• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن صندلی داغ > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
صندلی داغ (بازدید: 46924)
يکشنبه 21/4/1388 - 16:52 -0 تشکر 131845
صندلی داغ كاربر فعال انجمن ها"hosseintahoori"

و خدا هست...
و همین بهانه برای تا ابدیت زیستن کافی است....
---------------------------------------------- 
همه چی از صبح یک روز اردیبهشتی شروع شد....
از اونروز بود که تصمیم گرفتم یه جوری یه جایی یه وقتی صبر داشته باش... نه ببخشید... یه جوری یه جایی یه وقتی تلافی کنم.
همه ی وجودم پر از کینه شده بود!
با خودم تکرار میکردم که " لذتی که در عفو هست در بخشش نیست!!!!!"
اما تصمیم گرفته بود دیگه به ندای آسمانی ه! قلبم توجه نکنم.
به خودم میگفتم تو همچین دختری نبودی. اهل انتقام نبودی... ببخش....
ببخشش... جوون ه...!! خام ه...!!!! تو ببخش!!!
اما اگه میبخشیدمش، دلمو چیکار میکردم؟ دلم سیاه شده بود.
تصمیمم رو گرفتم، گفتم میرم با دخترش ازدواج میکنم و بهش ضربه میزنم، رویا.... آآ...
نه اون رستگاران بود
دیگه راهی برام نمونده بود.
تصمیم خودمو گرفتم. یه نفس عمیق کشیدم و بسم الله.....

برای لحظاتی خشمم رو کنترل کردم، نقاب مهربونی به صورتم زدم و میلم رو برداشتم! ( مثل قلمم رو برداشتم!)
و شروع کردم به نوشتن.... ازش خواستم و اون قبول کرد......
وقتی قبول کرد ،برق نفرت رو تو چشمام دیدم....
دست به کار شدم. دنبال یه همدست میگشتم.... یکی که بججنس باشه!!!!!
پیداش کردم. Saeidan!!
میدونستم که همکاری میکنه، همه از دستش کشیده بودن
برا هیچ کس آسایش نذاشته بود. نقشه کشیدیم. طرح ریختیم و قرار شد اجراش کنیم.
تصمیم گرفتیم کارو یه سره کنیم
آتیشش بزنیم. بسوزونیمش ... خاکسترشو بدیم باد ببره!
آخه این شعرو دوست داشت!!!: سوختم خاکسترم را باد برد... بهترین دوستم مرا از یاد برد!!!!!!!!!!!!!!!!!
لابد میپرسید کی؟
همونی که همیشه نقاب میزنه
مشعل به دست از این انجمن به اون انجمن میره و شورش میکنه
شلوغ میکنه و همه جا رو بهم میریزه.
خودش ه ....
طهوری!
یا به عبارتی
حسین طهوری
یا همون
hosseintahoori
شورشی ه تبیانی

و به همین راحتی کشوندیمش به تله.
و حالا قراره هممون بسوزونیمش... جزغالش کنیم. و خاکسترشو به باد بدیم!! ( چه گیری دادم به این خاکسترشون ها!!)
میسوزونیم برای هدف مقدسمون که همون برقراری صلح در انجمن هاست

مشعل ها را بیاورید.
نفت ها را بریزید بر سر و رویش.
التماس نکن طهوری

بسوزانییییییییییییییییید
-------------------------------------------

دوستان خوبم ابتدا بابت وقفه ی طولانی بین دو صندلی عذر میخوام.
برای دور جدید صندلی داغ کاربر فعال تبیان جناب آقای طهوری انتخاب شدند. کسی که خیلی از دوستان پیشنهادش رو بهم داده بودند.
صندلی داغ قرار بود خیلی متفاوت باشه اما بنا به دلایلی از جمله راحتی ه سوال شونده و عجله دوستان فعلا با تغییرات جزئی شروع میشه
بخشی از تغییرات پیشنهاد جناب سعیدان بود، با تشکر

انشاء الله صندلی ما سه قسمت خواهد داشت.
سوال از جناب طهوری.
سوال از شخص دوم که جناب طهوری معرفی کردند ، کسی که کاملا به زوایای شخصیتی ه جناب طهوری آگاهی دارند
شما میتونید از ایشون در مورد آقای طهوری بپرسید.
در مورد رفتارشون، شخصیتشون. دیدگاهشون و....
شخص مورد نظر جوابگوی سوالات شما دوستان خواهد بود و در صورت اینکه جناب طهوری سعی در پیچاندن! داشته باشند
. پته ی شان را بر آب خواهد ریخت
( در مورد کسانی که مایل باشند این فرد از اعضای خانواده دوستمون خواهد بود، ولی جناب طهوری دوستشون رو معرفی کردند)
و همچنین فرد سوال شونده میتونن عده ای رو انتخاب کنند و اونها رو بسوزونن!
بله... سعیدان هم کم بججنس! نیست
سوالهایی نه بی ربط و فقط محض خنده و... میتونیم سوالهایی راجع به خودمون بپرسیم
نظرات دیگران رو راجع به خودمون شخصیتمون -مجازی و حقیقی - نقاط ظعف و قوتمون و.... بپرسیم

با تغییرات اضافه شده فرد سوال شونده!! این امکان رو دارند که همه جوره نسبت به خودشون آگاهی پیدا کنند.
و خودشون رو بشناسند
و اصلاح کنن! :D

به امید خدا

برقرار باشید

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
شنبه 27/4/1388 - 21:36 - 0 تشکر 133631

به نام خدا سلام

طهوری بازم از این کارا بکن حس سوال پرسیدن من بپره . باشه ؟

حواست بود که سوال 6 و 7 به هم مرتبط بودن و تو گفتی " بله هستی " !

دستت درد نکنه

من سعی می کنم با واقعیتی که گفتی کنار بیام . ولی خیلی برام سنگین بود .

دل شکسته ی آرسو ، از سنگ می شود تا از فردا مهربان نباشد . تا از فردا آسمان را آبی نبیند . تا از فردا پنجره را به روی خود ببندد تا فردا معنی فردا نداشته باشد . 

   من که این همه مشاوره داده بودم . تجربه های صندلی هیمو در اختیارت قرار دادم . این بود حقم ؟

بازم درست کپی نکردی و داری اذیت می کنی . بازم سوالا رو می پیچونی . ببین هاوائی در پست پایین هم از دستت شاکیه . تو یه لحظه دل چند نفر رو شکستی ؟

شاد باشین

شنبه 27/4/1388 - 21:45 - 0 تشکر 133633

به نام خدا سلام

صندلی داغ اقای حسین طهوری   ..................                             سوالای 04

سوالا :

1. منظورت من بودم؟ :(

2. خب چرا مستقیم نگفتی    ====> هاوایی

3. آخه چی گفتم مگه من؟

4. جز اینکه گفتم با کی چت میکردی؟

5. آخه مگه تو با من حرف هم زدی خارج از تبیان که حالا راه به راه میگی دارن حرفای خارج از اینجا رو میگن؟

6. حالا ما شدیم راز نگهندار؟  یکی از راز هایی رو که به من گفتی بگو

7. :( :( :( :(  چرا؟

 

  «همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دل ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید»

 

حکمت91.نهج البلاغه.امام علی (ع)

 

 

اگر در این روزگار مُردم، بگویید به او بگویند:

*مادرانه ها*

شنبه 27/4/1388 - 22:12 - 0 تشکر 133635

سلام

فکر کنم موقع خوندن پست قبلیم حسابی قاطی کرده بودید که چی میگم .خوب من حوصله ی کپی پیست ندارم ..همینطور ی قاطی پاتی جواب میدم.......در هر صورت ببخشید اگر اذیت شدید.....

شما هم خوب تلافی کردید.....به خود پیچیدم تا این جوابارو خوندم........

جواب این سوالمو ندادید دفعه ی قبل.....

اگر بخواین با آقایون مبارزه کنید اولین کاری که می کنید چیه؟

یه خانمی هر دفعه که غذا درست می کنه همسرشون میگن این خیلی خوبه همیشه همینو درست کن.....به نظر شما منظور این آقا چی میتونه باشه؟

اگر بخواین از خانما یه انتقاد کنید چی می گید؟

به نظر شما خانما مشکلاتو سخت تر میگیرن یا آقایون؟

تا حالا دیدار آقا رفتید؟ اگر آره توصیفش کنید؟

فکر می کنید اگر الان جنگ بشه جوونای الان هم می تونن مثل جوونای زمان جنگ حماسه آفرین باشند؟

یه بار یه دختر کوچولویی رو دیدم که باباش جانباز بود......نمیدونم چطوری مجروح شده بودن اما درست نمی تونستن حرف بزنن و همیشه یه دستمال جلوی دهنشون می گرفتن....چند وقت بعد هم ایشون از دنیا رفتن...به نظر شما اگر این دختر با یکی رو به رو بشه که جانبازا رو مسخره می کنه باید چیکار کنه؟ببخشش؟اگر شما بودید چیکار می کردید؟

اگر به آن چیزی که می خواستی نرسیدی از آن چیزی که هستی نگران مباش!

 

 

شنبه 27/4/1388 - 22:30 - 0 تشکر 133637

سلام رفقا...

من اولین بار هست توی صندلی داغ شرکت می کنم...اصلا نمیدونم قضیه چیه و از این حرفا...چنتا سوال می پرسم.اگه اشکال داشت بگید لطفا...ممنون

...

آقا چرا بهتون میگن شورشی؟؟؟

نظرت راجع به پرواز ماهی ها چیه؟

پولدار بی عقل بهتره یا بی عقل پولدار؟

نظرت راجع به آدمای کارتون خواب چیه؟

اگه یکی ازت تعریف کنه چه احساسی بهت دست میده؟

چه گلی دوس داری؟رس یا رز؟به نظر تو چرا برخی از آفریقایی ها تو تابستون گرم با چتر میرن بیرون؟

یه سوال هوش....اگه یه یه قوطی کبریت داشته باشی که فقط یه خلال کبریت داشته باشه و بری توی یه دالان سرد و تاریک و توی اون دالان ،یه چراغ نفتی،یه شمع و یه بخاری گازوئیلی باشه.اول کدوم یکی از این سه تا رو روشن می کنی؟

...

فعلا همینا

Into the sorrow of the night
Through the valley of dark dispair
Across the black sea of iniquity
Where the wind is the cry of the
suffering
There came a glorious saving light
The light of eternal peace
Jesus Christ, the King of Kings
.

 

       ...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...

شنبه 27/4/1388 - 22:39 - 0 تشکر 133639

سلام به مخای نافرم درگیر داش حسین !!!

آقا اصلا نمیشه سرتو برگردونی چه برسه به اینکه یکی دو رزیم نباشی دیگه چشو چال نمی مونه برا آدم .

 داش حسین خدایی ببین چقد مخو درگیر خودت کردی ، پاک انجمنارو کسات کردیا ، مام که بیکار ، اینه که مجدد خدمت رسیدیم .

 1_ حسین طهوری تا حالا عاشق شده ؟ اگه آره چنبار ؟ همینی که عاشقش شدی دلتو شکوند ؟

 2_ اگه عاشق یکی بشی که اونم دیوونته و به دلایلی نتونید بهم برسید چیکار می کنی ؟ ( ترجیحا خودکشیو بی خیال ، به قولی زندون مال مرده اونم پشت نرده !! ) سعی می کنی فراموشش کنی یا با خاطراتش زندگی می کنی ؟

3_ این همیشه برام سوال بوده که چه جوری میشه آقا پسرای محترم که با عشق میرن خواسگاریه یه خانومه البته محترمتر بعد جواب رد می شنون مجدد جای دیگه میرن خواسگاری ؟ البته که زندگی ادامه داره حتی اگه اون نباشه و اینا اما پس اون عشق آتشین چی میشه ؟ (ترجیحا خودتو بذار جای اون آقاپسره بدبخت اگرم نه نظر شخصیتو بگو )

 4_ اگه عاشق یه خانومه بیوه یا مطلقه بشی فک می کنی برخورد خونوادت چیه ؟ ممکنه با اصرار اونا بی خیال همون عشق آتشینت بشی ؟

5 _ اگه اسمت محمدحسین نبود دوست داشتی چی باشه ؟

 6 _ خدایی نکرده تا حالا بیمارستان بستری بودی ؟

 7_ شده تا حالا بر اثر شیطنتو بازیگوشی پات به بیمارستان کشیده شه ؟

 8_ برات مهمه همسر آیندت بچه چندم خانواده باشه ، چنتا بچه باشن ، چاق باشه ، لاغر باشه ، شاسی بلند باشه ، کوتاه باشه ،چادر بپوشه و ... ( اگه چیزای دیگه ای مدنظرت بود خودت اضافه کن .)

9_ حالا اگه عاشق یه دختر خانوم بشی و بازم خونواده مخالفت کنن برخوردت چیه ؟

 10_ ترجیح میدی که جشن عروسی بگیرید یا به جای مراسم برید ماه عسل ؟ ( لطفا بدون محاسبات اقتصادی پاسخ داده شود ) اگه میری ماه عسل ، کجا ؟ ( اگه بودجشو داری خارج از ایرانم می تونی بگی ، به قولی آرزو بر جوانان که نه میانسالان عیبه ؟ )

 11_ هدفت از درس خوندن چیه ؟ به خاطر مدرکس یا ؟ 12

_ تا کجا می خوای بری ینی تا چه مقطعی می خوای ادامه تحصیل بدی ؟

13_ شهریه دانشگاتو خودت میدی یا خدا برکت به جیب باباهه بده ؟

 14_ چرا اینقد اصرار داری که غیر انتفاعی سختتر از پیام نوره در صورتیکه خودتم میدونی اینجوری نیس ؟ ( میخوای آشوب کنی ؟ اینجا پیام نوریا زیادنا ، حسابتو آره دیگه ) 15

_ به نظرت مساویای شهرآورد دو تیم پایتخت تبانیه با نتیجه غیرتو بازیه فرپلیه ؟

16_ نظرت راجبه ولنتاین چیه ؟ اصلا موافقی باهاش ؟ اگه آره تاحالا اینجور روزا کادو ردوبدل کردی ؟ امسال چطور ؟

17_ اگه اسمت محمدحسین نبود دوس داشتی چی باشه ؟ ( محمدحسینی دیگه ؟)

18_ چرا حسین تا به این سن ( بابابزرگی شدی واسه خودتا ) نتونسته یه رفیق ، یه سنگ صبور ، یه محرم راز پیدا کنه ؟

 19_ اونقدر با خواهرت رفیق هستی که باهاش دردودل کنه ؟ یا بلعکس ، ای بابا ، دوباره فازو نول قاطی کرد ، جون سعید ایندفه یه چیزیت میشه ! اون یه انگشتتم ( نگفتی پا چلاغ میشه دست چی میشه ) چیزه ، همون ، الاغ میشه ها ... رشته کلام آدمو پاره می کنیا !! یا بلعکس شده خواهرت باهات دردودل کنه ؟

 20_ چه فصلی از سالو دوس داری ؟ چرا ؟ برف یا بارون ، آفتابی یا ابری ؟

خداوندا تو میدانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است .

چه زجری می کشد آن کس که انسان استو از احساس سرشار است ...

شنبه 27/4/1388 - 23:21 - 0 تشکر 133647

بنام خدا

سلام

حسین جان اون دو تا كاری كه گفتم بكنی رو انجام بده، هیچ ربطی به كنترل اعصاب و اینچیزا نداره. نتایجشون برات خیلی جالبه ها از من گفتن بود از تو نشنیدن. آیندت تو بهت نشون میده

برا قفل هایی كه بستست یه كلید مونده تو مشتمبه جنون رسیده كارم بس كه فرصت ها رو كشتم
بازی نور و صدا نیست زندگی یه سرنوشته           یكی پیدا یكی پنهون مثل آدم و فرشته
جانشین  انجمن خانواده‌ی تبیان
يکشنبه 28/4/1388 - 0:11 - 0 تشکر 133658

بسم الله الرحمن الرحیم
یا لثارات الحسین
************
سلام بر شما
******
آقا حسین شما سوالات مرا پریدید اینجا معلم نداره مشق های حسین چند خط نداره ...
راجع به پس زمینه ....
راستش می خوام سیاه رو برش دارم اما سختی صندلی داغ رو از طرف من میبره بالا و بیشتر می سوزی
اگه تاپیكی به جز این بود سیاه رو برمی داشتم اما اینجا هرگز
سوالاتم رو كه جواب ندادی !؟ ( غضبناك * )
این غضب همراه با حبوبات یعنی ......
خلاصه منتظر پاسخ سوالات قبل هستم تا بتونم ادامه بدم ....
موفق و موید
التماس دعا  

http://rahpoyvesal.blogfa.com
يکشنبه 28/4/1388 - 0:48 - 0 تشکر 133670

به نام خدا

سلام.

حسین جان یه سوال !

فکر کنم تو صندلی داغ تو یه چیز جدید قرار بود باشه

اونم یه چیزی تو مایه های پارتنر بود.

میشه یه کم در موردش توضیح بدی؟

ینی ما باید از یه نفر دیگه سوال بپرسیم؟ اون فرد فرد خاصیه؟ آخه من فقط جوابای خودم رو می خونم. نمیدونم چه جوریه!

ببخشیدا !  این سوال رو بذار رو حساب سوالای صندلی داغی.

تو سوالای قبلیم پرسیده بودم:  (فکر می کنی چه کار باید انجام بدی که بچه هات باهات راحت باشن؟ و حرفاشون رو راحت باهات در میون بذارن؟)

ولی جوابی که دادی جواب سوال من نبود! شاید یه جور درد دل بود!

چرا اینجوری شد؟ 

در اون مورد میشه یه مقدار بیشتر توضیح بدی؟ مگه چه حرفایی زده شده بود که اینجا نباید بازگو می شد؟!

تا بعد ...

موفقیت حاصل تصمیم گیری درست است، و تصمیم گیری درست حاصل تجربه و جالب اینکه تجربه اغلب حاصل تصمیم نادرست است!

 

يکشنبه 28/4/1388 - 7:14 - 0 تشکر 133690

به نام خدا

سلام

اخطار آخر: من بعد کسی پستی بیشتر از 20 سوال بزنه بی برو برگرد حذف خواهد شد پاسخش.

توضیح : جناب jafar با توجه به شلوغی تاپیک قرار شد شخص دوم در انتهای صندلی داغ وارد بشه

{ من که میدونم اینو نمیخونید لطفا جناب طهوری تو جوابشون اینو بگید}

توصیه: جناب طهوری چند سری سوال جا افتاده دارید. بیشتر دقت کنید

یا حق

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
يکشنبه 28/4/1388 - 9:32 - 0 تشکر 133694

جواب انشرلی

و خدا هست...

البته همه جا....

علیک سلام پس سلامت کو هان

و خدا طهوری را خلق کرد که آنشرلی را دق دهد....

و خدا سعید و خلق کرد تا انشرلی دقتر کند

و خدا آن دنیا تقاص آنشرلی را از او خواهد گرفت......

وسعید را عذاب خواهد داد

و آنشرلی کله ات را خواهد کند طهوری!!!

و طهوری سعید را برای قربانی کردن به انشرلی معرفی کرد

و آنشرلی امتحانش را از هفت پایین تر میشود به لطف انرژی مثبتت.

از بس که این انشرلی تنبل است درس نخوانده توقع نمره بیست داره

و آنشرلی الان تمام تارهای گیسوانش را کند از دست تو!

و آنشرلی مگر دستش به تو نرسد

انشرلی مگه تاس نیست 

دستت بهم برسه می خوای بهم جاییزه بدی

و آنشرلی دعا میکند سگگ کمربند سیاه هاوایی را تجربه کنی

سعید فعلا مشتاق تجربس

و ای طهورییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی حیف که الان همه خوابن. وگرنه همون دیروز صبح + کلی جیغ جیغ به جای ملاحت و لبخند و اینا

چیکار داری میکنی؟ بابا یه ذره تمیز باش!

مگه نیستم سوالات ترکونده اینجارو همینشم با بدبختی جواب میدم

چشام کور شد. کلا یه جاها یادت میره رنگی کنی یه جا همه رو رنگی میکنی

خیلی هم بی دقتی. سوالا رو چرا جا میندازی؟

تا چشات کور نشده عینک و بزن خب پیش میاد دیگه 

یارو می زنه تو اتاق جراحی ادم می کشه می گه پیش میاد خب برای ما هم پیش میاد

صفحه 20 آخرین پست، سوالام رو جواب ندادی

بعد میگی نت وقتتو میگیره . از دست توئه خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخب.

ببین الن اینجوری گفتی سریع سوالت و پیدا کردم بعد این جواب می دم فقط خواهشن ممیزی ها هم مثل تاپیک خودت بگی دیگه جا نمی مونه

خواهش میکنم قشنگ بنویس. من گناه دارم. ببین این پست جواب حیات طیبه چقدر تمیزه. همه ی نکاتی که گفتم رعایت کردی.

اونم شانسی بود همینجوری تایپیدم حیات هم شانس اورد

آفرین. همه رو همونجور بنویس.

باشه بهش می گم اگه قبول کرد اینجوری بنویسه

هیچی از من و دخترم نذاشتی. ایقدر دق نده.

شما فعلا دارید منو دق می دید

تازه تونستم گوسفندام و از چنگ ارسوووو نجات بدم خب

سوالای قبلیم( صفحه 20 پست آخر) رو هر چه سریعتر بجواب تا آه ام انگشتتو نگرفته

رفتم دیدم جوابشم می دم به روی چشم

میرم با سطل نفت و بنزین و کبریت و گازوئیل و اینا میام

می خوای بخاری روشن کنی تو گرما

فعلا

فعلا چی هان بگو خب

در وفای تو چنانم که اگر خاک شوم / آید از تربت من بوی وفاداری تو . . .

منتظر شما در وبلاگ دل شکسته
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.