به نام خدا
سلام
هدفم از شروع این بحث آشنایی با شگفتیهای آفرینش در بدن انسان و شناخت بهتر خداوند است.
امیدوارم با کمک شما به این هدف نایل شوم.
تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد
it is god who cures
مدير انجمن بهداشت و سلامت
کل آیتم ها 333
سلام دوستانبه دلیل اینکه چند نفر مشتاق ادامه این مبحث هستند و یه کار ناتموم هست، دوست دارم ادامش بدم.بسم الله===================================تا اینجا پیش رفته بودیم که:رسپتور یا گیرنده حسی در بدن اکثرا به این شکل هست که یه انتهای لخت عصبی در داخل لاملاهایی قرار داره طبق همون شکل اخری.محرکی میاد و لاملاها را فشرده تر می کنه و باعث ایجاد یه تغییر ولتاژ در اون سلول عصبی میشه. گفتیم که این تغییر پتانسیل در حد ایجاد پتانسیل عمل نیست و در صورت کافی بودن میزان تغییر پتانسیل در ابتدای شروع میلینها، به دلیل وجود کانالهای بیشتر و حساس تر پتانسیل عملی ایجاد میشه که با سرعتی سرسام آور به مرکز درک حسی منتقل میشه.-------------------------------------------------------------------سوالات اینجاست:1- اصلا چرا لاملا اونجا هست و پایانه لخت عصبی به صورت آزاد در بافت قرار نگرفته؟2- چرا در ابتدا پتانسیل عمل ایجاد نمیشه؟***************************************************و اما پاسخ:ببینید: لاملاها به نظر من در اینجا دو تا کار انجام میدن: یک اینکه از سر لخت عصب حفاظت می کنند. و دو که نقش به نظرم مهم تری داره اینه که تحریکهای ضعیفی که ممکنه بسیار بی اهمیت باشند رو فیلتر می کنه و نمیذاره اونها روی عصب تاثیری بذارند.متوجه میشید؟ یعنی تحریکها باید به اندازه ای قوی باشند که باعث فشرده شدن لاملاها و تاثیر روی انتهای سلول عصبی بشند.==================اما چرا پتانسیل عمل ایجاد نمیشه همون اول؟ دلیلش رو من گفتم، دقت نکردید. گفته بودیم اگر پتانسیل عملی در یه سلول عصبی ایجاد بشه یه "دوره تحریک ناپذیری" بعدش هست که هرچند بسیار کوتاهه ولی در هر صورت با ماهیت عملکرد یه گیرنده حسی که همانا یه چشم همیشه بیدار برای سیستم عصبی هست منافات داره یعنی رسپتور نباید دوره ای داشته باشه که در اون نتونه محرکهای ورودی رو تشخیص بده و به مرکز درک حس، مخابره کنه.+++++++++++++++++++++++اگر خوب نتونستید درکش کنید ببخشید من نتونستم بهتر از این بگم، یبار دیگه این قسمت آخر رو مطالعه بکنید فکر کنم بتونید سردر بیارید.******************اما...هیجان به همینجا ختم نمیشه!ممکنه یکی سوال بپرسه که اگر تحریکی به اندازه ای قوی باشه که در انتهای سلول عصبی به آستانه پتانسیل عمل برسه چی؟ یعنی پتانسیل عمل ایجاد بشه!در پاسخ به این سوال باید انگشت حیرت به دندون بگیرم و خداوند بزرگ رو شکر کنم که "این اتفاق هیچوقت" نمی افته. چرا؟ چون اصلا این ممنطقه از سلول عصبی برعکس تمامی نقاط همه سیستم عصبی، تعداد کانالهای سطحیش به اندازه ای نیست که در اون پتانسیل عملی ایجاد بشه.فقط میشه گفت "فتبارک الله احسن الخالقین"######################منتظر شگفتی بعدی باشید.
خیلی خوش اومدید.
شما لطف دارید.
ان شاءالله توی یه تاپیک مجزا در موردش صحبت می کنیم.
ممنون از حضورتون.
[quote=nima_solaimani;706731;357744]با سلام خدمت مدیکال من،شخصیت شما خیلی صمیمی و جذابه،طوریکه اگر بحث جالب نباشه نحوه گفتار شما آدمو مجاب به شرکت در مباحث میکنهمن میخاستم از عصبانیت و نحوه کنترلش صحبت کنین لطفابا تشکر
سلام.من هم بتونم همراهی میکنم
دوران خوش آن بود که با دوست به سر شد ***باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
سلام خدمت دوستان عزیزیکی از عجایب خلقت در بدن، دندانهای انسان است.
سلام روزتون بخیر دندان ها هم نشانه خلقت عظیم حضرت حق هست اینکه دندان های پیش و نیش و اسیاب ها به ترتیب پشت هم قرار گرفتن.
همین باعث میشه که اول غذاها خرد بشن بعد له بشن
سلامپاسختون درستهممنون از حضورتونواقعا اینکه خودبخود و بدون محرک بیرونی و بدون راهنمایی مستمری، اینگونه دندانها به همین ترتیب در همه ی انسانها رشد و نمو می کنند خیلی جالبه. فقط کافیه تصور کنید دندادنهای آسیا جلوی دهان باشندو دندانهای پیش و نیش عقب دهان!!ببینید اصلا کارآیی دارند؟سرکار نفس صبحدم! به نظر شما در خلقت همین دندان چی شگفتی دیگه ای میشه ذکر کرد؟
شگفتی جالبتر این دندانها اینه که
سخت ترین ماده بدن مینای دندانه.
واقعا حیرت انگیزه....
سلامممنونبله، سخت ترین ماده بدن برای خرد کردن مواد غذایی، مینای دندانه.شگفتی بعدی ای که به ذهن من می رسه، تکامل و فعال شدن غده های شیری در دوران بارداری است که بلافاصله پس از تولد نوزاد، آماده ترشح است. خداوند حکیم با زمان بندی دقیق، اعجازی بزرگ رو به نمایش گذاشته است.
شگفتی بعدی که بنظر من میرسه
انحنای قرنیه چشم هست
در حد طبیعی و نرمال باعث میشه که نور روی شبکیه متمرکز بشه و تصویر واضحی از اجسام دور و نزدیک دیده بشه
سلام دوستان عزیزمبه نظر شما، دندان با این کار سخت(جویدن و خرد کردن غذاها و البته تنقلات!) چجوری با استخوان فک در ارتباطه که باعث سایش و آسیب رسوندن به استخوان نمیشه؟ می دونیم که استخوان بافتش نسبت به دندان استحکام کمتری داره. میخوام بدونم در این مورد چی فکر می کنید.چیزی به نظرتون می رسه؟