شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره ...سلام رفقا... یه تاپیک جالب تو کانون بود گفتم اینجا باشه بد نیست.شاید بتوان فهمید کیا واقعا با ادبیات انس دارن. این مسابقه مشاعره ی تعیینی هستش و شما با حرفی شعرتون رو شروع می کنید که نفر قبل برای شما تعیین کرده و دوباره شما وقتی شعرتون رو نوشتید برای نفر بعد یه حرف دلخواه می نویسید شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره
Into the sorrow of the night Through the valley of dark dispair Across the black sea of iniquity Where the wind is the cry of the suffering There came a glorious saving light The light of eternal peace Jesus Christ, the King of Kings.
...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...
کل آیتم ها 599
سلام
و گر از چشم او خواهی ز دل پرس
که حال غم را هشیار داند...
(خ)
بخند تا دنيا به تو بخندد....
خدایا داد از این دل داد از این دل
که من یکدم نگشتم شاد از این دل
.........
(ر)
رفتن نتوانند و بمقصد نگرانند
نصف دلشان شاد که از راه بگویند...
(ا)
به نام خدا سلام
-------------------------
الا یا ایها الساقی بخوان افسانه بر دلها
که این افسون افسونگر، نهاد افسانه در دلها
..........
" چ "
چو سیل قهر جلال احد هجوم آرد
چه چاره جز که بجولان او رود غیار...
(م)
من از آن ابتدای آشنایی شدم جادوی موج چشمهایت
تورفتی باز هم مثل همیشه و من دستی تکان دادم برایت
.............
(ب)
بیهوده بگرد عقل گشتم
عشقست که داد را دهد داد...
(ل)
دلا بی من چه می کردی تودرکوی حبیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من؟
بنام خدا
ل گیر نیاوردم از خودم یه بیت مِعر !! گفتم
جناب پارسا زاهد حرفی رو مشخص نکردن منم با آخرین حرف شعر ایشون ادامه میدم
...............
دعایت میکنم جانا نمیدانم تو میدانی
ز یاد بوی زلف تو پریشانم تو میدانی
.................
" ز "