• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 2971
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه بخل و حسادت را از خودم دور کنم؟
پاسخ : براى جلوگيرى و يا مبارزه با بخل ابتدا بايد علل آن را شناخت پس به مقتضاى هر يك از آن علل چاره مناسبى انديشيد: T}الف) علل بخل:{T 1- حرص و حب دنيا. 2- عدم توكل بر خدا و غفلت از اينكه همه هستى از آن اوست و آنچه در اختيار آدمى نهاده امتحان و آزمايشى بيش نيست تا چه كسى با آن راه سعادت برگزيند و چه كسى بدان وابسته گردد و خود را به خاك هلاكت افكند. 3- غفلت از مرگ و نيازهاى اخروى انسان. T}ب ) راه درمان:{T 1- توجه به مفاسد و زيان‏هاى دنيوى و اخروى بخل از جمله اينكه از پيامبر اكرم(ص) منقول است: «بخيل دور است از خدا، دور است ازمردم، دور است از بهشت و به آتش جهنم نزديك است». V}(جامع السعادات ج 2 ص 10){V 2- بيرون راندن حب دنيا از نفس. 3- توكل بر خدا و اطمينان به اين كه تنها خداست كه در هر حال دستگير انسان است و جز او در مشكلات كارگشايى نيست. 4- ياد مرگ و احوال پس از آن و توجه به اين كه انسان با آنچه در دست دارد تا زنده است بايد ذخيره‏اى براى آخرت خود بيندوزد و باسرمايه‏هاى اين جهانى حيات ابدى خويش را آباد سازد: P}برگ عيشى به گور خويش فرست {E}كسى نيارد زپس تو پيش فرست{P 5- توجه به آثار نيكوى سخاوت چنان چه از پيامبر اكرم(ص) نقل گرديده: «سخاوت درختى اندر بهشت است كه شاخه‏هايى در دنيا دارد وهر كس بر آن شاخه‏ها چنگ زند وارد بهشت خواهد شد» V}(جامع السعادات ج 2 ص 111){V 6- عمل بر خلاف بخل يعنى كسى كه گرفتار اين صفت ناپسند است لازم است با تكلف هم كه شده در موارد مختلف اقدام به بذل وبخشش كند و بدين‏گونه با بخل درونى خويش مبارزه كند تا كم كم ريشه بخل در او خشكيده و سخى‏الطبع گردد. اما در مورد حسادت قبل از بيان راه كارهاى عملى براى حلّ اين مشكل به ذكر چند نكته مى‏پردازيم: براى بيرون راندن صفات رذيله‏اى همچون حسادت و نظاير آن ـ به خصوص وقتى در وجود فرد ريشه دوانده است ـ علاوه بر شناخت و اراده جدى، صبر و مقاومت در برابر مشكلات و سختى‏هاى درمان نيز ضرورت دارد. انتظار نداشته باشيد يك شبه به موفقيت نائل آييد. پيروزى نيازمند گذر زمان است و به تدريج به دست مى‏آيد. نبايد در راه مبارزه با اين صفت به سستى و خستگى و نااميدى دچار شويد. ريشه اصلى حسادت ضعف فكرى در نحوه تحليل امور و بدبينى است؛ يعنى فرد با نگاهى غير متقن به نظام هستى و خداى متعال، به انكار وسعت فضل و رحمت الهى مى‏پردازد و فكر مى‏كند خداوند متعال او را دوست نداشته است. همان‏طور كه در آموزه‏هاى دين ما آمدهاست، براى جبران ضعف شناختى حسود راه‏هاى متعددى وجود دارد. بخشى از اين راه‏ها عبارت است از: T}الف) توجّه به گستردگى و فراوانى نعمت‏هاى الهى:{T اگر حسود به فراوانى نعمت‏هاى الهي توجه كند و به نا محدود بودن آن ايمان آورد، بدبينى‏اش به خوش‏بينى تبديل خواهد شد؛ زمينه قناعت ورضايت به آنچه در اختيار او است، فراهم مى‏آيد و از حسادت به نعمت‏هايى كه در دست ديگران است، باز مى‏ماند بنابراين، توصيه مى‏شوددرباره نعمت‏هاى بيكران الهى مطالعه و بيش‏تر دقّت كنيد تا به باورى صحيح و شناختى عميق دست يابيد. T}ب) توجه به كمال نبودن امكانات مادّى:{T اگر حسود به اين باور دست يابد كه صرف داشتن امكانات مادى كمال نيست و نمى‏تواند انسان را به خوشبختى و سعادت حقيقى برساند، در رفع اين صفت زشت مؤثر است.توجّه داشته باشيد بدون امكانات رفاهى و مادّى فراوان نيز مى‏توان به كمال رسيد. در پرتو بردبارى و تحمل محروميت‏هاى مادّى مى‏توان به مقامات معنوى و حتى مادى دست يافت. T}ج) توجّه به موقعيت و امكانات موجود:{T اگر حسود به آنچه هم اكنون در دست دارد بينديشد و با خود محاسبه كند چه نعمت‏هاى زيادى دارم. اگر فلان نعمت را ندارم، در عوض از موقعيت‏هاى ارزشمند و توانايى‏ها واستعدادهاى ديگر بهره مى‏برم و مى‏توانم در پرتو تلاش به نعمت‏هاى ديگرى دسترسى پيدا كنم، به تدريج ريشه حسادت در درونش مى‏خشكد. بنابراين، توصيه مى‏شود درباره توانمندى‏ها و شرايط و موقعيت‏هاى بالفعل خود بيش‏تر بينديشيد. تصويرى مثبت از خود داشته باشيد و با تكيه بر آن به سوى اهداف حركت كنيد. T}د) توجّه به زيان‏هاى حسادت:{T زيان‏هاى جسمى و روانى حسادت را مى‏شناسيد و با توجّه به آن به سوى درمان گام برداشته‏ايد. بنابراين، اميد است با توجّه به اين‏كه نخستين ضربه حسادت بر روان و جسم حسود فرود مى‏آيد،در زيان‏هاى اين بيمارى بيش‏تر بينديشيد و با اين روش در تضعيف فزون‏تر آن توفيق يابيد. اكنون، با توجه به نكات و مطالب فوق، توجه شما را به راهكارهاى عملى زير جلب مى‏كنيم: 1 تمرين كنيد به حسادت خود ترتيب اثر ندهيد؛ مثلاً به جاى اين‏كه از ديگرى بدگويى كنيد، آگاهانه و با توجه كامل از او تعريف كنيد. به جاي اين‏ كه در برابر فردى تكبر ورزيد، در برابرش متواضعانه رفتار كنيد و به او احترام بگذاريد. 2 رابطه عاطفى خود را با فرد مورد حسادت خود بيش‏تر كنيد، به او محبت ورزيد و در حلّ مشكلات يارى‏اش كنيد. بدين وسيله زمينه روانى مناسبى بين او و شما پديد مى‏آيد و زمينه دوستى شما بيش‏تر فراهم مى‏شود. 3 در برابر بدگويى‏هاى ديگران درباره فرد مورد حسادت مقاومت كنيد و اجازه ندهيد ديگران درباره افراد به بدگويى و بدبينى روى آورند.بدين وسيله زمينه بروز حسادت و نگرش منفى به ديگران در ذهن از ميان خواهد رفت.
کد سوال : 2972
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه بي حالي و بي حوصلگي و يا به عبارتي تنبلي را از خود دور کنم؟
پاسخ : عوامل مختلفي همچون , نداشتن هدف , نداشتن برنامه صحيح , ضعف و سستي اراده , داشتن افكار منفي و عدم توجه به توانايي ها و استعدادهاي خويش , خودكم بيني و غيره در ايجاد كم حوصلگي نقش دارند. بنابراين براي مبارزه با اين روحيه و كاهش يا از بين بردن آن بايد با توجه به هر يك از عوامل تأثيرگذار, راه و روش مناسب و راه كار عملي خاصي را اتخاذ كرد, بدين منظور به نكات و مطالب زير توجه كنيد: 1- قبل از هر چيز با توجه به توانايي ها و استعدادهاي خويش هدفي معقول و قابل دسترسي و مطابق با شرايط و امكانات موجود براي خود ترسيم نماييد (مثلا" در ميان مدت هدف «گرفتن مدرك ليسانس در رشته ادبيات عرب»). 2- به منظور رسيدن به هدف مورد نظر از يك برنامه مدون و جدول زمان بندي شده اي استفاده كنيد. روي يك ورق كاغذ, روزهاي هفته را در يك ستون و ساعات شبانه روز را در ستوني ديگر يادداشت كرده كارهاي مختلف را - مطالعه , كلاس , استراحت , خواب , غذا خوردن , خواب , ورزش , نماز و عبادت و... - در ساعت و زمان خاصي نوشته و پس از تنظيم , آن را فراروي خود قرارداده , سعي كنيد طبق برنامه و جدول تهيه شده به انجام كارها و فعاليت هاي شبانه روزي بپردازيد. 3- توجه داشته باشيد براي اوقات فراغت خود نيز برنامه ريزي كرده و در جدول تهيه شده , وقتي را به آن اختصاص دهيد و در ساعت مقرر در طول روز يا هفته به آن بپردازيد. 4- در صورتي كه احساس مي كنيد در راه انجام فعاليت هاي مختلف ; درس و مطالعه و... سست اراده شده ايد, با خود شرط كنيد طبق برنامه تدوين شده عمل كنيد و در غير اين صورت خود را جريمه كنيد - مثلا" كمك به صندوق صدقات يا گرفتن روزه و... . 5- اگر افكار منفي و احساس ضعف و خودكم بيني باعث كم حوصلگي شما شده است , با به خاطر آوردن توانايي ها و استعدادها و موفقيت هاي گذشته خويش و توجه به نقاط قوت زندگي , يأس و نااميدي نسبت به آينده را به اميدواري و خوشبيني نسبت به آينده تبديل كنيد. 6- ياد خدا و توجه و توكل به ذات مقدس لايزال الهي و طلب كمك و ياري از او نقش مؤثري در ايجاد آرامش و اميد به آينده دارد, بنابراين ياد و توجه و توكل به خداوند را در انجام كارها فراموش نكنيد. تجربه نشان داده است، براى حل اين مشكل نمى‏توان تنها به رهنمودهاى كتبى و غيابى بسنده كرد و اين مسأله، مانند بسيارى از مشكلات روانى ديگر، به ارتباط مستمر با مشاور نيازمند است؛ ولى اجراى توصيه‏هاى زير در نابود سازى اين پديده سودمند مى‏نمايد. 1. بايد علل و عوامل ضعف اراده خويش را بشناسيد. توجّه كنيد ضعف اراده غالباً در عدم اعتماد به بينش و تفكر، عدم شناخت خويش، با ارزش تلقى نكردن خود، عدم امنيت روانى، عدم تدبير عقلانى در تشخيص امور و تميز اهم و مهم، شكست‏هاى گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محروميت، سرزنش و رنج‏هاى مستمر ريشه دارد. زدودن هر يك از اين عوامل در پرتو سرمايه گزارى و برنامه ريزى ممكن است. 2. بايد باور كنيد چون ديگر انسان‏ها از توانمندى‏هاى بسيار برخورداريد و از ديگران كم‏تر نيستيد. فراموش نكنيد نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بيش‏تر است و نبايد خود را دست كم بگيرد. تصميم خوب در پرتو تكيه بر قوت‏ها، جبران ضعف‏ها و احساس توانمندى شكل مى‏گيرد. 3. پس از مشورت با افراد ذى صلاح، با توجّه به امكانات و توانمندى‏هاى واقعى خود، براى زندگى تان برنامه ريزى كنيد و بكوشيد هرگز بى جهت از آن برنامه و نظم سر نپيچيد. اوقات استراحت و تفريح و عبادت و همه‏فعّاليّت‏ها را در اين برنامه بگنجانيد تا زمانى خالى نماند و توجّه به فرصت بيكارى شما را سمت تأخير انداختن كارها سوق ندهد. 4. بكوشيد براى هر رفتارى انگيزه‏اى قوى داشته باشيد و به ويژه از آثار مثبت تصميم‏گيرى‏ها و رفتارهاى خاصّ خويش به طور كامل آگاه شويد. 5. محيط زندگى و موقعيت كارى خود را تغيير دهيد و موانع بروز اراده و فعّاليّت را نابود سازيد؛ براى مثال در موقعيتى كه به سرزنش و متهم شدن به ناتوانى و ناپختگى مى‏انجامد، قرار نگيريد. براى تصميم‏گيرى‏ها و اقدامات خويش امنيت روانى فراهم آوريد تا بتوانيد به آرامى در برابر ديگران يا همراه آنان ابراز وجود كنيد و برجستگى فكرى و فعّاليّت به جا را از طريق تصميم آشكار سازيد. 6. هر كارى را آسان تلقى كنيد؛ زيرا در برابر اراده پولادين انسان همه سختى‏ها آسان مى‏گردد. به استقبال كارهاى به ظاهر دشوار برويد و به خود تلقين كنيد مى‏توانيد در اين امور درست تصميم بگيريد و افتخار موفقيت در انجام آن‏ها را به دست آوريد. 7. رضايت خداوند را ملاك هر رفتار و گفتار قرار دهيد و از تسليم شدن در برابر تمايلات پوچ و هواهاى نفسانى بپرهيزيد. اين تسليم شدن‏ها اراده را ضعيف و متزلزل مى‏سازد. تقوا و رعايت حرمت دستورهاى پروردگار براى آرامش روانى و تقويت نفس و اراده بسيار سودمند است. 8. مدتى برنامه ريزى و تصميمات خود را با فردى ذى صلاح در ميان بگذاريد و از وى بخواهيد مراقب باشد تا در شما دو دلى پيش نيايد و اجراى تصميمات خويش را به تأخير نيندازيد. 9. از خواب زياد، پرخورى و ديگر اسباب تنبلى و سستى اراده بپرهيزيد و نگذاريد ديگران به جاى شما تصميم بگيرند. 10. با كسانى كه روحيه و اراده قوى دارند، دوست شويد تا اراده شما نيز قوى گردد. 11. بكوشيد تصميم‏هاتان را با فردى با تجربه در ميان نهيد تا از قوت و درستى شان اطمينان يابيد. پس از مشورت با اين فرد، بر اساس تدبر و انديشه خود تصميم بگيريد و بدون از دست دادن فرصت اقدام كنيد. تصميم بايد بر تدبير و انديشه و آگاهى‏هاى لازم استوار باشد و به عمل بينجامد. تخلف از اين امر جز تلف كردن وقت، پيروى از افكار پوچ و سستى در عمل دستاوردى ندارد و فرد را با زيان‏هاى مادى و معنوى روبه رو مى‏سازد. از اين رو، امور ياد شده گناه به شمار مى‏آيد. ترديد در تصميم‏گيرى و تأخير در عمل سبب از دست رفتن منافع معنوى و مادى فراوان مى‏شود و زيان‏هاى بسيار را به ارمغان مى‏آورد. 12. تصميمات به جا و پر ارزش گذشته‏خود را به ياد آوريد و توجّه كنيد كه چون گذشته براى انجام دادن كارهاى مهم آمادگى داريد. 13. در تصميم‏ها و فعّاليّت‏هاى اسوه‏ها دقّت كنيد، در همسان سازى و الگوپذيرى جدى باشيد تا جرأت انجام كار يابيد و توان تصميم‏گيرى و اجرا در شما تقويت شود. 14. ورزش مستمر و منظم را كه در تقويت اراده بسيار مؤثر است، فراموش نكنيد. 15. با تصميم‏هاى آسان در كارهاى ساده، به تدريج خود باورى و توانمندى را در خويش پديد آوريد و راه را براى تصميم‏گيرى در امور مشكل و پيچيده هموار سازيد. 16. در موضوع مورد نظر تمركز پيدا كنيدو از اشتغالات ذهنى متعدد بپرهيزيد تا تصميم‏گيرى آسان‏تر صورت پذيرد. 17. پس از تدبير و مشورت از عواقب تصميم‏هاى خود هراسناك نباشيد و به خدا توكل كنيد. پيامدهاى تصميم‏هاتان را كه از قلمرو انديشه‏تان بيرون است و با سامان دادن احتمال‏هاى ضعيف سبب ترديد و تزلزل شما مى‏گردد، به خداوند متعال كه به بندگانش لطف و رحمت و محبت گسترده دارد، واگذاريد و به آنچه پروردگار پيش مى‏آورد، خشنود باشيد. خداوند شما را سمت صلاح و مطلوب واقعى‏تان رهنمون شود.
کد سوال : 2973
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : چرا در اسلام ازدواج دختران در سنين بلوغ توصيه شده است؟
پاسخ : 1 ـ هر حكم تكليفى داراى ملاكى خاص خود است. توضيح اينكه در علم فقه، و اصول فقه احكام تكليفى را بر پنج قسم، وجوب و حرمت و استحباب و كراهت و اباحه تقسيم مى‏كنند و ملاك حكم وجوبى را مصلحتى مى‏دانند كه به حد اعلى رسيده باشد كه ترك آن جايز نباشد، بنابراين انجام آن واجب است و ترك آن جايز نمى‏باشد. ملاك حكم حرمت مفسده‏اى سخت است كه اجازه انجام آن را نمى‏دهد و ملاك حكم استحبابى همچون وجوب مصلحتى است، با اين تفاوت كه به مرحله لزوم و در حد عالى نرسيده، به گونه‏اى كه ترك آن نيز جايز باشد، اگر چه انجام آن بهتر است. ملاك حكم كراهت نيز همانند حرمت مفسده‏اى است، با اين تفاوت كه به حد اعلى نيست كه انجام آن جايز نباشد، انجام آن جايز است اما ترك آن بهتر است. اما اباحه حكمى است كه انجام و ترك آن نزد مولى مساوى است و در هيچ يك از فعل و ترك رجحانى نيست. 2 ـ حكم ازدواج دختران در سنين بلوغ حكمى استحبابى است كه داراى مصلحتى غير لازمه مى‏باشد. يعنى ازدواج دختران در سنين بلوغ بهتر از ازدواج در سنين پس از بلوغ است. 3 ـ مصلحت و حكمت اين حكم چيست؟ در روايات به دو مورد خاص اشاره شده است: الف: توجه زنان و دختران به مردان است و با ازدواج بهنگام اين توجه فقط به شوهرانشان معطوف مى‏شود. ب: شهوت در زنان به مراتب بيشتر از مردان است، منتها به دليل حياء و صبرى كه خداوند متعال در آنها قرار داده است، آن را كمتر بروز مى‏دهند. ازدواج اين شهوت جنسى را به مجراى طبيعى خودش سوق مى‏دهد و در طرف مقابل احتمال دارد كه با جلوگيرى از ازدواج فساد در جامعه گسترش يابد. با ملاحظه اين دو حكمت روشن مى‏شود كه مصلحتى كه در جعل اين حكم قرار دارد، جلوگيرى از فساد جامعه و فساد دختران و همچنين ترويج و احترام به روحيه علاقه و توجه دختران به مردان است. به عبارت ديگر از آنجا كه دختران علاقه دارند خود را براى مردان بيارايند و اين در نهاد آنهاست و با ازدواج اين علاقه معطوف به شوهرانشان مى‏شود، بيان شده كه بهتر است دختران در سنين بلوغ ازدواج كنند تا هم نياز سرشتى دختران تأمين شود و هم از فساد جلوگيرى گردد. روحيه خودآرايى زنان و جلب توجه مردان، امرى نيست كه مخفى باشد و متأسفانه با فرهنگ برهنگى كه در غرب رواج دارد و به كشورهاى اسلامى نيز سرايت كرده است، جلوه زشتى به خود گرفته و يكى از اصلى‏ترين راههاى نفوذ فساد در جوامع گرديده است، آمار نشان داده است كه بيشترين فساد جنسى در ميان دختران نوجوان و جوان ديده مى‏شود و تجربه نيز نشان داده است كه هر جا دختران، پاك دامن و مقاومت داشته باشند، ـ كه خوشبختانه در جامعه مااكثريت قريب به اتفاق دختران را تشكيل مى‏دهند ـ پسران و مردان نمى‏توانند، فساد كنند و جامعه هم از فساد مصون است. همچنين قدرت و بهره بيشتر جنسى دختران نسبت به پسران در تحقيقات روانشناسان ثابت شده است. 4 ـ چنانچه بيان شد، حكم ازدواج دختران، حكمى استحبابى است و هر جا اين مصلحت باشد انجام آن بهتر است. اما در مواردى اين حكم تغيير مى‏كند. يعنى حكم استحباب با نگاه به خود ازدواج و بدون توجه به ويژگيهاى بيرون از آن است، اما در مواردى اين حكم عوض مى‏شود. مثلاً در جايى كه دختر بدون ازدواج يقينا به گناه مى‏افتد، ازدواج بر او واجب است. يا اگر با امر ديگرى چون تحصيل و تحقيق مواجه شد، بايد ديد كه مصلحت كدام كار بيشتر است و اگر مصلحت تحصيل بيشتر بود، طبيعتا بر ازدواج زود هنگام ترجيح داه شود. يا در جايى كه به دلايلى شهوت و اين جلب توجه به طور كلى منتفى است، ازدواج در اين سنين مكروه است يا اگر مصلحت ازدواج با ترك آن مساوى باشد و هيچ رجحانى نباشد، حكم اباحه جارى مى‏شود و حتى در جايى كه با واجبى مثل تحصيل واجب عينى (همانند اينكه بر فرض تحصيل در رشته پزشكى خاص زنان براى برخى وجوب عينى داشته باشد و ازدواج مانع آن باشد.) يا حج واجب مقابله كند، ازدواج در اين سن حرام مى‏شود. خلاصه كلام اينكه حكم استحبابى مذكور دائر مدار ملاكى خاص است كه آن دو مصلحت پيش گفته مى‏باشد و هر جا اين دو مصلحت بود، استحباب به قوت خود باقى است و اگر چنين نبود، حكم استحباب برداشته مى‏شود. تذكر اين نكته هم لازم است كه مغايرت ازدواج با ادامه تحصيل حكم عمومى نيست، چه بسيار دختران و پسران متأهلى كه در امر تحصيل موفقتر هستند. دليل اصلى مغايرت تحصيل و ازدواج در زمان ما تجملاتى است كه پيرامون ازدواج به وجود آمده و جلوى زندگى سالم دو جوان را گرفته است، وگرنه دختر و پسرى كه ازدواج كرده‏اند با آرامش بيشترى در جامعه به فعاليت و تحصيل مى‏پردازند. البته آنجا كه بين اين دو مغايرتى بود، بايد آن را كه مصلحت بيشترى دارد، انتخاب كرد.
کد سوال : 2974
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : كتاب هايي را در مورد مسائل زنان از جمله حجاب ،شخصيت و حقوق زن معرفي كنيد؟
پاسخ : ر.ك: - زن درآيينه جمال و جلال، آيت‏الله جوادى آملى، اسراء. - مسائل ازدواج و حقوق خانواده، على اكبر بابازاده، بدر. - درآمدى بر نظام شخصيت زن در اسلام، محمد رضا زيبايى‏نژاد، محمد تقى سبحانى، دارالقدر. - نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهرى، صدرا. - زن از ديدگاه اديان و مكاتب، حوزه علميه خواهران، نصايح. - روانشناسى زن در نهج‏البلاغه، - فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، حداد عادل. - حجاب در اديان، محمدى آشنانى. - فلسفه حجاب، شهيد مطهرى. - آسيب‏شناسى دينى فمينيسم، سيد حسين تقوى دهاقان، منهاج. - جريان‏شناسى دفاع از حقوق زن، ابراهيم شفيعى سروستانى، طه. - دفاع از حقوق زن، محمد حكيمى، آستان قدس رضوى.
کد سوال : 2975
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : شانس و معجزه چه رابطه اي با هم دارد و معجزه به چه دلالت مي كند؟
پاسخ : براى پاسخ به سؤال شما مطالبى طى چند بند ارائه مى‏شود: T{1- شانس چيست؟}T آيا شانس حقيقت دارد؟ شانس عموما از رويدادى تعبير مى‏شود كه علت آن معلوم نبوده و لذا وقوع آن رويداد به شانس نسبت داده مى‏شود. اگر مقصود از شانس تحقق پديده‏اى بدون علت است بى‏شك در فلسفه اسلامى و براساس دلايل قطعى عقلى مردود مى‏شود زيرا هيچ پديده‏اى (ممكن الوجود) بدون علت موجود نمى‏شود. براى مطالعه پيرامون قانون عليت نگا: 1- علامه طباطبايى، اصول فلسفه و روش رئاليسم با تعليقات شهيد مطهرى، مقاله نهم 2- محسن جوادى، درآمدى برخداشناسى فلسفى، انتشارات معارف قم، ص 48 تا 86 T{2- معجزه چيست؟}T معجزه در اصطلاح علم كلام خصوص امرى است كه بر نبوت و حقانيت يك پيامبر دلالت دارد. مثل اين كه قرآن را معجزه پيامبر(ص) مى‏دانيم. اما گاه در تعابير عرفى هر امر خارق‏العاده را معجزه مى‏ناميم يعنى امورى كه براساس علت‏هاى طبيعى قابل توجيه نيستند. براى درك دقيق معجزه در اصطلاح فلسفى كلامى نگا: 1- شهيد مطهرى، نبوت، انتشارات صدرا، ص 97 به بعد 2- مصباح يزدى، آموزش عقايد، دروس 27 و 28 3- دكتر سعيدى مهر، آموزش كلام اسلامى، قم، مؤسسه فرهنگى طه، ج 2، ص 38 به بعد T{معجزه دلالت بر چه مى‏كند؟}Tدر ديدگاه فيلسوفان و متكلمان مسلمان معجزه (اصطلاحى) دلالت يقينى بر حقانيت دعوى نبوت دارد. اما متفكران مسيحى معجزه را دليل بر وجود خدا دانسته‏اند. با توجه به بحث مفصلى كه در زمينه دلالت معجزه بر وجود خدا است مى‏توان گفت معجزه فى‏الجمله شاهدى بر ماوراء طبيعت است ولى به عنوان دليل قطعى و منطقى نمى‏توان آن را در نظر گرفت. نتيجه: بنابراين هيچ واقعه‏اى بدون علت (و صرفا از روى شانس) پديد نمى‏آيد و حادثه‏اى كه شما اشاره كرديد با توجه به اين كه از نظر علل طبيعى قابل توجيه نيست امرى خارق‏العاده است و مى‏توان شاهدى بر ماوراء طبيعت گرفت ولى اين‏گونه نيست كه اعتقاد ما به خداوند مبتنى بر چنين شواهدى باشد بلكه اعتقاد ما بر براهين عقلى و دريافت‏هاى معنوى مبتنى است. براى مطالعه براهين اثبات خدا نگا: شهيد مطهرى، توحيد، انتشارات صدرا تهران.
کد سوال : 2976
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : آيا با توجه به شرايط نامناسب جامعه مي توان پاسخگوي نيازهاي جوانان بود؟
پاسخ : در مورد قسمت اول اين سؤال بايد گفت: بحمدالله كشور ما هم از جهت منابع و امكانات مادى و هم از جهت معنوى (فرهنگ و ارزش‏هاى غنى اسلامى و ملى) داراى پتانسيل‏ها و قابليت‏هاى گسترده‏اى است كه قطعا در صورت بهره‏بردارى صحيح و كارآمد، نه تنها پاسخگوى نيازهاى جوانان كنونى بلكه نسل‏هاى آتى نيز خواهد بود. به بركت انقلاب اسلامى اقدامات مفيد و مؤثرى در جهت حل مشكلات اساسى و حركت جامعه به سوى پيشرفت و تعالى جامعه در ابعاد مختلف اقتصادى، صنعت و تكنولوژى، فرهنگى و اجتماعى و... برداشته شده است ولى متأسفانه وجود عواملى از قبيل: ساختار بد اقتصادى، مشكلات فرهنگى و اجتماعى به جا مانده از زمان قبل از انقلاب، جنگ تحميلى، رشد سريع جمعيت، محاصره‏هاى سياسى - اقتصادى دشمنان، تهاجم فرهنگى و تغيير ارزش‏هاى جامعه، وجود برخى نقاط ضعف در ساختار مديريتى كشور، درگيرى‏هاى جناحى و سياسى و... باعث شده كه هنوز شاهد برخى معضلات و مشكلات در جامعه خصوصا براى جوانان عزيز باشيم. يكى از مسائل اساسى جوانان، مسأله اشتغال است كه حل اساسى آن مى‏تواند راهگشايى براى حل بسيارى از مشكلات اساسى كشور و جوانان باشد. بر اين اساس مقام معظم رهبرى يكى از اصول پيام نوروزى خود را «اشتغال مولد و مفيد» قرار داده و قواى سه‏گانه را مأمور به رسيدگى به اين مسأله كردند. تشكيل شوراى عالى اشتغال به رياست، رئيس محترم جمهور، طرح‏هاى ضربتى اشتغال، اعطاى وام به فارغ‏التحصيلان و... از ديگر اقدامات مفيد و مؤثر در اين راستا محسوب مى‏شود. اما بايد اين واقعيت را نيز در نظر گرفت كه حل اساسى اين قبيل مشكلات نيازمند زمانى طولانى، همدلى و همكارى مسؤؤلين، پرهيز از اختلافات و درگيرى‏هاى سياسى، سرمايه‏گذارى بخش خصوصى و... مى‏باشد. اما در مورد قسمت دوم اين سؤال يعنى مسأله مهم ازدواج جوانان بايد گفت: مسأله ازدواج در شرايط حاضر، به عنوان يكى از بزرگ‏ترين معضلات جوانان ما خودنمايى مى‏كند. آنچه اين مسأله را چنين بغرنج ساخته است، ناشى از عوامل متعددى است. اين عوامل عبارت است از: الف) طولانى بودن مدت تحصيل، ب) عدم اطمينان نسبت به آينده، ج) مشكل نظام وظيفه، د) مخارج سنگين ازدواج، ه) روحيه گريز از مشكلات. براى حل مشكل، حركت‏هايى از چند سو لازم است؛ از جمله: الف) تغيير فرهنگ ازدواج، و تلاش همه جانبه در جهت آسان و كم‏خرج‏سازى آن، ب ) گسترش امكانات دولتى، از قبيل خوابگاه‏هاى متأهلين، وام ازدواج و...، ج ) درگير ساختن خانواده‏ها در جهت كمك به زوج‏هاى جوان ودر حال تحصيل، د ) گسترش خوداتكايى، مسؤوليت پذيرى و روحيه برخورد فعال با مشكلات در جوانان. در حال حاضر ترس از مشكلات، بيش از خود آنها، جوانان را از ازدواج دور مى‏سازد. واقع مطلب اين است كه در هيچ مسأله‏اى نمى‏توان نشست تا مشكلات حل شود و سپس اقدام نمود. همه پيشرفت‏ها و موفقيت‏هايى كه بشريت تاكنون به دست آورده، مرهون اقدامات انسان‏هاى ماجرا جويى است كه خود را به آب و آتش زده، و قهرمانانه از انبوه مشكلات استقبال كرده، و با عزم و پشتكار بر آن فائق آمده‏اند. به قول شاعر : P}زندگى جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو {E} نيست هنگام تأمل بى‏درنگ آماده شو{P بسيارى از جوانان همين كه ازدواج كرده‏اند و خود را ناچار به كاريابى ديده‏اند، به تلاش مضاعف پرداخته و پس از چندى ندگى خود را رو به سامان برده‏اند. برعكس كسانى هم در انتظار حل مشكلات نشسته‏اند، در حالى كه هيچ راه اميدى براى حل مشكلاتشان وجود ندارد. در حال حاضر توصيه ما به جوانانى چون شما اين است كه براى حل مشكل خود، فردى مناسب، ـ كه هم مورد علاقه شما و هم با شرايطتان سازگار باشد ـ پيدا كنيد و با توافق طرف مقابل و خانواده‏اش، او را به عقد رسمى خود درآوريد ولى زمان ازدواج را دو يا سه سال به تأخير بيندازيد. اين كار مزاياى زير را در بر دارد: 1ـ از شيرينى دوران نامزدى ـ كه دلپذيرترين دوران زندگى است ـ بهره‏مند مى‏شويد. 2ـ مخارج سنگين ازدواج بر دوش شما سنگينى نمى‏كند. 3ـ به تدريج در برخورد با مشكلات و تلاش براى حل آنها، پختگى بيشترى براى زندگى كسب مى‏كنيد. 4ـ در طى اين مدت، كم كم در جست‏وجوى كار برمى‏آييد تا بتوانيد در كنار تحصيل كارى نيز دست و پا كنيد و بدين صورت بر مشكلات اقتصادى فائق آمده، و زمينه‏هاى ازدواج را فراهم مى‏كنيد. محاسن ازدواج دانشجويى: - يافتن نقطه اتكاى روانى و روحى، - حفظ ايمان و صيانت شخص از گناهان جنسى، - سلامت محيط دانشگاه از مفاسد. مشكلات ازدواج دانشجويى: - مشكل تأمين مسكن و ضروريات زندگى، - مشغول شدن فكر به مسائل داخلى، - به وجود آمدن محدوديت‏هايى در انتخاب شغل و يا تغيير رشته و... . براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- جوانان و انتخاب همسر على اكبر مظاهرى. 2- ازدواج آسان و شيوه همسردارى محمد محمدى اشتهاردى. 3- ازدواج آسمانى على اكبر مظاهرى. 4- ازدواج پايدار كاظمى حقيقى. 5- ازدواج در اسلام مصطفى كاشفى خوانسارى. 6- ازدواج و روابط زن و مرد نجفى يزدى. 7- پيوند دو قلب يا راهنماى ازدواج مهدى پاكزاد. 8- جوانان و ازدواج - زندگى بهتر سيد احمد واحدى. 9- جوانان، ازدواج و مسايل جنسى روح اللّه‏ خالقى. 10- راهنمايى ازدواج بهزاد رحمتى.
کد سوال : 2977
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : مصداق حديث «تفريحات سالم عمر را زياد مي كند» در زمان اميرالمومنين چه بوده است؟
پاسخ : حديثى به اين مضمون نيافتيم ولى تفريح‏هاى سالم در هر زمان متناسب با شرايط آن زمان بوده است. در زمان اميرالمؤمنين هم تفريح‏هايى مانند گردش، شنا، سواركارى، كشتى و مواردى از اين دست بوده است. در مورد زندگانى حضرت على و فاطمه(س) ر.ك: - فروغ ولايت، جعفر سبحانى - تاريخ اسلام عصر امامت، مركز تحقيقات سپاه - پژوهشى عميق پيرامون زندگى على(ع)، جعفر سبحانى - بر اميرمؤمنان چه گذشت، محمد حسن موسوى كاشانى - پرتوى از بيكران علم على(ع)، محمد رضا حكيمى - زندگانى فاطمه زهرا، دكتر جعفر شهيدى - بانوى نمونه اسلام، ابراهيم امينى - كشتى پهلو گرفته، شجاعى - حضرت فاطمه، مهدى الهى - خاطر زهرا شادمانى دل پيامبر، احمد رحمانى
کد سوال : 2978
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا پدر و مادر حق بيشتري بر ما دارند يا معلم؟
پاسخ : آنچه از قرآن و فرمايشات معصومين به دست مى‏آيد اين است كه بعد از توحيد و ايمان به خداوند متعال، اداى حقوق والدين، بالاترين وظيفه و تكليف يك انسان است. 1- A}و اذ اخذنا ميثاق بنى‏اسرائيل لا تعبدون الا الله و بالوالدين احسانا...M}{Aبه ياد بياور زمانى را كه از بنى‏اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و به پدر و مادر نيكى نماييد...{M(V}بقره، آيه 83{V). 2 A}واعبدوا الله ولا تشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا...M}{Aو خدا را بپرستيد و كسى را شريك او قرار مدهيد و به پدر ومادر نيكى كنيد...{M(V}نساء، آيه 36{V). نخست مردم را دعوت به عبادت و بندگى پروردگار و ترك شرك نموده، سپس اشاره به حق والدين مى‏نمايد كه نسبت به ايشان نيكى كنيد، بنابراين ترك حقوق پدر و مادر هم دوش شرك به خداست. در آياتى ديگر همچون سوره بقره، آيه 215 / سوره انعام، آيه 151 و سوره اسراء، آيات 23 و 24 و در چند مورد ديگر خداوند دستور مى‏دهد كه نسبت به پدر و مادر نيكى كنيد، در حق ايشان انفاق نماييد و بدانيد مقدم‏ترين خير و نيكى بايد نسبت به پدر و مادر باشد و در انتها از ايشان اطاعت و پيروى كنيد (مگر شما را دعوت به كفر و الحاد نمايند كه در اين صورت پيروى از ايشان لازم نيست). در بررسى ديگرى در آ يات و روايات پى مى‏بريم كه حتى اگر پدر و مادر كافر باشند رعايت احترامشان لازم است، اما در مراعات حقوق والدين، مادر حق بيشترى دارد. امام باقر(ع) فرمود: حضرت موسى به هزار و پانصد كلمه مناجات كرد، عرض كرد خدايا مرا موعظه كن. فرمود: به خودم سفارشت مى‏كنم تا سه بار [يعنى پرهيزگارى پيشه كن] و بار ديگر عرض كرد پندم ده، فرمود: به مادرت احسان كن. دوباره فرمود و در آخرين كلمه اين بود: H}ان رضاها رضاى و غضبها غضبىM}{Hرضاى مادر رضاى من است و غضبش موجب غضب من مى‏شود{M(V}مستدرك الوسائل، ج 15، باب 70، ح 50{V). پس بعد از توحيد و نفى شرك، احترام به والدين بالاترين حقى است كه بر گردن همه ما مى‏باشد.
کد سوال : 2979
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اگر شخصي خواب يکي از امامان را ببيند آيا گناهان او بخشيده مي شود؟
پاسخ : آنچه درباره خواب مى‏توانيم به دست آوريم اين است كه خواب به تنهايى نمى‏تواند حجت و محل اعتبار باشد. انسانى كه عاقل، بالغ و مسلمان است با استفاده از دو ويژگى آگاهى و بينش، قدرت تصميم‏گيرى و اختيار مى‏تواند به سعادت و رستگارى برسد. راه رسيدن به سعادت و فلاح، ايمان و عمل صالح و پرهيز از گناهان و نواهى خداوند است. حال اگر فردى مرتكب خطاها و گناهانى شد، موظف است از اعمال زشت خود توبه نمايد: A}الا من تاب و ءامن و عمل عملاً صالحا فاولئك يبدل الله سيّئاتهم حسنات و كان الله غفورا رحيما{A بندگان خداوند شرك نمى‏ورزند و مرتكب قتل نفس و زنا نمى‏شوند (چون) هر كس چنين اعمالى را مرتكب شود كيفر اعمالش را خواهد ديد و عذابش در قيامت مضاعف مى‏شود و با ذلت در دوزخ مخلد مى‏گردد مگر كسى توبه كند و ايمان آورده و اعمال شايسته انجام دهد كه در اين صورت خداوند گناهان و خطاهايش را به نيكى‏ها تبديل مى‏نمايد، به درستى كه خداوند آمرزنده و مهربان استV}فرقان، آيه 70{V). پس اگر شخص گناهكار توبه نمايد، اميد بخشودگى دارد ولى اگر توبه نكند معذب خواهد بود و عقوبت خواهد ديد. اما خواب ديدن يكى از امامان ممكن است معنى اين را برساند كه شخص انگيزه پيدا كند تا در حال حيات و مدت باقيمانده زندگى، جبران گذشته خود را بنمايد. يعنى توبه كند و اعمال خوب انجام دهد. مثلاً اگر شخص گنهكارى خواب امامى را ببيند، شايد اين خواب راهنمايى براى توبه و جبران گناهان باشد، پس اگر شخص در عمر باقيمانده موفق به توبه شود، آنگاه گناهانش آمرزيده مى‏شود و الا خواب ديدن به تنهايى نمى‏تواند وسيله آمرزش گناهان باشد و در آيات قرآن و روايات معصومين در اين زمينه كه ممكن است خواب ديدن وسيله مغفرت شود، چيزى وجود ندارد.
کد سوال : 2980
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : فضيلت اعتکاف چيست و چرا فقط در روزهايي خاص از ماه رجب معتکف مي شوند؟
پاسخ : الف) اعتكاف، عبارت است از ماندن در مسجد به قصد بندگى و عبادت و لازم نيست نيت عبادت ديگرى غير از ماندن در مسجد به آن ضميمه شود. اصل اعتكاف مستحب است؛ اما به خاطر نذر، قسم يا عهد و يا اجير شدن براى ديگرى، واجب مى‏شود. همين‏طور براى كسى كه دو روز معتكف شده، روز سوم واجب مى‏گردد و اعتكاف اثر عميقى در تصفيه روح و توجه مخصوص به پروردگار دارد. در حقيقت براى پرورش روح تقوا و خويشتن‏دارى، خودشناسى و خداشناسى و ملكه پرهيز از گناه و احساس مسؤوليت در برابر وظايف انسان‏ها است و در فضيلت آن آمده است كه ثواب اعتكاف، انجام دادن و معتكف شدن برابر با دو حج و دو عمره مى‏باشد(V}سفينة‏البحار، ج 6، ص 334 - وسائل‏الشيعه، ج 7، ص 413، انتشارات مكتبة‏الاسلامى{V). ب ) در هر زمانى كه روزه گرفتن صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است؛ ولى با فضيلت‏ترين زمان آن ماه رمضان، مخصوصا ده روز آخر آن ماه است. ج ) اعتكاف چند شرط دارد: 1- عقل، 2- نيت، 3- روزه گرفتن، 4- كمتر از سه روز نباشد، 5- در يكى از مساجد چهارگانه (مسجدالحرام، مسجدالنبى(مدينه)، مسجد كوفه، مسجد بصره) باشد و در غير اين چهار مسجد، بنا بر نظر امام اعتكاف اشكال دارد. اما در مسجد جامع هر شهر هم به اميد ثواب مى‏توان معتكف شد، 6- زن در صورتى مى‏تواند معتكف شود كه با حقوق شوهر منافات نداشته باشد و شوهر به او اذن بدهد. اعتكاف فرزندان هم اگر باعث اذيت پدر و مادر شود، جايز نيست؛ اما اگر باعث اذيت نشود اذن لازم نمى‏باشد. 7- بدون عذر شرعى و عمدا از مسجد (در مدت اعتكاف) خارج نشود، 8- بلوغ در اعتكاف شرط نيست، ازاين‏رو از بچه مميز (كه خوب و بد را تميز مى‏دهد) نيز صحيح است. چند چيز بر معتكف حرام است: 1- اعمال زناشويى با همسر (حتى لمس و بوسيدن و نگاه شهوت‏آميز كردن)، 2- استمنا، 3- بوييدن مشك و ريحان و چيزهاى معطر، 4- خريد و فروش و معاملات، 5- جدال و گفت‏وگو در امور دنيا با مسائل دينى اگر براى شكستن طرف مقابل باشد؛ اما اگر گفت‏وگو براى فهميدن يك مسأله علمى باشد اشكال ندارد، (تحريرالوسيله، ج 1، ص 554). دانشجويان و كسانى كه در شهرهاى ديگر هستند، مى‏توانند در مسجد جامع آن شهر به قصد ثواب معتكف شوند، V}(استفتاآت امام خمينى).{V البته شما بايد به فتواى مرجع تقليدى كه از او تقليد مى‏كنيد مراجعه نماييد.