• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 3171
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : با توجه به اينكه مي گويند نماز اعلان نياز به درگاه بي نياز است چگونه مي شود اين حالت نياز به پرستش و بندگي تبديل شود؟
پاسخ : نخست بايد دانست بخشي از عبارت هاي نماز اعلان نياز به درگاه خداوند است اما بخش عمده آن ستايش و سپاس و تعظيم و خاكساري به درگاه خداوند است كه نماد پرستش و بندگي به درگاه پروردگار است. علاوه بر اين كه نيازمندان با اعلان نياز به درگاه بي نياز مطلق و ديدن لطف و رحمت از سوي او حس پرستش و بندگي در آنان بيش از پيش زنده و شكوفا مي شود. براي توضيح بيشتر به مطالب زير توجه كنيد: قرآن شريف وقتي درباره انگيزه خلقت انسان سخن به ميان مي آورد، بحث عبادت را مطرح مي سازد «و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون؛ و من جن و انس را نيافريدم جز براي اين كه عبادتم كنند» V}(ذاريات، آيه 56). {V نماز مهمترين و با شكوه ترين جلوه عبادت محسوب مي شود تا حدي كه هيچ عبادتي براي تقرب و نزديكي عبد به مولا به پايه نماز نمي رسد. امام علي(ع) در اين خصوص مي فرمايند: H}«الصلوه قربان كلي تقي؛{H نماز وسيله نزديك شدن هر پارسايي به خداست» V}(نهج البلاغه فيض الاسلام، ص 1152). {V قرآن كريم وقتي درباره حكمت همين نماز سخن مي گويد، علت تشريع آن را ذكر و ياد خدا مي داند «و اقم الصلوه لذكري؛ نماز را براي اين كه ياد مرا زنده كنيد به پا داريد» V}(طه، آيه 14). {V و در مواردي ديگر، دليل عبادت را تشكر از خداوند معرفي مي كند «يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم والذين من قبلكم؛ اي مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد؛ آن كس كه شما و كساني را كه پيش از شما بودند آفريد» V}(بقره، آيه 21). {V از طرف ديگر نماز تنها به امت پيامبر(ص) ما اختصاص ندارد بلكه اين عهد و پيمان الهي با همه مردم و در همه دوره هاست كه تنها خدا شايسته عبادت و پرستش است. قرآن شريف جريان نماز و محراب عبادت پيامبران گذشته و حضرت مريم مادر عيسي مسيح(ع) را در طي آياتي مطرح كرده كه اهميت نماز را در اديان الهي بيان مي نمايد. P} دلت را با خداوند آشنا كن{E}زعمق جان خدايت را صدا كن{P P} دلت غفلت زده مانند سنگ است{E}مس دل را ز ياد او طلا كن{P P}شكوه بندگي در خاكساري است{E}خضوع و بندگي پيش خدا كن {P P} تو غرق نعمت پروردگاري{E}بيا و حق نعمت را ادا كن{P P} نشان حق شناسي در نماز است{E}جفا تا كي بيا قدري وفا كن{P P}ركوعي، سجده اي، اشكي، خضوعي{E}به پيش آن يكي قامت دو تا كن{P اكنون بدون اين در اين اسرار و حكمت ها خللي ايجاد شود، وقتي بنده به آستان حق رو مي كند و فرمان او را با نمازگذاردن اجابت مي نمايد مشمول عنايت هاي الهي و بركات و آثار نماز مي گردد. برخي آثار نماز به اين شرح است: يك. نماز موجب احساس غرور و افتخار است؛ چه افتخاري از اين بالاتر كه انسان با خالق خود سخن بگويد و او كلام انسان را بشنود و بپذيرد. دو. نماز از آن جهت كه وسيله اتصال عبد به مولاست، موجب احساس قدرت بنده مي گردد. نماز گزاران حقيقي به وسيله نماز به اطمينان قلبي مي رسند و ترس از غير خدا را از دل بيرون مي كنند. سه. نماز موجب احساس عزت است؛ چون تمام عزت ها از آن خداست، از اين رو اتصال به عزيز مطلق به انسان عزت و سربلندي مي بخشد. چهار. نماز بزرگترين عامل تربيت و اصلاح ظاهري و باطني است. پنج. نماز سبب گشايش امور و خروج از دشواري هاست «واستعينوا بالصبر والصلوه؛ از صبر و نماز در برخورد با مشكلات كمك بگيريد» V}(بقره، آيه 45). {V با توجه به اين آثار است كه گفته شده نماز اعلان نياز به درگاه بي نياز است. انساني كه سر تا پا كارش و صفاتش، خلقتش و بقااش وابسته به خداوند است براي اين كه موجوديتش به عنوان «عبد» در جهان خلقت به رسميت شناخته شود، لازم است ارتباط خود را با خالق هستي از راه عبادت برقرار و حفظ نمايد. در واقع نماز پيش از آن كه اعلان نياز باشد، اظهار بندگي است و «عبد» اول «عبوديت» خود را ثابت مي كند بعد خواه ناخواه مشمول توجهات ربوبي مي شود. P}تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مكن{E}كه خواجه خود روش بنده پروري داند{P مضامين بالاي سوره حمد گوياي اين حقيقت است كه توحيد و يگانه پرستي، والاترين هدفي است كه براي انسان ترسيم شده است و يگانه راه رسيدن به اين هدف - به حقيقت - عبادت و بندگي است و نماز برترين تجلي و ظهور عبادت شمرده مي شود.
کد سوال : 3172
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : به يكي از همكاران مرد در اداره بدون اينكه از او شناختي داشته باشم علاقه مند شده ام و اين موضوع اعصابم را به هم ريخته است راهنمايي شما چيست؟
پاسخ : از تماس و مكاتبه مجددتان خرسنديم و آماده پاسخ گويي به مسائل و پرسش هاي جوانان جوياي دانش و كمال هستيم. در ابتدا لازم است حجب و حياي پسنديده، در حد قابل قبول و ارزشمند شما را بستاييم و خدا را شاكر باشيد كه توانسته ايد افكار و انديشه هاي خود را كنترل نماييد و بر اعصابتان مسلط شويد و اين چيزي جز لطف خداوند به خاطر سابقه شما در پاي بندي به ارزش هاي ديني و اخلاقي نيست. در واقع اين كه جرأت پيدا نكردن تان در ايجاد ارتباط با فردي كه هنوز نمي شناخته ايد حكايت از حياء صحيح و ستودني تان مي كند و چه خوب است بر اين حياء تأكيد و اصرار ورزيد هر چند اين صفت براي تمام افراد چه مرد چه زن نيكو و پسنديده است اما از زنان پسنديده تر و زيباتر است بنابراين اگر علاقه دروني تان را به وي اظهار و اعلام نكرديد، كار صحيح و پسنديده اي است. عزت و پاكدامني زن ايجاب مي كند به درخواست مرد پاسخ مثبت يا منفي دهد نه آن كه زن ابتدا به تقاضا و اظهار علاقه كند چرا كه در آن صورت صولت و غرور زن شكسته خواهد شد، به خصوص اگر با پاسخ منفي مرد مواجه شود. از طرف ديگر اگر آن جوان واقعا خواهان شما بود و يا شرايط لازم براي اين كه شما را انتخاب كند عملا دست به اقدام مي زد و به گونه اي از شما خواستگاري مي كرد و از آنجا كه تاكنون اقدامي انجام نداده است حكايت از عدم تمايل وي يا فراهم نبودن شرايط مي كند. شايد عامل ديگري كه باعث تشويش خاطرتان در رابطه با وي شده، فضاي رواني و ذهني دروني خودتان بوده است و گمان مي كرديد كه ديگران نيز درباره همان چيزي مي انديشد و يا در پي همان چيزي هستند كه شما در آن فضا و افكار و انديشه ها به سر مي بريد و چه بسا به قول خودتان آن جوان، داراي همسر بوده و هرگز در فكر چنين انديشه هايي نبوده است. به هر حال خدا را شاكر باشيد كه توانسته ايد از آن اداره بيرون بياييد و شغل مناسب تري برايتان فراهم شده و ذهنتان را نيز از درگيري با آن موضوع رهايي بخشيد كه اين موفقيت خوب و قابل تحسين است. اكنون نيز تأكيد مي كنيم با صبر و مقاومت بيشتر و استمداد از خداوند متعال و توسل به ائمه اطهار(ع) خواهيد توانست با همسري شايسته و لايق و متديني ازدواج كنيد خداوندي كه شما را آفريده كفو و شريك زندگي تان را نيز به شما روزي خواهد كرد. «يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم مخور».
کد سوال : 3173
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در زمينه روشهاي تدريس مراجعي را معرفي نماييد؟
پاسخ : ابتدا توجهتان را به نکاتي جلب مي کنم سپس کتابهايي را در اين زمينه معرفي مي کنيم: 1. در صورتي كه در دانشگاه واحدهاي روانشناسي تربيتي، روش تدريس و... را نگذرانده ايد، كتاب هايي كه در اين زمينه و با همين عنوان ها نوشته شده است مطالعه نماييد. 2. قبل از حضور يافتن به كلاس و آموزش، به آموخته هاي قبل خود اكتفا نكنيد و هر چند درس ساده است ولي حداقل يكي دو ساعت درباره آن مطالعه كنيد. 3. متناسب با رشته تدريس خود مطالعات خارج از محدوده موظفي، داشته باشيد و با مراجعه به منابع جديد و متعدد، سطح دانش و معلومات خود را در آن حوزه گسترش دهيد تا با تسلط بيشتر و كامل وارد كلاس شده و بتوانيد به پرسش هاي دانش آموزان جواب دهيد مثلا يكي دو مجله تخصصي در رشته ديني و قرآن و معارف ديني كه موضوعات و مطالب جديد و به روز را منتشر مي كند مطالعه كنيد. 4. پرسش هايي كه به ذهنتان مي رسد يا دانش آموزان مطرح مي كنند جدي بگيريد و براي غني سازي پاسخ ها به افراد متخصص تر و كارشناساني كه تسلط بيشتري دارند حتما مراجعه كنيد. 5. ارتباط عاطفي نزديكي با شاگردان خود داشته باشيد كه از راه قلب و نفوذ در دل دانش آموز، بهتر و بيشتر مي توانيد تأثيرگذار باشيد و در نتيجه موفق تر باشيد. كتاب هاي زير نيز براي مطالعه و كسب مطالب بيشتر و دقيق تر خدمتتان معرفي مي كنيم: - روش تدريس و فن كلاسداري، دكتر عبدالله جاسبي، امور تربيتي تهران، 1359. - به سوي آموزش شنيداري - ديداري، ترجمه پيروز سيار، سروش 1366. - آيين كلاسداري، جيمس دانيل، ترجمه جمشيد بهروش. - كاربرد مهارت ها در تدريس، فاطمه شاكري، جهاد دانشگاهي 1366. - شاهراه تدريس، بهاءالدين پازارگاد، 1356. - كليات روش ها و فنون تدريس، آموزش و پرورش، براي تربيت معلم 1371. - فنون كلاسداري، آموزش و پرورش، آموزش ضمن خدمت. - كاربرد روانشناسي در تدريس، دكتر محمد پارسا، 1352. - كاربرد روانشناسي در آموزشگاه، دكتر بدري مقدم، سروش 1358. - فن معلمي، دفتر تحقيقات و برنامه ريزي كتب درسي، 1360. - جزئيات روش هاي تدريس، نادر قلي قورچيان. - هدف هاي رفتاري براي تدريس و ارزشيابي گرونلند نرمان، ترجمه امان الله صفوي 1363. - كليات روش تدريس، دكتر سليم نيساري، 1355. - ويژگي هاي يك مربي، محمد علي سادات، امور تربيتي تهران، 1361. - انواع مهارت هاي تدريس، بهرام زنگنه، دانشگاه آزاد تهران. - مربي كيست؟ سپاه، 1360. - آداب تعليم و تعلم (شهيد ثاني)، ترجمه محمد باقر حجتي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1359. - آيين درس خواندن، شعبان طاووسي كابوك، با مقدمه سعيد نفيسي، 1364. - روش ها، ص 175 - 195، جواد محدثي، نشر معروف، 1378. به نظر مي رسد آخرين كتاب معرفي شده (روش ها) كوتاه تر و خلاصه تر به شما كمك خواهد كرد.
کد سوال : 3174
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : خط فكري آقاي عبدالهادي حائري چيست؟ تاليفات وي: اسلام در جهان، آنچه گذشت و نخستين رويارويي انديشه گران ايران.
پاسخ : استاد دكتر عبدالهادي حائري (1314 - 1373 ش) در خانواده اي مذهبي در قم متولد شد، پس از اخذ مدرك كارشناسي الهيات از دانشگاه تهران، براي ادامه تحصيل به دانشگاه مكاگيل (كانادا) عزيمت كرد و مقاطع كارشناسي ارشد و دكتراي خود را در رشته اسلام شناسي به اتمام رساند. پايان نامه دكتري ايشان «تشيع و مشروطيت در ايران و نقش ايرانيان مقيم عراق» در محافل داخلي و خارجي شهرت بسياري براي ايشان به ارمغان آورد. كتاب «نخستين رويارويي هاي انديشه گران ايران با دو رويه بورژوازي غرب» از ديگر آثار پژوهشي اوست كه جايزه بهترين كتاب سال جمهوري اسلامي ايران (1368) را به خود اختصاص داد. ايشان علت العلل تمام بدبختي هايي كه دامنگير ملت اين كشور شش هزار ساله گرديده است را، دو اصل حساس و مهم مي داند: 1. تعقيب ننمودن روش و آيين پاك نياكان با افتخارمان. 2. پيروي و تبعيت نمودن از افكار ظلمت بار اروپائيان. اما در مورد خط فكري ايشان بايد گفت كه اصولا شناخت خط فكري افراد، نيازمند: 1- بررسي و مطالعه انديشه ها و آثار علمي، گفتار، عملكرد و منش فردي و اجتماعي آنان به صورت دقيق، جامع و همه جانبه. 2- پرهيز از دخالت دادن پيش فرض ها و ذهنيات فرد مطالعه كننده است و ارزش گذاري در اين زمينه نيز بايد براساس يك سري ملاك ها و معيارهاي مهم و اساسي صورت پذيرد: يكم: نفس ارائه تحقيقات علمي با روش هايي كاملا علمي، سواي از چيستي نتايج آن، امري مهم پسنديده و با ارزش است. دوم: استقلال فكري افراد، مرعوب نشدن و عدم انفعال در مقابل بيگانگان و پيشرفت هاي آنها نيز از اهميت بسزايي برخوردار است. سوم: اين كه بايد ميزان تعهد و پاي بندي آنها را به گذشته، تاريخ و هويت ديني و ملي شان را نيز به عنوان معيار مهمي در نظر گرفت. خلاصه، با در نظر گرفتن ملاك ها و ويژگي هايي اين چنيني، مي توان به شناخت و ارزيابي و تحليل خط فكري افراد، دست يافت. در مورد مرحوم دكتر عبدالهادي حائري، ما شناخت جامعي نداشته و هيچ گونه قضاوت و تحليلي از خط فكري ايشان نداريم، شما مي توانيد با مراجعه به آثار علمي ايشان و دوستاني كه از نزديك با ايشان و يا آثار علمي ايشان آشنايي كامل داشته و با در نظر گرفتن معيارها و ملاك هايي كه گذشت، به هدف خود نائل شويد. همچنين در مهر ماه 1379 همايش بزرگداشت آن مرحوم از سوي مؤسسه توسعه دانش و پژوهش ايران و گروه تاريخ دانشگاه هاي تهران و فردوسي مشهد، در تهران برگزار گرديد و مقالات ارائه شده به اين همايش و نظرات انديشمندان و... در كتابي تحت عنوان «خودآگاهي و تاريخ پژوهي» (يادنامه استاد عبدالهادي حائري) توسط مؤسسه توسعه دانش و پژوهش ايران در اسفند 1380 به چاپ رسيد. مراجعه به منبع فوق نيز مي تواند مددكار شما دانشجوي گرامي باشد.
کد سوال : 3175
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : احترامي كه به سيد بايد گذاشت چگونه است و به چه ترتيبي است؟با توجه به معيار تقوي براي برتري در اسلام فلسفه سيادت و احترام شيعيان به سادات چيست ؟
پاسخ : بحث سيادت به جد دوم پيامبر اكرم (ص ) بر مي گردد, چنانچه مرحوم علامه مجلسي , (حياه القلوب, علامه مجلسي, انتشارات سرور؛ ج 2, قم: 1378 ه'.ش ). و ديگر بزرگان بيان فرموده اند جد اعلاي پيامبر اسلام, حضرت ابراهيم خليل الرحمن مي باشد يعني از حضرت اسماعيل شروع و يكي بعد از ديگري تا عبد مناف مي رسد كه او دو فرزند پسر داشت به نامهاي عبد شمس و هاشم و فرزند هاشم عبدالمطلب و فرزند او عبدالله , پدر پيامبر گرامي مي باشد, از هاشم فرزندي همچون (عبدالمطلب پاكدامن ) به وجود آمد. فرزندان او به بني هاشم معروف هستند؛ و احترام و اكرام سادات از بني هاشم مطابق آيات و روايات معتبر اسلامي بر هر مسلماني واجب مي باشد. - با بررسي آيات قرآن تمامي پيامبران كه در زمينه اجر و مزد رسالت و زحمات در اين راه را سخن گفته اند اين تعبير را دارند كه ما از هيچ كس اجر و مزدي نمي طلبيم بلكه اجر ما تنها بر خداوند بزرگ است «, V}(سوره ي شعرائ, آيات : 109, 127, 145, 164 و 180 - سوره هود آيات 29 و 51 و سوره ديگر قرآن ){V, ولي درباره ي پيامبر اكرم(ص) سه تعبير در قرآن آمده است 1. بگو اي رسول ما, هيچ اجري از شما نمي طلبيم بلكه اجر و مزد رسالت من بر خداست V}(سوره سباء, آيه 47).{V 2. از شما مردم اجري نمي طلبم مگر كسي كه بخواهد راهي به سوي پروردگارش بيابد V}(فرقان , آيه 57).{V 3. بگو: از شما اجري نمي طلبيم مگر رعايت و محبت كردن شما نسبت به خويشان و اقربايم را. كه پيامبر اكرم(ص) بدستور خود خداوند اجر و مزد رسالتش را دوستي و احترام و محبت به خويشان و ذريه اش قرار داده است . البته جمع اين 3 آيه كه در يكي مزد نطلبيده و در آيه اي ديگر طلبيده , چنين است كه اگر پيامبر(ص) محبت ذريه اش را خواسته, سود اصلي اش به خود مسلمانان بر مي گردد زيرا محبت و احترام عامل مؤثري است براي پيروي كردن , همانگونه كه در سوره ي آل عمران , آيه 31, آمده است: ‹‹قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله ...; اگر شما به خدا محبت داريد پس بايد مرا اطاعت كنيد كه خدا شما را دوست مي دارد...››. پيامبر اطاعت خود را از مردم مي طلبد مي فرمايد چرا كه من مبلغ فرمان او هستم , يعني اگر ما مسلمانان به محبت سادات امر شده ايم اين دستوري است از جانب خداوند و با محبت , به خدا نزديك تر شده ايم و سودش به جيب خودمان رفته است و اصولا" پيوند محبت با كسي , انسان را به سوي محبوب و خواسته هاي او مي كشاند و هر چه رشته ي محبت قوي تر باشد اين جاذبه قوي تر است , مخصوصا" محبتي كه انگيزه ي آن كمال محبوب است , احساس اين كمال سبب مي شود كه انسان سعي كند خود را به آن مبدئ كمال و اجراي خواسته هاي او نزديك تر گرداند. چنانچه پيامبر اكرم(ص) در روايتي مي فرمايد: خوبان سادات را بخاطر خدا احترام كنيد زيرا هر انسان خوبي بايد مورد احترام قرار گيرد و سادات بد را بخاطر من يعني منسوب به پيامبر هستند بخاطر پيامبر اكرم احترام كنيد, V}(براي توضيح بيشتر به تفسير نمونه , ج 2, ذيل آيه 31 سوره آل عمران و يا تفسير در المنثور سيوطي , ج 6, ص 7 مراجعه كنيد).{V و اين اظهار محبتها يك شعار الهي است كه بگوييم ما مسلمانان براي خدمات پيغمبر و جبران ذره اي از زحماتش به او ارج نهاده و با اين احترام هميشه به ياد او هستيم , و اگر سيدي بد بود كار بدش را دوست نمي داريم ولي خودشان را بخاطر انتسابشان به پيغمبر اكرم(ص) دوست مي داريم . بر اين امر دليل فطري نيز دلالت دارد, كسي نقل مي كند: دوستي داشتم كه در كودكي پدر و مادرش را از دست داد از ده به شهر آمد و يك تاجر او را تحت حمايت و تكفل خود قرار داد تا بزرگ شد و از خانواده اي براي او دختري را خواستگاري كرد و زندگي خوبي برايش مهيا كرد, از قضا تاجر مرد و ارثي كه به فرزندش رسيده بود در اثر بي كفايتي او, ضايع شد و فرزندش به گدايي افتاد, روزي در خيابان مي رفتم آن پسر براي گدايي پيش من آمد او را به خانه بردم ماجرا را به خانواده گفتم ايشان گفتند, ما زندگيمان را مديون پدر او هستيم و هر چند او خود باعث اين فلاكت شده اما بخاطر پدرش بايد مورد رسيدگي قرار گيرد, فطرت هر انسان سليم النفسي (عاقل و فهميده اي) مي گويد كسي كه به تو كمك كرده و از گمراهي و جهالت به نور هدايت آشنا كرده است او را و نزديكان و فرزندانش را و لو به خاطر او, دوست بدار و احترام نما, قضيه خويشان پيامبر هم چنين است هم او كه ما را به نور قرآن و هدايت و كمال دلالت نمود, خدايش امر كرد كه به مسلمانان بگو اجر رسالتم را محبت با خويشانم قرار دادم. البته اگر كسي كه منسوب به پيامبر(ص) است بد باشد به خود و جدش ظلم مي كند ولي ما برخوردمان با او چنين باشد كه او را به اشتباهش راهنمايي كنيم ولي از جهت نسبش او را احترام نماييم نه از جهت عملش. پيامبر(ص) فرموده: سيدي نبايد خيال كند به صرف اينكه فرزند پيامبر است براي او كافي است و علت تامه ي قبولي اعمالش باشد بلكه اين امتياز بايد او را بيشتر به انجام دستورات جدش وادار نمايد; و ما مسلمانان به سبب امر الهي و فرمايشات معصومين , سادات را محبت كرده و احترام مي گذاريم آن هم به دو شق و دو جهت : 1. اگر از مؤمنين هستند: الف. مؤمن محترم است به دستور قرآن و روايات ب . از ذريه است و قابل احترام. 2. اگر از مؤمنين نيست و بد كرده , فقط به جهت منسوبيت او به پيامبر نه از جهت عمل و كردارش H}‹‹ثم جعلت اجر محمد صلواتك عليه و آله مودتهم في كتابك فقلت قل لا اسئلكم عليه اجرا" الا الموده في القربي››{H؛ V}(دعاي ندبه مفاتيح الجنان ).{V پس با توجه به آيات و روايات ما سادات را احترام مي كنيم و اگر از ايشان كسي به خطاكاري و بيراهه رفته ضمن كراهت داشتن عملش او را متذكر شده و نهي از منكر مي نماييم و در عين حال طوري برخورد نمي كنيم كه جسارت به نسبش باشد و فقط به سبب فرمايش معصومين (ع ) به او احترام و اكرام مي نماييم . براي استفاده و توضيح بيشتر به اين كتابها مراجعه فرمائيد: تفسير الميزان (علامه طباطبايي ), 9, آيه 41, انفال تفسير نمونه , ج 2, آيه 31 آل عمران كتاب فضايل السادات سيد محمد اشرف فرزند مرحوم محقق داماد, انتشارات شركه المعارف و الاثار 1339 ه'.ش قم . درباره چگونگي احترام نيز با توجه به موارد بايد تصميم گرفت. به طوري كه شأن آنان در جامعه حفظ شود و از حالت نيازمندي و حقارت به دور باشند.
کد سوال : 3176
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چه كنم انگيزه ام زياد شود در مورد درس خواندن (با اين كه معدلم بالاست ولي انگيزه ندارم براي درس خواندن)؟
پاسخ : براي اين كه انگيزه كافي براي تلاش بيشتر در تحصيل علم ايجاد شود و به تدريج بي انگيره بودن نسبت به درس و ادامه آن برطرف شود. رعايت اين نكات ضروري و لازم است : 1- هدف, 2- اراده, 3- برنامه. ابتدا هدف از تحصيل علم و ورود به دانشگاه را براي خويش ترسيم كرده و به خاطر بسپاريد و گاهي اوقات آن را مرور كنيد. تمام فوائدي را كه موفقيت در تحصيل ممكن است براي شما داشته باشد بنويسيد. به نظر مي رسد مهمترين چيزي كه بايد به آن توجه كنيد و آنرا تعيين كنيد هدف يا اهدافي است كه در زندگي داريد چه اينكه مشخص شدن اهداف در زندگي نقش بسيار مهمي در ايجاد انگيزه در انسان دارد قطعا" آن دانشجوياني كه تلاش جدي براي ادامه ي تحصيل دارند هدفهاي عالي تري دارند و به نيازهاي خود نيز اجمالا" توجه دارند و اين باعث مي شود انگيزه بالاتر و بيشتري براي تلاش و جديت در امر تحصيل داشته باشند. ديگر اين كه با تقويت اراده خويش براي رسيدن به هدف يا اهداف معين شده , جدي تر حركت كنيد و با خود عهد كنيد و تصميم جدي و قاطع بگيريد كه به هدف مشخص خود بايد نائل شويد. سوم اين كه برنامه مدون و دقيق و متناسب با شرايط و توانايي هاي خويش تدوين كرده و براساس آن به انجام فعاليت هاي شبانه روزي خود بپردازيد. بدين منظور جدولي را تهيه نموده در يك ستون (عمودي) ايام هفته را در ستون ديگر (افقي) ساعات شبانه روز را يادداشت كنيد و تمام فعاليت ها را (كلاس , مطالعه , استراحت , نماز, ورزش , خواب و...) را متناسب با زمان خاص خود در جدول نوشته و سعي كنيد طبق جدول پيشنهادي خويش عمل كنيد. لازم به ذكر است حتي المقدور مطالعات خود را در كتابخانه يا سالن مطالعه خوابگاه انجام دهيد تا شوق و انگيزه لازم را ايجاد كند و يا در صورت امكان - نسبت به بعضي دروس- دسته جمعي مطالعه كنيد و به عبارت ديگر مباحثه كنيد و مطالب را براي يكديگر - با يك يا دو همكلاسي ديگر- بازگو نماييد. آنچه در پايان به آن تائكيد مي شود اين است كه انسان بدون داشتن هدف -و توجه و تذكر به آن- و اراده قوي و جدي و برنامه مدون و دقيق , انگيزه كافي براي حركت نخواهد داشت و چه بسا از تلاش باز ايستد, گرچه علاقه و استعداد و توانايي در فرد وجود داشته باشد.
کد سوال : 3177
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : عاشق سيد هستم و هنوز خواستگار سيد نداشته ام و همه غير سيد بوده اند و نذر كرده ام فقط با سيد ازدواج كنم و اين نذرم را جز خودم و خدا كسي نمي داند، مادرم اصرار دارد كه من ازدواج كنم چه كنم؟ آيا نذرم بر گردنم است يا دل مادرم را به دست آورم (طرف از دين وايمان و اخلاق و تحصيلات چيزي كم ندارد ولي سيد نيست از او خوشم نمي آيد)؟ چه دعايي كنم كه يك خواستگار سيد با ايمان نصيبم شود و با او ازدواج كنم؟
پاسخ : ازدواج يكى از مهمترين پديده‏هاى زندگى انسان است و در پيشرفت، كمال و سعادتمندى انسان نقش اساسى دارد و طبيعى است كه هر جوانى كه در آستانه ازدواج قرار دارد، همواره به فكر اين مسأله مهم و شريك زندگى خود يعنى همسر آينده‏اش مى‏باشد. قبل از اين كه مستقيما وارد پاسخ به پرسش شما شويم بهتر آن است به شرايط انتخاب همسر و ملاك ها و معيارهاي آن را برايتان بيان كنيم تا با بينش كاملتري تصميم بگيريد. مهمترين آنها عبارتند از: 1- ايمان و به عبارتى ديگر دين‏دار بودن يكى از مهمترين شرايط همسر مى‏باشد. البته ايمان مراتب زيادى دارد ما نبايد خيلى پرتوقع باشيم و ايمان كامل و بالاترين درجه آن را مد نظر قرار دهيم بلكه منظور اين است كه مسائل دينى مثل نماز، محبت به اهل بيت، شعائر دينى،رعايت حلال و حرام براى او مهم باشد و در رعايت آنها اهتمام بورزد. 2- اصالت خانوادگى؛ يعنى از خانواده‏اى متدين، آبرومند، اجتماعى و اهل معاشرت، مردم‏دار و خوش‏نام و در عين حال از نظر جسمانى و روانى سالم باشند. 3- اخلاق نيك داشته باشد. البته اين مورد نيز امرى نسبى است و توقع بالا نبايد داشت. 4- تمايل قلبى به ازدواج. 5- عدم حماقت، از فهم و شعور لازم حداقل در حد متوسط برخوردار باشد. 6- از نظر ظاهرى، قيافه و اندام او به گونه‏اى باشد كه خوشايند همسرش باشد. اين مورد نيز امرى نسبى است و بيشتر به نظر طرفين بستگى دارد. به عبارت ديگر قيافه زوجين بايد مطلوب يكديگر باشد. 7- هم‏سطح بودن (كفو)؛ يعنى هم خانواده او و هم شخص او از ابعاد گوناگون اجتماعى، اقتصادى، تحصيلى و اعتقادات دينى و حتى سياسى نزديك به هم باشند چه اين كه دختر و پسر هر چه از نظر سطح تدين، فرهنگ خانوادگى، قيافه، تحصيلات و امكانات مالى به هم نزديك باشند بهتر مى‏توانند يكديگر را درك كنند و فضاى زندگى آنها در آينده از توافق و تعادلبيشترى برخوردار خواهد بود. البته روشن است كه تفاوت‏هاى مختصرى اگر وجود داشته باشد اشكالى ندارد. نكته مهمى كه به نظر مى‏آيد بايد مد نظر جنابعالى قرار گيرد، اجتناب از افراط و تفريط و به عبارت ديگر رعايت اعتدال در همه شؤونات زندگى از جمله انتخاب همسر مى‏باشد. اگر در انتخاب همسر خيلى ايده‏آلى فكر كنيم و ويژگى‏هايى كه براى انتخاب همسر مناسب بيان شدرا در حد عالى توقع داشته باشيم. قطعا دچار مشكل خواهيم شد. همه اين معيارهايى كه بيان شد داراى مراتب زيادى است و قرار نيست كه هر انسانى در همان ابتداى زندگى اين ويژگى‏ها را در سطح عالى داشته باشد بلكه رسيدن به سطوح عالى نياز به زمان و تلاش و كوشش وهمچنين مجاهدت مستمر دارد و اين وظيفه‏اى است كه در گستره زندگى و در طول يك عمر حاصل مى‏شود نه در همان آغاز زندگى و عنفوان جوانى. بنابراين اگر كسى به طور نسبى داراى معيارهايى (كه بيان شده) بود، كافى است و ما مى‏توانيم او را به عنوان همسر آينده خود انتخابكنيم و با او يك زندگى مسالمت‏آميز توأم با رشد و تعالى و آرامش روانى داشته باشيم. بنابراين ما نبايد آنچه كه فرد بايد در طول زندگى به آن دست يابد، توقع داشته باشيم در همين ابتدا همه آن را داشته باشد، اين يك تفكر غيرمنطقى و غيرواقع‏بينانه است و قطعا اگر تعديل نشود مشكل‏آفرين خواد بود. اكنون با توجه به اين مقدمه و بيان معيارهاي اساسي و اصلي در انتخاب همسر به نظر مي رسد ملاك هاي ديگر از جمله سيد بودن خواستگار و... نمي تواند عامل اساسي و تعيين كننده اي براي زندگي سعادتمندانه و موفقيت آميز باشد. بنابراين همان طور كه فرموديد از نظر ايمان و اخلاق و تحصيلات و اصالت خانوادگي چيزي كم ندارد و خانواده محترمتان نيز به آن اصرار مي كنند بهتر آن است پاسخ مثبت دادن لطمه اي به خوشبختي شما نخواهد زد. مهم علاقه و محبت به يكديگر به وجود آمده در پرتو ايمان و اخلاق است و اگر اين شناخت و محبت وجود دارد اقدام كنيد. مطمئنا كسب رضايت والدين به خصوص مادرتان در موفقيت و خوشبختي تان تأثيرگذار است. اما فرموده ايد: «از او خوشم نمي آيد» با اندكي دقت و مطالعه و تفكر در اين باره و ريشه اين حالت، علت يابي كنيد و اگر براي آن دليل منطقي و صحيح در قلبتان يافتيد تن به آن ندهيد ولي اگر بهانه اي بيش نيست و دليل منطقي براي آن نداريد مطمئن باشيد پس از ازدواج و خواندن عقد، محبت به وجود خواهد آمد. در عين حال اگر بتوانيد در مكاتبه بعدي دليل اين خوش نيامدن را برايمان بنويسيد امكان پاسخ صريح تر و دقيق تر براي ما فراهم خواهد شد. خداوند متعال هم من و شما را آزاد و مختار آفريده است تا براساس تفكر، مشورت و مطالعه، در گزينش ها و انتخاب خودتان تصميم گيري كنيد و آن گونه نيست كه همه كاري را با خواندن ورد و دعايي حل كرد. اما اين كه نذرتان از نظر شرعي و فقهي چگونه حل مي شود: نذر شرعي داراي شرايطي است كه اگر يكي از آن شروط محقق نباشد نذر صحيح نيست و شرعا عمل به آن لازم نمي باشد از جمله مهمترين شروط كه خيلي از افراد به آن توجه ندارند خواندن صيغه نذر است. البته لازم نيست عربي باشد. يعني حتما بايد نذر را به زبان جاري كرده باشيد به اين صورت كه گفته باشيد براي خدا بر ذمه من است كه به فردي از سادات شوهر نمايم. اگر اين معني را فقط در ذهن نيت كرده ايد نذر محقق نشده و شرعا عمل به آن لازم نيست و به فرد غير سيد مي توانيد شوهر نماييد. بلي، اگر نذر با تمام شرايط محقق شده بايد به آن عمل شود و الا كفاره واجب مي شود و كفاره آن مانند افطار عمدي روزه ماه رمضان است (يعني 60 روز، روزه كه 31 روز آن پي در پي باشد و يا 60 مسكين را طعام دادن) شروط ديگر نذر به طور خلاصه عبارتند از: نذر كننده عاقل، بالغ، از روي قصد و اختيار نذر كرده باشد، مورد نذر در توان و قدرت شخص باشد، چيزي و كاري كه متعلق نذر واقع شده شرعا انجام دادنش بهتر از انجام ندادنش باشد -و كاري كه شرعا حرام است نباشد و همين طور ترك واجب هم نباشد- علاوه بر همه خواندن صيغه است كه توضيح داديم.
کد سوال : 3178
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : اگر دركشور عراق همانند ايران شوراي نگهبان، مجلس شوراي اسلامي، مجلس خبرگان رهبري و ساير نهادها مانند كشور ما تشكيل شود و رهبري (ولايت فقيه) شكل گيرد، آن زمان كدام يك از اين دو جانشين ولي عصر خواهد بود ولي فقيه ايران يا عراق (همه شرايط و مراحل انجام آن مانند ايران باشد)؟
پاسخ : حل اين مسأله در گرو توجه به چندين متغير است كه در ذيل به برخى از آنها اشاره مى‏شود: 1- نظريه مشروعيت: در رابطه با مبناى مشروعيت (Legitimacy) ولايت فقيه دو ديدگاه اساسى وجود دارد: يكى نظريه نصب و ديگرى انتخاب. T}الف) نظريه نصب:{T بنا بر ديدگاه نصب - كه اكثر فقها بر آن هستند - ولى فقيه از جانب خداوند به ولايت نصب شده است. البته نصب ولى فقيه نصب شخص خاصى نيست؛ بلكه نصب عنوان است؛ يعنى، هر كس كه جميع شرايط لازم رهبرى مطابق با معيارها و استانداردهاى شريعت را داشته باشد، از سوى حق‏تعالى براى ولايت و رهبرى امت نصب گرديده است. براساس اين نگرش ولى فقيه، رهبر جميع امت اسلامى است و تا آن‏جا كه مانعى در اعمال ولايت وجود نداشته باشد، دايره حكومت او گسترده است. بنابراين در صورت تعدد حكومت‏هاى اسلامى، آن كس كه بيشترين امتياز و شايستگى‏ها را براى رهبرى داشته باشد، ولايت بر كل پيدا مى‏كند و بقيه در دايره هدايت‏هاى او، حكومت مى‏كنند. T}ب ) نظريه انتخاب:{T براساس اين نگرش شارع فقط ويژگى‏هاى لازم براى رهبرى را اعلام فرموده و مردم راموظف ساخته است كه رهبرانى با شرايط تعيين شده در شريعت (مثل ولى فقيه را) انتخاب كنند؛ ليكن مشروعيتحكومت به انتخاب مردم است، نه به نصب شارع. در اين صورت دايره رهبرى ولى فقيه در حوزه‏اى است كه او راانتخاب كرده‏اند و به ديگر كشورهاى اسلامى سرايت نمى‏كند. بنابراين اگر چند جامعه اسلامى هر يك رهبرى براىخود برگزينند، هر يك فقط در حوزه انتخابيه خود نفوذ خواهند داشت. T}- حكم اولى و ثانوى:{T متغير اولى و ثانوى فقط در نظريه پيش‏گفته نخست (نظريه نصب) راه دارد؛ يعنى، در حكومت اسلامى اساسا مرزبندى به شكل كنونى - كه شيوه‏اى استعمارى براى جداسازى ملت‏ها است - وجود ندارد. البته به عنوان يك واقعيت در عصر كنونى نمى‏توان آن را ناديده گرفت؛ ليكن به طور اساسى اسلام جميع امت اسلامى راملتى يك‏پارچه و يك‏دست مى‏داند كه همه داراى سرنوشت، دين، فرهنگ، آيين، نظام سياسى و رهبرى واحدىمى‏باشند و هرگونه تفرقه و تشتت و جدايى امرى عارضى و تحميلى بر پيكر امت اسلامى است. با توجه به اين نگرش پاسخ سؤال اول چنين مى‏شود كه: الف) به عنوان حكم اولى اسلامى رهبرى ولى فقيه يك پارچه است و بر كل امت اسلامى سريان و جريان دارد و درصورت وجود حكومت‏هاى متعدد در رأس همه، آن كه از همه شايسته‏تر است قرار دارد. ب ) به عنوان حكم ثانوى؛ يعنى، در صورتى كه امكان اتحاد و تصميم‏گيرى‏هاى مشترك وجود نداشته باشد، هريك در دايره كشور خود حكم مى‏رانند؛ ليكن اصل بر وحدت امت و نظام و رهبرى است. امتياز اين ديدگاه اين است كه جميع امت را يك پارچه و داراى سياست و نظام دفاعى واحد مى‏كند و در صورت عملى شدن، يك قدرت بزرگ جهانى از نيروهاى مسلمين پديد مى‏آورد. در هر صورت با توجه به مطالب فوق در خصوص سؤال گفتني است كه در شرايط كنوني با توجه به محدوديت هاي بين المللي اگر شرايط تشكيل حكومت اسلامي مبتني بر ولايت فقيه مهيا و مردم خواستار آن شوند، چنين حكومتي مي تواند مستقل از نظام ولايت فقيه ايران باشد و طبيعي است كه ساير تشكيلات حقوقي آن كشور كه مطابق با قانون اساسي آن به وجود مي آيد از قبيل خبرگان، مجلس و... مستقل و تابع شرايط و قوانين داخل كشور خواهد بود، بنابراين اگر ولي فقيه در آنجا براساس شرايط ديني برگزيده شده هر دو در گستره حكومت خود نيابت از امام زمان(عج) دارند و بايد براساس ضوابط ديني حوزه نيابت و مسؤوليت فرد را اداره و رهبري كنند.
کد سوال : 3179
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا دوست داشتن بيش از اندازه يك شيئ شرك نيست؟ مثلا عروسك.
پاسخ : بايد دانست اگر چه محبت افراطي به چيزي پايداري روحي انسان را كم مي كند و او را از ياد خدا و حتي رفتار مناسب با اطرافيان باز مي دارد. اما حكم مشركان را نمي توان به او نسبت داد اگر چه از نظر اخلاقي و عرفاني گرفتار شرك خفي شده است. براي توضيح بيشتر به مطالب زير توجه فرماييد. آنچه در زبان قرآن و حديث در خصوص سرزنش اين عالم وارد شده در حقيقت به خود دنيا بر نمي گردد بلكه به نحوه توجه به آن و به علاقه قلبي و محبت افراطي نسبت به آن اشاره دارد. پس معلوم مي شود كه انسان دو دنيا دارد: يكي پسنديده و ديگري ناپسند. دنياي پسنديده عبارت است از اين كه بنده به وسيله آن به قدرت و علم خداوند پي برد. دنيا و متعلقات آن از آن رو كه مظاهر و مخلوقات خداوند هستند از كمال زيبايي برخوردارند چون خالق ايشان زيباست. محبت به اين آفريده ها نمايان گر معرفت و شناخت شخص نسبت به عالم مخلوقات است. اما دنياي ناپسند آن است كه بنده فقط مخلوقات را ببيند و از خالق آنها غافل گردد. به عبارت ديگر دل به مظاهر حق بندد و از آفريدگار آن مظاهر و تجليات بازماند. چنين محبت و دلبستگي منشأ تمام مفاسد و خطاهاي قلبي و قالبي شمرده مي شود و اين نحوه علاقه به شدت مورد نكوهش قرار گرفته است. به اين ترتيب تعلق قلب به امور مادي و به تعبيري محبت به دنيا، همان دنياي نكوهيده است و هر چه دلبستگي به آن زيادتر باشد، حجاب بين انسان و سراي جاويد او و پرده بين قلب و حق بيشتر و غليظ تر مي شود. اگر در بعضي احاديث به حجاب هاي ظلماني اشاره شده، منظور اين نحوه دوست داشتن است. همچنين آيه قرآن كه مي فرمايد: «ما جعل الله لرجل من قلبين في جوفه؛ خداوند براي هيچ كس دو دل در درونش نيافريده» V} (احزاب، آيه 4).{V به اين نكته تصريح نموده است كه قلب بايد جايگاه محبت الهي باشد و بس. هر قدر تعلقات دنيايي بيشتر باشد، حجاب ها نيز زيادتر مي گردد و هر چه تعلق زيادتر شود، حجاب غليظ تر و خارج شدن از آن مشكل تر خواهد بود. مطلب پاياني اين است: هر لذتي كه انسان در اين عالم مي برد در قلب او اثر گذار است طوري كه تعلق قلب با التذاذ و حظ مادي ارتباط مستقيم دارد تا آن كه قلب آدمي مملو از توجه به دنيا و زخارف آن گردد و اين منشأ كج روي ها و مفاسد بسياري است كه در زبان آيات و روايات از آن پرهيز داده شده است. اگر در شرح حال بزرگان از صلحاء و اولياء خداوند مي خوانيم كه براي زدودن بعضي محبت هاي غير واقعي، گاهي مدت ها رياضت مي كشيدند از اين رو است كه موانع بين خود و خالق خود رااز ميان بردارند. پس نتيجه سخن اين كه چون محبوب واقعي انسان خداوند است، محبت بايد به او تعلق گيرد و اگر چيزي ديگر [امور ناپايدار] در جاي آن بنشيند، در واقع رهزن شمرده شده، مانع لقاء حق محسوب مي گردد و ما پيش از اين كه به خفي بودن چنين شركي اشاره كنيم، مانع بودن آن را از جهت وصول به لقاي پروردگار مطرح ساختيم كه اين بسي دردناك تر و خطرناك تر است. امام علي(ع) چه زيبا اين موضوع را در قالب دعاي كميل مطرح نموده اند كه: «خدايا! معبودا! گيرم من بر عذاب تو صبر كنم اما چگونه بر دوري از تو طاقت آورم؟! و گيرم كه حرارت آتش تو را تحمل توانم نمود اما چگونه بر چشم پوشيدن از بزرگواريت بر خود شكيبايي ورزم؟!» V} (شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، دعاي كميل).{V
کد سوال : 3180
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : آيا امام(ره) اين اعتقاد را داشتند كه اگر دو سوم مجلس راي دادند مي توان احكام اوليه را تغيير داد؟ آيا بعد از امام آنان كه اكنون به اصطلاح وفادار به امام هستند ،خط او را طي مي كنند، آيا نوانديشي كه امام داشت اكنون دچار تغيير براي بعضي افراد شده است؟
پاسخ : شناخت صحيح خط امام نيازمند بررسي جامع ديدگاه هاي ايشان پيرامون مسائل و موضوعات مختلف بوده و استناد به پاره اي از نظرات ايشان نمي تواند شناختي دقيق از خط ايشان محسوب شود. مجلس شوراي اسلامي از نظر قانوني، عهده دار ارائه راه حل هايي براي رفع مشكلات مردم و فراهم آوردن وسايل پيشرفت همه جانبه از راه تصويب مواد قانوني مناسب مي باشد، تنها تا جايي نظرياتش اعتبار دارد كه در چارچوب شرع باشد. از اين رو، مجلس شوراي اسلامي بدون وجود شوراي نگهبان جز در مورد تصويب اعتبارنامه نمايندگان و انتخاب شش نفر حقوق دان عضو شوراي نگهبان، اعتبار قانوني ندارد V}(اصل 93 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران) {V و كليه مصوبات آن بايد توسط شوراي مزبور تأييد گردد V} (اصل 94 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران).{V اما نمايندگان مجلس در عمل ملاحظه نمودند كه برخي مسائل را نمي توان فقط از طريق احكام اوليه حل كرد. مضووعاتي نظير قانون اراضي شهري، كنترل قيمت ها، نظارت دولت بر توزيع كالا، قانون ماليات ها و... تعارضات عمده اي را بين مجلس و شوراي نگهبان به وجود آورد. ضرورت تصويب برخي از اين قوانين (مانند اراضي شهري) در نظر نمايندگان مجلس به اندازه اي بود كه آن را از مصاديق احكام ثانويه مي دانستند و معتقد بودند كه اگر تأييد اين قانون براساس معيارهاي احكام اوليه با اشكال مواجه مي گردد، مي توان آن را بر مبناي احكام ثانويه پذيرفت V}(تشخيص مصلحت نظام، محمد جواد ارسطا، تهران، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، 1380، ص 19). {V بدين جهت رئيس مجلس (حجت الاسلام اكبر هاشمي رفسنجاني) در تاريخ 5/7/1360 نامه اي به حضرت امام(ره) نوشته و نظر ايشان را جويا مي شوند V}(صحيفه نور، ج 15، ص 188). {V امام راحل در تاريخ 19/7/1360 در پاسخ رئيس مجلس چنين مرقوم فرمودند: «بسم الله الرحمن الرحيم. آنچه در حفظ نظام جمهوري اسلامي دخالت دارد كه فعل يا ترك آن موجب اختلال نظام مي شود و آنچه ضرورت دارد كه ترك آن يا فعل آن مستلزم فساد است و آنچه فعل يا ترك آن مستلزم فساد است و آنچه فعل يا ترك آن مستلزم حرج است پس از تشخيص موضوع به وسيله اكثريت وكلاي مجلس شوراي اسلامي با تصريح به موقت بودن آن مادام كه موضوع محقق است و پس از رفع موضوع خود به خود لغو مي شود، مجازند در تصويب و اجراي آن و بايد تصريح شود كه هر يك از متصديان اجرا از حدود مقرر تجاوز نمود، مجرم شناخته مي شود» V} (همان).{V بعدا حضرت امام براي دقت بيشتر در تشخيص موضوع، رأي دو سوم نمايندگان را در اين خصوص لازم دانستند V} (همان، ج 17، ص 165).{V در جلسه اي كه در همان ايام با حضور اعضاي شوراي نگهبان در خدمت حضرت امام(ره) برگزار شد، ايشان فرمودند: «من چيزي از شوراي نگهبان نگرفتم و به مجلس هم چيزي ندادم. تشخيص موضوع با مجلس و بيان حكم با شوراي نگهبان است» V} (ديدگاه هاي جديد در مسائل حقوقي، حسين مهرپور، تهران، انتشارات اطلاعات، 1372، ص 51).{V اما با اين همه، هنوز مشكلاتي باقي مانده بود و احساس خطر از اين بود كه «مجلس در زماني بتواند مثل دوران پيش از انقلاب قوانين خلاف شرع تصويب نمايد و با عنوان ضرورت، هر حلالي حرام و هر حرامي حلال و قانوني اعلام شود» V}(همان، ص 53 ، تعبير آيت الله صافي گلپايگاني در نامه مورخ 4/4/64 به محضر امام).{V به گفته يكي از اعضاي وقت شوراي نگهبان: «متأسفانه مجلس آن گونه كه بايد به مسأله ضرورت و اهميت آن و دقت در تشخيص و تصويب قوانين بر وفق آن نپرداخت و گاه توسل به ضرورت صرفا وسيله اي بود براي اقناع شوراي نگهبان؛ مثلا مقرراتي به تصويب مي رسيد و اگر شوراي نگهبان با آن مخالفت مي كرد با نام ضرورت مطرح مي شد و در معرض رأي گيري قرار مي گرفت و گاه جهات ضرورت آن كه موجب روي آوردن به حكم ثانويه و دست شستن از حكم اوليه باشد روشن نبود» V} (همان، ص 52).{V هر چند مسائل بعدي و خصوصا نامه حضرت امام درباره ولايت مطلقه فقيه و حدود اختيارات آن باعث شد بسياري از مشكلات قانون گذاري كشور مرتفع گردد، چه اين كه قوه مقننه پس از اين مجبور نبود كه براي تأمين مصالح كشور به دنبال عناويني همچون ضرورت و اضطرار بگردد و شوراي نگهبان نيز حجتي شرعي براي تصويب قوانين بر مصلحت در دست داشت. ولي مشكل به همين جا پايان نمي يافت؛ چه اين كه مشخص نبود اگر در تشخيص مصلحت بين شوراي نگهبان و مجلس اختلاف نظري پيش آيد چه بايد كرد و نظر كدام يك از دو طرف مقدم است؟ براي حل اين معضل، حضرت امام در تاريخ 11/11/66 فرمان تشكيل مجمع تشخيص مصلحت را صادر نمودند. بنابراين اين چنين نيست كه حرف مجلس نهايي باشد بلكه روند قانون گذاري كشور براساس نظر امام و قانون اساسي علاوه بر نمايندگان مجلس، شوراي نگهبان و در صورت تعارض، مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز وجود دارند و كساني كه با عملكرد قانوني شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام مشكل دارند، در واقع با خط و نظرات حضرت امام به مخالفت مي پردازند و الا در زمان ما همان تشكيلات زمان حضرت امام به فعاليت خويش مشغولند.