7- آزادى انسان ها
قال على (علیه السلام):
«اَیُّهَا النّاسُ اِنَّ آدَمَ لَمْ یَلِدْ عَبْداً وَ لا اَمَةً وَ اِنَّ النّاسَ كُلُّهُمْ اَحْرارٌ»;
«اى مردم! از حضرت آدم (علیه السلام) غلام و كنیزى خلق نشده، بلكه تمام مردم آزاد هستند!»(1).
شرح و تفسیر
مخاطب حضرت در این روایت تمام مردم هستند; چون گروه خاصّى را مورد خطاب قرار نداده، بلكه تمام انسان ها را مورد خطاب قرار داده است. خطاب «یا اَیُّهَا النّاسُ» در مواردى است كه جنبه حقوق بشر دارد، ولى خطاب هایى مانند «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا» جنبه حقوق اسلامى دارد. طبق این روایت، همه مردم آزادند و اساس آفرینش انسان و فرزندان آدم بر حریّت و آزادى بوده است. و اگر در جایى این اصل نقض شود، جنبه استثنایى دارد. این نكته كه مسأله آزادى انسان 1400 سال قبل توسّط اسلام مطرح شده، قابل تأمّل و دقّت است; زیرا در آن زمان حریّت یك اصل اساسى و یك ارزش شناخته نمى شد، برخلاف امروز كه ارزشى بودن آزادى یك امر بدیهى است.
اصل لزوم آزادى مطلبى روشن، بلكه از بدیهیّات است و مورد قبول همه مى باشد و همه ملّت هاى تحت سلطه براى به دست آوردن آن مبارزه مى كنند. آنچه قابل توجّه و در خور دقّت مى باشد، دو چیز است:
1ـ چرا آزادى یك ارزش است؟ اگر نباشد چه مى شود؟ و اگر باشد چه رخ مى دهد؟ متأسّفانه فلسفه آزادى چیزى است كه كمتر بدان پرداخته مى شود. فلسفه آزادى روشن است:
انسان نیروها و قابلیّت هایى دارد. در صورتى مى تواند این ها را به ثمر برساند كه مانعى بر سر راه او نباشد، بتواند آزادانه علم و دانش را فراگیرد و در مسیر تكامل پیش برود، تكامل بر دو پایه استوار است الف: استعدادهاى درونى. ب: نداشتن مانع، بنابراین فلسفه آزادى انسان، استفاده وى از استعدادها و لیاقت هاى درونى است. و روشن است كه شكوفایى استعدادهاى درونى انسان در محیطى آزاد بهتر تحقّق پیدا مى كند. رشد بوته اى كه در یك گلدان هست با بوته اى كه در یك زمین زراعتى كاشته شده قابل مقایسه نیست.
2ـ چه نوع آزادى مطلوب است؟
از آنچه در نكته اوّل گذشت روشن مى شود كه آن نوع از آزادى مطلوب است كه در مسیر تكامل انسان باشد. بنابراین این فلسفه آزادى حدود آن را تبیین مى كند، زیرا آزادى اقسامى دارد:
1ـ آزادى مطلق; این نوع آزادى فقط در دل جنگل ها و در بین حیوانات وحشى پیدا مى شود و بس. در چنین مكان هایى هر كسى هر كار بخواهد مى كند. و روشن است كه هیچ كسى مدافع چنین آزادى نیست.
2ـ آزادى در محدوده قوانین بشرى كه دائماً دست خوش تغییر و تفسیر است; كسانى كه معتقد به دین نیستند، ولى قانون را قبول دارند آزادى آن ها باید در چارچوبه قانون باشد و واضح است كه قانون تضادّى با آزادى ندارد، بلكه محافظ آن است.
3ـ آزادى در محدوده ارزش هاى الهى; آزادى پیروان مكاتب الهى در چارچوبه ارزش هاى دینى است، آن ها هرگز اجازه نمى دهند كه به نام آزادى به حریم این ارزش هاى والاى الهى و انسانى تجاوز شود.
بدیهى است نوع اوّل آزادى مطلوب هیچ بشرى نیست، و نوع دوم سرچشمه انواع مشكلات و بدبختى هاست، و تنها نوع سوم است كه مى تواند سعادت ما را تضمین كند و قبایى است كه براى قامت انسان دوخته شده است.
--------------------------------------------------------------------------------
1. میزان الحكمة، باب 779، حدیث 3556، (جلد دوم، صفحه 351).
................................................................
سلام
shine month عزیز خیلیییییی خوش اومدید...خوشحال میشیم که در این ختم قرآن ، گرمی محفلمون باشید...پس منتظر باشیم تا خانم آنشرلی عزیز از اعتکاف برگردند و جزئی هم نصیب شما شود.
یا علی