و خدا هست
سلام
ترانه نگووووووو ولی من یه چی بهت میگم به قول یاسی سوز دلت
رفتم همون مغازه هه ی همیشگی خب؟! همون آقاهه دماغ عمل کرده هه خب؟ پشت دخل بود خب؟
بعد من یه چیز خیلیییییی کوچیک میخواستم بخرم ( کارت پستال) بعد نق زدم گفتم چرااا هیچی ندارید؟! اونم شروع کرد یه ساعت فک زدن! منم که عجله دااااااار.
بعد اون کتاب رو دستم دید!! گفت میخواید اینو کادو کنید؟ گفتم آره
گفت با این کاغذ کادو؟ گفتم آره
گفت میدونید چقدر درد سر داره؟ بیاید من براتون کادو کنم روبان بپیچم حالشو ببرید!!! (البته مودبانه گفت) بعد من گفتم اوکی!
بعد نمیدونی تا ساعت 4 باورت نمیشه تا 4 سر پا واستاد. چیزی درست کرد که دهنم وا موند!!!
رفت جعبه انتخاب کرد!!! پوشال انتخاب کرد! کلی کاغذ کادو انتاب کرد نمیدونی با چه سلیقه ی دخترونه ای خوردشون کرد یعنی ریز ریز کرد. طرح داد بهش . گل خشک انتخاب کرد. اصلا چیزی درست کرد که من ه دختر صد سال نمیتونم
الان جعبه هه جلومه دلم نمیاد بدمش به طرف :D
آهان بعد نمیدونی چقدر گرفت ازم کههههههه... عین این ... ها آتیش زد به مالش در حد تیم ملی
خیلی باحال بود! ببین مردم یعنی صاحب کادوئه چه شانسی دارن. اون وقت تو...
بمیرم برای مظلومیتت ترانهههههههههه
( آیا این حرفای خصوصی چیه من اینجا میگم؟!!)