سلام به خدمت شما دوستان قرانی
در این تایپیك قصد دارم با یاری شما دوستان عزیز پند های حكت آموزی از قرآن و ائمه ی معصومین بنویسم و امیدوارم تا شما دوستان عزیز این پند ها را در زندگی خود به كار بندید.
کل آیتم ها 151
برترین جزء عبادت امام باقر علیه السلام فرمود كه : رسول خدا (ص ) فرمود: العباد سبعون جزءا اءفضلها طلب الحلال ؛ (148) عبادت هفتاد جزء است ، برترین جزء آن طلب حلال است .
امام باقر علیه السلام فرمود كه : رسول خدا (ص ) فرمود: العباد سبعون جزءا اءفضلها طلب الحلال ؛ (148) عبادت هفتاد جزء است ، برترین جزء آن طلب حلال است .
قواى انسان و هدف آن
(143) افلاطون مى گوید: اما آن كس كه هدفش در دنیا، تنها لذت طلبى به وسیله خوردنى و نوشیدنى ها و... است كه ثمره و نهایت آنها چیزى جز بوى بد نیست و نیز جماع و لذت جنسى ، پس نفس عقلیه او توان و مجال تشبه به یارى تعالى را نمى یابد. سپس افلاطون قوه شهویه انسان را به خوك و قوه غضبیه اش را به سگ و قوه عقلیه را به فرشته تشبیه كرده ، مى گوید: كسى كه شهوت بر او غلبه كند و هدفش ارضاى آن باشد، مانند خوك است ، و آن كه قوه غضبیه بر او چیره شود، چون سگ ، و كسى كه قوه نفس عقلیه بر او غالب باشد و بیشتر اوقاتش به فكر و شناخت حقایق اشیا سپرى شود، مسایل سخت علمى را از ذهن بگذراند، انسان فاضلى است كه شبیه بارى تعالى است ؛ چون آنچه در بارى تعالى یافت مى شود عبارت است از: حكمت ، و قدرت و عدالت و نیكى و زیبایى و حقیقت .
با آنچه كه دوست دارى محشور مى شوى
(140) در حدیث ریان بن شبیب از امام رضا علیه السلام نقل است كه آن حضرت فرمود: اى پسر شبیب ! اگر مى خواهى كه به درجات اعلاى بهشت رسى ، با ما باش ! به غم ما غمگین باش و به شادى ما شاد! و بر تو باد ولایت ما! كه هر كس سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قیامت او را با آن محشور كند. شبى در حشر و معاد خود قكر مى كردم و به نامه اعمال خویش نظر مى افكندم ، و این كه چگونه به اعمالم رسیدگى خواهد شد كه دیدم چیزى ، لازمه نفسم شده ، با آن محشور گشته و از آن جدا نمى شود، وقتى دقت كردم دیدم كتابى خطى است كه آن را به شدت دوست دارم . در این وقت این حدیث را به یاد آوردم كه هر كس سنگى را هم دوست داشته باشد با آن محشور مى شود. و كتاب هم مانند، سنگ ، از جمادات است و از این جهت با آن فرقى ندارد.
ذكر پس از نماز صبح
خداوند متعال سینه ات را طور سینا كند و دیده دلت را به نور لقایش رشك ضیاءگرداند بزرگان فرموده اند: هر كه بعد از نماز صبح و مغرب هفت بار بسم اللهالرحمن الرحیم حول و لا قوة الا بالله العلى لعظیم ، و سىمرتبه سبحانالله و الحمدلله و لا اله الله و الله اكبر بگوید، از جمیع آفات و بلیات در امان خداىتعالى است .
قرآن كتاب جامع الهى
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند تعالى در قرآن بیانى براى هر چیز نازل فرمود، به طورى كه به خدا قسم ، چیزى از نیاز بندگان را فرو نگذاشته است ، تا بنده اى نتواند بگوید: اى كاش در قرآن ذكر شده بود، جز آن كه خدا آن را در قرآن آورده است . (138) امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند متعال امت را به هیچ چیز دعوت نفرمود جز آنكه آن را در كتابش نازل و براى رسولش صلى الله علیه و آله و براى هر چیز حدى قرار داد و دلیلى كه بر آن دلالت كند، و براى آن كس كه از این حد تجاوز كند، حدى مقرر فرمود.
گشایش هشت در بهشت شیخ بهایى (رحمة الله ) در كتاب نفیسش موسوم به اربعین ، حدیثى از امام باقر (ع ) نقل كرده كه : شخصى به نام شیبه هذلى نزد پیغمبر (ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا! من پیر شده ام و سن من بالا رفته است و مرا توانایى به عمل نماز و روزه و حج و جهاد كه خود را به آنها عادت داده ام نمانده است ، پس اى رسول خدا! دستورى سبك یادم ده تا خداى مرا از آن بهره رساند. پیغمبر (ص ) فرمود: گفتارت را دوباره بازگو كن ! شیبه سه بار سخنش را بازگو كرد. رسول خدا (ص ) گفت : در گرداگرد تو درخت و كلوخى نیست مگر این كه از رحمت تو به گریه افتاد. چون نماز صبح را گزاردى ، ده بار بگو: سبحان الله العظیم و بحمده و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم كه البته خداى عزوجل تو را به گفتن آن از كورى و دیوانگى و بیمارى خوره و تنگدستى و نادارى و رنج پیرى نگاه مى دارد. شیبه مى گفت : اى رسول خدا! این از براى دنیاى من است ، از براى آخرت چه باید كرد؟ رسول خدا (ص ) فرمود: بعد از هر نماز مى گویى : اللهم اهدنى من عندك ، و اءفض على من فضلك ، وانشر على من رحمتك و اءنزل على من بركاتك . شیبه این كلمات را بگرفت و برفت . پس رسول خدا (ص ) فرمود: اگر بدین دستور عمل كند و به عمد آن را ترك نگوید، دهاى هشتگانه بهشت به رویش گشوده شود، از هر كدام كه خواهد داخل بهشت شود.
شیخ بهایى (رحمة الله ) در كتاب نفیسش موسوم به اربعین ، حدیثى از امام باقر (ع ) نقل كرده كه : شخصى به نام شیبه هذلى نزد پیغمبر (ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا! من پیر شده ام و سن من بالا رفته است و مرا توانایى به عمل نماز و روزه و حج و جهاد كه خود را به آنها عادت داده ام نمانده است ، پس اى رسول خدا! دستورى سبك یادم ده تا خداى مرا از آن بهره رساند. پیغمبر (ص ) فرمود: گفتارت را دوباره بازگو كن ! شیبه سه بار سخنش را بازگو كرد. رسول خدا (ص ) گفت : در گرداگرد تو درخت و كلوخى نیست مگر این كه از رحمت تو به گریه افتاد. چون نماز صبح را گزاردى ، ده بار بگو: سبحان الله العظیم و بحمده و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم كه البته خداى عزوجل تو را به گفتن آن از كورى و دیوانگى و بیمارى خوره و تنگدستى و نادارى و رنج پیرى نگاه مى دارد. شیبه مى گفت : اى رسول خدا! این از براى دنیاى من است ، از براى آخرت چه باید كرد؟ رسول خدا (ص ) فرمود: بعد از هر نماز مى گویى : اللهم اهدنى من عندك ، و اءفض على من فضلك ، وانشر على من رحمتك و اءنزل على من بركاتك . شیبه این كلمات را بگرفت و برفت . پس رسول خدا (ص ) فرمود: اگر بدین دستور عمل كند و به عمد آن را ترك نگوید، دهاى هشتگانه بهشت به رویش گشوده شود، از هر كدام كه خواهد داخل بهشت شود.
صاحب این قبر دروغگوست !
نقل كرده اند بهلول چوبى را بلند كرده بود و بر قبرها مى زد، گفتند: چرا چنین مى كنى ؟ مى گفت : صاحب این قبر دروغگوست ، چون تا وقتى در دنیا بود دایم مى گفت : باغ من ، خانه من ، ماشین من و... ولى حالا همه را گذاشته و رفته است و هیچ یك از آن ها، مال او نیست !!
سزاوار گریه كیست ؟
باید به آنانى كه بر غم و اندوه باطنى خود و هر چیزى دیگر مى گریند، گفته شود كه شایسته است بیشتر بر كسى كه از نفس خود غافل است و در شهوات حقیر و پست و فرومایه اى كه او را به بدبختى و گمراهى مى كشانند فرو رفته است ، گریه و زارى كنند. شهوات و امیالى كه طبع او را به طبع بهایم مایل مى گردانند و از او بخواهند كه به این امر شریف اشتغال جوید و خالصانه به آن پرداخته ، تا توان دارد به تزكیه و پالایش خود اقدام نماید. چه پاكى و طهر حقیقى ، پاكى نفس است ؛ نه پاكى ظاهرى و جسمانى . از این رو شخص عالم و حكیم میرزا، كه خداى خود را عبدى فرمانبردار بوده ، ولى بدنش به بوى بد آلوده است ؛ حتى در نظر جاهلان نیز، از نادانى كه ظاهر خود را به مشك و عنبر معطر نموده است ، بهتر است از فضیلت شخص متعبد كه از دنیا و لذات دنى آن احتراز مى جوید، این است كه همه جاهلان و نابخردان ، و بزرگوارى اش اعتراف دارند و بدو احترام مى گذارند و شادمان مى گردند خطاى شان را بدانان ، تذكر دهد؛ جز آن كس كه خود را مسخره كرده باشد. پس اى انسان جاهل ! آیا نمى دانى كه اقامتت در این عالم همچو لحظه اى ، سپرى خواهد شد،و آن گاه به عالم حقیقى خواهى رفت و در آن جا، جاودانه خواهى ماند؟!.
پندى به خویشتن
حبیبم ! حسنا! خردمند پرهیزگار از مرگ هراس ندارد، مرگ او را زیان نرساند بلكه سود دهد، گویم كه نمرد زنده تر شد! حكیمان گفته اند كه : اگر نفس را مشغول ندارى ، او تو را به خود مشغول مى كند. مى گفتند: روح از پر خوردن جسم مى شود و جسم از كم خوردن روح مى گردد.
هر توبه برابر و بازگشت است ؟
علامه ، سید محمد حسین طباطبایى (ره ) درباره توبه مى فرماید: توبه در لغت به معناى بازگشت است ، و توبه از بنده ، برگشت اوست به سوى پروردگارش با پشیمانى و بازگشت از سرپیچى ، و از جانب خداوند نیز توفیق وى به توبه یا آمرزش گناه او، مكرر گفته شد كه هر توبه از بنده به سوى خدا، مساوى با دو برگشت خداوند به سوى بنده مى باشد - به حسب بیان قرآن - زیرا توبه یك عمل پسندیده اى است كه محتاج به نیروست و نیرو دهنده هم خداست . پس توفیق كار خیر را اول خداوند عنایت مى كند تا بنده قادر به توبه مى شود و از گناه خود بر مى گردد، و سپس وقتى موفق به توبه شد، محتاج تطهیر از آلودگى گناهان و آمرزش است ؛ آنجا كه نیز بار دیگر مشمول عنایت و رحمت و آمرزش خدا قرار مى گیرد. این دو عنایت برگشت خدا، همان دو توبه اى هستند كه توبه بنده را در میان گرفته اند. قرآن مى فرماید: ثم تاب علیهم لیتوبوا و این نیز توبه دومى است ، و در میان این دو، توبه بنده قرار مى گیرد