• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 3491
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : با افراد «تارك الصلاه» چگونه بايد برخورد كرد تا به نماز متمايل شوند؟
پاسخ : تلاش شما براي آشنا ساختن افراد با نماز, كاري بس ارزشمند و مورد پسند است. دعوت مردم به آشنايي با خداوند و عبادت او از برجسته ترين و متعالي ترين امور است. اما راه كارهاي عملي قابل ارائه به قرار زير است: 1- براي ترغيب و تشويق به نماز, در آغاز بايستي زير بناهاي فكري فرد را مورد بررسي قرار داده و در اصلاح آن بكوشيد. ديدگاه فرد در مورد خداوند, جهان هستي, انسان, معاد و... اموري است كه داراي نتيجه مستقيم بر عملكرد فرد است . پس بايد به تقويت و اصلاح اين مباني كوشيد. 2- نماز, عملي است كه در مجموعه عقيده توحيدي, داراي معنا و فلسفه است . پس در آغاز بايستي اين مجموعه شناخته شود تا نماز جايگاه خود را در ذهن و انديشه فرد باز نمايد, از اين رو يك شناخت صحيح و سالم و واقعي را در ذهن شخص رقم بزنيد و او را به صورت مستقيم و غيرمستقيم از اين واقعيت آگاه سازيد. مانند اين كه گوشزد گردد كه در بينش توحيدي اسلام و ديگر اديان الهي , انسان موجودي است كه به سوي كمال و لقاي پروردگار در حركت است . «انا لله و انا اليه راجعون؛ از خدائيم و به سوي او باز مي گرديم». حال در اين مسير, ابزارهايي به مدد انسان مي آيد، تا او از فراموش كردن مسير و هدف باز دارد كه از مهم ترين آنها «نماز» است . «اقم الصلاه لذكري؛ نماز را براي ياد من بپا دار». آدمي بدون نماز راه را گم خواهد كرد. نمازهاي پنج گانه همانند چراغ هاي برق هستند كه مسيري طولاني و پر خطر را روشن كرده اند تا كسي راه را گم نكند و به بيراهه و سقوط كشانده نشود. آنچه كه موجب مي گردد و برخي از نماز, روي گردان باشند و يا نسبت به آن تساهل كنند, ندانستن فلسفه نماز و يا دركي غلط از آن است . برخي چنين مي پندارند كه نماز انسان , نيازي را از خداوند برطرف مي كند كه البته خيالي واهي است . خداوند نيازي به هيچ مخلوقي ندارد. از اين رو آنچه كه به عنوان عبادات بر آن تأكيد شده , جملگي در جهت كمال انسان است . نماز داراي آثار و فلسفه هاي متعدد ديگري نيز هست كه به آن اشاره مي كنيم : - نماز، تقدير و سپاس گزاري از خداوند است. - موجب آرامش انسان است. - موجب ياد خداست. - نماز زمينه پرهيز از گناه را در انسان فراهم مي كند. - تأكيدي بر نظافت و سلامتي است. - موجب انضباط و وقت شناسي است. - داراي آثار وحدت بخش اجتماعي است. مجددا" تكرار مي كنيم كه دادن اين اطلاعات و تصحيح انديشه آن فرد درباره نماز ضروري است و بايد انجام گيرد تا به كمك يك نيروي دروني و انگيزه شخصي در پي آن باشند و نيازمند تحريك خارجي و هول دادن و وادار كردن نباشد. اين اطلاعات را به دو روش مستقيم و يا غيرمستقيم مي توان منتقل كرد و انتخاب روش به روحيه مخاطب و توان روحي و علمي شما بستگي دارد. مانند اين كه خود, اين گونه مطالب را گوشزد كنيد و در صورت عدم پذيرش از طرف مخاطب ديگران بگوييد و يا كتاب هاي معرفي شده را در اختيار او بگذاريد. - پرتوي از اسرار نماز, قرائتي. - اسرار الصلاه , ملكي تبريزي . - آداب الصلاه , امام خميني. - صلاه الخاشعين , دستغيب. - اسرارالصلاه , جوادي آملي. 3- در هيچ يك از مراحل ارشاد و راهنمايي از برخورد نيك و ملاطفت آميز و احترام نهادن دور نشويد. اين را بدانيد كه با فشار واجبار كسي را نمي توان هدايت نمود و چه بسا تأثير منفي آن بيشتر از هدايت گردد. اگر رابطه شما با فرد مورد نظر اكنون به جبهه گيري و حساسيت نشان دادن و صف آرايي منتهي شده است براي مدتي سكوت كرده و حرفي به او نگوييد و به دنبال اجراي روش غيرمستقيم باشيد و به شكلي از همكاري افراد ديگر بهره مند شويد. 4- هر شخصي يك نقطه پذيرش و به قول معروف «رگ خوابي» دارد، سعي كنيد اين رگ خواب و نقطه پذيرش را به دست آوريد و از اين كانال وارد شويد و هدف خود را تعقيب كنيد و لذا به صرف اين كه بايد شخصي را هدايت كرد بسنده نكنيد بلكه با مطالعه بر روي خصوصيات وي راه نفوذ در او و جلب نظر او را به دست آوريد و اقدام كنيد. 5- بيان تأثيرات منفي ترك نماز و روزه و استفاده از روايات بيان شده توسط اهل بيت (ع ) در اين زمينه بسيار موثر است . به خصوص اگر به روش غيرمستقيم ارائه گردد و موجب تنبه و موعظه كردن را فراهم سازد. يعني غير از ارائه شناخت بايد در صدد موعظه گري و تنبه قلبي وي نيز برآييد و با ترس و بيم دادن از عذاب اخروي و پيامدهاي منفي ترك نماز و روزه دل او را از غفلت آزاد سازيم. 6- اين راه كارها هم به صورت مستقل و هم به همراه يكديگر مي تواند مؤثر باشد و خوب تر آن است كه روشنگري و موعظه و... همراه هم ارائه گردد تا نافذتر افتد. ضمنا ما در اينجا به برخي نکات کلي که در «ايجاد ارتباط با ديگران و چگونگي تأثير گذاري در آنها» ضروري به نظر مي رسد خدمتتان عرض مي کنيم تا بتوانيد بهتر به هدف مقدس و ارزشمندتان نائل شويد. مسأله تأثيرپذيرى يا تأثيرگذارى در حدود كيفيت آن بستگى به توان‏ها و قابليت‏هاى انسان در ابعاد مختلف دارد. مهم‏ترين امورى كه در تاثيرگذارى دخالت دارند ويژگى‏هاى روحى از قبيل اراده استواراخلاق نيكو حسن معاشرت و آگاهى‏ها و توانهاى علمى بالا است. تاثيرپذيرى مثبت نيز تا حدودى به اين امور و نيز به ميزان انعطاف پذيرى و حقيقت‏طلبى شخص ارتباط دارد و تاثير پذيرى‏هاى منفى برخاسته از ضعف آگاهى و اراده مى‏باشد. بنابراين هر اندازه در تقويت اراده خود گسترش صفات حسنه و خلق و خوى پسنديده و افزون‏سازى آگاهى‏ها ودانش‏هاى خود به ويژه در زمينه مسايل دينى فرهنگى و اجتماعى تلاش كنيد تدريجا توان تاثيرگذارى بيشترى خواهيد يافت. بنابراين تأثيرگذارى يك مهارتى است كه به تدريج حاصل مى‏شود و تأثيرگذار و تأثير گيرنده و فضاى روانى از آمادگى لازم و شرائط كافى برخوردار باشد كه با تمرين و ممارست به اين مهارت دسترسى پيدا مى‏شود. با رعايت اصول و نكات زير فرد مى‏تواند ميزان تأثيرگذارىخويش را افزايش دهد. 1. كار خود را با تحسين و قدردانى صميمانه از طرف مقابل شروع كنيد. 2. با اندكى تفحص و جستجو برنامه خود را با برجسته كردن يك يا چند نكته مثبت و ارزشمند در طرف مقابل و تحسين صادقانه از وى بخاطر وجود آن امر مثبت ارتباط خود را با وى پى‏گيرى نمائيد. 3. در صورتى كه اشتباه و لغزشى در وى مشاهده كرديد مستقيما از او گلايه نكنيد و وى را مورد انتقاد مستقيم و سرزنش خود قرار ندهيد. 4. قبل از انتقاد از ديگران درباره اشتباهات خود حرف بزنيد. 5. سعى كنيد شنونده خوبى باشيد و ديگران را تشويق كنيد درباره خود براى شما حرف بزنند. 6. صميمانه ديگران را دوست داشته باشيد و به آنها اين محبت باطنى خود را اعلام كنيد. 7. به ديگران اعتبار بدهيد و كارى كنيد كه احساس كنند مهم هستند. 8. در طرف مقابل نسبت به كارى كه مى‏خواهى انجام دهد ميل شديدى ايجاد كنيد و به عبارت ديگر فضاى روانى لازم را براى انجام آن عمل فراهم نمائيد. 9. هر رفتارى را كه از ديگران نسبت به خود انتظار داريد همان را با ايشان در پيش گيريد. 10. سعى كنيد نقطه نظرات و ديدگاههاى خويش را بر ديگران تحميل نكنيد زيرا مردم سخن كسى را كه بخواهد عقيده‏اش را بر آنان تحميل كند نمى‏پذيرند و با كسى كه همچون يك سرپرست با ايشان رفتار كند دوستى نمى‏ورزند و به او اعتماد نمى‏كنند. در اين زمينه براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1. آئين دوست يابى، ديل كارنگى. 2. دوستى و دوستان، سيد هادى مدرسى، انتشارات آستان قدس رضوى. 3. دوستى در قرآن، محمدى رى شهرى. در پايان لازم به ذکر است که اگر احساس کرديد به جاي اين که شما روي او تأثير گذاريد، خودتان تحت تأثير وي قرار مي گيريد و نسبت به مسائل شرعي و انجام واجبات و خواندن نماز کم توجه يا بي توجه شده ايد، بهتر آن است که به قطع اين ارتباط بپردازيد و نخواسته باشيد براي نجات غريقي، خود را غرق کنيد و تحت تأثير افکار و اعمال وي قرار گيريد. گرچه قصد و نيت خوب و خالصانه و خداپسندانه شما به شما کمک خواهد کرد و تلاشتان پيش خداوند متعال محفوظ و مأجور است. از خداوند متعال استمداد جوييد که خداوند با شماست.
کد سوال : 3492
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چه کنم تا مرگ را باور کنم و همواره به ياد مرگ باشم تا در نتيجه کارهاي خوب انجام دهم؟
پاسخ : امور زير در باور مرگ و يادآوري آن و پند گرفتن از آن مؤثر و مفيد است: 1. تفکر و انديشه درباره مرگ به ويژه در اوقات فراغت خاطر و وقت خلوت. 2. رفتن به قبرستان به ويژه قبرستان هاي کهنه و قديمي و تماشاي قبرهاي پوسيده و سنگ قبرهاي متلاشي شده. 3. شرکت در تشييع جنازه و تدفين اهل ايمان. 4. تدبر در آياتي که در مورد مرگ است و نيز مطالعه و انديشه و روايات فراواني که در اين باره وارد شده و به ويژه سخنان امير مؤمنان(ع) در نهج البلاغه. 5. توجه به اين نکته که مرگ نيستي و نابودي نيست بلکه دريچه اي براي ورود به عالمي بزرگتر و گسترده است و با مرگ مدت و فرصت عمل تمام مي گردد و وقت محاسبه و بررسي پرونده اعمال فرا مي رسد. 6. مطالعه کتاب هايي که در اين باره نوشته شده مثل: معاد، شهيد دستغيب شيرازي. معاد شناسي، علامه حسيني تهراني.
کد سوال : 3493
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : دوستم احساس دل سردي نسبت به زندگي پيدا كرده و زندگي برايش تكراري و بدون انگيزه شده است و اعتماد به نفس ندارد راهنمايي شما چيست؟
پاسخ : حالات روحي انسان مانند بسياري از چيزهاي ديگر دستخوش تغيير و نوسان است يعني اين طور نيست که انسان هميشه شاداب و با نشاط باشد گاهي اوقات نيز غمگيني و دلسردي را تجربه مي کند همچنين به دنبال تغيير در حالات روحي انگيزه انسان نيز دچار افول و صعود مي شود يعني گاهي اوقات به دنبال نشاط و شادابي انسان از انگيزه بالايي برخوردار است و گاهي اوقات که در فاز غمگيني به سر مي برد از انگيزه پاييني برخوردار است و اين نوسانات تا حدودي طبيعي است و بيشتر انسان ها اين حالات را تجربه مي کنند اما اگر دوره غمگيني و دلسردي نسبت به زندگي و يأس و نااميدي بيش از 6 ماه به طول بکشد بايد مسأله را جدي گرفت و حاکي از نوعي بيماري است. البته با توجه به آنچه که شما در نامه خود نسبت به دوستتان مرقوم فرموده ايد به نظر مي رسد ايشان از طرفي به دليل فقدان روابط اجتماعي قوي به خاطر شرايط خانوادگي دچار نوعي کمرويي و نداشتن مهارت کافي براي ايجاد روابط اجتماعي است و از طرف ديگر به دليل فقدان پدر در سنين کودکي و حضور کم مادر در خانه و تنهايي او تا حدودي دچار کمرويي نيز شده است مضافا بر اين که احساس مي شود رابطه او و همچنين علاقه او به برادرش در زبان تجرد ايشان زياد بوده و الان که او ازدواج کرده به دليل شرايط جديد زندگي کمتر مي تواند با خواهرش صحبت کند يا کنار يکديگر باشند در نتيجه احساس مي کند که برادرش او را دوست ندارد و مانع اين مسأله را نيز حضور زن برادر مي داند. خوشبختانه مشکل کمرويي و افسردگي به درمان جواب مي دهد و با حضور فردي دلسوز مانند شما در کنار ايشان به خوبي مي توان هر دو مشکل را درمان کرد به شرط اين که اولا شما همکاري کنيد و ثانيا خيلي براي درمان عجله نکنيد زيرا مشکل ايشان در طول حداقل بيش از ده سال به تدريج به وجود آمده و الان که او نياز به روابط اجتماعي قوي به تناسب رشته تحصيلي اش، دارد مشکل نمايان شده است. به نظر مي آيد به کارگيري راهکارهاي زير در درمان او بسيار مؤثر باشد لذا با همکاري شما اميدواريم که در نامه بعدي شاهد وضعيت رو به بهبود او باشيم و ايشان به تدريج به شرايط مطلوب روحي و رواني دست يابند. شما تأکيد کنيد به ايشان که راهکارهاي زير را به طور جدي عمل کند. 1- اجتناب از منفي بافي نسبت به خود و ديگران. 2- ايجاد نگرش مثبت در خود با فهرست کردن جنبه هاي مثبت که در فرد وجود دارد و هر روز سعي کند جنبه هاي مثبتي که به خاطرش مي آيد آن را به آن فهرست اضافه کند و هر روز آنها را چندين بار مرور کند. 3- حضور فعال در برنامه هاي گروهي مثل اردوهاي تفريحي دسته جمعي، ورزش هاي گروهي. 4- شرکت در مجالس جشن و تفريحات سالم. 5- ورزش شنا و در صورت ممکن نبودن هر روز يک دوش آب ولرم گرفتن. 6- توضيح دادن شرايط جديد زندگي برادرش که او شما را مثل قبل دوست دارد لکن به دليل ازدواج بايد بخشي از علاقه و محبت خود را صرف زندگي خصوصي و همسر خود کند. 7- شما نيز به عنوان دوست سعي کنيد ويژگي هاي مثبت ايشان را به او گوشزد کنيد. 8- قرار نگرفتن در تنهايي و اجتناب از بيکاري. 9- در ضمن اگر تمايل به ازدواج در او مي بينيد توصيه کنيد (اگر مورد مناسبي پيدا شد يا اگر خودتان سراغ داريد) هر چه زودتر ازدواج کند. براي رفع خجالت و کمرويي، علاوه بر نکاتي که بيان شد، راهکارهاي زير نيز بسيار مفيد است: 1- ايجاد رابطه با ديگران و براي اين کار سعي کند از سلام کردن و احوال پرسي کوتاه شروع کند به او توصيه کنيد که حتما در برخورد با ديگران در سلام کردن پيش قدم شود تا به تدريج روحيه اجتماعي او تقويت شود و سپس علاوه بر سلام احوال پرسي کند. 2- شما سعي کنيد دوستان ديگري را براي او دست و پا کنيد و در دوست يابي به او کمک کنيد فقدان روابط اجتماعي گسترده موجب کمرويي او نيز شده است و کمرويي همواره يک نوع اضطراب اجتماعي را با خود دارد. 3- گهگاهي او را به خانه خودتان ببريد و با دوستان ديگر به گردش برويد. در اين زمينه سعي کنيد از افراد با نشاط و شاد بيشتر استفاده کنيد و افرادي که روابط اجتماعي قوي دارند تا ايشان بعضي از مهارت هاي ارتباطي را از طريق مشاهده رفتار ديگران ياد بگيرد. 4- هميشه به او اميد بدهيد که او فردي است موفق و اينده اي درخشان دارد به جاي اين که به او بگوييد شما با اين وضعيت که داريد در کار پرستاري موفق نخواهي بود. 5- به او توصيه کنيد که يک مسؤوليتي را در گروه يا کلاس به عهده بگيرد مثلا مسؤوليت حضور و غياب يا هر کاري ديگري که مي تواند به تحرک او کمک کند و او را از حالت انزوا بيرون بياورد. 6- او را در کلاس و در بين دوستان به عنوان فردي موفق معرفي کنيد که عليرغم شرايط دشوار زندگي ولي تلاش و کوشش باعث موفقيت او شده تا به توانمندي هاي خود باور پيدا کند. 7- او را به انجام امور معنوي بيشتر توصيه کنيد و به او تلقين کنيد که آينده درخشاني دارد و او به زندگي اميدوار کنيد.
کد سوال : 3494
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : لطف بفرماييد کارهايي از قبيل دشنام و تهمت و شادي در مرگ کسي، که در شرايط عادي حرام است-درمورد اشخاص خاص، نظير خلفاي راشدين وجناب عايشه- مي توانند رنگ حليت بگيرند يا خير. با توجه به اهميت موضوع خواهشمنديم از نقل دلايل عقلي و منابع قرآني و سيره و سنت ائمه دريغ نفرماييد و از هر کدام مويدي بياوريد تا بتوان مخاطبين را قانع کرد.
پاسخ : دشنام و تهمت و شادي در مرگ افراد، از يك انسان مؤمن شايسته و روا نيست. حتي اگر فرد هم كيش و هم دين و هم مذهب ما نباشد و اين امري مسلم و ثابت شده در سيره نبي اكرم و ائمه معصومين است. بارها ائمه(ع) پيروان خود را از اين امور منع كرده اند. به ويژه اگر آن افراد مسلمان باشند و به ويژه اگر از بزرگان مورد اعتماد فرقه هاي مختلف اسلامي باشند. اما متأسفانه همواره از همان صدر اسلام چنين صحنه هايي ديده شده است به عنوان مثال نقل كرده اند: 1- عائشه وقتي خبر شهادت علي(ع) را شنيد سجده شكر به جا آورد!!! 2- از زمان معاويه (خليفه مسلمين) دستور به دشنام و سب و لعن علي(ع) در همه منابر و در آغاز خطبه ها صادر شد و سال هاي متمادي اين سيره اي رايج در بسياري از بلاد اسلامي بود!!! T}خلاصه سخن:{T مواردي كه ذكر كرده ايد، اموري ناپسند است به ويژه نسبت به كساني كه به اسلام و مسلمين منسوبند و به ويژه كساني كه مورد اعتقاد مسلمين هستند مانند خلفاي راشدين و همسران پيامبر(ص). ولي متأسفانه اين امري است كه از سوي افراد مختلف و از فرقه هاي مختلف مسلمين ديده مي شود.
کد سوال : 3495
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : حکم خواندن زيارت عاشورا با اوصاف ذکر شده چه مي باشد -اعم از حکم شرعي و اخلاقي- آيا در اين زمينه فتاوايي از سوي مراجع صادر شده، بنده مقلد مقام معظم رهبري هستم ولي تقاضامندم از ساير فتاوي نيز -در صورت وجود- آگاهم فرماييد.
پاسخ : بر اساس آيات فراوانى از قرآن كريم، خداوند بزرگ پاداش هر عمل نيكويى را كه خالصانه براى رضايت او به جا آورده شود، تباه نمى‏سازد؛ «انّ الله لا يضيع أجر المحسنين» V}(بقره: 2) {Vبنابراين،چنانچه كسى با عشق اهل بيت(ع) زيارت عاشورا را تلاوت كند، خداوند پاداش نيكويى به وى عطا خواهد كرد. مهم‏ترين پاداش همان است كه امام صادق(ع) بيان فرموده است: خداوند سوگند ياد كرده است كه زيارت چنين زائرى را بپذيرد و نيازمندى‏هايش را برآورده سازد و او را از آتش جهنم برهاند و در بهشت برين جاى دهد. همچنين حق شفاعت و دستگيرى كردن از ديگران را به وى عطا كند، V}(مصباح المتهجد وسلاح المتعبد: شيخ طوسى، ص 782){V. بر اساس تجربه نيز ثابت شده است كه نيازمندان فراوانى با نذر كردن چهل زيارت عاشورا، به حوائج شخصى و يا عمومى خود دست يافته‏اند، مانند مرحوم آيت‏الله نجفى قوچانى و مرحوم آيت‏الله سيد فشاركى(قدس سرهما). براى آگاهى بيشتر ر.ك: - سياحت شرق، 204. - الكلام يجرّ الكلام: احمد زنجانى، ج 1، ص 54. داستان‏هاى شگفت: شهيد دستغيب، ص 399. همچنين برخى از اهل معرفت در پرتو ممارست به تلاوت زيارت شريف عاشورا به مكاشفاتى دست يافته‏اند، مانند مرحوم حضرت آيت ‏الله بهاء الدينى(قدس سره الشريف)، V}(منشور نينوا: مجيد حيدرى‏فر، ص36){V T}توضيحى درباره‏ى سند زيارت شريف عاشورا{T مقدمه: پذيرفتن يك حديث: 1ـ اعتبار سند؛ يعنى راويانى كه حديثى را از پيامبر(ص) يا امام(ع) نقل كرده‏اند، همگى بايد افراد مورد اعتماد باشند؛ گر چه مذهب آنان شيعه‏ دوازده امامى نباشد. پس، بايد دروغگو نبودن آنان براى ما روشن شود، و گرنه سخنشان باوركردنى نيست. 2ـ شفافيت دلالت مفهومى؛ يعنى ساختار واژگان و جمله‏هاى حديث به گونه‏اى باشد كه ظهور كافى در بيان مراد متكلم داشته باشد و از نظر عرف هيچ گونه ابهام و اجمال و ترديدى كه سبب اختلال ظهور كلام گردد، در آن راه نداشته باشد. زيرا اهل عرف در فهم مراد گويندگان،با استناد به اصول عقلايى مانند اصل نبودن قرينه، اصل عدم غفلت، اصل عدم نسيان، اصل عدم خطا، مبناى ظاهرى الفاظ را ملاك قرار مى‏دهد. 3ـ شرايط زمانى و مكانى صدور؛ يعنى آيا امام(ع) در شرايط عادى و بدون هيچ گونه مشكل خارجى حكم واقعى الهى را بيان فرموده‏اند يا در موقعيت بحرانى و در نظر گرفتن برخى از شرايط براى پيش‏گيرى از رخدادهاى نامطلوب براى برخى از مسلمانان سخنى را فرموده است؟ به ديگر سخن اين كه: آيا رعايت حال تقيه و شرايط ضرورى جانبى را كرده يا در حال متعارف به بيان حقايق نظر داشته است؟ زيرا حديث صادر شده در حال تقيه براى ديگر زمان‏ها حجيت ندارد. 4ـ نبود معارض مفهومى؛ يعنى پس از احراز صحت سند و تماميت دلالت و جهت صدور واقعى يك حديث، بايد در ميان احاديث ديگر به جست و جو پرداخت و چنانچه روايتى بر خلاف آن پيدا شد، نخست بايد به روش جمع دلالى، سپس ترجيح سندى يا دلالى عملكرد. T}سند زيارت عاشورا{T شيخ طوسى(قدس‏سره) با سه سند اين زيارت شريف را به شرح زير نقل كرده است: 1ـ محمد فرزند اسماعيل بن بزيع، از صالح فرزند عقبه، وى نيز از پدرش عقبة بن خالد از امام باقر(ع). 2ـ محمد فرزند خالد طيالسى، از سيف بن عُميره، از صفوان فرزند مهران از امام صادق(ع)، از پدرانش از پيامبر و جبرئيل و سرانجام خداوند بزرگ. 3ـ صالح بن عقبه و سيف بن عُميره از علقمه فرزند محمد حضرمى از امام باقر(ع)، V}(مصباح المتهجد و سلاح المتعبّد، 772 - 787) {V گفتنى است: همه‏ افراد پيش گفته از مشاهير راويان حديث هستند كه عموما از سوى دانشمندان علم رجال توثيق شده‏اند مگر عقبه بن خالد و علقمه بن محمد كه توثيق خاص ندارند، ولى توثيق عام دارند؛ يعنى افراد بنامى بودند كه روايات امامان را نقل مى‏كردند و اگرنقطه‏ى ضعفى در آنان بود، به يقين در جامعه اشتهار پيدا مى‏كرد و بر سر زبان‏ها مى‏افتاد و به يكديگر بازگو مى‏كردند؛ با اين همه، هيچ گونه قدحى درباره‏ى آن دو نقل نشده است. از اين طريق مى‏توان «توثيق عام» را احراز كرد. V}(براى توضيح بيشترر.ك: منشور نينوا، مجيد حيدرى‏فر، ص 35){V. در پايان ياد سپارى اين نكته‏ى مهم را براى همگان توصيه مى‏كنيم: براى اطمينان به صدور حديثى از معصومان(ع) بايد به روش پيش گفته عمل كرد، البته راه ديگرى وجود دارد و آن اينكه گاه از متن حديث و بلنداى مضمون آن مى‏توان به صدور آن روايت از امام معصوم(ع) مطمئن شد. كه ملاكهاى تشخيص دقيق آن از حوصله اين نوشتارخارج است و مى‏توان زيارت عاشورا را از اين طريق نيز مورد بررسى قرار داد. حكم شرعي قرائت زيارت عاشورا: پس از اثبات اعتبار زيارت عاشورا، به اين نتيجه مي رسيم كه اين زيارت، از معتبرترين زيارت هاست و ائمه اطهار(ع) بر آن تأكيد ها نموده اند. چندان كه در پاره اي از منابع حديثي به «حديث قدسي» بودن آن تصريح گرديده مفهوم اين تعبير آن است كه مفاهيم اين الفاظ و كلمات به اذن الهي و از جانب او صادر گرديده و در واقع گوينده حديث نه پيغمبر است نه امام، بلكه خود خداست. از اين رو همه فقها و مراجع به اين زيارت عنايت تام داشته و عملا و با ابزار تأليف و گفتار، همگان را به قرائت آگاهانه آن فرا مي خوانند. با اين توصيفات اساسا نيازي به حكم شرعي آن نيست زيرا سيره مؤمنين و فقها بهترين توضيح حكم شرعي مي باشد. مثلا مرحوم امام خميني پس از خواندن زيارت، صد لعن و سلام آن را هم مي فرمودند و آيت الله بهجت نيز هر روز در حرم مطهر چنين برنامه اي دارند.
کد سوال : 3496
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : حکم افزودن بعضي کلمات و جملات -که مضامين آنها اعلام ولايت حضرت امير و برائت از دشمنان ايشان است- به اذکار مستحبي نماز و تعقيبات و اذکاري نظير صلوات چه مي باشد. آيا بدعت نيست؟ به عنوان مثال بعضي اشخاص در هر رکوع و سجود، بعد از ذکر مربوطه، ذکري نظير لعن دشمنان حضرت امير و درود به ان حضرت اضافه مي کنند و شخصي نيز تشهد را بدين صورت قرائت مي کند: « ... و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و ان عليا ولي الله (يا)وليه ... ».
پاسخ : حالات و مواضعي که اذکار تولي و لعن گفته مي شود متعدد است؛ از اين رو به دسته بندي آن پرداخته و حکم شرعي هر يک را بيان مي کنيم: الف) در اذان و اقامه: در اينکه شهادت به ولايت حضرت امير المؤمنين علي (عليه السلام) جزء لازم اذان و اقامه است يا جزء مستحب و يا ... بحث و گفتگو است؛ ولي هرچه باشد گفتن «اشهد ان عليا ولي الله» حرمت ندارد، و بلکه اضافه کردن تعابيري مثل: H}«اشهد ان عليا و اولاده المعصومين اولياء الله»{H نيز فاقد اشکال است. بلکه يا به عنوان جزء اذان و اقامه (به فتواي برخي فقها) مستحب است و ثواب دارد و يا به عنوان ذکر مطلق، نه به عنوان جزء اذان و اقامه (به فتواي برخي ديگر از فقها) مستحب است و ثواب دارد V}(ر.ک: جواهر الکلام (که از کتب بسيار ارزشمند فقهي است)، ج9، صص 89 و 90){V شايد پرسيده شود: مگر نه اين است که رعايت موالات و عدم ایجاد فاصله بين اجزاء اذان و اقامه ضروري است؟ پس چرا با اضافه کردن اين جملات، همچنان معتقديد که اخلالي صورت نگرفته و اذان و اقامه صحيح مي باشد؟ پاسخ: آنچه حاوي ايراد است زياد کردن جملاتي است که جزء گفتگوهاي معمولي آدمي است؛ حال آنکه اذکار تولي که کلام معمولي نيست! بلکه در زمره اذکار و ادعيه شرعي که نسبت به آن تشويق شده ايم مي باشد. چه اينکه روايات فراواني آمده و ما را به شهادت نسبت به ولايت آن حضرت تشويق نموده، و چون ولايت ساير ائمه (عليهم السلام) هم سنخ با ولايت آن حضرت است، لذا اين تشويق به اداء شهادت نسبت به ولايت بقيه پيشوايان و معصومين(ع) نيز قابل تعميم و گسترش است. برخي از آن روايات را با هم ملاحظه مي کنيم: حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) به نقل از پدرش و در نهايت از رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل مي نمايد که ايشان در ضمن گفتاري خطاب به حضرت امير المؤمنين علي (عليه السلام) فرمودند: H}«يا علي! ... و ما اکرمني الله بکرامه الا اکرمک بمثلها؛{H اي علي! خداوند مرا به هيچ کرامت و فضيلتي گرامي و برتري نبخشيد مگر اينکه تو را نيز به مانند همان کرامت و امتياز مشمول اکرام قرار داد». از اين روايت استفاده مي شود که عموم کرامت ها و امتيازات حضرت پيامبر (صلي الله عليه و آله) در وجود حضرت امير (عليه السلام) نيز هست؛ و از طرفي مي دانيم که يکي از آنها «گواهي به ولايت» مي باشد. حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمودند: H}«فاذا قال احدکم لا اله الا الله، محمد رسول الله، فليقل علي امير المؤمنين{H؛ هرگاه مي گوئيد: لا اله الا الله محمد رسول الله، اين را هم اضافه کنيد که علي امير المؤمنين)V}(احتجاج، طبرسي(رحمه الله عليه) 1/230 و 231){V حضرت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمودند: H}«من اراد ان يتمسک بالعروه الوثقي لاانفصام لها، فليقل: لا اله اله الله، محمد رسول الله، علي ولي الله{H ؛هر که مي خواهد به دستگيره محکم الهي که ناگسستني است بگرود بايد بگويد: لا اله الا الله، محمد رسول خدا و علي ولي خداست»V}(احقاق الحق، قاضي نورالله شوشتري، 4/131 تا 128؛ و از کتب غير شيعه که اين روايت را نقل کرده اند: در بحر المناقب، حافظ جمال الدين محمد بن احمد حنفي مشهور به ابن حسنويه){V به هر روي عمومات و اطلاقات اين روايات حکم مي کند که هر جا که نام از نبوت آمد، شعارتان شهادت به ولايت باشد! چه در اذان و اقامه باشد چه در شرايط عادي و چه ... مرحوم صاحب جواهر الکلام که از فقيهان صاحب نام است بحث علمي ومفيدي در اين مورد دارند.V}(ج9، صص 86 و 87){V خب! تا اينجا مسئله شهادت به ولايت را در اذان توضيح داديم. اينک بايد ديد آيا همين استحباب در مورد اعلام برائت و لعن نيز جاري است؟ تا در نتيجه افزودن اذکار برائت، کلام عادي آدمي نبوده و موجب اخلال در پيوستگي جملات اذان و اقامه نگردد. در اين قسمت نيز بهترين شيوه مراجعه به روايات است: ابوحمزه ثمالي (آن شاگرد برجسته مکتب امامت و شيعه تلاش گر ولايت) مي گويد: 1- «پس از شهادت حضرت امام سجاد (عليه السلام) خدمت فرزندشان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) رسيدم و حديثي از پدر شهيدش برايشان بازگو نمودم؛ در اين حديث حضرت امام سجاد (عليه السلام) فرموده بودند: کسي که يک مرتبه جبت و طاغوتV}(اين تعبير کنايه از دو نفري است که در محور غصب حق اهل بيت (عليهم السلام) بوده اند){V را لعنت کند، خداوند برايش هفتاد ميليون حسنه و ثواب مي نويسد و هفتاد ميليون گناه از پرونده اعمالش پاک مي کند و هفتاد ميليون درجه بر درجاتش مي افزايد و اگر عصر گاهان چنين لعني گفته شود، همين ثوابها و اثرات برايش منظور مي گردد. آنگاه حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) اين حديث را تأييد فرموده و بيان نمودند: آيا دوست داري نکاتي اضافه بر اينها برايت بگويم؟ ابوحمزه عرض کرد: بله اي مولاي من! حضرت فرمودند: کسي که يک بار آنها را لعن کند، اگر صبح باشد تا عصر گناهي برايش نمي نويسند و اگر عصر آنها را لعن نمايد تا صبح گناهي برايش نوشته نمي شود. ابوحمزه مي گويد: همين حديث را پس از شهادت حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) براي فرزندش امام جعفر صادق (عليه السلام) خواندم و ايشان نيز حديث پدر و جد خود را تأييد فرمودند.»V}(شفاء الصدور في شرح زيارت العاشورا، علامه ميرزا ابي الفضل کلانتري نوري، ذيل فراز «اللهم خص انت اول ظالم باللعن مني ...»){V 2- همچنين در روايت ديگري آمده است: «حضرت امير المؤمنين علي (عليه السلام) در حال طواف کعبه بودند که مشاهده فرمودند شخصي پرده کعبه را گرفته و بر محمد و آل محمد صلوات مي فرستد، حضرت بر او سلام نمود. در مرتبه دوم نيز هم او را ديدند و سلامي به ايشان نفرمودند. آن شخص که شيفته سلام و کلام امامش بود و چونان کويري انتظار باران رحمت مولايش را در دل داشت، عرض کرد: يا امير المؤمنين! چرا اين بار به من سلام نفرموديد؟ حضرت پاسخ دادند: در اين دفعه مشغول ذکر لعن بودي و من نخواستم تو را از ذکر لعن باز دارم؛ چرا که ثواب لعن از صلوات بر محمد و آل محمد بيشتر است.»V}(مجمع النورين و ملتقي البحرين فيما وقع من الجور علي والده السبطين، ابي الحسن مرندي، ص208، طبع 1328){V 3- اين روايت نيز شايان توجه و عمل است: «مرد خياطي دو پيراهن نزد حضرت امام صادق (عليه السلام) آورد و عرض کرد: من هنگام دوختن يکي از اين دو پيراهن صلوات بر محمد و آل محمد مي فرستادم، ولي هنگام دوختن پيراهن ديگر بر دشمنان محمد و آل محمد لعن مي فرستادم. شما خود هر کدام را که بيشتر دوست داريد انتخاب کنيد. حضرت اما صادق (عليه السلام) پيراهني را که با ذکر لعن دوخته شده بود انتخاب فرمودند و اظهار داشتند: من اين پيراهن را بيشتر دوست دارم.»V}(اماره الولايه 51 و تعليقه شفاء الصدور 2/48){V 4- حضرت رسول گرامي (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمودند: H}«... ان من عظيم ما يتقرب به خيار املاک الحجب و السماوات الصلاه علي محبينا اهل البيت و اللعن لشانئينا{H؛ بي ترديد از با عظمت ترين اعمالي که باعث تقرب به خداوند تعالي مي شود و حتي بهترين ملائکه «حجب و آسمانها» آن کار را انجام مي دهند، درود بر دوستداران ما اهل بيت و لعن بر بدگويان و بدخواهان ماست»V}(بحار 65 (چاپ بيروت) 37/79؛ تفسير امام حسن عسکري (عليه السلام) 295){V 5- حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) در مورد شيوه تربيتي خانواده خود چنين توضيح مي دهند: H}« نحن معاشر بني هاشم نأمر کبارنا و صغارنا بسبهما و البرائه منهما؛{H برنامه ما بني هاشم آن است که به بزرگ و کوچک خود دستور مي دهيم به آن دو نفر (که سر دسته غصب خلافت و انحراف امت بودند) ناسزا گفته و آن دو را لعن کنند»V}(بحار 47/323/17 ؛ رجال کشي 135){V خلاصه: از مجموع روايت هاي گفته شده و ساير روايات فهميده مي شود آن عزيزان دو چيز از ما خواسته اند؛ قبول ولايت و اظهار لعن و برائت. پس هيچ اشکالي ندارد که پس از ذکر شريف صلوات بر محمد و آل محمد (چه در موقع اذان و اقامه و چه غير اذان و يا در هر حال) لعن بر دشمنانشان هم گفته شود. مثل H}«الهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم»{H ب) در قنوت: باتوجه به اينکه اساسا قنوت، ميدان راز و نياز و بازار دعا و درخواست است، جاي ترديد نيست که قرائت اذکار ولايت و برائت هيچ اشکالي ندارد. حتي برخي مراجع تقليد، دعا به زبان غير عربي را نيز در قنوت جايز دانسته اند. (به فتواي مرجع تقليد جامع الشرايط هر شخص مراجعه شود) ج) در سجده و رکوع: در اين قسمت ها نيز مي توان به قصد دعا يا قصد قربت الي الله اين اذکار را گفت. د) در بين قرائت حمد و سوره: چنانچه در حين قرائت حمد يا سوره، نام پيامبر (صلوات الله عليه و آله) را شنيد مي تواند صلوات گفته و به قصد قربت الي الله (نه اينکه اراده جزئيت و ورود کند) ذکر و عجل فرجهم و العن اعدائهم را به قصد ذکر مطلق يا قربت الي الله بگويد. همچنانکه پس از قرائت حمد و پيش از شروع سوره نيز مي تواند با همين قصد بگويد، و همين حکم براي گفتن اين اذکار با همان نيت در پس از قرائت سوره نيز وجود دارد. البته توصيه مي کنيم که در اين قسمت ها اذکار گفته شده را آهسته بر زبان جاري کند. ه) در تشهد نماز: از آنچه در بخش الف توضيح داديم معلوم مي شود که شهادت به ولايت، ذکر و دعا و عبادت است و «ذکر و دعا نيز در تمام حالات نماز بي اشکال است»V}(عروه الوثقي، بخش نماز، مبطلات نماز، مسئله 9){V بنابراين شهادت به ولايت به قصد ذکر مطلق (قصد قربت و بدون اراده جزئيت و ورود و به هدف رسيدن به ثواب و تقرب) در تشهد نماز و غيره اشکال نداشته و ضرر به نماز نمي زند. البته بايد توجه داشت: 1- هرچند آنچه در بخش شهادت به ولايت در تشهد نماز گفتيم، مطابق فتواي مشهود فقهاي معاصر و برابر با روايات است اما الزامي است تا هر يک از مکلفين به فتواي مرجع خود مراجعه نمايد. مثلا حضرات آيت الله فاضل لنکراني و بهجت جايز مي دانند. 2- اگر شهادت به ولايت موجب ضرر جاني و يا مالي شده، جايز نيست و بايد تقيه کرد. 3- برخي علمائي که شهادت به ولايت را در تشهد نماز جايز مي دانند، دستو داده اند که آن را به شيوه اي مخصوص بگويند که در اين مورد نيز رعايت مسائل تقليد ضروري است. لذا شخصي که شما در نامه تان گفتيد بايد نحوه قرادت تشهدش را با فتواي مرجعش بسنجد. 4- بدعت يعني انسان کاري را که جزو دين نيست به دين زياد کرده و آنرا ديني جلوه دهد. ولي با توضيحي که داديم معلوم شد که شهادت به ولايت و برائت کاري خلاف دين نيست. با وجود همه اينها، آنچه که ظاهرا دغدغه ذهني شما است افراط کاري ها و جلب توجه نمودن ها به وسيله اين اذکار است. واضح است که چنين حالت هائي پسنديده نيست. تولي و تبري بيش از آن که به زبان آيد و مقدم بر آن، بايد در قلب و جان ما نفوذ کند و در چنين صورتي به اين نتيجه خواهيم رسيد که نماز بي ولاي اهل بيت، نماز مقبولي نيست. از اين رو بايد تولي و تبري را بيش از آنچه که در قالب الفاظ نمود پيدا مي کند در دل و جان خود رسوخ دهيم و خداي ناکرده عبادت هاي ما تحت تأثير اذکار غير واجب (گرچه خوب) از حالت عبادت بودن و نماز بودن خارج نشود.
کد سوال : 3497
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اين سؤال در ذهن من است چرا اکثر مردم دنبال نفس دعواي دلشان مي روند کمتر افراد اهل حق و تهذيب به معناي واقعي هستند؟ آيا خلقت بشري اين طور است که انسان شيفته دنيا شود چرا بيشتر انسانها شيفته دنيا هستند؟
پاسخ : بر خلاف رذايل و پستي ها که اموري اکتسابي و عارضي هستند، فضايل در نهاد آدمي اصيل و ريشه دارند؛ زيرا انسان با سرمايه فطرت توحيدي آفريده شده است؛ «فأقم وجهک للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله؛ پس روي خود را متوجه آئين خالص پرورگار کن. اين فطرتي است که خداوند انسانها را بر آن آفريده است، دگر گوني در آفرينش الهي نيست»V}(سوره روم- آيه 30){V در خصوص مسائل عملي نيز چنين است. هنگامي که روح انسان به بدنش تعلق گرفت اگر چه از رذايل اخلاقي پاک بود ولي تهي از فضايل نبود بلکه با فضايل گرايش به حق آفريده شد؛V}(نگا: آيت الله جوادي آملي، مراحل اخلاق در قرآن، ج11 از تفسير موضوعي قرآن کريم، ص22){V «و نفس و ما سويها، فألهمها فجورها و تقويها؛ و قسم به جان آدمي و آن کس که آن را آفريد و منظم ساخت، سپس خير و شرش را به او الهام کرده است».V}(سوره الشمس، آيات 7 و 8){V بنابراين روحي که «فجور» و «تقوا» (خير و شر) بر او الهام و تلقين شده اگر رذايل و پستي هاي عارضي از آن زدوده شود، آن فضايل فطري در او شکوفا مي شود و انسان مي تواند آنها را تحصيل و تکميل کند. اما اين که چرا انسان به دنيا گرايش دارد به اين خاطر است: روحي که داراي ويژگي گرايش به فضايل است ابتدا در قالب جسمي مي گنجد که از جنس دنيا و ماده است. در واقع روح متعالي در جوار جسمي قرار مي گيرد که خود به خود به ماديات و محسوسات گرايش و با آنها سر و کار دارد. به همين خاطر تهذيب نفس يا خود سازي در ابتداي حرکت به سمت تکامل روحي و معنوي ضروري است. چنانچه خداوند در ادامه آيات مورد بحث [بعد از قسم و تأکيد فراوان] مي فرمايد: «قد افلح من زکيها و قد خاب من دسيها؛ هر کس نفس خود را پاک و تزکيه کرد رستگار شده و آن کس که نفس خود را به گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است».V}(سوره الشمس، آيات 9 و 10){V تهذيب و خود سازي شخصي را از گرداب نفس بيرون آورده، موانع ترقي و کمال را از مسير او برمي دارد و تا زماني که وي سرگرم حجاب ها و درگير موانع است، راهي به معدن معرفت و چشمه توحيد و اخلاق پسنديده نخواهد برد. امام راحل در «محرم راز» به زيبائي اين معنا را به قالب نظم کشيده است: P}آنکه سر در کوي او نگذاشته آزاده نيست{E}آنکه جان نفکنده در درگاه او دلداده نيست{P P}تا اسير رنگ و بوئي بوي دلبر نشنوي{E}هر که اين اغلال در جانش بود آماده نيست{P؛V}(محرم راز، ص55، مؤسسه نشر آثار امام){V پس مانع زدائي اولين وظيفه راهيان کوي دوست به حساب مي آيد. در اين راه دو دسته مانع هست که بايد به خوبي شناسائي شود: 1- موانع نظري همچون غفلت، وسوسه، ... . 2- موانع عملي نظير خود بيني و هوس مداري، کمين گاه هاي شيطان، دنيا گرائي، ... . قرآن کريم بهترين راه تهذيب نفس را پرهيز از دنياي بازيچه معرفي مي کند: «انما الحيات الدنيا لعب و لهو؛ زندگي دنيا تنها بازي و سرگرمي است».V}(سوره محمد، آيه 36){V در حقيقت تا انسان تعلق خود را از دنيا نبريده ، سير واقعي به سوي کمال براي او معني پيدا نمي کند اين چنين نيست که بتوان در عين تعلق به دنيا حرکتي در مسير کمال داشت چرا که دنيا و آخرت نقطه مقابل همند. تعلق نفساني به عالم و مظاهر آن با تعلق به آخرت جمع نمي شود. نزديک شدن به هر يک دوري از ديگري را به دنبال خواهد داشت.V}(نهج البلاغه، حکمت 103){V پس اگر ما جماعتي را مي بينيم که به آخرت گرايش کمتري دارند، علت عمده اش آن است که درگير و مشغول امور دنيوي هستند، در مقابل چون اهل آخرت تعلق خود را از دنيا [به وسيله تهذيب] بريده اند به سهولت در مسير کمال و قرب الهي گام بر مي دارند. امير مؤمنان علي عليه السلام که گردي از دنيا بر دامن پاکش ننشست، هر شب پس از نماز عشا و پيش از آن که نمازگزاران پراکنده شوند، با صداي رسا مي فرمود: H}«تجهزوا رحمکم الله فقد نودي فيکم بالرحيل، و اقلوا العرجه علي الدنيا، و انقلبوا بصالح ما بحضرتکم من الزاد؛{H آماده حرکت شويد، خدا شما را بيامرزد که بانگ کوچ را سر داده اند. وابستگي به زندگي دنيا را کم کنيد، و با زاد و توشه نيکو به سوي آخرت باز گرديد».V}(نهچ البلاغه، مرحوم دشتي، خطبه 204){V براي آگاهي بيشتر ر.ك: نهج البلاغه، خطبه متقين.
کد سوال : 3498
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : اگر من به يكي از همكلاسيهايم برخورد كردم و ببينم چادر خود را برداشته و يا هم اتاقي ام آرايش كرده من چه عكس العملي بايد نشان دهم من هميشه مي ترسم عكس العملي منفي نشان دهم چون فكر مي كنم اثر معكوس دارد و افراد به من خواهند گفت به تو چه ربطي دارد؟
پاسخ : يكي از آموزه هاي مؤثر و كارآمد در دين اسلام، فريضه امر به معروف و نهي از منكر بوده كه بر هر زن و مرد مسلمان با وجود شرايط آن واجب است. امر به معروف و نهي از منكر از مهم ترين ابزارهاي نظارتي در بعد فردي و اجتماعي است و هدف از آن، احياي معروف و ميراندن منكر در جامعه اسلامي مي باشد. تعبير «امر به معروف و نهي از منكر، از تعبيرات كليدي در قرآن كريم و سخنان حكيمانه پيشوايان راستين اسلام بوده و از جايگاه و اهميت بسيار بالايي در چارچوب آموزه ها و مقررات فردي و اجتماعي در اسلام برخوردار مي باشد. امام باقر(ع) در اين باره چنين مي فرمايد: «امر به معروف و نهي از منكر، واجب بسيار بزرگي است كه در پرتو آن ديگر واجبات اقامه (به پا داشته) مي شود ...»، V}(كافي: 5/56/1، به نقل از: ترجمه ميزان الحكمه، محمدي ري شهري، ج 8، ص 3704).{V يعني اين واجب (در صورت اجراي درست آن) به تنهايي، ضامن اجراي ساير احكام و دستورات الهي و اسلامي است. ليكن، امر به معروف و نهي از منكر، با توجه به تأثيرات بالاي خود، شرايط مراتب و آداب مهمي دارد كه اگر همه آنها به خوبي به اجرا درآيد، مي تواند در كاهش جرم و پيشگيري از آن، بسيار تأثيرگذار و داراي نقش باشد. بنابراين، شناخت اصل اين پروژه اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي و تربيتي براي اجرايي كردن آن و دسترسي به اهداف آن، بسيار مهم است. يكي از شرايط مسلم «امر به معروف و نهي از منكر» آن است كه اجراي آن مفسده اي در پي نداشته باشد. بدين معنا كه هدف از امر و نهي، دعوت به خير و صلاح و باز داشتن از شر و فساد است، اما اگر زماني، اجراي آن نتيجه معكوسي به بار آورد، ترك آن درست تر بلكه واجب مي باشد. بنابراين، اجراي اين فريضه، نبايد موجب مفسده و ضرر جاني، مالي و آبرويي باشد (البته در منكراتي كه جزيي و فردي است، اما در جايي كه اساس دين در خطر باشد، مسأله فرق مي كند). براي آشنايي به شرايط و مراتب امر به معروف و نهي از منكر، به رساله مرجع تقليد خودتان مراجعه نماييد. بديهي است كه اگر شرايط امر و نهي فراهم نباشد اصلاً واجب نخواهد بود و نيز اگر در مقام اجرا، مراحل و شرائط آن، به درستي پياده نشود، چه بسا ممكن است تأثيرات منفي و مخربي از خويش بر جاي گذارده و احياناً زمينه دين گريزي را به همراه داشته باشد. بنابراين، همانگونه كه اهتمام به امر و نهي، واجب بوده، اجراي صحيح آن نيز لازم مي باشد به اين ترتيب بايد مراقب بود تا در مقام عمل به اين تكليف سياسي _ اجتماعي در اسلام، و انگيزه بالا براي بستن پرونده گناه، پرونده گناه ديگري (در اثر بد عملي)، گشوده نشود، چه اينكه بي عملي و بد عملي (در صورت تقصير) هر دو، گناه بزرگي، به شمار مي آيد. با تأكيد بر مباحث پيش گفته و حساسيت اين واجب پر اهميت، بايد گفت كه امر و نهي بايد شفاف و بدون ابهام باشد و الا ممكن است زمينه سوء تفاهم و حتي تهمت فراهم شود كه بايد از كلي گويي، مبهم گويي و ... اجتناب كرد. نكته قابل توجه اين است كه در همه مراحل امر به معروف و نهي از منكر، تلاش نماييم. با به كارگيري هوش و درايت و روش هاي روان شناسانه و نيز با بهره گيري از اخلاق اسلامي و ادب ديني و صبر و حوصله و بدون درگيري لفظي و فيزيكي (با توجه به مراحل ابتدايي آن)، اقدام شود تا با كم ترين هزينه، بيشترين استفاده را ببريد. بنابراين، با افراد مختلف و سليقه هاي متفاوت برخوردهاي متنوع بايد داشت تا موفقيت بيشتري كسب نماييد و اگر به قول شما، تذكرتان اثر معكوس دارد جاي امر به معروف و نهي از منكر نيست. بله، اگر بتوانيد با برخوردي ملايم، منطقي و صميمانه موضوع را براي كسي كه شايد اطلاع و شناخت كافي ندارد توضيح دهيد و عواقب و پيامدهاي سوء برخي رفتارها را به طور غير مستقيم تبيين كنيد، چه بسا بتوانيد مانع برخي رفتارهاي خلاف آنها شويد. پس به جاي سرزنش و عتاب كردن و يا اين كه مستقيما كسي را مورد خطاب قرار دادن و او را فردي خطاكار معرفي نمودن، به ايجاد ارتباط عاطفي تر و صميمانه بپردازيد و يا با دعوت به مطالعه كردن در زمينه هاي مورد نظر نموده تا بتوانيد به طور غير مستقيم در او تأثير گذاريد كه در اين صورت موفق تر خواهيد بود. بنابراين لازم است روش هاي تأثيرگذاري در ديگران را مطالعه كرده و از آنها در عمل بهره بگيريد وگرنه با برخورد تند و رو در رو نمي توان به تغيير رفتار ديگران پرداخت. اگر با احترام گذاشتن و محبت كردن به ديگران بتوانيد در قلب و دلشان نفوذ كنيد خواهد توانست ذهن و انديشه شان را به تسخير عقل خود درآوريد و آن گاه است كه رفتارشان نيز تغيير خواهد كرد. در پايان اين بخش از نامه لازم است از دلسوزي و احساس مسؤوليت تان نسبت به دوستان و رفقاي خود تقدير و تشكر كنيم. اميدواريم نيت پاك و خالص شما هم استمرار بخشد و هم از اجر دنيوي و اخروي فراواني برخوردار شويد كه خداوند انسان هاي نيكوكار را دوست دارد «ان الله يحب المحسنين» و پشتيبان شماست و ما نيز به وجود چنين دانشجويان دلسوز و مشتاق كمال مي باليم و شما را مي ستاييم.
کد سوال : 3499
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : براي خلوص نيت در کارهايم چه کنم؟
پاسخ : نخست بايد دانست برخي اعمال بدون واسطه موجب قرب الهي است مانند نماز و مناجات و تلاوت آيات قرآن و ... و برخي اعمال با واسطه موجب قرب الهي مي شود مانند غذا خوردن و خوابيدن. لذا اگر انسان غذا بخورد و يا استراحت كند و انرژي بدست آورد براي عبادت و تلاشهاي علمي، همين هدف موجب قرب الهي است. و نيت به همين مقدار كافي است البته اگر آداب را رعايت كند؛ قرب الهي نشد بد مي شود مانند گفتن بسم الله اول غذا و هنگام خوابيدن و شكر خدا هنگام پايان غذا و برخاستن جهت آگاهي بيشتر درباهر اخلاص و دوري از ريا نيز توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:براى كسب اخلاص در اعمال اول بايد نسبت به تعريف اخلاص و مراحل آن شناخت پيدا كنيد. دوم اين كه مراحل اخلاص را به ترتيب مذكور رعايت كنيد و شب و روز مراقب باشيد تا كم‏كم به رعايت اخلاص عادت كنيد. تعريف اخلاص: اخلاص ضد رياست و آن عبارت است از خالص ساختن قصد از غيرخدا و پرداختن نيت از ماسوى‏اللّه‏، v}(معراج‏السعاده، ملا احمد نراقى، بحث اخلاص).{v امام صادق(ع) مى‏فرمايند: H}«لابدّ للعبد من خالص النية فى كل حركة و سكون اذلو لم يكن بهذا المعنى يكون غافلاً والغافلون قد وصفهم‏الله و تعالى بقوله: ان هم الا كالانعام بل هم اضلّ و قال: اولئك هم الغافلون...؛{H براى بنده (خدا) در هر حركت و سكونى از خالص ساختن نيت (براى خدا) چاره و گريزى نيست زيرا اگر چنين نباشد غافل است و غافلان را خداوند تعالى اينگونه توصيف فرموده: اينان مانند چهارپايان بلكه گمراه‏تر هستند و نيز فرموده: اينان همان كسانى هستند كه غافلند»، V}(ميزان‏الحكمه، محمد محمدى رى‏شهرى، ج 3، روايت 4748).{V T} پاره‏اى از ويژگى‏هاى مخلصين:{T اول - انجام كار براى خدا: اين ويژگى از لابلاى تعريف اخلاص - مخصوصا با توجه به روايت پيش گفته - به دست مى‏آيد. در روايتى ديگر درباره همين ويژگى حضرت على(ع) مى‏فرمايند: H}«طوبى لمن اخلص للّه‏ عمله و علمه و حبه و بغضه، و اخذه و تركه، و كلامه و صمته و فعله و قوله؛{H خوشا به حال كسى كه عمل و علم و حب و بغض و گرفتن و نگرفتن و سخن و سكوت و كردار و گفتارش (همه و همه را) براى خدا خالص گرداند»، V}(همان، روايت 4750).{V دوم - انجام عبادت براى خدا: ويژگى اول شامل اين ويژگى هم مى‏شود ولى به جهت اهميت عبادات جداگانه به يادآورى نياز دارد زيرا عبادات اساسى‏ترين و مهمترين وسيله پرواز روح مى‏باشد ازاين‏رو اگر اخلاص در آن نباشد و ذره‏اى غير خدا و ريا در نيت باشد نه تنها پرواز روح نيست بلكه حرام و تمام عمل عبادى باطل مى‏گردد مانند آن نجاستى است كه اگر ذره‏اى از آن در يك ديگ بزرگ غذا باشد همه غذا را نجس مى‏كند به آن خاطر بحث زير لازم و ضرورى مى‏باشد. اخلاص در عبادات چندين مرحله دارد: 1- پاكسازى عمل از ريا: ريا نيز بر چند قسم است: الف) محض ريا يعنى عمل فقط و فقط براى نشان دادن به مردم انجام گيرد. ب ) انضمام ريا يعنى انجام عملى كه هم در آن قصد قربت و هم قصد ريا و نشان دادن به مردم باشد. ج ) ريا در بعضى از اجزاء عمل چه آن بعضى واجب باشد يا مستحب. د ) ريا در مكان عمل گرچه خود عمل براى خدا باشد مثل خواندن نماز در صف اول جماعت كه انتخاب صف اول ريايى باشد. ه ) ريا در زمان عمل گرچه خود عمل براى خدا باشد مثل خواندن نماز اول وقت كه انتخاب زمان اول وقت از روى ريا باشد. و ) ريا در وصف عمل مثل خواندن نماز با تأنى و خشوع كه اين تأنى و خشوع از روى ريا باشد. اگر تمام اين اقسام ريا نسبت به عمل عبادى (عملى كه در آن قصد قربت شرط است مثل نماز) باشد هم حرام و هم مبطل عمل است البته با اختلاف كمى در فتاوا، V}(عروة‏الوثقى، سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى، ج 1، ص 470 تا 472، بحث نيت نماز).{V 2- پاكسازى عمل از رياى بعد از عمل: گاهى عملى مخلصانه انجام مى‏گيرد ولى بعد از اتمام عمل صاحب عمل كارى مى‏كند و يا سخنى مى‏گويد كه به ديگران بفهماند فلان عمل را انجام داده‏ام اين نوع ريا گرچه مبطل عمل عبادى نيست، اخلاص را شائبه‏دار مى‏كند. اين خوشايند نفسانى و چشم بر ستايش ديگران دوختن مذموم است در قسمتى از روايتى مى‏فرمايد: H}«... و يحرص فى كل امره على المحمدة...»{H؛ v}(ميزان‏الحكمه، روايت 6807).{V يكى از علايم رياكار اين است كه در هر كارى حريص بر ستايش (شنيدن) ديگران است. ديگران او را مشغول به نماز مى‏بينند او در همان وسط عمل خوشحال مى‏شود و به خود مى‏بالد گرچه علما عجب را حرام شرعى و باطل‏كننده عمل نمى‏دانند. بعد از انجام عمل: يعنى كسى بعد از عمل از اين كه ديگران بفهمند فلان عمل را انجام داده است خوشحال مى‏شود. اين قسم نيز مرحله‏اى از اخلاص را شائبه‏دار و آلوده مى‏سازد گرچه مثل قسم قبلى حرام شرعى و مبطل عمل نيست. 3- زهد قلبى: حضرت على(ع) مى‏فرمايند: H}«الزهد سجيه المخلصين؛{H زهد، خلق و خوى مخلصين است»، V}(ميزان‏الحكمه، ج 3، روايت 4789){V و اين ويژگى بسيار بلند و بالاست كه از توان همت‏هاى معمولى بسى فراتر است و دست هر كسى به آن نخواهد رسيد زيرا زهد قلبى يعنى بى‏رغبتى دل نسبت به غير خدا اگر كسى به اين مقام رسيد فقير و غنى برايش يكى است. در اين مرحله انسان مخلص قلبش از رغبت به غير خدا خالص مى‏گردد و اين خود وقتى حاصل مى‏شود كه انسان يقين قلبى داشته باشد زيرا حضرت مى‏فرمايند: H}«اصل الزهد اليقين...؛{H ريشه زهد يقين است»، V}(همان، ج 4، رويات 7725){V و نيز مى‏فرمايند: H}«يستدل على اليقين بقصر الامل و اخلاص العمل والزهد فى الدنيا؛{H سه چيز دليل بر يقين است: 1- آرزوى كوتاه، 2- اخلاص در عمل، 3- زهد در دنيا» يعنى هر كدام از اينها از يقين سرچشمه مى‏گيرد و يقين به قدرى گران و ناياب است كه امام صادق(ع) مى‏فرمايند: H}«ما اوتى الناس اقل من اليقين؛ چيزى كمتر از يقين به مردم داده نشد»{H؛ V}(همان، روايت 22625){V بنابراين زهد فرع بر يقين است و داشتن يقين هم امرى است بسيار مشكل. تذكر اين نكته ضرورى است كه اين يقين آن يقين عرفى و معمولى رايج در زبان مردم نيست بلكه يك حال بلند معنوى و عرفانى است كه با سال‏ها رياضت شرعى حاصل مى‏شود. اين ويژگى سوم بلندترين ويژگى‏هاى مخلصين است كه خود نيز داراى مراتبى است. هر طالب كمالى بايد اين مراحل و ويژگى‏ها را در خود احياء كند تا در سايه اخلاص و بالا بردن ميزان آن به كمالات عالى انسانى برسد. دانشجوي گرامي، اين مسأله، جهاد طولاني مى‏طلبد و بايد همواره با هواهاى نفسانى و خواهش‏هاى رنگارنگ نفس مبارزه كرد، تا به تدريج بر هواى نفس غالب شد و به گوهر اخلاص رسيد. بنابراين همان طور كه خود شما خوب مي دانيد، «اخلاص» به معناى پيراستن نفس از همه تعلقات و انگيزه‏هاى غير الهى است. و نه تنها همه اعمال را براى خدا انجام دادن، كه حتى وجود خويش را نيز براى خدا خواستن. در روايتى از پيامبر(ص) خطاب به ابوذر آمده است: H}... و ما بلغ عبد حقيقة‏الاخلاص حتى لايحب ان يحمد على شيئى من عمل للّه‏ ...{H ؛ بنده هرگز به حقيقت اخلاص نمى‏رسد، جز آن كه دوست نداشته باشد او را بر عمل خدايىبستايند...»V}(بحارالانوار، ج 82، ص 204 و ج 51، باب 116){V. براى رسيدن به اين مرحله عزمى راسخ و تلاشى دراز آهنگ لازم است و هركس به قدر همت و تلاش خويش - البته با عنايات و فيوضات خداوندى - مراتبى را سير خواهد كرد و به فيوضاتى نائل خواهد آمد. آنچه در اين مرحله بسيار ضرورى است دو جهاد همسو و همراه است: جهاد علمى و عملى. الف) جهاد علمى مستلزم داشتن مطالعات روشمند خداشناختى از طريق مطالعات فلسفى و عرفان نظرى است. ب ) جهاد عملى پيوستگى قلبى، ياد دائم حضرت حق و عبوديت و سر سپارى در پيشگاه پروردگار است، و آن نيز مراتبى دارد: مرتبه اول ترك محرمات و انجام واجبات است. مرتبه دوم ترك مكروهات و انجام مستحبات به ويژه اهتمام به نماز شب است. مرتبه سوم ترك آنچه موجب اشتغال قلب به غير خداى مى‏شود. مانند بسيارى از مباحات، و همواره در جست و جوى خدا بودن و التزام به آنچه مقرب درگاه الهى است. اگر كسى اين مراحل را به طور جدى پشت سر گذارد باز يك قدم به پيش برداشته و آن تسليم نمودن اقاليم سبعه تن تحت فرمان الهى است. مرحله دوم بيرون راندن تمام رذايل نفسانى و حب دنيا از نهانخانه دل است و آن كس كه بتواند شيطان نفس اماره را از خانه دل بيرون افكند، آن گاه خواهد ديد كه خداى سبحان - كه صاحبخانه است - فضاى دل او را پر نموده است. در حديث قدسى نيز آمده است كه: H}«قلب المؤمن عرش الرحمان»{H. به هر حال بهترين راه شروع نماز است كه كون جامع و عبادت تام است و تا آن اصلاح نشود به جايى نمى‏توان رسيد.
کد سوال : 3500
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : و براي افزايش ترس از خدا چه کنم؟
پاسخ : 1- ابتدا بايد توجه كنيم كه معناى ترس از خدا چيست؟ ترس از خدا به معناى ترس از مسؤوليت‏هايى است كه انسان در برابر او دارد. ترس از اين كه در اداى رسالت و وظيفه خويش كوتاهى كند و به خوبى انجام وظيفه نكند و به عبارتى ترس از گناهان خود است. حضرت على(ع) در اين زمينه مى‏فرمايد: H}«ولا يخافنّ الا ذنبه{H؛ هيچ يك از شماترس نداشته باشد مگر از گناه خويش» V}(نهج‏البلاغه، كلمه 82){V. 2- سرچشمه‏هاى ترس از خدا چيست؟ ترس از خدا سرچشمه‏هاى مختلفى دارد به قرار ذيل: الف) همان اعمال ناپاك و افكار آلوده سبب ترس مى‏گردد. ب ) مقربان به خاطر قرب به ذات پاكش كمترين ترك اولى و غفلت مايه وحشت آنها مى‏شود V}(اين دو مورد را خوف از تقصير گويند){V. ج ) گاه مقربان هنگامى كه به تصور آن ذات نامحدود و بى‏پايان را مى‏كنند و در مقابل به قصور ذاتى خود نظر كرده و حالت خوف به آنها دست مى‏دهد (خوف از قصور) خداوند در اين زمينه مى‏فرمايد: A}«الذين اذا ذكراللّه‏ وجلت قلوبهم{A؛ آنها كسانى هستند كه وقتى نام خدا برده مى‏شود دلهايشان مملو از خوف پروردگار مى‏گردد»، V}(حج، آيه 36){V. بنا بر آنچه بيان شد مي توان به برخي از راه هاي افزايش «ترس از خدا» را چنين بيان كرد: 1- هر روز پس از اتمام فعاليت هاي عادي و قبل از رفتن به بستر و خوابيدن، افكار و اعمال روزانه خودرا محاسبه كنيم و اعمال ناصحيح و گناه آلود و لغزش هاي خود را بررسي كرده و به خود متذكر شويم و زشتي آن را براي خود مجسم نماييم. 2- هر چه بيشتر درباره انواع گناهاني كه از انسان مي تواند صادر شود، مطالعه نماييم و پيامدهاي منفي، عوارض سوء دنيوي و عقاب هاي اخروي آن را از نگاه روايات و آيات قرآن مورد توجه قرار دهيم تا زشتي و قبح گناه و لغزش ها در ذهنمان بيشتر جايگزين شود. 3- درباره عظمت و بزرگي خداوند بيش از گذشته مطالعه و تفكر كنيم. زيرا هر چه بيشتر درباره عظمت خداوند و علم گسترده و فراگير او و نيز قدرت وصف ناشدني اش آگاهي داشته باشيم كمتر از انسان لغزش و گناه سر خواهد زد. معمولا انسان ها در حال غفلت از مقام و عظمت و اوصاف علم و قدرت خداوند مرتكب خلاف مي شوند اگر كسي شناخت كافي از خداوند و اوصاف جلال و جمال خداوند داشته باشد و از آن شناخت غفلتي نداشته باشد، احتمال سرپيچي اش بسيار كم است به همين جهت است كه وقتي مي دانيم كسي ما را مشاهده مي كند مرتكب خلافي نمي شويم. 4- نشست و برخاست و مجالست با افرادي كه ديدار و نگاه به آنها شما را به ياد خداوند متعال مي اندازد. 5- انتخاب دوستان و هم اتاقي ها و هم درسي هايي كه متدين و پاي بند اصول اخلاقي و ارزشي هستند و از گناه كردن واهمه دارند و گناه و لغزش هر چند كوچك و اندك باشد برايشان بسيار زشت و ناپسند است و در صدد انجام واجبات و ترك محرمات هستند. 6- مطالعه آياتي كه در مورد عذاب و عقاب گناهكاران در قرآن آمده. 7- آياتي كه در توصيف جهنم و اهل جهنم آمده. 8- آيات مربوط به معاد و روز حساب رسي دقيق از همه اعمال و رفتار. 9- توجه به ضعف و ناتواني خود در مقابل بلايا و مصيبت ها و مشكلات دنيوي و مقايسه عذاب دنيوي با عذاب اخروي. 10- مطالعه حالات ائمه(ع) و اولياء و بزرگان دين در زمينه خوف از خدا و نگراني آنها از عذاب روز قيامت، عذاب قبر و عالم برزخ.