با سلام
اول از همه جون مادرتون به من جناب نگید.
دست خودم که نیست آخه اون قدیما به هر کی میگفتیم خانم یا آقا ناراحت میشد واسه همین همین لحن جناب تو گفتارمون جا افتاده ، چشم از این به بعد به شما میگید سرکار خانم آتیش !!! خوبه ؟؟؟
همون طور که گفتی آبنبات اینجا درجه یکه وسوغات اینجاست.
از نظر کرایه خوب نسبت به شهرهای بزرگتر اینجا کرایه کمتره، البته امسال کرایه ها بیشتر شده.
بعد گفتی همه چیزش متناسب بود اگه منظورت قیمت های لباس و کیف و کفشه باید بگم نسبت به مشهد یا تهران گرونتره.
اونو که میدونم مشهد یه جایی داره رفتیم اونجا خیلی ارزونتر از جاهای دیگه میداد ! ولی بجنورد نمیخواستم زیاد در مورد بازارش صحبت بکنم چیزی نگفتم ولی اگه بخوام از اوضاع بازارش بگم ... بگذریم ولش کنید ما که عمری تو بجنورد بودیم خب بهتر میشناسیم شهر خودمونو دیگه
دیگه
بازم همونطوری که گفتی خواننده محلی که معروف شده
اون
چشمه ای که میگی رو فکر میکنم که باید دیده باشم.
میگم شما روستای بابا امان رفتید؟ نوع خونه هاشون رو دیدید دیگه؟ روی تپه ساختند یعنی مثله خونه هایی که تو کویر هستند اما در کنار کوه های سنگی ! اون چشمه هم پایین روستا هست یعنی یه محیطی نسبت بزرگ رو فرا گرفته اگه دوستان وقت کردند برند اونجا رو هم سر بزنند جای با صفایی هست ما که رفتیم بهمون خوش گذشت !
گفتی نمیدونی که چرا اول ظرفاشونو با گل میشورند و بعد با مایه ی ظرف شویی؟
حتما تا حالا توی چشمه ظرف نشوستی.البته منم تا حالا این کارو نکردما.
نه بابا خونه داییم میرفتم ، میرفتم کمک میکردم ظرفا رو براشون میشستم با همین گل و مایه ظرف شویی ولی ازشون نپرسیدم که دلیل چیه آخه اون موقع اصلا فکرمون به این چیزا گرم نبود ! تو سرمون شیطنت بود بریم سگ خونه دایی رو اذیت کنیم الاغش رو بگیریم بریم سواری ازش بگیریم با سرعت بریم و یا اینکه بریم شنا !!! البته ماهی گیری هم میرفتیم ولی ماهی هاش نسبت به اینور زیاد درشت نبودند ریز و کوچولو بودند ! هر وقتم ماهی میگرفتیم تعداد ماهی های گوشتخوار یا ماهیخوار بیشتر از ماهی های معمولی بود ! کلا وقتی که خونه داییم میرفتیم یا مینشستیم یه بازی فکری بود اونو دسته جمعی بازی میکردیم یا تا غروب بیرون با رفقایی که اونجا داشتیم و پسر داییم بیرون قدم میزدیم و میرفتیم فوتبال !
بعدش همش میگی عید و تابستون اونجا پلاسم پس چرا الان اینجا پلاس نیستی و احتمالا الان توی بابل پلاسی؟
راستش امسال هم میخواستم برم بجنورد یعنی بعد از سفر مشهد یه سری بزنم به بجنورد حال و احوال بپرسم ولی شاید شما ندونید دوستان مطلع هستند ! تو مشهد آپاندیسمون پر کشید رفت رو آسمون مجبور شدیم یه چند روزی اونجا بمونیم ، البته ما که رفتیم مشهد همه برنامه ریزی شده بود یعنی با بچه های تبیان هماهنگ بودیم که رفتیم ! این سعیدم که میبینی یواش یواش انگار آشنا در اومده ! الانم بابل پلاسم خب شهر پدریمه جایی که توش بزرگ شدمه و محلیه که بهش علاقه مندم نمیتونم به سادگی ازش دل بکنم همونطوری که به بجنورد علاقه مندم به اینجا هم علاقه مندم دوستایی دارم که نمیشه ولشون کرد و همینطور که مهر ماه دیگه باید بشینم خوب درسام رو بخونم و بعدشم دیگه تا موقع کنکور نمیام نت پس از اینجا از شما هم خداحافظی میکنم !
(به قول یه نفر آنلاکر در خدمتون هست) آنلاکر جون دستت درد نکنه داشتیم؟
چیز ، نه ، نداشتیم ولی خب چه کنیم بحث شهریه که میشناسیم باید بگیم دیگه !
با تشکر آنلاکر