میپرسم: از كجا با كارهای شما آشنایی داشتند؟
میگوید:
یكی از مسوولان كستینگ (مسوول هنرپیشهیابی) فیلم «بوتیك» را دیده بود و
از آن به بعد بهدنبال من میگشت،
قبل از ملاقات با من چندین هنرپیشه از
خاورمیانه و غیره هم دیده بودند، یا اینكه فیلمهایی كه در آن بازی كرده
بودند را
تماشا كرده بودند، حتی به من گفتند از هنرپیشههای زن ایران نیز
دو سه نفری را در نظر داشتند اما در ملاقاتی كه با
شخص ریدلی اسكات
داشتیم، حس كردم كه انتخاب خود را كرد، بدون اینكه در همان لحظه چیزی
بگوید.
میپرسم: آیا برای شركت یك هنرپیشه ایرانی در یك فیلم خارجی قانون یا قاعده خاصی هست؟
میگوید: تا اینجا كه من میدانم نه، اما طبیعی است یك بازیگر زن ایرانی كه از ایران میآید خودش همه مسائل را
مراعات میكند.
میگویم:
واقعا افتخار بزرگی است كه هنرپیشههای ما در محصولات مهم سینمای جهان
شركت كنند. بههر حال ریدلی
اسكات، كارگردان مهم، معتبر و در سینمای
هالیوود متفكر است و آثار باارزشی ساخته است. شما در كنار لئوناردو
دیكاپریو، بازی كردید و این چیزی است كه بسیاری از هنرپیشگان جهان آرزوی
آن را دارند. فكر میكنید، مدت زمان
بازی شما در فیلم چند دقیقه باشد؟
میگوید: واقعا نمیدانم. میگویم یكی از دوستان من با مسوولان كمپانی
وارنر در فرانسه
بسیار دوست است، میخواهی تلفن بزنم تا ترتیب نمایش خصوصی
این فیلم را قبل از رفتن به آمریكا برایت بدهد؟
با خوشحالی استقبال
میكند من به آقای «پییر» تلفن میزنم و سرانجام از طرف او با مسوول
مطبوعاتی این كمپانی در
پاریس مسئله را در میان میگذارم. او با كمال
خوشحالی قبول میكند. با آمریكا تماس میگیرد تا سریع یك كپی به فرانسه
ارسال شود. نمایش عمومی این فیلم در فرانسه چند ماه دیگر خواهد بود.
در
این فاصله روزنامههای فرانسه را كه نگاه میكنیم، در روزنامه لیبراسیون،
هفتهنامه ال و غیره راجع به هنرپیشه
ایرانی (گلشیفته فراهانی) كه مورد
توجه هالیوود قرار گرفته، مطلب نوشتهاند: به گلشیفته میگویم. آیا
میتوانم از تو یك
قرار ملاقات برای گفتوگو و مصاحبه مطبوعاتی بگیرم.
میگوید: من مصاحبه نمیكنم (نمیفهمم كه شوخی بود یا جدی).
میگویم
پس با هم و امین برویم شام بخوریم. از درب منزل كه خارج میشویم امین
میگوید: آیا تو آقای دومینیك را
میشناسی؟ میگویم او یكی از دو
بزرگترین آژانس هنرپیشگان مهم فرانسه است، چطور مگه؟ میگوید: چون فردا
قرار
است با هم ناهار بخوریم. درخواست كرده گلشیفته را ببیند. میگویم:
نان شما در روغن است. پس ما شام را روزی دیگر
شبی دیگر خواهیم خورد.
در خیابان شانزهلیزه از همدیگر جدا میشویم تا وعده قرار بعدی را بگذاریم.
پاریس / سهشنبه 11 سپتامبر
منبع:روزنامه كارگزاران