کد سوال : 3001
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا بهشت جاودان وجود دارد؟اگر دارد هدف در آنجا رسيدن به چيست.اگر از علم ما خارج است چرا ما به ندانسته ها فكر مي كنيم و هدف براي اين زندگي قرار مي دهيم؟
پاسخ : بهشت و جهنم بر دو قسم است:
1. بهشت و جهنم برزخي كه تا پيش از قيامت برپاست و ارواح مؤمنان و معاندان در آن مي باشد.
2. بهشت و جهنم اخروي كه پس از قيامت برپا مي شود.
اما هر دو نوع بهشت و جهنم، از ابتداء آفرينش موجود بوده اند و نه تنها از زمان پيامبر اكرم(ص) بوده اند، بلكه پيش از آن بوده است. البته مؤمنان و معاندان تا پيش از قيامت به بهشت و جهنم اخروي وارد نمي شوند.
اما اين که هدف زندگي در بهشت يا جهنم چه مي باشد پاسخ اين است که:
اولا، يکي از اهداف آن ديدن جزاي کارهاي بد و خوب در اين دنيا است. خداوند اراده فرموده کسي که در اين دنيا از نامحرم چشم پوشيده، شکم خود را از حرام حفظ کرده و خلاصه از محرمات دوري گزيده است و تکاليف الهي را انجام داده پاداش عنايت فرمايد.
ثانيا، يکي ديگر از اهداف زندگي در بهشت و حتي زندگي در جهنم تکامل است به کمال رسيدني که مطلوب هر صاحب عقلي است - از روايات متعددي استفاده مي شود که معرفت و مقام و کمال هيچ انساني در بهشت ثابت نيست و روز به روز رو به ترقي هستند و به سمت خداوند سير مي نمايند در جهنم نيز هر روز مقداري از گناهان جهنميان پاک مي گردد و در نتيجه به سمت پاکي و کمال و در نهايت به سوي بهشت در حرکتند. هدف زندگي در بهشت نيز بيان گشت.
پس ما کاملا مي دانيم که هدف از بهشت رفتن و زندگي در آنجا چيست و اتفاقا اين مسأله از مسائلي است که بسيار روشن و قابل فهم براي بشر است گرچه در روايات اهل بيت(ع) نيز به بيان آن پرداخته شده.
کد سوال : 3002
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چه كنم تا يك ازدواج سالم و مطابق با اصول اسلام داشته باشيم در دوران كه خيلي مشكلات اجتماعي زياد شده است؟
پاسخ : در مورد مسئله ازدواج توجه به نكات زير ضرورى و بايسته است:
1. به منظور دست يافتن به يك ازدواج موفق، ابتدا بايد معيارهاى همسر مناسب خود را بشناسيد و به آنها آگاهى يابيد. از اين رو قبل از هر اقدامى، بايد با توجه به سليقه شخصى و مقتضاى ايمان خود و بهره گيرى از كتابهاى مربوطه، اوصاف و ويژگىهاى يك همسر ايدهآل را بنويسيد V}(شرفى، خانواده متعادل){V
در قدم بعدى، لازم است به ويژگىهاى استخراج شده ضريب و امتياز بدهيد، چرا كه يكى از ويژگى ها ايمان است و ويژگى ديگر شغل مىباشد و بىترديد اين دو ويژگى از اهميت و امتياز يكسان برخوردار نيستند. لذا در مرحله دوم به ويژگىهاى به دست آمده ضريب بدهيد.
3. با اعلام آمادگى خواستگار، بايد وارد مرحله تحقيق شويد و از وجود ويژگىهاى مورد نظر در فرد خواستگار خود آگاه شويد كه آيا شرايط شما را واجد است يا نه؟ در اين مرحله بايد از همكارى برادران و پدر و ديگر افراد مورد اطمينان، برخوردار شويد و به تحقيق درباره فرد مورد نظر بپردازيد. دقت كنيد كه اطلاعات دقيق و صحيح به شما بدهند تا بتوانيد براساس آن اطلاعات دقيق، تصميم گيرى كنيد. پس دقت در كسب اطلاعات نبايد مورد غفلت قرار گيرد. بهترين شكل آشنايى، شناخت خانواده خواستگار و اطلاع از ميزان پايبندى وى به آداب اخلاقى و احكام شريعت است.
5. بعد از به دست آوردن اوصاف و ميزان برخوردارى خواستگارتان از اين اوصاف، به وى امتياز بدهيد در صورتى كه از مجموعه مثلاً 100 امتياز، وى حداكثر امتياز را به دست آورد، اقدام كنيد. توجه داشته باشيد كه هرگز شخصى كه صد در صد مطابق خواسته و معيارهاى شما باشد يافت نخواهد شد. البته بعضى از اوصاف را نمى توان ناديده گرفت و احراز آنها لازم است؛ هر چند وى امتياز بالا را داشته باشد (مانند خوش اخلاقى و ايمانى و صحت مزاج و عدم ابتلا به بيمارىهاى ارثى و ژنتيكى).
T} توصيههاى ضرورى{T
در پايان به چند توصيه مهم اشاره مىكنيم:
الف. حساسيت وسواس گونه نداشته باشيد؛ بلكه دقت لازم است.
ب. در تمام مراحل زندگى - به خصوص ازدواج كه از حساسيت لازم برخوردار است - از توكل به خداوند و استعانت از ائمه هدى(ع) غفلت نورزيد. لذا رعايت آداب شرعى نوشته شده در كتابهاى روايى (مانند كتاب مكارم الاخلاق) ضرورى است.
ج. به هنگام تحير و ترديد، از مشورت با افراد آگاه و خيرخواه و مورد اعتماد محروم نباشيد.
د. بدون جهت و به انگيزههاى واهى و يا ويژگىهاى دنيوى و يا احتمالات بى پايه، خواستگار خود را رد نكنيد.
ه. نسبت به ازدواج نبايد حساسيت افراطى نشان داد و همان گونه كه گذشت بايد نسبت به معيارهاى اساسى پاى فشرد، ولى بر معيارهاى غير اساسى نبايد اصرار كرد؛ چه بسا آنها را بعداً بايد خود محقق سازيد و يا بايد از آنها چشم پوشى كنيد؛ چرا كه فردى كه صد در صد مطابق خواست شما باشد، هرگز پيدا نخواهد شد و انسان ها بايد با يكديگر تفاوت داشته باشند تا بتوانند خود به كمالى ره يابند و فرزندان از هر يك از والدين - متناسب با ويژگىهاى شخصيتى او - بهرمند شوند. از غضب يكى بترسند و از مهربانى ديگر خشنود گردند. حساسيت بيش از حد سخت آسيب مى رساند و چه بسا موجب خسته شدن شما و فراموش شدن ويژگىهاى حياتى و اساسى مىگردد.
و. حتماً از كتابهاى معرفى شده بهره بگيريد و صفات و خصوصيات همسر ايده آل؛ همانند ايمان، هم تراز بودن در طبقه اجتماعى و سطح فرهنگى و عدم زمينه ابتلا به بيمارىهاى ارثى و ژنتيكى را فراموش نكنيد تا ازدواج موجب سعادت شما و خوشبختى گردد.
ازدواج موفق ازدواجي است كه دو نفر كه كفو يكديگر هستند, يعني از جهت اعتقادي , ايمان , خانوادگي , فرهنگي , تحصيلي , اقتصادي , اجتماعي , سني و قيافه ي ظاهري نزديك بهم باشند اگر با هم ازدواج كنند حتما" زندگي مناسبي خواهند داشت البته زندگي مناسب و خوب به اين معنا نيست كه هيچگونه مشكلي در زندگي ندارند بله همه مشكل دارند منتهي افرادي كه كفو يكديگرند با همفكري و همكاري و همدلي مشكلات را حل مي كنند و يا اگر حل شدني نيست هر دو با آن كنار
مي آيند ولي افرادي که كفو يكديگر نيستند به جاي مقابله با مشكلات به تخريب و متهم كردن يكديگر مي پردازند و به جاي مقابله كردن با ريشه مشكلات , ريشه ي خود را مي كنند و درخت زندگي خود را نابهنگام با تبر جهل مي شكنند و به جاي محكم كردن پيوند زندگي رشته هاي پيوند را يكي پس از ديگري پاره مي كنند و بالاخره زندگي را به كام يكديگر تلخ مي كنند.
براى آگاهى بيشتر ر . ك: «جوانان و انتخاب همسر»، على اكبر مظاهرى.
ازدواج از نظر اسلام يك مستحب مؤكد است و شخصى كه شرايط آن را داشته باشد، بهتر است زودتر ازدواج كند. در روايت آمده است: «بدترين مردم عزبها هستند» و نيز: H}رِذال موتاكم العزّاب{H؛ پايينترين مردههاى شما آنهايى هستند كه با وجود شرايط، ازدواج نكردهاند تا مردهاند».
تأكيد مىشود در انتخاب و گزينش همسر و يك خواستگار از ميان خواستگاران بايد با افراد با تجربه و دلسوز و نزديكان به خصوص پدر و مادر و يا بزرگتر فاميل مثل عمو و دايى يا عمه و خاله و نظاير آنها كه مىتوانيد به آنها اعتماد كنيد به مشورت بپردازيد و يا ازمشاوران اين امر در دانشگاه يا غير آن كمك بگيريد و پس از تحقيق و تفحص كامل و تفكر و مشورت با افراد داراى صلاحيت، با توكل بر خداوند اقدام كنيد.
کد سوال : 3003
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه مي توان در بين مردم و در اجتماع زندگي كرد و عاشق واقعي بود و سير و سلوك عشق و عرفان را طي كرد.؟
پاسخ : سير وسلوك وادى بسپر پيچ وخم و داراى پرتگاه هاى خطرناكى است كه حركت درآن جز با راهنمايى رفتگان آن راه ميسر نيست. لذا در اين وادى بايد با مردان خدا همراه شد وگرنه ديوان و ددان دركمينند تا مگر رهرو را از سير باز دارند و او را به بيغوله هاى تهى سوق دهند.
مطالعه كتب سير و سلوك را نيز به شما توصيه مى كنيم. در اين راستا توجه شما را به نكاتىچند جلب مىنماييم:
1- اولين نكتهاى كه هر سالك الى الله بايد پيوسته بدان توجه تام داشته باشد آن است كه در اين وادى باقدم «رب»پاى گذارد نه با قدم «نفس» زيرا چه بسا انسان در مسير سلوك عرفانى نيز گرفتار نفسانيت ها و انانيت هاى پيچيده وناپيدا گشته و هر قدر پيش تر رود در باتلاق انانيت خود فرو رفته و از خدا دورتر مىگردد.
بسيارى از انحرافات مدعيان عرفان و بدعت آفرينى آنها در شريعت مقدس با آرم تصوف و عرفان نشانگر وجود اين ريشه فاسد در نفس است. از اين جا روشن مى شود كه بدون پالايش نفس و تخليه آن از همه رذايل و در رأس آن نفس پرستى راه به عالم لاهوت نتوان برد.
2- التزام به احكام ظاهرى شريعت (خصوصا انجام واجبات و ترك محرمات نه تنها در تمام مراحل سلوك بل حتىبراى واصلين نيز لازم و اجتناب ناپذير استلذا بايد با تمام وجود بكوشيد واجبات فوت شده را جبران نموده و دربرابر هجوم طوفان زاى هواها و معاصى همواره چون كوه استوار و با استقامت باشيد.
3- در ميان مستحبات نوافل يوميه بويژه نماز شب جايگاه ويژه اى دارد و بهترين رفرف عروج موءمنان و رساننده به مقام محمود است. ضمن اهميت دادن به آنها از زياده روى بپرهيزيد و كيفيت و حال وتوجه و حضور قلب رادر عبادات بركميت آنها ترجيح دهيد.
4- ضمن انجام عبادات رعايت سلامت جسمى خود را نيز بايد بكنيد و آن را نيز در حد متعارف از وظايف خودبشماريد و در همه امور متعادل باشيد.
5- فقدان استاد اخلاق ضايعه بزرگى براى شيفتگان خودسازى و طالبان سير و سلوك است. ليكن جناب عالى از چندطريق مى توانيد جايگزين بسيار ارزشمند و مناسبى براى آن بيابيد:
الف) استعانت از پروردگار و توسل به اهل بيت(ع) كه بدون دستگيرى آنان كارى از پيش نخواهيد برد.
ب) انس با قرآن و تلاوت آن با توجه و حال و تدبر در معانى.
ج) ارتباط ناگسستنى با دعاهايي كه مشتمل بر بلندترين معارف عاليه و آموزنده كرائم والاى اخلاقى اند بويژه دعاى مكارم الاخلاق، مناجات خمسه عشر و ... .
د) مطالعه كتب اخلاقى عرفانى اعتقادى و تفسير.
ه ) مكاتبه و رفت و آمد با شخصيتها و علماى برجسته اخلاق و... .
و ) داشتن حالت مراقبه از نفس و محاسبه اعمال در وقت خواب که اين دو در راه کمال و بندگي خداوند داراي نقش کليدي و محوري مي باشند.
نکته مهمي که لازم به ذکر است اين است که در اعمال بايد توجه به کيفيت و اخلاص آن اعمال داشت نه کميت و زيادي آن. مهم اين است که انسان در ميان جامعه و در عين اشتغال به کار و برنامه و مسؤوليت خود، به ياد خداوند باشد و از توجه به او غفلت نکند وگرنه پناه بردن به غار و جنگل و دوري از اجتماع و مردم و فاصله گرفتن از مسؤوليت ها کار دشواري نمي باشد.
P}آشنايان ره عشق در اين بحر عميق{E}غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده{P
اين شيوه و سيره پيامبران و به ويژه پيامبر خاتم(ص) و خاندان گرامي او است که در عين بودن با مردم و رسيدگي به امور و انجام وظايف شخصي و اجتماعي کمال توجه به خداوند را داشتند و دمي از ياد او غافل نبودند و پيروان خود را به همين شيوه و سنت دعوت کرده اند.
کد سوال : 3004
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه مي توان دوستان و ديگران را در مسير كمال با خود همراه كرد؟
پاسخ : يکي از چهره هاي مظهري انسان نسبت به حق تعالي، مظهريت او نسبت به صفت هدايت است. انسان هاي با کمال همواره اين احساس در آنها شکوفا مي شود که دوستان و افراد ديگر جامعه را نيز به راه کمال و انسانيت دعوت و ارشاد نمايند.
بهترين روش ارشاد ديگران، راه عمل است. آنها با مشاهده کمال در شخصيت، منش و رفتار شما و همچنين با لمس آثار خوشايند آن در زندگي فردي و اجتماعي جنابعالي، به سمت کمال و انسانيت گرايش پيدا خواهند نمود.
در کلام گهرباري از امام صادق(ع) آمده است که آن حضرت(ع) فرمود: مردم را بدون استفاده از زبانشان به سمت خير و نيکي دعوت نماييد، تا اين که پرهيزکاري، کوشش عملي، نماز و کار نيک را در رفتار شما مشاهده نمايند، مشاهده عمل، ايشان را به سمت خير و نيکي دعوت مي نمايد «کونوا دعاه الناس بغير السنتکم، ليروا منکم الورع والاجتهاد والصلوه والخير، فان ذلک داعيه» V} (اصول کافي، ج 2، ص 78).{V
کد سوال : 3005
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : احتراما به استحضار مي رساند دانشگاه صنايع و معادن ايران مركز بيرجند با داشتن بيش از 300 دانشجو و به دليل عدم وجود دفتر نهاد پاسخ گوي نياز دانشجويان در جوابگويي به سئو الات اين قشر تحصيل كرده نمي باشد.لذا دفتر فرهنگي جهاد دانشگاهي به پيشنهاد حجت الاسلام و المسلمين محمد تقي انصاري كه در ايام ماه مبارك رمضان در اين دانشگاه حضور داشتند خواهان ارسال برگه هاي مشاوره و پاسخ ويژه دانشجويان از آن نهاد محترم مي باشد.
همچنين اين دفتر در بخشهاي موسيقي خوشنويسي زبان خبر نگاري و معرق نيز فعاليت داشته و خواهان ارسال پيشنهادها و راهكارهاي فرهنگي از طرف شما مي باشد.تا بتواند در جهت ارتقاءسطح كيفي فعاليتهاي فرهنگي از طرف شما مي باشد.تا بتواند در جهت ارتقاء كيفيت فعاليتهاي فرهنگي در اين دانشگاه بيشتر از بيش فعاليت داشته باشد؟
پاسخ : جهت انجام فعاليت هاي فرهنگي در دانشگاه نکاتي را بايد رعايت نمود تا فعاليت فرهنگي از نظر کمي و کيفي نتيجه مطلوب را داشته باشد. برخي از آن نکات عبارتند از:
1. درست شناختن کاري که در پي انجام آن هستيم - تا انسان چيزي را به خوبي و کامل نشناسد نمي تواند آن را به شکل صحيح ترويج کند - بايد اولا کار فرهنگي را براي خود تعريف کنيد سپس آن را شناخته و به انجام آن مشغول شويد.
2. در هر کار از متخصصين آن کار استفاده کنيد. مثلا اگر مي خواهيد نشريه داشته باشيد - کساني را براي اين کار انتخاب کنيد که در زمينه نشريه نگاري آشنايي کافي را دارند.
3. از افراط و تفريط پرهيز نماييد.
4. اهل مدارا و گذشت و ملاطفت باشيد زيرا کار فرهنگي با زور و سر نيزه و تنگ نظري نمي شود.
5. صبور باشيد زيرا کار فرهنگي از نظر نتيجه ديررس و در عين حال ماندگار است. کار فرهنگي با روح و شخصيت افراد سر و کار دارد و بيماري روحي مانند بيماري جسمي نيست که با چند قرص و کپسول مداوا گردد بلکه گاهي درمان آن مدت ها زمان مي برد.
6. از افراد با انگيزه اي به عنوان همکار کمک بگيريد. پرانگيزه باشيد و صرفا براي وقت گذراني يا کسب درآمد به آن کار نپرداخته اند.
7. نمونه کاري را که مي خواهيد انجام دهيد در مراکز ديگر مورد بازرسي و ديدن و ارزيابي قرار دهيد و از تجربيات ديگران همواره استفاده نماييد.
8. هيچ گاه از شکست و نتيجه ندادن کارها نهراسيد.
9. هر کاري با اخلاص و رعايت تقوا شروع شود ماندگار و پرثمر و با برکت خواهد بود.
کد سوال : 3006
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : براي رهايي از گناهي مثل حسد و كنيه چه بايد كرد كه نفس سركوب شود و چه رياضتي را پيشنهاد مي كنيد؟
پاسخ : قبل از بيان راهكارهاى عملى براى حلّ مشكل شما به ذكر چند نكته مىپردازيم:
نكته اول: از اين كه موفق شدهايد با اندكى تأمّل و دقّت، منشأ عادت بدى را كه در شما است كشف كنيد، خرسنديم زيرا شناخت موضوع و كشف سرچشمه مشكل، گام نخست در حل آن است. بنابراين، اكنون كه شما به مشكل خود آگاهى يافتهايد، مىتوان گفت نيمى از راه را پيمودهايد، دومين گام شما در همين رابطه، تصميم و اراده قاطع براى مبارزه با اين صفات منفى نهفته است.
نكته دوم: براى بيرون راندن صفات رذيلهاى همچون كينه و نظاير آن، به خصوص وقتى در وجود فرد ريشه دوانده است، علاوه بر شناخت و اراده جدّى، صبر و مقاومت در برابر مشكلات و سختىهاى درمان نيز ضرورت دارد. انتظار نداشته باشيد در يك مدّت كوتاه به موفقيت نايل آييد. پيروزى نيازمند گذر زمان است و به تدريج به دست مىآيد. نبايد در راه مبارزه با اين صفت به سستى و خستگى و نااميدى دچار شويد.
نكته سوم: ريشه اصلى مشكلات شما ضعف شناخت و عدم تجزيه و تحليل درست از مسائلى است كه در پيرامون شما مىگذرد كه بايد در اين زمينه به جبران ضعف شناختى خود بپردازيد.
امّا در زمينه حِقْد و كينه توزى در كلمات گهربار معصومين(ع) گفتههاى فراوانى درباره نكوهش کينهتوزى و آثار زيان بار آن بيان شده است مثلاً امام حسن عسكرى(ع) فرمودهاند: «رنجورترين و كم آسايشترين مردمان، فرد كينهتوز است»، (تحف العقول حرّانى، ص 263).
امّا راهكارهاى عملى مبارزه با حِقْد و كينهتوزى عبارتند از:
1ـ تصميم قاطع بر اينكه كينه كسى را به دل نگيريد.
2ـ به ديدن كسانى كه نسبت به آنها كينه دارد، برويد.
3ـ بر خلاف حقد و كينه، با همه رفاقت و محبّت كنيد.
4ـ بدىهاى ديگران را فراموش كند و از آنها در گذريد.
5ـ توجه داشته باشيد كه كينه داشتن نسبت به ديگران، گناه است و آثار سخت اُخروى در پى دارد، به همين دليل از كينه دست برداريد.
6ـ هديه دادن روايتى؛ از پيامبر اكرم(ص) است كه ايشان فرمودهاند: «هديه دادن كينهها و كدورتها را از سينهها مىزدايد»، (عيون اخبار الرضا(ع)، مرحوم صدوق، ج 2، ص 73، ح 343).
7- از سوء ظن به افراد به ويژه فرد مورد نظر اجتناب كنيد قرآن خطاب به مؤمنين مي فرمايد «اي كساني كه ايمان آورده ايد از ظن بد به ديگران اجتناب كنيد زيرا بسياري از آنها واقعيت ندارد و گناه است علاوه بر اين سوء ظن زمينه گناهان ديگري همچون تجسس در امور ديگران و سپس گناه كبيره غيبت را فراهم مي كند.
8- اعمال ديگران به ويژه فرد مورد نظر را حمل به صحت كنيد.
9- از منفي بافي نسبت به خود و ديگران دوري كنيد و هرگاه افكار منفي و سوء ظن نسبت به ديگران به ذهنت آمد خود را به كار ديگري مشغول كنيد و كانال فكري خود را به سرعت تغيير دهيد.
10ـ مهمانى و ضيافت دادن نيز موجب از بين رفتن كينه مىشود ـ امام صادق(ع) مىفرمايند: «آتش كينهها را با مهمانى دادن خاموش كنيد»، (كافى مرحوم كلينى، ج 6، ص 318، ح 10).
11ـ توجه داشته باشد كه كينه باعث مىشود كه فرد در جامعه تنها شود، به همين دليل از كينه دست برداريد.
12ـ به خود تلقين كنيد كه هيچگاه و در هيچ شرايطى نسبت به كسى كينهاى به دل نگيريد و در غير اين صورت خود را با صدقه دادن و روزه گرفتن، جريمه كنيد.
اميد است با شناخت بيشتر نسبت به حِقد و كينه توزى و آثار زيان بار آن و نيز با اجراى دقيق راهكارها، اين رذيلت زشت اخلاقى را از خود دور سازيد.
راه حل معالجه و از بين بردن حسادت مانند ساير بيماري هاي دروني و قلبي از دو راه علم و عمل ممکن است. از نظر علم و آگاهي بايد فرد حسود به چند نکته توجه داشته باشد:
1- دنيا محل گذر و سراي فنا است و در اين چند روز که در دنيا مهمان هستيم، حسد بر بندگان خدا بردن کاري عاقلانه نمي باشد. تا چشم بر هم زنيم نه از حاسد اثري مانده و نه از حسود:
P} آخر همه کدورت گلچين و باغبان{E}گردد بدل به صلح چون فصل خزان شود{P
2- حسد باعث ضرر دين و دنياي حاسد است و به محسود نه تنها ضرري نمي رسد، بلکه نفع دنيا و آخرت نصيب او مي گردد.
3- حسادت در واقع اظهار ناخشنودي از قضاي پروردگار و ناخرسندي از بخشش و عطاي اوست و حاسد بر اين باور است که کار خدا درست نبوده و خداوند به عدالت رفتار نکرده است و در نتيجه اصل توحيد و ايمان حاسد فاسد و تباه مي گردد.
4- حسادت باعث کينه و دشمني و فاصله گرفتن از محبت و مهرباني مي گردد و حسود شريک و هم فکر و دنباله رو شيطان است.
5- انسان حسود پيوسته غمگين و تنگدل و پريشان خاطر است، چنانچه در حديث آمده است: «الحسود مغموم» V}(بحار الانوار، ج 73، ص 256، ح 29){V يعني؛ انسان حسود غمگين و افسرده است و در زندگي طعم گواراي نعمت هايي را که خداوند به او عنايت کرده نمي چشد.
در حديث ديگري مي خوانيم: «اقل الناس لذه الحسود؛ حسود در زندگي از همه کمتر لذت مي برد» V} (همان، ص 250، ح 8).{V
6- خداوندي که فياض و عطابخش مطلق است هر عزت و نعمت را که به بندگانش عنايت کرده، براي آن مدت معيني قرار داده و هيچ کس نمي تواند اين مدت را تغيير دهد و اگر با حسادت کسي، نعمت خداوندي از کسي گرفته مي شد، نعمتي در عالم براي هيچ کس باقي نمي ماند چون کسي نيست که مورد حسادت نباشد.
7- حسود در واقع کمر به دشمني خود بسته و قصد نابودي خود را نموده و هر لحظه با غصه و غم خود را ذوب مي کند و از عمر و جسم خود مي کاهد و به جاي بهره مندي از عمر و جواني و نعمت هاي الهي در فکر نابودي و زوال نعمت هاي ديگران است.
T}راه حل هاي عملي براي ريشه کني حسادت:{T
بايد برخلاف اقتضاي حسادت خود را موظف به خيرخواهي و احسان به فرد مورد حسادت کرد، مثلا اگر به خاطر حسادت بر کسي تکبر ورزيده ايم بايد خود را وادار به تواضع در برابر او نموده و اگر از او بدگويي و يا غيبت او را کرده ايم بايد در برابر مردم و در مجالس از خوبي و امتيازات او بگوييم و زبان به مدح و ثنا و تعريف و تمجيد او بگشاييم و اگر از ديدن او مکدر و ناراحت شده ايم و به او جسارتي کرده و يا زخم زباني زده ايم بايد خود را به شکفته رويي و خوش برخوردي و گفتار خوش با او وادار نماييم و اگر حسادت مانع احسان و هديه دادن به او شده با عطا و بخشش و دادن هدايايي او را خرسند نماييم.
تکيه و اصرار و مداومت بر اين اعمال باعث مي شود که اين کارها ملکه انسان گردد و حسد از درون انسان ريشه کن گردد و علاوه بر اين دل محسود را با انسان صاف و مهربان مي کند و محبت حاسد را در قلبش جا مي دهد و کدورت تبديل به دوستي و صفا مي گردد.
کد سوال : 3007
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : از آنجا كه روح از مجردات است و در عالم تجرد زمان وجود ندارد پس چگونه روح در عالم برزخ انتظار مي كشد در حالي كه مي دانيم انتظار از خصوصيات زمان است در كل توضيحي درباره زمان بفرماييد؟
پاسخ : 1. رواياتي که درباره چگونگي زندگي مؤمنين در عالم برزخ وارد شده نيز، گونه اي مفهوم انتظار را تداعي مي کند. از جمله: «عن ابا بصير قال ابوعبدالله(ع): ان ارواح المؤمنين لفي شجره من الجنه يأکلون من طعامها و يشربون من شرابها و يقولون: ربنا اقم الساعه لنا وانجز ما وعدتنا، والحق آخرنا باولنا؛ ابي بصير روايت کرده که امام صادق(ع) فرمود: ارواح مؤمنين در باغي از بهشت قرار دارند و از خوردني هاي آن خورده و از آب آن مي آشامند و مي گويند: پروردگارا، قيامت را براي ما به پا کن و آنچه به ما وعده داده اي محقق فرما و آخرمان را به اول ما پيوند ده» V} (محمد حسين طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن، ج 15، ص 75، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات).{V
2. با توجه به جايگاه عالم برزخ و وضعيت خاص انسان در آن، پيداست که انتظار مطرح در عالم مزبور، معناي خاص خود را داراست، بدين توضيح که عالم برزخ، عالم مثال بوده و حد فاصل ميان جسمانيات، يعني عالم ماده و روحانيات محضه يا مجردات تام است. انسان دراين عالم ديگر از کالبد مادي خود جدا شده و تنها تمثل و تشبهي به صورت هاي عالم ماده دارد. البته اگر چه ويژه جسم را ندارد و داراي جرم نيست اما ويژگي غالب مثالي را دارد؛ يعني داراي صورت و طول و عرض و عمق مي باشد و لذت و رنج را درک مي کند و حتي از حوادث دنيا با خبر مي شود مانند عالم رويا و خواب. از اين رو عالم برزخ را به عالم خواب تشبيه کرده اند که ويژگي مجرد تام را ندارند و اگر چه مادي نيست اما تعلق به عالم ماده را دارد و به همان مقدار از ويژگي هاي موجودات «زماني» برخوردار است.
3. اصولا زمان تعبيري است مربوط به عالم ماده که ظرف تغييرات تدريجي واقع در عالم مزبور را تشکيل مي دهد. به ديگر سخن، زمان از حرکت ناشي مي شود و حرکت نيز از ويژگي هاي عالم ماده است؛ چرا که حرکت به منظور تبديل قوه به فعل انجام مي گيرد، در حالي که عالم مجردات و عالم مثال که خود از رتبه هاي عوالم وجود هستند، عالم فعليت مي باشند و همانند ماديات تغيير و تحول نمي يابند. البته متناسب با عالم خود درجات و درکات دارند که در شماره هاي بعد توضيح داده مي شود.
4. در مقابل زمان که ظرف حرکت در عالم ماده است، در اصطلاح فلسفي، واژه دهر به منزله ظرفي نسبت به مجردات محسوب مي شود که نشانه مبري بودن آنها از امتداد زماني است، چنان چه واژه سرمد را به مقام الهي اختصاص مي دهند که نشانه تعالي وجود اقدس الهي از صفات همه مخلوقات مي باشد.
5. گرچه معناي دهري بودن مجردات، و نيز عالم برزخ، آن است که از هرگونه انفعال و تغييرات تدريجي از قوه به فعل خارج اند، ولي در عين حال گونه اي تعين دارند که از محدوديت وجودي آنها ناشي مي شود، ولي چنين تعيني در مورد ذات مقدس خداوند راه ندارد. در واقع چون در ساحت مقدس الهي، به هيچ روي، زمان و مکان راه نداشته، و وجود مقدس الهي بر همه زمان ها و مکان ها احاطه دارد، از اين رو گذشته، حال و آينده نسبت به او يکسان است، همچنان که تقدم وجود او بر مخلوقات را نيز نمي توان از قبيل تقدم زماني دانست، بلکه تقدم ذات و صفات او هر دو تقدم سرمدي است به همين دليل، ايجاد الهي، دفعي و بدون زمان است. مجردات، اما موجودات عالم برزخ، گرچه از قيود زماني و مکاني منزه اند، ولي منزه بودن مزبور تا بدين حد که درباره خداوند گفته شد، نبوده، بلکه درباره آنها گذشت دهر، و نه زمان، مفهوم دارد. آنها هم شب و روز و گذر دهر را درک مي کنند، ولي فارغ از ويژگي هاي عالم ماده و تنها ازجهت داشتن تعين و صورت، شبيه به عالم ماده هستند. همانند صورت هاي خيالي ما که ويژگي هاي مخصوص ماده مانند جرم و سنگيني را ندارند. اما تأثيرپذير هستند و داراي درجات و درکات مي باشند.
براي مطالعه بيشتر ر.ک:
- آموزش فلسفه، آيت الله مصباح يزدي
2. حکمت متعاليه، ملا صدرا شيرازي، ج 3
کد سوال : 3008
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : مخالفت با راحتي جسم تا كجا صحيح است روي جاي نرم نخوابيدن و هر چه دل هوس كرد نخوردن ...؟
پاسخ : يكي از ابعاد وجودي انسان ، خواسته ها و نيازهاي طبيعي و غريزي او است . برآوري اينگونه خواسته ها و نيازها و استفاده كردن از مواهب زندگي براي انسان، نه تنها ضد ارزش و غير اخلاقي تلقي نمي شود، بلكه اگر انسان از امكانات طبيعي اي كه خداي متعال در اختيار او قرار داده است ، بجا به نحو صحيح بهره برداري كند ، كمك كار او در مسير كمال نيز خواهد بود .
آنچه در اين گونه امور ،به لحاظ اخلاقي چالش و مزاحم تلقي مي شود ، حالت افراط و تفريط در آنها است. بهترين حالتي كه براي انسان در بهره مندي از امور نفساني وجود دارد ، حالت اعتدال است .
هرگز در دين پيشنهاد و يا دستوري مبني بر خودداري از خوردن غذاهاي لذيذ و ترك استراحت در جاي نرم نشده است . آنچه عالمان اخلاقي، مومنين و به خصوص اهل سير و سلوك را از آن برحذر مي دارند ، عادت كردن به اين امور است . عادت موجب اسارت انسان مي شود و آفتي است كه او را از كار و تلاش مفيد در جهت رشد و كمال انساني باز مي دارد .
به طور خلاصه مي توانيم اينگونه نتيجه بگيريم كه قانون، در امور مربوط به نفس و غرايز طبيعي كه شرعا مباح تلقي شده است ، "حفظ اعتدال" و "پرهيز از عادت" است.
در همين زمينه به چند روايت از مولاي متقيان علي (ع) اشاره مي شود.
1 غيّروا العادات تسهل عليكم الطّاعات.«» عادتها را تغيير دهيد تا طاعتها بر شما آسان شود
2 آفة الرّياضة غلبة العادة.«» آفت رياضت غلبة عادتهاى بد است .
3 افضل العبادة غلبة العادة.«» بالاترين عبادت چيرگى بر عادتهاى ناپسند است .
4 ذللّوا انفسكم بترك العادات.«» نفوس خويش را به ترك عادتها رام كنيد .
البته تغيير عادتها سختتر از ايجاد آن است. امير المؤمنين عليه السلام در اين مورد مىفرمايد : اصعب السّياسات نقل العادات.«» سختترين سياست و تدبير، تغيير عادتها است .
نقطههاىآغازدراخلاقعملى ص : 44
کد سوال : 3009
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : شرايط پسري كه دختري را براي خود انتخاب كرده و با او صحبت كرده و جواب او چنين بوده است كه من الان آمادگي ازدواج ندارم و نمي خواهم فعلا به اين امر ،فكر كنم چيست. آيا اسرار ورزيدن پسر كار شايسته است ؟پسر هنوز از فكر و ديدگاههاي او كاملا اطمينان حاصل نكرده است و فقط از ظاهر كه رفتار او را زير نظر گرفته همسر مناسب خود را در او پيدا كرده است و هنوز مطمئن نيست كه آيا باطنا هم همين طور است يا نه؟لطفا مرا راهنمايي كنيد؟
پاسخ : ازدواج مهمترين پيوندي است كه در زندگي يك انسان وجود دارد. انسان با ازدواج ، شريك هميشگي زندگي خود را انتخاب مي كند زيرا ازدواج پيوندي ابدي است كه دامنهء آن تا جهان آخرت گسترده است، به شرطي كه بر اساس دستور خدا و همراه با صداقت و عشق باشد و هر يك از زوجين در انجام وظايف خود كوتاهي نكنند.
ازدواج از يك انتخاب شروع مي شود، انتخاب يك همراه ، يك همسفر ، يك عاشق و يك معشوق همانطور كه امام علي(ع) در مورد همسرش حضرت فاطمه(س) فرمود:H} «نعم العون علي طاعه الله»{H «فاطمه ياور خوبي براي من در اطاعت از خداست» V}(بحار، ج 43، ص 116){V پس لازم است براي انتخاب همسر كمال دقت و وسواس را داشته باشيم.
يك همسر مناسب بايد داراي ويژگي هاي زيادي باشد كه مهمترين آنها ايمان و اخلاق است. V}(بحار، ج 103، ص 372){V تحصيلات، زيبايي ظاهري و ديگر مسائل مادي در مرحله بعد قرار دارد. آنچه باعث خوشبختي همسران مي شود و آينده آنها را تضمين مي كند، ايمان و اخلاق است كه اگر در زندگي حاكم باشد كمبودهاي ديگر جبران مي شود ولي اگر نباشد كاري از ماديات ساخته نيست. هر چند زيبايي شرط کمال در زندگي مشترک است.
آنچه ما مي توانيم به شما بگوييم توجه به چند نكته مهم است تا به شما كمك كند كه تصميمي عاقلانه و صحيح بگيريد:
1. در انتخاب همسر عجله نكنيد بلكه اينكار را با كمال دقت و به دور از احساسات انجام دهيد و تا مطمئن نشده ايد، اقدام نكنيد.
2. براي اينكه در مورد ويژگي هاي همسر آينده تا مطمئن شويد بايد تحقيق كنيد. يعني به وسيله پرسش از اطرافيان، زير نظر گرفتن رفتار او، بررسي محل زندگي و خانواده و امثال آن درباره او تحقيق كنيد. صرف اينكه ظاهر رفتار وي مناسب است دليل بر شايستگي کامل او نيست.
لذا براي اين كه بدانيد فرد مورد نظر, شخص مؤمني هست يا نه ؟ بايد در رفتارهاي ديني و عبادي او و ميزان پاي بندي او به اين اعمال دقت و توجه داشته باشيد و تنها و تنها از اين راه مي توان به ايمان او پي برد. مثلا" دقت كنيد كه آيا در اول وقت به سراغ اقامه نمازها مي رود يا در پايان وقت و همانند انسان هاي عجول نماز مي گذارد و... اميدواريم با رعايت اين معيار در مسير آنچه هدف شماست موفق باشيد.
بنابراين مي توان گفت اقدام براي شناسايي ملاک هاي فوق و اطلاع يافتن از وجود آنها در يک فرد از راه هاي زير امکان پذير است:
1- تحقيق و بررسي از خانواده و چگونگي روابط خانوادگي و فاميلي. چون هر فردي تحت تأثير محيط خانواده به دنيا آمده و رشد کرده است و از آن فضاي فرهنگي و اجتماعي تأثير پذير بوده و هست.
2- تحقيق و شناسايي دوستان و نزديکان و رفقاي صميمي در محل زندگي و سکونت، محل درس و محل کار.
3- گفتگوي مستقيم (ولي تحت نظارت خانواده هاي دو طرف) با يکديگر و اطلاع يافتن از نقطه نظرات همديگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آينده مي تواند در زندگي مشترک تان تأثيرگذار باشد و کسب اطلاع از ميزان اهتمام وي نسبت به ملاک ها و معيارهاي معرفي شده.
در پايان توصيه مي شود جهت اطلاعات بيشتر و دقيق تر و تصميم گيري واقع بينانه تر براي مهمترين تصميم دوران زندگي و نقطه عطف عمر خود بهتر است در اين زمينه هم تفکر بيشتري داشته باشيد و هم با خانواده محترمتان به گفتگو و مشورت بپردازيد و هم از نظرات مشورتي افراد با تجربه استفاده نمايند و کتاب هاي معرفي شده را نيز مطالعه فرماييد.
1- جوانان و انتخاب همسر، علي اکبر مظاهري، انتشارات پارسايان
2- انتخاب همسر، آيت الله ابراهيم اميني، سازمان تبليغات اسلامي
3- تشکيل خانواده از سري آموز خانواده، جمعي از مؤلفان، انجمن اولياء مربيان
در عين حال به طور مختصر معيارهايي که بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد خدمتتان بيان مي کنيم تا با دقت بيشتري در اين مرحله از زندگي بتوانيد تصميم بگيريد.
معيارها و ملاك هايي كه در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود دو نوع است .
الف . آنهايي كه ركن و اساس اند و براي يك زندگي سعادتمندانه حتما" لازم اند.
ب . آنهايي كه شرط كمال هستند و براي بهتر و كاملتر شدن زندگي اند و بيشتر به سليقه و موقعيت افراد بستگي دارد.
ملاك هاي دسته اول عبارتند از:
1. تدين و دين دار بودن فرد. زيرا انساني كه دين ندارد هيچ ندارد انسان بي دين در حقيقت مرده ي متحرك است و كسي كه پاي بند به دين (كه اصلي ترين مسأله زندگي است) نباشد هيچ تضميني وجود ندارد كه پاي بند به رعايت حقوق همسر و زندگي مشترك باشد. انسان ديندار هرگز
نمي تواند با همسر بي دين كنار بيايد و با هم زندگي سعادتمندانه اي داشته باشند.
2. اخلاق نيك داشتن كه منظور داشتن صفات و خلق و خوهاي پسنديده در نظر عقل و شرع است . در واقع اخلاق و دين دو ملاك و معيار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است .
اگر بخواهيم نمونه هايي از اخلاق خوب و بد را اشاره كنيم مي توان موارد زير را ذكر كرد.
الف . خوش زباني و بدزباني زبان ترجمان و بيانگر احوال درون است و زبان دريچه اي است از محتويات درون فرد, زبان انسان آينده ي دل اوست
ب . بزرگواري و حسادت
ج . خوش خلقي و كج خلقي
د. حق پذيري و لجاجت
3. شرافت و اصالت خانوادگي كه منظور نجابت و پاكي خانواده است زيرا ازدواج دختر و پسر تنها پيوند و تركيب دو فرد نيست بلكه پيوند دو خانواده است و نمي توان گفت من مي خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كاري به خانواده و فاميلش ندارم . زيرا اين فرد شاخه اي است از اين خانواده و از ريشه هاي همان درخت خانواده تغذيه كرده است و صفات اخلاقي , روحي عقل و جسمي آن خانواده را از راه وراثت و محيط و عادات به اين فرد منتقل كرده است .
4. عقل ; در واقع همان نور افكني است كه جاده زندگي را روشن مي كند و بايد زن و شوهر براي اداره ي زندگي و تربيت فرزندان از نيروي عقل و فهم مجهز برخوردار باشند و رشد عقلي كافي پيدا كرده باشند همان طور كه ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و كم عقل نهي فرموده اند.
5. تناسب , همتايي و كفو همديگر بودن كه از حساس ترين نكاتي است كه بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد همتايي و تناسب از نظر و جنبه هاي مختلف مثل
الف . تدين و ميزان پاي بندي به دستورات شرع
ب . همتايي و هماهنگي فرهنگي و فكري
ج . همتايي اخلاقي و پاي بندي به آداب اخلاقي
د. كفو همديگر بودن از نظر تحصيلات علمي
ه. تناسب در زيبايي
و. تناسب سني
ز. تناسب مالي و سطح اقتصادي و...
ملاك ها و معيار و مسائل ديگري كه بيشتر مربوط به سليقه و موقعيت افراد دارد. در دسته ي دوم قرار مي گيرد و مي توان از آن صرف نظر كرد. ولي براي اينكه بتوانيد به يك تصميم صحيح و عاقلانه اي برسيد بهتر است با افراد مورد اعتماد خويش، والدين، يا اقوام نزديك دلسوز و عاقل و داراي تجربه مشورت كرده و با دقت كافي تصميم مناسبي اتخاذ فرماييد.
کد سوال : 3010
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : من مات و لم يعرف امام زمانه ... هركس امام زمانش را نشناسد و بميرد گويي در عصر جاهليت مرده است ،در اين عبارت منظور از معرفت چگونه شناختي است و اصولا چگونه انسان در دوران غيبت به اين معرفت مي رسد آيا من جوان بي معرفت با اين شناخت جزيي و سطحي از امام زمانم ممكن است جزء افراد عصر جاهليت باشم.؟
پاسخ : شما با اين که از شيعيان و محبين اهل بيت هستيد و به مقام و منزلت اهل بيت قلبا و لسانا اعتراف داريد. مسلما شامل اين روايت نمي شود. البته معرفت درجات مختلفي دارد و براي تقويت آن بايد تلاش نمود.
توضيح اين که: تلاش براى شناختن و يافتن امام معصوم واجب و لازم است؛ چنان كه رسول اكرم(ص) فرمودند: «من مات و هو لايعرف امامه، مات ميتةً جاهليه». V}( ميزانالحكمه، ج 1، ص 171، ح 840.){V
ويژگىهاى اين شناخت آن است كه: اولاً، از منابع معتبر و موثق و مستند اخذ شود. ثانياً، گسترهاش شامل آموزههاى اعتقادى، اخلاقى و عبادى گردد. ثالثاً، از آنجا كه امام الگوى عملى براى انسانها است، به ابعاد فكرى، عملى و روحى امام نيز ناظر باشد. اما اين شناخت از سه راه - كه مكمل يكديگر مىباشند - حاصل مىشود:
يكم. مطالعه تاريخ زندگانى آنان؛ مطالعه سرگذشت و سيره آنان؛ خصوصاً در باب فضايل، مناقب و خصوصيات آنان - از قبيل: شجاعت، مردانگى، ايثار، تواضع، صبر، فرزانگى و... - انسان را متوجه مقام والاى آن بزرگواران مىكند و جذبه و كشش خاصى نسبت به آن فرزانگان در روح انسان، حاكم مىشود.
دوم. مطالعه و تفكّر در سخنان ايشان؛ اسلام تفكر را موجب بصيرت ( الحياة، ج 1، ص 8، ح3)، دعوت كننده به عمل نيك ( همان، ح 9)، پديد آورنده نور ( همان، ص 49، ح 18)، نشانه حيات و زنده بودن قلب بصير مىداند( همان، ص 48، ح 5).
مطالعه و تفكّر در آثار فكرى امامان، هر چند كار مشكلى به نظر مىرسد؛ ولى بسيار سودمند است. اين امر علاوه بر آن كه باعث شناخت شخصيت آن بزرگواران و ايجاد محبت آنان در دل مىشود؛ سرمايه بزرگى براى روح بشر به شمار مىرود. همان طور كه فراگيرى فصول يك كتاب، بايد با تحقيق و دقت كامل و رجوع به استاد و... قرين باشد؛ مطالعه و انديشه و تفكر در آثار ائمه(ع) نيز، بايد با استفاده از استادان فن و مراجعه به كتابهايى كه در شرح سخنان آنان به رشته تحرير درآمده، همراه باشد.
سوم. شناخت خدا: اگر ما خداوند و صفات و اسماى او را به طور حقيقى بشناسيم، مىتوانيم انسانهاى كامل راستين (امامان) را نيز بشناسيم؛ زيرا آنان آينه تمامنماى صفات جمال و جلال حضرت حقاند و در تسميه به اسماى الهى، از تمامى موجودات عالم امكان برترند. بر اين اساس، با شناخت خدا و صفات او، مىتوانيم به اوصاف و ويژگىهاى امامان نيز واقف گرديم. شايد دعايى كه سفارش شده در زمان غيبت بعد از نماز زياد خوانده شود، ناظر به همين حقيقت باشد:
«اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف رسولك اللهم عرفنى رسولك فانك ان لم تعرفنى رسولك لم اعرف حجتك اللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دينى؛ خداوندا! خود را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانى پيغمبر را نمىشناسم؛ خدايا! پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر به پيامبر معرفت پيدا نكنم، نمىتوانم امامم را بشناسم؛ خدايا! حجت و امامت را به من بشناسان كه اگر امام را نشناسم، در دين خود گمراهم» V}( مفاتيحالجنان، دعا در غيبت امام زمان(عج«.{V
P} اى مشير ما تو اندر خير و شر{E}از اشارتهاست دلمان بىخبر{P
P}اى «يرانا لانراه» روز و شب{E}چشم بند ما شده ديد سبب{P
P}چشم من از چشمها بگزيده شد{E}تا كه در شب آفتابم ديده شد{P
P} لطف معروف تو بود آن اى بهى{E}پس كمال البر فى اتمامه{P
P}يارب! «اتمم نور نافى الساهرة{E}واشجنا من مفضحات قاهرة»{P
P}يار شب را روز مهجورى مده{E}جان قربت ديده را دورى مده{P
P}بعد تو مرگ است با درد و نكال{E}خاصه بعدى كه بود بعد الوصال{P
P}آن كه ديدهستت مكن ناديدهاش{E}آب زن بر سبزه باليدهاش{P
( مثنوى، دفتر 6، ابيات 2888 - 2898)
اولين شرط انتظار؛ معرفت است تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از خصوصيات خوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامى انسان در انتظار كسى مىنشيند كه او را خوب بشناسد اما اگر انسان كسى را نشناسد و بداند كه آن شخص خواهد آمد برايش اهميتى نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان هم چنين است. كسانى كه آن حضرت را نمىشناسند مانند كفار و يا اهل اديان ديگر، هرگز انتظار او را نمىكشند اما كسانى كه او را مىشناسند و ارزش او را مىشناسند و مقام او را مىدانند منتظر او مىمانند.
كسانى كه امام زمان را نمىشناسند اگر چه به ظاهر مسلمان باشند چنانچه در اين حال بميرند در حال جاهليت از دنيا رفتهاند. چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه؛ هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت از دنيا رفته است»، (بحارالانوار، ج 32، ص 331).
بنابراين اولين شرط انتظار، ايجاد معرفت در مورد امام زمان است و طبيعى است كه هر مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان بيشتر باشد انسان ارزش او را بيشتر درك خواهد كرد و به عظمت او بيشتر پى خواهد برد و بيشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالى كه افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت هرگز احساس تشنگى و عطش نسبت به وجود مقدس آن حضرت نخواهند داشت و بدين جهت از زمره منتظران بيرون هستند. آرى
P}وصل خورشيد به شب پره اعمى نرسد{E}كه در اين آينه صاحبنظران حيرانند {P
البته شناخت امام زمان دو گونه است. گونه اول شناخت تاريخى وجود آن حضرت است مانند اينكه امام دوازدهم است و تاريخ ولادتش در چه سالى است و مانند آن. اما گونه ديگر شناخت امام زمان(ع)، شناخت مقام نورانيت آن حضرت است كه اين شناخت كار هر كسى نيست و ظرفيت و لياقت زيادى مىخواهد. و در حقيقت اصحاب خاص امام زمان(ع) كسانى هستند كه آن حضرت را به مقام نورانيت شناختهاند براى آگاهى از مقام عظيم امامت رجوع به زيارت جامعه كبيره و تأمل در معانى عميق و عجيب آن توصيه مىشود.
همچنين خواندن كتب معتبرى كه در مورد امام زمان(ع) نوشته شده است مىتواند انسان را تا حدى به مقام و عظمت امام زمان(ع) آشنا سازد.