کد سوال : 2971
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه بخل و حسادت را از خودم دور کنم؟
پاسخ : براى جلوگيرى و يا مبارزه با بخل ابتدا بايد علل آن را شناخت پس به مقتضاى هر يك از آن علل چاره مناسبى انديشيد:
T}الف) علل بخل:{T
1- حرص و حب دنيا.
2- عدم توكل بر خدا و غفلت از اينكه همه هستى از آن اوست و آنچه در اختيار آدمى نهاده امتحان و آزمايشى بيش نيست تا چه كسى با آن راه سعادت برگزيند و چه كسى بدان وابسته گردد و خود را به خاك هلاكت افكند.
3- غفلت از مرگ و نيازهاى اخروى انسان.
T}ب ) راه درمان:{T
1- توجه به مفاسد و زيانهاى دنيوى و اخروى بخل از جمله اينكه از پيامبر اكرم(ص) منقول است: «بخيل دور است از خدا، دور است ازمردم، دور است از بهشت و به آتش جهنم نزديك است». V}(جامع السعادات ج 2 ص 10){V
2- بيرون راندن حب دنيا از نفس.
3- توكل بر خدا و اطمينان به اين كه تنها خداست كه در هر حال دستگير انسان است و جز او در مشكلات كارگشايى نيست.
4- ياد مرگ و احوال پس از آن و توجه به اين كه انسان با آنچه در دست دارد تا زنده است بايد ذخيرهاى براى آخرت خود بيندوزد و باسرمايههاى اين جهانى حيات ابدى خويش را آباد سازد:
P}برگ عيشى به گور خويش فرست {E}كسى نيارد زپس تو پيش فرست{P
5- توجه به آثار نيكوى سخاوت چنان چه از پيامبر اكرم(ص) نقل گرديده: «سخاوت درختى اندر بهشت است كه شاخههايى در دنيا دارد وهر كس بر آن شاخهها چنگ زند وارد بهشت خواهد شد» V}(جامع السعادات ج 2 ص 111){V
6- عمل بر خلاف بخل يعنى كسى كه گرفتار اين صفت ناپسند است لازم است با تكلف هم كه شده در موارد مختلف اقدام به بذل وبخشش كند و بدينگونه با بخل درونى خويش مبارزه كند تا كم كم ريشه بخل در او خشكيده و سخىالطبع گردد.
اما در مورد حسادت قبل از بيان راه كارهاى عملى براى حلّ اين مشكل به ذكر چند نكته مىپردازيم:
براى بيرون راندن صفات رذيلهاى همچون حسادت و نظاير آن ـ به خصوص وقتى در وجود فرد ريشه دوانده است ـ علاوه بر شناخت و اراده جدى، صبر و مقاومت در برابر مشكلات و سختىهاى درمان نيز ضرورت دارد. انتظار نداشته باشيد يك شبه به موفقيت نائل آييد. پيروزى نيازمند گذر زمان است و به تدريج به دست مىآيد. نبايد در راه مبارزه با اين صفت به سستى و خستگى و نااميدى دچار شويد.
ريشه اصلى حسادت ضعف فكرى در نحوه تحليل امور و بدبينى است؛ يعنى فرد با نگاهى غير متقن به نظام هستى و خداى متعال، به انكار وسعت فضل و رحمت الهى مىپردازد و فكر مىكند خداوند متعال او را دوست نداشته است. همانطور كه در آموزههاى دين ما آمدهاست، براى جبران ضعف شناختى حسود راههاى متعددى وجود دارد. بخشى از اين راهها عبارت است از:
T}الف) توجّه به گستردگى و فراوانى نعمتهاى الهى:{T
اگر حسود به فراوانى نعمتهاى الهي توجه كند و به نا محدود بودن آن ايمان آورد، بدبينىاش به خوشبينى تبديل خواهد شد؛ زمينه قناعت ورضايت به آنچه در اختيار او است، فراهم مىآيد و از حسادت به نعمتهايى كه در دست ديگران است، باز مىماند بنابراين، توصيه مىشوددرباره نعمتهاى بيكران الهى مطالعه و بيشتر دقّت كنيد تا به باورى صحيح و شناختى عميق دست يابيد.
T}ب) توجه به كمال نبودن امكانات مادّى:{T
اگر حسود به اين باور دست يابد كه صرف داشتن امكانات مادى كمال نيست و نمىتواند انسان را به خوشبختى و سعادت حقيقى برساند، در رفع اين صفت زشت مؤثر است.توجّه داشته باشيد بدون امكانات رفاهى و مادّى فراوان نيز مىتوان به كمال رسيد. در پرتو بردبارى و تحمل محروميتهاى مادّى مىتوان به مقامات معنوى و حتى مادى دست يافت.
T}ج) توجّه به موقعيت و امكانات موجود:{T
اگر حسود به آنچه هم اكنون در دست دارد بينديشد و با خود محاسبه كند چه نعمتهاى زيادى دارم. اگر فلان نعمت را ندارم، در عوض از موقعيتهاى ارزشمند و توانايىها واستعدادهاى ديگر بهره مىبرم و مىتوانم در پرتو تلاش به نعمتهاى ديگرى دسترسى پيدا كنم، به تدريج ريشه حسادت در درونش مىخشكد.
بنابراين، توصيه مىشود درباره توانمندىها و شرايط و موقعيتهاى بالفعل خود بيشتر بينديشيد. تصويرى مثبت از خود داشته باشيد و با تكيه بر آن به سوى اهداف حركت كنيد.
T}د) توجّه به زيانهاى حسادت:{T
زيانهاى جسمى و روانى حسادت را مىشناسيد و با توجّه به آن به سوى درمان گام برداشتهايد. بنابراين، اميد است با توجّه به اينكه نخستين ضربه حسادت بر روان و جسم حسود فرود مىآيد،در زيانهاى اين بيمارى بيشتر بينديشيد و با اين روش در تضعيف فزونتر آن توفيق يابيد.
اكنون، با توجه به نكات و مطالب فوق، توجه شما را به راهكارهاى عملى زير جلب مىكنيم:
1 تمرين كنيد به حسادت خود ترتيب اثر ندهيد؛ مثلاً به جاى اينكه از ديگرى بدگويى كنيد، آگاهانه و با توجه كامل از او تعريف كنيد. به جاي اين كه در برابر فردى تكبر ورزيد، در برابرش متواضعانه رفتار كنيد و به او احترام بگذاريد.
2 رابطه عاطفى خود را با فرد مورد حسادت خود بيشتر كنيد، به او محبت ورزيد و در حلّ مشكلات يارىاش كنيد. بدين وسيله زمينه روانى مناسبى بين او و شما پديد مىآيد و زمينه دوستى شما بيشتر فراهم مىشود.
3 در برابر بدگويىهاى ديگران درباره فرد مورد حسادت مقاومت كنيد و اجازه ندهيد ديگران درباره افراد به بدگويى و بدبينى روى آورند.بدين وسيله زمينه بروز حسادت و نگرش منفى به ديگران در ذهن از ميان خواهد رفت.
کد سوال : 2972
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه بي حالي و بي حوصلگي و يا به عبارتي تنبلي را از خود دور کنم؟
پاسخ : عوامل مختلفي همچون , نداشتن هدف , نداشتن برنامه صحيح , ضعف و سستي اراده , داشتن افكار منفي و عدم توجه به توانايي ها و استعدادهاي خويش , خودكم بيني و غيره در ايجاد كم حوصلگي نقش دارند. بنابراين براي مبارزه با اين روحيه و كاهش يا از بين بردن آن بايد با توجه به هر يك از عوامل تأثيرگذار, راه و روش مناسب و راه كار عملي خاصي را اتخاذ كرد, بدين منظور به نكات و مطالب زير توجه كنيد:
1- قبل از هر چيز با توجه به توانايي ها و استعدادهاي خويش هدفي معقول و قابل دسترسي و مطابق با شرايط و امكانات موجود براي خود ترسيم نماييد (مثلا" در ميان مدت هدف «گرفتن مدرك ليسانس در رشته ادبيات عرب»).
2- به منظور رسيدن به هدف مورد نظر از يك برنامه مدون و جدول زمان بندي شده اي استفاده كنيد. روي يك ورق كاغذ, روزهاي هفته را در يك ستون و ساعات شبانه روز را در ستوني ديگر يادداشت كرده كارهاي مختلف را - مطالعه , كلاس , استراحت , خواب , غذا خوردن , خواب , ورزش , نماز و عبادت و... - در ساعت و زمان خاصي نوشته و پس از تنظيم , آن را فراروي خود قرارداده , سعي كنيد طبق برنامه و جدول تهيه شده به انجام كارها و فعاليت هاي شبانه روزي بپردازيد.
3- توجه داشته باشيد براي اوقات فراغت خود نيز برنامه ريزي كرده و در جدول تهيه شده , وقتي را به آن اختصاص دهيد و در ساعت مقرر در طول روز يا هفته به آن بپردازيد.
4- در صورتي كه احساس مي كنيد در راه انجام فعاليت هاي مختلف ; درس و مطالعه و... سست اراده شده ايد, با خود شرط كنيد طبق برنامه تدوين شده عمل كنيد و در غير اين صورت خود را جريمه كنيد - مثلا" كمك به صندوق صدقات يا گرفتن روزه و... .
5- اگر افكار منفي و احساس ضعف و خودكم بيني باعث كم حوصلگي شما شده است , با به خاطر آوردن توانايي ها و استعدادها و موفقيت هاي گذشته خويش و توجه به نقاط قوت زندگي , يأس و نااميدي نسبت به آينده را به اميدواري و خوشبيني نسبت به آينده تبديل كنيد.
6- ياد خدا و توجه و توكل به ذات مقدس لايزال الهي و طلب كمك و ياري از او نقش مؤثري در ايجاد آرامش و اميد به آينده دارد, بنابراين ياد و توجه و توكل به خداوند را در انجام كارها فراموش نكنيد.
تجربه نشان داده است، براى حل اين مشكل نمىتوان تنها به رهنمودهاى كتبى و غيابى بسنده كرد و اين مسأله، مانند بسيارى از مشكلات روانى ديگر، به ارتباط مستمر با مشاور نيازمند است؛ ولى اجراى توصيههاى زير در نابود سازى اين پديده سودمند مىنمايد.
1. بايد علل و عوامل ضعف اراده خويش را بشناسيد. توجّه كنيد ضعف اراده غالباً در عدم اعتماد به بينش و تفكر، عدم شناخت خويش، با ارزش تلقى نكردن خود، عدم امنيت روانى، عدم تدبير عقلانى در تشخيص امور و تميز اهم و مهم، شكستهاى گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محروميت، سرزنش و رنجهاى مستمر ريشه دارد. زدودن هر يك از اين عوامل در پرتو سرمايه گزارى و برنامه ريزى ممكن است.
2. بايد باور كنيد چون ديگر انسانها از توانمندىهاى بسيار برخورداريد و از ديگران كمتر نيستيد. فراموش نكنيد نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بيشتر است و نبايد خود را دست كم بگيرد. تصميم خوب در پرتو تكيه بر قوتها، جبران ضعفها و احساس توانمندى شكل مىگيرد.
3. پس از مشورت با افراد ذى صلاح، با توجّه به امكانات و توانمندىهاى واقعى خود، براى زندگى تان برنامه ريزى كنيد و بكوشيد هرگز بى جهت از آن برنامه و نظم سر نپيچيد. اوقات استراحت و تفريح و عبادت و همهفعّاليّتها را در اين برنامه بگنجانيد تا زمانى خالى نماند و توجّه به فرصت بيكارى شما را سمت تأخير انداختن كارها سوق ندهد.
4. بكوشيد براى هر رفتارى انگيزهاى قوى داشته باشيد و به ويژه از آثار مثبت تصميمگيرىها و رفتارهاى خاصّ خويش به طور كامل آگاه شويد.
5. محيط زندگى و موقعيت كارى خود را تغيير دهيد و موانع بروز اراده و فعّاليّت را نابود سازيد؛ براى مثال در موقعيتى كه به سرزنش و متهم شدن به ناتوانى و ناپختگى مىانجامد، قرار نگيريد. براى تصميمگيرىها و اقدامات خويش امنيت روانى فراهم آوريد تا بتوانيد به آرامى در برابر ديگران يا همراه آنان ابراز وجود كنيد و برجستگى فكرى و فعّاليّت به جا را از طريق تصميم آشكار سازيد.
6. هر كارى را آسان تلقى كنيد؛ زيرا در برابر اراده پولادين انسان همه سختىها آسان مىگردد. به استقبال كارهاى به ظاهر دشوار برويد و به خود تلقين كنيد مىتوانيد در اين امور درست تصميم بگيريد و افتخار موفقيت در انجام آنها را به دست آوريد.
7. رضايت خداوند را ملاك هر رفتار و گفتار قرار دهيد و از تسليم شدن در برابر تمايلات پوچ و هواهاى نفسانى بپرهيزيد. اين تسليم شدنها اراده را ضعيف و متزلزل مىسازد. تقوا و رعايت حرمت دستورهاى پروردگار براى آرامش روانى و تقويت نفس و اراده بسيار سودمند است.
8. مدتى برنامه ريزى و تصميمات خود را با فردى ذى صلاح در ميان بگذاريد و از وى بخواهيد مراقب باشد تا در شما دو دلى پيش نيايد و اجراى تصميمات خويش را به تأخير نيندازيد.
9. از خواب زياد، پرخورى و ديگر اسباب تنبلى و سستى اراده بپرهيزيد و نگذاريد ديگران به جاى شما تصميم بگيرند.
10. با كسانى كه روحيه و اراده قوى دارند، دوست شويد تا اراده شما نيز قوى گردد.
11. بكوشيد تصميمهاتان را با فردى با تجربه در ميان نهيد تا از قوت و درستى شان اطمينان يابيد. پس از مشورت با اين فرد، بر اساس تدبر و انديشه خود تصميم بگيريد و بدون از دست دادن فرصت اقدام كنيد.
تصميم بايد بر تدبير و انديشه و آگاهىهاى لازم استوار باشد و به عمل بينجامد. تخلف از اين امر جز تلف كردن وقت، پيروى از افكار پوچ و سستى در عمل دستاوردى ندارد و فرد را با زيانهاى مادى و معنوى روبه رو مىسازد. از اين رو، امور ياد شده گناه به شمار مىآيد.
ترديد در تصميمگيرى و تأخير در عمل سبب از دست رفتن منافع معنوى و مادى فراوان مىشود و زيانهاى بسيار را به ارمغان مىآورد.
12. تصميمات به جا و پر ارزش گذشتهخود را به ياد آوريد و توجّه كنيد كه چون گذشته براى انجام دادن كارهاى مهم آمادگى داريد.
13. در تصميمها و فعّاليّتهاى اسوهها دقّت كنيد، در همسان سازى و الگوپذيرى جدى باشيد تا جرأت انجام كار يابيد و توان تصميمگيرى و اجرا در شما تقويت شود.
14. ورزش مستمر و منظم را كه در تقويت اراده بسيار مؤثر است، فراموش نكنيد.
15. با تصميمهاى آسان در كارهاى ساده، به تدريج خود باورى و توانمندى را در خويش پديد آوريد و راه را براى تصميمگيرى در امور مشكل و پيچيده هموار سازيد.
16. در موضوع مورد نظر تمركز پيدا كنيدو از اشتغالات ذهنى متعدد بپرهيزيد تا تصميمگيرى آسانتر صورت پذيرد.
17. پس از تدبير و مشورت از عواقب تصميمهاى خود هراسناك نباشيد و به خدا توكل كنيد. پيامدهاى تصميمهاتان را كه از قلمرو انديشهتان بيرون است و با سامان دادن احتمالهاى ضعيف سبب ترديد و تزلزل شما مىگردد، به خداوند متعال كه به بندگانش لطف و رحمت و محبت گسترده دارد، واگذاريد و به آنچه پروردگار پيش مىآورد، خشنود باشيد. خداوند شما را سمت صلاح و مطلوب واقعىتان رهنمون شود.
کد سوال : 2973
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : چرا در اسلام ازدواج دختران در سنين بلوغ توصيه شده است؟
پاسخ : 1 ـ هر حكم تكليفى داراى ملاكى خاص خود است. توضيح اينكه در علم فقه، و اصول فقه احكام تكليفى را بر پنج قسم، وجوب و حرمت و استحباب و كراهت و اباحه تقسيم مىكنند و ملاك حكم وجوبى را مصلحتى مىدانند كه به حد اعلى رسيده باشد كه ترك آن جايز نباشد، بنابراين انجام آن واجب است و ترك آن جايز نمىباشد. ملاك حكم حرمت مفسدهاى سخت است كه اجازه انجام آن را نمىدهد و ملاك حكم استحبابى همچون وجوب مصلحتى است، با اين تفاوت كه به مرحله لزوم و در حد عالى نرسيده، به گونهاى كه ترك آن نيز جايز باشد، اگر چه انجام آن بهتر است. ملاك حكم كراهت نيز همانند حرمت مفسدهاى است، با اين تفاوت كه به حد اعلى نيست كه انجام آن جايز نباشد، انجام آن جايز است اما ترك آن بهتر است. اما اباحه حكمى است كه انجام و ترك آن نزد مولى مساوى است و در هيچ يك از فعل و ترك رجحانى نيست.
2 ـ حكم ازدواج دختران در سنين بلوغ حكمى استحبابى است كه داراى مصلحتى غير لازمه مىباشد. يعنى ازدواج دختران در سنين بلوغ بهتر از ازدواج در سنين پس از بلوغ است.
3 ـ مصلحت و حكمت اين حكم چيست؟ در روايات به دو مورد خاص اشاره شده است:
الف: توجه زنان و دختران به مردان است و با ازدواج بهنگام اين توجه فقط به شوهرانشان معطوف مىشود.
ب: شهوت در زنان به مراتب بيشتر از مردان است، منتها به دليل حياء و صبرى كه خداوند متعال در آنها قرار داده است، آن را كمتر بروز مىدهند. ازدواج اين شهوت جنسى را به مجراى طبيعى خودش سوق مىدهد و در طرف مقابل احتمال دارد كه با جلوگيرى از ازدواج فساد در جامعه گسترش يابد.
با ملاحظه اين دو حكمت روشن مىشود كه مصلحتى كه در جعل اين حكم قرار دارد، جلوگيرى از فساد جامعه و فساد دختران و همچنين ترويج و احترام به روحيه علاقه و توجه دختران به مردان است. به عبارت ديگر از آنجا كه دختران علاقه دارند خود را براى مردان بيارايند و اين در نهاد آنهاست و با ازدواج اين علاقه معطوف به شوهرانشان مىشود، بيان شده كه بهتر است دختران در سنين بلوغ ازدواج كنند تا هم نياز سرشتى دختران تأمين شود و هم از فساد جلوگيرى گردد. روحيه خودآرايى زنان و جلب توجه مردان، امرى نيست كه مخفى باشد و متأسفانه با فرهنگ برهنگى كه در غرب رواج دارد و به كشورهاى اسلامى نيز سرايت كرده است، جلوه زشتى به خود گرفته و يكى از اصلىترين راههاى نفوذ فساد در جوامع گرديده است، آمار نشان داده است كه بيشترين فساد جنسى در ميان دختران نوجوان و جوان ديده مىشود و تجربه نيز نشان داده است كه هر جا دختران، پاك دامن و مقاومت داشته باشند، ـ كه خوشبختانه در جامعه مااكثريت قريب به اتفاق دختران را تشكيل مىدهند ـ پسران و مردان نمىتوانند، فساد كنند و جامعه هم از فساد مصون است. همچنين قدرت و بهره بيشتر جنسى دختران نسبت به پسران در تحقيقات روانشناسان ثابت شده است.
4 ـ چنانچه بيان شد، حكم ازدواج دختران، حكمى استحبابى است و هر جا اين مصلحت باشد انجام آن بهتر است. اما در مواردى اين حكم تغيير مىكند. يعنى حكم استحباب با نگاه به خود ازدواج و بدون توجه به ويژگيهاى بيرون از آن است، اما در مواردى اين حكم عوض مىشود. مثلاً در جايى كه دختر بدون ازدواج يقينا به گناه مىافتد، ازدواج بر او واجب است. يا اگر با امر ديگرى چون تحصيل و تحقيق مواجه شد، بايد ديد كه مصلحت كدام كار بيشتر است و اگر مصلحت تحصيل بيشتر بود، طبيعتا بر ازدواج زود هنگام ترجيح داه شود. يا در جايى كه به دلايلى شهوت و اين جلب توجه به طور كلى منتفى است، ازدواج در اين سنين مكروه است يا اگر مصلحت ازدواج با ترك آن مساوى باشد و هيچ رجحانى نباشد، حكم اباحه جارى مىشود و حتى در جايى كه با واجبى مثل تحصيل واجب عينى (همانند اينكه بر فرض تحصيل در رشته پزشكى خاص زنان براى برخى وجوب عينى داشته باشد و ازدواج مانع آن باشد.) يا حج واجب مقابله كند، ازدواج در اين سن حرام مىشود. خلاصه كلام اينكه حكم استحبابى مذكور دائر مدار ملاكى خاص است كه آن دو مصلحت پيش گفته مىباشد و هر جا اين دو مصلحت بود، استحباب به قوت خود باقى است و اگر چنين نبود، حكم استحباب برداشته مىشود. تذكر اين نكته هم لازم است كه مغايرت ازدواج با ادامه تحصيل حكم عمومى نيست، چه بسيار دختران و پسران متأهلى كه در امر تحصيل موفقتر هستند. دليل اصلى مغايرت تحصيل و ازدواج در زمان ما تجملاتى است كه پيرامون ازدواج به وجود آمده و جلوى زندگى سالم دو جوان را گرفته است، وگرنه دختر و پسرى كه ازدواج كردهاند با آرامش بيشترى در جامعه به فعاليت و تحصيل مىپردازند. البته آنجا كه بين اين دو مغايرتى بود، بايد آن را كه مصلحت بيشترى دارد، انتخاب كرد.
کد سوال : 2974
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : كتاب هايي را در مورد مسائل زنان از جمله حجاب ،شخصيت و حقوق زن معرفي كنيد؟
پاسخ : ر.ك:
- زن درآيينه جمال و جلال، آيتالله جوادى آملى، اسراء.
- مسائل ازدواج و حقوق خانواده، على اكبر بابازاده، بدر.
- درآمدى بر نظام شخصيت زن در اسلام، محمد رضا زيبايىنژاد، محمد تقى سبحانى، دارالقدر.
- نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهرى، صدرا.
- زن از ديدگاه اديان و مكاتب، حوزه علميه خواهران، نصايح.
- روانشناسى زن در نهجالبلاغه،
- فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، حداد عادل.
- حجاب در اديان، محمدى آشنانى.
- فلسفه حجاب، شهيد مطهرى.
- آسيبشناسى دينى فمينيسم، سيد حسين تقوى دهاقان، منهاج.
- جريانشناسى دفاع از حقوق زن، ابراهيم شفيعى سروستانى، طه.
- دفاع از حقوق زن، محمد حكيمى، آستان قدس رضوى.
کد سوال : 2975
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : شانس و معجزه چه رابطه اي با هم دارد و معجزه به چه دلالت مي كند؟
پاسخ : براى پاسخ به سؤال شما مطالبى طى چند بند ارائه مىشود:
T{1- شانس چيست؟}T
آيا شانس حقيقت دارد؟ شانس عموما از رويدادى تعبير مىشود كه علت آن معلوم نبوده و لذا وقوع آن رويداد به شانس نسبت داده مىشود. اگر مقصود از شانس تحقق پديدهاى بدون علت است بىشك در فلسفه اسلامى و براساس دلايل قطعى عقلى مردود مىشود زيرا هيچ پديدهاى (ممكن الوجود) بدون علت موجود نمىشود. براى مطالعه پيرامون قانون عليت نگا:
1- علامه طباطبايى، اصول فلسفه و روش رئاليسم با تعليقات شهيد مطهرى، مقاله نهم 2- محسن جوادى، درآمدى برخداشناسى فلسفى، انتشارات معارف قم، ص 48 تا 86
T{2- معجزه چيست؟}T معجزه در اصطلاح علم كلام خصوص امرى است كه بر نبوت و حقانيت يك پيامبر دلالت دارد. مثل اين كه قرآن را معجزه پيامبر(ص) مىدانيم. اما گاه در تعابير عرفى هر امر خارقالعاده را معجزه مىناميم يعنى امورى كه براساس علتهاى طبيعى قابل توجيه نيستند. براى درك دقيق معجزه در اصطلاح فلسفى كلامى نگا:
1- شهيد مطهرى، نبوت، انتشارات صدرا، ص 97 به بعد
2- مصباح يزدى، آموزش عقايد، دروس 27 و 28
3- دكتر سعيدى مهر، آموزش كلام اسلامى، قم، مؤسسه فرهنگى طه، ج 2، ص 38 به بعد
T{معجزه دلالت بر چه مىكند؟}Tدر ديدگاه فيلسوفان و متكلمان مسلمان معجزه (اصطلاحى) دلالت يقينى بر حقانيت دعوى نبوت دارد. اما متفكران مسيحى معجزه را دليل بر وجود خدا دانستهاند.
با توجه به بحث مفصلى كه در زمينه دلالت معجزه بر وجود خدا است مىتوان گفت معجزه فىالجمله شاهدى بر ماوراء طبيعت است ولى به عنوان دليل قطعى و منطقى نمىتوان آن را در نظر گرفت.
نتيجه: بنابراين هيچ واقعهاى بدون علت (و صرفا از روى شانس) پديد نمىآيد و حادثهاى كه شما اشاره كرديد با توجه به اين كه از نظر علل طبيعى قابل توجيه نيست امرى خارقالعاده است و مىتوان شاهدى بر ماوراء طبيعت گرفت ولى اينگونه نيست كه اعتقاد ما به خداوند مبتنى بر چنين شواهدى باشد بلكه اعتقاد ما بر براهين عقلى و دريافتهاى معنوى مبتنى است. براى مطالعه براهين اثبات خدا نگا: شهيد مطهرى، توحيد، انتشارات صدرا تهران.
کد سوال : 2976
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : آيا با توجه به شرايط نامناسب جامعه مي توان پاسخگوي نيازهاي جوانان بود؟
پاسخ : در مورد قسمت اول اين سؤال بايد گفت: بحمدالله كشور ما هم از جهت منابع و امكانات مادى و هم از جهت معنوى (فرهنگ و ارزشهاى غنى اسلامى و ملى) داراى پتانسيلها و قابليتهاى گستردهاى است كه قطعا در صورت بهرهبردارى صحيح و كارآمد، نه تنها پاسخگوى نيازهاى جوانان كنونى بلكه نسلهاى آتى نيز خواهد بود. به بركت انقلاب اسلامى اقدامات مفيد و مؤثرى در جهت حل مشكلات اساسى و حركت جامعه به سوى پيشرفت و تعالى جامعه در ابعاد مختلف اقتصادى، صنعت و تكنولوژى، فرهنگى و اجتماعى و... برداشته شده است ولى متأسفانه وجود عواملى از قبيل: ساختار بد اقتصادى، مشكلات فرهنگى و اجتماعى به جا مانده از زمان قبل از انقلاب، جنگ تحميلى، رشد سريع جمعيت، محاصرههاى سياسى - اقتصادى دشمنان، تهاجم فرهنگى و تغيير ارزشهاى جامعه، وجود
برخى نقاط ضعف در ساختار مديريتى كشور، درگيرىهاى جناحى و سياسى و... باعث شده كه هنوز شاهد برخى معضلات و مشكلات در جامعه خصوصا براى جوانان عزيز باشيم.
يكى از مسائل اساسى جوانان، مسأله اشتغال است كه حل اساسى آن مىتواند راهگشايى براى حل بسيارى از مشكلات اساسى كشور و جوانان باشد. بر اين اساس مقام معظم رهبرى يكى از اصول پيام نوروزى خود را «اشتغال مولد و مفيد» قرار داده و قواى سهگانه را مأمور به رسيدگى به اين مسأله كردند. تشكيل شوراى عالى اشتغال به رياست، رئيس محترم جمهور، طرحهاى ضربتى اشتغال، اعطاى وام به فارغالتحصيلان و... از ديگر اقدامات مفيد و مؤثر در اين راستا محسوب مىشود.
اما بايد اين واقعيت را نيز در نظر گرفت كه حل اساسى اين قبيل مشكلات نيازمند زمانى طولانى، همدلى و همكارى مسؤؤلين، پرهيز از اختلافات و درگيرىهاى سياسى، سرمايهگذارى بخش خصوصى و... مىباشد. اما در مورد قسمت دوم اين سؤال يعنى مسأله مهم ازدواج جوانان بايد گفت: مسأله ازدواج در شرايط حاضر، به عنوان يكى از بزرگترين معضلات جوانان ما خودنمايى مىكند. آنچه اين مسأله را چنين بغرنج ساخته است، ناشى از عوامل متعددى است. اين عوامل عبارت است از:
الف) طولانى بودن مدت تحصيل،
ب) عدم اطمينان نسبت به آينده،
ج) مشكل نظام وظيفه،
د) مخارج سنگين ازدواج،
ه) روحيه گريز از مشكلات.
براى حل مشكل، حركتهايى از چند سو لازم است؛ از جمله:
الف) تغيير فرهنگ ازدواج، و تلاش همه جانبه در جهت آسان و كمخرجسازى آن،
ب ) گسترش امكانات دولتى، از قبيل خوابگاههاى متأهلين، وام ازدواج و...،
ج ) درگير ساختن خانوادهها در جهت كمك به زوجهاى جوان ودر حال تحصيل،
د ) گسترش خوداتكايى، مسؤوليت پذيرى و روحيه برخورد فعال با مشكلات در جوانان.
در حال حاضر ترس از مشكلات، بيش از خود آنها، جوانان را از ازدواج دور مىسازد. واقع مطلب اين است كه در هيچ مسألهاى نمىتوان نشست تا مشكلات حل شود و سپس اقدام نمود. همه پيشرفتها و موفقيتهايى كه بشريت تاكنون به دست آورده، مرهون اقدامات انسانهاى ماجرا جويى است كه خود را به آب و آتش زده، و قهرمانانه از انبوه مشكلات استقبال كرده، و با عزم و پشتكار بر آن فائق آمدهاند.
به قول شاعر :
P}زندگى جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو {E} نيست هنگام تأمل بىدرنگ آماده شو{P
بسيارى از جوانان همين كه ازدواج كردهاند و خود را ناچار به كاريابى ديدهاند، به تلاش مضاعف پرداخته و پس از چندى ندگى خود را رو به سامان بردهاند. برعكس كسانى هم در انتظار حل مشكلات نشستهاند، در حالى كه هيچ راه اميدى براى حل مشكلاتشان وجود ندارد. در حال حاضر توصيه ما به جوانانى چون شما اين است كه براى حل مشكل خود، فردى مناسب، ـ كه هم مورد علاقه شما و هم با شرايطتان سازگار باشد ـ پيدا كنيد و با توافق طرف مقابل و خانوادهاش، او را به عقد رسمى خود درآوريد ولى زمان ازدواج را دو يا سه سال به تأخير بيندازيد. اين كار مزاياى زير را در بر دارد:
1ـ از شيرينى دوران نامزدى ـ كه دلپذيرترين دوران زندگى است ـ بهرهمند مىشويد.
2ـ مخارج سنگين ازدواج بر دوش شما سنگينى نمىكند.
3ـ به تدريج در برخورد با مشكلات و تلاش براى حل آنها، پختگى بيشترى براى زندگى كسب مىكنيد.
4ـ در طى اين مدت، كم كم در جستوجوى كار برمىآييد تا بتوانيد در كنار تحصيل كارى نيز دست و پا كنيد و بدين صورت بر مشكلات اقتصادى فائق آمده، و زمينههاى ازدواج را فراهم مىكنيد.
محاسن ازدواج دانشجويى:
- يافتن نقطه اتكاى روانى و روحى،
- حفظ ايمان و صيانت شخص از گناهان جنسى،
- سلامت محيط دانشگاه از مفاسد.
مشكلات ازدواج دانشجويى:
- مشكل تأمين مسكن و ضروريات زندگى،
- مشغول شدن فكر به مسائل داخلى،
- به وجود آمدن محدوديتهايى در انتخاب شغل و يا تغيير رشته و... .
براى آگاهى بيشتر ر.ك:
1- جوانان و انتخاب همسر على اكبر مظاهرى.
2- ازدواج آسان و شيوه همسردارى محمد محمدى اشتهاردى.
3- ازدواج آسمانى على اكبر مظاهرى.
4- ازدواج پايدار كاظمى حقيقى.
5- ازدواج در اسلام مصطفى كاشفى خوانسارى.
6- ازدواج و روابط زن و مرد نجفى يزدى.
7- پيوند دو قلب يا راهنماى ازدواج مهدى پاكزاد.
8- جوانان و ازدواج - زندگى بهتر سيد احمد واحدى.
9- جوانان، ازدواج و مسايل جنسى روح اللّه خالقى.
10- راهنمايى ازدواج بهزاد رحمتى.
کد سوال : 2977
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : مصداق حديث «تفريحات سالم عمر را زياد مي كند» در زمان اميرالمومنين چه بوده است؟
پاسخ : حديثى به اين مضمون نيافتيم ولى تفريحهاى سالم در هر زمان متناسب با شرايط آن زمان بوده است. در زمان اميرالمؤمنين هم تفريحهايى مانند گردش، شنا، سواركارى، كشتى و مواردى از اين دست بوده است.
در مورد زندگانى حضرت على و فاطمه(س) ر.ك:
- فروغ ولايت، جعفر سبحانى
- تاريخ اسلام عصر امامت، مركز تحقيقات سپاه
- پژوهشى عميق پيرامون زندگى على(ع)، جعفر سبحانى
- بر اميرمؤمنان چه گذشت، محمد حسن موسوى كاشانى
- پرتوى از بيكران علم على(ع)، محمد رضا حكيمى
- زندگانى فاطمه زهرا، دكتر جعفر شهيدى
- بانوى نمونه اسلام، ابراهيم امينى
- كشتى پهلو گرفته، شجاعى
- حضرت فاطمه، مهدى الهى
- خاطر زهرا شادمانى دل پيامبر، احمد رحمانى
کد سوال : 2978
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا پدر و مادر حق بيشتري بر ما دارند يا معلم؟
پاسخ : آنچه از قرآن و فرمايشات معصومين به دست مىآيد اين است كه بعد از توحيد و ايمان به خداوند متعال، اداى حقوق والدين، بالاترين وظيفه و تكليف يك انسان است.
1- A}و اذ اخذنا ميثاق بنىاسرائيل لا تعبدون الا الله و بالوالدين احسانا...M}{Aبه ياد بياور زمانى را كه از بنىاسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و به پدر و مادر نيكى نماييد...{M(V}بقره، آيه 83{V).
2 A}واعبدوا الله ولا تشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا...M}{Aو خدا را بپرستيد و كسى را شريك او قرار مدهيد و به پدر ومادر نيكى كنيد...{M(V}نساء، آيه 36{V).
نخست مردم را دعوت به عبادت و بندگى پروردگار و ترك شرك نموده، سپس اشاره به حق والدين مىنمايد كه نسبت به ايشان نيكى كنيد، بنابراين ترك حقوق پدر و مادر هم دوش شرك به خداست.
در آياتى ديگر همچون سوره بقره، آيه 215 / سوره انعام، آيه 151 و سوره اسراء، آيات 23 و 24 و در چند مورد ديگر خداوند دستور مىدهد كه نسبت به پدر و مادر نيكى كنيد، در حق ايشان انفاق نماييد و بدانيد مقدمترين خير و نيكى بايد نسبت به پدر و مادر باشد و در انتها از ايشان اطاعت و پيروى كنيد (مگر شما را دعوت به كفر و الحاد نمايند كه در اين صورت پيروى از ايشان لازم نيست).
در بررسى ديگرى در آ يات و روايات پى مىبريم كه حتى اگر پدر و مادر كافر باشند رعايت احترامشان لازم است، اما در مراعات حقوق والدين، مادر حق بيشترى دارد.
امام باقر(ع) فرمود: حضرت موسى به هزار و پانصد كلمه مناجات كرد، عرض كرد خدايا مرا موعظه كن. فرمود: به خودم سفارشت مىكنم تا سه بار [يعنى پرهيزگارى پيشه كن] و بار ديگر عرض كرد پندم ده، فرمود: به مادرت احسان كن. دوباره فرمود و در آخرين كلمه اين بود: H}ان رضاها رضاى و غضبها غضبىM}{Hرضاى مادر رضاى من است و غضبش موجب غضب من مىشود{M(V}مستدرك الوسائل، ج 15، باب 70، ح 50{V).
پس بعد از توحيد و نفى شرك، احترام به والدين بالاترين حقى است كه بر گردن همه ما مىباشد.
کد سوال : 2979
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اگر شخصي خواب يکي از امامان را ببيند آيا گناهان او بخشيده مي شود؟
پاسخ : آنچه درباره خواب مىتوانيم به دست آوريم اين است كه خواب به تنهايى نمىتواند حجت و محل اعتبار باشد. انسانى كه عاقل، بالغ و مسلمان است با استفاده از دو ويژگى آگاهى و بينش، قدرت تصميمگيرى و اختيار مىتواند به سعادت و رستگارى برسد. راه رسيدن به سعادت و فلاح، ايمان و عمل صالح و پرهيز از گناهان و نواهى خداوند است. حال اگر فردى مرتكب خطاها و گناهانى شد، موظف است از اعمال زشت خود توبه نمايد: A}الا من تاب و ءامن و عمل عملاً صالحا فاولئك يبدل الله سيّئاتهم حسنات و كان الله غفورا رحيما{A بندگان خداوند شرك نمىورزند و مرتكب قتل نفس و زنا نمىشوند (چون) هر كس چنين اعمالى را مرتكب شود كيفر اعمالش را خواهد ديد و عذابش در قيامت مضاعف مىشود و با ذلت در دوزخ مخلد مىگردد مگر كسى توبه كند و ايمان آورده و اعمال شايسته انجام دهد كه در اين صورت خداوند گناهان و خطاهايش را به نيكىها تبديل مىنمايد، به درستى كه خداوند آمرزنده و مهربان استV}فرقان، آيه 70{V).
پس اگر شخص گناهكار توبه نمايد، اميد بخشودگى دارد ولى اگر توبه نكند معذب خواهد بود و عقوبت خواهد ديد.
اما خواب ديدن يكى از امامان ممكن است معنى اين را برساند كه شخص انگيزه پيدا كند تا در حال حيات و مدت باقيمانده زندگى، جبران گذشته خود را بنمايد. يعنى توبه كند و اعمال خوب انجام دهد. مثلاً اگر شخص گنهكارى خواب امامى را ببيند، شايد اين خواب راهنمايى براى توبه و جبران گناهان باشد، پس اگر شخص در عمر باقيمانده موفق به توبه شود، آنگاه گناهانش آمرزيده مىشود و الا خواب ديدن به تنهايى نمىتواند وسيله آمرزش گناهان باشد و در آيات قرآن و روايات معصومين در اين زمينه كه ممكن است خواب ديدن وسيله مغفرت شود، چيزى وجود ندارد.
کد سوال : 2980
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : فضيلت اعتکاف چيست و چرا فقط در روزهايي خاص از ماه رجب معتکف مي شوند؟
پاسخ : الف) اعتكاف، عبارت است از ماندن در مسجد به قصد بندگى و عبادت و لازم نيست نيت عبادت ديگرى غير از ماندن در مسجد به آن ضميمه شود. اصل اعتكاف مستحب است؛ اما به خاطر نذر، قسم يا عهد و يا اجير شدن براى ديگرى، واجب مىشود. همينطور براى كسى كه دو روز معتكف شده، روز سوم واجب مىگردد و اعتكاف اثر عميقى در تصفيه روح و توجه مخصوص به پروردگار دارد. در حقيقت براى پرورش روح تقوا و خويشتندارى، خودشناسى و خداشناسى و ملكه پرهيز از گناه و احساس مسؤوليت در برابر وظايف انسانها است و در فضيلت آن آمده است كه ثواب اعتكاف، انجام دادن و معتكف شدن برابر با دو حج و دو عمره مىباشد(V}سفينةالبحار، ج 6، ص 334 - وسائلالشيعه، ج 7، ص 413، انتشارات مكتبةالاسلامى{V).
ب ) در هر زمانى كه روزه گرفتن صحيح باشد، اعتكاف نيز صحيح است؛ ولى با فضيلتترين زمان آن ماه رمضان، مخصوصا ده روز آخر آن ماه است.
ج ) اعتكاف چند شرط دارد:
1- عقل،
2- نيت،
3- روزه گرفتن،
4- كمتر از سه روز نباشد،
5- در يكى از مساجد چهارگانه (مسجدالحرام، مسجدالنبى(مدينه)، مسجد كوفه، مسجد بصره) باشد و در غير اين چهار مسجد، بنا بر نظر امام اعتكاف اشكال دارد. اما در مسجد جامع هر شهر هم به اميد ثواب مىتوان معتكف شد،
6- زن در صورتى مىتواند معتكف شود كه با حقوق شوهر منافات نداشته باشد و شوهر به او اذن بدهد. اعتكاف فرزندان هم اگر باعث اذيت پدر و مادر شود، جايز نيست؛ اما اگر باعث اذيت نشود اذن لازم نمىباشد.
7- بدون عذر شرعى و عمدا از مسجد (در مدت اعتكاف) خارج نشود،
8- بلوغ در اعتكاف شرط نيست، ازاينرو از بچه مميز (كه خوب و بد را تميز مىدهد) نيز صحيح است.
چند چيز بر معتكف حرام است:
1- اعمال زناشويى با همسر (حتى لمس و بوسيدن و نگاه شهوتآميز كردن)،
2- استمنا،
3- بوييدن مشك و ريحان و چيزهاى معطر،
4- خريد و فروش و معاملات،
5- جدال و گفتوگو در امور دنيا با مسائل دينى اگر براى شكستن طرف مقابل باشد؛ اما اگر گفتوگو براى فهميدن يك مسأله علمى باشد اشكال ندارد، (تحريرالوسيله، ج 1، ص 554).
دانشجويان و كسانى كه در شهرهاى ديگر هستند، مىتوانند در مسجد جامع آن شهر به قصد ثواب معتكف شوند، V}(استفتاآت امام خمينى).{V
البته شما بايد به فتواى مرجع تقليدى كه از او تقليد مىكنيد مراجعه نماييد.