• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن عمومی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
عمومی (بازدید: 30562)
پنج شنبه 15/9/1386 - 21:16 -0 تشکر 18658
به او بگویید...

سلام دوستان عزیزم
یه مشکلی که همیشه داشتم و باهاش درگیر بودم و هستم و خواهم بود ناگفته های دلم هست...گاهی دل تنگم گاهی...
مسلما شما هم همین مشکلو دارید...
حرفای نگفته...
تو این تاپیک میتونید ناگفته های دلتون رو بهش بگید...
اون شخص میتونه هر کسی باشه...
پیامتون هم میتونه هر چیزی باشه حتی طنز...
اگر دوست داشتید میتونید بگید که او کیه؟؟؟
اگر پیام هاتون رو با به او بگویید شروع کنید خیلی خوب میشه ...
منتظرتونم...
علی یارتون

---------------------------------------
دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
چهارشنبه 25/9/1388 - 17:28 - 0 تشکر 170043

و خدا هست

سلام

ترانه با اینکه امروز حرفی زدم که رنجوندیم... اما منم بعد از کلی فکر به این نتیجه رسیدم که امیدوارم بتونی

اوهوم

به او بگویید:

هر جوری فکر میکنم. از هر زاویه ای بهش نگاه میکنم. نمیفهمم

که 

تو دیگه

چرا

؟

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
چهارشنبه 25/9/1388 - 21:53 - 0 تشکر 170100

به نام خدا

به او بگویید...

آخه به کجای دنیا برمی خورد اگر یک بار، فقط یک بار...

به او بگویید...

قول می دم که حتی به فکرتم نرسیده...

آخخخخخخ...

انصافتو شکر!!!!

:(

:|

:(

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

چهارشنبه 25/9/1388 - 23:35 - 0 تشکر 170129

سلام..

به او بگویید:

جدا ناراحت شدی؟!!! جدی نبود..به قول خودت تو که ریز به ریز ه قضایا رو میدونی..پس وای دید یو گت بادرد؟؟؟

اگه مقایسه شون کردی و به این نتیجه رسیدی...باید بگم...

باده نوشی که در او رو و ریایی نبود

بهتر از زهد فروشی که در او رو و ریاست

...

بترکی می خواستم فقطچک کنم برم درس بخونمااا

فردا نمرم کم شه من میدونم و ...

(تازه خیالم راحت شده بود که همه چی و ایگنور کردم...)

غروب پنج فصل سال را در خنده مي گريم خدا قوت دهد اين چشم هاي مهربانم را
پنج شنبه 26/9/1388 - 0:13 - 0 تشکر 170144

به او بگویید:

دیگر از بی رنگی صبح های بی بهانه ام

و بی حوصله گی غروب های بی حوصله ام

برایت نمی گویم

خوب است که بدانی

مدت هاست خبری از بیداری شبانگاهی ام نیست

و لبریزم از خواب تا خود صبح،

بی آنکه

حتی ، ذره ای

نگران مرغکان بی دانه و آشیانه باشم!!!

بی درد بی درد!!!

و تنها تو میدانی چرا!؟؟

.....

و آیا تو واقعا میدانی چرا؟؟ چو من خودمم نمی دانم چرا!

به آنه هم بگید.....بترکییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی  ببین ساعت چنده...!!...گاهی نمی دونم ..آیا واقعا باید دیلیت شود..آیا؟؟؟

غروب پنج فصل سال را در خنده مي گريم خدا قوت دهد اين چشم هاي مهربانم را
پنج شنبه 26/9/1388 - 13:0 - 0 تشکر 170190

به نام خدا

...............

خصوصی با خودت : 

gor man da layaaghat vaar

ghurbaanin olum ya na?

emdaad eladi bakhtim

oldum sana divaanah

 آقا جون !بازم ماه عزات ! باور کن عزاداری برای تو هم لیاقت میخواد .. لیاقتشو بهم بده

پنج شنبه 26/9/1388 - 19:49 - 0 تشکر 170252

به او بگویید:

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااامممممم...م

خوبی آیا ؟

 چطوری آیا؟؟

 خوش میگذره آیا؟؟؟

 دیگه چه خبر آیا؟؟؟؟

خسته نباشی...(ب.ی.و.ف.ا) :پیییی

غروب پنج فصل سال را در خنده مي گريم خدا قوت دهد اين چشم هاي مهربانم را
پنج شنبه 26/9/1388 - 22:13 - 0 تشکر 170272

 به او بگویید:

سلام سلام

سلاااااااااااااااا......م

وای خدا من چقدر بدم!

چه خبیث!

خییییییلی خبیث!

هه هه ...انقدر که خودم هم خندم می گیره...!

وای خدا....

به جون خودم تقصیر من نبود...عجله داشتم خب!خب داشتم میدویدم...به من چه....!خب اتاقشون سرده نمی شه ندوید و گذشت...

وای خدا چه بد دارم گند می زنم راه به راه...

ساعتش داغون شد...چقدر بهش میومد!و چقدر دوسش داشت...و کاش می دونست کار من بود! هاه!

غروب پنج فصل سال را در خنده مي گريم خدا قوت دهد اين چشم هاي مهربانم را
جمعه 27/9/1388 - 12:46 - 0 تشکر 170351

به نام خدا

سلام

به اویی که بیش از یه هفته ست قراره جواب ایمیلش رو بدم و تا حالا ندادم بگویید...

بگویید:

واقعاً شرمنده م...

مریضی و مشغله با هم قاطی شده بود...

شرمنده م که فرصت نشده، اما در اسرع وقت جواب می دم ان شاءالله...

بهش بگید اگر هم می بینید یکی دو روزه توی تبیان بیشتر گویا بودم، بدونید فقط گاه و بیگاه چند دقیقه ای سر زدم..

یه وقت فکر نکنه وقت داشتم و جواب ندادم...

موفق باشید...

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

جمعه 27/9/1388 - 13:7 - 0 تشکر 170357

به میلادی بگین :

 كتابای مودب پورو بخون ، اونوقت ببین بازم گریت نمیاد !

 به جون خودم من كه خون گریه كردم ...

حین اینكه كتابو می خوندمو اتفاقات داستانو تو ذهنم مجسم می كردم ، واسه خودمو تبیانیا كلی دعا كردم .

اتفاقا واسه چنتاشون من جمله شما سفارشی دعا كردمو تك تك اسم بردم .

خداوندا تو میدانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است .

چه زجری می کشد آن کس که انسان استو از احساس سرشار است ...

شنبه 28/9/1388 - 13:33 - 0 تشکر 170491

به نام خدا

درسته هنوزم حال من خوبه

درسته باهاش کنار اومدم

اما هنوز جواب نگرفتم 

به همین زودی شفاف سازی میکنم این قضیه رو تا سیاستمو عوض کنم { شاید } !

یک بار برای همیشه ........ 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.