سلام
به او بگویید:
من این پایین نشستم سرد و بی روح
تو داری میرسی به قله کوه
داری هر لحظه از من دور میشی
ازم دل میکنی مجبور میشی
تا مه راه و نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
یه رنگ مُرده از رنگین کمونم
من این پایین نمیتونم بمونم
من از اونکه تو رو داده به مهتاب
کسی که رو تو میپوشونه تو خواب
کسی که واسه آغوش تو کم نیست
میخوام یادم بره دست خودم نیست