کد سوال : 3551
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه ميتوان روي ديگران بخصوص جوانان تأثيرگذار باشيم؟
پاسخ : بهترين راه تأثيرگذارى، اين است كه با رفتار و عمل كردن به حقايق دينى و معلومات خود، ديگران را تحت تأثير قراردهيم. قطعا موقعي مىتوانيم اثرگذار باشيم كه خود اهل عمل باشيم؛ ولى اگر اهل عمل نباشيم _ولو به ظاهر خود را متعبدهم جلوه دهيم_ تأثيرگذارى ما خيلى كم مىشود. قرآن در سوره بقره مىفرمايد: A}(اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسكم){A؛M}«آيا ديگران را به نيكى دعوت مىكنيد در حالى كه خودتان را فراموش كردهايد».{M معصوم(ع) هم مىفرمايد:H}«كونوا دعاه الناس به غير السنتكم»{H؛M}«مردم را به غير زبانتان دعوت كنيد»{M؛ يعنى، با عمل. بنابراين بهترين راه تأثيرگذارى اهل عمل شدن و الگوى مشاهدهاى براى ديگران ايجاد كردن است. مسأله تأثيرپذيرى يا تأثيرگذارى در حدود كيفيت آن، بستگى به توانايي و قابليتهاى انسان در ابعاد مختلف دارد. مهمترين امورى كه در تاثيرگذارى دخالت دارد، ويژگىهاى روحى _از قبيل اراده استوار، اخلاق نيكو، حسن معاشرت_ و آگاهىها و توانشهاى علمى بالا است. تاثيرپذيرى مثبت نيز تا حدودى به اين امور و نيز به ميزان انعطافپذيرى و حقيقتطلبى شخص، ارتباط دارد. تاثيرپذيرىهاى منفى برخاسته از ضعف آگاهى و اراده مىباشد. بنابراين هر اندازه در تقويت اراده خود و گسترش صفات حسنه و خلق و خوى پسنديده و افزونسازى آگاهىها ودانشهاى خود _به ويژه در زمينه مسائل دينى، فرهنگى و اجتماعى_ تلاش كنيد، به تدريج توان تاثيرگذارى بيشترى خواهيد يافت.
با رعايت اصول و نكات زير، فرد مىتواند ميزان تأثيرگذارىخويش را افزايش دهد:
1. كار خود را با تحسين و قدردانى صميمانه از طرف مقابل شروع كنيد.
2. با اندكى تفحص و جستوجو برنامه خود را با برجسته كردن يك يا چند نكته مثبت و ارزشمند در طرف مقابل و تحسين صادقانه از وى به جهت وجود آن امر مثبت، ارتباط خود را با وى پىگيرى کنيد.
3. در صورتى كه اشتباه و لغزشى در وى مشاهده كرديد، مستقيما از او گلايه نكنيد و وى را مورد انتقاد مستقيم و سرزنش خود قرار ندهيد.
4. قبل از انتقاد از ديگران درباره اشتباهات خود حرف بزنيد.
5. سعى كنيد شنونده خوبى باشيد و ديگران را تشويق كنيد درباره خود، براى شما حرف بزنند.
6. صميمانه ديگران را دوست داشته باشيد و به آنها اين محبت باطنى خود را اعلام كنيد.
7. به ديگران اعتبار بدهيد و كارى كنيد كه احساس كنند مهم هستند.
8. در طرف مقابل نسبت به كارى كه مىخواهى انجام دهد، ميل شديدى ايجاد كنيد و به عبارت ديگر فضاى روانى لازم را براى انجام دادن آن عمل فراهم سازيد.
9. هر رفتارى را كه از ديگران نسبت به خود انتظار داريد، همان را با ايشان در پيش گيريد.
10. سعى كنيد نقطه نظرات و ديدگاههاى خويش را بر ديگران تحميل نكنيد؛ زيرا مردم سخن كسى را كه بخواهد عقيدهاش را بر آنان تحميل كند نمىپذيرند و با كسى كه همچون يك سرپرست با ايشان رفتار كند، دوستى نمىورزند و به او اعتماد نمىكنند.
V} در اين زمينه براى آگاهى بيشتر ر.ك:
1. آئين دوست يابى، ديل كارنگى.
2. دوستى و دوستان، سيد هادى مدرسى، انتشارات آستان قدس رضوى/
3. دوستى در قرآن، محمدى رى شهرى.{V
کد سوال : 3552
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : ويژگيهاي دوست خوب چيست؟
پاسخ : اگر خواسته باشيم به صورت كامل و دقيق با هم سخن بگوييم، بايد به اين نكات توجه داشته باشيم كه داشتن دوست و برخوردار بودن از ارتباط عاطفي دوستانه، يك ضرورت انساني است؛ يعني، حتي اگر آدمي را موجودي اجتماعي نشناسيم؛ وليكن داشتن دوست به مقتضاي تدبير عاقلانه و تأمين خواستههاي فطري و غريزي، يك پديده ضروري و انكارناپذير زندگي انساني است . حال بعد از ناگزير بودن از دوستي، بايد مشخص كرد كه معيارهاي انتخاب دوست چيست و بهترين همنشين كيست؟
در مرام ما مسلمانان هدف تمام اعمال و رفتارها به آخرت و خشنودي خداوند بر مي گردد، و لذا هرگاه در پي انجام عملي بر ميآييم اولين سؤال آن است كه آيا اين عمل، موجب خرسند شدن حضرت حق مي شود يا نه ؟ آيا خداوند به انجام اين عمل رضايت دارد يا نه؟ چرا كه جملگي خود را بنده او مي دانيم و بنده بايد در پي تحصيل رضايت مولاي خويش باشد.
T}يک. سه شرط دوستي{T
دوستي قبل از هر شرطي داراي سه شرط اساسي است كه بدون رعايت سن و گروه طبقاتي و سطح تحصيلات _كه خود از جمله شرايط لازمه است_ بايد بي كم و كاست رعايت گردد. اگر اين سه شرط زير فراهم بود، آنگاه نوبت به بررسي ديگر شرايط ميرسد.
شخصي سزاوار دوستي است كه:
1. ديدار او خدا را به ياد شما آورد؛ يعني، زيارت وي سبب ذكر خدا باشد.
2. سخن گفتن او به دانش و معلومات شما بيافزايد و از هر كلام او شما ثمره اي علمي برداريد.
3. عمل و كردار او آخرت را به ياد شما آورد، به گونهاي كه به اعمال و رفتار شما نيز رنگ آخرتي بزند. اگر كسي را با سه شرط فوق يافتيد و در هر سن و سالي كه بود، دوست او باشيد و وجود وي را مغتنم شماريد، و گرنه درصدد يافتن چنين دوستاني باشيد. تا زماني که شخصي را با چنين ويژگيهاي نيافتيد، هرگز دوستي برقرار نكنيد. چه فضاي دوستي فضاي استفاده از كمالات معنوي است و دوستي بايد زمينهساز دينداري، بندگي، رشد علمي و اخلاقي گردد و دوستي كه موجب انحطاط اخلاقي و زمينهساز مفاسد ديني و دنيوي شود، دوستي نيست؛ بلكه دشمني و عداوت است و از اين دوستيها بايد سخت اجتناب نمود. اما نسبت به شرايط سني و طبقه اجتماعي و تحصيلي اگر دقت كنيم، اين شرايط در واقع زمينهساز شرايط قبلي است؛ يعني، دو انساني كه اختلاف سني داشته باشند، نميتوانند دوست خوبي براي يكديگر باشند؛ چرا كه اين دوستي نميتواند موجب افزايش دانش و معرفت و تقوا گردد و يا اگر از نظر سطح تحصيلات نزديك يكديگر و يا همتراز نباشند، نميتوانند از حضور يكديگر بهره علمي و شناختي ببرند و زمينه ارتباط روحي و رشد معنوي را براي هم فراهم آورند. پس شرايط ديگر در واقع، زمينهساز سه شرط اساسي نخست هستند و بايد رعايت گردند. پس به صورت عمومي بايد شرايط سني و طبقه اجتماعي و سطح شناختي و تحصيلي و... رعايت گردد تا موجب خسران علمي و شناختي و انحراف و ابتلا به صفات خلاف ادب و اخلاق نگردد، حتي زمينهساز افت و تنزل علمي و معنوي و اخلاقي نشود. اميدواريم با رعايت اصول بيان شده، دوستيهاي الهي و مفيد رقم خورده و زمينه رشد و ترقي فراهم گردد. V}براي مطالعه بيشتر ر.ک: - آئين دوستي در اسلام نوشته آقاي بابازاده - دوستي و دوستان نوشته آقاي سيد هادي مدرسي , ترجمه آقاي شيخي و آژير - دوستي در قرآن و حديث نوشته آقاي محمدي ري شهري .{V
T}دو. ملاکهاي دوست خوب{T
از طرفي انتخاب دوستان و معاشرت با آنها؛ بايد بر اساس موازين اسلامي باشد. در قرآن كريم و روايات اهل بيت(ع) ملاكهايي براي دوست خوب بيان شده كه به طور اختصار بعضي از آنها را بيان ميکنيم. و شما ميتوانيد راجع به هر ملاك , مفصلا" مطالعه و فكر كنيد:
1. كسي كه به ياد خدا است و هدفش جز رسيدن به او نيست؛V}سوره كهف , آيه 28.{V
2. عاقل باشد؛ حضرت علي (ع) فرمود: «بيشترين درستي و خوبي ها در همراهي و دوستي با صاحبان عقل و درايت است».V}غررالحكم، حرف الف.{V
مولوي داستان دوستي مردي با خرس را كه مصداق بيخردان است، به زيبايي بيان كرده است. V}مثنوي معنوي , دفتر دوم , ابيات 1932 - 2124.{V
3. خيانت كار نباشد.
4. ستم كار نباشد.
5. سخن چين نباشد؛ امام صادق(ع) فرمود: «از سه گروه بر حذر باش! شخص خيانت كار، شخص ظالم، انسان سخن چين؛ زيرا كسي كه به نفع تو به ديگران خيانت نمايد، روزي خواهد آمد كه به خودت نيز خيانت كند و شخصي كه به جانبداري از تو، حق ديگران را پايمال نمايد و به ظلم عادت كند، بالاخره به تو نيز ظلم خواهد نمود و انسان سخن چين، همان طور كه سخن ديگران را پيش تو ميآورد، سخن تو را نيز نزد اغيار خواهد برد». V}بحارالانوار، ج 75، ص 229. {V
6. آنچه براي خود ميپسندد، براي تو نيز بپسندد و آنچه را كه براي خويش نميخواهد، براي تو نيز نخواهد. رسول اكرم(ص) فرمود: «در مصاحبت و رفاقت كسي كه آنچه را براي خود ميخواهد براي تو نخواهد، هيچ خير و فايدهاي وجود ندارد». V}بحارالانوار، ج 71، ص 198.{V
P}آنچه نفس خويش را خواهي حرامت سعديا{E}گر نخواهي همچنان بيگانه را و خويش را{P
7. قاطع رحم نباشد؛ امام باقر(ع ) فرمود: «پدرم امام سجاد(ع) مرا نصيحت فرمود كه: اي پسرم! از رفاقت با كساني كه قطع رحم مي كنند، بپرهيز; زيرا من آنها را در قرآن شريف سه بار مورد لعن و نفرين پروردگار يافتم».V}تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 45.{V
شخصي كه با نزديكان خود نتواند معاشرت و هم زيستي صحيح داشته باشد؛ در حالي كه آنان با وي از يك خانواده و فرهنگ و گوشت و خون مي باشند, چگونه مي توان انتظار داشت كه با غيرفاميل رفاقت صميمانه داشته باشد.
8. عيبجو نباشد؛ امام علي (ع ) فرمود: «از رفاقت و نشست و برخاست با كساني كه عيبجو هستند و هميشه به دنبال نقاط ضعف ديگران ميباشند، پرهيز كن; زيرا دوست چنين اشخاصي از ضرر آنان سالم نميماند و خود نيز طعمه عيبجوييهاي آنان خواهد شد». V}غررالحكم، باب الف.{V
در روايات راههاي متعددي براي امتحان دوستان بيان شده است؛ از جمله:
1. در حال بينيازي و فقر، دوستي او عوض نشود؛ امام باقر(ع) فرمود: «بدترين دوست كسي است كه تو را به هنگام بينيازيت حفظ كند و به وقت تنگدستي رها سازد».V}ميزان الحكمه، ج 1، ص 53.{V
P}دوست مشمار آن كه در نعمت زند{E}لاف ياري و برادر خواندگي{P
P}دوست آن باشد كه گيرد دست دوست{E}در پريشان حالي و درماندگي{P
V}(سعدي){V
2. به هنگام عصبانيت، بدگويي تو را نكند; امام صادق(ع) فرمود: «دوستي كه سه بار از تو عصباني شد، ولي بدگويي تو را ننمود و كلام ناسزا از دهانش خارج نشد، او را براي خود نگهدار».V}بحارالانوار، ج 78، ص 251.{V
3. به نماز اهميت بدهد; قرآن ميفرمايد: «اي اهل ايمان! با آن گروه از اهل كتاب و كافران كه دين شما را به بازيچه گرفتند، دوستي مكنيد. زماني كه شما نداي نماز بلند ميكنيد، آن را به مسخره و بازي ميگيرند، زيرا آن قوم مردمي نادان و بيخردند».V}مائده، آيه 57.{V
P}وامش مده آن كه بي نماز است{E}گرچه دهنش زفاقه باز است{P
P}كو فرض خدا نميگزارد{E}از قرض تو نيز غم ندارد{P
V}(سعدي){V
4. در هنگام سختي و راحتي انسان اهل نيكي باشد; اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «در سختيها دوستان امتحان ميگردند».V}غررالحكم , حرف فائ لفظ في.{V
P}جواني پاكباز پاك رو بود{E}كه با پاكيزه رويي در گرو بود{P
P}چنين خواندم كه در درياي اعظم{E}به گردابي درافتادند با هم{P
P}چو ملاح آمدش تا دست گيرد{E}مبادا كاندرين حالت بميرد{P
P}همي گفتي ميان موج و تشوير{E}مرا بگذار ودست يار من گير{P
V}(سعدي){V
5. هنگام زوال توانايي انسان، دوستياش از بين نرود; حضرت امير(ع) فرمود: «هنگام از بين رفتن قدرت انسان، دوست از دشمن شناخته ميگردد».V}(غرر الحكم، حرف عين، لفظ عند).{V
6. هنگام به قدرت رسيدن , از احسان به دوستان خودداري نكنيد.
در پايان تذكر دو نكته مهم ضروري است:
يکم. اين شرايط نسبي هستند و از طرفي هم شايد نتوان كسي را پيدا كرد كه داراي تمام اين خصوصيات باشد. از اين رو با در نظر گرفتن شرايط خود و اهميتهاي ديگر، بايد به جست و جوي اين خصوصيات در دوستان پرداخت و اگر دوستي داريم كه فاقد بعضي از اين خصلتها است، از قطع رابطه با وي خودداري كنيم و در اصلاح و خودسازي او، كمكش كنيم كه اين خود از وظايف دوستان نسبت به يكديگر است. البته انجام دادن اين وظيفه مشروط به عدم تأثيرپذيري انسان در حين كمك و اصلاح آن شخص مي باشد.
دوم. نبايد انسان در جست و جوي اين اوصاف در ديگران باشد؛ بلكه خود نيز بايد سعي كند تا موارد ياد شده را رعايت كند. آن گاه خواهد ديد كه چقدر از صفات نكوهيده وي از بين رفته و در مقابل، به چه صفات پسنديده اي مزين و متصف شده است.
کد سوال : 3553
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه ميتوان علاقه بين زن و شوهر را ايجاد كرد يا افزايش داد؟
پاسخ : پديدار شدن مهر و محبت افزونتر، معلول يك سري عوامل است كه بعضي از آنها در دست همسر و برخي در اختيار زوج است. آنچه كه در اختيار زن است، احترام و اهميت دادن به شوهر، مهيا كردن محيط خانه براي او، همراهي با او در امور مختلف، پرهيز از بحث و مجادله هاي بينتيجه، توجه به خواستههاي جنسي شوهر و آماده ساختن خود براي او، صداقت و امانت و فداكاري و گذشت، از جمله اموري است كه مراعات آن از جانب زن، ميتواند در جلب محبت شوهر مؤثر باشد. اسلام به منظور ايجاد علاقه و محبت بيشتر ميان دو همسر، به همتايي و كفو بودن آنها سفارش كرده است. در واقع ميتوان گفت: مرد و زن اگر از نظر شرايط اعتقادي و اقتصادي، نزديك به هم باشند و براساس صداقت و حسن اعتماد به همديگر، زندگي خود را آغاز كنند و در طول زندگي روزمره به آن توجه كافي داشته باشند و آن را رعايت نمايند؛ خداوند علاقه، محبت و الفت را بين اين دو همسر قرار خواهد داد. پس از انعقاد پيمان ازدواج نيز براي استحكام خانواده و استمرار آن الفت و علاقه، بايد هر يك از مرد و زن به روابط ميان خود توجه كافي مبذول كنند. همان طور كه امام صادق(ع) توصيههاي زير را به هر يك از زن و شوهر ارائه فرمودهاند:V}تحف العقول، ص 323.{V«مرد در پيوند ميان خود و همسرش از سه چيز بي نياز نيست:
1. همدلي با زن تا از اين راه محبت و دلبستگي زن را به خود جلب كند.
2. حسن خلق و متوجه كردن دل زن به سوي خويش با قيافه اي كه در چشم زن خوشايند باشد.
3. توسعه دادن در معيشت همسر.
زن هم در ارتباط ميان خود و همسر همدلش از سه خصلت بينياز نيست:
1. خويشتنداري از هر آلودگي تا دل شوهر در اعتماد به وي در هر خوش و ناخوش مطمئن باشد.
2. مراقب حال شوهر بودن تا اگر لغزشي از او سر زد شوهر با او مهربان باشد.
3. اظهار عشق به شوهر با دلربايي و زيبا ساختن خويش در چشم وي.
با استفاده از روايت فوق و دستورات ديگري كه از بزرگان به ما رسيده است ميتوان به خوبي و به آساني علاقه و محبت را افزايش داد.
در اين رابطه چهل نكته مفيد و سازنده بيان ميگردد تا با عمل به آنها بتوانيد در دوستي و ارتباط صميمانه با همسرتان موفق باشيد.
1. با مطالعه كتب مربوط به انتخاب همسر، آيين همسرداري، چگونگي ايجاد ارتباط با ديگران و نيز شركت در جلسههاي آموزش خانواده، دانش و مهارت خود را در اين زمينه افزايش دهيد.
2. با همدلي، همفكري، همكاري و مشورت با يكديگر درباره مسائل مختلف، ميان اعضاي خانواده روابط سالم پديد آوريد.
3. هر يك از زوجين ديگري را نزديكترين و محرمترين فرد بداند و او را نيمه تن، حامي و پشتيبان خود تلقي كند.
4. با يادگيري مهارتهاي ارتباطي _نظير به حرفهاي يكديگر گوش كردن، احترام به نظرها و عقايد يكديگر و تشريك مساعي و مشورت كردن_ روابط خود را بهبود بخشيد.
5. بكوشيد، باايجاد كانوني گرم و صميمي، تمام اعضاي خانواده _به ويژه زن و شوهر_ مسؤوليت رسيدن به تفاهم را پذيرا شوند.
P} تا كه از جانب معشوق نباشد كششي{E} كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد{P
6. هنگام اختلاف نظر يا سوء تفاهم، به جاي سرزنش كردن يكديگر يا تفسير نادرست، به شناسايي مسأله و يافتن راه حل آن بپردازيد و در صورت لزوم كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنيد.
7. براي رسيدن به ا منيت رواني وعاطفي در روابط زناشويي، داشتن صداقت، پذيرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهيد.
8. در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستين فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازيد تا به فرآيندي مخرب و پيشرونده تبديل نشود.
9. به هر طريق ممكن رفتارهاي مطلوب همسرتان را مورد توجه و تأييد قرار دهيد؛ به گونهاي كه همسرتان بفهمد برايش ارزش قائل هستيد.
10. تشويق و تأييد و بيان نكات مثبت، به طور آشكار يا در جمع باشد و تذكر نكات منفي و انتقاد، به طور محرمانه و در تنهايي صورت گيرد.
11. براي خصوصيات و نيازمنديهاي يكديگر، ارزش قائل شويد و در روابط كلامي، عاطفي، اقدامها و تصميمگيريها به افكار و خواستههاي همسرتان توجه كنيد.
12. اگر رفتار خاصي براي شما مبهم است، سادهترين راه اين است كه از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسيد و با روش مسالمتآميز، صميمانه و خوش بينانه موضوع را روشن كنيد.
13. خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهيد. خشونت را با سكوت پاسخ گوييد و در موقعيتي مناسب؛ درباره مسأله مورد نظر به بحث و گفتوگو بپردازيد.
14. بكوشيد در سراسر زندگي _به خصوص در روابط بين خود و همسرتان_ به جاي هر گونه پيشداوري يا مشاهده اشكالات و ضعفها، نقاط مثبت و قوت را ببينيد؛ به عبارت ديگر، به جاي توجه به نيمه خالي ليوان، به نيمه پر آن توجه كنيد.
15. سعي كنيد در برنامه ريزي براي فعاليتهاي اجتماعي، اوقات فراغت، ديد و بازديدهاي خانوادگي و نظاير آن، با يكديگر مشورت كنيد و از يك جانبهنگري بپرهيزيد.
16. در هر فرصتي كه پيش ميآيد، با همسر و اعضاي خانوادهتان ارتباط كلامي و عاطفي برقرار كنيد. شايان ذكر است زنان از صحبت كردن با همسرشان بيشتر لذت ميبرند. بنابراين، مردان بايد فعالانه به سخنان همسرانشان گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند.
17. اگر هر يك از زوجين در شرايط خاصي، نميتواند به سخنان همسرش گوش كند، بايد صادقانه و صميمانه اين موضوع را به وي انتقال دهد و تقاضا كند صحبت كردن درباره آن موضوع را به فرصتي ديگر واگذارد.
18. هر از چند گاهي زوجين در فضايي محرمانه، محبتآميز و صميمانه به ارزيابي رفتار و روابط يكديگر بپردازند و از يكديگر بپرسند، چه بايد كرد تا روابطمان بهتر و بانشاطتر شود؟
19. هميشه، در رويارويي با مسائل و مشكلات خانوادگي، خود را در وضعيت طرف مقابل قرار دهيد و با قبول مسؤوليت خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روي آوريد.
20. در روز يا در هفته زمان مشخصي را براي گفت و گو درباره مسائل و مشكلات و به اصطلاح درد دل كردن با همسرتان اختصاص دهيد.
21. از داشتن نگرشهاي آرمان گرايانه و شاعرانه در مسأله ازدواج و روابط زناشويي و نيز انتظارات غير واقع بينانه اجتناب كنيد.
22. ارتباط زوجين بايد از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغير واقع بينانه به دور باشد. اگر موضوع و مسألهاي ذهن يكي از زوجين را به خود مشغول كرده است، بايد آن را به صراحت و صادقانه مطرح كند و درستي و نادرستي اش را با همسرش مورد بررسي قرار دهد.
23. هر يك بايد زمينههاي بروز سوء تفاهمها و سوء ظنها را از بين ببرد و از رفتارهايي كه موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن ميشود، خودداري كند.
24. هر يك از زوجين بايد بكوشد با روانشناسي همسرش آشنا شود، تا بداند او به چه اموري بها ميدهد و نظام ارزشياش چگونه است. براي مثال معمولاً زن به وابسته بودن، كسب امنيت عاطفي و مورد حمايت واقع شدن اهميت ميدهد و مرد ميخواهد مستقل و خود مختار باشد و آزادي عمل را داراي ارزش ميداند.
25. زن و شوهر از مسخره كردن يكديگر و گفتن سخنان طعنهآميز و دو پهلو جداً پرهيز كنند.
26. از رفتارهايي نظير متلك، تحقير، سرزنش و به رخ كشيدن يكديگر كه موجب افزايش مقاومتهاي رواني در طرف مقابل است، جداً بايد پرهيز شود.
27. در سراسر زندگي _از جمله در زندگي خانوادگي_ بكوشيد به نقاط مثبت، موهبت و نعمت هايي كه در اختيار داريد بينديشيد نه به اموري كه در اختيار نداريد.
28. از خطاهاي يكديگر سريعاً بگذريد و خطاهاي همديگر را تحمل كنيد.
29. بايادآوري برخي ايام _مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظاير آن_ و دادن هديههايي هر چند كوچك (مثل يك شاخه گل) به طور نمادين عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام كنيد.
30. خود را در برابر همسرتان آراسته و پاكيزه و جالب توجه نگه داريد و از پريشاني و وضع نامرتب بپرهيزيد.
31. در انتخاب دوست و برقراري روابط دوستانه و معاشرتهاي خانوادگي با زوجهاي ديگر، دقت كنيد و اين امور را با توافق يكديگر انجام دهيد.
32. از هر گونه رفتاري كه به مرد سالاري يا زن سالاري ميانجامد، بپرهيزيد.
33. خطاي يكديگر را در حضور ديگران، فرزاندن، آشنايان، والدين يكديگر و... بازگو نكنيد.
34. هرگز همسرتان را با زن يا مرد ديگر مقايسه نكنيد.
35. از رفتارهاي مطلوب همسرتان تشكر كرده، او را تشويق كنيد و انگيزه تكرار آن رفتار را بيشتر سازيد.
36. از تصميمهاي نادرست و غير منطقي و كليگوييهاي منفي و شكلگيري افكار منفي، درباره همسرتان شديداً بپرهيزيد.
37. حتيالمقدور به قولهايي كه به همسرتان دادهايد، عمل كنيد تا به سلب اعتماد و احساس فريب خوردگي نينجامد.
38. از نسبت دادن القاب و زدن برچسبهاي ناگوار و نامطلوب _مانند بدقول، زرنگ، شلخته، كلهشق، يك دنده، لجباز و خودخواه_ به يكديگر پرهيز كنيد.
39. در مواردي كه غمگيني و افسردگي و يا عصبانيت زن يا شوهر، شدت مييابد و احتمال اختلال در كار سيستم عصبي يا غدد درونريز _به ويژه غده تيروئيد_ وجود دارد، در نخستين فرصت به پزشك متخصص مراجعه كنيد تا از عادي بودن ترشح غدد _از جمله غده تيروئيد_ مطمئن شويد.
40. براي داشتن يك زندگي با نشاط و موفق خوب بينديشيد، وقت بگذاريد، احساس مسؤوليت كنيد، موانع ارتباط سالم را از ميان برداريد و به عوامل ايجاد كننده روابط سالم توجه كنيد.
کد سوال : 3554
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : آيا دختر و پسر مي توانند در محيط دانشگاه در مورد ازدواج با همديگر، صحبت کنند؟
پاسخ : اگر منظور از صحبت در مورد ازدواج آن است که در صدد شناخت همديگر هستيد تا بعد از آن، در مورد ازدواج و يا عدم آن تصميم بگيريد، در اين صورت قبل از صحبت رو در روي و مستقيم، بايد در صدد کسب آگاهي هاي ديگر برآييد و در مرحله پاياني و تکميلي اطلاعات به گفت وگوي مستقيم اقدام کنيد. البته با حضور و نظارت ديگران مثل والدين محترم دو طرف؛ چون هدف شناخت است، نه ارتباط احساسي و عاطفي. بي ترديد اگر قبل از آگاهي از اصالت خانوادگي، ميزان اعتقاد فردي و خانوادگي شناخت خصايص جسمي و رواني (سابقه هاي بيماري خانوادگي و ... )، به سراغ شناخت خصايص شخصيتي و فردي فرد مورد نظر برويد، در محيطي که محبت و احساس الفت موج مي زند به گفت وگو بپردازيد _چه بخواهيد چه نخواهيد_ به ازدواج منتهي مي شويد؛ چرا که ريسمان مودت و عشق را نمي توان بعد از اين ارتباط و گفت وگو گسست؛ اما عشقي کور و بيگانه با تعقل و تفکر که ثمره اي جز سردرگمي ندارد.
گفت وگوي شناختي، صحبتي است که به منظور شناخت دختر و پسر از يکديگر صورت مي گيرد تا بر اساس شناخت و آگاهي به دست آمده، در مورد بنا کردن يا بنانکردن زندگي مشترک تصميم گرفته شود. اين گفت وگو با رعايت شرايط زير مي تواند به هدف خود دست يابد؛ وگرنه در صورت تخلف نه تنها هدف خود را تامين نمي کند؛ بلکه رهزن دختر و پسر نيز خواهد شد:
T}شرايط گفتگوي شناختي{T
1. در اين گفت وگو جز پيام شناختي, پيام ديگري مبادله نمي شود (همانند پيام هاي احساسي و عاطفي).
2. محور گفت وگوها با طرح سؤالات از پيش تدارک شده تعيين مي گردد.
3. گفت وگوها از محورهاي تعيين شده تخطي نمي کنند.
4. موضوع گفت وگو به صورت کلي قبل از جلسه به اطلاع طرف مقابل رسانده مي شود.
5. مدت گفت وگوها کوتاه است.
6. برخي گفته ها يادداشت شده و محور تفکر بعدي و تصميم گيري قرار مي گيرد.
7. در اين گفت وگو حضور فرد ثالث _که نقش ناظر بر محتوا را داشته و نکات مبهم و مجهول را گوشزد مي کند_ ضروري است (يک نفر از طرف دختر و يک نفر از طرف پسر).
8. دقت شود که محور سخن شناخت يکديگر است؛ آن هم شناخت از ميزان سواد و سطح اطلاعات يکديگر، اطلاع از نو ع نگرش همديگر، شناخت از ميزان پايبندي به ارزش هاي پذيرفته شده و نوع ارزش ها مورد قبول يکديگر... پس بايد بعد از جلسه به اين سخنان پاسخ داده شود.
9. از تعريف و تمجيد مکرر يکديگر _که روحيه پرسشگر و دقت نظر را از بين مي برد_ اجتناب شود.
10. از پاسخ هاي کلي و شناخت هاي اجمالي و ابهام آلود پرهيز گردد.
کد سوال : 3555
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : با دختري دوست شده ام، چه توصيه اي داريد؟ در صورتي که قصد ازدواج با او را داشته باشم چه کنم؟
پاسخ : بدون ترديد از ديدگاه تربيتي و روان شناختي و بر اساس مقررات ديني اسلام، دوستي با جنس مخالف صحيح نيست؛ چه هر ارتباطي که بين انسان ها برقرار مي شود، به هدف انجام مبادله اي خاص صورت مي پذيرد. حال سخن آن است که دوستي با جنس مخالف، چه نوع ارتباطي است؟ و چه چيزي در اين دوستي و ارتباط مبادله مي گردد؟
يقيناً رابطه اقتصادي برقرار نشده و کالا خريد و فروش نمي شود و يا ارتباط آموزشي در بين نيست و پيام آموزشي مبادله نمي گردد و ... بلکه تنها چيزي که در اين ميان مبادله مي شود، محبت و دوستي و عشق ورزي خاص -فراتر از دوستي با جنس موافق- است و پايه اين ارتباط بر اين نوع مبادله ها تکيه دارد وگرنه دوستي شکل نمي گيرد و محبتي ارزاني نمي گردد.
در نزد تمام مکاتب و نظام هاي فکري عرضه و مبادله محبت و دوستي خاص -که از دست دوست موافق برنمي آيد- بعد از اعمال شرايطي خاص بايد انجام پذيرد که يکي از شرايط اساسي آن، اعتماد سازي است؛ به گونه اي که هر يک از طرفين در ابراز محبت و عشق خود به ديگري، وي را فردي مورد اعتماد بيابد و الا عشق را نثار بيگانه نمي سازد تا چه رسد به افراد غير قابل اطمينان. اين اعتماد تنها و تنها از طريق محرم بودن دوست فراهم مي گردد. لذا به ميزان محرميت اين محبت و عشق، تعميق و خالص تر مي شود. لذا اين روابط شرايط خاص خود را اقتضا مي کند و اين شرايط بايد رعايت گردد تا مجاز شمرده شود. از جمله آن شرايط انحصاري و بي چون و چرا «اعتماد سازي» است که کامل ترين شکل آن از رهگذر محرم بودن دو دوست فراهم مي گردد. از اين رو تا عقد ازدواج انجام نپذيرفته است، اين دوستي با اين احساسات و ثمره خاص مجاز شمرده نمي شود؛ چرا که شرط لازم را ندارد و چه بسا با ترديد يکي از دو دوست در دوستي خويش، حسرتي در پي داشته باشد . حتي اگر قصد ازدواج با دوست دخترتان را داشته باشيد؛ باز هم هرگز اين دوستي براي رسيدن به يک ازدواج موفق، مؤثر نيست. بلکه چه بسا تأثير منفي هم به جاي بگذارد. ازدواج موفق از مسير دوستي قبلي با همسر آينده نمي گذرد؛ بلکه از مسير شناخت، فارغ از احساسات عاشقانه و عواطف ارزاني شده بعد از انديشه وشناخت و اعتماد فراهم آمده مي گذرد.
همان گونه که خود مي دانيد و جو دوستي اقتضا مي کند، روح حاکم بر اين دوستي ها عشق ورزيدن است، نه خردورزي و پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است؛ در حالي که براي تصميم گيري در مورد ازدواج با فرد خاص، جز بر عقل تکيه نمودن خطا است. ابتدا بايد تعقل نمود و فارغ از دوستي و محبت، مشورت و تحقيق کرد و فرد مورد نظر را برگزيد و آن گاه خالصانه ترين عشق و ناب ترين دوستي ها را بدون منت به دوست برگزيده (همسر خود) تقديم نمود. در اينجا هر کاري جز عشق ورزي خطا است. دوستي هاي قبل از انتخاب همسرو تصميم گيري در مورد ازدواج با فرد خاص، راه عقل را سد و چشم بصيرت را کور مي سازد و اجازه نمي دهد تا يک تصميم صحيح و عاري از خطا گرفت و فرد صد در صد مناسب را برگزيد. اين نوع انتخاب موجب دردسر و گرفتاري شده و زندگي را تلخ و آينده را تيره و تار مي سازد.
تجربه و سرگذشت انسان هاي مجرب نشان مي دهد که علاج ماجرا غير از اين را مي طلبد. بنابراين اگر قصد داريد با دوست دخترتان ازدواج کنيد، ابتدا دوستي و محبت را کنار بگذاريد و همچون يک بيگانه، او را موضوع تحقيق خود قرار دهيد و از برخورداري وي از شرايط مثبت کسب اطلاع کنيد و وي را به عنوان همسر ايده ال بيابيد. آن گاه که او را همسري ايده ال و مورد پسند براي خود يافتيد، به صورت رسمي به خواستگاري او برويد و شرايط او را نيز جويا شويد و بعد از پذيرش شرايط وي با عقد رسمي به پاي يک دوستي پايدار و عشق ناب جان ببازيد. در اين زمان هر عملي جز عشق ورزي و محبت خطا است. پس تا قبل از انتخاب، تعقل، تدبير، تحقيق و شناخت و آن گاه انتخاب را سرلوحه کار خود قراردهيد و بعد از انتخاب عشق و محبت بي چون و چراي خود را ارزاني يکديگر سازيد. تعقل و تفکر به جاي خود و عشق و دوستي به جاي خود که هر نکته در جاي خود نکو است؛ وگرنه زندگي جز زندان و گرفتاري ثمره اي ندارد.
کد سوال : 3556
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : دختري هستم در آستانه ازدواج، چگونه مي توانم ازدواج موفقي داشته باشم؟
پاسخ : در مورد مسئله ازدواج توجه به نكات زير ضروري و بايسته است:
1. به منظور دست يافتن به يك ازدواج موفق، ابتدا بايد معيارهاي همسر مناسب خود را بشناسيد و به آنها آگاهي يابيد. از اين رو قبل از هر اقدامي، بايد با توجه به سليقه شخصي و مقتضاي ايمان خود و بهره گيري از كتاب هاي مربوطه، اوصاف و ويژگي هاي يك همسر ايده ال را بنويسيد.V} به منظور آشنايي با ويژگي هاي همسر مناسب، لازم است حداقل از يكي از كتب زير استفاده كنيد. 1. جوانان و انتخاب همسر, نوشته آقاي مظاهري 2. انتخاب همسر, نوشته آقاي اميني 3. خانواده متعادل , نوشته آقاي شرفي . {V
2. در قدم بعدي , لازم است به ويژگي هاي استخراج شده ضريب و امتياز بدهيد، چرا كه يكي از ويژگي ها ايمان است و ويژگي ديگر شغل مي باشد و بي ترديد اين دو ويژگي از اهميت و امتياز يكسان برخوردار نيستند. لذا در مرحله دوم به ويژگي هاي به دست آمده ضريب بدهيد.
3. با اعلام آمادگي خواستگار، بايد وارد مرحله تحقيق شويد و از وجود ويژگي هاي مورد نظر در فرد خواستگار خود آگاه شويد كه آيا شرايط شما را واجد است يا نه؟ در اين مرحله بايد از همكاري برادران و پدر و ديگر افراد مورد اطمينان، برخوردار شويد و به تحقيق درباره فرد مورد نظر بپردازيد. دقت كنيد كه اطلاعات دقيق و صحيح به شما بدهند تا بتوانيد براساس آن اطلاعات دقيق، تصميم گيري كنيد. پس دقت در كسب اطلاعات نبايد مورد غفلت قرار گيرد. بهترين شكل آشنايي، شناخت خانواده خواستگار و اطلاع از ميزان پايبندي وي به آداب اخلاقي و احكام شريعت است .
4. بعضي از ويژگي ها و اوصاف، يك ويژگي كيفي است و كميت پذير نيست (مانند ايمان و صداقت و...) در اين گونه موارد بايد به رفتار وي مراجعه نمود و بر اساس آن قضاوت كرد. شخص با ايمان غيبت نمي كند، دروغ نمي گويد، نماز را در اول وقت مي خواند، حساب مالي دارد و... لذا از راه صحيح بايد به وجود اين اوصاف پي برد؛ نه اينكه صرفا" به گفته ديگران اعتماد کرد.
5. بعد از به دست آوردن اوصاف و ميزان برخورداري خواستگارتان از اين اوصاف , به وي امتياز بدهيد در صورتي كه از مجموعه مثلا" 100 امتياز، وي حداكثر امتياز را به دست آورد، اقدام كنيد. توجه داشته باشيد كه هرگز شخصي كه صد در صد مطابق خواسته و معيارهاي شما باشد يافت نخواهد شد. البته بعضي از اوصاف را نمي توان ناديده گرفت و احراز آنها لازم است؛ هر چند وي امتياز بالا را داشته باشد (مانند خوش اخلاقي و ايماني و صحت مزاج و عدم ابتلا به بيماري هاي ارثي و ژنتيكي).
6. در پايان به چند توصيه مهم اشاره مي كنيم:
الف. حساسيت وسواس گونه نداشته باشيد؛ بلكه دقت لازم است .
ب. در تمام مراحل زندگي _به خصوص ازدواج كه از حساسيت لازم برخوردار است_ از توكل به خداوند و استعانت از ائمه هدي(ع) غفلت نورزيد. لذا رعايت آداب شرعي نوشته شده در كتاب هاي روايي (مانند كتاب مكارم الاخلاق) ضروري است.
ج. به هنگام تحير و ترديد، از مشورت با افراد آگاه و خيرخواه و مورد اعتماد محروم نباشيد.
د. بدون جهت و به انگيزه هاي واهي و يا ويژگي هاي دنيوي و يا احتمالات بي پايه، خواستگار خود را رد نكنيد.
ه. نسبت به ازدواج نبايد حساسيت افراطي نشان داد و همان گونه كه گذشت بايد نسبت به معيارهاي اساسي پاي فشرد، ولي بر معيارهاي غير اساسي نبايد اصرار کرد؛ چه بسا آنها را بعدا" بايد خود محقق سازيد و يا بايد از آنها چشم پوشي كنيد؛ چرا كه فردي كه صد در صد مطابق خواست شما باشد، هرگز پيدا نخواهد شد و انسان ها بايد با يكديگر تفاوت داشته باشند تا بتوانند خود به كمالي ره يابند و فرزندان از هر يك از والدين _متناسب با ويژگي هاي شخصيتي او_ بهرمند شوند. از غضب يكي بترسند و از مهرباني ديگر خشنود گردند. حساسيت بيش از حد سخت آسيب مي رساند و چه بسا موجب خسته شدن شما و فراموش شدن ويژگي هاي حياتي و اساسي مي گردد.
و. حتما" از كتاب هاي معرفي شده بهره بگيريد و صفات و خصوصيات همسر ايده آل؛ همانند ايمان، هم تراز بودن در طبقه اجتماعي و سطح فرهنگي و عدم زمينه ابتلا به بيماري هاي ارثي و ژنتيكي را فراموش نكنيد تا ازدواج موجب سعادت شما و خوشبختي گردد.
کد سوال : 3557
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه مي توان به روابط دوستانه و صميمانه خود با ديگران استمرار بخشيد؟
پاسخ : ايجاد ارتباط صميمانه و استمرار بخشيدن به آن، افزون بر اين كه نيازمند ذوق و شرح صدر و نوعى ظرفيتهاى ذاتى است، به اطلاعات و آگاهىهاى خاص نيز بايد تكيه داشت كه مىتوان آنها را با مطالعه كتابهاى مربوطه و رعايت نكات زير، به دست آورد. از اين رو ابتدا توجه شما را به رعايت چند نكته جلب مىكنيم:
اوّلين شرط در برقرارى ارتباط دوستانه و استمرار رابطه صميمانه، اين است كه دوست برگزيده شده، داراى شرايط دوست ايدهآل باشد؛ يعنى، واجد شرايط دوست خوب باشد. و گرنه اين دوستى چون بنيان محكمى ندارد، زود فرو خواهد ريخت. بنابراين نخست بايد شرايط انتخاب دوست را شناخت و بعد آنها را رعايت كرد. از شرايط دوست ايدهآل اين است كه وى وفادار، متعهد، مؤدّب، همتراز (در طبقه اجتماعى و اقتصادى و...)، عاقل و دورانديش، متدين و متخلّص به اخلاق پسنديده و خداپروا و پرهيزكار و پايبند به مقررات دينى و آداب نيكو و شخصى مطلع باشد. پس به منظور استمرار دوستى، از ابتدا بايد دوست مناسب را برگزيد.
دوّم: بعد از رعايت شرايط ياد شده، بايسته است جهت حفظ دوستى موارد زير را مد نظر قرار دهيد:
1. در برابر دوست خود فروتن و متواضع باشيد؛
2. از مجادله و برخوردهاى تند (زبانى و...) جدا پرهيز كنيد؛
3. آنچه براى خود نمىپسنديد بر او نيز روا مداريد؛
4. گشادهرو باشيد و در سلام كردن بر او پيشى بگيريد؛
5. هميشه به عملكرد و رفتار او به ديده نيكو بنگريد و به وى حسن ظن داشته باشيد؛
6. هم درد او باشيد و خيرخواهى را فراموش نكنيد؛
7. با روحيهاى متوقعانه با او برخورد نكنيد و دوستى پر توقّع براى او نباشيد؛
8. دوستى و محبت خود را گاهگاهى ابراز كنيد و حتى با دادن هديه در عمل، آن را نشان دهيد؛
9. در حق او دعا كنيد؛
10. هرگز او را سرزنش نكنيد؛ هر چند برخى از رفتارهاى او را به واسطه اختلاف سليقه نمىپسنديد؛
11. سرّ او را پوشيده نگهداريد و رازدار او باشيد؛
12. گوشى شنوا و شخصى مطيع در برابر خواهشهاى او باشيد؛
13. در برابر رفتار ناپسند او، بردبارى و صبورى را فراموش نكنيد؛
14. يكرنگى و صميميت خود را در عمل به او نشان دهيد؛
15. از منتگذارى در برابر خدمات خود، سخت اجتناب كنيد؛
16. اوقات شاد و خندانى را با او داشته باشيد و در شاد نمودن او تلاش كنيد؛
17. هرگز به او حرف درشت و نا به جا نگوييد و هميشه در صدد جلب رضايتش باشيد؛
18. از بدگويى او در نزد ديگران و يا حتى نزد خودش پرهيز كنيد؛
19. او را در امكانات و توانمنديهاى خود شريك بدانيد و براى او جايگاهى خاص باز كنيد؛
20. هرگز بد قولى و خلف وعده نكنيد؛
21. اگر اشتباهى را مرتكب شديد، رسما عذرخواهى كنيد و با پاداش نيك جواب دهيد.
ج. امّا نسبت به افزايش سطح شناخت و آگاهى خود در اين زمينه كتابهاى زير را مطالعه كنيد.
1. آئين دوستى در اسلام، آقاى بابازاده.
2. دوستى و دوستان، آقاى سيدهادى مدرسى، ترجمه رضا شفيعى.
3. دوستى در قرآن و حديث، محمدى رى شهرى.
4. آيين دوستيابى، ويل كارنگى.
کد سوال : 3558
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : به ازدواج با کسي سخت علاقمند هستم ولي خانواده ام مخالفت مي کنند چگونه با او ارتباط برقرار کنم و حرف دلم را به او بگويم؟ و خانواده ام راضي سازم؟
پاسخ : موافقت و مخالفت والدين در ازدواج از ديدگاههاي مختف و در چندين علم ودانش مورد بررسي قرار مي گيرد و هر يک از اين علوم نيز به غرضي خاص و از دريچه اي ويژه به آن مي نگرند. به تعبيري ديگر اين موضوع يک بحث بين رشته اي است و در علم فقه، حقوق و روان شناسي و جامعه شناسي خانواده مد نظر دانشمندان هر يک از اين علوم است و در اين ميان آنچه هم اکنون مورد توجه است بررسي ضرورت، تأثير روان شناختي اين عنصر در تشکيل خانواده و انجام يک ازدواج موفق مي باشد.
از ديدگاه روان شناختي نه تنها عدم مخالف و يا موافقت والدين ضرورت يک ازدواج موفق است بلکه شرط انجام يک ازدوج موفق رضايت و همراهي مستمر والدين است. چه بدون تحصيل رضايت آن دو هر يک از دختر و پسر در انجام يک عمل خطير که نيازمند همراهي و تأييد ديگران است، بدون پشتوانه مي مانند و اين خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت است. چه بسا فرزنداني که با وجود فراهم بودن تمام شرائط يک ازدواج موفق چون رضايت والدين را به همراه ندارند نتوانند يک زندگي شيرين و همراه با پيشرفتي را پيش روي داشته باشند. در واقع در بررسي روان شناختي اين قضيه به پيامدهاي ناشي از نبود رضايت و همراهي صميمانه والدين مي پردازيم که اگر ازدواجي بدون موافقت والدين و حتي همراه با مخالفت والدين بنا گذارده شود آيا يک ازدواج موفق است؟ و از پيامدهاي منفي مصون مي باشد؟ و در يک کلام مخالفت والدين با ازدواج چه تأثيرات مثبت و يا منفي بر روند موفقيت آميز بودن آن ازدواج دارد؟ مجدداً تکرار مي کنيم که نگاه به اين قضيه از زاويه روان شناختي است نه فقهي و حقوقي و در اين بررسي به تأثير مخالفت بر ازدواج موفق مي پردازيم:
بدون ترديد تأثير مثبت ندارد چه مخالفت والدين شرط موفقيت يک ازدواج نيست و يا موافقت والدين شرط شکست و عامل ناموفق بودن ازدواج نيست تا حال که اين موافقت به مخالفت بدل شده است پس موفقت يقيناً بدست مي آيد و جاي شکست را مي گيرد. البته ميزان تأثير اين پديده در موفقيت يک ازدواج سخت به نظام ارزشي و فرهنگ خانوادگي وابسته است و در بين تمام نظامهاي ارزشي و فرهنگهاي خانوادگي هرگز نمي توان نظام و فرهنگي را يافت که مخالفت والدين يا حتي بيگانه خو بودن آنها شرط موفقيت يک ازدواج باشد. لذا بهره مندي از عنصر رضايت والدين از نظر ارزشي و فرهنگي حداقل يک پشتوانه روحي براي جوانان در مسير ازدواج است تا اين راه را با اطمينان خاطر و پشت گرمي کامل طي نمايند. ازدواج کردن بدون توجه به عوامل ديگري که در کنار آن قرار مي گيرد خود به خود يک عمل همراه با دل نگراني و اضطراب است و بواسطه ناآشنا بودن ماهيت عملي و مبهم بودن آينده آن و ناآشنا بودن دو طرف براي همديگر عملي رازآلود و معماگونه است و لذا هرگز کسي را نمي توانيد پيدا کنيد که از ابتدا اقدام به ازدواج خود موفقيت آن را براي خويش تضمين کرده باشد. يعني بگويد چون تمام شرائط را رعايت کرده ام و اين فرد همان شخص مورد درخواست من است لذا با اطمينان صد در صد به موفقيت آميز بودن اقدام مي کنم بلکه با وجود رعايت تمام شرائط مورد نظر همچنان از ته دل احساس ابهام و تاريکي _ اگر نگوئيم احساس ترديد و دودلي _ مي کند. حال آنگاه که يکي از پشتوانه هاي خود يعني والدين را و يکي از همراهان اصلي خود يعني پدر و يا مادر را و يکي از مطمئن ترين پناهگاههاي خود يعني خانواده والديني را از دست مي دهد به اطمينان او مي افزايد يا به اضطراب و دل نگراني او؟ آيا به جرأت او مي افزايد و او را در برابر مشکلات تشکيل خانواده مقاوم مي سازد يا نه؟ آيا توان او را در حل مشکلات زياد مي سازد و يا اينکه او را ناتوان تر ساخته و تسليم ناملايمات زندگي مي نمايد؟ کمترين تأثير روان شناختي اين نوع مخالفت آن است که به ميزان دل نگراني و اضطراب يک جوان جوايي اطمينان و سکون مي افزايد. جواني که از ازدواج آرامش و سکون را مي خواست همان ميزان آرامش دوران تجرد خود را نيز از کف مي دهد و هميشه در حال دل نگراني، اضطراب به سر مي برد و اين اضطراب هم خود شکننده است و هم استمرار آن موجب سست شدن بنيان وجودي فرد مي گردد و او را اندک اندک تا مرز نابودي پيش مي برد چه اضطراب هاي آني و گذرا رفتار آدمي را مختل مي نمايد و اضطراب طولاني مدت و مزمن خود آدمي را نابود مي کند و از پاي در مي آورد. پس از ديدگاه روان شناختي جلب رضايت والدين در ازدواج يک ضرورت بي ترديد است و حضور اين عامل موجب دلگرمي جوانان به ازدواج و برخورداري آنها از اطمينان به خود و جرأت به عمل و آرامش و سکون گشته و راه بهره مندي از پشتوانه والديني و تجارب آنها و دلسوزي و نيک انديشي آنها را هموار مي نمايد و خرمني از خوبيها و علم و دانش و تجربه و مصلحت انديشي دلسوزانه و حتي پشتوانه اقتصادي را فرا روي دو جوان نيازمند تمام اين نيکيها مي گذارد و مخالفت والدين با ازدواج يعني محروميت از تمام اين خوبيها و از دست دادن اين عناصر ضرري که نمي توان از يکي از آنها حتي چشم پوشيد. پر واضح است که ازدواج بي بهره از سرمايه رضايت والدين در واقع به نوعي ازدواج بي بهره از موفقيت کامل خواهد بود.
آيا مفهوم اين سخن آن است که به محض مخالفت والدين با ازدواج خاصي بايد از آن دست شست؟ نه بلکه بايد در تحصيل رضايت آنها کوشيد. بايد بررسي کرد که علت مخالفت آنها چيست؟ آيا آنها دليلي قانع کننده براي مخالفت خود دارند؟ اگر شما باشيد و عقل فارغ از محت کور و عشق عاري از فهم آيا جوابي براي مخالفت آنها داريد يا نه؟ مخالفت آنها را بجا و مقتضي انديشه مي دانيد و محصول عاقبت انديشي پيران تجربه مي شماريد يا نه؟... بهرحال اگر در عمق نهان خانه ي وجدان آنگاه که با خود خلوت مي کنيد مخالفت آنها را بجا مي شماريد پس تسليم حق شويد و اصرار بر تصميم غلط خود دست کشيد و ليکن اگر مخالفت آنها را بي مورد مي شماريد هرگز به دو گروه مخالف و موافق تقسيم نشويد دو جبهه در برابر هم را تشکيل نديهد و هر يک بر طبل رأي خود مشت مکوبيد بلکه در صدد جلب رضايت آنها برآئيد. شما بايد دو راهکار محبت، انديشه، عشق ورزي و مصلحت انديشي خانوادگي والدين خود را به نيز به جبهه موافقين دعوت کنيد و جملگي يک صدا فرياد موافقت برآوريد و آنگاه اقدام نمائيد در راه تحصيل رضايت والدين از همکاري و ميان جيگري خير انديشان و فاميلهاي نزديک و صاحب نفوذ بر روي والدينتان بهره بگيريد و اصرار و سماجت آميخته به محبت و فرمانبري و دعا به درگاه حضرت حق را فراموش نکنيد. بکارگيري تمام راهکارهاي ارائه شده قلب و والدين را به اعلام رضايت خاطر آنهم از صميم دل نرم مي سازد. لازم به يادآوري است که اگر آنها علي رغم سعي و تلاش شما رضايت ندادند به مصلحت شماست که از اين ازدواج دست بکشيد و حتي در برخي موارد از گذر زمان به عنوان يک عامل مؤثر و هموار کننده و مسير نيل به هدف بهره بگيريد. بهرحال بدون رضايت والدين اقدام نکنيد مگر آنکه مخالفت آنها را برطرف ساخته و ه رضايت بکشانيد. و چنانچه احساس کرديد لجاجت در کار است نه مخالفت در اين صورت از همکاري افراد خيرخواه و آگاه به عنوان واسطه در رفع اين حالت کمک بگيريد.
پس از آنکه رضايت والدين را به دست آورديد راه ابراز محبت و بيان حرف دل نيز گشوده مي شود. آنگاه مادر و خواهر شما همچون کبوتران پيام آور عشق و محبت پيام شما را به معشوق مي رسانند و با رعايت آداب و رسوم فرهنگي و شرائط ديني و شرعي مسير عشق ورزي سالم را به روي شما مي گشايند چه حرف دل را جز به آنکه مأنوس دل است نتوان گفت و گوش نامحرم محرم اسرار غيب و نهان نيست ابتدا بايد احراز نمود که او اين قابليت را داراست و آنگاه بي دغدغه و بي ريا ابراز کردن دوستت دارم ولي اگر شما گفتي و او نپذيرفت و يا حتي جواب منفي داد مي تواني تخمين بزنيد که چه از دست داده ايد؟ خودت، قلبت، محبتت را ارزان عرضه داشته ايد و اين در قاموس عزيزان و صاحب عزتان جاي ندارد.
کد سوال : 3559
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : دوست گزيني ايده آل چگونه ممکن مي شود؟
پاسخ : در مورد سؤالات مطرح شده به ترتيب عرضه مىداريم كه:
1- سطح پذيرش افراد و ميزان ارتباط آنها با يكديگر كاملاً متفاوت است و بىترديد همه انسانها از يك سطح از پذيرش اجتماعى برخوردار نيستند و علت اين اختلاف يك عامل و دو عالم نيست كه با تقويت يا حذف آنها به هدف مورد نظر در اين مورد برسيم. اما مىتوان با برشمردن عوامل مؤثر در اين خصوص، افراد را در افزايش ارتباطها و ارتقاء سطح ارتباط آنها با يكديگر كمك كرده و يارى رساند كه اين عوامل به شرح زير مىباشد:
1- با ديگران خوشسخن باشيد.
2- نرمخويى را فراموش نكنيد.
3- كلمات مهرآميز را تكيه كلام خود قرار دهيد.
4- گذشت داشته باشيد.
5- پذيرش بدون قيد و شرط ديگران و برقرار نمودن ارتباط با كمترين هزينه.
6- نيكوكارى.
7- احسان.
8- تصميم قاطع اتخاذ نمودن.
اين موارد فوق از جمله امورى هستند كه در آيات 195 سوره آل عمران و 96 سوره مريم به آنها اشاره شده است و مىفرمايد: «اى پيامبر، اگر اين ويژگىها را نداشتى مردم از اطراف تو پراكنده مىشدند». بنابراين شما نيز اگر در صدد جذب مردم هستيد بايد به اين امور اهتمام سخت داشته باشيد.
افزون بر موارد فوقالذكر در ارتباطهاى دوستانه رعايت نكات زير موجب استحكام و تقويت اين روابط خواهد شد كه شما نيز با رعايت دقيق اين امور مىتوانيد به هدف خود نائل آييد:
الف) رفتارها و اعمالى كه بايد انجام گيرد:
1- همدردى واقعى و عملى.
2- بخششهاى مالى و عفو و گذشت و حتى بر زبان نياوردن آنها.
3- يكرنگى.
4- مدافع حقوق او بودن در حضور و در زمان عدم حضور او.
5- كمتوقع بودن.
6- اظهار نمودن دوستى و محبت خود با زبان و عمل.
7- فروتنى در برابر او.
8- پرهيز از مجادله و بگومگوهاى بىثمر و حتى برخى بگومگوهاى باثمرى كه موجب رنجش خاطر مىگردد.
9- گوش فرادادن به حرف او و شنونده خوب بودن.
10- پوشيدن اسرار او.
11- بردبارى در برابر ناملايمات و لغزشهايى كه از او صادر مىشود.
12- شاد كردن او.
13- هديه دادن به مناسبتهاى مختلف به ويژه مناسبتهايى كه براى او اهميت دارد.
14- دعا كردن در حق او.
15- پرهيز از ملامت و سرزنش علنى و غيرعلنى و حتى برخى انتقادهايى كه موجب ناخرسندى او مىگردد.
16- وفادارى.
17- تعهد و عهد و پيمان و وعدهها.
18- رعايت ادب و احترام و آداب اجتماعى.
19- دورانديشى و خيرخواهى.
20- كوشش در جلب محبت و علاقه او به هر شكلى مشروع و ممكن.
ب ) رفتارها و اعمالى كه بايد از آن پرهيز نمود.
- سخن چينى در حق او.
- خيانت به سخن، حرف، خود او.
- ستم نمودن.
- اتهام بستن.
- تندخويى و بداخلاقى.
- خست به خرج دادن.
- اعمال سليقههاى فردى و شخصى.
- دروغ گفتن.
- خلف وعده،
- عيبجويى نمودن.
اميدواريم با رعايت نكات فوقالذكر در نيل به مقصد عالى موفق باشيد.
در مورد دوست يابي و انتخاب دوست خوب كه موضوع مورد نظر شماست نكاتي را تقديم مي داريم كه اميدواريم مفيد و راه گشا باشد: چه انسان را فطرتا" موجودي اجتماعي بدانيم و چه نه داشتن روابط اجتماعي - به ويژه شكل دوستي آن - يك ضرورت بي ترديد و انكارناپذير است و عقل و انديشه هر انساني وي را به داشتن چنين ارتباطي رهنمون مي گردد و در كنار رسول باطن , رسول ظاهر و توصيه هاي ديني نيز ما را به اين عمل ترغيب مي كند. آنگونه كه علي بن ابيطالب (ع) مي فرمايند: H}«فقد الاحبه غربه؛{H انسان بي دوست غريب است», V}(نهج البلاغه فيض الاسلام , حكمت 26){V و يا در روايت ديگري امام معصوم (ع ) مي فرمايند: H}«التودد نصف العقل»{H؛ V}(بحارالانوار, ج 74, ص 168){V به هر حال افراد مردم گريز ناقص العقل تلقي شده اند چه تودد معادل نصف عقل و انديشه قرار داده شده است . بنابراين بايد در جلب دوستي كوشيد چه اسلام در بين مكاتب بيشترين توجه و اهتمام را به دوستي داده و دارد.
P}درخت دوستي بنشان كه كام دل به بار آرد{E}نهال دشمني بر كن كه رنج بي شمار آرد{P
اما با چه كسي بايد دوستي نمود و آداب دوستي نمودن چيست ؟ عزيز دانشجو دوست مورد نظر بايد از ويژگيهاي اخلاقي و رفتاري و فكري خاصي برخوردار باشد تا سزاوار محبت ورزيدن و دوستي نمودن گردد. و اين شرائط فراوان و شرح و بسط آن فراتر از حوصله يك مكاتبه است و لذا به ويژگيهاي يك دوست خوب اشاره مي كنيم تا با رعايت آنها در انتخاب دوست خوب موفق باشيد:
الف = از شرايط يك دوست ايده ال وفاداري است . دوست بايد به اصول اخلاقي و تعهدات دوستي و عهد و پيماني كه منعقد مي سازد پايبند و وفادار باشد.
ب = موئدب بودن به آداب اجتماعي و متخلق بودن به اخلاق نيك و پسنديده شرط ديگر دوست ايده ال است . چه آدمي متائثر از همنشين و دوست خود است و شخصي بيگانه با آداب اجتماعي نه تنها به شما آسيب مي رساند و به واسطه رعايت نكردن آداب اجتماعي و اخلاق نيك حيثيت شما را تهديد و به آن آسيب مي رساند بلكه بصورت غير مستقيم بي ادبي را به شما نيز مي آموزد و راه و رسم تخلف از اخلاق پسنديده و نيك را به شما ياد مي دهد و سدراه تخل ق به اخلاق حسنه مي گردد.
ج = آگاهي و بينش عالي داشتن از ديگر ويژگي هاي يك دوست خوب است . آگاهي و بينش چراغ راه و جهت دهنده حركت است و چه زيباست كه دو همراه در مسير زندگي از پرتو فيض وجود يكديگر بهرمند شده و پا بپاي يكديگر گام بردارند و در اين مسير خود را از انحرافات مصون و وجودشان را از آفات بيمه سازند و اولين گام در اين فعاليت شناخت انحرافات و آفات و راه مقابله با آنها مي باشد و شخص جاهل و نادان از اين كار عاجز و تسليم انبوه انحرافات خواهد شد و از تشخيص راه از چاه ناتوان است . پر واضح است كه چنين فردي نه تنها خود را به اعوجاج و انحراف مي كشاند بلكه همراهان خود را مبتلا مي سازد و لذا براي مصونيت يافتن از انحرافها و پي بردن به آفات و انحرافات و شناخت راه حق داشتن دوست آگاه و مطلع يك ضرورت بي ترديد است.
د = ديانت و پايبندي به احكام دين و فرامين الهي اگر اهل دين بودن يك امتياز است و پايبندي به احكام شريعت يك ضرورت مي باشد بايد تمام عوامل موئثر در اين خصيصه را تائمين نمود و دوست خوب بواسطه تائثيري كه بر رفتار شما دارد بايد شما را به سمت اين ويژگي ايده ال دعوت نمايد. اگر دوست شما باعث محروميت شما از خوبي ها گردد و به نوعي موجب متضرر شدن شما شود - آنهم ضرري كه جبران ناپذير يا جبران آن سخت است - اين دوستي دوستي پسنديده و معقولي نيست .
ه' = دور انديشي از ديگر ويژگيهاي دوست خوب است تا قبل از بروز خلل و انحراف در زندگي و هر گونه حادثه منفي و ناخوشايندي شما را آگاه و مطلع سازد. و الا در آن صورت دو نفر همراه هم به خطا مبتلا مي شويد.
و = خدا پروائي و پرهيزكار بودن در همه امور خدا و دستور و رضايت خدا را مد نظر داشته باشد.
ز = آينه يكديگر بودن و خير خواهي نمودن و عيب يكديگر را دوستانه - نه خصمانه - متذكر شدن شرط ديگري است كه موجب پيشرفت روز افزون شما خواهد شد و راه ايراد گرفتن ديگران و برخوردهاي تلخ و تهديدآميز و... را سد خواهد كرد. و بالاذخره يكي ديگر از شرائط دوست خوب همترازي اجتماعي دو دوست و تواضع نمودن و احترام متقابل است . دوست عزيز شرائط دوست ايده ال بيشتر از اين است كه برشمرديم و همانگونه كه گذشت بيان تفصيلي سخن فراتر از حوصله اينگونه مكاتبات است به اختصار بايد عرض كنيم كه دوست آن است كه : - سخن گفتنش موجب افزوني علم و دانش شما گردد. - رفتارش شما را به فكر آخرت بياندازد. - ديدارش شما را به ياد خداوند اندازد. اما از دوستي با چه اشخاصي بايد اجتناب نمود: از دوستي با افرادي كه ويژگيهاي زير را دارند بايد پرهيز نمود: 1- افراد سخن چين و نمام . 2- افراد پست و تن پرور و آسوده خواه 3- افراد دروغگو 4- افرادي كه به احكام و مقررات ديني پايبند نيستند 5- كساني كه تندخو و بد اخلاق مي باشند 6- افراد ترسو 7- افراد بخيل و خسيس 8- افرادي كه متهم شناخته شده و حيثيت اجتماعي مطلوب ندارند 9- افرادي كه از ستمگري و عدم رعايت حقوق ديگران اباي ندارند 10- نادان , كم ظرفيت و پر توقع و... در پايان به چند راهكار در كيفيت دوستي اشاره مي كنيم : دو دوست صميمي بايد از عمق جان نسبت به يكديگر همدرد و خيرخواه باشند و يك لحظه يك رنگي و صفا را فراموش نكنند و در تمام حالات از حقوق دوستي و رفاقت دفاع كنند و بر لغزشها و خطاهاي پيش آمده و غير مترقبه صبر كرد. و بردباري نشان دهند و بر ناملايمات خنده كنند و از يكديگر توقع و انتظار نداشته باشند و دوستي را زمينه رسيدن به اميال و خواهشهاي شخصي خود قرار ندهند و از مجادله با يكديگر پرهيز كنند و در برابر يكديگر متواضع و فروتن باشند به حرف همديگر گوش دهند و از سرزنش و مذمت يكديگر پرهيز نمايند و بلكه خيرخواه و ناصح همديگر باشند در حق يكديگر دعا كنند و سر هم را بپوشانند با دادن هديه - در حد توان - و كلمات محبت آميز اظهار دوستي كنند و در شاد نمودن يكديگر بكوشند - البته به شكلي كه مرتكب گناه نشوند. همانگونه كه عرض نموديم شرح بيشتر خواهش شما را با مطالعه كتب زير برآورده مي سازيم كه اميدواريم مفيد واقع شود.
1- دوستي در قرآن و حديث , نوشته آقاي ري شهري.
2- دوستي و دوستان , نوشته آقاي سيد هادي مدرس , ترجمه حميدرضا شيخي و حميدرضا آژير, از انتشارات آستان قدس رضوي , 1376.
3- آئين دوستي (دوست يابي) نوشته ديل كارنگي , انتشارات پيمان 1378.
4- آئين دوستي در اسلام , نوشته آقاي بابازاده.
توجه : بيان اين نكته ضروري است كه آنچه به عنوان ويژگيهاي دوست خوب بيان شد مطلق و صد در صد نيست چه اينكه انسانها كم و بيش داراي نواقصي نيز هستند كما اينكه خود ما وقتي به كارنامه زندگي خود نگاهي مي افكنيم آنرا بي نقص و عيب نمي بينيم لذا همه ويژگيهايي كه گفته شد به اين معناست كه به طور نسبي دوست خوب بايد اين خصوصيات را داشته باشد و جهت كلي زندگي او نيز به سمت و سوي اين ويژگيها و جنبه هاي مثبت باشد.
کد سوال : 3560
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : براي آمرزش گناهانم چه کار کنم؟
پاسخ : تحول عميق روحي و تنبه و بيداري و ندامت از گناهان گذشته خود اولين و مهمترين گام در تبري از گناهان گذشته مي باشد و به عبارتي دقيق تر اين تحول خود عين تبري از گناهان است اگر در حالات خود تأملي بيشتر كنيد اين حقيقت را خواهيد يافت كه هر گاه آتش پشيماني دروني و ندامت باطني نسبت به گناهان گذشته در دل شعله مي كشد در همان حال هيچ رغبتي به لذائذ گناهان گذشته نداريد و اين عين تبري و بي زاري از گناه است بعضي اين حال را اولين گام توبه مي دانند ولي برخي ديگر همين حال را به تنهايي خود توبه مي دانند واين دو قول با هم ناسازگاري ندارند زيرا قول دوم نظر دوخته به ركن اولي و مهم توبه كه همان آتش ندامت است . رسول اكرم (ص ) مي فرمايند: H}«الندم توبه؛{H ندامت خود توبه استم, V}(ميزان الحكمه ج , 1 ص , 546 و 2144).{V امام محمد باقر(ع ) مي فرمايند: H}«كفي بالندم توبه؛{Hندامت و پشيماني به تنهايي براي تحقق توبه كفايت مي كند», V}(همان , ر 2145).{V قول دوم از اين گونه روايات الهام گرفته است كه انگشت روي ركن اولي و اساسي توبه گذارده است امام علي (ع ) مي فرمايند: H}«التوبه علي اربعه دعائم : ندم بالقلب و استغفار باللسان و عمل بالجوارح و عزم علي ان لايعود؛ {Hتوبه بر چهار ستون ايستاده است : 1- پشيماني قلبي 2- استغفار زباني 3- اعمال ظاهري (انجام واجبات , ترك محرمات , جبران گذشته, حق الناس باشد يا حق الله ) 4- عزم بر بازنگشتن (به گناه)», V}(همان , ر 2160).{V قول اول از اين گونه روايات الهام گرفته است ولي ركن اولي به قدري مهم است كه از جنايتكاران تاريخي اولياء الله ساخته است هر چه آن ندامت قلبي بيشتر در دل شراره بكشد انسان را بيشتر از گناه و دوري از معنويت بي زار مي كند اگر آن ركن اولي و مهم توبه آنقدر سوزنده نيست كه شما را به آه و ضجه و ناله بكشد چند دستورالعمل را براي استواري هر چه بيشتر توبه و تبري افزون تر از گناهان گذشته انجام دهيد:
1- ترك زمينه گناه : اين زمينه گناه ممكن است چشم و نگاه كردن باشد ممكن است گوش و شنيدن باشد ممكن است رفاقت با دوستان ناباب باشد هر زمينه گناهي را ترك كنيد.
2- ترك فكر گناه : ترك زمينه گناه سهم بسزايي در ترك فكر گناه دارد به علاوه ترك فكر گناه را با چهار چيز محقق سازيد:
الف ) اشتغال شبانه روزي و برنامه ريزي و عمل به آن : سعي كنيد به گونه اي برنامه ريزي كني كه مجالس را براي بيكاري و فكر گناه نباشد.
ب ) روزه گرفتن : فقط دوشنبه ها و پنچ شنبه ها روزه بگيريد اگر روزه واجب برگردن داريد به نيت قضاي همان انجام دهيد.
ج ) ورزش : ورزش علاوه برآنكه براي بدن و سلامتي مفيد است براي تقويت عزم و اراده هم نقش دارد.
د) فكر در مرگ : فكر در مرگ قبر و قيامت و به خود باوراندن حقيقت مرگ به قدري سودمند است كه اگر بخوبي و با اشك چشم و سوز دل انجام گيرد انسان را از گناه كه هيچ بلكه از تمامي دنيا و لذت آن بي زار مي كند حداقل هفته اي يكبار به مدت نيم ساعت در محيط قبرستان وقت خلوتي را انتخاب كنيد و تحول بيشتر در خود به وجود آوريد و اگر رفتن به قبرستان يا مزار شهدائ برايتان ميسر نيست همين نيم ساعت را در خانه يا گوشه اي خلوت انجام دهيد. امام محمد باقر(ع ) مي فرمايند: H}«اذكرو هادم اللذات و منغص الشهوات و داعي الشتات ...؛{H به ياد آوريد (مرگ را اين ) درهم كوبنده لذات را و تيره كننده شهوات (و اميال نفساني ) را و خواننده (و منادي ) جدايي ها را...», V}(همان ج , 9 باب الموت , ر, 18844).{V تذكر اگر براي روزه گرفتن عذري داريد وقت ورزش را دو برابر كنيد.
3- انجام واجبات.
4- مستحبات نشاط آور: فقط به مستحباتي بپردازيد كه نشاط آور و حال آور است از تحميل بر نفس در خصوص مستحبات خودداري كنيد زيرا طبق بعضي روايات با اين تحميل دل كور مي گردد. V}(همان ج , 8 ر, 16659).{V اين دستورات را دقيقا" عمل فرماييد تا از گناهان گذشته تبري بيشتر پيدا كنيد و قلبتان با انس به معنويات روشن گردد اگر چنين شد اينجاست كه قلب مانند كودك تازه تولد يافته پاك و منزه مي گردد زيرا كودك آينه دلش زنگار سياه ندارد آن كس هم كه آينه قلبش با گناه زنگار گرفته با توبه و اعمال شوينده آن زنگار را پاك مي كند و قلبش چون دل آن كودك پاك مي گردد و هيچ استعبادي هم ندارد امام رضا(ع ) مي فرمايند: H}«التائب من الذنب كمن لاذنب له؛{H توبه كننده از گناه به مانند كسي است كه هيچ گناهي ندارد», V}(همان , ج , 1 باب التوبه ر, 2116).{V با اين كلام امام رضا(ع ) و ديگر معصومان (ع ) هيچ جاي وسوسه نفس و شيطان نيست زيرا اين شيطان است كه آيه يائس مي خواند.
براي آگاهي بيشترر.ك: كتاب توبه , جناب حسين انصاريان , گناهان كبيره , آيت الله دستغيب.