به نام خدا سلام
بسمه تعالی علیک سلام
1- نمازتون چند دقیقه طول می کشه ؟
شش هفت دقیقه
2- تا حالا شده با خدا قهر کنید ؟
نه نشده
ولی بعضی موقع ها که از چیزی ناراحت می شم یا چیزی را می خوام بهش نمی رسم از خدا گله مند می شم ولی قهر نه
3- با خدا رسمی حرف میزنید یا صمیمی ؟
صمیمی
خیلی ریلکس
3- آخرین باری که گریه کردین کی بود و چرا ؟
در بهشت زهرا بود
فوت شوهر خالم
4- چقدر اهل زیارتگاه و امامزاده رفتن هستین ؟
خیلی ارادت خاصی به امام زادگان دارم و هر چی هم خواستم ائنا واسطه بین من و خدا شدن و به اون رسیدم
5- آخرین باری که به این امکنه رفتید ؟
یکی دو ماه پیش بود
6- وقتی گریه می کنید اکران عمومی داره یا تک نفره ست ؟ منظورم اینه که راحت گریه می کنید ؟اره راحت گریه می کنم
اکران دیگه چیه
گریه کردن دیگه اکراه نداره
7- وقتی دلتون فریاد میخواد ، گریه میخواد جایی هست که برید ؟
اره تو اتاقم هست ولی تا حالا دلم گریه از این جور چیزا نخواسته
جاش هست ولی گریش نیست
8- تا حالا شده موارد بالا رو تو دلتون دفن کنید ؟ چه اثرات مخربی می تونه داشته باشه ؟
بچه که بودم شده و گلو درد شدیدی هم گرفتم
اگه ادم خالی کنه گریاهاشو خیلی بهتره
9- بیشتر دل شکستگی هاتون مربوط به چه موردی هه ؟
بی مهری و بقی علاقه گی
10- تا حالا شده فکر کنید خدا باهاتون قهره و فراموشتون کرده ؟
اره کمی از این فکرا کردم وقتی به چیزی که می خواستم نرسم از خدا ناراحت می شم و اخحساس می کنم دیگه دوسم نداره
11- چرا میگن ناامیدی از خدا بالاترین گناهه ؟
چون خدا هر چی را که به بندش می ده همش خیر مصلحت می ده
حالا خیر این بنده اینه که به اون چیز نرسه و نباید اون بنده از خدایی که این همه دوسش داره ناامید شه
به خاطر همین فکر کنم بالاترین گناه
یه مطلب هم اضافه کنم من که نفهمیدم چی گفتم اگه ارسوووو فهمیدی به منم بگو
12- چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ؟
خیلی بده آدم کاری رو فکر نکرده انجام بده و از اون بدتر اینه که آدم راهی برای
برگشت یا درست کردن خرابکاری گذشته ش نداشته باشه... اگر "چرا عاقل کند کاری که باز
آرد پشیمانی" تا الان برام فقط یه جمله ساده و تکراری بود، از این به بعد به عنوان
یکی از واقعیت های مهم زندگی قبولش دارم... آدم موقعی که داره کار اشتباهی انجام
میده برای این که همون موقع مجبور به پاسخگویی به وجدانش نباشه یه توجیهی برای کارش
پیدا میکنه و طبق همون توجیه عمل میکنه و جلو میره؛ اما وقتی زمان میگذره و آدم
مجبور میشه به گذشته ش فکر کنه و مسئولیت کارهاش رو قبول کنه، می بینه که توجیهی که
برای کارهاش داشته نه تنها قانع کننده نیست، بلکه کاملا مسخره و بی پایه است...
13- شکر فروش که عمرش دراز باد چرا ، تفقدی نکند طوطی شکر خا را ؟
صبا بلطف بگو آن غزال رعنا را
که سر بکوه و بیابان تو داده ای ما را
شکرفروش که عمرش دراز باد چرا
تفقدی نکند طوطی شکرخا را
غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل
که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را
14- چرا دلت به نرگس ساقی امان نخواست به جان ؟
هان
من ادبیاتم ضعیفه فقط جوابم اینه به به به به
15- چرا چو رُخش در دلت آمد ، مراد خواهی یافت ؟
اینم به به به به
کاشکی مصرع دومشم می زاشتی
16- چرا ز کوی خرابات روی بر نتابی ؟
به به به به چه شب شعریه اینجا
17- گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز ؟
اینو خوب اومدی چرا گدا لاف نمی زنه سلطانه
18- چرا همی شکنی جان من ز سنگدلی ؟
آنکو ترا بسنگدلی کرد رهنمون
ای کاشکی که پاش بسنگی برآمدی .
19- چرا چون لاله خونین دل نباشم ؟
دل از من برد و روی از من نهان کرد / خدایا با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصد جان بود / خیالش لطف های بیکران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم / که با مانرگس او سرگران کرد
20- طهوری کو که کند فهم زبان سوسن ، تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد ؟ .. چرا ؟
هان
اقا شایعه درست نکنید
منو با سوسن در نندازید
سوسن با سعیده
طهوری را به سوسن چه
من با سوسن رفت و امدم کجا بود
21- توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منو یاد این انداخت
واعظان کاین جلوه درمحراب ومنبر میکنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
22-
من باز هم حمایت خودم رو از سوالات جناب سعیدان اعلام می کنم . فقط مخالف
یه صحبتشون هستم که به نظرم اون نوع آبجی یا داداش گفتن هم نباید باشه .
شما همچین کاری نمیکنی
الان از سعید حمایت کنی فردا پدرمو درمیاره با سوالاش
بزار یه نفس راحت از دست این سعید ما بکشیم
منم با نظر ارسووو در مورد ابجی داداش موافقم