به نام خدای رحمن و رحیم
سلام به دوستان و هم خانواده ای های خوبم
ان شاء الله که خوب هستید؟
خدارو شکر...
عرض خاصی نداشتم، فقط می خواستم از یه بابت ابراز خوشحالی کنم و این که ازتون تشکر کنم به خاطر خوب بودن و فهیم بودنتون.
روزهای گذشته روزهای سختی برای انجمن ها بود، نمی خوام بیشتر درباره ش حرف بزنم و حرف بزنیم، پس لطفاً کسی صحبتی ازش نکنه که برای جمع خوبمون موجبات ناراحتی پیش نیاد... فقط می خواستم از صمیم قلب ازتون تشکر کنم که همگی با فهم و درک بالایی که دارید نذاشتید به روابط خانواده مون لطمه ای وارد بشه.
این برای من یکی که خیلی ارزشمنده، این که انجمنی که بیش از هرجای دیگه درش هستم و این قدر برام مهمه، اعضای ثابت و خوبی داره که تحت هر شرایطی با هم متحد هستن و هیچ چیز اونا رو از فعالیت خوب و مفیدشون باز نمی داره...
و صد البته که سیاست های انجمن هم ما رو در این مهم یاری کرده و می کنه، که این رو مرهون زحمات مدیر و جانشین خوب و دلسوز انجمن
یعنی آنشرلی عزیز
و
پارسا زاهد گرامی
هستیم.
و نیز فعالیت و همراهی دوستان خوبی چون:
جناب میلادی (که به طور خاص یکی دو ماه اخیر حضورشون خیلی پر رنگ و مفید بوده، و این مایه ی خوشحالیه؛ متشکرم)
آیلار عزیز (که البته چند وقته کم پیدا شده)
جناب 2066 (کجایید جناب؟! قبلاً از فعال های درجه یک بودیدها! حتی عضو برگزیده هم شده بودید... تاپیک تون هم که منتخبه! به انجمن خودتون برگردید لطفاً!)
گلهای عزیز و مهربون (که همیشه خیلی جدی و دلسوزانه سعی در پیشرفت بحث ها داره)
دوست نسبتاً تازه واردمون، پوپک عزیز (که با تأخیر بهشون خوش آمد می گم ورود به جمع دوست داشتنی خانواده رو)
آقای علیرضا 2932، که البته کمی کم پیدا هستن، اما نامه های قشنگی برای بچه هاشون می نویسن!...
آرسوی عزیزم (که اونم دیگه داره از کم پیدایی به سمت ناپیدایی پیش می ره! که امیدوارم بعد از امتحان شیرین(!) هفته ی دیگه ش، بازم برگرده)
ترانه ی عزیزم هم که مدتیه از حضورش بی بهره ایم؛ لابد حسابی مشغول درس و امتحانه (احتمالاً با آنشرلی مسابقه گذاشتن که ببینن کی شاگرد اول کلاسشون می شه!)
جناب میکرو هم که هر چند وقت یک بار تشریف می یارن به خانواده، که ممنونیم از حضورشون.
یکی دو تا دوست جدید که الآن اسمشون خاطرم نیست، اما حضورشون مایه ی دلگرمیه.
جناب سعیدان که ایشون هم رفته رفته دارن به جمع ناپیدایان خانواده ملحق می شن! (آخه چراااااااا؟!!)
و همه ی دوستانی که اسمشون از قلم افتاد (آلزایمر من رو ببخشید!) ولی از حضورشون متشکریم...
خوشحالم که انجمنمون اعضای به این خوبی و فعالی داره
(من چشمم شور نیستــــــــا! پس فردا اگه آب رفتین، یا مثلاً گوشه ی سمت چپ انگشت کوچیکه ی پاتون نزدیک بود یه خراش کوچولو برداره(!) گردن گویای خاموش نندازینا! : D )
حالا شاید بگید خوب حالا که چی؟! حالا این پست رو زدی که چی بشه؟!!
عرض کنم خدمتتون که نتونستم خوشحالیم رو بروز ندم از این که توی یکی از معدود انجمن هایی هستم که صمیمیت درش با سابق هیچ فرقی نکرده، و به دور از بعضی فضاها، می شه به خوبی توش نفس کشید...
این یه نعمته...
ممنونم از همه
و
همه برای همدیگه دعا کنیم...