به نام خدا
سلام
جناب 2066، البته من هم منظورم نظر همه بود، از جمله مدیر :D
خودمم ترجیح می دم بحث نخوابه. دارم به این فکر می کنم که بحث رو به قول شما آروم آروم پیش ببرم، یعنی مقاله ها رو با فاصله ی بیشتری بذارم که دوستان بیشتر وقت داشته باشن استفاده کنن، در عین حال بحث رو هم نمی خوابونیم..
و صحبت های خودمون رو هم کنارش داشته باشیم.
مثل صحبتی که شما فرمودید جناب 2066.
و خوب من نصف منظورتون رو گرفتم و نصفیش رو نه!
اون پدر مادرهای مهربون که به قول شما با پنبه سر می برن رو می تونم درک کنم، البته خودم تجربه ی این چنینی (یعنی با پنبه سر بریده شدن) رو ندارم، اما حس می کنم این باید شبیه به همون چیزی باشه که توی بحث "لطفاً منو دوست نداشته باشید" مطرح شد، البته منظورم قسمت هایی از رفتارهایی می شه که اون پدر و مادرها داشتند، مثل این که اجازه ندن فرزندشون هرجایی بره و این مسائل.
اما اون قسمتی که نگرفتم این بود:
چطوریه که خیلی از خانواده هایی که پدر و مادر مستبد و بداخلاق (خشن!) دارن، بچه هاشون خیلی آزاد ترند و کمتر پیش میاد تو موردی والدین با کارهاشون مخالفت کنند(والدین، خودشونو با فرزند همسو کردن)
واقعاً این طوریه؟!
پدر مادرهای به قول شما مستبد و بد اخلاق به بچه هاشون آزادی زیادی می دن؟!
من برعکسش رو فکر می کردم!
راستش این تجربه رو هم ندارم، اما درکش هم نمی کنم.
نکنه منظورتون اینه که نسبت به اون پدر مادرهای ِ زیادی مراقب، اینا یه ذره تعدیل شده تر رفتار می کنن؟ منظورتون اینه؟
خلاصه کاملاً متوجه منظورتون نشدم.
اگر خواستید توضیح بیشتری بدید.
همیشه شاکرش باشیم...