• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 2571
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : ما كه ادعاي حكومت علوي مي كنيم چرا سراني كه روي اين كلمه مانور مي دهند خود اين گونه نيستند و فقط از احساسات مذهبي مردم سوء استفاده مي كنند؟
پاسخ : ادعاى وجود حكومت علوى در جامعه با مطرح كردن «حكومت علوى» به عنوان يك آرمان و هدف متعالى كه بايد به سمت آن حركت كرد تفاوت واضح و روشنى دارد. مصاديق مدعيان حضور حكومت علوى در جامعه كه در متن سؤال فرض شده است براى نگارنده اين سطور نامشخص است اما به طور قطع آنچه كه در گفتار و نظرات صاحبان و اصحاب انقلاب و نيز سران فعلى نظام، تحت عنوان حكومت علوى و رفتار علوى مطرح مى‏شود، از قسم دوم (به عنوان هدف و آرمان) است و نه از قسم اول و اساساً نه حضرت امام و نه مجموعه سران اصلى نظام هيچگاه ادعاى حضور حكومت صد در صد علوى و اسلامى را در جامعه نداشته‏اند و اساساً تشكيل جامعه دينى و حكومت علوى امر مطلق و ساختمان پيش ساخته‏يى نيست كه بشود آن را يك بار و براى هميشه نصب كرد بلكه چون افراد و انسان‏هاى غيرمعصومى در ساخت و مهندسى آن مشاركت دارند يك امر تدريجى و تكاملى است مثل ساختمانى كه آجرهاى آن را بايد مرحله به مرحله بالا آورد و صد البته طراحى و ساخت چنين ساختمانى نياز به مشاركت مردم و حاكميت به صورت توأمان دارد. اساساً در فرهنگ علوى مردم ناظر سوم نيستند كه منتظر اجراى عدالت اجتماعى و احكام دين از طرف حاكمان باشند بلكه مردم بدنه اصلى فرهنگ و حكومت علوى را تشكيل مى‏دهند كه بايد بر كاركرد حاكمان نظارت داشته باشند و امر به معروف و نهى از منكر كنند، مردم بايد مواظب عملكرد دولتمردان باشند تا ضوابط و قوانين حكومت در جامعه توسط حاكمان درست اجرا شود و اگر حاكمان و يا حاكميت ضوابط و شرايط را رعايت نكنند قابل نقد و استيضاح و در مرحله آخر محاكمه‏اند. در هر حال تشكيل جامعه اسلامى بر دو عامل اساسى تكيه دارد: 1 - مطرح كردن آرمان‏ها و حركت به سمت آن. 2 - در نظر گرفتن واقعيت‏هاى اجتماعى و توانمندى اجتماع در برقرارى حكومت دينى. براى تبيين بهتر مطلب سخنى را از آقاى حسن رحيم‏پور ازغدى در كتاب (على و شهر بى‏آرمان) نقل مى‏كنيم. «بخشى از آرمان‏ها دست يافتنى است كه بايد به آن‏ها رسيد و بخشى هم البته دور از دسترس ماست و مراتبى از آن در دسترس بشر غيرمعصوم نيست و بايد منتظر بمانيم حضرت حجت (عج) بيايند و حكومت دينى جهانى آخرالزمان، آن بخش را تحقق دهد. ما اگر بخواهيم واقع بين باشيم و در عين حال، ارزشى باشيم، بايد اين گونه فكر كنيم كه در دوران غيبت بايد با الگوهاى ناقص‏تر حكومت دينى سر كنيم. و اين ناقص بودن البته به معنى كم‏اهميت بودن آن يا كم بودن اختيارات حكومت و وظايف حكومت نيست. بديهى است كه در هر جامعه‏يى، سطحى از اسلاميت، قابل تصور است و مراد بنده، قرائت‏هاى متضاد و جعلى از حكومت دينى هم نيست كه همه آنها را درست بدانيم. مراد، مراتب مختلفى از اعمال عدالت و شريعت اسلامى از حيث صحّت عمل و حجم عمل است. ما نمى‏توانيم نظريه «يا همه يا هيچ» را بپذيريم. يعنى يا حكومت صد در صد اسلامى يا حكومت اصلاً غيراسلامى؛ اين ايده غلطى است، نظريه «يا همه يا هيچ» نظريه مشروع و معقولى نيست. نمى‏توان گفت كه حكومت، بايد يا حكومت معصوم باشد و يا حكومت طاغوت باشد و هيچ يك از قانون‏هاى اسلام، اجرا نشود. وقتى حكومت معصوم نيست، حكومت عادل غيرمعصوم، بهتر از حكومت طاغوت است و تشكيل حكومت، وظيفه است. امام هم بر همين اساس قيام كرد. امام نگفتند ما صد در صدِ احكام اسلام را مى‏توانيم اجرا كنيم، بلكه گفتند ما اگر به شصت درصد آن مى‏توانيم عمل كنيم، بايد براى همان شصت درصد، قيام كنيم و آنچه مى‏توانيم انجام بدهيم. نگوييم «يا هيچ يا همه» يعنى يا امام زمان (عج) بيايد و يا هيچ اقدامى نكنيم. نه، ما تا آنجا كه مى‏توانيم بايد كار خود را بكنيم. در عين حال ادعا هم نمى‏توانيم بكنيم كه الگوى كامل حكومت دينى و جامعه دينى را اعمال كرده‏ايم چرا كه مراتبى دارد و بايد همواره ارتقاء يافت.» V}(حسن رحيم‏پور/ مجموعه مباحث طرحى براى فردا (1)، على و شهر بى‏آرمان، سروش، 1381، صص 64 - 63){V در پايان ذكر اين نكته نيز ضرورى است كه از مفهوم و عنوان «حكومت علوى» مثل هر عنوان و باور مقدس ديگرى مى‏توان سوء استفاده كرد و منكر وجود چنين امرى در جامعه خودمان هم نيستيم اما بى‏گمان راه مقابله با آن خودآگاهى اجتماعى و عمل به وظيفه امر به معروف در قبال حاكمان از سوى مردم خصوصاً طبقه آگاه و روشن آن توأم با پرداخت هزينه‏هاى آن است والا صرف كلى‏گويى توأم با ابهام و كنايه مشكلى حل نخواهد شد.
کد سوال : 2572
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : شهدايي كه بعد از سالها استخواني از آنها يافت مي شود، آيا فشار قبر و سؤال و جواب درون قبر و ... را پشت سر گذاشته اند يا بعد از دفن اين سير را طي خواهند كرد؟ آيا اصلأ شهداء فشار قبر هم دارند؟
پاسخ : واژه قبر در بسياري از روايات به معناي برزخ است و منظور از فشار قبر يا سؤال و جواب نکير و منکر در شب اول قبر شب اول انتقال انسان از اين دنيا به عالم برزخ مي باشد. در نتيجه اول شبي که انسان از دنيا رفته شب اول برزخ (قبر) او حساب مي شود و آنچه که مربوط به فشار قبر مي باشد عذابي برزخي است مربوط به شب اول مرگ آدمي در نتيجه اگر کسي را حيوانات درنده بخورند يا در دريا غرق شود از شب اول قبر معاف نمي باشد. اما راجع به فشار قبر شهداء، امام باقر(ع) مي فرمايد: H}«من لقي العدو فصبر حتي يقتل او يغلب لم يفتن في قبره{H؛ کسي که با دشمن ملاقات کند و صبر کند تا کشته شود يا پيروز شود در قبر سختي نمي بيند V}(ميزان الحکمه عربي، ج 5، ص 193).{V
کد سوال : 2573
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه انسان مي تواند به مرحله حضور برسد و هميشه خدا را شاهد اعمال خود ببيند و از ارتكاب معصيت حيا داشته باشد؟
پاسخ : به مرتبه حضور کامل رسيدن نياز به مجاهدت نفس فراوان و طولاني دارد و بايد قدم به قدم به سمت انجام واجبات و ترک محرمات پيش رفت و يکي از راه هاي آن شناخت خداوند است. اگر کسي واقعا بداند که خداوند بصير و بيننده است بلکه عليم است و از دل ما نيز خبر دارد و براي او آشکار و پنهان يکسان است اين علم و آگاهي اگر به مرحله باور برسد موجب مي شود انسان هيچ گاه خود را دور از محضر خداوند نبيند و شناخت خداوند و صفات او نياز به مطالعه و تفکر و استمداد جستن از خداوند و ياري گرفتن از علماي رباني دارد. در مرحله بعدي استفاده از لقمه حلال و اجتناب از خوردن غذاهاي حرام يا مشکوک و زندگي در جامعه و محيط سالم و معاشرت با دوستاني که انسان را به ياد خدا بيندازند از عوامل مؤثر در اين مسأله مي باشند.
کد سوال : 2574
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : اگر نماز ستون دين است پس چرا در فروع دين مطرح شده است؟
پاسخ : نخست بايد دانست كه حيطه اصول دين، «اعتقاد و ايمان» است و حيطه فروع دين «عمل و تكاليف شرعى» است. و از آن جا كه «نماز» از اعمال مهم شرعى است در فروع از آن ياد مى‏شود. براى توضيح بيشتر توجه شما را به چند نكته جلب مى‏كنيم. 1ـ در فرهنگ اسلام اصالت با اعتقاد و ايمان است و ارزش عمل آن هنگامى است كه از اعتقاد صحيح منشاء گرفته باشد. برخلاف نظريه عمل گرايان (پراگماتيسم) كه اصالت را تنها به اعمال مى‏دهند. از اين‏رو در اسلام از اعتقادات به عنوان اصول دين ياد شده است. 2ـ ميان اعتقاد و عمل رابطه تنگاتنگ و به گونه دور تصاعدى وجود دارد. به گونه‏اى كه هر چه اعتقاد و ايمان عميق‏تر باشد عمل نيك بيشتر و قوى‏تر بروز مى‏كند و هر چه اعمال نيك بيشتر باشد آدمى لذت حقيقت اعتقاد و ايمان را بيشتر مى‏چشد و باور او تقويت مى‏شود. A}اليه يصعدُ الكَلِمُ الطّيّبُ والعملُ الصّلِحُ يَرفَعُهُ{A؛ سخنان پاكيزه به سوى او بالا مى‏رود و كار شايسته به آن رفعت مى‏بخشد(V}فاطره، آيه‏ى 10{V). 3ـ از آن جا كه «نماز» مانع بسيارى از گناهان و ناهنجارى‏ها مى‏شود و تداوم نماز موجب تداوم ارتباط با خداوند و حفظ بنيان‏هاى اعتقادى مى‏شود. از نماز به عنوان ستون دين ياد شده است.
کد سوال : 2575
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : علت فرار جوانان جامعه اسلامي از امر ازدواج و روي آوردن به اعتياد و فساد اخلاقي چيست؟
پاسخ : عدم تمايل جوانان به ازدواج علل و عوامل متعددى مى‏تواند داشته باشد كه شدت و ضعف تأثير آنها با توجه به عواملى نظير جغرافيا، فرهنگ، سن، پايگاه اجتماعى و... فرق مى‏كند. بنابراين براى دست‏يابى به يك تحليل علمى دقيق بايد با تحديد و تمييز نمونه‏ى آمارى خود به بررسى پرداخت. به عنوان مثال دانشجويان دانشگاه تهران به چه دلايلى تمايل به ازدواج در سنين بيست تا بيست و سه سال ندارند؟ قطع نظر از تحليل‏هايى اين‏گونه مى‏توان به بعضى كلى‏گويى‏هايى كه شايد خالى از واقعيت هم نباشد زد. البته در پاسخ به سؤال كلى شما چاره‏اى نيز جز آن نيست. بر اين اساس به عوامل ذيل مى‏توان به عنوان دلايل عدم تمايل جوانان به ازدواج در سنين پايين اشاره كرد: 1- طولانى شدن مدت تحصيل. 2- فاصله بلوغ جنسى با بلوغ اقتصادى. 3- تمايل به استقلال بعد از ازدواج. 4- نداشتن شغل و درآمد. 5- فقدان مسكن و بالا بودن اجاره‏بها. 6- بالا بودن هزينه‏هاى ازدواج و انتظارات خانواده‏ها. 7- نيافتن همسر دلخواه. لازم به ذكر است كه در ميان پسران تأثير عوامل اقتصادى در عدم تمايل به ازدواج و تأخير آن بيشتر دخالت دارد و اين در حالى است كه دختران نيافتن زوج مناسب را علت تأخير در ازدواج ذكر كرده‏اند (بنا بر برخى تحقيقات منطقه‏اى)..
کد سوال : 2576
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : علت روي آوردن جوانان به اعتياد را بيان كنيد؟
پاسخ : در پاسخ اين سؤال، به صورت كلى و خلاصه اين امر را مى‏توان به لحاظ جامعه‏شناسى پاسخ گفت: الف) سطح عوامل اجتماعى كلان؛ يعنى عواملى كه مى‏تواند در سطح كلان جامعه مؤثر واقع شود مى‏توان از عوامل ذيل ياد كرد: 1- شهرنشينى و شهرگرايى. 2- محلات شهرى. 3- حاشيه‏نشينى (در متن جامعه نبودن). 4- سياست‏هاى جهانى استكبار. 5- نظام سرمايه‏دارى جهانى. 6- موقعيت استراتژيك كشور (مسير ترانزيت مواد مخدر به اروپا). 7- قشربندى و طبقات اجتماعى (برخى طبقات، اعتياد برايشان نوعى ژست و عادت است). ب ) سطح عوامل اجتماعى خرد؛ يعنى عواملى كه در سطح خرد و بر روى برخى از افراد مؤثر است: فقر و نياز مادى، رفاه زدگى، گروه همسالان، نوع شغل، نابسامانى‏هاى خانوادگى، رسانه‏هاى گروهى، اوقات فراغت، بيكارى، نابرابرى شرايط اجتماعى، فساد و فحشاء. ج ) سطح عوامل فردى و شخصى؛ ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد: - ضعف اعتقادات مذهبى. - سست شدن سنت‏هاى مفيد اجتماعى. - گروه‏هاى سنى ويژه. - فقدان نزديكان و والدين. - شكست در زندگى. - فقر علمى و آگاهى. - ناراحتى‏هاى روانى. براى آگاهى بيشتر ر.ك: نشريه اصلاح و تربيت شماره 73 و 74، مقاله «اعتياد جوانان از ديدگاه جامعه‏شناسى»، نعمت‏الله تقوى.
کد سوال : 2577
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : چگونه مي توان در درگيريهاي سياسي حق و باطل را از هم تشخيص داد و آيا كلا نيازي به اين تشخيص است؟
پاسخ : جهت ارائه پاسخى مناسب، در ابتدا مسأله حق و باطل را از منظر آموزه‏هاى دينى مورد بررسى قرار داده و سپس مطالبى را درباره‏ى لزوم شناخت حق و راهكارهاى آن در مسائل و درگيرى‏هاى جناحى بيان مى‏نماييم: قرآن كريم، جريان هستى را بر اساس حق مى‏داند و حق را اصيل معرفى مى‏كند. در مقابل، هر چند باطل را نفى نمى‏كند، اما آن را اصيل نمى‏داند. قرآن در جنگ «حق و باطل»، نگاهى خوش‏بينانه داشته، مى‏فرمايد، اين نمود باطل شما را نترساند، اين فراگيرى باطل شما را مأيوس نكند؛ زيرا سرانجام حق پيروز است. حق هميشه پيروز بوده است: «وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فى‏الارض» V}(نور، آيه 55){V. باطل ممكن است غلبه ظاهرى و موقت داشته باشد؛ اما حق يك دفعه از كمين بيرون مى‏آيد و آن را نابود مى‏كند. «بل نقذف بالحق على الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق و لكم الويل مما تصفون» V}(انبياء، آيه 18).{V همچنين قرآن حق و باطل را به صورت مثلى بسيار جالب و پرمعنا بيان داشته است. «خداوند از آسمان آبى فروفرستاد [يعنى[ آب صاف و پربركتى، در اثر ريزش اين باران بر كوه‏ها و بلندى‏ها، سيلى در وادى‏ها و رودخانه‏ها به اندازه ظرفيتشان به راه افتاد، پس اين سيل، كفى را روى خود حمل كرد. همان‏گونه كه وقتى فلزى را روى آتش مى‏گذارند تا از آن زيور يا وسيله‏اى بسازند، چنين كفى در سطح آن آشكار مى‏شود. مواد اصلى ته‏نشين شده و مواد زائد و به درد نخور، روى آن را مى‏گيرد. اين چنين خداوند حق و باطل را مثال مى‏زند». V}(رعد، آيه 17){V. از اين مثال، چند نكته جالب و مهم قابل استفاده است: 1. نمود داشتن باطل و اصيل بودن حق؛ در آيه شريفه اشاره شده كه كف، روى آب را ميگيرد و مى‏پوشاند؛ به طورى كه اگر آدم ناآگاهى، نگاه كند و از ماهيّت قضيه خبر نداشته باشد، كف خروشانى را مى‏بيند كه در حركت است. باطل نيز چنين است كه بر نيروى حق سوار مى‏شود و روى آن را مى‏پوشاند؛ به طورى كه اگر كسى ظاهر جامعه را ببيند و به اعماق آن نظر نيندازد، همان مظاهر چشم پر كن را مى‏بيند. حال آن كه حق و نظام حق «اصيل» است و مثل آب در زير جريان دارد و جامعه را به جلو مى‏برد. 2. طفيلى بودن باطل و استقلال حق؛ قرآن مى‏فرمايد: در جريان سيل آن كه حركت مى‏كند و نيرو دارد و هر چه را در برابرش قرار گيرد مى‏برد، «آب» است؛ اما شما كف را مى‏بينيد كه حركت مى‏كند. اگر آب نبود، كف يك قدم نمى‏توانست حركت كند، به علت وجود آب، روى آب سوار مى‏شود و از نيروى آب استفاده مى‏كند، هميشه در دنيا باطل از نيروى حق استفاده مى‏كند. اگر در عالم راستى، عدالت، پاكى، صداقت و... وجود نداشته باشد، دروغ، ظلم، خيانت و... اصلاً نمى‏تواند وجود و استمرار يابد. براى آگاهى بيشتر ر.ك: شهيد مطهرى، حق و باطل، ص 54. حضرت على(ع) در مورد استفاده باطل از حق مى‏فرمايد: H}«انما بدء وقوع الفتن اهواءٌ تتبع؛{H همانا آغاز فتنه‏ها و نابسامانيها هواهاى نفسانى است كه پيروى مى‏شوند»، V}(نهج‏البلاغه، خطبه 51){V؛ يعنى، برخى از انسان‏ها سخت تحت تأثير هواهاى نفسانى خودشان قرار گرفته و به جاى اطاعت از خداوند، هواهاى نفسانى خود را پرستش مى‏كند و به دنبال خواسته هايشان مى‏روند. «و احكام تبتدع» و بعد احكامى است كه بدعت گزارده مى‏شوند، يعنى، كسى كه مى‏خواهد دنبال هواى نفسش برود، با استفاده از نيروى حق، بدعتى را در لباس دين وارد مى‏كند كه «يخالف فيها كتاب الله يتوّلى عليها رجالٌ رجالاً على غير دين الله». آن وقت افرادى با هم متحد و متفق مى‏شوند و حزب و جمعيتى تشكيل مى‏دهند؛ ولى به غير دين خدا، بر اساس همان بدعت، و به عنوان دفاع از اين بدعت، آن را به صورت دين بين مردم تبليغ مى‏كنند». بعد حضرت در فلسفه اين مطلب مى‏فرمايند: «پس اگر باطل از امتزاج و آميختگى با حق، جدا باشد و باحق مخلوط نباشد، مردم حق‏جو منحرف نمى‏شوند؛ چون اغلب مردم، حنيف يا حق‏گرا هستند. اما [عده‏اى] مى‏آيند و حق را با باطل مخلوط و ممزوج مى‏كنند [در نتيجه [امر بر مردم مشتبه مى‏شود؛ يعنى، مردم حق را با باطل اشتباه مى‏گيرند و باطل را با مارك حق مى‏خرند و در اين جا است كه شيطان بر دوستان خودش مسلط مى‏شود؛ يعنى، ابزار شيطان هم «حق» است؛ يعنى، (حق مخلوط شده با باطل و حقى كه لباسى باطل پوشيده است...». اين همان معنايى است كه از آيه شريفه استفاده مى‏شودكه باطل، از حق تغذيه مى‏كند و از آن نيرو مى‏گيرد. (در حالى كه خود هيچ نيرويى ندارد). پس هم باطل، بر روى حق سوار مى‏شود و آن را مى‏پوشاند و هم براى ادامه بقاى خود و رسيدن به اهداف و اميال نفسانى خويش، خود را با حق ممزوج نموده، از آن سوءاستفاده مى‏كند. اين اختصاص به زمان‏هاى قبل يا زمان ما ندارد. شياطين و پيروان او، هميشه براى فريب مردم، چنين وضعيت مبهم و كدرى را به وجود مى‏آورند. پس غلبه ظاهرى گسترده و فراگيرنده باطل، براى مدّتى است؛ اما در نهايت به مغلوبيّت آن مى‏انجامد. انسان‏ها با كمى دقت و عدم توجه به ظواهر، به راحتى مى‏توانند حق را از باطل شناسايى كنند. با توجه به اين توضيحات، روشن مى‏شود كه جامعه ما از اين قاعده كلى مستثنى نيست و افرادى يافت مى‏شوند كه نظام اسلامى و حاكميت الهى را نپذيرفته‏اند و به دنبال هواها و خواسته‏هاى نفسانى، منافع شخصى و جناحى خود مى‏باشند. آنان از مظاهر اسلامى، شعارهاى مردم‏پسند، تبليغات عوام‏فريب ايجاد شك و ترديد، و مشتبه‏نمودن امور، براى دستيابى به اهداف و مقاصد شوم خود بهره مى‏گيرند. در چنين فضايى است كه اهميت و لزوم شناخت حق مشخص مى‏شود؛ زيرا از يك طرف بر اساس آموزه‏هاى دين مبين اسلام، تك تك افراد جامعه نسبت به سرنوشت خويش مسئول مى‏باشند و جهت انجام وظايف و تكاليف اجتماعى خود نيازمند شناخت حق و پيروى از آن و دورى گزيدن از باطل و حاميان آن مى‏باشند. و از سوى ديگر هر گونه كوتاهى كردن در شناسايى و شناساندن حق، اثرات و پيامدهاى شوم و وخيمى را براى همگان به دنبال خواهد داشت، مؤيد اين مسأله، حوادث تلخ تاريخى مانند حوادث زمان امام على(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و... كه ناشى از عدم شناخت حق و نبود آگاهى و بينش سياسى دقيق از طرف مردم بود، و پيامدهاى بسيار فجيعى را براى جهان اسلام و بشريت به دنيال داشت، مى‏باشد. البته بحمدلله به بركت انقلاب اسلامى و افزايش سطح آگاهى و درك مردم و صداقت مسؤولان عالى رتبه نظام، بسيارى از حقايق براى اكثريت مردم فهيم جامعه ما روشن است؛ اما در مواردى كه چنين ابهاماتى وجود دارد، براى تميز حق از باطل، رعايت راه‏كارهاى ذيل ضرورى به نظر مى‏رسد: يكم. رعايت تقوا، عمل به احكام و دستورات الهى، و تصفيه قلب از اميال هواهاى نفسانى، دورى از تعصّبات جناحى، صنفى و گروهى و در خواست استعانت از خداوند متعال، در شناخت و تشخيص حق از باطل، به عنوان يكى از مهم‏ترين قدم‏ها محسوب مى‏شود. قرآن كريم مى‏فرمايد: «الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا». V}(عنكبوت، آيه 29){V دوم. در جريان‏هاى فكرى، سياسى و اجتماعى و... بايد سعى شود از هر گونه قضاوت عجولانه و برداشت‏هاى سطحى پرهيز شود. انجام دادن مطالعات و تحقيقات گسترده درباره موضوع، بررسى پيشينه تاريخى و عملكردهاى آن، مشورت با افراد كارشناس و متعهد و تلاش براى دستيابى به يك تحليل واقعگرايانه بسيار اهميت دارد. سوم. شناسايى و تشخيص حق از باطل در موارد مختلف، مكانيسم‏هاى خاص خود را نيز مى‏طلبد. به عنوان نمونه در اين‏جا به دو موضوع مهم اشاره مى‏شود: الف) ارائه راه‏كارهايى براى سنجش ميزان حقانيت مواضع و عملكردهاى جناح‏ها و احزاب سياسى: حق مطلق را در هيچ جناحى جستجو نكنيد، زيرا كمتر در جايى تحقق پيدا مى‏كند. جناح‏هاى سياسى نماينده تفكرات مختلفى هستند كه در جامعه وجود دارند و اين لازمه يك جامعه آزاد و داراى حق انتخاب است. براى تشخيص حق بايد حق را شناخت سپس موارد مختلف را بررسى كرد كه آيا حق است يا باطل؟ خود را در حصار جناح‏ها قرار ندهيم، بلكه با انديشه‏اى باز و حق جو مواضع را ارزيابى نماييم امام على(ع) مى‏فرمايند: V}«اعرف الحق تعرف اهله؛{V حق را بشناس، تا اهل آن را بشناسى». در مورد ميزان و مقدار حقانيت تفكرات و عملكرد هر جناح نيز بايد ابتدا معيارها و ملاك‏هاى اسلام براى فعاليت احزاب را بشناسيم و بعد با بررسى و تطبيق آن‏ها با تفكرات و عملكرد احزاب، به ميزان حقانيت هر حزب آگاهى يابيم معيارها و ملاكهايى كه از نظر اسلام براى فعاليت مشخص كرده است عبارتند از: 1- احزاب سياسى به اصول اسلامى و احكام و ارزش‏هاى شرعى ايمان داشته باشند و بر اساس آيه «ان الدين عندالله الاسلام»، V}(آل عمران، آيه 19){V و «و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه»، V}(آل عمران آيه 85){V نبايد از آموزه‏هاى اسلام عدول نمايند. 2- همكارى و مودت احزاب و گروههاى سياسى در جامعه اسلامى با گروه و جمعيت‏ها غير اسلامى، بر اساس آيه «يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا اليهود والنصارى اولياء بعضهم اولياء بعض ومن يتولهم منكم فانه منهم ان الله لايهدى القوم الظالمين»، V}(مائده، آيه 51){V، جايز نيست. 3- بر اساس آيه «و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون»، V}(مائده آيه 47){V با گروه‏هايى كه با ترويج جريان سكولاريزم در صدد حذف دين از زندگى اجتماعى و سياسى مى‏باشند مبارزه كنند. 4- نظارت و مراقبت مستمر احزاب بر عدم مخالفت تصميم‏گيرى‏هاى سياسى با شريعت اسلام از شرايطى است كه آيه 75 سوره بقره تأكيد مى‏كند. 5- رعايت موازين فقهى، شرعى و اخلاقى در هنگام اختلاف با احزاب رقيب و به كارگيرى ابزارهاى مشروع در تبليغات حزبى، تحمل، عدم انكار و تكفير احزاب اسلامى ديگر و پرهيز از شيوه‏هاى غير اخلاقى و ظالمانه، مانند بهتان به يكديگر، از شروط ضرورى فعاليت سياسى احزاب به شمار مى‏رود. 6- اهتمام به وحدت امت اسلامى و وحدت و پرهيز از اختلاف و تفرقه و اصل قرآنى «واعتصوا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا....»، V}(آل‏عمران آيه، 103).{V 7- اعتقاد و پايبندى عملى به حاكميت خداوند متعال و اطاعت از حاكم اسلامى و ولايت فقيه بر اساس آيه «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول واولى الامرمنكم»، V}(نساء، آيه 59).{V براى آگاهى بيشتر ر.ك: عبدالحسين خسروپناه، جامعه مدنى و حاكميت دينى، ص 202. ب) ارائه راه‏كارهايى براى سنجش ميزان حقانيت و صداقت برخى از مسؤولان: در اين باره بايد گفت كه بحمدلله مسؤولين عالى‏رتبه نظام، عموما افرادى كاملاً شناخته شده متعهد و دلسوز و مورد تأييدمقام معظم رهبرى مى‏باشند بنابراين بايد از هرگونه سوء ظن و شك و بدبينى، قضاوت نسنجيده و بدون دليل و مدرك، خوددارى نمود زيرا به فرموده قرآن بسيارى از سوء ظن‏ها حقانيت نداشته و تبعات منفى را به دنبال مى‏آورد «يا ايها الذين امنوا اجتنبوا كثيرا من الظن، ان بعض الظن اثم»، (حجرات، آيه 12) «ان الظن لايغنى من الحق شيئا»، V}(النجم، آيه 28).{V بنابراين ضمن التجا و پناه بردن به خداوند و كمك از ذات اقدس الهى در موقع بروز شك و وسوسه‏هاى شيطانى و توجه به نكات ذيل حايز اهميت مى‏باشد. در مرحله اول بايد زمينه‏هاى به وجود آورنده اين شك‏ها را شناخت و از آنها جلوگيرى كرد. بايد منصفانه بررسى كرد كه چرا من در صداقت فلان مسؤول يا... شك دارم، منشأ شك من چيست؟ آيا از افراد ناآگاه معاند و شبهه‏افكن، راديوهاى بيگانه، مطبوعات تفرقه‏انداز داخل وابسته و... نشأت گرفته يا اين كه از عملى نشدن وعده‏ها و برنامه‏هاى مسؤولين، يا برخى تخلفات مسؤولين رده پايين و... . و در مرحله بعد بايد بررسى كرد كه آيا براى شك خود مدرك و دليل معتبر نيز دارم؟ زيرا ريشه بسيارى از شك‏ها عدم اطلاعات صحيح و كافى، تعميم‏هاى نادرست، تحليل‏هاى جزئى‏نگر و غيركارشناسانه و نداشتن ديدى وسيع و كلان‏نگرى در همه مسائل مى‏باشد. در مرحله سوم اهميت نقش و جايگاه مسؤولين، اقدامات مفيد و مثبت آنان، مشكلات، نواقص و كمبودها، تهاجم دشمنان داخلى و خارجى نظام در جهت ايجاد شك و بدبينى در بين مردم نسبت به مسؤولين و... را در نظر گرفت و هميشه اين مطلب مهم را در نظر داشت كه مسؤولين عالى‏رتبه نظام ما هر چند معصوم نبوده و احتمال اشتباه و لغزش در گفتار و رفتار آنان منتفى نميباشد، اما با توجه به واجديت شرايط و صلاحيت‏هاى لازم، سوابق اجرايى و پشت سر گذاشتن مسؤوليت‏هاى متعدد، داشتن تأييد رهبرى يا نهادهاى مربوطه و دقت‏هايى كه در زمان گزينش و تصدى آنان اعمال شده و همچنين نظارت‏ها و كنترل‏هاى درونى (ايمان، تقوا و..). و بيرونى (مانند مجلس، قوه قضائيه و..). درباره آنان انجام مى‏گيريد بنابراين نظر اوليه ما بايد بر صداقت آنان در گفتار و اعمالشان باشد مگر اين كه خلاف آن ثابت شود و براى تشخيص سخنان صواب و ناصواب و پاى‏بندى افراد به انقلاب و راه امام بايد معيارهايى را در نظر گرفت از جمله: 1- احترام و التزام جدى به احكام و ارزش‏هاى الهى و رعايت آنها. 2- حركت در خط امام و رهبرى. 3- در نظر گرفتن وحدت، منافع، امنيت ملى. 4- رعايت قوانين و مقررات مربوط به فعاليت جناح‏ها. 5- دلسوزى نسبت به نظام اسلامى و دوستداران آن و دشمنى با دشمنان نظام به فرموده قرآن: «اشداء على الكفار رحماء بينهم». 6- عدم وابستگى به گروه‏هاى مخالف نظام. بنابراين با در نظر گرفتن معيارهايى از اين قبيل مى‏توان تا حدود زيادى حق را تشخيص داد.
کد سوال : 2578
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : زمان هاي خواب هاي مكروه و مكان هايي كه خواب در آن مكروه است ؟
پاسخ : بنا به آن چه در برخى از روايات از ائمه معصومين است در روز خواب قيلوله كه خواب قبل از اذان ظهر است (يك يا دو ساعت قبل از ظهر) مستحب است و زمان مناسبى است براى استراحت بدن و داراى فوائد فراوان مى‏باشد. همچنين از سيره‏ى ائمه معصومين(ع) استفاده مى‏شود كه قسمت اول شب را مى‏خوابيده‏اند و قسمت آخر شب يعنى وقت سحر را بيدار بوده‏اند. همچنين خوابيدن بين‏الطلوعين يعنى از اذان صبح تا طلوع خورشيد مكروه است. خوابيدن بعد از عصر و نزديك غروب آفتاب و بين نماز شب و نماز صبح نكوهش شده است. قابل ذكر است احياء برخى شب‏هاى متبرك مانند شب‏هاى قدر در ماه رمضان تأكيد فراوان شده است. بنابر اين خوابيدن در اين شب‏ها مذموم مى‏باشد. و اما مكان‏هايى كه در آن خوابيدن ناپسند و مكروه است عبارتند از: 1. مكانى كه انسان در آن تنها باشد. 2. پشت بامى كه حفاظ نداشته باشد. 3. خانه‏اى كه داراى درب و پرده نباشد. 4. خوابيدن در مسجد الحرام، مسجد النبى و هر مسجدى. همچنين خوابيدن در مكان‏هايى كه نجس يا كثيف مى‏باشد(V}دارالسلام نورى، ج 3، ص 25 - 62{V).
کد سوال : 2579
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : در مورد 40روز كه بعد از گناه بايد استغفار كرد توضيح دهيد ؟
پاسخ : P}چون به دست خويشتن بستى تو پاى خويشتن {E}هم به دست خويشتن وا كن كمال اين است و بس{P V}(ميرزا حبيب مجتهد خراسانى) {V آمرزش خواهى، نقشى بسيار مهم در زدودن گناه ايفا مى‏كند. در روايت‏هاى مختلفى تصريح شده است كه «بهترين توسل، استغفار است»، «حربه گنهكار، آمرزش خواهى است»، «هيچ واسطه‏اى و شفيعى، مؤثرتر از آمرزش‏خواهى نيست»V}ميزان الحكمة، ج 9، ص 4350{V. بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت(ع) گناه بيمارى است و راه علاج دارد. علاج گناه با توبه است. همان گونه كه بيمار جسمى فوراً به طبيب و پزشك معالج مراجعه مى‏كند و خود را تحت درمان و مراقبت قرار مى‏دهد و در اين امر هيچ درنگى نمى‏كند، بيمار گناه نيز بايد به اين حقيقت توجه نمايد كه به وقت ظهور گناه لازم است براى درمان بيمارى خود به طبيب مراجعه كند تا علاوه بر معالجه بيمارى، ريشه‏هاى درد و عوارض باقى‏مانده را ريشه كن نمايد. طبيب روحانى فقط خداوند است و بس.A}والذين اذا فعلوا فاحشةً او ظَلَموا انفسَهُم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهمM}{Aو كسانى كه چون كار زشتى كنند يا به خود ستم ورزند، خدا را ياد مى‏كنند و براى گناهانشان آمرزش مى‏طلبند{M(V}آل عمران، آيه 135{V). بنابر اين بر اساس آيه شريفه: A}و سارعوا الى مغفرةٍ من ربّكمM}{Aبه جانب مغفرت پروردگاتران بشتابيد{M() توبه واجب فورى است و هيچ گونه درنگى در آن جايز نيست. V}آل عمران، آيه‏ى 133{V. استدلال عقلى و نقلى اين است كه انسان نمى‏داند تا چه حدّ مهلت و عمر دارد. هر لحظه ممكن است به لقاى حق بشتابد. پس توبه از گناه هم از حيث عقل و هم از حيث نقل ضرورى است. امّا بنده اگر گناهى مرتكب شد، در آمرزش‏خواهى به او مهلتى داده شده است تا از آثار و عواقب گناه پاك شود. امام صادق(ع) مى‏فرمايند: هرگاه بنده گناهى مرتكب شود، از بامداد تا شب به او مهلت داده مى‏شود، اگر آمرزش خواست، آن گناه برايش نوشته نمى‏شود»V}ميزان الحكمه، ج 9، ص 4354{V. امام در حديثى ديگر مى‏فرمايند: هر كس گناهى كند، هفت ساعت از روز به او مهلت داده مى‏شود. اگر در اين مدت سه بار گفت: «استغفرالله الذى لا اله الا هو الحى القيوم» آن گناه برايش نوشته نمى‏شود(V}همان{V). گاهى انسان در زندگى خود بررسى مى‏كند و مى‏بيند پاره‏اى از گناهان هست كه در گذشته‏هاى دور انجام داده است، توصيه شده در موقع به ياد گناهان خود مى‏افتيد آمرزش‏خواهى كنيد. اما اين كه بايد چهل روز بعد از گناه آمرزش خواهى كرد، و تا چهل روز مى‏شود توبه را به تأخير انداخت، چنين چيزى در روايات ما يافت نمى‏شود و با اصول عقلى و نقلى و شرعى سازگارى ندارد. ارتباط «چهل» و «گناه» در اين زمينه اين است: كسى كه مرتكب گناه مى‏شود تا چهل روز توفيقاتى از او سلب مى‏شود. مثلاً استعداد درك معنويات، حضور قلب در عبادت‏ها، ارتباط با عالم علوى، خود به خود از دست او مى‏رود. اما اين بدان معنى نيست كه او مى‏تواند واجبات و تكاليف خود را ترك كند. بلكه بايد تمام اعمال و تكاليف خود را انجام دهد. به هر تقدير بدون استغفار، بسيارى از توفيقات الهى از او سلب مى‏شود. چون خود او، به عمد ظرف وجودش را واژگون ساخته است و توان درك معنويات را از كف داده است. براى آگاهى بيشتر ر.ك: توبه، شهيد دستغيب.
کد سوال : 2580
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چرا نمي توانيم از زمان به خوبي استفاده کنيم؟
پاسخ : اين موضوع علل و عوامل مختلفى مى‏تواند داشته باشد. گاهى ضعف اراده باعث آن مى‏شود. گاهى عدم وجود برنامه و نداشتن جدول زمان‏بندى شده اوقات شبانه‏روزى، گاهى نداشتن هدف مشخص و معين و گاهى... .اما براى فايق آمدن بر اين مشكل: الف) اوقات شبانه‏روزى خود را از لحظه بيدار شدن تا پايان روز و هنگام خواب، تقسيم‏بندى كرده و متناسب با توانايى‏هاى خود برنامه‏اى معين كنيد و سعى كنيد طى روز به آن عمل كنيد و در پايان فعاليت‏ها هنگام رفتن به بستر آن را ارزيابى كنيد و اگر موفق بوديد خود را تشويق كرده و اگر برنامه‏اى را اجرا نكرديد خود را تنبيه كنيد. لازم به ذكر است كه تمام اوقات را پر كنيد و براى استراحت و اوقات فراغت خود نيز برنامه‏اى مشخص، تعيين نمائيد. مثلاً ورزش، مطالعه روزنامه، تميز كردن اتاق و... به طورى كه وقت خالى نداشته باشيد. ب) در صورتى كه اهمال و سستى و به عبارت ديگر ضعف اراده باعث اين مشكل شده است با بهره گرفتن از راهكارهاى ارائه شده در صفحه ضميمه به تقويت اراده خود بپردازيد. ج) اوقات و ساعات پرتى كه در طول شبانه‏روز مى‏توانيد از آن‏ها استفاده كنيد شناسايى كرده و به فعاليت مناسب با آن بپردازيد.