• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 3031
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : اين پولهايي كه در جشن عاطفه ها و موارد ديگر رهبر انقلاب و رؤساي ديگر هديه مي كنند از كجا تأمين مي شود؟
پاسخ : اعتبارات دفتر مقام معظم رهبري از طرق ذيل تأمين مي شود: 1. بودجه هاي دولتي كه توسط برنامه و بودجه و با تصويب مجلس تبيين مي شود. 2. وجوهات شرعي نظير خمس 3. هدايا و نذورات مردمي كه براي شخص معظم له ارسال مي نمايند. 4. امور حسبيه و مواردي كه در فقه اسلامي به حاكم اسلامي اختصاص داده شده است. در هر کشوري، مسؤولان داراي عرصه اختيارات مشخصي هستند محدوده اين اختيارات نيز در قانون مشخص شده است. به عنوان مثال در کشور آمريکا، رئيس جمهور قدرت انتصاب افراد دلخواه خود تا 3000 (سه هزار) شغل را دارد. همچنين بسياري از اختصاص بودجه ها به اختيار شخص رياست جمهوري آمريکاست. من جمله اين موارد در کشور ما عرصه اختياراتي است که براي برخي مسؤولين مشخص شده است به عنوام مثال بودجه هايي است که صرف امور خيري همچون جشن عاطفه مي گردد. حتي در زندگي حضرت امير(ع) نيز شاهديم ايشان به برخي از حکام خود اجازه تصرف در سهمي از اموال را به نفع عموم داده بودند.
کد سوال : 3032
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : از هنگامي كه ديپلم گرفته ام تا انجام خدمت سربازي از بيماري افسردگي رنج مي بردم اصلا پيرامونم برايم مهم نبود.زيبايي طبيعت و تفريح هاي دوستانه و خانوادگي اصلا برايم جالب نبود تنها دلخوشي ام فوتبال بود كه آن نيز وقتي بازيها به جاي حساس مي كشيد روحيه اعتماد به نفس خود را از دست مي دادم و به نحو احسن بازي نمي كردم. اما با وجود اين حرفها دوست داشتم طوري كه عرف بپذيرد نشان دهم كه من نيز هستم بعد از خدمت نيز اين افسردگي به مرور زمان به سراغم آمد و براي فرار از آن به ورزش روي آوردم و در رشته بدن سازي پيشرفت كردم خدا را شكر حالم بد نيست اما عصبي هستم و گاهي اوقات اطرافيانم را مي رنجانم زود رنج و حساسم وضعيت درسي ام نيز متوسط است. دوست دارم عاشق باشم اما هميشه يك چيز دروني مانع مي شود هميشه سعي كرده ام از جنس مخالف فاصله بگيرم و براي همين هم به احساسات آنها نسبت به خودم پاسخ مثبت نداده ام. به دختران محجبه و با ايمان خيلي علاقه دارم و بيشتر از آنكه از عقلم كمك بگيرم به دلم مراجعه مي كنم با ديدن اين افراد از آنها شخصيتهايي در ذهنم ابجاد ميكنم اما هيچگاه نتوانسته ام به آنها جواب بدهم .از طرف ديگر دوست ندارم خانمم را ديگران برايم انتخاب كنند اما با اين طرز فكر چگونه مي توانم خودم اقدام كنم؟
پاسخ : دوست عزيز، هر چند اطلاعات و نکات خوبي را از وضعيت روحي خود در گذشته برايمان نوشته ايد ولي ريشه کن کردن و حل مشکل شما نيازمند اطلاعات دقيق تر و بيشتري است. به خصوص که قبلا دچار نوعي افسردگي بوده ايد. بنابراين به نظر مي رسد بيماري سابق شما مجددا تا حدودي برگشته است. هر چند در دوران سربازي به خاطر اشتغال به فعاليت هاي مختلف و حضور در جمع دوستان و تنها نبودن تا حدود زيادي برطرف شده است ولي چون اين مشکل تحت تأثير دو عامل مهم يکي تنهايي و ديگري بيکاري تأثيري بيشتري روي انسان مي گذارد پس از سربازي مجددا به سراغتان آمده است و با اشتغال به تحصيل و مشغول بودن به فعاليت هاي علمي و عملي کاهش يافته است. بنابراين شما بايد بيشتر مراقب افکار و احساسات و نيز فعاليت هاي خود باشيد و در صورت امکان با مرکز مشاوره اي مورد اعتماد در تماس مستقيم و حضوري باشيد و يا حداقل با ما مي توانيد مکاتبه بيشتري داشته باشيد و براي استمرار بخشيدن به درمان از نظرات کارشناسان و مشاوران بهره مند شويد. اکنون براي گام نخست نکاتي و راه کارهايي خدمتتان عرض مي شود و اميدواريم با عمل به آنها جلوي بازگشت حالات سابق تان را بگيريد. مطمئنا رعايت نكات زير, براي مقابله با اين مشكل روحي , بسيار مؤثر است: 1- از ورود افكار منفي به ذهنتان جدا" خودداري كنيد. 2- هرگاه فكري منفي درباره ي خودتان يا ديگران به ذهنتان خطور كرد, با فكري مثبت و يا انجام كاري , خود را از افكار منفي رهايي بخشيد. 3- شما حتما" جنبه هاي مثبت زيادي در زندگي داريد. سعي كنيد آن جنبه هاي مثبت را برجسته كنيد. آنها را يادداشت كرده , هر روز چندين بار مرور كنيد. 4- به منظره هاي خوشايند و جلوه هاي زيباي زندگي , بيشتر فكر كنيد. 5- متناسب با وضعيت جسماني خود هر روز نيم ساعت ورزش كنيد. 6- شنا و آب تني بسيار مفيد است . در صورت عدم دسترسي به استخر, هر روز 10 دقيقه دوش آب ولرم بگيريد. 7- از نظر تغذيه , خودتان را تقويت كنيد. مصرف شير, خرما, عسل , انگور و ساير ميوه ها, بسيار مفيد است . 8- براي مقابله با افكار شك آلود, سعي كنيد در مواقعي كه آمادگي ذهني داريد, كتاب هايي را كه در اين زمينه نوشته شده است مطالعه كنيد. 9- در اجتماعات , بيشتر شركت كنيد و از تنهايي اجتناب كنيد. 10- در صورت عدم تمايل به مطالعه , حتما" خودتان را به كاري هنري , فني يا هر كار عملي ديگري كه دوست داريد مشغول كنيد. 11- به خودتان تلقين كنيد كه »مي توانم بر اين حالت پيروز شوم و يك زندگي با نشاط داشته باشم «. 12- با انجام اعمال عبادي و شركت در مجالس مذهبي , روحيه ي معنوي را در خودتان تقويت كنيد. مطمئن باشيد با به كارگيري راه كارهاي فوق و جديت و پشتكار, حتما" مي توانيد بر اين روحيه منفي گرايي غلبه كنيد و عنان تفكرات خود را از دست اوهام و پوچ گرايي نجات دهيد و به زندگي خود معنا بخشيد. تا مدتي به برنامه فوق عمل نموده و مجددا" حالات خود را گزارش كنيد تا در مراحل بعدي ديگر سؤالات شما نيز مورد پاسخ دهي قرار گيرد. اما اين که سعي کرده ايد از جنس مخالف فاصله گرفته و به احساسات آنها پاسخ مثبت ندهيد، بايد به عرضتان برسانيم که احتمال دارد اين حالت شما ناشي از حيا و عفت اخلاقي تان باشد و در صورت پاسخ مثبت دادن به اين گونه احساسات احساس گناه مي کنيد و يا تجربه گناه آلودگي در گذشته داشته ايد و اکنون از آن رنج مي بريد و نمي خواهيد رفتاري شبيه آن داشته باشيد که اين چنين حالت و احساسي ارزشمند و قابل ستايش است. افرادي که از غيرت مردانه و عفت و پاکدامني برخوردارند و به رعايت حريم عفاف پاي بند هستند به دختران با ايمان و عفيف و محجبه و با وقار علاقه مند هستند و اين نشان از ايمان و گرايش به ارزش هاي اخلاقي و وجدان پاک و فطرت سالم شما دارد که مطمئنا در انتخاب همسر و شريک زندگي آينده تان بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد و با فردي ازدواج کنند که از عفت و ايمان کافي برخوردار باشيد تا پايه هاي زندگي آرامش بخش و استوار و با دوامي را شکل دهد و چه بهتر که تاکنون تحت اشراف عقل و انديشه صحيح تان به ايجاد ارتباط با آنها اقدام نکرده ايد و اين نيز ارزشمند است و وجدان پاکتان و دل خداترس تان به شما اجازه نمي دهد به طور غير رسمي با آنها ارتباط برقرار کنيد و شايسته و بايسته است که اگر مي خواهيد اقدام کنيد به طور رسمي و از طريق خانواده تان باشد. و اگر به کمک خانواده محترمتان و تحت اشراف آنها اقدامات لازم براي ازدواج را فراهم کرديد به معناي آن نيست که ديگران براي شما انتخاب کرده اند چه اين که در چنين امر مهم و سرنوشت سازي نظرات مشورتي ديگران به خصوص دلسوزترين و مورد اعتمادترين افراد يعني والدين و خانواده مي تواند به ما کمک کند. در واقع اين خود شما هستيد که تصميم نهايي را مي گيريد و ملاک ها و معيارهاي همسر دلخواه خود را بيان کرده و از آنها مي خواهيد با تکيه بر آن معيارها، فرد مورد علاقه تان را پيدا کنند و با او ازدواج کنيد و اين هيچ منافات و تعارضي با حق انتخاب شما ندارد. در صورتي ديگران حق انتخاب شما را زير خواهند گذاشت که بدون در نظر گرفتن نقطه نظرات شما و ملاک هاي مورد توجه شما، فردي را بخواهند با زور به شما تحميل کنند بنابراين با مشورت و کمک خانواده محترمتان به انتخاب همسر دلخواه خود اقدام نماييد و از آنها بخواهيد که از دختري که اين ويژگي ها را دارد خواستگاري کنند. ما در اينجا به برخي معيارهاي لازم اشاره مي کنيم و اميدواريم با توجه به آنها اگر درست و صحيح تشخيص داديد در اين امر اقدام کنيد. معيارها و ملاك هايي كه در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود دو نوع است . الف . آنهايي كه ركن و اساس اند و براي يك زندگي سعادتمندانه حتما" لازم اند. ب . آنهايي كه شرط كمال هستند و براي بهتر و كاملتر شدن زندگي اند و بيشتر به سليقه و موقعيت افراد بستگي دارد. ملاك هاي دسته اول عبارتند از: 1. تدين و دين دار بودن فرد. زيرا انساني كه دين ندارد هيچ ندارد انسان بي دين در حقيقت مرده ي متحرك است و كسي كه پاي بند به دين (كه اصلي ترين مسأله زندگي است) نباشد هيچ تضميني وجود ندارد كه پاي بند به رعايت حقوق همسر و زندگي مشترك باشد. انسان ديندار هرگز نمي تواند با همسر بي دين كنار بيايد و با هم زندگي سعادتمندانه اي داشته باشند. 2. اخلاق نيك داشتن كه منظور داشتن صفات و خلق و خوهاي پسنديده در نظر عقل و شرع است . در واقع اخلاق و دين دو ملاك و معيار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است . اگر بخواهيم نمونه هايي از اخلاق خوب و بد را اشاره كنيم مي توان موارد زير را ذكر كرد. الف . خوش زباني و بدزباني زبان ترجمان و بيانگر احوال درون است و زبان دريچه اي است از محتويات درون فرد, زبان انسان آينده ي دل اوست. ب . بزرگواري و حسادت . ج . خوش خلقي و كج خلقي. د. حق پذيري و لجاجت. 3. شرافت و اصالت خانوادگي كه منظور نجابت و پاكي خانواده است زيرا ازدواج دختر و پسر تنها پيوند و تركيب دو فرد نيست بلكه پيوند دو خانواده است و نمي توان گفت من مي خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كاري به خانواده و فاميلش ندارم . زيرا اين فرد شاخه اي است از اين خانواده و از ريشه هاي همان درخت خانواده تغذيه كرده است و صفات اخلاقي , روحي عقل و جسمي آن خانواده را از راه وراثت و محيط و عادات به اين فرد منتقل كرده است . 4. عقل ; در واقع همان نور افكني است كه جاده زندگي را روشن مي كند و بايد زن و شوهر براي اداره ي زندگي و تربيت فرزندان از نيروي عقل و فهم مجهز برخوردار باشند و رشد عقلي كافي پيدا كرده باشند همان طور كه ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و كم عقل نهي فرموده اند. 5. تناسب , همتايي و كفو همديگر بودن كه از حساس ترين نكاتي است كه بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد همتايي و تناسب از نظر و جنبه هاي مختلف مثل: الف . تدين و ميزان پاي بندي به دستورات شرع ب . همتايي و هماهنگي فرهنگي و فكري ج . همتايي اخلاقي و پاي بندي به آداب اخلاقي د. كفو همديگر بودن از نظر تحصيلات علمي ه. تناسب در زيبايي و. تناسب سني ز. تناسب مالي و سطح اقتصادي و... ملاك ها و معيار و مسائل ديگري كه بيشتر مربوط به سليقه و موقعيت افراد دارد. در دسته ي دوم قرار مي گيرد و مي توان از آن صرف نظر كرد. ولي براي اينكه بتوانيد به يك تصميم صحيح و عاقلانه اي برسيد بهتر است با افراد مورد اعتماد خويش، والدين، يا اقوام نزديك دلسوز و عاقل و داراي تجربه مشورت كرده و با دقت كافي تصميم مناسبي اتخاذ فرماييد. اما اقدام براي شناسايي ملاک هاي فوق و اطلاع يافتن از وجود آنها در يک فرد از راه هاي زير امکان پذير است: 1- تحقيق و بررسي از خانواده و چگونگي روابط خانوادگي و فاميلي. چون هر فردي تحت تأثير محيط خانواده به دنيا آمده و رشد کرده است و از آن فضاي فرهنگي و اجتماعي تأثير پذير بوده و هست. 2- تحقيق و شناسايي دوستان و نزديکان و رفقاي صميمي در محل زندگي و سکونت، محل درس و محل کار. 3- گفتگوي مستقيم (ولي تحت نظارت خانواده هاي دو طرف) با يکديگر و اطلاع يافتن از نقطه نظرات همديگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آينده مي تواند در زندگي مشترک تان تأثيرگذار باشد و کسب اطلاع از ميزان اهتمام وي نسبت به ملاک ها و معيارهاي معرفي شده. در پايان توصيه مي شود جهت اطلاعات بيشتر و دقيق تر و تصميم گيري واقع بينانه تر براي مهمترين تصميم دوران زندگي و نقطه عطف عمر خود بهتر است در اين زمينه هم تفکر بيشتري داشته باشيد و هم با خانواده محترمتان به گفتگو و مشورت بپردازيد و هم از نظرات مشورتي افراد با تجربه استفاده نمايند و کتاب هاي معرفي شده را نيز مطالعه فرماييد. 1- جوانان و انتخاب همسر، علي اکبر مظاهري، انتشارات پارسايان 2- انتخاب همسر، آيت الله ابراهيم اميني، سازمان تبليغات اسلامي 3- تشکيل خانواده از سري آموزش خانواده، جمعي از مؤلفان، انجمن اولياء مربيان
کد سوال : 3033
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : در خصوص امام زمان و ظهور امام عصر توضيحاتي لازم را برايم ارسال فرماييد؟
پاسخ : حضرت ولى عصر(عج) روز پانزدهم ماه شعبان سال 255 هجرى قمرى به دنيا آمد، V}(اصول كافى، چاپ آخوندى، عربى، ج اول، ص 514، باب مولد الصاحب(ع«{V. پدرش ابا محمد حضرت امام حسن عسكرى(ع)است كه در سال 260 هجرى قمرى به شهادت رسيد، V}(همان، ص 503){V. مادر حضرت ولى عصر(ع) بانوئى است بنام ريحانه كه به او «نرگس»، «سوسن» و «صيقل» گفته مى‏شود، V}(جامع الرواه، ج 2، ص 464، فائده ثالثه به نقل از خلاصه علاّمه){V. حضرت ولى عصر(ع)، تا سال 260 هجرى قمرى تحت تربيت و سرپرستى پدر بزرگوارش مى‏زيست و در همان زمان از مردم پنهان نگه‏داشته مى‏شد و جز خواصّى از شيعيان امام حسن عسكرى(ع)، كسى با آن حضرت ملاقات نداشت. حتى امثال ابو هاشم جعفرى كه از خواصّ امام حسن عسكرى است از وجود آن حضرت بى خبر بودند. ابو هاشم مى‏گويد: به ابا محمد حضرت امام حسن عسكرى(ع) گفتم: جلالت تو مانع پرسش من است. آيا مى‏توانم سؤالى بكنم؟ امام فرمود: بپرس. گفتم: سرورم! آيا شمافرزندى داريد؟ فرمود: دارم. گفتم: اگر حادثه‏اى پيش آمد، او را در كجا ببينم؟ فرمود: در مدينه، V}(كافى، ج 1، ص 328، ح 2، باب الاشاره و النص الى صاحب الدار(ع«{V. يكى از كسانى كه حضرت ولى عصر را ديده است، ابو عمرو عثمان بن سعيد است. عبدالله بن جعفر حميرى مى‏گويد: من و ابو عمرو نزد احمدبن اسحاق رفتيم. وقتى همه اجتماع كرديم، احمد بن اسحاق به من اشاره كرد كه درباره جانشين حضرت ابا محمد امام حسن عسكرى(ع) از ابو عمرو بپرسم. به ابو عمرو گفتم: اى ابا عمرو! مى‏خواهم از چيزى سؤال بكنم كه در آن شكى ندارم چون اعتقاد من و دين من اين است كه كره زمين از حجت خدا خالى نمى‏ماند مگر چهل روز مانده به روز قيامت و چون آن روز برسد حجت برداشته مى‏شود و راه توبه بسته مى‏شود و اگر كسى پيش از آن ايمان نياورده باشد، ديگر ايمانش به او سودى نخواهد بخشيد و آن افراد بدترين خلق خواهند بود. گرچه ايمان به اين دارم ولى مى‏خواهم اطمينان خاطر پيدا كنم و يقينم بيشتر گردد همانطورى كه حضرت ابراهيم از خداوند خواست كه به او كيفيت زنده كردن مرده‏ها را نشان بدهد و خداوند به او گفت: مگر ايمان نياوردى و او جواب داد: چرا، مى‏خواهم قلبم مطمئن شود و احمد بن اسحاق به من گفته است كه روزى از حضرت اباالحسن امام هادى(ع) پرسيدم: با چه كسى رفت و آمد كنم و دينم را از او بگيرم و حضرت امام هادى(ع) گفته است ابو عمرو مورد اعتماد من است و هر چه او گفته من گفته‏ام و همچنين احمد بن اسحاق گفت: از حضرت امام حسن عسكرى پرسيدم: از چه كسى احكام دين خود را بگيرم و آن حضرت فرمود: ابو عمرو و پسرش مورد اعتماد من است. آنان از من هر چه براى شماگفتند، درست گفته‏اند. تو پيرو آنان باش و هر چه مى‏گويند اطاعت كن كه هر دو مورد اعتماد من هستند. اين، گفتار دو امام درباره توست. وقتى ابوعمرو حرفهاى مرا شنيد به سجده افتاد و گريست. پس از آن گفت: سؤالت را بگو. گفتم: آيا شما جانشين حضرت امام حسن عسكرى(ع)را ديده‏اى؟ فرمود: به خدا قسم ديده‏ام گفتم: يك سؤال ديگر مانده است. گفت: بگو. گفتم: نامش چيست؟ گفت: سؤال از نام او بر شما تحريم شده است و اين دستور خود حضرت است نه دستور من زيرا خليفه چنين مى‏پندارد كه حضرت امام حسن عسكرى وفات يافته و فرزندى ازخود به جاى نگذاشته است و ميراثش تقسيم شده است. او مى‏پندارد خانواده امام حسن عسكرى(ع) در بدر شده‏اند و كسى را ندارند. اگر اسم حضرت به زبانها بيفتد، تعقيبش مى‏كنند. پس از خدا بترسيد و از اين موضوع دست برداريد، V}(كافى، ج 1، ص 329باب فى تسميه من رآه(ع)، ح 1){V. اين ابو عمرو و پسرش هر دو از جانشين‏هاى مخصوص حضرت ولى عصر(ع) هستند. حضرت ولى عصر(ع) پس از شهادت پدرش، ديگر جز نواب خاصه كسى با او ملاقات نمى‏كرد مگر در موارد استثنائى. و از آن زمان كه حضرت امام حسن عسكرى(ع) به شهادت رسيدند، غيبت امام زمان(ع) شروع شد. حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمود: براى قائم آل محمد(ص) دو غيبت در پيش است. يكى از آن دو كوتاه است و ديگرى طولانى است. در غيبت كوتاه مدت، فقط خواص شيعه از جاى آن حضرت آگاهند و در غيبت طولانى خواصّ موالى از جاى آن حضرت باخبر هستند،V}(كافى، ج 1، ص 340، ح 19){V. آن حضرت در غيبت صغرى چهار نفر جانشين داشتند كه به «نواب اربعه» معروفند: عثمان بن سعيد عمرى، محمد بن عثمان، حسين بن روح نوبختى و على بن محمد سمرى. غيبت صغرى از سال 260 هجرى قمرى شروع و در سال 329 خاتمه يافت. و غيبت كبرى از 329 شروع و تا وقتى كه خداوند بخواهد ادامه خواهد يافت، V}(شيعه در اسلام، علامه طباطبايى، ص 148، چاپ اول){V در غيبت كبرى، حضرت ولى عصر نايب خاصّ ندارد و هر كس ادعاى نيابت خاص كند، در ادعاى خود كاذب است. در روايات زيادى آمده است كه حضرت ولى عصر(ع) پس از پايان غيبت كبرى ظهور و جهان را پر از عدل خواهد كرد. براى ملاحظه روايات مربوط به اين موضوع به كتاب «منتخب الاثر» نوشته آية‏الله صافى مراجعه كنيد. در ص 247 باب 25 کتاب ياد شده از مآخذ گوناگون روايات راآورده است. هم پيامبر اسلام(ص)، هم فاطمه زهرا(س) و هم امامان معصوم(ع) به وجود حضرت مهدى بشارت داده‏اند. به علاوه شيعه و اهل سنّت هم به وجود حضرت مهدى(ع) معتقد هستند. برخى از روايات اهل سنت به اين صورت است: پيامبر اكرم(ص) فرمود: H}لا تذهب الدنيا حتى يملك العرب رجل من اهل بيتى يواطى‏ء اسمه اسمى{H؛M} جهان به پايان نمى‏رسد تا مردىاز اهلبيتم كه همنام من است بر عرب حكومت كند{M»، V}(سنن ترمذى، ج 3، ص 343، چاپ مدنيه، مسند احمد، ج 1، ص 376){V. پيامبر اكرم فرمود: H}المهدى منّا اهل البيت يصلحه الله فى ليله{H؛ M}مهدى از خاندان ما است و خداوند كار او را يك شبه روبراه مى‏كند{M»، V}(سنن ابن ماجه، ج 2، ص 928){V. ام سلمه گفت: از رسول خدا شنيدم كه فرمود: H}المهدى من ولد فاطمه{H؛ M}مهدى از فرزندان فاطمه است{M»، V}(همان، ص 1368){V. پيامبر خدا فرمود: H}يخرج فى آخر امتى المهدى{H؛ M}در پايان امت من، مهدى خروج مى‏كند{M»، V}(المستدرك على الصحيحين، ج 4، ص558){V. در حديثى آمده است كه پيامبر اسلام فرمود: H}يكون فى امتى المهدى{H؛ M}مهدى، در امت من است{M»، V}(همان){V. ام سلمه مى‏گويد: از پيامبر شنيدم كه فرمود: H}المهدى من عترتى، من فاطمه{H؛M} مهدى از خاندان من و از نسل فاطمه است{M»، V}(سنن ابى داود، ج 4،ص 107){V. رسول خدا فرمود: H}افضل العباده انتظار الفرج{H، V}(فرائد السمطين، ج 2، ص 334، چاپ جديد){V.{J وظيفه منتظر امام زمان(ع) اين است كه مانند يك منتظر واقعى زندگى كند. وقتى انسان حقيقتا منتظر كسى باشد تمام رفتار و سكناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر ميهمان باشد حتما خانه را تميز و مرتب مى‏كند، وسايل پذيرايى را آماده مى‏كند و با لباس مرتب و چهره‏اى شاداب در انتظار مى‏ماند. چنين كسى مى‏تواند ادعا كند كه منتظر ميهمان بوده است. اما كسى كه نه خانه را مرتب كرده است و نه وسايل پذيرايى را آماده نموده است و نه لباس مرتب و تميزى پوشيده است و نه اصلاً به فكر ميهمان است اگر ادعا كند كه در انتظارميهمان بوده همه او را ريشخند خواهند كرد و بر گزافه‏گويى او خواهند خنديد. P}لاف عشق و گله از يار زهى لاف دروغ{E}عشق بازان چنين مستحق هجرانند{P بنابراين انتظار قبل از آنكه از ادعاى انسان فهميده شود از رفتار و كردار او فهميده مى‏شود. نمى‏توان هر كسى را كه ادعاى دوستى و ولايت امام زمان را دارد در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود. آرى «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطاربگويد». با چنين توضيحى روشن است كه يك منتظر واقعى امام زمان بايد رفتارش به گونه‏اى باشد كه هر لحظه منتظر ظهور امام زمان(ع) باشد. يعنى در هر لحظه كه اين خبر را به او بدهند خوشحال شود و آماده باشد براى يارى امام زمان با مال و جان خويش جهاد نمايد و خود را درراه آن حضرت فدا نمايد. بنابراين يك منتظر واقعى اهل گناه و دلبستگى به دنيا نيست چرا كه چنين كسى نمى‏تواند از وابستگى‏ها و دلبستگى‏ها و آلودگى‏ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان(ع) باشد. با توجه به نكات ذكر شده مى‏توان برخى وظايف منتظر امام زمان(ع) را چنين ذكر كرد: T}1. اولين شرط انتظار؛{T معرفت است تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از خصوصيات خوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامى انسان در انتظار كسى مى‏نشيند كه او را خوب بشناسد اما اگر انسان كسى را نشناسد و بداند كه آن شخص خواهد آمد برايش اهميتى نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان هم چنين است. كسانى كه آن حضرت را نمى‏شناسند مانند كفار و يا اهل اديان ديگر، هرگز انتظار او را نمى‏كشند اما كسانى كه او را مى‏شناسند و ارزش او را مى‏شناسند و مقام او رامى‏دانند منتظر او مى‏مانند. كسانى كه امام زمان را نمى‏شناسند اگر چه به ظاهر مسلمان باشند چنانچه در اين حال بميرند در حال جاهليت از دنيا رفته‏اند. چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود: H}«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته الجاهليه؛{H هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت از دنيا رفته است» V}(بحارالانوار، ج 32، ص 331){V. بنابراين اولين شرط انتظار، ايجاد معرفت در مورد امام زمان است و طبيعى است كه هر مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان بيشتر باشد انسان ارزش او را بيشتر درك خواهد كرد و به عظمت او بيشتر پى خواهد برد و بيشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالى كه افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت هرگز احساس تشنگى و عطش نسبت به وجود مقدس آن حضرت نخواهند داشت و بدين جهت از زمره منتظران بيرون هستند. آرى P}وصل خورشيد به شب بره اعمى نرسد {E}كه در اين آينه صاحب‏نظران حيرانند{P البته شناخت امام زمان دو گونه است. گونه اول شناخت تاريخى وجود آن حضرت است مانند اينكه امام دوازدهم است و تاريخ ولادتش در چه سالى است و مانند آن. اما گونه ديگر شناخت امام زمان(ع)، شناخت مقام نورانيت آن حضرت است كه اين شناخت كار هر كسىنيست و ظرفيت و لياقت زيادى مى‏خواهد. و در حقيقت اصحاب خاص امام زمان(ع) كسانى هستند كه آن حضرت را به مقام نورانيت شناخته‏اند براى آگاهى از مقام عظيم امامت رجوع به زيارت جامعه كبيره و تأمل در معانى عميق و عجيب آن توصيه مى‏شود. همچنين خواندن كتب معتبرى كه در مورد امام زمان(ع) نوشته شده است مى‏تواند انسان را تا حدى به مقام و عظمت امام زمان(ع) آشنا سازد. T}2. محبت به امام زمان(ع)؛{T وظيفه ديگرى است كه منتظران آن حضرت بايد در خود ايجاد كنند و آن را افزايش دهند. بديهى است كه تا انسان از ميهمان خويش خوشش نيايد و نسبت به او محبت نداشته باشد هر چند هم كه او رابشناسد نمى‏تواند واقعا منتظر آمدن او باشد اگر انسان از ميهمان خود بدش بيايد چگونه مى‏تواند منتظر قدم او باشد و خود را براى پذيرايى از او آماده كند. پس تا محبت به امام زمان در وجود انسان شكل نگرفته و شعله‏ور نشده باشد نمى‏تواند به وظايف منتظران واقعى عمل نمايد.محبت به امام زمان وظيفه‏اى است كه پيامبر اكرم(ص) نيز به دستور خدا از ما خواسته است. آنجا كه در قرآن كريم مى‏فرمايد: A}«قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده فى القربى»{A ؛ V}(شورى، آيه23).{V T}3. ايجاد سنخيت با امام زمان(ع)؛{T منتظران واقعى وضعيت روحى و فكرى و عملى خود با به گونه‏اى سامان مى‏دهند كه سنخيت كاملى با امام زمان(ع) داشته باشند. آيا مى‏توان منتظر قدوم كسى بود و با او مشابهت و سنخيت نداشت؟ آيا مى‏توان محبت كسى را داشت اما با او هيچ سنخيت و مشابهتى نداشت؟ ايجاد سنخيت با امام زمان از طريق تقويت ايمان و تقوا و فضايل اخلاقى و درجات معنوى حاصل مى‏شود. و تنها در اين صورت است كه مى‏توان ادعاى محبت به امام زمان را داشت. در صورتى كه انسان رفتارش مطابق ميل امام زمان باشد شعله محبت او در دلش زبانه خواهد كشيد و عشق آن حضرت او را به فرياد خواهد آورد و دورى‏اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت. طبيعى است كه هر چقدر سنخيت با امام زمان بيشتر باشد محبت آن حضرت به انسان بيشتر خواهد شد و محبت انسان نيز به آن حضرت افزون‏تر خواهد گشت. T}4. ارتباط با منتظران ديگر؛{T منتظر امام زمان مى‏داند كه برنامه آن حضرت يك برنامه جهانى است و بايد ياوران زيادى داشته باشد تا حركتش پيروز شود. بنابراين به فكر گسترش ياران و منتظران آن حضرت خواهد افتاد و باارتباط با آنها به تقويت روحيات ايمانى خود و ديگران خواهد پرداخت تا بر اساس A}تعاونوا على البرّ و التقوى{A به كمك مؤمنان منتظر ديگر خود را آماده ظهور حضرت بنمايد. T}5. دعا براى تسريع در ظهور امام زمان(ع)؛{T منتظر واقعى هر لحظه انتظار محبوب را مى‏كشد و از خدا مى‏خواهد كه هر چه زودتر او را برساند بنابراين دعاى فراوان براى فرج آن حضرت از وظايف هميشگى منتظران حضرتش مى‏باشد. دعا براى تسريع در فرج امام زمان مورد توصيه آن حضرت نيز مى‏باشد. T}6. ارتباط با امام زمان(ع) به شكل‏هاى مختلف؛{T اگر انسان منتظر، محبوب خويش را نيابد، سعى مى‏كند عدم ورود محبوب خويش را از طرق ديگر مانند تلفن و نامه جبران نمايد تا اگر به ملاقات او موفق نشده است لا اقل ارتباط ضعيفى با او داشته باشد. همچنين منتظر امام زمان وقتى موفق به زيارت آن حضرت نمى‏شود از طريق خواندن دعاى ندبه، زيارت آل ياسين، دعاى عهد كه از طرف بزرگان بسيار توصيه شده است، و نيز از طريق رفتن به مسجد جمكران ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى‏كند. T}7. ياد فراوان حضرت؛{T ياد كردن از محبوب عادت ديرينه منتظران عاشق است كه چندى منتظر محبوب خويش هستند اما نتوانسته‏اند پس از مدتها انتظار او را ببينند و حال خود را لا اقل با ياد او و نام او آرام مى‏كنند. به ياد آوردن امام عصر و عنايت او به شيعيان با ذكر احاديث، كرامات، مقام امام و عنايت امام به شيعيان وظيفه ديگرى است كه منتظران واقعى احساس مى‏كنند و بدين طريق همواره نام و ياد آن حضرت را زنده نگه مى‏دارند. T}8.{T دادن صدقه براى سلامتى آن عزيز و يا حواله نمودن ثواب‏هايى براى آن حضرت T}9.{T رفع شبهه و مبارزه با شبهه‏افكنان درباره وجود، طول عمر و آثار وجودى آن حضرت در بين منتظران. T}10.{T اميدوارى بر قيام و انقلاب آن يوسف زهرا(س) و اميد دادن به ديگران T}11.{T ايجاد آمادگى دائم رزمى براى ظهور حضرت چنانكه در روايت آمده است: H}«ليعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما؛{H هر يك از شما براى قيام قائم(عج)بايد آماده گردد هر چند با تهيه يك تير باشد» V}(بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146).{V از اينرو شركت در بسيج يكى از وظايف منتظران مى‏باشد. ترسيم تفصيلى عصر ظهور امكان‏پذير نيست اما به صورت فشرده به سيماى كلى آن اشاره مى‏كنيم: روايات حاكى از اين است كه انقلاب و حركت ظهور حضرت مهدى(عج) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگى‏هاى منطقه‏اى و جهانى از مكه آغاز مى‏گردد. آنگاه در سطح جهان نبردى سخت ميان غربى‏ها و تركان و يا هواداران آنها به وجود مى‏آيد تا جايى كه منجر به جنگ جهانى مى‏گردد. اما در سطح منطقه دو حكومت هوادار حضرت مهدى(عج) در ايران و يمن تشكيل خواهد شد... كه ياران ايرانى آن حضرت مدتى قبل از ظهور، حكومت خويش را تأسيس نموده و درگير جنگى طولانى مى‏شوند كه سرانجام در آن پيروز مى‏گردند. اندك زمانى پيش از ظهور آن بزرگوار شعيب بن صالح در يمن قيام مي کند و سيد خراساني در ايران و هر دو زمينه سازي براي ظهور امام زمان مي کنند و در برخي روايات خروج شعيب بن صالح از سمرقند بيان شده است V}(بحارالانوار، ج 52، ص 213).{V اما ياران يمنى وى، قيام و انقلاب آنان چند ماه پيش از ظهور حضرت بوده و ظاهرا ايشان در سامان بخشيدن به خلاء سياسى كه در حجاز به وجود مى‏آيد همكارى مى‏نمايد. از جمله نشانه‏هاى ظهور حادثه‏اى است كه ميان دو حرم مكه و مدينه رخ مى‏دهد. در اين هنگام نشانه‏هاى ظهور حضرت مهدى(عج) آشكار شده و شايد بزرگترين نشانه آن، نداى آسمانى است كه به نام او در 23 ماه رمضان شنيده مى‏شود پس از اين نداى آسمانى حضرت مهدى(عج) به طور سرى با برخى از ياران خود ارتباط برقرار مى‏نمايد. درباره آن بزرگوار در سراسر گيتى سخن بسيار به ميان آمده و نام وى زبانزد همگان گشته و محبتش در دل‏ها جاى مى‏گيرد. دشمنان از حضور آن حضرت بيمناك شده و مى‏كوشند تا وى را يافته و از ميان بردارند ازاين‏رو سپاهى وارد مدينه گشته و به هر مرد هاشمى كه دست يابند او را دستگير و يا مي كشند و يا به زندان مى‏اندازند آن حضرت با برخى از ياران خود در مكه تماس گرفته تا اين كه قيام خويش را در شب دهم محرم بعد از نماز مغرب و عشاء از حرم شريف مكى آغاز مى‏كند و پس از درگيرى بر مكه تسلط مى‏يابد. در صبح روز دهم محرم حضرت مهدى(عج) پيام خود را به زبان‏هاى مختلف به تمام جهان ابلاغ مى‏كند و ملل دنيا را به يارى خويش دعوت كرده، اعلام مى‏دارد كه در مكه باقى خواهد ماند تا معجزه‏اى كه جد گرامى‏اش حضرت رسول(ص) وعده فرموده محقق شود و آن فرو رفتن لشكريان سفيانى به زمين است كه براى درهم شكستن حركت آن حضرت راهى مكه مى‏شوند. آن حضرت پس از اين معجزه با سپاه خود كه متشكل از ده و اندى هزار تن است از مكه رهسپار مدينه مى‏شود و پس از نبردى با نيروهاى دشمن مستقر در آنجا، مدينه را آزاد ساخته آنگاه با آزادسازى دو حرم مكه و مدينه فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه مى‏يابد. وى پس از پيروزى بر حجاز راهى جنوب ايران مى‏شود و در آنجا با سپاه ايران و توده‏هاى مردم آن سامان به رهبرى خراسانى برمى‏خورد. آنان با او بيعت كرده و با همرزمى يكديگر با قواى دشمن در بصره به پيكار مى‏پردازند كه سرانجام به پيروزى بزرگ و آشكارى دست مى‏يابند. سپس امام(عج) وارد عراق گرديده واوضاع داخلى آنجا را پاكسازى مى‏كند و با درگيرى با بقاياى نيروهاى سفيانى و گروه‏هاى متعدد شورش آنها را شكست داده و به قتل مى‏رساند. آنگاه عراق را مركز حكومت و كوفه را پايتخت خود قرار مى‏دهد و بدين‏سان يمن، حجاز،ايران، عراق و كشورهاى خليج‏فارس يكپارچه تحت فرمانروايى آن حضرت درمى‏آيد. بعد از آن جنگ‏هايى با تركان و يهوديان صورت مى‏پذيرد كه در هر دو پيروزى از آن حضرت(عج) است. غربيان مسيحى از اين وقايع سخت نگران شده و با حضرت اعلان جنگ مى‏كنند ولى ناگاه حضرت عيسى مسيح(ع) از آسمان به قدس شريف فرود آمده و با سخنان خويش جهان و به ويژه مسيحيان را مورد خطاب قرار مى‏دهد. فرود آمدن حضرت عيسى(ع) براى جهان علامت و نشانه‏اى است كه موجب شادى مسلمانان و ملت‏هاى مسيحى خواهد گرديد. به نظر مى‏رسد كه حضرت مسيح(ع) ميان حضرت مهدى(ع) و غربى‏ها وساطت نموده و قرارداد صلحى به مدت هفت سال ميان دو طرف بسته مى‏شود. اما غربى‏ها بعد از دو سال پيمان صلح را مى‏شكنند، لذا روميان در يك هجوم ناگهانى با نزديك به يك ميليون سرباز به سرزمين شام و فلسطين يورش مى‏آورند. نيروهاى اسلام روياروى آنها قرار گرفته و حضرت مسيح(ع) موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدى(عج) اعلام داشته و پشت سر وى در قدس نماز مى‏گذارد. دراين جنگ مسلمانان پيروز مى‏شوند. سپس غرب توسط امام فتح مى‏گردد. پس ازفتح و اسلام آوردن بيشتر مردم آن سامان، حضرت مسيح(ع) رحلت نموده و حضرت مهدى(عج) و مسلمانان بر پيكر او نماز مى‏گذارند. سپس پيكر پاك او را با پارچه‏اى كه دست‏بافت مادرش مريم صديقه(ع) است كفن نموده و در جوار مزار شريف مادرش در قدس به خاك مى‏سپارد. پس از اين فتوحات حضرت مهدى(عج) براى تحقق بخشيدن به اهداف الهى در ابعاد گوناگون و در ميان ملل جهان اقدام مى‏كند و براى تعالى بخشيدن و شكوفايى زندگى مادى و تحقق توانگرى و رفاه همگان قيام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش و بالا بردن سطح آگاهى دينى و دنيايى مردم مى‏كوشد. به نظر ميرسد كه جنبش دجال ملعون و فتنه و آشوب او يك حركت انحرافى بهره‏گيرى از پيشرفت علوم و حالت رفاهى باشد كه در زمان امام(عج) جامعه بشرى به آن دست مى‏يابد. دجال از روش‏هاى پيشرفته چشم‏بندى، براى فريب جوانان پسر و دختر و زنان كه بيشترپيروان او را تشكيل مى‏دهند استفاده مى‏كند. ازاين‏رو در جهان موجى از فتنه و آشوب به وجود مى‏آورد كه فريبكارى‏هاى او را باور مى‏كنند اما حضرت مهدى(عج) نيرنگ‏هاى وى را آشكار ساخته و به زندگى او و هوادارانش خاتمه مى‏بخشد. اين دورنمايى كلى از حركت و انقلاب جهانى حضرت مهدى(عج) بود، V}(براى آگاهى بيشتر ر.ك: عصر ظهور، على كورانى، ترجمه عباس جلالى، انتشارات سازمان تبليغاتاسلامى){V. اما علائم و نشانه‏هاى ظهور كه هر يك نويدى از نزديك شدن ظهور آن حضرت(عج) است فراوان است كه به ذكر مهم‏ترين آنها اكتفا مى‏كنيم: T}1- خروج سفيانى:{T سفيانى مردى از نسل ابوسفيان است كه پيش از ظهور حضرت خروج مى‏كند و پس از ظهور با امام مى‏جنگد. امام صادق(ع) فرمود: «ما و خاندان ابوسفيان دو خاندانى هستيم كه بر سر دين خدا با هم دشمنى داريم. ما سخن خداوند را تصديق كرديم و آنان تكذيب كردند. ابوسفيان با پيامبر(ص) مبارزه كرد و معاويه با على(ع) و يزيد با حسين بن على(ع) به مخالفت برخاستند و سفيانىنيز با قائم(عج) خواهد جنگيد، V}(بحارالانوار، ج 52، ص 182){V. T}2- خسف در بيداء:{T خسف ؛ يعنى، فرو رفتن و بيداء سرزمين بين مكه و مدينه است و مراد از آن فرو رفتن لشكر سفيانى در زمين است. على(ع) فرمود: در آستانه ظهور قائم ما، مهدى(عج) سفيانى خروج مى‏كند. سپاه وى به سوى مدينه حركت مى‏كند و چون به سرزمين بيداء مى‏رسند خداوند آنها را در كام زمين فرو مى‏برد، V}(ينابيع الموده، قندوزى، چاپ بصيرتى، ص427){V. T}3- خروج يمانى:{T سردارى است از يمن كه قيام كرده و مردم را به حق و عدل دعوت مى‏كند. امام صادق(ع) فرمود: قيام خراسانى و سفيانى و يمانى در يك سال و يك روز خواهد بود و در اين ميان هيچ پرچمى به اندازه پرچم يمانى دعوت به حق و هدايت نمى‏كند، V}(كتاب‏الغيبه، نعمانى، ص 252){V. ظاهرا خراسانى نيز دعوت به حق مى‏كند. T}4- قتل نفس زكيه:{T نفس زكيه؛ يعنى، انسان پاك. امام باقر(ع) فرمود: «بين ظهور مهدى(عج) و كشته شدن نفس زكيه بيش از پانزده شبانه‏روز فاصله نيست»، V}(الارشاد، ج 2، ص 374){V. T}5- صيحه آسمانى:{T ظاهرا صدايى است كه در آستانه ظهور از آسمان شنيده مى‏شود. امام باقر(ع) فرمود: «ندا كننده‏اى از آسمان نام قائم را ندا مى‏كند پس هر كه در شرق و غرب است آن را مى‏شنود، V}(كتاب الغيبه، نعمانى، ص 252){V. درباره تعداد ياران خاص آن حضرت كلياتى وارد شده است مانند اين كه: امام باقر(ع) فرمود: سوگند به خدا، سيصد و اندى نفر بدون وعده پيشين گرد مى‏آيند در ميان آنان پنجاه زن است، V}(بحارالانوار، ج 52، ص 223){V. درباره ويژگى‏هاى ياران حضرت نيز طبق برخى از روايات خداشناسى، عبادت و بندگى، شجاعت، فرمانبرى، ايثار، زهد و ساده‏زيستى و نظم و انضباط از صفات آنان شمرده شده است. نشانه‏هاى ديگرى نيز وجود دارد كه براى مطالعه در اين زمينه به كتابهاى زير مراجعه كنيد: 1- ظهور نور، على سعادت‏پرور، نشر تشيع 2- علائم ظهور امام زمان(عج)، محمد حسين همدانى، انتشارات صحفى 3- نشانه‏هاى ظهور، سادات مدنى، نشر منير 4- از ولادت تا ظهور، كاظم قزوينى، ترجمه: فريدونى، نشر آفاق 5- از ولادت تا ظهور، كربى، انتشارات الهادى 6- كتابنامه امام زمان محمدپور 7- يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان رجالى تهرانى 8- ترجمه منتخب الاثر آيت اللّه‏ صافى 9- مهدى موعود ترجمه على دوانى 10- وابستگى جهان به امام زمان لطف اللّه‏ صافى 11- امام زمان در گفتار ديگران على دوانى 12- علائم ظهور محمد على علمى
کد سوال : 3034
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه مي توان ياد خدا را در تمام لحظات شبانه روز در دل زنده نگه داشت.خصوصا هنگام كار ،تدريس000؟
پاسخ : قرآن شريف با وجود اين كه مؤمنان را به ياد خداوند دستور مي دهد V}(احزاب، آيه 41) {V ولي اين كار را در ذكر زباني خلاصه نمي كند بلكه موارد بسياري را مي شمارد كه هر يك نمونه روشني از ياد خداوند محسوب مي شود. اين موارد عبارت است از: 1. به پا داشتن نمازهاي واجب و مستحب V}(طه، آيه 14) .{V 2. به ياد آوردن آفرينش انسان. قرآن مردم را دعوت مي كند كه خلقت ابتدايي خود را ياد كنند و به ياد آورند كه از نطفه اي خرد خلق شده اند و به واسطه اين ياد، كه جلوه اي از قدرت و علم خداوند است، از تكبر و غرور خود بكاهند V}(مريم، آيه 67 - واقعه، آيه 63). {V 3. توجه به مرگ و حيات جاويدان آخرت V} (اعراف، آيه 57).{V علماي اخلاق معتقدند هيچ موعظه اي براي بيداري بنده از خواب غفلت، به پايه ياد مرگ نمي رسد. 4. توجه به آمد و شد روز و شب، خلقت آسمان ها و زمين V} (آل عمران، آيه 190).{V به طور كلي توجه به آيات و نشانه هاي خداوند وسيله اي براي يادآوري اسماء و صفات خداوند است. شايد زيباترين و هنرمندانه ترين جلوه ياد خدا در همين مورد باشد. 5. توجه به بهره مندي از نعمت هاي الهي و عبور دادن اين توجه به منعم حقيقي V} (بقره، آيه 40).{V P}گر شبي در منزل جانانه مهمانت كنند{E}گول نعمت را مخور، مشغول صاحبخانه باش {P 6. توجه به وفاق و همدلي در بين مسلمانان؛ محبت قلبي و الفت بين مردم جلوه اي از ياد خداوند است V}(آل عمران، آيه 103). {V 7. توجه به عهدها و پيمان هاي الهي V}(مائده، آيه 7). {V 8. توجه به هدايت پروردگار از طريق فرستادن پيامبران و نازل كردن كتاب هاي آسماني V} (مائده، آيه 20 - بقره، آيه 231).{V 9. توجه به آرامش و امنيت V} (ابراهيم، آيه 6).{V 10. مقاومت و ايستادگي در برابر وساوس و حيله هاي شيطان V} (اعراف، آيه 201).{V 11. پرهيز از محرمات و گناهان V} (مائده، آيه 91).{V 12. كسب حلال V} (نور، آيه 37).{V ترس از خدا و روز قيامت سبب مي شود انسان در معامله و تجارت از فساد مالي دوري كند. توجه به اين موارد و نظاير آن به ما اين معرفت و بينش را مي دهد كه «ياد خداوند» لزوما ذكر لفظي نيست تا منافاتي با كارهاي روزمره از قبيل تحصيل داشته باشد بلكه عمده ذكر قلبي مورد نظر است. به علاوه اگر كارهاي روزمره از قبيل درس خواندن با انگيزه الهي باشد، ذكر الله و ياد خداوند قلمداد مي شود. برنامه عبادى زير را عمل كنيد كه براى ياد خدا بسيار مؤثر است: 1- مراقبه و محاسبه: در آغاز هر كارى كمى مكث كنيد اگر واجب است حتما انجام دهيد اگر حرام است حتما ترك كنيد و اگر نه حرام است نه واجب در انجام و ترك آن مختاريد اين سه چيز را قبل از انجام هر كارى مشخص كنيد سپس انجام دهيد. اصل اين توجه و مراقبه چندين فايده دارد اولاً انسان به حرام نمى‏افتد و نيز واجبى از او ترك نمى‏شود. ثانيا: انسان را از غفلت شبانه‏روزى مى‏گيرد. ثالثا: ترك حرام و فعل واجب به قصد قربت خود عبادت به حساب مى‏آيد مى‏توان فعل تمام واجبات و ترك تمام محرمات را به قصد قربت انجام داد حتى افعالى كه نه واجب هستند نه حرام مى‏توان با قصد قربت آنها را عبادى كرد مثلاً خوابيدن با اين قصد باشد كه تجديد نيرو شود تا انسان عبادت خدا كند و... شب به محاسبه بنشيند كه آيا مراقبه طول روز را خوب انجام داده يا نه. اگر خوب انجام داده و نه تنها در اول هر كارى مراقبه‏اش را انجام داده بلكه آن كار را طبق مراقبه انجام داده مثلاً اگر در اول فهميد فلان كار حرام است در عمل هم آن را ترك كرده يا اگر در اول فهميد واجب است در عمل آن را انجام داده اينجا شكر خداى را هر چند زبانى به جا آورد و اگر خوب انجام نداده علت‏يابى كند تا به مرور نقص‏ها و علت عدم موفقيت را كشف كند تا بعد از سال‏ها به جايى برسد كه حتى يك گناه از او صادر نشود و خلاصه اين كه مدار مراقبه و محاسبه شما انجام واجبات و ترك محرمات مى‏باشد. حضرت على(ع) مى‏فرمايند: «ان هذه النفس لامارة بالسوء فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛ همانا اين نفس پيوسته به بدى و زشتى امر مى‏كند پس هر كسى آن را مهمل به حال خود واگذارد (ولى او انسان را رها نمى‏كند و) او انسان را به سمت گناهان مى‏كشاند»، (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سر الاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 1، ص 305، روايت 20). بنابراين مراقبه و محاسبه را بايد جدى گرفت كه از اساسى‏ترين دستورات اخلاقى و سازنده مى‏باشد. 1- نماز اول وقت: اگر كار اهمى با نماز اول وقت در تعارض نباشد نماز اول وقت را ترك نكنيد. روايات و نيز بزرگان نماز اول وقت را اكيدا سفارش كرده‏اند. امام صادق(ع) مى‏فرمايند: «لكل صلاة وقتان: اول و آخر، فاول الوقت افضله و ليس لاحد ان يتخذ آخر الوقتين وقتا الا من علة و انما جعل آخرالوقت للمريض والمعتل و لمن له عذر و اول الوقت رضوان الله و آخر الوقت عفوالله؛ براى هر نمازى دو وقت است: اول وقت و آخر وقت پس اول وقت برتر و با فضيلت‏تر است و براى كسى نشايد كه آخر وقت را وقت (نماز) اتخاذ كند مگر از روى علتى و آخر وقت فقط براى شخص بيمار و ناتوان و كسى كه داراى عذرى است مى‏باشد و اول وقت خشنودى خدا را دربردارد ولى آخر وقت عفو خدا را»، (ميزان‏الحكمه، ج 5، ص 401، روايت 10390). 3- مستحبات نشاط‏آور: از ميان مستحبات از نمازهاى نافله گرفته تا دعاى كميل و ندبه و... فقط و فقط آنهايى را انجام دهيد كه براى شما نشاط‏آور است و از تحميل نفس بر مستحبات پرهيز كنيد فقط به اقبال قلب بنگريد هر عمل مستحبى كه قلب بدان اقبال داشت و بر اينان نشاط‏بخش و حال‏آور بود به همان اكتفا كنيد، حتى نسبت به نماز شب كه سفارش زيادى شده است اگر نشاط نداشتيد يا اصلاً نخوانيد يا خيلى خيلى خلاصه در ظرف ده دقيقه تمام يازده ركعت را با حذف مستحبات بخوانيد. 4- توسل به ائمه معصومين(ع): گاه گاهى مخصوصا به اقتضاى حال و اقبال قلب به ائمه معصومين(ع) توسل جوييد و توفيق و حاجات خود را از آن معادن كرم بخواهيد. 5- دائم‏الوضوء: سعى كنيد هميشه وضودار باشيد واگر براى شب قبل از خواب وضو بگيريد كافى است و چنانچه نيمه‏شب براى كارى برخاستيد و خواستيد دوباره بخوابيد وضو لازم نيست اگر آب وضو را با حوله خشك كنيد از جهتى بهتر است. 6- زيارت اهل قبور: هفته‏اى يك بار به زيارت اهل قبور مؤمنين و شهداى عزيز برويد و اگر وقت خلوتى را انتخاب كنيد تا تأمل بيشترى كنيد و گذرا بودن دنيا بيشتر در دلتان جا افتد خيلى بهتر است هدف اين است كه دل تكان بخورد و رغبت خود را به دنيا كم كند و به فكر آخرت و عالم قبر و قيامت بيفتد.
کد سوال : 3035
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : با توجه به پيشرفتهاي مهارنشدني در زمينه هاي مختلف علمي از يك طرف و عطش و رغبت جوانان براي دانستن هر چه بيشتر اين موضوعات از طرف ديگر ،براي بهتر شدن كيفيت علمي و بالا رفتن سطحي علمي جوانان علي الخصوص دانشجويان چه راهكارهايي را پيشنهاد مي كنيد؟
پاسخ : پر واضح است که اگر عطش و رغبت باشد و توان و قدرت نيز در بازوان موج بزند دو عنصر ديگر کافي است تا يک جوان اين چنيني را به هدف عالي و ايده آل خود برساند: 1. برنامه ريزي دقيق و مطابق با هدف و توان. 2. حرکت و تلاش هماهنگ و منطبق با برنامه. لذا با: - برخوردار شدن از ويژگي هاي روحي و رواني و جسمي يک تلاشگر علمي (مانند صبر، دقت، گذشتن از عناوين خارجي پذيرش سختي ها و..). - پرهيز از تنوع طلبي و شاخه به شاخه پريدن هاي بي مورد. - طبقه بندي و اولويت بندي کردن اهداف (مطالب مورد نياز علمي که بايد بدانيد). - ترسيم روش تحصيلي هدف (مثلا تعيين شيوه هاي تحصيلي خوب و کارآمد و مفيد) چه هر مطلبي به روشي فهميده و به دست مي آيد. - تعيين ميزان وقت، توان جسمي و فيزيکي، روحي و ذهني در جهت به کارگيري آن در مسير هدف (تحصيل). - هزينه کردن آن وقت و توان براساس شيوه ترسيم شده و برنامه هاي منتهي به هدف، در راه هدف (تحصيل) اندک اندک در راه رسيدن به هنگام گام برداشته و با هدف (دانشمند شدن و فهميدن و عمل کردن) هم آغوش مي شويد. البته چون شما هدف را بسيار خوب تشخيص داده ايد ديگر در اين مورد کلامي نداريم. پس تلاش علمي مستمر هدفمند و مطابق با قدرت و توان و هماهنگ با برنامه دقيق شما را به اين هدف مقدس و الهي خواهد رساند. انشاءالله. از اين روي در بعد اجرايي به امور زير پايبند باشيد: 1. هدف کلي فهميدن و تحصيل را به دروس و مواد درسي به حسب نقش و اولويت تبديل کنيد. 2. حجم دروس و ميزان دشواري آنها را برآورد کنيد. 3. براساس حجم و ميزان دشواري براي مطالعه آن وقت و توان فکري و امکانات در نظر بگيريد. 4. شيوه فهم آن درس را به تفکيک موضوع و روش طراحي کنيد. 5. ميزان ساعت و توان جسمي و روحي خود را بين دروس و مواد آموزشي و دانستني هايي که دانستن آنها لازم است توزيع و تقسيم کنيد. 6. با صبر، حوصله، دقت، تحمل پذيري علمي و براساس روش طراحي شده (مطالعه، تحصيل، تدريس، تحقيق، نوشتن، بحث کردن، سؤال نمودن و...) عمل کنيد تا آنچه دانستن و فهميدن آن لازم است به دست آيد. بي ترديد مدت 24 ساعت شما براساس فعاليت هايي که در روش تحصيل و فهميدن طراحي کرده ايد پرخواهد شد هر چند از اين 24 ساعت وقت، مقدار بيشتري را به اين اهداف اختصاص بدهيد به همان ميزان هم به هدف خواهيد رسيد. انشاءالله.
کد سوال : 3036
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : افرادي كه با مشاهده كمترين محبت و توجه از ناحيه ديگران بدون فاصله تحت تاثير قرار مي گيرند و بازيچه احساسات مي شوند چه مشكل رواني دارند؟ آيا ممكن است به خاطر كمبود علاقه در دوران كودكي باشد؟ براي حل مشكل آنها چه بايد كرد؟
پاسخ : قبل از پاسخ به سؤال شما لازم است از توجه شما به احساسات انحرافي و رفتارهاي افراطي که زمينه آسيب پذيري را فراهم آورده و مي آورد تقدير و تشکر کنيم. همان گونه که خود بيان فرموديد يکي از علل بازيچه قرار گرفتن برخي افراد و فريب احساسات و عواطف ديگر را خوردن کمبود محبت در دوران آغازين زندگي است اما تمام علت آن نيست بلکه عوامل ديگر نيز نقش دارند و چه بسا نسبت به برخي افراد نقش اساسي تر و پر رنگ تري را در اين انحرافات ايفاء مي کنند. به هر حال از ديگر عوامل مؤثر در اين زمينه مي توان به امور زير اشاره کرد: 1. سطحي نگر بودن. 2. پذيرش سريع و بي قيد و شرط. 3. اعتماد بدون پشتوانه و بيش از حد. 4. زود باوري. 5. عدم آگاهي از دام هاي گسترده شده. 6. غفلت. 7. اهميت ندادن به پيامدهاي رفتار. همانگونه که مشاهده فرموديد چون علل اين نوع تمايلات و تحت تأثير واقع شدن ها متفاوت است به حسب نوع علت راه کار درماني و پيشگيري خاص خود را مي طلبد اما چون سؤال کلي است ما نيز به راهکارهاي کلي در اين زمينه اکتفا مي کنيم: 1. در پاسخ دادن به احساسات و عواطف ديگران بايد هدفمندي رفتار را فراموش نکرد که اين ارتباط و اين عواطف به چند منظور ارائه مي گردد، لذا تا به هدف طرف مقابل پي نبرده ايد که هدف خوبي است بايد اصلا پاسخ ندهيد و آن را بي جواب بگذاريد حتي اگر پي برديد، مثلا به هدف دوستي است آن هم دوستي حقيقي و واقعي باز هم تمام عواطف را در مقام دوستي نيز ارزاني نکنيد که اگر روزي برگ برگشت او بر شما مسلط نشود. 2. براي ترديد، تفکر و ارزيابي عملکرد ديگران هميشه و در همه ي موارد يک جايگاه اساسي در زندگي خود باز کنيد و هر چيزي را به همان شکل که ارائه مي گردد نپذيريد، درست است که آدم تشنه ي محبت در معرض اين آسيب هست آيا اگر گرسنگي بر شما صحنه را تنگ ساخت هر کسي که تعارف کرد بفرماييد غذا سريع اجابت مي کنيد و مشغول مي شويد؟! تشنگي و يا حتي تشنه ساخته شما نبايد شما را از بررسي و ارزيابي رفتار ديگران باز دارد. پس در برابر تمام عملکردها هميشه يک علامت سؤال که چرا چنين کرد با خود داشته باشيد و بعد از يافتن پاسخ حقيقي و درست آنگاه واکنش نشان دهيد. 3. سطح و نوع ارتباط خود را با ديگران هميشه مد نظر داشته باشيد که اگر از اين نوع خارج شود ديگر خطا است. مثلا نوع ارتباط شما با مغازه دار محله ارتباط اقتصادي و خريد و فروش است و در سطح دو انسان بيگانه و ناآشنا حال اگر نوع ارتباط بخواهد عوض شود شما بدانيد که در مسير خطا قرار گرفته ايد. حال ديگر افراد و مشاغل نيز همين طور است. چون شما ارتباط عاطفي با هر کسي نداريد. همان گونه که ارتباط آموزشي يا اقتصادي و... با هر کسي نداريد. پس از قبل سطح و نوع ارتباط با اشخاص را براي خود تعريف و بر اساس همان حرکت کنيد و اگر کسي خواست شما را از مسير و نوع ارتباط خارج سازد اجازه ندهيد تا از اين رهگذر تحت احساسات واقع شويد. خداوند نگهدار شما باشد.
کد سوال : 3037
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : اثبات حقانيت شيعه را براي من بيان كنيد؟
پاسخ : راه اثبات حقانيت شيعه دوازده امامى تنها از طريق شيعه بمعناى عام يا شيعه اثنى عشر به معناى خاص نيست. بلكه در كتب روائى و سنن اهل سنت نيز به امامت دوازده‏گانه بعد از رسول خدا(ص) تصريح شده است. بر اساس روايات زيادى كه از رسول الله(ص) بر دوران امامت حضرت مهدى(ع) و استمرار آن تا قبل از قيامت آمده است اين موضوع را آشكار مى‏سازد كه امامت حضرت مهدى در دايره معتقدات شيعه اثنى عشر مى‏گنجد. براى روشن شدن مسئله به بعضى از رواياتى كه در كتب عامه در مورد ائمه اثنى عشر آمده است اشاره مى‏شود. 1. قال رسول‏الله(ص): H}«ان هذا الامر لا ينقضى حتّى يمضى فيهم اثنا عشر خليفه{H؛ اين امر (دين اسلام) به سر نيايد تا دوازده خليفه وجانشين را پشت سر گذارد». 2. قال رسول‏الله(ص): H}«لا يزال امر الناس ماضيا ما وليهم اثنا عشر رجلاً... كلّهم من قريش{H؛ تا آن كه دوازده مرد بر آنها فرمان برانندكار مردم پيوسته بگذرد... كه همگى آنان از قريش هستند». 3. قال رسول‏الله(ص): H}«ان عدة الخلفاء بعدى عدة نقباء موسى{H؛ شمار جانشينان من به تعداد نقباى موسى است». 4. H}«لا يزال هذا الدين قائما حتى يكون عليكم اثنا عشر خليفه{H؛ تا وقتى كه دوازده خليفه و جانشين بر شما حكومت كنند دين پيوسته برپاست». براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر.ك: صحيح مسلم، ج 3، كتاب الامارة. 5. در منتخب كنز العمال از جابر بن سمره چنين نقل شده كه «بر اين امت دوازده خليفه حكومت خواهند كرد به عدد نقباء بنى اسرائيل»، V}(منتخب كنز العمال){V. 6. پيامبر اسلام(ص) در مورد ائمه دوازده‏گانه بيان صريح دارند H}الائمه بعدى اثنى عشر، تسعة من صلب الحسين و التاسع مهديّهم{H، V}(كفاية الاثر 23، نقل ازموسوعه الامام على بن ابيطالب، ج 2، ص 48){V. نظير اين روايات را كه از اهل سنت در مورد تعداد ائمه(ع) وارد شده است مى‏توانيد در كتب ذيل مطالعه كنيد. 1. ينابيع المودة، ص 44. 2. البدايه و النهاية، ج 6، ص 247. 3. سنن ابن ماجه، ج 2 / 1367 / 4085. 4. مسند احمد بن حنبل، ج 1 / 183 / 645. 5. سنن ابى داود، 4 / 107. بنابراين نصوصى كه از پيامبر اكرم(ص) در مورد تعداد ائمه(ع) وارد شده است و اهل سنت و شيعه آن را نقل كرده است، حقانيت شيعه اثبات مى‏شود. و اضافه بر آن در مورد امامت ائمه دوازده‏گانه(ع) چه بصورت دسته جمعى و چه به صورت فردا به فرد نصى وارد شده است وهر يك از امامان امام بعد از خود را معرفى كرده است و امام بدون نص امام نيست. شيعه در تاريخ اسلام در زمان پيامبر(ص) و بعد از آن به كسانى اطلاق مى‏شود كه به امامت على و اولاد آن امام(ع) اعتقاد داشته‏اند. و شاخه‏هاى زيدى و اسماعيليه و امثال اينها به مرور زمان به علل مختلف و انگيزه‏هاى متعدد (سياسى، اقتصادى) به وجود آمده‏اند. وبراىپى بردن به حقانيت آنها اطلاع از اصول و عقايد و فروع آنها لازم است. براى آگاهى بيشتر در اين مورد ر.ك: (شيعه در اسلام، علاّمه محمدحسين طباطبايى) خلاصه سخن آن كه عدد 12 در روايات اهل سنت و شيعه براى ائمه بعد از پيامبر(ص) ذكر شده است و فرقه‏هاى شيعى غير از دوازده امامى توجيهى براى نظر خود ندارند اضافه بر اينكه پس از اثبات امامت على(ع) امامت ائمه بعدى به تصريح امام قبل مى‏باشد و هر يك ازفرقه‏هاى شيعه (غير از دوازده امامى) در صورتى كه به كلمات امام مورد قبول خود مثلاً امام صادق(ع) رجوع كنند خواهند ديد كه تصريح به امامت امام بعد خود كرده و راويان اين روايات منحصر در شيعه دوازده امامى نيست. به عنوان نمونه نگاه كنيد V}(بحارالانوار، ج48، ص 12 تا ص 28){V براي آرامش خاطر شما به نکته ظريفي اشاره مي کنيم و آن اين که بعد از پيامبر اکرم(ص) مسلمين به دو جناح درآمدند. گروهي پيرو اهل بيت پيامبر(ص) شدند که حضرت علي و فاطمه و حسن و حسين(ع) بودند و گروهي پيرو ساير مسلمين و اصحاب گشتند. حال اگر فرض کنيم هيچ دليل تاريخي - روايي و قرآني مبني بر حق بودن يک گروه در دست ما نبود و شک مي کرديم که اعتقادات پيامبر(ص) چگونه بوده يا آن حضرت چگونه وضو مي گرفته يا نماز مي خوانده و... عقل حکم مي کند که بگوييم: اولا، اهل بيت يک خانه آگاه ترند که در خانه چه مي گذرد. ثانيا، اهل بيت يک خانه دلسوزترند که سنت پدر و جد خود تحريف نشود و همچنان ثابت و استوار بماند چرا که اگر غرض الهي هم نداشته باشند، مصلحت دنيايي آنها نيز اقتضاء مي کند سنت جد خود را حفظ کنند زيرا اعتبار آنان به جدشان است.
کد سوال : 3038
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : ملاك اصلي مسلمان بودن چيست؟اگر آيه يا حديثي است لطفا ذكر فرماييد؟
پاسخ : ابي جارود مي گويد به امام باقر(ع) عرض کردم: يابن رسول الله آيا شما دوستي و دلباختگي و پيروي مرا نسبت به خود مي دانيد؟ فرمود: آري، عرض کردم: من از شما پرسشي دارم که مي خواهم به من پاسخ فرماييد، زيرا چشمم نابيناست و کمتر راه مي روم و نمي توانم هميشه به زيارت شما بيايم فرمود خواسته ات را بگو: عرض کردم ديني که شما و خاندانتان خدا را به آن عبادت مي کنيد به من بفرماييد تا من هم خداي عزوجل را به آن دين داري کنم. فرمود: اگر پيشگفتار را کوتاه آوردي ولي پرسش بزرگي نمودي به خدا دين خود و دين پدرانم را که خداي عزوجل را به آن دين داري مي کنيم به تو مي گويم. آن دين شهادت به وحدانيت خداوند و رسالت پيامبر اسلام محمد(ص) و اقرار به آنچه از جانب خداوند آورده و ولايت ولي ما اهل بيت و دشمني دشمنان ما و تسليم براي فرمان هاي ما و انتظار قائم ما اهل بيت وکوشش [در عبادت] و پرهيزگاري. و در روايت ديگري امام صادق(ع) مي فرمايد: ايمان اقرار نمودن به زبان و اعتقاد قلبي است و عمل نمودن به اعضا و جوارح است.
کد سوال : 3039
موضوع : قرآن و حديث>اخلاق و عرفان
پرسش : عبارات دعاي كميل از حضرت خضر است يا از حضرت اميرالمومنين؟
پاسخ : دعاي کميل توسط کميل بن زياد از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است ولي در سند اين روايت بنا بر آنچه در کتاب اقبال الاعمال سيد بن طاووس آمده است اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: هر کس نيمه شعبان را احيا کند و دعاي خضر(ع) را بخواند دعاي او مستجاب مي شود. کميل پس از شنيدن اين سخن شبانه خدمت امام مي رسد و جويا مي شود دعاي خضر چه دعايي است. حضرت اين دعا را به او تعليم مي فرمايند و او را سفارش به خواندن اين دعا در هر شب جمعه يا در هر ماه يا در سال يک مرتبه و يا حداقل در عمر يک مرتبه مي فرمايند. بنابراين نسبت اين دعا به جناب خضر نيز صحيح مي باشد، گرچه از اميرالمؤمنين نقل شده است.
کد سوال : 3040
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : تبيين مراحل رشد عقلي يك فرد را بيان كنيد؟
پاسخ : به نظر مي آيد سؤال شما جنبه علمي محض دارد و در قالب مشاوره نمي گنجد. پاسخ اينگونه سؤالات را بايد با مراجعه به کتاب هايي که در اين زمينه نگاشته اند و همچنين اساتيد روانشناسي به ويژه در درس رشد و مراحل رشد جستجو کنيد: اما براي اين که سؤال شما بي پاسخ نباشد اجمالا ديدگاه پياژه را در زمينه رشد شناختي خدمتتان عرض مي کنيم. جواب تفصيلي آن را در کتاب هايي که معرفي مي شود دنبال کنيد. مراحل رشد شناختي از ديدگاه پياژه عبارت است از: 1. دوره حسي - حرکتي (دو سال اول) 2. دوره عمليات منطقي (از دو سالگي تا 11 سالگي) - نيم دوره اول که به آن دوره زمينه سازي و آمادگي مي گويند - نيم دوره دوم که از آن به نيمه دوره استقرار تعبير مي کنند. 3. دوره انتزاعي (از 11سالگي تا 16 سالگي) در دوره حسي - حرکتي ويژگي هاي زير را دارد: کودک بين خود و اشياء ديگر تفاوت مي گذارد، به دنبال تحريک است و اشيا جالب را دنبال مي کند؛ پي بردن به پايداري اشياء؛ ادراک اوليه عليت، زمان و فضا؛ درک رابطه وسيله - هدف؛ شروع تقليد غايب، رفتار پيچيده، بازي خيالي و تفکر رمزي. دوره پيش عملياتي (نيم دوره اول از دوره دوم) نيز ويژگي هايي دارد از قبيل : به وجود آمدن کنش رمزي، استفاده رمزي از زبان، حل شهودي مسأله؛ تفکر برگشت ناپذير تمرکز و خود مداري؛ آغاز يادگيري حفظ عدد و توانايي طبقه بندي و مشاهده روابط اشياء. ويژگي هاي دوره عمليات عيني منطقي (نيم دوره دوم از دوره دوم): حفظ اندازه، طول، وزن و حجم؛ برگشت پذيري، عدم تمرکز، توانايي در ايفاي نقش ديگران، تفکر منطقي در جهان عيني (عمليات عيني) طبقه بندي (سازماندهي اشيا در سلسله مراتب) و رديف کردن (سازماندهي اشيا در رديف هايي به ترتيب طول، وزن و... ويژگي هاي دوره عمليات صوري يا انتزاعي: انعطاف پذيري، انتزاع، آزمايش زمينه هاي ذهني و ملاحظه جايگزين ها در استدلال پيچيده و حل مسأله. براي کسب اطلاعات بيشتر در زمينه رشد عقلي (شناختي) مطالعه کتاب هاي زير بسيار مفيد است: 1. روان شناسي ژنتيک، ج 1، دکتر منصور 2. روان شناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي، ج 2، دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، انتشارات سمت