به او بگویید :
سلام
نمی دونم چرا ..
مگه اعتماد نداشتی
اصلا گیریم که نداشتی ...
ما که دیگه کاری به هم نداشتیم
من که دیگه فراموش کرده بودم..
فقط کافی بود 24 ساعت دیگه صبر کنی..
اونوقت می دیدی که دلیت می خواهیدی گشت!
چی شد که اومدی؟
چرا اینجوری
شوخیت جالب بود ..(البته زورکی)
فردا هم همین و می خواهی بگی؟
همین؟
تازه ایگنور شده بودی...به کل پاک شده بودی(نه این تیکه دروغ بود..ولی کاش میشد راست باشه)
چرا برگشتی؟
مگه قرار نبود نیای؟
آیا من شدید امشب تعطیلم؟
چرا آیا حسم اینگونه است آیا؟
چقدر هق هقم آیا..
چرا آیااااااااا....
وا!!!
خدایااااا عجب موقعیتی دارماااااااا