شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره ...سلام رفقا... یه تاپیک جالب تو کانون بود گفتم اینجا باشه بد نیست.شاید بتوان فهمید کیا واقعا با ادبیات انس دارن. این مسابقه مشاعره ی تعیینی هستش و شما با حرفی شعرتون رو شروع می کنید که نفر قبل برای شما تعیین کرده و دوباره شما وقتی شعرتون رو نوشتید برای نفر بعد یه حرف دلخواه می نویسید شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره
Into the sorrow of the night Through the valley of dark dispair Across the black sea of iniquity Where the wind is the cry of the suffering There came a glorious saving light The light of eternal peace Jesus Christ, the King of Kings.
...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...
کل آیتم ها 599
سلام
لبت مي بوسم و در ميكشم مي
به آب زندگاني برده ام پي
....................................................
(ه)
يه سري به خدا بزنيم
خيلي زود
بي بهانه...
هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا معلوم نشد که در طرب خانه ی خاک نقاش ازل بهر چه آراست مرا
............
(ب)
سلام سلام سلام
بس اسان مینمود اول غم دریا ببوی سود غلط گفتم که هر موجش بصد گوهر نمی ارزد "ژ"
سلام رفیق جون..........از خودم
===========
ژند پوشم وز همه عالم گریزانم هنوز
از سراب زنده بودن من پریشانم هنوز
(ذ)
از خودت ممنوع
ذرّه ای از نــــور روی تو ، چـــو بر مـــصور تافت همــچو قندیـــــلی، ز دارش سرنــــگون آویخــــتند
"ژ"
از خودم ============= ژیان شیری در این محفل اگر خاموش می ماند به فکر خود چنین منگر که او چیزی نمی داند .............. (ذ)
از خود وگفتن بازم ممنوع
ذره را سرگشتگی بینم صواب زانک او را نیست تاب آفتاب
چه گیری دادی حسین.خب شاعر بودن به درد همچین روزی میخوره...تو هم از خودت بگو بازم از خودم...(نیشخند) ============= ژاندارم هر از گاه به چشمان شکیلا نگهی می انداخت بهر یک لحظه ی کوتاه،در این خاک چها می پرداخت .............. (ذ)
این تکیه کلاممه
از خودت وگفتن ممنوع
ذرّه ذرّه ، كانــــــدریــن ارض و ســــــــماســـت جنـــــــــس خـــود را ، همــــــــچو كاه و كهـــــرباست
ژاله خورشید شعله بارد اگر درجهد برق خاطرش به غمام آسمان در ازاء حكم روانش خط باطل كشید بر احكام
.................