قرآن 10 صفحه در مورد حضرت یوسف است اما علامه طباطبایی همین 10 صفحه را 120 تفسیر كرده است، مثلاً حدائق الحقایق ملامسكین یك چیزی در حدود 400 صحفه از این 10 صفحه در آن تفسیر نوشته است، یا جامع الستین حدود 500 صفحه در مورد سوره حضرت یوسف قرآن تفسیر دارد.

از بحث سریال حضرت یوسف قدری دور شویم، اگر مسئول فرهنگی كشور بودید چه تصمیماتی می گرفتید حداقل در حوزه خودتان یعنی سینما كه وضعیت فعلی را به سمت همان آرمان شهری كه خودتان توصیف كردید ببرید؟
ـ سعی می كردم سمت تعالی هنر و هدف گیری هنر را از نفس و دنیا به خدمت خدا و خلق خدا تغییر جهت دهم، سعی می كردم دانشكده های هنری را مذهبی و هنرمندانی مذهبی امكانات و ارزش ویژه ای قائل شوم.

آقای سلحشور خودتان تا چه مقطع تحصیلی درس خوانده اید؟
ـ دیپلم.

ریاضی؟
ـ آن هم از نوع قدیمیش.

چه سالی وارد سینما شدید؟
ـ سال 61، البته قبل از آن كارهای كوتاهی داشتم.

ملاك فرج اله سلحشور به عنوان یك كارگردان برای انتخاب بازیگر فیلمهایش چیست؟
ـ سابقه بازیگری درخشان و توانمندی آنها و گذشته روشن و سالم و البته وجود تناسب میان چهره بازیگر با نقشی كه قرار است به او داده شود نیز ملاك مهمی است البته این را هم بگویم كه من هرگز دنبال مانكن های سینما و تلویزیون نبوده ام و خوش تیپی را ملاك اصلی قرار نداده ام و نمی دهم.

منظورتان از مانكن های سینما چیست؟

ـ واضح است. متأسفانه یك مشت مانكن ریخته شده در سینما و مقداری هم در تلویزیون كه بدون كوچكترین سابقه و فقط و فقط به دلیل تیپ و قیافه شان وارد این هنر شده و هیچ هنری ندارند.

چه سؤالی دوست داشتید كه از شما پرسیده شود ولی در سؤالاتم نبود؟
ـ چرا به سمت سینمای قرآنی رفتم؟ برای اینكه خودم حرفی برای گفتن ندارم، عمر مردم ارزش دارد، سرمایه بیت المال نباید حیف و میل شود چون اگر من بخواهم حرف ها و نظرات شخصی خودم را به خورد مردم بدهم فقط بیت المال را دور ریخته ام و عمر مردم را تلف كرده ام. برای این كه حرف درست به مردم بزنم قصه هایی كه برای انسان سازی از آسمان نازل شده اند را هر چند فراتر از درك و فهم حقیر است و معایبی هم از ناحیه ذهن بنده متوجه آن می شود. می سازم. امیدوارم كه مورد قبول درگاه حق قرار گیرد.

راه رسيدن به موفقيت يک درصد نبوغ و نود و نه درصد تلاش و کوشش است...

چهارشنبه 1/8/1387 - 17:57 - 0 تشکر 66774

میترا حجار به ایران بازگشت
حجار در سال 84 ایران را به قصد فرانسه ترك كرد و پس از حضور 3 ساله در محافل فرهنگی خارج از كشور توانست در یك قسمت از سریال تلویزیونی آمریكایی به نام «اسمیت» بازی كند.

فارس: میترا حجار، بازیگر سینما و تلویزیون كه چندی پیش ایران را ترك كرده بود بازگشته و در حال حاضر در ایران بسر می‌برد.

این بازیگر ایرانی اخیرا در سریال تلویزیونی آمریكایی به نام «اسمیت» بازی‌ كرده است.

او پیش از ترك ایران در فیلم‌های این ترانه عاشقانه نیست، زمستان است، بازنده، رازها، جنایت، ملاقات با طوطی، صورتی، فراری، رخساره، قارچ سمی، مزاحم، سگ كشی، شب های تهران، اعتراض، متولد ماه مهر، فریاد، غریبانه حضور داشت.

حجار در سال 84 ایران را به قصد فرانسه ترك كرد و پس از حضور 3 ساله در محافل فرهنگی خارج از كشور توانست در یك قسمت از سریال تلویزیونی آمریكایی به نام «اسمیت» بازی كند.

وی در حال حاضر در ایران است و به نظر می‌رسد با توجه تجربه فضای خارج از كشور خواهان ادامه فعالیت هنری خود در ایران باشد.

پنج شنبه 2/8/1387 - 15:49 - 0 تشکر 67049

كو یوسف خوشنام ما؟

یك مجموعه تلویزیونی ایرانی اعم از عام‌پسند و خاص‌دوست و تاریخی و مذهبی و جنایی و... چنان كه كاركرد «آموزنده» خود را از دست بدهد یا از ایفای این نقش غافل باشد وصله‌ای ناجور است.



یك مجموعه تلویزیونی ایرانی اعم از عام‌پسند و خاص‌دوست و تاریخی و مذهبی و جنایی و... چنان كه كاركرد «آموزنده» خود را از دست بدهد یا از ایفای این نقش غافل باشد وصله‌ای ناجور است. این اصل برگرفته از خیل مجموعه‌های تلویزیونی است كه از جانب مدیران و مسوولان سیما مورد قبول می‌افتد و وقوف بر آن هم دقت و مهارت خاصی نمی‌خواهد. هر كه در این سال‌ها شمه‌ای در جریان اخبار باشد و اندكی از بازخوردها و انعكاس‌ها و دیدگاه‌ها بداند بر این قضیه صحه خواهد گذاشت. هدف مجموعه‌كاران این است مجموعه‌ای بسازند كه مردم را پای تلویزیون بنشاند و زین نمط بیاموزند و عبرت پذیرند و درس گیرند. بحث نیك‌و‌بد چنین هدفی بحث این نوشته نیست.
قصد داریم بنای بحث را بر همین نكته بگذاریم و در كوتاه سخن ثابت كنیم كه «یوسف»ی كه ساخته شده حتی از پس ایفای چنین نقشی نیز ناتوان است.
یعنی حتی اگر ارزش یك اثر هنری را به میزان درس‌آموز بودن آن تقلیل دهیم، «یوسف»ی كه این روزها از تلویزیون پخش می‌شود، در این معیار كوته‌بینانه هم یك اثر هنری نیست. حكم بر چنین رأیی هوش و ادراك بالایی نمی‌خواهد. بنده تنها از یك منظر ورود خواهم كرد و اگر چند نظر دیگر هم بر این نوشتار پیوست شود، بر معایب و نواقص بی‌كران این مجموعه افزون خواهد شد.
باری، چنانچه گفتیم طبق دیدگاه مسوولان و دست‌اندركاران، مجموعه خوب، مجموعه‌ای است كه به پایش بنشینند و عبرت گیرند و گفتیم كه «یوسف»ی كه ساخته شده چنین نیست. به عبارت دیگر حرف ما این است كه «یوسف» ساخته شده، حتی عبرت‌آموز هم نیست. و این در حالی است كه نخستین قابلیت این داستان همین عبرت‌آموز بودن آن است و دست‌اندركاران این مجموعه در همان پله اول هم فرومانده‌اند.
«احمد محمد بن زید طوسی» در تفسیر سوره یوسف می‌گوید: «از عجایب چهارچیز بود كه ملك تعالی خردمندان را از خلق خود عبرت نمود، تا بدان به راه رشاد باز آیند و انتباهی بود ایشان را. یكی قصه هلاك فرعون بود كه ملك تعالی ترسكاران را در آن عبرت نمود (ان فی ذلك لعبره لمن یخشی). دوم غزوات بدر بود كه ملك تعالی خردمندان را در آن عبرت نمود (ان فی ذلك لعبره لاولی الالباب). سوم غزوه بنی‌نضیر بود كه ملك تعالی در آن ارباب بصیرت را عبرت نمود (فاعتبروا یا اولی الابصار). چهارم حال یوسف بود كه ملك تعالی عالمیان را در آن عبرت نمود (لقد كان فی قصصهم عبرهٌ لاولی الالباب)» اعتبار كردن یا عبرت گرفتن به معنای نوعی حركت یا تفكر است.
این كلمه از ریشه «عبر» مشتق شده و معنای آن رفتن از حالی به حالی دیگر است و گذشتن از آب (چه با كشتی و چه از روی پل). در مثال ساده‌تر «عبرت گرفتن» حركت از نقطه A به B است و ذهن مخاطب با دیدن A باید به B برسد. این حركت ذهنی زمانی صورت می‌گیرد كه نقطه A و B هر دو تعریف شده باشند. به بیان دیگر، «عبرت گرفتن» تنها صرف حركت نیست بلكه نقاط حركت آن كاملا روشن است. اگر قرار باشد كسی داستان چوپان دروغگو را بشنود و به نقطه بعدی یعنی فهم عمل رذیله چوپان دست نیابد، عبرتی هم شكل نمی‌گیرد. در این مواقع حركت به جای A به B از A به « X» صورت گرفته. پس اگر قرار باشد عبرتی در بیفتد، نقاط حركت نیز باید روشن و صریح باشد.
اگر یكی از نقاط روشن نباشد، در این حركت اختلال ایجاد می‌شود. یعنی اگر A درست تعریف نشود، حركت نیز به مكانی دیگر خواهد بود. و سخن این است كه اگر «یوسف» را همان A (در مثال ما) در نظر بگیریم، چون A نبوده، نباید انتظار داشته باشیم از این نقطه به B برسیم. ساده‌تر آنكه بگوییم مجموعه تلویزیونی «یوسف» كاركرد عبرت‌آموز بودن خود را از دست داده است و در بسیاری موارد كاركردهای دیگری به خود گرفته است. با رجوع به مثال ما باید گفت، چون A در كار نبوده، نباید توقع داشته باشیم كه كاركردی را هم كه در نظر داشتیم به آن رسیده باشیم. و اگر جایی احیانا به برخی پلان‌ها، دیالوگ‌ها، ارتباط‌ها و... خندیده‌ایم (كه جای خنده نبوده) یا بعضی مواقع شگفت‌زده شده‌ایم (كه اصلا جای شگفتی نبوده) باید بدانیم كه علت اصلی همان اختلال حركتی است.
همانطور كه توقع نداریم مخاطب از خوانش داستان «یوسف»(ع) به پیام داستانی «نوح» (ع) یا به‌عنوان مثال چوپان دروغگو برسد، نباید هم انتظار داشته باشیم كه ما داستانی دیگر بگوییم و مخاطب به پیام داستان «یوسف»(ع) برسد. مشكل كار از اینجا ناشی می‌شود كه دوستان دست‌اندركار فكر می‌كنند داستان «یوسف» (كه خداوند آن را عبرت‌آموز خوانده) چیزی انتزاعی و خارج از داستان‌گویی است و عبرت‌آموز بودنش فرآیندی خارج از آفرینش و بیان آن است. مشكل اینجاست كه دوستان نمی‌دانند نه تنها «یوسف» بلكه تمام داستان‌های روی زمین، خارج از داستانگویی و شیوه روایی معنا ندارند. وقتی كاركردی صرفا رسانه‌ای برای هنر قائل شدیم چنین چیزی هم عایدمان خواهد شد. آیا به واقع چیزی خارج از اثر هنری وجود دارد كه قرار است توسط اثر هنری ورز داده شود؟! آیا پیامی خارج از داستان مفروض است كه قرار است با گفتن داستان به عینیت درآید؟ آیا پیام داستان) اگر پیام و معنایی برای آن قائل باشیم) غیر از همان داستان نیست؟ باور كنید این پرسش‌ها در تئوری‌های رایج امروز آنقدر نخ‌نما هستند كه اشاره به آنها هم رنگ كهنگی گرفته‌. امروز كمتر كسی است كه نداند هر چه داستان دارد از شیوه روایی دارد و هر داستانی ممكن است با كوچك‌ترین تغییر در شیوه روایی یا زاویه دید یا... تبدیل به داستانی دیگر شود. اینجا هم در سریال حضرت «یوسف» به خاطر ناآشنایی‌های فراوان و نابلدی‌های بی‌شمار، داستان تبدیل به داستانی دیگر شده و به همین سبب كاركرد (مد نظر مسوولان) از دست رفته است.
اگر تا اینجای كار دانسته باشیم كه تغییر تعریف (در مثال A و B)، تغییر در حركت را هم به دنبال خواهد داشت می‌توانیم به یكی از اشكالات بزرگ این مجموعه برسیم كه همان زبان (به معنای گفتارها و دیالوگ‌های) مجموعه است. گفتارهای سریال ملغمه‌ای از زبان‌های محاوره، كهن، لاتی، خیابانی، فینگلیش و... است كه ضربه مهلكی به سریال وارد كرده و بیشترین آسیب (حركتی كه گفتیم) نیز از این جناح به مجموعه وارد شده. دقت كنید:
«برو پی كارت»
«زوایای تاریك خانه را گشته‌ای؟»
«آنجا را كنترل كن»
«این پیراهن (یا...) از آن من است»
و هزاران مثال دیگر كه حكایت از مجموعه‌ای نامنظم دارند. «كنترل كردن» كنار «زوایای خانه» می‌آید و «برو پی كارت» كنار «آن من»! چنین ملغمه‌ای موجب می‌شود برخی صحنه‌ها نه‌تنها جدیت خود را از دست دهند بلكه موجبات طنز مخاطب باشند و هزار افسوس كه داستان زیبایی چون داستان «یوسف» به پای این ناشی‌گری‌ها بسوزد و دست‌اندركاران خوشحال باشند از اینكه فرهادكن، كوه معنا را كنده‌اند و بنایی ساخته‌اند كه از باد و بارانش گزند نیست! دیروز شنیدم طرحی داده‌اند مبنی بر اینكه به بازیگر نقش حضرت یوسف(ع) مبلغی ماهیانه بدهند و تعهد بگیرند كه این بازیگر تا پایان پخش این سریال هیچ سریالی بازی نكند. چرا؟ تا نقشش جاودانه بماند!
خانه از پای‌بست ویران است
خواجه در فكر نقش ایوان است

تحلیل : روزنامه کارگزاران

راه رسيدن به موفقيت يک درصد نبوغ و نود و نه درصد تلاش و کوشش است...

جمعه 3/8/1387 - 20:54 - 0 تشکر 67175

با عرض سلام خدمت دوستان

حتما با خبرید از فیلم جدید ابراهیم حاتمی كیا و موضوع سقط جنین

كارگردانی كه تا كنون در زمینه دفاع مقدس كار كرده و كارهای بسیار موفقی هم عرضه كرده بود

آیا دعوت رو دیدید؟

نظرتون چیه؟

جمعه 3/8/1387 - 21:49 - 0 تشکر 67183

سلام من فیلم دعوت رو ندیدم اما باتوجه به فروشی که داشته فکرکنم باید قشنگ باشه چون تبلیغات متفاوتی هم داشت دوست دارم دعوت رو ببینم

Zahara Asheqe Hossein
شنبه 4/8/1387 - 16:16 - 0 تشکر 67303

سلام

من که ندیدمش .اما دوستم که دیده بود همچین راضی نبود

میگفت چند تا زوج حامله میشن و بعدشم سقتشون میکنن

فعلاً خدانگهدار 

شنبه 4/8/1387 - 20:25 - 0 تشکر 67345

سلام

من فیلم رو دیدم و به نظرم فیلم خیلی خوبی بود و با اینكه موضوع هر پنج اپیزود یكی بود ولی اصلا خسته كننده نمی شد تقریبا همه چیز در فیلم عالی بود

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


يکشنبه 5/8/1387 - 19:10 - 0 تشکر 67548

فیلم سینمایی«کلاه قرمزی و پسرخاله» بنا به درخواست وسیع مخاطبان تلویزیونی روز چهارشنبه از شبکه دو سیما پخش می‌شود.


به گزارش روابط عمومی شبکه دو سیما، فیلم سینمایی«کلاه قرمزی و پسر خاله» بنا به درخواست وسیع مخاطبان تلویزیونی روز چهارشنبه (8 آبان)، ساعت 23:45 از شبکه دو سیما پخش می‌شود.
«کلاه قرمزی و پسرخاله» که در سال 1373 ساخته شد، از فیلم‌های شاخص و پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای کودک و نوجوان محسوب می‌شود که در سال مذکور رکود فروش این گونه فیلم‌ها را شکست.
فیلمنامه این فیلم را «ایرج طهماسب»، «همایون اسعدیان» و «حمید جبلی» نوشته‌اند و ایرج طهماسب آن را کارگردانی کرده است.

داستان فیلم درباره عروسکی به نام کلاه قرمزی است که بازیگوشی‌های او باعث می‌شود از مدرسه اخراجش کنند و تلاش او برای به دست آوردن شغل هم بی‌نتیجه می‌ماند تا اینکه یک روز که مشغول تماشای برنامه آقای مجری در تلویزیون است تصمیم می‌گیرد به تلویزیون برود...کلاه قرمزی به همراه پسرخاله به تلویزیون راه می‌یابند. در آنجا به خاطر علاقه زیاد به آقای مجری سعی می‌کند تا موانع ازدواج او را از بین ببرد اما ...

«کلاه قرمری و پسرخاله» یکی از پرفروش‌ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود که پخش مجدد آن می‌تواند یادآور تولیدات درخشان سینمای ایران در حوزه سینمای کودک و نوجوان باشد.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.