• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 3131
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : با توجه به تاريخ گذشته شيعه مي بينيم كه علما خيلي مورد احترام و جايگاه خاصي در جامعه داشته اند كه هر عالمي به خود اجازه مرجع شدن را نمي داد و در صورت وجود مرجعي هرگز شخص ديگري ادعاي مرجعيت نداشت و حال آنكه استحقاق داشت مانند صاحب جواهر كه بعد از فوت ايشان به دستور مستقيم امام عصر شيخ انصاري مرجعيت را به دست گرفت.ولي امروزه كه نياز بيشتري به وحدت شيعه و مرجعيت آن احساس مي شود مي بينيم كه 50 تا 60 مرجع در قم ادعاي مرجعيت دارند آيا اين مسأله مسخره شدن مرجعيت را نمي رساند و اگر وحدت امت اسلامي مهم است چطور اين مسئله با هم جمع مي شود؟ و اينكه آيا قديم كه مرجعي مورد احترام همه بود و هيچ كس در مقابل ايشان ادعايي نداشت چه مشكلي پيش آمد كه امروز آقايان به فكر تعدد مرجع افتاده اند آيا اين مسئله جاي اجماع ندارد كه همگي جمع شوند و يك مرجع به جهان شيعه معرفي كنند و اين طور با دين اسلام بازي نشود و اگر مقدور نيست تكليف تعدد آرا نه در احكام كه اين روشن است بلكه در مسائل فكري و سياسي جديد كه پيش مي آيد چه مي شود؟
پاسخ : همان طور كه در متن پرسش اشاره شده است مقام مرجعيت، مسؤوليت سنگيني است كه عالمان ديني با احساس تكليف و وظيفه اين مسؤوليت را مي پذيرند و بسياري خود را دور نگه مي دارند. چنان كه بعد از رحلت آيت الله بروجردي امام راحل حتي مدتي به حرم حضرت معصومه(س) نمي رفتند تا مرجعيت ايشان در ميان مردم مطرح نشود. البته مسأله تعدد مراجع در يك زمان و منحصر شدن آن در يك يا چند نفر در تاريخ شيعه بارها به طور طبيعي تكرار شده است. به طور نمونه پس از آيت الله بروجردي كه به طور تقريبي مرجع منحصر به فرد بودند، چندين نفر از مجتهدان كه به طور تقريبي با هم مساوي بودند در كنار همديگر مطرح شدند مانند امام راحل، آيت الله خويي، گلپايگاني، مرعشي نجفي و... مدت ها در كنار همديگر بودند تا بر اثر كهولت سن يكي پس از ديگري از دنيا مي رفتند و عموم مردم به مرجع ديگر عدول مي نمودند. به طوري كه در يك مقطع زماني تعدد مراجع خيلي كم مي شد مانند زمان آيت الله اراكي، اما پس از ايشان بار ديگر عالماني كه به طور تقريبي مساوي بودند در كنار همديگر مطرح شده اند. البته تعدد مراجع اگر چه ممکن است از برخي جهات مشكلاتي را براي جامعه در پي دارد اما نشان دهنده تعدد افراد توانمند براي احراز اين مسؤوليت است و مشكلات جامعه را نيز مي توان با جدا سازي احكام فردي و احكام اجتماعي و سياسي حل كرد. به اين صورت كه مردم در مسائل احكام فردي به مراجع متعدد مراجعه كنند اما در امور حكومتي همه تابع حكم ولي فقيه باشند.
کد سوال : 3132
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : اصولا به چه دلايلي مي توان يك فرد را در جامعه اي اسلامي كشت يا دستور ترور آن را داد؟
پاسخ : در اسلام ضمن تأكيد بر رعايت حرمت و كرامت اشخاص اعم از مسلمان يا غير مسلمان، حفظ جان اتباع يا حتي ساكنين در كشور اسلامي به عنوان يك وظيفه دولت اسلامي دانسته شده است. حفظ جان و حق حيات انسان ها به قدري در اسلام مورد اهتمام است كه كشتن هر انسان بي گناهي برابر با كشتن همه انسان ها و زنده كردن يك نفر برابر با زنده كردن همه مردم تلقي شده است V} (مائده، آيه 32).{V از اين رو حق حيات، يك موهبت الهي است كه جز براساس فسق و فجور غير قابل تحمل آنچنان كه در شرع مقدس بيان شده است از قبيل قتل عمد انسان هاي بي گناه، ارتداد (به عنوان يك فتنه عليه نظم و امنيت عمومي جامعه اسلامي) و يا مبارزه با نظام اسلامي حاكم (بغي يا جنگ و...) نمي توان از او سلب حيات كرد. بله در اثر برخي از ستمگري ها از قبيل آنچه كه گفته شد، فرد متخلف، خود با سوء استفاده از اختيار خود، حق حيات را از خود سلب كرده، موجبات مجازات را پديد مي آورد. البته همه اين امور براساس محاكمه در دستگاه قضايي عادلانه و مبتني بر قوانين شرعي امكان پذير است. اما در خصوص ترور افراد؛ پاسخ صريح و شفاف به اين سؤال، مستلزم يك بحث مفهوم‏شناختى است. ديويد آرون شوارتز در مقاله‏اى نخست عنوان «تروريسم بين‏الملل و حقوق اسلامى» مى‏نويسد: «توجه قضايى صحيح به اين پديده، نبايد به يك معناى منحصرا غربى از قانونيت محدود شود. غرب براىفهم كامل و در نهايت كنترل تروريسم بين‏المللى، نخست بايد تحقيق كند كه نظريه حقوق اسلامى؛ يعنى، شريعت، چگونه ترور، خشونت را به مفهوم كشيده و به چه نحو به آن پاسخ داده است»، V}(مجله سياست خارجى، سال هفتم، تابستان وپاييز 1372، شماره 2 و 3، ص 430){V. بر اين اساس براى روشن شدن مطلب، ابتدا لازم است كه مسأله «ترور» در ادبيات غرب و در ادبيات اسلامى، مورد بررسى قرار گيرد. T}الف) ترور(Terror) در ادبيات غرب:{T ترور در فرهنگنامه‏هاى غربى عبارت است از: «رفتار اجبارآفرين فردى يا دسته‏جمعى با به كارگيرى استراتژى‏هاى خشونت‏بار همراه با ترس و وحشت كه با يك هدف و انگيزه سياسى و قدرت‏طلبى صورت مى‏گيرد»، V}(همان، ص 431){V. در هر صورت مفهوم ترور در ادبيات غرب، مفهومى بسيار مبهم است كه هر كشور براساس منافع خود، تعريفى از آن ارائه داده و اين خود اختلاف بر سر مصاديق را پديد آورده است؛ مثلاً آيا اقدامات خشونت‏بارى كه همه گروه‏هاى محروم از حق تعيين سرنوشت، مرتكب مى‏شوند - حتى در صورتى كه اين خشونت متوجه غير نظاميان نباشد - مشمول مفهوم تروريسم است؟ آيا فلسطينى‏هايى كه از همه حقوق خود محروم شده‏اند و بدين‏وسيله پاسخ اسرائيل را مى‏دهند محكوم‏اند و در نتيجه بايد تسليم تجاوزگران اسرائيل شوند و يا آن كه منشأ اين اقدامات خشونت‏بار را دولت متجاوز اسرائيل و كلاً دولت‏هايى كه به ناحق مردم را از حق تعيين سرنوشت خود محروم كرده‏اند، دانست. T}ب ) ترور در ادبيات اسلامى:{T در ادبيات اسلامى اين واژه مترادف با كلمه «فتك» به معناى كشتن غافلگيرانه آورده شده است، V}(محمدى رى‏شهرى، ميزان‏الحكمه، ج 9، ص4508){V. از نظر فقه اسلامى مى‏توان گفت: 1- كشتن انسان‏هاى بى‏گناه - از هر فرقه يا مذهب و در هر مكانى كه باشد - حرام است. مقام معظم رهبرى (درخصوص حادثه 11 سپتامبر نيويورك و واشنگتن و انهدام مركز تجارت جهانى و پنتاگون - كه منجر به كشتار انسان‏هاى بى‏گناه زيادى شده است) در ديدارمسؤولان نهاد نمايندگى ولى‏فقيه و مديران گروه‏هاى معارف اسلامى دانشگاه‏هاى سراسر كشور، با اشاره به حوادث اخير آمريكا و ديدگاه اسلام در محكوميت هرگونه قتل عام در كشتار انسان‏هاى بى‏دفاع اعم از مسلمان، مسيحى و افراد ديگر، در هر مكان و با هر وسيله و سلاحى اعم ازبمب اتم، موشك دوربرد و سلاح‏هاى ميكروبى و شيميايى و يا هواپيماى مسافرى و جنگى، از جانب هر سازمان يا كشورى و يا افراد نفوذى تصريح كردند: تفاوتى ندارد كه اين كشتار در هيروشيما و يا ناكازاكى، در قانا و يا صبرا و شتيلا، در ديرياسين و يا بوسنى و كوزوو، در عراق و يادر نيويورك و واشنگتن باشد». لذا روايت منقول از رسول خدا(ص) كه فرمودند H}«الايمان قيد الفتك»{H يا H}«الاسلام قيد الفتك{H؛ ايمان يا اسلام مانع كشتن به نحوغافلگيرانه است»V}(محمدى رى‏شهرى، ميزان‏الحكمه، ج 9، ص 4509){V. به فرض صحت آن (زيرا روايت با توجه به لحاظ راوى آن كه ابوهريره است ضعيف‏السند مى‏باشد) مربوط به همين مورد است.البته اطلاق اين روايت با توجه به ادله ديگر كه خواهد آمد مقيد مى‏شود. 2- افرادى به دليل جرمى كه مرتكب شده‏اند، مهدورالدم شناخته مى‏شوند. كشتن اين افراد براساس ضوابطى واجب مى‏گردد. جرم آنها ممكن است شركت در جنگ عليه مسلمين و نظام اسلامى باشد (كفار حربى) و يا توطئه عليه مقدسات اسلامى. مثلاً ناسزا گفتن به پيامبر(ص)و ائمه(ع) و يا اذيت و آزار آنان و يا شركت فعال در تحكيم پايه‏هاى حكومت طاغوتى و ستمگر كه دست‏هاى آن به خون هزاران مسلمان بى‏گناه آلوده است. اين كه از مسلمات تاريخ اسلام است كه رسول مكرم اسلام(ص) در جريان فتح مكه پيش از آن كه لشكريان اسلام وارد شاه‏راه‏هاى مكه شوند، تمام فرماندهان را احضار نموده، خطاب به آنان فرمود: تمام كوشش من اين است كه فتح مكه بدون خونريزى صورت گيرد، لذا ازكشتن افراد غيرمزاحم بايد خوددارى شود. ولى بايد ده نفر ذيل را هر كجا يافتيد ولو آن كه به پرده‏هاى خانه خدا آويخته باشند، آنان را دستگير و بلافاصله اعدام كنيد. آن ده نفر عبارتند از: عكرمه ابن ابى جهل، هبار بن اسود، عبدالله بن سعد ابى سرح، مقيس صبابه ليثى، حويرث بن نفيل، عبدالله بن خطل، صفوان بن اميه، وحشى بن حرب (قاتل حمزه)، عبداللّه‏بن الزبيرى و حارث‏بن طلاطله و چهار زن (از جمله آنان هند همسر ابوسفيان بود) دو نفر از آنان آوازخوان بوده و در مذمت رسول خدا(ص) سخنان زشت مى‏گفتند. تمام اين افراد به نحوى مجرم يا توطئه‏گربودند و رسول خدا(ص) به حكم حكومتى دستور قتل آنان را صادر فرمودند. براى آگاهى بيشتر در اين باره ر.ك: 1- ابن هشام، السيره النبويه، ج 4، بيروت، دارالقلم، صص 51 - 54. 2- الطبرسى ابن على الفضل بن الحسن، مجمع‏البيان فى تفسيرالقرآن، ج 9 و 10، بيروت، دارالمعرفة، 1406ه، ص 848 (ذيل تفسير سوره ‏النصر). 3- القمى، عباس، سفينة‏البحار، ج 7، پيشين، ص 17. 4- واقدى، محمد بن عمر، مغازى، تاريخ جنگ‏هاى پيامبر(ص)، ج 2، ترجمه: محمود مهدوى دامغانى، تهران، مركز نشر دانشگاهى، 1366 ،ص 631. 5- سبحانى، جعفر، فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام(ص)، تهران، نشر مشعر، چاپ هفتم، 1376، ص 443. نكته‏اى كه بسيار حائز اهميت است، ساز و كار اجرايى اين مسأله است: اولاً، اصل اين حكم، يك امر مخفى و پوشيده و سرى نيست. هرگاه ولى‏امر مسلمين تشخيص دهد كه فردى يا افرادى توطئه‏گر هستند و تحت تعقيب هستند و از كيفر اسلامى مى‏گريزند و يا در دسترس حكومت اسلامى نيست، به طور علنى و آشكار چنين دستورى را صادرخواهد كرد، همان‏گونه كه رسول مكرم اسلام(ص) فرمان اعدام افراد فوق‏الذكر را به وسيله فرماندهان به تمام سربازان اعلام نمود، V}(سبحانى، پيشين، ص 443){V لذا هم همه لشكريان اسلامى مى‏دانستند كه چه كسانى بايد كشته شوند و هم كفارمى‏دانستند كه چه كسانى مهدورالدم هستند، V}(ر.ك: همه مدارك و منابع پيشين){V لذا هرگز اين قضيه به معناى سلب امنيت از شهروندان حكومت اسلامى يا ديگران نخواهد بود، بلكه قاعده اوليه همانا حرمت جان و مال و ناموس و حفظ حقوق همه انسان‏ها با هر مسلك و مذهب و اعتقادى است مگر آن كه مرتكب خيانت يا جرمى گرديده و در اين صورت نيز مسأله به روشنى بيان مى‏شود. همان‏گونه كه حضرت امام به صراحت در مورد سلمان رشدى، اين حكم را صادر نموده و فرمودند: ‹‹به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مى‏رسانم، مؤلف كتاب آيات شيطانى كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، هم ‏چنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مى‏باشند. از مسلمانان غيور مى‏خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند سريعا آنان را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود شهيد است «ان‏شاءالله». ضمنا اگر كسى دست‏رسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد›› V}(ر.ك: صحيفه نور، ج 21، ص 86){V. همان طور كه مقام معظم رهبرى در بحث خشونت قانونى و غيرقانونى، صريحا متذكر شدند اصل حكم ترور برخى از توطئه‏گران كه دور از دسترس محكمه و دادگاه اسلامى قرار مى‏گيرند در اسلام وجود دارد وليكن هر زمانى حاكم اسلامى بخواهد به چنين كارى اقدام كند، تصميم خود را به طورعلنى به مردم خواهد گفت نه سرى و به طور نجوى. ثانيا، در مواردى كه نياز به ضرب و جرح است، جز در ساب النبى(ص) يا ساب الائمه(ع) چند نكته را بايد مد نظر داشت: الف) همه موارد به اذن و اجازه رهبرى آگاه اسلامى پيامبر(ص) يا ائمه(ع) و يا در عصر غيبت، فقهاء عظام) بايد صورت پذيرد، V}(الامام الموسوى الخمينى، السيد روح الله، التحريرالوسيله، ج 1، تهران، المكتبه ‏العلميه ‏الاسلاميه، ص 462 (مسأله 11 ذيل: القول فى مراتب الامر بالمعروف والنهى عن المنكر){V. ب ) در زمان وجود حكومت اسلامى، خود حكومت كه در رأس آن فقيهى آگاه، عادل و مدير و مدبر قرار دارد، اقدام قانونى به اين امر خواهد نمود. ولى هنگامى كه حكومت اسلامى و ولى‏فقيه نافذالرأى در سراسر بلاد وجود نداشته باشد، صدور اذن به وسيله هر يك از فقهاي عظام ممكن است. ج ) اين اجازه ممكن است به جمع يا گروه خاصى با تهديد موارد آن واگذار گردد. مثلاً اصل تلاش براى نابودى حكومت طاغوتى سابق و كارگزاران آن در رأس برنامه‏هاى مبارزاتى فقيه شامخ و بى‏بديل عصر؛ يعنى، حضرت امام خمينى قرار داشت و قهرا گروه‏هاى مبارز كه خود را پايبند به مسائل شرعى مى‏دانستند مانند هيأت مؤتلفه و فدائيان اسلام به نحوى با پايگاه مرجعيت مرتبط بوده، قطعا حكم اعدام امثال هژبر، كسروى و... با كسب اجازه از مجتهد جامع‏الشرايط صورت مى‏گرفت و فتواى مجتهد و حكم ولى امر شرعى جهان نظر قانونى و معتبر دراسلام است و لذا ترورهايى كه صرفا به جهت مسايل سياسى و بدون پشتوانه احكام فقهى و يا بدون كسب اجازه از مقام مرجعيت صورت مي گرفت مانند ترورهايي كه توسط سازمان مجاهدين خلق يا كمونيست ها, خارج از موازين و هنجارهاي شرع بوده , مورد قبول اسلام نبوده و نيست . 3- اما در مسائله ناسزاگويي به رسول مكرم اسلام (ص ) و ائمه (ع ) و نيز حضرت صديقه طاهره(س), حكمي جداگانه مقرر شده است. براي آشنايي بيشتر با جزئيات بحث و فروع بيشتر آن از جمله دشنام دادن به انبيائ ديگر(ع ) ر.ك : 1- الفاضل اللنكراني , آيه الله العظمي الشيخ محمد, تفصيل الشريعه في شرح تحريرالوسيله , كتاب الحدود, قم : المطبعه العلميه , 1406ه', صص 318 - 325. 2- الموسوي الاردبيلي , آيت الله العظمي السيد عبدالكريم , فقه الحدود والتعزيرات , قم , مركز النشر, مكتب الاعلام الاسلامي , 1413ه', صص 511 - 521. خلاصه سخن آن كه اسلام با كشتار انسان هاي بي گناه با هر عنوان و نام, ترور يا غيرترور و با هر انگيزه اي سياسي يا مذهبي و... و از هر فرقه اي كه باشد مسيحي, يهودي يا مسلمان و در هر كجاي عالم كه باشند و با هر وسيله اي مخالف است, بلكه اين كار جنايت است و بايد محكوم و عامل آن مجازات گردد. اما در مورد اعدام هاي انقلابي كه در زمان قبل از انقلاب انجام مي گرفت بايد گفت كه اين اعدام ها دو نوع بودند: الف ) گروه هايي از آنان مانند هيئت موتلفه و فدائيان اسلام كه پاي بند به مسائل شرعي بوده و با مجتهدين و مراجع تقليد در ارتباط بودند و ترور آنها مستند به حكم مجتهدي واجدالشرايط درباره مفسد بودن و واجب القتل بودن افرادي امثال هژير, كسروي , رزم آرا و... صورت گرفته است كه بالتبع عمل موافق قوانين اسلامي و شرعي بوده است چون فتواي مجتهد جامع الشرايط از نظر قوانين اسلامي معتبر و حجت مي باشد. ب ) ترورهايي كه براي اهداف صرف سياسي يا... بدون هيچ پشتوانه فقهي و شرعي بوده مانند ترورهايي كه توسط مجاهدين خلق , كمونيست ها و... انجام مي شد از آنجا كه براساس موازين و هنجارهاي شرعي و ضوابط تعيين شده در فقه اسلامي نبوده است نمي تواند قطعا" مورد قبول اسلام باشد.
کد سوال : 3133
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : روايات و احاديثي كه از ائمه(ع) به ما رسيده است چطور و چگونه نسل به نسل منتقل شده است؟ آيا دخل و تصرفي در آن نشده است مثلا در كتاب كامل الزيارات ابن قولويه قمي در ضمن نقل يك حديث نوشته شده است فلاني از فلاني از فلاني ... نقل كرده تا به امام معصوم رسيده است. دليل و فلسفه اينها چيست؟
پاسخ : كيفيت رسيدن روايات به دست ما اجمالا به اين گونه بوده است كه معمولا راويان حديث به خصوص در زمان امام باقر و صادق(ع) سخناني را كه از امامان بدون واسطه يا با واسطه مي شنيدند مي نوشتند. تا اين كه تا زمان حضرت عسكري(ع) چهارصد كتاب در زمينه هاي مختلف جمع آوري شده بود كه به ‹‹اصول اربعماه‌‌‌‌›› معروف بوده است. بعدها در اوائل غيبت كبري روايات اصول اربعماه و ديگر رواياتي كه تا آن زمان موجود بود به صورت منظم و باب بندي شده در كتب اربعه (كافي، من لا يحضره الفقيه، تهذيب، استبصار) و ساير كتب كه توسط بزرگان شيعه در اين عصر نوشته شد گردآوري شد. علماي شيعه پس از تدوين كتب اربعه و ديگر كتب معروف براي محفوظ ماندن اين كتاب ها از تحريف و اطمينان مردم به رواياتي كه اشخاص از اين كتاب نقل مي كرده اند. اجازه نقل حديث را بين خودشان مرسوم كردند و تنها كسي حديثش و نسخه اش از كتب حديث معتبر بود كه داراي اجازه نقل حديث از علماي معروف شيعه بود. به اين شكل روايات موجود به دست ما رسيده است. روايات گردآوري شده در اين كتب همان گونه كه نوشته ايد داراي سند مي باشد و اشخاصي كه حديث را نقل كرده اند تا امام معصوم در سلسله سند روايت مشخص شده اند. راويان حديث ميزان وثاقت آنان در علم رجال مورد بررسي قرار گرفته است فقها با توجه به علم رجال و مسائلي ديگر از جمله آشنايي با لحن كلام معصوم هر روايتي را كه تمام راويان آن دوازده امامي و مورد وثوق و اطمينان باشند صحيح و معتبر مي دانند. بنابراين فلسفه ذكر راويان حديث در اول حديث بررسي ميزان صحت و سقم روايت از طريق راويان آن و اطمينان آيندگان به حديث مي باشد.
کد سوال : 3134
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : ديده مي شود كه عده اي درباره امام خميني مي گويند چرا بعد از انقلاب عده اي از گروهك ها را كشت و دستور قتل آنها را صادر كرد؟
پاسخ : در عرصه سياست و رهبري جامعه، هميشه يكسري مسائل و موضوعاتي وجود دارد كه به دليل پيچيدگي و يا عدم اطلاع رساني كافي و... ابهاماتي را به همراه داشته و از اين رو مخالفين نظام هميشه سعي در بهره برداري از آنها مي نمايند و اين در حاليست كه مجموع اين موضوعات را اگر با ديدي كلان و همراه با درك و بينش سياسي و قوه تحليل و اطلاعات كافي و صحيح مورد مطالعه قرار گيرد، نه تنها به عنوان نقطه ضعف در كارنامه نظام محسوب نمي شود، بلكه عملكردي كاملا صحيح و درست و در جهت حفظ منافع، امنيت، استقلال و مصالح جامعه است. اگر با ديدي منصفانه به بررسي فعاليت گروهك هاي مخالف نظام در سال هاي اوليه انقلاب بياندازيم به خوبي روشن مي شود كه عملكرد اين گروه ها به هيچ وجه صرفا بيان انديشه و عقيده و... نبود، آنان رسما بر عليه نظام اعلام جنگ مسلحانه كرده و در شهرها، بسياري از نيروهاي مذهبي طرفدار انقلاب را با وحشيانه ترين روش ها شهيد كردند، ترور و انفجارهاي متعددي كه باعث به شهادت رسيدن بسياري از مسؤولين نظام شد، ايجاد اغتشاشات و درگيري هاي محلي كه امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور را به مخاطره افكنده بود و...، همه بخشي از عملكرد اين گروهك ها است، حال آيا مي توان در قبال اين رفتارها ساكت نشست و يا باور كرد كه آنها چون عقيده خاص دارند پس مجازند هر كاري بكنند؟؟!! آيا هيچ نظامي اعم از اسلامي و غير اسلامي چنين رفتارهايي را بر مي تابد؟ كافي است نگاهي به عملكرد حكومت امام علي(ع) بياندازيم، برخورد آن حضرت با گروه هاي معارض خوارج كه با عقيده «لا حكم الا لله» دست به شمشير بردند و يا طلحه و زبير و... چگونه بود؟ مسلما نظام اسلامي براساس اصول و مباني اسلامي و انساني خويش بيشترين دفاع از آزادي عقيده و بيان را داشته و دارد ولي به هيچ وجه در مقابل كساني كه امنيت، استقلال و منافع و مصالح جامعه را ناديده مي گيرند ساكت نخواهد نشست.
کد سوال : 3135
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : در مورد آيت الله سيد حسن ابطحي صاحب كتاب در محضر استاد قدري توضيح دهيد زيرا با شنيدن حرف هاي ضد و نقيض در مورد وي هنوز ما نفهميده ايم كه كتاب هاي وي را مطالعه كنيم يا نه؟
پاسخ : نخست بايد دانست هر استاد و عالمي داراي برخي كمالات علمي و ويژگي هاي قابل تحسين است. اما آنچه مشكل زاست مطلق نگري مخاطبان به آن استاد و با انحصارگري استاد نسبت به مخاطبان و مريدان خود است. لذا توصيه ما اين است كه بدون مطلق نگري و بدون محدود كردن خود به يك شخصيت، آن مقدار كه با روش عمومي علما و سنت و سيره مشهور معصومان(ع) مخالفت ندارد. از آن استاد استفاده كنيم. اما مراقب باشيم در هنگام مطالعه و يا حضور در كلاس ها به طور كامل مجذوب نشويم و قدرت اختيار و انتخاب خود را از دست ندهيم زيرا ديده شده برخي به خاطر افراط گري و مجذوبيت بيش از حد، حتي نظام خانواده خود را از هم پاشيده اند از اين رو كتب نويسنده‏ى مذكور را هرگز نمى‏توان به طور كامل تأييد كرد به ويژه اينكه مشتمل بر مطالبى است كه قابل تأييد نيست (مثل اعتراف به گناه در نزد ديگران،...) و مطالعه آن براى افرادى كه شخصيت آنها در ناحيه معارف دينى شكل نگرفته است حتى ممكن است در مواردى مضر باشد و اثرات نامطلوبى را در آنها به جاى بگذارد در صورت نياز به معرفى كتاب در زمينه‏هاى مختلف مربوط به وجود مقدس امام زمان(عج) مكاتبه كنيد تا كتب مفيد در اين زمينه را براى شما معرفى كنيم.
کد سوال : 3136
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : عده اي مي گويند پسر آقاي هاشمي رفسنجاني و خود ايشان در فلان كشور ،فلان حساب هنگفت را دارند و يك سري حرف هاي ديگر كه در شان وي نمي باشد آيا اين گونه مطالب صحت دارد؟ همچنين در مورد آقاي واعظ طبسي توليت آستان قدس رضوي و پسرش هم همين حرف ها را زده اند توضيح دهيد؟
پاسخ : در مورد آقاي هاشمي رفسنجاني بايد گفت: يكي از اساسي ترين معيارها جهت بررسي صحت و درستي ارزيابي و قضاوت هاي افراد پيرامون عملكرد شخص، نهاد، سازمان و... ميزان اطلاع آنان از حقايق و مستند بودن ادعاهاي آنان است و در غير اين صورت هرگونه ادعايي فاقد ارزش است. خصوصا ادعاهايي كه آلوده به اغراض و انگيزه هاي سياسي نيز باشد واقعيت اين است كه طرح چنين ادعاهايي آن هم توسط مخالفان نظام، اقدامي مغرضانه جهت تخريب يكي از شخصيت هاي مهم و مؤثر در پيروزي انقلاب اسلامي و بعد از آن بوده و به چند دليل فاقد ارزش است زيرا: اولا اين چنين نيست كه آقاي هاشمي رفسنجاني قبل از انقلاب فاقد اموال شخصي بوده و در دوران انقلاب به آن دسترسي پيدا كرده باشد. ثانيا علاوه بر تقواي ايشان و اهميت دادن وي به رعايت دقيق بيت المال، از ابتداي انقلاب تاكنون براساس اصول قانون اساسي كه قوه قضائيه و دستگاه هاي نظارتي را موظف به نظارت و كنترل دقيق بر اموال مسؤولان عالي رتبه حكومتي مي نمايد همواره تحت نظارت و كنترل دقيق قرار داشته تا به صورت غيرقانوني افزايش نيابد. اما در مورد پسر ايشان و پسر آقاي واعظ طبسي نيز گفتني است كه قضاوت دقيق در مورد اين دو نفر متفرع بر اطلاعات مستند است و همچنين بايد برخي تبليغاتي را كه با اغراض سياسي در صدد تخريب وجهه كارگزاران نظام هستند، مد نظر قرار داد. هر چند احتمال سوء استفاده و انحراف مرتبطين با مسؤولين عالي رتبه نظام هيچ زماني منتفي نيست، اما به صرف احتمال نمي توان قضاوت نمود. خصوصا در اين دو مورد كه از يك طرف به دليل اصالت و نظارت خانوادگي چنين احتمالي كاهش مي يابد و از طرف ديگر ارتكاب جرمي توسط اين دو نفر توسط محاكم قضايي ثابت نشده است.
کد سوال : 3137
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : آيا براي يك پسر 22 ساله دانشجو كه هنوز وضعيت شغلي آينده او مشخص نيست و تثبيت نشده زود است كه ازدواج كند؟
پاسخ : در صورتي كه ازدواج براي شما به حد وجوب رسيده است و امكانات ازدواج برايتان مهيا و آماده است نمي توان ازدواج را به بهانه مشخص نبودن وضعيت شغلي به تأخير انداخت. هر چند تدبير كردن و تلاش براي به دست آوردن شغل مناسب و تهيه مقدمات آن نيز ضروري است. لازم به ذكر است گرچه بالفعل، ممكن است فردي شغل تثبيت شده اي ندارد ولي مي داند و يا احتمال قوي مي دهد كه در آينده نزديكي و يا پس از فارغ التحصيل شدن، شغل مناسبي را پيدا كند در چنين شرايطي بهتر آن است كه هم اكنون ازدواج كند و در آن جهت نيز تلاش كند، هر چند در مدت كوتاه دانشجويي از رفاه كامل و بدون دغدغه اي برخوردار نيست. پس براي چنين فردي ازدواج زود نيست. لازم به ذكر است معمولا براي ا فراد متأهل در مقايسه با مجردين، امكان و احتمال پيدا كردن شغل بيشتر فراهم است و صاحبان شغل به متأهلين، شغل و كاري واگذار مي كنند. اما در صورتي كه به حد وجوب نرسيده است و مي تواند غريزه جنسي خود را به گونه اي كنترل كند و به گناه آلوده نمي شود و وضعيت شغلي آينده اش نيز روشن نيست، بهتر است ازدواج را به تأخير بياندازد و مي توان گفت اين ازدواج براي وي زود است و چه بهتر كه مقدمات آن را به تدريج فراهم نمايد تا در صورت لزوم اقدام كند. در اينجا توجهتان را به اين نكته نيز جلب مي كنيم كه غريزه جنسى يكى از غرايزى است كه خداوند در وجود انسان قرار داده است و بايد در زمان مناسب و از طريق صحيح و مشروع به آن پاسخ داده و به ارضاى آن پرداخته شود تا دچار فشارهاى روحى و روانى و جسمى ناشى از عدم تأمين آن نشود. نه بايد آن را كاملاً سركوب كرد و نه مى‏توان آن را رها كرد ازدواج راه طبيعى و مشروع ارضاى غريزه جنسى است، با فراهم كردن امكانات و شرايط لازم بايد سعى كرد به آن پاسخى صحيح داد. گرچه مشكلات گوناگون جامعه مانع ازدواج به موقع جوانان عزيز مى‏شود در عين حال با كاهش سطح توقعات و انتظارات پرهيز از تشريفات غير ضرورى كنار گذاشتن بعضى رسومات فرهنگى و اجتماعى منفى، به تأخير انداختن مراسم عروسى در دوران نامزدى و عقد و بعضى تدابير ديگر مى‏توان از مشكلات مادى واقتصادى كه فراروى بسيارى از جوانان مى‏باشد نجات يافت. خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد: «كسانى كه تنگ دست مى‏باشند دلهره فقر و عدم امكانات مادى نداشته باشند كه از ناحيه فضل و رحمت خاص خداوندى در امر نكاح وازدواج كمك خواهد شد». وعده خداوند قطعى است و كسى نمى‏تواند به آن بدبين باشد پيامبر اكرم(ص) نيز مى‏فرمايد: «اگر كسى به اين مطلب اعتقاد نداشته باشد به خداوند سوء ظن دارد، آن ظلم و گناه بزرگى است».
کد سوال : 3138
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : با توجه به سيره ائمه(ع) و رواياتي از اين جمله كه حضرت زهرا(س) در جواب پيامبر(ص) كه: ‹‹بهترين چيز براي زنان چيست؟ فرمودند كه نامحرمي را نبيند و نامحرم نبيندش››. در مورد شاغل بودن زنان آيا جز اين است كه مگر در صورت ضرورت، صد در صد بهتر است كه زن در خانه بماند و در بيرون از منزل مشتغل نباشد و آيا اگر مرد به تنهايي مي تواند زندگي خود و همسر و فرزندانش را تأمين كند زن بايد يا بهتر است (كداميك) خانه دار باشد؟
پاسخ : در ارتباط با سؤال و روايت نقل شده از فاطمه زهرا(س)، نکاتي چند به عرضتان مي رسانيم: الف) اين روايت در بر دارنده يک حکم شرعي قطعي نيست، و در بيان يک حکم کلي استثناء ناپذير نمي باشد. بسياري از روايات شبيه روايت فوق (ذکر شده) وجود دارد که شايد در نگاه اول ظاهري مطلق و کلي دارند ولي با توجه به روايات و مستندات ديگر، حکم تخصيص خورده و يا مقيد به قيودي مي شود که يک بحث تفصيلي است. ب) فرمايش حضرت زهراي مرضيه(س) در روايت ذکر شده، به معناي الزام و وجوب نيست، به عبارت ديگر، در عين حال که خروج زن از منزل و حضور او در صحنه اجتماع با رعايت موازين و حدود شرعي جايز شمرده شده است، اما در مواقع غير ضروري براي زنان بهتر آن است که از اختلاط با مردان اجتناب کنند. و اين امر منافاتي با حضور علمي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي زنان (با حفظ شئونات و موازين اسلامي) ندارد. کما اينکه حضرت زهرا(س) خود به جبهه جنگ مي رفتند و در غزوه هاي متعددي همراه با پيامبر(ص) شرکت مي کردند و در دفاع از ولايت حضور فعال داشتند و حتي سخنراني نمودند تا جايي که در همين راه به شهادت رسيدند. ج) بعضي از قيود و محدوديتهايي که در احکام و روايات در مورد زنان وارد شده است به منظور پاسداشت حريم عفاف و سلامت جامعه و از همه مهمتر حفظ کرامت و شخصيت واقعي زن متناسب با رسالت همسري و مادري مي باشد. و تجربه جهان غرب در آزاديهاي نامحدود براي ارتباط زنان و مردان در جامعه (به اعتراف انديشمندان جامعه غرب) تجربه بسيار تلخي است که زمينه انحطاط خانواده و بدنبال آن سقوط جامعه در منجلاب شهوات را فراهم نمود، که از اين رهگذر بيشترين ضرر و زيان نسيب زنان جامعه شد و در نتيجه کرامت و شخصيت زن به پايين ترين حد خود تنزل نمود. بنابراين مي توان گفت در صورتي كه مرد به تنهايي مي تواند زندگي خود و فرزندانش را به خوبي تأمين كند و زن نيز از تخصص خاصي برخوردار نيست كه جامعه به تخصص آن نيازمند باشد، بهتر آن است كه مسؤوليت بزرگ فرزند پروري و تربيت فرزندان و همسرداري را به عهده بگيرد و با فراهم كردن محيط آرام خانه و تقويت كانون خانواده فرزندان صالح، سالم و رشد يافته اي را براي جامعه تربيت كند كه اين بزرگترين خدمت به جامعه است و مهمترين مسؤوليت يك زن در خانه است و اگر زن بتواند به خوبي از پس اين مسؤوليت مهم و حياتي بر آيد بزرگترين خدمت را به خود، خانواده و جامعه كرده است. زيرا بيشترين و مهمترين تأثير در تربيت و پرورش فرزندان را مادران ايفا مي كنند و برخي از روانشناسان معتقدند قسمت اعظم تربيت فرزند را مادر به عهده دارد. امام خميني نيز فرموده اند «مرد از دامن زن به معراج مي رود» در عين حال اين بدان معني نيست كه زن در صحنه هاي اجتماعي به خصوص در مواردي كه از تخصص بالايي برخوردار است يا موفقيت هاي خاصي كه ضرورت پيدا مي كند وارد نشود مشروط بر آن كه حدود شرعي و اخلاقي مورد توجه و رعايت قرار گيرد.
کد سوال : 3139
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چه پيشنهادي براي پر كردن اوقات فراغت زنان خانه دار متاهل حداقل در مواقعي كه در منزل تنها هستند داريد؟
پاسخ : مسأله استفاده بهينه از وقت و اوقات فراغت يكي از مسائل مهم در زندگي آدمي است كه متأسفانه كمتر به آن توجه مي شود. در معارف ديني به اين مسأله اهميت زيادي داده شده است. رسول خدا(ص) در ضمن سخني حكيمانه مي فرمايد: ‹‹اوقات فراغت خود را غنيمت بشماريد قبل از آن كه آن را از دست بدهيد›› V} (بحار، ج 77، ص 184).{V حضرت علي(ع) نيز مي فرمايد: ‹‹به راستي فرصت ها مانند ابر (سريع و بدون سر و صدا) در گذرند هر وقت كارهاي خير دست داد و ممكن شد، آن فرصت ها را غنيمت شماريد وگرنه كار به ندامت و پشيماني مي كشد›› V} (غررالحكم، ج 2، ص 244).{V گرچه زندگي پيچيده امروزي باعث شده ما اوقات فراغت كمتري داشته باشيم ولي در اين ميان زنان معمولا سهم بيشتري از اوقات فراغت دارند كه متأسفانه از آن كمتر بهره مي برند. شايد علت عمده آن بافت فرهنگي غلطي باشد كه از گذشته بر خانواده ها حاكم شده كه زن بايد در حاشيه بماند ما اگر بخواهيم اوقات فراغت زنان و همسرانمان را به نحو شايسته پر كنيم لازم است براي آن برنامه ريزي دقيقي داشته باشيم. نكته اي كه در اينجا تذكرش لازم است اين است كه اوقات فراغت انسان مسلمان و معتقد مانند عمر و اوقات ديگر زندگي او بايد در راستاي كمال و سعادت فردي و اجتماعي اش سپري شود؛ در اهميت اوقات فراغت اين فرمايش امام صادق(ع) را بايد هميشه مورد عنايت قرار داد كه: ‹‹سلامت و نيرومندي، فراغت، جواني، نشاط و بي نيازي خود را فراموش نكن، در دنيا از آن بهره برداري كن و متوجه باش كه از آن سرمايه هاي عظيم به نفع معنويات و آخرت خود استفاده نمايي›› V} (حديث تربيت، ص 12).{V ما قبل از اين كه به اصل پاسخ شما بپردازيم، ابتدا ويژگي هاي برنامه خوب و كارآمد را براي پر كردن اوقات فراغت زنان يادآور مي شويم؛ يك برنامه خوب بايد: 1. متناسب با روحيات زن باشد، 2. سطح دانش و معرفت زن را بالا ببرد. 3. نشاط آور و شادي بخش باشد. 4. تا جايي كه ممكن است داخل منزل باشد و نيازي به خروج از منزل نداشته باشد. 5. از نظر اقتصادي با صرفه باشد. حال با توجه به مطالب فوق، برنامه هاي زير را جهت پر كردن اوقات فراغت خانم ها در منزل پيشنهاد مي كنيم: 1- مطالعه كتاب ها و مجلات مفيد و آموزنده: اين كه چه كتاب هايي براي خانم شما مفيد است، بستگي به علاقه و نيازهاي ايشان دارد. اين كتاب ها و مجلات مي تواند در زمينه موضوعاتي چون: همسرداري و زندگي زناشويي، تربيت فرزندان و روان شناسي كودك، بهداشت و تغذيه، اطلاعات عمومي، آشپزي، كارهاي هنري و موضوعات اسلامي مثل تاريخ اسلام، كتاب هاي اخلاقي و تفسير قرآن باشد. اگر خانم ها بخشي از اوقات فراغت روزانه خودرا به طور منظم به مطالعه اختصاص دهند نه تنها سطح دانش و معلومات خود را بالا مي برند، بلكه موجب خشنودي خداوند و اهل بيت(ع) را هم فراهم مي كنند. امام صادق(ع) در حديثي مي فرمايد: ‹‹دوست ندارم جواني از شما را ببينم، مگر آن كه روز او به يكي از دو حالت آغاز شود، يا عالم و دانشمند باشد، يا فراگيرنده علم›› V} (بحار، ج 1، ص 170).{V 2- استفاده از برنامه هاي آموزشي: مانند آموزش كامپيوتر، آموزش كارهاي هنري مثل خياطي، گلدوزي، تزريقات و امثال آن، آموزش قرآن اعم از روخواني، تجويد، صوت و حفظ، آموزش زبان هاي خارجي خصوصا زبان عربي كه امام صادق(ع) فرمود: ‹‹زبان عربي را بياموزيد چون زبان دين شماست›› V} (بحار، ج 1، ص 213).{V و به طور كلي فراگيري كارهايي كه مانند ابزار براي زندگي انسان است و از هر كدام مي توان در اوقات فراغت كارهاي مفيدي انجام داد. 3- شركت در برنامه هاي مذهبي مثل: مسجد و حسينيه، اردوهاي زيارتي، كانون هاي كمك به فقرا و مستمندان (كه معمولا توسط افراد يا مراكز خير و نيكوكار اداره مي شود)، برگزاري جلسات مذهبي در منزل، مثل جلسات مولودي يا عزاداري و پختن غذاهاي نذري و مانند آن. 4- شركت در برنامه هاي ورزشي مانند: كوه نوردي، شنا، ژيمناستيك و غيره به شرطي كه مكان هاي مناسبي در دسترس باشد. 5- صله رحم و پذيرايي از ميهمان: يكي از سرگرمي هاي خوب و سازنده براي خانم ها شركت در مهماني ها و پذيرايي از مهمان است، به شرطي كه اولا هدف رضاي خدا باشد و از چشم و همچشمي به دور باشد. ثانيا، خسته كننده و بيش از حد نباشد. ثالثا، با افراد و خانواده هاي مؤمن و با ادب رفت و آمد كنيم. 6- تفريح و شادي: يكي از نيازهاي مهم انسان تفريح و شادي است. خصوصا خانم ها به علت اين كه دائما در منزل هستند، نياز بيشتري به آن دارند. خانم ها مي توانند بخشي از اوقات فراغت خود را به اين امر اختصاص دهند. البته بسياري از موارد قبلي مي تواند تأمين كننده اين نياز باشد. علاوه بر آن تفريحاتي مثل رفتن به پيك نيك، تماشاي فيلم و تئاتر، رفتن به كنار دريا و مانند آن نيز مفيد است. در پايان لازم است بدانيد خانم ها ممكن است به علل مختلف از جمله مشغله هاي زياد منزل، علاقه چنداني به بعضي از برنامه هاي فوق نشان ندهند كه لازم است با تشويق و توضيحات مقدماتي آنها را به اين كار ترغيب نماييد.
کد سوال : 3140
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : مسافرت با همسر جهت ديدار اقوام و آشنايان چه صورتي دارد؟ لطفا اگر ممكن است از سيره هاي معصومان(ع) شاهد و مثال ذكر فرماييد.
پاسخ : در دين اسلام به مسافرت و ديدار از اقوام و آشنايان سفارش زيادي شده و بركات زيادي براي آن شمرده شده است. در روايتي رسول خدا(ص) مي فرمايد: ‹‹مسافرت كنيد كه سفر باعث سلامتي و زياد شدن روزي مي شود›› V} (بحارالانوار، ج 76، ص 221).{V درباره بركات و آثار صله رحم نيز احاديث فراواني وجود دارد V} (ميزان الحكمه، ج 4، باب 1463).{V اما در اين روايات حديثي يافت نشد كه سفر و صله رحم را از زنان و همسران استثناء كرده باشد. بنابراين در عمل به اين روايات، فرقي بين زن و مرد نيست و همان طور كه صله رحم و سفر براي زيارت آنها بر مرد لازم و واجب است، بر زن نيز لازم است مگر اين كه شوهرش او را نهي كند يا باعث ضايع شدن حق شوهر شود. در سيره پيامبر اكرم(ص) آمده است آن حضرت در مسافرت هايي كه براي جنگ با كفار مي رفتند، معمولا يكي از همسران شان را با خود مي بردند. شاهد آن داستان «افك» در سوره نور است كه براي عايشه يا يكي ديگر از همسران ايشان اتفاق افتاد و آيات 11 تا 26 در اين مورد نازل شد V}(تفسير الميزان، ج 15). {V همچنين امام حسين(ع) در سفري كه از مدينه به مكه و سپس به كوفه كرد همسرش رباب را با خود همراه نمود. در داستان حضرت ابراهيم(ع) نيز آمده است كه ايشان با ساره مسافرت مي كرد. در يكي از سفرها شخص ظالم و زورگويي قصد ديدن ساره كه خود را پوشانده بود، داشت كه به عذاب الهي گرفتار شد V} (قصه هاي قرآن، سيد محمد صحفي، ص 79، انتشارات اهل بيت قم 1379).{V