کد سوال : 2571
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : ما كه ادعاي حكومت علوي مي كنيم چرا سراني كه روي اين كلمه مانور مي دهند خود اين گونه نيستند و فقط از احساسات مذهبي مردم سوء استفاده مي كنند؟
پاسخ : ادعاى وجود حكومت علوى در جامعه با مطرح كردن «حكومت علوى» به عنوان يك آرمان و هدف متعالى كه بايد به سمت آن حركت كرد تفاوت واضح و روشنى دارد. مصاديق مدعيان حضور حكومت علوى در جامعه كه در متن سؤال فرض شده است براى نگارنده اين سطور نامشخص است اما به طور قطع آنچه كه در گفتار و نظرات صاحبان و اصحاب انقلاب و نيز سران فعلى نظام، تحت عنوان حكومت علوى و رفتار علوى مطرح مىشود، از قسم دوم (به عنوان هدف و آرمان) است و نه از قسم اول و اساساً نه حضرت امام و نه مجموعه سران اصلى نظام هيچگاه ادعاى حضور حكومت صد در صد علوى و اسلامى را در جامعه نداشتهاند و اساساً تشكيل جامعه دينى و حكومت علوى امر مطلق و ساختمان پيش ساختهيى نيست كه بشود آن را يك بار و براى هميشه نصب كرد بلكه چون افراد و انسانهاى غيرمعصومى در ساخت و مهندسى آن مشاركت دارند يك امر تدريجى و تكاملى است مثل ساختمانى كه آجرهاى آن را بايد مرحله به مرحله بالا آورد و صد البته طراحى و ساخت چنين ساختمانى نياز به مشاركت مردم و حاكميت به صورت توأمان دارد. اساساً در فرهنگ علوى مردم ناظر سوم نيستند كه منتظر اجراى عدالت اجتماعى و احكام دين از طرف حاكمان باشند بلكه مردم بدنه اصلى فرهنگ و حكومت علوى را تشكيل مىدهند كه بايد بر كاركرد حاكمان نظارت داشته باشند و امر به معروف و نهى از منكر كنند، مردم بايد مواظب عملكرد دولتمردان باشند تا ضوابط و قوانين حكومت در جامعه توسط حاكمان درست اجرا شود و اگر حاكمان و يا حاكميت ضوابط و شرايط را رعايت نكنند قابل نقد و استيضاح و در مرحله آخر محاكمهاند. در هر حال تشكيل جامعه اسلامى بر دو عامل اساسى تكيه دارد:
1 - مطرح كردن آرمانها و حركت به سمت آن.
2 - در نظر گرفتن واقعيتهاى اجتماعى و توانمندى اجتماع در برقرارى حكومت دينى. براى تبيين بهتر مطلب سخنى را از آقاى حسن رحيمپور ازغدى در كتاب (على و شهر بىآرمان) نقل مىكنيم.
«بخشى از آرمانها دست يافتنى است كه بايد به آنها رسيد و بخشى هم البته دور از دسترس ماست و مراتبى از آن در دسترس بشر غيرمعصوم نيست و بايد منتظر بمانيم حضرت حجت (عج) بيايند و حكومت دينى جهانى آخرالزمان، آن بخش را تحقق دهد. ما اگر بخواهيم واقع بين باشيم و در عين حال، ارزشى باشيم، بايد اين گونه فكر كنيم كه در دوران غيبت بايد با الگوهاى ناقصتر حكومت دينى سر كنيم. و اين ناقص بودن البته به معنى كماهميت بودن آن يا كم بودن اختيارات حكومت و وظايف حكومت نيست. بديهى است كه در هر جامعهيى، سطحى از اسلاميت، قابل تصور است و مراد بنده، قرائتهاى متضاد و جعلى از حكومت دينى هم نيست كه همه آنها را درست بدانيم. مراد، مراتب مختلفى از اعمال عدالت و شريعت اسلامى از حيث صحّت عمل و حجم عمل است. ما نمىتوانيم نظريه «يا همه يا هيچ» را بپذيريم. يعنى يا حكومت صد در صد اسلامى يا حكومت اصلاً غيراسلامى؛ اين ايده غلطى است، نظريه «يا همه يا هيچ» نظريه مشروع و معقولى نيست. نمىتوان گفت كه حكومت، بايد يا حكومت معصوم باشد و يا حكومت طاغوت باشد و هيچ يك از قانونهاى اسلام، اجرا نشود. وقتى حكومت معصوم نيست، حكومت عادل غيرمعصوم، بهتر از حكومت طاغوت است و تشكيل حكومت، وظيفه است.
امام هم بر همين اساس قيام كرد. امام نگفتند ما صد در صدِ احكام اسلام را مىتوانيم اجرا كنيم، بلكه گفتند ما اگر به شصت درصد آن مىتوانيم عمل كنيم، بايد براى همان شصت درصد، قيام كنيم و آنچه مىتوانيم انجام بدهيم. نگوييم «يا هيچ يا همه» يعنى يا امام زمان (عج) بيايد و يا هيچ اقدامى نكنيم. نه، ما تا آنجا كه مىتوانيم بايد كار خود را بكنيم. در عين حال ادعا هم نمىتوانيم بكنيم كه الگوى كامل حكومت دينى و جامعه دينى را اعمال كردهايم چرا كه مراتبى دارد و بايد همواره ارتقاء يافت.» V}(حسن رحيمپور/ مجموعه مباحث طرحى براى فردا (1)، على و شهر بىآرمان، سروش، 1381، صص 64 - 63){V
در پايان ذكر اين نكته نيز ضرورى است كه از مفهوم و عنوان «حكومت علوى» مثل هر عنوان و باور مقدس ديگرى مىتوان سوء استفاده كرد و منكر وجود چنين امرى در جامعه خودمان هم نيستيم اما بىگمان راه مقابله با آن خودآگاهى اجتماعى و عمل به وظيفه امر به معروف در قبال حاكمان از سوى مردم خصوصاً طبقه آگاه و روشن آن توأم با پرداخت هزينههاى آن است والا صرف كلىگويى توأم با ابهام و كنايه مشكلى حل نخواهد شد.
کد سوال : 2572
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : شهدايي كه بعد از سالها استخواني از آنها يافت مي شود، آيا فشار قبر و سؤال و جواب درون قبر و ... را پشت سر گذاشته اند يا بعد از دفن اين سير را طي خواهند كرد؟ آيا اصلأ شهداء فشار قبر هم دارند؟
پاسخ : واژه قبر در بسياري از روايات به معناي برزخ است و منظور از فشار قبر يا سؤال و جواب نکير و منکر در شب اول قبر شب اول انتقال انسان از اين دنيا به عالم برزخ مي باشد.
در نتيجه اول شبي که انسان از دنيا رفته شب اول برزخ (قبر) او حساب مي شود و آنچه که مربوط به فشار قبر مي باشد عذابي برزخي است مربوط به شب اول مرگ آدمي در نتيجه اگر کسي را حيوانات درنده بخورند يا در دريا غرق شود از شب اول قبر معاف نمي باشد.
اما راجع به فشار قبر شهداء، امام باقر(ع) مي فرمايد: H}«من لقي العدو فصبر حتي يقتل او يغلب لم يفتن في قبره{H؛ کسي که با دشمن ملاقات کند و صبر کند تا کشته شود يا پيروز شود در قبر سختي نمي بيند V}(ميزان الحکمه عربي، ج 5، ص 193).{V
کد سوال : 2573
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه انسان مي تواند به مرحله حضور برسد و هميشه خدا را شاهد اعمال خود ببيند و از ارتكاب معصيت حيا داشته باشد؟
پاسخ : به مرتبه حضور کامل رسيدن نياز به مجاهدت نفس فراوان و طولاني دارد و بايد قدم به قدم به سمت انجام واجبات و ترک محرمات پيش رفت و يکي از راه هاي آن شناخت خداوند است. اگر کسي واقعا بداند که خداوند بصير و بيننده است بلکه عليم است و از دل ما نيز خبر دارد و براي او آشکار و پنهان يکسان است اين علم و آگاهي اگر به مرحله باور برسد موجب مي شود انسان هيچ گاه خود را دور از محضر خداوند نبيند و شناخت خداوند و صفات او نياز به مطالعه و تفکر و استمداد جستن از خداوند و ياري گرفتن از علماي رباني دارد.
در مرحله بعدي استفاده از لقمه حلال و اجتناب از خوردن غذاهاي حرام يا مشکوک و زندگي در جامعه و محيط سالم و معاشرت با دوستاني که انسان را به ياد خدا بيندازند از عوامل مؤثر در اين مسأله مي باشند.
کد سوال : 2574
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : اگر نماز ستون دين است پس چرا در فروع دين مطرح شده است؟
پاسخ : نخست بايد دانست كه حيطه اصول دين، «اعتقاد و ايمان» است و حيطه فروع دين «عمل و تكاليف شرعى» است. و از آن جا كه «نماز» از اعمال مهم شرعى است در فروع از آن ياد مىشود.
براى توضيح بيشتر توجه شما را به چند نكته جلب مىكنيم.
1ـ در فرهنگ اسلام اصالت با اعتقاد و ايمان است و ارزش عمل آن هنگامى است كه از اعتقاد صحيح منشاء گرفته باشد. برخلاف نظريه عمل گرايان (پراگماتيسم) كه اصالت را تنها به اعمال مىدهند. از اينرو در اسلام از اعتقادات به عنوان اصول دين ياد شده است.
2ـ ميان اعتقاد و عمل رابطه تنگاتنگ و به گونه دور تصاعدى وجود دارد. به گونهاى كه هر چه اعتقاد و ايمان عميقتر باشد عمل نيك بيشتر و قوىتر بروز مىكند و هر چه اعمال نيك بيشتر باشد آدمى لذت حقيقت اعتقاد و ايمان را بيشتر مىچشد و باور او تقويت مىشود.
A}اليه يصعدُ الكَلِمُ الطّيّبُ والعملُ الصّلِحُ يَرفَعُهُ{A؛ سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىرود و كار شايسته به آن رفعت مىبخشد(V}فاطره، آيهى 10{V).
3ـ از آن جا كه «نماز» مانع بسيارى از گناهان و ناهنجارىها مىشود و تداوم نماز موجب تداوم ارتباط با خداوند و حفظ بنيانهاى اعتقادى مىشود. از نماز به عنوان ستون دين ياد شده است.
کد سوال : 2575
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : علت فرار جوانان جامعه اسلامي از امر ازدواج و روي آوردن به اعتياد و فساد اخلاقي چيست؟
پاسخ : عدم تمايل جوانان به ازدواج علل و عوامل متعددى مىتواند داشته باشد كه شدت و ضعف تأثير آنها با توجه به عواملى نظير جغرافيا، فرهنگ، سن، پايگاه اجتماعى و... فرق مىكند. بنابراين براى دستيابى به يك تحليل علمى دقيق بايد با تحديد و تمييز نمونهى آمارى خود به بررسى پرداخت. به عنوان مثال دانشجويان دانشگاه تهران به چه دلايلى تمايل به ازدواج در سنين بيست تا بيست و سه سال ندارند؟ قطع نظر از تحليلهايى اينگونه مىتوان به بعضى كلىگويىهايى كه شايد خالى از واقعيت هم نباشد زد. البته در پاسخ به سؤال كلى شما چارهاى نيز جز آن نيست.
بر اين اساس به عوامل ذيل مىتوان به عنوان دلايل عدم تمايل جوانان به ازدواج در سنين پايين اشاره كرد:
1- طولانى شدن مدت تحصيل.
2- فاصله بلوغ جنسى با بلوغ اقتصادى.
3- تمايل به استقلال بعد از ازدواج.
4- نداشتن شغل و درآمد.
5- فقدان مسكن و بالا بودن اجارهبها.
6- بالا بودن هزينههاى ازدواج و انتظارات خانوادهها.
7- نيافتن همسر دلخواه.
لازم به ذكر است كه در ميان پسران تأثير عوامل اقتصادى در عدم تمايل به ازدواج و تأخير آن بيشتر دخالت دارد و اين در حالى است كه دختران نيافتن زوج مناسب را علت تأخير در ازدواج ذكر كردهاند (بنا بر برخى تحقيقات منطقهاى)..
کد سوال : 2576
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : علت روي آوردن جوانان به اعتياد را بيان كنيد؟
پاسخ : در پاسخ اين سؤال، به صورت كلى و خلاصه اين امر را مىتوان به لحاظ جامعهشناسى پاسخ گفت:
الف) سطح عوامل اجتماعى كلان؛ يعنى عواملى كه مىتواند در سطح كلان جامعه مؤثر واقع شود مىتوان از عوامل ذيل ياد كرد:
1- شهرنشينى و شهرگرايى.
2- محلات شهرى.
3- حاشيهنشينى (در متن جامعه نبودن).
4- سياستهاى جهانى استكبار.
5- نظام سرمايهدارى جهانى.
6- موقعيت استراتژيك كشور (مسير ترانزيت مواد مخدر به اروپا).
7- قشربندى و طبقات اجتماعى (برخى طبقات، اعتياد برايشان نوعى ژست و عادت است).
ب ) سطح عوامل اجتماعى خرد؛ يعنى عواملى كه در سطح خرد و بر روى برخى از افراد مؤثر است:
فقر و نياز مادى، رفاه زدگى، گروه همسالان، نوع شغل، نابسامانىهاى خانوادگى، رسانههاى گروهى، اوقات فراغت، بيكارى، نابرابرى شرايط اجتماعى، فساد و فحشاء.
ج ) سطح عوامل فردى و شخصى؛ ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
- ضعف اعتقادات مذهبى.
- سست شدن سنتهاى مفيد اجتماعى.
- گروههاى سنى ويژه.
- فقدان نزديكان و والدين.
- شكست در زندگى.
- فقر علمى و آگاهى.
- ناراحتىهاى روانى.
براى آگاهى بيشتر ر.ك: نشريه اصلاح و تربيت شماره 73 و 74، مقاله «اعتياد جوانان از ديدگاه جامعهشناسى»، نعمتالله تقوى.
کد سوال : 2577
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : چگونه مي توان در درگيريهاي سياسي حق و باطل را از هم تشخيص داد و آيا كلا نيازي به اين تشخيص است؟
پاسخ : جهت ارائه پاسخى مناسب، در ابتدا مسأله حق و باطل را از منظر آموزههاى دينى مورد بررسى قرار داده و سپس مطالبى را دربارهى لزوم شناخت حق و راهكارهاى آن در مسائل و درگيرىهاى جناحى بيان مىنماييم:
قرآن كريم، جريان هستى را بر اساس حق مىداند و حق را اصيل معرفى مىكند. در مقابل، هر چند باطل را نفى نمىكند، اما آن را اصيل نمىداند. قرآن در جنگ «حق و باطل»، نگاهى خوشبينانه داشته، مىفرمايد، اين نمود باطل شما را نترساند، اين فراگيرى باطل شما را مأيوس نكند؛ زيرا سرانجام حق پيروز است. حق هميشه پيروز بوده است: «وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فىالارض» V}(نور، آيه 55){V. باطل ممكن است غلبه ظاهرى و موقت داشته باشد؛ اما حق يك دفعه از كمين بيرون مىآيد و آن را نابود مىكند. «بل نقذف بالحق على الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق و لكم الويل مما تصفون» V}(انبياء، آيه 18).{V
همچنين قرآن حق و باطل را به صورت مثلى بسيار جالب و پرمعنا بيان داشته است. «خداوند از آسمان آبى فروفرستاد [يعنى[ آب صاف و پربركتى، در اثر ريزش اين باران بر كوهها و بلندىها، سيلى در وادىها و رودخانهها به اندازه ظرفيتشان به راه افتاد، پس اين سيل، كفى را روى خود حمل كرد. همانگونه كه وقتى فلزى را روى آتش مىگذارند تا از آن زيور يا وسيلهاى بسازند، چنين كفى در سطح آن آشكار مىشود. مواد اصلى تهنشين شده و مواد زائد و به درد نخور، روى آن را مىگيرد. اين چنين خداوند حق و باطل را مثال مىزند». V}(رعد، آيه 17){V. از اين مثال، چند نكته جالب و مهم قابل استفاده است:
1. نمود داشتن باطل و اصيل بودن حق؛ در آيه شريفه اشاره شده كه كف، روى آب را ميگيرد و مىپوشاند؛ به طورى كه اگر آدم ناآگاهى، نگاه كند و از ماهيّت قضيه خبر نداشته باشد، كف خروشانى را مىبيند كه در حركت است. باطل نيز چنين است كه بر نيروى حق سوار مىشود و روى آن را مىپوشاند؛ به طورى كه اگر كسى ظاهر جامعه را ببيند و به اعماق آن نظر نيندازد، همان مظاهر چشم پر كن را مىبيند. حال آن كه حق و نظام حق «اصيل» است و مثل آب در زير جريان دارد و جامعه را به جلو مىبرد.
2. طفيلى بودن باطل و استقلال حق؛ قرآن مىفرمايد: در جريان سيل آن كه حركت مىكند و نيرو دارد و هر چه را در برابرش قرار گيرد مىبرد، «آب» است؛ اما شما كف را مىبينيد كه حركت مىكند. اگر آب نبود، كف يك قدم نمىتوانست حركت كند، به علت وجود آب، روى آب سوار مىشود و از نيروى آب استفاده مىكند، هميشه در دنيا باطل از نيروى حق استفاده مىكند. اگر در عالم راستى، عدالت، پاكى، صداقت و... وجود نداشته باشد، دروغ، ظلم، خيانت و... اصلاً نمىتواند وجود و استمرار يابد.
براى آگاهى بيشتر ر.ك: شهيد مطهرى، حق و باطل، ص 54.
حضرت على(ع) در مورد استفاده باطل از حق مىفرمايد: H}«انما بدء وقوع الفتن اهواءٌ تتبع؛{H همانا آغاز فتنهها و نابسامانيها هواهاى نفسانى است كه پيروى مىشوند»، V}(نهجالبلاغه، خطبه 51){V؛ يعنى، برخى از انسانها سخت تحت تأثير هواهاى نفسانى خودشان قرار گرفته و به جاى اطاعت از خداوند، هواهاى نفسانى خود را پرستش مىكند و به دنبال خواسته هايشان مىروند. «و احكام تبتدع» و بعد احكامى است كه بدعت گزارده مىشوند، يعنى، كسى كه مىخواهد دنبال هواى نفسش برود، با استفاده از نيروى حق، بدعتى را در لباس دين وارد مىكند كه «يخالف فيها كتاب الله يتوّلى عليها رجالٌ رجالاً على غير دين الله». آن وقت افرادى با هم متحد و متفق مىشوند و حزب و جمعيتى تشكيل مىدهند؛ ولى به غير دين خدا، بر اساس همان بدعت، و به عنوان دفاع از اين بدعت، آن را به صورت دين بين مردم تبليغ مىكنند». بعد حضرت در فلسفه اين مطلب مىفرمايند: «پس اگر باطل از امتزاج و آميختگى با حق، جدا باشد و باحق مخلوط نباشد، مردم حقجو منحرف نمىشوند؛ چون اغلب مردم، حنيف يا حقگرا هستند. اما [عدهاى] مىآيند و حق را با باطل مخلوط و ممزوج مىكنند [در نتيجه [امر بر مردم مشتبه مىشود؛ يعنى، مردم حق را با باطل اشتباه مىگيرند و باطل را با مارك حق مىخرند و در اين جا است كه شيطان بر دوستان خودش مسلط مىشود؛ يعنى، ابزار شيطان هم «حق» است؛ يعنى، (حق مخلوط شده با باطل و حقى كه لباسى باطل پوشيده است...». اين همان معنايى است كه از آيه شريفه استفاده مىشودكه باطل، از حق تغذيه مىكند و از آن نيرو مىگيرد. (در حالى كه خود هيچ نيرويى ندارد).
پس هم باطل، بر روى حق سوار مىشود و آن را مىپوشاند و هم براى ادامه بقاى خود و رسيدن به اهداف و اميال نفسانى خويش، خود را با حق ممزوج نموده، از آن سوءاستفاده مىكند. اين اختصاص به زمانهاى قبل يا زمان ما ندارد. شياطين و پيروان او، هميشه براى فريب مردم، چنين وضعيت مبهم و كدرى را به وجود مىآورند. پس غلبه ظاهرى گسترده و فراگيرنده باطل، براى مدّتى است؛ اما در نهايت به مغلوبيّت آن مىانجامد. انسانها با كمى دقت و عدم توجه به ظواهر، به راحتى مىتوانند حق را از باطل شناسايى كنند.
با توجه به اين توضيحات، روشن مىشود كه جامعه ما از اين قاعده كلى مستثنى نيست و افرادى يافت مىشوند كه نظام اسلامى و حاكميت الهى را نپذيرفتهاند و به دنبال هواها و خواستههاى نفسانى، منافع شخصى و جناحى خود مىباشند. آنان از مظاهر اسلامى، شعارهاى مردمپسند، تبليغات عوامفريب ايجاد شك و ترديد، و مشتبهنمودن امور، براى دستيابى به اهداف و مقاصد شوم خود بهره مىگيرند.
در چنين فضايى است كه اهميت و لزوم شناخت حق مشخص مىشود؛ زيرا از يك طرف بر اساس آموزههاى دين مبين اسلام، تك تك افراد جامعه نسبت به سرنوشت خويش مسئول مىباشند و جهت انجام وظايف و تكاليف اجتماعى خود نيازمند شناخت حق و پيروى از آن و دورى گزيدن از باطل و حاميان آن مىباشند.
و از سوى ديگر هر گونه كوتاهى كردن در شناسايى و شناساندن حق، اثرات و پيامدهاى شوم و وخيمى را براى همگان به دنبال خواهد داشت، مؤيد اين مسأله، حوادث تلخ تاريخى مانند حوادث زمان امام على(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و... كه ناشى از عدم شناخت حق و نبود آگاهى و بينش سياسى دقيق از طرف مردم بود، و پيامدهاى بسيار فجيعى را براى جهان اسلام و بشريت به دنيال داشت، مىباشد.
البته بحمدلله به بركت انقلاب اسلامى و افزايش سطح آگاهى و درك مردم و صداقت مسؤولان عالى رتبه نظام، بسيارى از حقايق براى اكثريت مردم فهيم جامعه ما روشن است؛ اما در مواردى كه چنين ابهاماتى وجود دارد، براى تميز حق از باطل، رعايت راهكارهاى ذيل ضرورى به نظر مىرسد:
يكم. رعايت تقوا، عمل به احكام و دستورات الهى، و تصفيه قلب از اميال هواهاى نفسانى، دورى از تعصّبات جناحى، صنفى و گروهى و در خواست استعانت از خداوند متعال، در شناخت و تشخيص حق از باطل، به عنوان يكى از مهمترين قدمها محسوب مىشود. قرآن كريم مىفرمايد: «الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا». V}(عنكبوت، آيه 29){V
دوم. در جريانهاى فكرى، سياسى و اجتماعى و... بايد سعى شود از هر گونه قضاوت عجولانه و برداشتهاى سطحى پرهيز شود. انجام دادن مطالعات و تحقيقات گسترده درباره موضوع، بررسى پيشينه تاريخى و عملكردهاى آن، مشورت با افراد كارشناس و متعهد و تلاش براى دستيابى به يك تحليل واقعگرايانه بسيار اهميت دارد.
سوم. شناسايى و تشخيص حق از باطل در موارد مختلف، مكانيسمهاى خاص خود را نيز مىطلبد. به عنوان نمونه در اينجا به دو موضوع مهم اشاره مىشود:
الف) ارائه راهكارهايى براى سنجش ميزان حقانيت مواضع و عملكردهاى جناحها و احزاب سياسى:
حق مطلق را در هيچ جناحى جستجو نكنيد، زيرا كمتر در جايى تحقق پيدا مىكند. جناحهاى سياسى نماينده تفكرات مختلفى هستند كه در جامعه وجود دارند و اين لازمه يك جامعه آزاد و داراى حق انتخاب است.
براى تشخيص حق بايد حق را شناخت سپس موارد مختلف را بررسى كرد كه آيا حق است يا باطل؟ خود را در حصار جناحها قرار ندهيم، بلكه با انديشهاى باز و حق جو مواضع را ارزيابى نماييم امام على(ع) مىفرمايند: V}«اعرف الحق تعرف اهله؛{V حق را بشناس، تا اهل آن را بشناسى». در مورد ميزان و مقدار حقانيت تفكرات و عملكرد هر جناح نيز بايد ابتدا معيارها و ملاكهاى اسلام براى فعاليت احزاب را بشناسيم و بعد با بررسى و تطبيق آنها با تفكرات و عملكرد احزاب، به ميزان حقانيت هر حزب آگاهى يابيم معيارها و ملاكهايى كه از نظر اسلام براى فعاليت مشخص كرده است عبارتند از:
1- احزاب سياسى به اصول اسلامى و احكام و ارزشهاى شرعى ايمان داشته باشند و بر اساس آيه «ان الدين عندالله الاسلام»، V}(آل عمران، آيه 19){V و «و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه»، V}(آل عمران آيه 85){V نبايد از آموزههاى اسلام عدول نمايند.
2- همكارى و مودت احزاب و گروههاى سياسى در جامعه اسلامى با گروه و جمعيتها غير اسلامى، بر اساس آيه «يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا اليهود والنصارى اولياء بعضهم اولياء بعض ومن يتولهم منكم فانه منهم ان الله لايهدى القوم الظالمين»، V}(مائده، آيه 51){V، جايز نيست.
3- بر اساس آيه «و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون»، V}(مائده آيه 47){V با گروههايى كه با ترويج جريان سكولاريزم در صدد حذف دين از زندگى اجتماعى و سياسى مىباشند مبارزه كنند.
4- نظارت و مراقبت مستمر احزاب بر عدم مخالفت تصميمگيرىهاى سياسى با شريعت اسلام از شرايطى است كه آيه 75 سوره بقره تأكيد مىكند.
5- رعايت موازين فقهى، شرعى و اخلاقى در هنگام اختلاف با احزاب رقيب و به كارگيرى ابزارهاى مشروع در تبليغات حزبى، تحمل، عدم انكار و تكفير احزاب اسلامى ديگر و پرهيز از شيوههاى غير اخلاقى و ظالمانه، مانند بهتان به يكديگر، از شروط ضرورى فعاليت سياسى احزاب به شمار مىرود.
6- اهتمام به وحدت امت اسلامى و وحدت و پرهيز از اختلاف و تفرقه و اصل قرآنى «واعتصوا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا....»، V}(آلعمران آيه، 103).{V
7- اعتقاد و پايبندى عملى به حاكميت خداوند متعال و اطاعت از حاكم اسلامى و ولايت فقيه بر اساس آيه «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول واولى الامرمنكم»، V}(نساء، آيه 59).{V
براى آگاهى بيشتر ر.ك: عبدالحسين خسروپناه، جامعه مدنى و حاكميت دينى، ص 202.
ب) ارائه راهكارهايى براى سنجش ميزان حقانيت و صداقت برخى از مسؤولان:
در اين باره بايد گفت كه بحمدلله مسؤولين عالىرتبه نظام، عموما افرادى كاملاً شناخته شده متعهد و دلسوز و مورد تأييدمقام معظم رهبرى مىباشند بنابراين بايد از هرگونه سوء ظن و شك و بدبينى، قضاوت نسنجيده و بدون دليل و مدرك، خوددارى نمود زيرا به فرموده قرآن بسيارى از سوء ظنها حقانيت نداشته و تبعات منفى را به دنبال مىآورد «يا ايها الذين امنوا اجتنبوا كثيرا من الظن، ان بعض الظن اثم»، (حجرات، آيه 12) «ان الظن لايغنى من الحق شيئا»، V}(النجم، آيه 28).{V بنابراين ضمن التجا و پناه بردن به خداوند و كمك از ذات اقدس الهى در موقع بروز شك و وسوسههاى شيطانى و توجه به نكات ذيل حايز اهميت مىباشد.
در مرحله اول بايد زمينههاى به وجود آورنده اين شكها را شناخت و از آنها جلوگيرى كرد. بايد منصفانه بررسى كرد كه چرا من در صداقت فلان مسؤول يا... شك دارم، منشأ شك من چيست؟ آيا از افراد ناآگاه معاند و شبههافكن، راديوهاى بيگانه، مطبوعات تفرقهانداز داخل وابسته و... نشأت گرفته يا اين كه از عملى نشدن وعدهها و برنامههاى مسؤولين، يا برخى تخلفات مسؤولين رده پايين و... .
و در مرحله بعد بايد بررسى كرد كه آيا براى شك خود مدرك و دليل معتبر نيز دارم؟ زيرا ريشه بسيارى از شكها عدم اطلاعات صحيح و كافى، تعميمهاى نادرست، تحليلهاى جزئىنگر و غيركارشناسانه و نداشتن ديدى وسيع و كلاننگرى در همه مسائل مىباشد.
در مرحله سوم اهميت نقش و جايگاه مسؤولين، اقدامات مفيد و مثبت آنان، مشكلات، نواقص و كمبودها، تهاجم دشمنان داخلى و خارجى نظام در جهت ايجاد شك و بدبينى در بين مردم نسبت به مسؤولين و... را در نظر گرفت و هميشه اين مطلب مهم را در نظر داشت كه مسؤولين عالىرتبه نظام ما هر چند معصوم نبوده و احتمال اشتباه و لغزش در گفتار و رفتار آنان منتفى نميباشد، اما با توجه به واجديت شرايط و صلاحيتهاى لازم، سوابق اجرايى و پشت سر گذاشتن مسؤوليتهاى متعدد، داشتن تأييد رهبرى يا نهادهاى مربوطه و دقتهايى كه در زمان گزينش و تصدى آنان اعمال شده و همچنين نظارتها و كنترلهاى درونى (ايمان، تقوا و..). و بيرونى (مانند مجلس، قوه قضائيه و..). درباره آنان انجام مىگيريد بنابراين نظر اوليه ما بايد بر صداقت آنان در گفتار و اعمالشان باشد مگر اين كه خلاف آن ثابت شود و براى تشخيص سخنان صواب و ناصواب و پاىبندى افراد به انقلاب و راه امام بايد معيارهايى را در نظر گرفت از جمله:
1- احترام و التزام جدى به احكام و ارزشهاى الهى و رعايت آنها.
2- حركت در خط امام و رهبرى.
3- در نظر گرفتن وحدت، منافع، امنيت ملى.
4- رعايت قوانين و مقررات مربوط به فعاليت جناحها.
5- دلسوزى نسبت به نظام اسلامى و دوستداران آن و دشمنى با دشمنان نظام به فرموده قرآن: «اشداء على الكفار رحماء بينهم».
6- عدم وابستگى به گروههاى مخالف نظام.
بنابراين با در نظر گرفتن معيارهايى از اين قبيل مىتوان تا حدود زيادى حق را تشخيص داد.
کد سوال : 2578
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : زمان هاي خواب هاي مكروه و مكان هايي كه خواب در آن مكروه است ؟
پاسخ : بنا به آن چه در برخى از روايات از ائمه معصومين است در روز خواب قيلوله كه خواب قبل از اذان ظهر است (يك يا دو ساعت قبل از ظهر) مستحب است و زمان مناسبى است براى استراحت بدن و داراى فوائد فراوان مىباشد. همچنين از سيرهى ائمه معصومين(ع) استفاده مىشود كه قسمت اول شب را مىخوابيدهاند و قسمت آخر شب يعنى وقت سحر را بيدار بودهاند.
همچنين خوابيدن بينالطلوعين يعنى از اذان صبح تا طلوع خورشيد مكروه است. خوابيدن بعد از عصر و نزديك غروب آفتاب و بين نماز شب و نماز صبح نكوهش شده است. قابل ذكر است احياء برخى شبهاى متبرك مانند شبهاى قدر در ماه رمضان تأكيد فراوان شده است. بنابر اين خوابيدن در اين شبها مذموم مىباشد.
و اما مكانهايى كه در آن خوابيدن ناپسند و مكروه است عبارتند از:
1. مكانى كه انسان در آن تنها باشد.
2. پشت بامى كه حفاظ نداشته باشد.
3. خانهاى كه داراى درب و پرده نباشد.
4. خوابيدن در مسجد الحرام، مسجد النبى و هر مسجدى. همچنين خوابيدن در مكانهايى كه نجس يا كثيف مىباشد(V}دارالسلام نورى، ج 3، ص 25 - 62{V).
کد سوال : 2579
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : در مورد 40روز كه بعد از گناه بايد استغفار كرد توضيح دهيد ؟
پاسخ : P}چون به دست خويشتن بستى تو پاى خويشتن {E}هم به دست خويشتن وا كن كمال اين است و بس{P
V}(ميرزا حبيب مجتهد خراسانى) {V
آمرزش خواهى، نقشى بسيار مهم در زدودن گناه ايفا مىكند. در روايتهاى مختلفى تصريح شده است كه «بهترين توسل، استغفار است»، «حربه گنهكار، آمرزش خواهى است»، «هيچ واسطهاى و شفيعى، مؤثرتر از آمرزشخواهى نيست»V}ميزان الحكمة، ج 9، ص 4350{V.
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت(ع) گناه بيمارى است و راه علاج دارد. علاج گناه با توبه است. همان گونه كه بيمار جسمى فوراً به طبيب و پزشك معالج مراجعه مىكند و خود را تحت درمان و مراقبت قرار مىدهد و در اين امر هيچ درنگى نمىكند، بيمار گناه نيز بايد به اين حقيقت توجه نمايد كه به وقت ظهور گناه لازم است براى درمان بيمارى خود به طبيب مراجعه كند تا علاوه بر معالجه بيمارى، ريشههاى درد و عوارض باقىمانده را ريشه كن نمايد. طبيب روحانى فقط خداوند است و بس.A}والذين اذا فعلوا فاحشةً او ظَلَموا انفسَهُم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهمM}{Aو كسانى كه چون كار زشتى كنند يا به خود ستم ورزند، خدا را ياد مىكنند و براى گناهانشان آمرزش مىطلبند{M(V}آل عمران، آيه 135{V). بنابر اين بر اساس آيه شريفه: A}و سارعوا الى مغفرةٍ من ربّكمM}{Aبه جانب مغفرت پروردگاتران بشتابيد{M() توبه واجب فورى است و هيچ گونه درنگى در آن جايز نيست. V}آل عمران، آيهى 133{V.
استدلال عقلى و نقلى اين است كه انسان نمىداند تا چه حدّ مهلت و عمر دارد. هر لحظه ممكن است به لقاى حق بشتابد. پس توبه از گناه هم از حيث عقل و هم از حيث نقل ضرورى است.
امّا بنده اگر گناهى مرتكب شد، در آمرزشخواهى به او مهلتى داده شده است تا از آثار و عواقب گناه پاك شود. امام صادق(ع) مىفرمايند: هرگاه بنده گناهى مرتكب شود، از بامداد تا شب به او مهلت داده مىشود، اگر آمرزش خواست، آن گناه برايش نوشته نمىشود»V}ميزان الحكمه، ج 9، ص 4354{V.
امام در حديثى ديگر مىفرمايند: هر كس گناهى كند، هفت ساعت از روز به او مهلت داده مىشود. اگر در اين مدت سه بار گفت: «استغفرالله الذى لا اله الا هو الحى القيوم» آن گناه برايش نوشته نمىشود(V}همان{V).
گاهى انسان در زندگى خود بررسى مىكند و مىبيند پارهاى از گناهان هست كه در گذشتههاى دور انجام داده است، توصيه شده در موقع به ياد گناهان خود مىافتيد آمرزشخواهى كنيد.
اما اين كه بايد چهل روز بعد از گناه آمرزش خواهى كرد، و تا چهل روز مىشود توبه را به تأخير انداخت، چنين چيزى در روايات ما يافت نمىشود و با اصول عقلى و نقلى و شرعى سازگارى ندارد.
ارتباط «چهل» و «گناه» در اين زمينه اين است: كسى كه مرتكب گناه مىشود تا چهل روز توفيقاتى از او سلب مىشود. مثلاً استعداد درك معنويات، حضور قلب در عبادتها، ارتباط با عالم علوى، خود به خود از دست او مىرود. اما اين بدان معنى نيست كه او مىتواند واجبات و تكاليف خود را ترك كند. بلكه بايد تمام اعمال و تكاليف خود را انجام دهد. به هر تقدير بدون استغفار، بسيارى از توفيقات الهى از او سلب مىشود. چون خود او، به عمد ظرف وجودش را واژگون ساخته است و توان درك معنويات را از كف داده است.
براى آگاهى بيشتر ر.ك: توبه، شهيد دستغيب.
کد سوال : 2580
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چرا نمي توانيم از زمان به خوبي استفاده کنيم؟
پاسخ : اين موضوع علل و عوامل مختلفى مىتواند داشته باشد. گاهى ضعف اراده باعث آن مىشود. گاهى عدم وجود برنامه و نداشتن جدول زمانبندى شده اوقات شبانهروزى، گاهى نداشتن هدف مشخص و معين و گاهى... .اما براى فايق آمدن بر اين مشكل:
الف) اوقات شبانهروزى خود را از لحظه بيدار شدن تا پايان روز و هنگام خواب، تقسيمبندى كرده و متناسب با توانايىهاى خود برنامهاى معين كنيد و سعى كنيد طى روز به آن عمل كنيد و در پايان فعاليتها هنگام رفتن به بستر آن را ارزيابى كنيد و اگر موفق بوديد خود را تشويق كرده و اگر برنامهاى را اجرا نكرديد خود را تنبيه كنيد.
لازم به ذكر است كه تمام اوقات را پر كنيد و براى استراحت و اوقات فراغت خود نيز برنامهاى مشخص، تعيين نمائيد. مثلاً ورزش، مطالعه روزنامه، تميز كردن اتاق و... به طورى كه وقت خالى نداشته باشيد.
ب) در صورتى كه اهمال و سستى و به عبارت ديگر ضعف اراده باعث اين مشكل شده است با بهره گرفتن از راهكارهاى ارائه شده در صفحه ضميمه به تقويت اراده خود بپردازيد.
ج) اوقات و ساعات پرتى كه در طول شبانهروز مىتوانيد از آنها استفاده كنيد شناسايى كرده و به فعاليت مناسب با آن بپردازيد.