سلام
به او بگویید:
کمی مرا نگاه کن
کمی مرا نگاه کن
این رسمش نیست......هر دیدی یه بازدیدی داره
چرا دیروزنیومدی؟
زندانی تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچه زندان نیامدی
با اون چشمات دنبال چی میگردی؟
بذار بگم ....نه یه لحظه صبر کن .....ع.....ع.....صبر کن...وسط حرف من نپر لطفاً
ناراحت شدی؟.....ببخشید ....آخه نمیذاری که حرفمو تموم کنم
خب حالابگم؟....ممنون .....داشتم میگفتم
حتما فکر میکنی تو با چشات دنبال چیزی میگردی؟
نه اشتباه نکن اختیار چشات دست خودت نیست
چشات دنبال من میگردن به اون خاطر بیقرارن
هی این ور اون ور......خسته شدن نازنینم
تا چیزی که میخوان بهشون ندی دست از سرت بر نمیدارن
چشای منو بهشون بده ببین چطور مات میشن ......انگار نه انگار که پلک زدنی هست
اشکم جاری نمیشه ...آخه همه اعضا دست به دست هم میدن که چشما همدیگه رو طواف کنن
آره دیگه ......تعجب کردی ؟......تعجب نداره
چشما تنها عضوی هستن که دنبال همتاشون میگردن
تا حالا ندیدی دو نفر بهم خیره شن؟......اون لحظه باشکوه ترین لحظه آفرینشه
حالا که فهمیدی پس:
کمی مرا نگاه کن
کمی مرا نگاه کن
باشه ؟.....آفرین
بی انصاف اینقدم منو منتظر نذار .....ع...بازم ناراحت شدی ؟
خیلی خب باانصاف .....پیرم کردی .....از دست تو .....تا دعوامون نشده خداحافظ