سلام
چه جالب !
اگه میدونستم قراره تورنومنت بذارین بابابزرگمو خبر می کردم ، بروبچه هام مامورمی کردم ژ بدن .
هرچند مهمونیه دیشبه پشت عقده پسردائیو نمیشد نری .
ولی خداوکیلی هم حسین هم آرسوو چننفرو مامور کردین بتون ژ بدن ؟
منکه از هالو که ناامید شدم ، دست به دامن خیام شدم ، اونم دستمو بند نکرد بالاجبار به حافظ رو انداختیم ...
اما دیگه چشوچال برامون نمونده ، همرو ژ می بینم .
آقا ما اینکاره نیسیم ...
شمام شعر میذارین لطفا منبع فراموش نشه ...
ما همه از خاکیم ، دور بر خاکیم ، نه باقیه مطلق ، نه بام افلاکیم
شاهان همه رفتند کاخ ها به جا مانده ، شاهو گدا مردند دنیا به جا مانده
مهتاب عشق بتــــــــــــــاب ، باران عشق ببــــــــــــــــار
(ل)