• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 2141
موضوع : حقوقي
پرسش : زن جواني مي شناسم که حدودا سه سال پيش شوهرش را در يک سانحه رانندگي از دست داد و اکنون دختر بچه اي 5/3 ساله دارد پدر و مادر و برادرهاي شوهرش توانايي و آمادگي سرپرستي کودک را دارند و خود او اقدام به ازدواج مجدد کرده و همسر دوم او نيز رضايت کامل خود را از نگهداري و سرپرستي کودک اعلام کرده است با اين توصيفات آيا امکان اينکه دختر بچه براي سرپرستي به مادرش سپرده شود هست؟و اگر نيست تا چه سني مجاز است دختر بچه نزد مادر بماند . آيا دختر بچه بعد از رسيدن به سن بلوغ مي تواند خود تصميم بگيرد که با مادرش زندگي کند يا با خانواده پدري؟و اگر مي تواند تصميم بگيرد تصميم گيري او چند سال بايد باشد؟(آن کدام عدالت است که کودکي را اين گونه بي رحمانه از مادر جدا سازد کدام عدالت پاسخ گوي مهر مادري است . اگر دست تقدير و خواست خدا پدري را ،همسري را از خانواده اي جدا ساخت چرا بايد دست قانون خانواده اي را از هم جدا کند اين کدام عدالت است اين چه قانوني است که تمام احساسات را در خود مي کشد.)؟
پاسخ : براي پاسخ به اين سؤال توجه به نکات ذيل ضروري است: 1- حضانت از نظر شرعي: بنا بر نظر اکثر فقها، حضانت و سرپرستي طفل در مدت شيرخوارگي يعني تا دو سال با مادر است چه او را شير بدهد يا نه و چه دختر باشد و چه پسر. اما پس از دو سال اگر طفل پسر باشد پدر براي حضانت او احق و سزاوارتر است و اگر دختر باشد تا هفت سالگي مادر احق به حضانت اوست. حتي اگر زن را طلاق داده باشند، تا شوهر نکرده، حق سرپرستي او محفوظ است V}(جامع المسائل آيت الله فاضل، ج 2، ص 438 - تحريرالوسيله، ج 3، ص 556). {V 2- حضانت در روايات: در اين زمينه روايات زيادي داريم که به برخي از آنها اشاره مي کنيم: - عمده روايات و مشهورترين آنها بيانگر دو سال براي پسر و 7 سال براي دختر را اعلام نموده اند اما مخارج بر عهده پدر است. - گروهي از روايات حضانت را به مادر مي دهند مادام که ازدواج نکرده باشد اعم از پسر و دختر. «امام صادق(ع) سئل عن رجل طلق امرأته و بينهما ولد ايهما احق به. قال: المرأه مالم تتزوج؛ از امام صادق(ع) سؤال شد راجع به مردي که همسرش را طلاق داده و براي آنها فرزندي است کدام يک از آن دو حق سرپرستي را دارد. فرمودند: مادر مادام که ازدواج نکرده است». - عده اي از روايات هم حضانت را اعم از پسر يا دختر، تا هفت سالگي به عهده مادر گذاشته اند مگر اين که خود مادر بخواهد حضانت به عهده پدر باشد. 3- حضانت از نظر حقوقي: قانون گذار ايراني، در مواد 1168 تا 1178 قانون مدني به امر حضانت پرداخته است که اينک به برخي از مواد اين قانون اشاره مي شود: - ماده 1168: نگاهداري اطفال هم حق و هم تکليف ابوين است. - ماده 1169: براي نگاهداري طفل مادر تا دو سال از تاريخ ولادت او، اولويت خواهد داشت. پس از انقضاء اين مدت، حضانت با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث که تا سال هفتم حضانت آنها با مادر خواهد بود. - ماده 1172: هيچ يک از ابوين حق ندارند در مدتي که حضانت طفل به عهده آنهاست از نگاهداري او امتناع کند. در صورت امتناع يکي از ابوين حاکم بايد ... نگاهداري طفل را به هر يک از ابوين که حضانت به عهده اوست الزام کند... - در ماده 1173 آمده است: هرگاه در اثر عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادري که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسماني و يا تربيت اخلاقي طفل در معرض خطر باشد، محکمه مي تواند... هر تصميمي را که براي حضانت طفل مقتضي بداند اتخاذ کند. موارد ذيل از مصاديق عدم مواظبت و يا انحطاط اخلاقي هر يک از والدين است: 1. اعتياد زيان آور به الکل، مواد مخدر و قمار. 2. اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء. 3. ابتلاء به بيماري هاي رواني با تشخيص پزشکي قانوني. 4. سوء استفاده از طفل يا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقي مانند فساد و فحشاء، تکدي گري و قاچاق. 5. تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف. بنابراين از نظر فقه، روايات و حقوق براي نگاهداري طفل، مادر تا دو سالگي اولويت دارد و پس از آن حضانت با پدر است مگر نسبت به دختر که تا سال هفتم حضانت آن با مادر خواهد بود. 4 - فلسفه اولويت پدر و اعطاي حق حضانت به او: الف) مطابق اعتقاد ما مسلمانان خداوند، يکي است. يعني اعتقاد داشتن به توحيد و اين توحيد تنها وحدانيت در خالق بودن نيست بلکه مدبر عالم نيز يکي است و تدبير آن نيز براساس حکمت و قوانين برخاسته از حکمت و انديشه است و قانونگذار اصلي که براساس آن به تمام هستي حاکميت دارد اوست. چون او بر تمام مصالح و منافع آگاهي لازم دارد و لذا اگر ائمه(ع) قانوني را بيان مي کنند و يا حکمي را مي فرمايند در واقع حکم و قانوني الهي است نه قانوني که خود آن را وضع کرده اند. بنابراين کسي جز خداوند صلاحيت قانونگذاري ندارد چون تنها او به تمام عالم و مصالح و منافع انسانها آگاهي کامل و جامع دارد. حال با تکيه بر اين اصول اعتقادي که آنها را با استدلال و برهان پذيرفته ايم، بايد به آنچه او مي گويد پايبند باشيم. البته نه چون مجبور هستيم بلکه چون بهترين قانون است و براساس کامل ترين مصلحت انديشي جعل شده است و لذا قانوني که قانونگذار آن خداوند است بايد مورد پذيرش و عمل ما مسلمانان قرار گيرد. ب ) به اين نکته نيز بايد توجه داشت که در قانون‏گذارى بايد به نوع انسان‏ها توجه نمود و به گونه‏اى قانون‏گذارى كرد كه مصالح و منافع جامعه تأمين گردد نه خواسته طبقه خاصى يا فرد و گروه ويژه و يا حتى بر اساس شرايط فردى، زمانى و طبقاتى تصميم گرفت. اما در خصوص حضانت كه تنها قانونى جزيى از مجموعه قوانين است بايد توجه داشته باشيم كه حضانت يك مسؤوليت است نه يك امتياز كه اگر مرد خواست از آن بهره مى‏گيرد و الا نه. از سوي ديگر در مقررات حقوقى حضانت فرزندان بصورت مطلق به مرد واگذار نشده است بلكه بايد صلاحيت‏هاى اخلاقى، فكرى، اجتماعى و ... وى احراز و تأييد گردد تا بتوان اين مسؤوليت را به وى سپرد. لذا اين‏گونه نيست كه اسلام به زمينه‏هاى رشد كودك بى‏توجهى روا داشته باشد بلكه بعد از احراز صلاحيت‏هاى لازم فرزندان را به پدر مى‏سپاريم و الاّ تحت قيموميت مادر قرار مى‏گيرند. ج ) نكته ديگرى كه بايد مورد عنايت قرار بگيرد آن است كه مهر و عاطفه زمينه‏ساز رشد و ترقى هستند، ولى هدف آن نيست كه آدمى به جلب عواطف روى آورد بلكه هدف تعالى و ترقى است. در حالى كه مهر مادرى و پدرى هر دو براى رشد فرزند ضرورى است و حتى در صورت ناكامى فرزندان از اين مهر پدرى و مادرى بايد به ميزان حداقل از آن بهرمند شوند. لذا با توجه به تأثير آن در مراحل متفاوت رشد تدبيرى انديشيده شده تا فرزندان از حداقل آن برخوردار گردند. از همين روى در سنين نخستين زندگى كه عاطفه نقش مهم‏ترى را در رشد و ترقى ايفا مى‏كند بايد فرزندان نزد مادر باشند و اين حق به عهده مادر و به مادر سپرده شده تا حداقل نيازهاى عاطفى آنها تأمين گردد و بعد از آن حتى مهرورزى عاطفى بايد بر اساس الگوى جنسى خاص تأمين گردد مثلاً از نظر رشد فكرى و اجتماعى بايد زمينه الگوگيرى رفتارى و ظاهرى و ... براى پسرها و دخترها فراهم شود لذا پسر كه بعد از دو سالگى آماده الگوپذيرى است و بايد از مرد الگوگيرى كند، به پدر مى‏سپارند ولى دختر چون بايد از زن الگوگيرى نمايد همچنان تا 7 سالگى نزد مادر باقى مى‏گذارند تا مراحل الگوگيرى را بطور كامل طى كند. د ) اين سخن نيز بايد مورد غفلت قرار نگيرد كه آيا اگر به عنوان قانون، حق حضانت به مادر سپرده مى‏شد، زمينه بوالهوسى مردان فراهم نمى‏شد؟ چه به اندك بهانه‏اى سرناسازگارى آغاز كرده و بچه‏ها را رها كرده و بدنبال هوى و هوس خود مى‏رفتند و از سوي ديگر آيا گمان مى‏كنيد؛ اگر حق حضانت به عنوان قانون بر عهده زنان قرار مى‏گرفت زمينه ازدواج مجدد براى زنانى كه تجربه شكست در ازدواج اول را داشته‏اند فراهم مى‏شد؟ چه مردان كمتر حاضر هستند مخارج فرزندان مرد ديگرى را پرداخت كنند در حالى كه عادتاً براى تمام مراحل زندگى و تمام سنين عمر زمينه اشتغال و درآمد براى خانم‏ها فراهم نيست!؟ 5- از آنچه گفته شد مي توان چنين نتيجه گيري کرد که: اولا، اگر پدر و مادر هر دو اصرار دارند که حضانت طفل با آنان باشد، با توجه به اين که طفل را نمي شود تقسيم کرد پس چرا طلاق مي گيرند و از يکديگر جدا مي شوند. طبيعي است که جدايي و طلاق يکسري مشکلات و محروميت هايي را به دنبال دارد که والدين بايد تبعات آن را بپذيرند. از جمله آن تبعات بحث حضانت است. ثانيا، فرزندان نه ملک پدر هستند و نه ملک مادر و از سويي چون قادر به تأمين و ادامه زندگي خويش نيستند پس نياز دارند که تحت پوشش و حمايت باشند بنابراين حضانت نه فقط يک حق بلکه يک تکليف است. يعني والدين مکلفند که حضانت کودکان را به عهده بگيرند و حتي در مواردي، محاکم، والدين را به اين امر الزام مي کنند. پس هر کدام از والدين که توانايي انجام اين تکليف را داشته باشد اولويت خواهند داشت و روشن است که پدران نوعا از چنين توانايي برخوردارند و مي توانند بار مالي نگهداري کودک را به عهده بگيرند. اما اگر پدر و مادر هر دو از نظر صلاحيت، مساوي باشند، باز هم اولويت نگهداري طفل با پدر است (نه اين که حق با پدر باشد) و اگر پدر و مادر هيچ يک صلاحيت نداشتند و از نزديکان هم کسي نيست که حضانت طفل را به عهده بگيرد، دولت اسلامي مؤظف به نگهداري کودک است. ثالثا، همانگونه که قبلا هم گفته شد اگر حق حضانت به عنوان قانون بر عهده زنان قرار مي گرفت؛ اولا زمينه ازدواج مجدد آنان از بين مي رفت و ثانيا مردان - شوهر دوم - کمتر حاضر مي شوند مخارج فرزندان مرد ديگري را بپردازند و کودکان همواره از بي رغبتي و بي ميلي ناپدري، رنج خواهند برد. اما اگر اين حق را به مرد بدهيم. اولا، ازدواج مجدد آنان به سختي زنان نخواهد بود و ثانيا با توجه به قيموميت شوهر بر زن و روح اطاعت پذيري زن از مرد و عواطف و احساسات فراوان زنان نسبت به مردان، نامادري، بهتر مي تواند فرزندان تحت حضانت شوهرش را بپذيرد و در نگهداري آنان کوشش نمايد. رابعا، يکي از اهرم هاي قوام خانواده همين بحث حضانت است. اين که زن بداند که اگر با دلايل واهي طلاق بگيرد، کودک را که پاره تن اوست و به او عشق مي ورزد، از او گرفته و جدا خواهند نمود و در هر صورت (چه حضانت را به پدر بدهند و چه به مادر) کمبودهاي عاطفي شديد و ضربه هاي رواني جبران ناپذيري در طفل بروز خواهد کرد، همين امر موجب مي شود تا با مشکلات زندگي برخورد منطقي نمايد و در صدد حل مشکلات و گرفتاري ها برآيد و اين که مرد هم بداند که اگر با دلايل و بهانه هاي واهي راه طلاق و جدايي را در پيش بگيرد، حضانت فرزندان با او خواهد بود و قطعا در ادامه راه با مشکلات عديده اي روبرو خواهد شد. بنابراين حضانت کودک که علاوه بر حق بودن، تکليف نيز مي باشد مي تواند اهرمي براي مهار طلاق و قوام و استحکام بيشتر خانواده ها نيز باشد.
کد سوال : 2142
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : آيا عشق پاک براي جنس مخالف هم وجود دارد يا نه يا اينکه اصلا مفهوم عشق را توضيح دهيد. اگر دختري بدون خواست خودش و در يک لحظه احساس کرد که اگر کارش را با يک پسر ادامه دهد ممکن است به آن شخص علاقه پيدا کند در صورتي که هيچ رفتار خارج از احکام دين از دو طرف صورت نگرفته باشد و در ضمن ايشان براي ادامه کار مجبور هستند که با هم ارتباط کلامي داشته باشند. دوستم مي گويد که من موقع حرف زدن از اين مي ترسم که او بفهمد که علاقه اي نسبت به او دارم (از روي رفتارم) چون در موقع صحبت کردن تن صدايم تغيير مي کند در صورتي که در ساعتي که با ايشان کار مي کند سعي مي کند که برخوردهايش را به حداقل برساند. بيشتر عاشق افکار و عقايد ايشان هستند حال ايشان چه کنند؟
پاسخ : علاقه و عشق محصول توجه به كمال است. آدمى زمانى كه در چيزى و يا كسى كمالى را مى‏بيند، به آن علاقه‏مند مى‏گردد و اگر كشش به هر دليل قوى باشد، اين علاقه (اصطلاحاً) به عشق منجر مى‏گردد. اما از آنجا كه ادامه رشته محبت گاهي از كنترل عقل و حواس آدمي خارج مي شود و حتي گاهي عقل و قواي بدن را بدون اراده تحت الشعاع قرار مي دهد. ممكن است خطرآفرين باشد. لذا درباره محبت به جنس مخالف در دوران مجردي و حتي بعد از ازدواج توصيه شده است كه به شدت كنترل شده باشد لذا با توجه به شرايط خاص دوران جوانى، طولانى بودن دوران تجردِ غالب جوانان و خطرات جدى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران جوان روابط خود را از نظر كمى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين، توصيه اكيد ما اين است كه: اولاً، اگر ضرورتى ايجاب نمى‏كند حتّى الامكان چنين روابطى با نامحرم برقرار نشود و بايد در مقابل افراد نا محرم، رفتارى متكبّرانه داشته باشند نه رفتارى صميمانه. اينكه در احكام شرعى مى‏فرمايند در غير ضرورت مثلاً مكروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصا مرد و زن جوان، به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدنها، غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك اُلفت و محبت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد. بنابراين سعى كنيد خود را عادت دهيد كه: در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد. بلكه به طور كلي از نگاه كردن به نامحرم خودداري شود. در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد. ثانيا: به اين نكته بسيار مهم توجه کنيد كه گرچه اينگونه علايق اگر منجر به ارتباط نامشروع نشود گناه نيست اما استمرار آن مي تواند آسيب هاي جدي براي شما داشته باشد و آن هدر دادن انرژي عاطفي شماست يعني چيزي كه شما به عنوان يك سرمايه گران بها بايد در زندگي آينده خود صرف كنيد الان آن را بيهوده هزينه مي كنيد بدون اين كه در قبال آن چيزي به دست آوريد علاوه بر اين به روابط زناشويي شما در آينده نيز آسيب وارد مي كند و شما نمي توانيد به همسر آينده خود خوب دل ببنديد و همواره آثار آن عشق كاذب پايه هاي زندگي شما را سست مي كند. بنابراين اگر مي خواهيد با اين عشق كاذب و مجازي كه مبتني بر تخيلات است مقابله كنيد كمي بينديشيد و با خود بگوييد چرا من بايد با خود به صورت تخيلي چنين معامله اي را انجام دهم كه يك طرف آن صرفا تخيل است اما طرف ديگر آن كه مربوط به من مي شود جنبه واقعي دارد يعني من واقعا با اين عشق مجازي بهترين سرمايه هاي وجودي خود را هزينه مي كنم بدون اين كه چيزي به دست آورم و اين يك خسران واقعي است و انسان هوشمند نه تنها از خسران كه از بين بردن سرمايه هاي وجودي است اجتناب مي كند حتي از ضرر احتمالي نيز دوري مي جويد كه مبادا به او ضرري وارد شود. بنابراين با يك محاسبه ساده و مقايسه بين آنچه به دست مي آوريد و آنچه از دست مي دهيد شما را متقاعد خواهد كرد كه از ادامه آن مسير پرمخاطره باز ايستيد. ثالثا: در صورت امكان و فراهم بودن شرايط و وجود خواستگار شايسته و مناسب هر چه زودتر ازدواج كنيد زيرا همان طور كه مرد با رسيدن به مرحله بلوغ نيازمند به جنس مخالف است و نياز غريزي جنسي اش را بايد بطور صحيح ارضا كند يك زن نيز همين نياز را در وجود خود دارد و اگر به طور عاقلانه و صحيح تأمين نكند به انحراف كشيده مي شود. و به هر چيزي و كسي اين نيروي نهفته در وجود ش را اظهار و ابراز مي دارد و به فساد و افساد منجر خواهد شد پس هر چه بهتر با فرد مورد پسند و علاقه خود به كمك والدين و نظر مشورتي آنها و تحت اشراف خانواده محترمتان اقدام به ازدواج نماييد كه اين سرمايه گرانبهاي عفت و پاكدامنئ همچون گذشته محفوظ بماند و به سادگي توسط افراد سودجو به تاراج نرود. مطمئنا اگر جمال و زيبايي هاي كمال مطلق يعني خداوند مهربان را درك كنيد درباره كمالات وجودي او بيشتر تفكر و تأمل كنيد ، علاقه و عشقتان به امور مجازي و غير حقيقي كاسته خواهد شد. پس بياييد بيش از گذشته به زيبايي ها و كمالات و جودي او فكر كنيد و آينده زيبا و روشن خود را با آن گونه امور غير واقعي مبهم و تاريك نكنيد. اين علاقه‏ها امرى طبيعى است؛ ولى بايد با رعايت نكات زير مهار گردد تا در زمان مناسب در ازدواج و زندگى آينده انسان هزينه شود. 1- نگاه‏هاى خود را به صورت كامل كنترل كنيد؛ زيرا هر نگاهى مى‏تواند مشكل آفرين باشد. خداوند متعال زنان و مردان مؤمن را از نگاه به نامحرم منع كرده است. 2- سعى كنيد به هيچ وجه به بدن، به ويژه صورت و چشمان جنس مخالف، نگاه نكنيد. اين نگاه‏ها، حتى اگر در آغاز به قصد لذت نباشد، مقدمه آن را فراهم مى‏كند و به تكرار و استمرار مى‏انجامد. 3- از حرف زدن با جنس مخالف، جز در مواقع ضرورى جداً اجتناب كنيد و هنگام ضرورت، رعايت نكات 1و2 الزامى است. 4- با كنترل نگاه، دل خود را نيز كنترل كنيد. P}زدست ديده و دل هر دو فرياد{E}كه هر چه ديده بيند دل كند ياد {P P}بسازم خنجرى نيشش ز فولاد{E} زنم بر ديده تا دل گردد آزاد{P 5- در برخورد با جنس مخالف گرم نگيريد و بيش از حد ضرورت صحبت نكنيد. براى زدودن علاقه‏اى كه به آن فرد پيدا كرده‏ايد، راهكارهاى زير مناسب است: 1- سعى كنيد هر گاه فكر او به ذهن شما خطور كرد، خودتان را به كار فكرى ديگرى مانند مطالعه مشغول سازيد. 2- تا آن جا كه امكان دارد در تنهايى قرار نگيريد؛ زيرا اين فكر هنگام تنهايى بيش‏تر شما را آزار مى‏دهد. 3- به خود تلقين كنيد كه «من نبايد به فردى كه از تمايل او بى‏خبرم و چه بسا به ديگرى تمايل داشته باشد، علاقه داشته باشم». 4- به نامشروع بودن اين علاقه‏ها و نگاه‏ها توجه كافى داشته باشيد و بدانيد اگر اين علاقه‏ها را كنترل نكنيد، در زندگى آينده خود دچار مشكل خواهيد شد. 5- به خود تلقين كنيد: من نبايد علاقه و انرژى عاطفى‏ام را روى فردى هزينه كنم كه تصميم ندارد با من ازدواج كند. بايد علاقه‏ام را براى زندگى آينده‏ام حفظ كنم. 6- با توجه و تمركز روى مسائل معنوى به ويژه نماز و شركت در مراسم مذهبى به خود آرامش دهيد. 7- در اولين فرصت، اگر فرد مناسبى از شما خواستگارى كرد، ازدواج كنيد و تمام عواطف و علاقه خود را در جهت صحيح هزينه كنيد. 8- سعى كنيد با مطالعه درباره خداوند و اهل بيت محبت به خداوند و اوليايش را در خود تقويت كنيد. كمال واقعى انسان با عشق به معنويت تأمين مى‏شود.
کد سوال : 2143
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : مدت چند سال است که به پسر دايي ام که پسر خوب و مومني است علاقه مند شده ام و دوست دارم با او ازدواج کنم البته اين علاقه به خاطر حجب و حيا و سر بزيري و ايمانش است. ولي نمي دانم که او هم اين احساس را نسبت به من دارد يا نه.البته هيچ وقت به او احساسم را نشان نداده ام و به شدت با هم رو دربايستي داريم و او هم فردي نيست که چيزي از خودش بروز دهد. چطور متوجه شوم که او چه نظري نسبت به من دارد. با توجه به اينکه در سن ازدواج هستم اگر خواستگاري داشته باشم چه کار کنم. البته اين را هم بگويم که ايشان به خاطر مشکلات مالي و خانوادگي فکر نمي کنم حال به فکر ازدواج بيافتد. حکم اين علاقه مندي براي من چيست. در صورت ازدواج با توجه به اينکه او ديپلمه و من دانشجو هستم آيا ممکن است مشکلي پيش آيد.؟
پاسخ : خواهر گرامى، مطمئنا شما خوب مى‏دانيد كه ازدواج بزرگ‏ترين و مهم‏ترين حادثه زندگى انسان است و موفقيت يا شكست در آن سرنوشت ساز خواهد بود. ازدواج و زندگى مشترك وقتى ثمر بخش، سودمند و ماندگار است كه عقربه روحيه‏ها، غرايز و طرز تفكر دو طرف، همسو و نزديك باشد. در غير اين صورت، ريسمان وحدت و يگانگى به ضعف و سستى مى‏گرايد و سرانجام گسسته مى‏شود. ما در زندگى خود شاهد پديده‏هاى تلخ و درد آورى هستيم كه دختران و پسران و خانواده‏هاشان را مى‏آزارد و كاخ زندگى مشترك زوجين را فرو مى‏پاشد. بى‏ترديد محاسبات غلط، احساسات زودگذر، خيالات و توهمات بى‏اساس عامل اصلى تحقق اين پديده‏ها به شمار مى‏آيد. بنابراين، اگر در گزينش همسر اصول صحيح رعايت شود، بخش عظيمى از ناگوارى‏ها و نابسامانى‏ها و مشكلات از ميان مى‏رود و زندگى جوانان پربارتر و زيباتر مى‏شود. اسلام درباره ازدواج و انتخاب همسر آن قدر قانون و مطلب و تأكيد دارد كه انسان در شگفتى فرو مى‏رود. استاد محمد تقى جعفرى مى‏فرمود: «برتراند راسل، فيلسوف مشهور اروپايى، به من نوشت: چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و براى آن قانون وضع كرده است؟ در جواب نوشتم: مسأله انسان است. با ازدواج مى‏خواهد انسان به وجود آيد». بنابراين، خواهر گرامى پيش از هرگونه تصميم‏گيرى توجّه به نكات زير ضرورت دارد: 1. اگر انديشه ازدواج با پسر دائي تان در سر مى‏پرورانيد، قبل از ابراز علاقه به وى، درباره معيارهاى ازدواج و شرايط همسر ايده‏آل شناخت كافى پيدا كنيد. بدين منظور مى‏توانيد از راهنمايى‏هاى افراد با تجربه و خبره و مشاوران مورد اعتمادتان و يا از كتاب‏هاى زير كمك بگيريد: الف) انتخاب همسر، نوشته ابراهيم امينى، انتشارات سازمان تبليغات اسلامى. ب) جوانان و انتخاب همسر، نوشته على اكبر مظاهرى، انتشارات پارسايان. 2. سعى كنيد، بر اساس اطلاعات دقيق، به شناخت كافى و صحيحى از پسر دائي تان دست يابيد و دقّت را فراموش نكنيد. مبادا عشق چشم انديشه‏تان را كور سازد و شما را از تحقيق كامل و همه جانبه درباره وى باز دارد. 3. اگر بر اساس بند 1 و 2 پس از بررسى‏ها و مشورت‏هاى لازم ايشان را فردى صالح و مناسب تشخيص داديد، بهترين راه آن است كه از طريق واسطه‏اى مورد اعتماد نظر طرف مقابل را درباره خويش جويا شويد. در صورتى كه او نيز واقعا به ازدواج با شما تمايل دارد، به طور رسمى و از طريق خانواده محترمشان از شما خواستگارى كند تا ان شاء اللّه هر چه زودتر با توافق شما و وى و خانواده‏هاى محترمتان مقدمات ازدواج فراهم شود. از هرگونه ارتباط مستقيم و دور از نظارت بزرگ‏ترها جدا بپرهيزيد؛ (حتى ارتباط تلفنى يا مكاتبه‏اى). 4. اگر با بررسى‏هاى به عمل آمده ايشان را مناسب تشخيص نداديد احساسات خود را كنترل و از ابراز محبت خوددارى كنيد؛ زيرا علاقه يك سويه راه به جايى نمى‏برد. P} خوش آن بى مهربانى هر دو سر بى {E} كه يك سر مهربانى درد سر بى {P بنابراين، با تفحص و پرس و جوى مختصرى كه واسطه انجام مى‏دهد، مسأله روشن مى‏شود و از اين دغدغه خاطر و اشتغال فكرى رهايى مى‏يابيد. 5. لازم به تأکيد است فرد واسطه اي که داراي صفات دلسوزي، مورد اعتماد و سر نگهداري عاقل و داراي تجربه است و مي خواهد از نظر و ديدگاه وي درباره شما مطلع شود، بايد به گونه اي اقدام کند که گويي مي خواهد دختري را براي ازدواج به وي معرفي کند و از اظهار تمايل و علاقه شما به وي (حداقل در مرحله اول) مطلع نشود. مطمئنا اگر دختر و پسر از تناسب کافي برخوردار باشند و پسر نيز به اين دختر تمايل داشته باشد اقدام خواهد کرد وگرنه به دنبال فرد مورد نظر ديگري خواهد رفت. به نظر مي رسد اگر ابتدا دختر اظهار تمايل کند و با پاسخ منفي پسر روبرو شود به خاطر روحيه ظريف و حساس دختران، معمولا دچار نوعي شکسته گي روحي مي شوند و احساس شکست خواهند کرد به عبارت ديگر با پاسخ منفي پسران کنار بيايند و تحمل نه شنيدن پسران را معمولا ندارند و برايشان سنگين است. بنابراين راه حل ارائه شده ما به گونه اي است که هم دختر بتواند (در صورت تمايل پسر) به آرزوي خود برسد و هم دچار شکستگي (در صورت پاسخ منفي پسر) نشود. اما از نظر تناسب علمي و تحصيلي، معمولا گفته مي شود پسر از نظر تحصيلات و مدارج علمي اندکي بالاتر باشد ولي اگر دختر از تواضع کافي در برابر پسر که از تحصيلات پايين تري برخوردار است باشد مشکل چنداني ايجاد نخواهد کرد. هر چند توصيه اول آن است که اين برتري علمي مورد توجه قرار گيرد تا در اداره منزل و روابط بين زن و شوهر از طرف زن احساس برتر بيني نباشد و يا از طرف پسر احساس حقارت ايجاد نشود. چون معمولا در خانواده هاي ايراني مديريت به عهده مردان است و اگر دختر خانمي تحصيلات بالاتري داشته باشد و توان کافي براي حلم و بردباري نباشد ممکن است دچار مشکلاتي شود ولي اگر شما به خودتان مطمئن هستيد و توان کنترل احساسات خود را داريد و باعث فخر فروشي نشود مي توانيد به اين فاکتور چندان اهميت ندهيد.
کد سوال : 2144
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : نسبت به پسر عمويم که سه سال از من کوچکتر است احساس خواهر برادري مي کنم او هم همين طور تا اين اندازه که گاهي اوقات در برخوردهايش احتياط نمي کند و ممکن است دستش به دست من بخورد يا اينکه خيلي شوخي و مسخره مي کند در اين مواقع به شدت احساس گناه مي کنم و عذاب وجدان مي گيرم ولي به خاطر اينکه مثل برادرم هست نمي توانم به او تذکر دهم. نمي دانم چه کار کنم.لطفا راهنمايي ام کنيد.(البته نيت سويي در ميان نيست و فقط احساس خواهري نسبت به او دارم)؟
پاسخ : سعي کنيد رفتارها و برخوردهاي تان با وي متکبرانه باشد نه صميمانه و به شوخي ها و مسخره بازي هاي وي روي خوش نشان ندهيد و خودتان را از فضاي قبل از بلوغ بيرون آوريد و به قول معروف سنگين تر و باوقارتر از گذشته در برابر او ظاهر شويد و به برخي رفتارهاي او هيچگونه عکس العمل و بازتاب مثبتي و تأييد کننده اي نشان ندهيد. مطمئن باشيد به تدريج او خود را کنترل خواهد کرد و يا به علت اين تغيير رفتار شما پي خواهد برد يا حداقل آن که از آن سؤال خواهد کرد که در آن صورت بدون هيچگونه رودربايستي مسأله شرعي را از روي توضيح المسائل يا به طور شفاهي براي وي تبيين و تشريح کنيد. به عبارت ديگر روي خوش نشان دادن شما، يا رفتار صميمانه و دوستانه يا ماندن در همان فضاي کودکي و قبل از بلوغ، وي را به سوي همين نوع رفتار که حاکي از عدم شناخت اين تفاوت است مي کشاند. در گام ديگر مي توانيد توضيح را از طريق يکي از اقوام و فاميل به اطلاع وي برسانيد چه بسا لزومي هم نداشته باشد که از طرف شما موضوع را به وي متذکر شود. فرد واسطه مي تواند مثلا عموي شما يا خواهر وي و يا هر يک از اقوام قابل اعتماد و رازدارتان باشد. راه ديگر آن که مي توانيد اين موضوع را کتبا و مستندا به حکم شرعي که در رساله هاي عمليه آمده است براي وي توضيح دهيد و از وي بخواهيد اين وظيفه شرعي را مورد توجه و رعايت قرار دهد.
کد سوال : 2145
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : خواهري 27 ساله دارم که دختر اول خانواده است حدود چهار سال پيش خواستگاري داشت با تمام شرايط که خواهرم راضي به ازدواج بود و خانواده پس از چند بار آمد و رفت به توافق رسيدند ولي در لحظه آخر اطرافيانمان متاسفانه بنا به دلايل خاص خودشان جنجال به پا کردند و اين وصلت را به هم زدند بعد از آن ديگر خواستگاري سراغ خواهرم نيامد و او در اين ماجرا ضربه خورد و افسرده و ناراحت شد بعد از آن خواهر دومم ازدواج کرد و از آن به بعد خواهر اولم بسيار تنها و افسرده شد و ما خيلي براي او نگرانيم مرا راهنمايي کنيد که چه کار کنيم که روحيه اش بهتر شود و يا اينکه بتواند ازدواج کند اين را هم بگويم که من به او قول داده ام تا او ازدواج نکرده من هم ازدواج نکنم ايا به نظر شما کار درستي کرده ام؟
پاسخ : از اين که نسبت به خواهرتان دلسوزانه حمايت مي کنيد و به فکر او هستيد ودوست داريد در حل مشکلات به او کمک کنيد به شما احسنت و آفرين مي گوييم چه اين که داشتن چنين روحيه آکنده از عاطفه انساني بسيار ارزشمند است و مطمئنا شما در پيشگاه خداوند عزيز و مأجور و مورد تکريم هستيد. گرچه شرايطي که براي خواهرتان پيش آمده و کمي ازدواج او را به تأخير انداخته ممکن است کمي براي او نگران کننده باشد. اما مشکل آن قدر جدي ولاينحل نيست که ايشان فکر کنند همه درهاي اميد به روي او بسته شده و در يک بن بست جدي قرار گرفته که نه راه به پيش دارد و نه راهي براي برگشت. بزرگ جلوه دادن مشکل، منفي بافي، سوء ظن و افکار پوچ انسان را مستأصل و مأيوس مي کند و باعث تخريب روح و جسم انسان مي شود و بايد به طور جد از اين وضعيت خود را نجات داد به او گوشزد کنيد روح خود را نيازارد و خودخوري و ناراحتي را کنار بگذارد و به فضل و رحمت بي منتهاي خداوند اميدوار باشد چه بسا تأخير در ازدواج او حکمتي داشته و خداوند فرد مناسبتر و بهتري را نصيب او خواهد کرد. (البته به معناي اين نيست که اشتباه گذشته که ديگران مرتکب شده اند و باعث اين تأخير شده اند بخواهيم توجيه کنيم) خداوند مي فرمايد «چه بسا شما چيزي را دوست داريد ولي خير شما در آن نيست و چه بسا از چيزي کراهت داريد اما خير شما در همان نهفته است» بنابراين اگر خداوند زحکمت دري را مي بندد زرحمت در ديگري را به روي بنده اش مي گشايد. در حال حاضر دختران با سنين بالا در جامعه ما زياد وجود دارند و به طور کلي سن ازدواج به دلايل متعددي بالا رفته است گرچه اين روند نه براي جامعه و نه براي افراد مفيد نيست ولي جامعه ما نيز مانند بسياري از جوامع به آن مبتلا شده است بنابراين مشکل ايشان منحصر به فرد نيست که او زانوي غم در بغل بگيرد. بسياري از جوانان در سنين بالاتري قرار دارند ولي در عين حال با نشاط و سرحال هستند و هيچگاه خود را محروم و مأيوس از زندگي و آينده اي درخشان نمي بينند. به نظر مي آيد رعايت راهکارهاي زير براي شادابي و نشاط او بسيار مؤثر باشد: 1. از منفي بافي و افکار منفي بايد اجتناب شود. 2. از قرار گرفتن در تنهايي بايد پرهيز نمود. 3. از بيکاري بايد دوري کرد و همواره خود را به کاري مشغول نمود. 4. به او توصيه کنيد بيشتر در جمع شرکت کند و به هيچ وجه خود را از ديگران جدا نکند و در انزوا قرار نگيرد. 5. ورزش به ويژه ورزش هاي دسته جمعي براي او بسيار مفيد است. 6. اهتمام بيشتر به واجبات ديني و ترک گناه نقش بسيار زيادي در سلامت روان دارد. 7. در پايان با توکل به خداوند و توسل به اولياي الهي از خداوند بخواهيد که هر چه زودتر مشکل او حل شود. 8. به سر و وضع و آراستگي ظاهري خود بيشتر برسد واز شلختگي اجتناب کند. البته با رعايت حلال و حرام و اجتناب از خودآرايي در مقابل نامحرم. 9. ساير اعضا خانواده به ويژه اگر خواهر کوچکتري دارد که وضعيت ظاهري او جذابتر است هنگام ميهماني ها و شرکت در مجالس جشن کمتر آنها خود را نشان دهند تا قيافه و چهره او تحت الشعاع آنها قرار نگيرد.
کد سوال : 2146
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : پدرم مشکلي دارد که از بچگي در برابر خواسته هاي عمه هايم نه نياورده و تاکنون نيز همين گونه بوده است با اينکه مي داند پول او را بر نمي گردانند باز هم به آنها پول قرض مي دهد و در هيچ حالتي نمي تواند طلبکاري هاي خود را پس بگيرد خواهش مي کنم ما را راهنمايي بفرماييد چه کمکي از دست ما بر مي ايد؟
پاسخ : اگر مشکلي که براي پدرتان نقل کرده ايد عموميت دارد يعني به طور کلي ايشان نمي تواند در مقابل ديگران «نه» بگويد چه در مقابل عمه هايتان باشد و چه ديگري، علت آن وجود بعضي برداشت ها و افکار اشتباهي است که در ذهن ايشان وجود دارد؛ ولي اگر ايشان فقط در مقابل خواهرانشان اين حالت را دارند، امکان دارد به خاطر رعايت حال آنها و صله رحم باشد به اين معنا که سعي مي کنند به دلائلي به خواهرانشان کمک کنند و به تعبير عاميانه، دل آنها را نشکنند اگر اين طور باشد دلالت بر جوان مردي و بزرگواري ايشان دارد و ديگر نمي توان صحبت از مشکل کرد. مگر آن که احتمال ديگري در کار باشد و آن اين که عمه هاي شما به جهاتي مثل بزرگتر بودن و امثال آن، نفوذ خاصي بر پدرتان دارند و او را تحت فشار قرار مي دهند که در اين صورت اگر بتوان اين نفوذ را کم کرد و در عين حال رابطه بين برادر و خواهر را هم از بين نبرد، کار درستي کرده ايم. شما اول بايد با سؤال کردن مستقيم از پدرتان يا از طريق روش هاي ديگر، معلوم کنيد که مشکل پدرتان از کدام يک از اقسام فوق است سپس براي ياري او اقدام کنيد. اگر مشکل ايشان از قسم اول يا سوم است براي کمک به ايشان ابتدا بايد ببينيم چرا چنين حالتي در ايشان به وجود آمده؟ معمولا در ذهن برخي افراد و از جمله خود ما به دلايل فرهنگي و تربيتي ممکن است افکار و باورهاي اشتباهي وجود داشته باشد که نقش عمده اي در جهت دادن به رفتارهاي ما ايفا کند. مثلا کسي که به اين باور رسيده که همه افراد قصد دارند به نوعي به او آسيب بزنند احتمالا نسبت به همه آنها بدبيني پيدا مي کند و حالت گوشه گيري و اضطراب در رفتارهاي او به وجود مي آيد. در مورد کساني که نمي توانند خواسته هاي دروني خود را به صراحت بگويند و چه بسا به همين دليل تسليم خواسته هاي ديگران مي شوند نيز وجود افکار و باورهاي غلط مي تواند علت عمده اين ناتواني باشد. به طور مثال اگر کسي افکار زير را داشته باشد در ابراز وجود و «نه» گفتن به خواسته هاي غير منطقي ديگران دچار مشکل خواهد بود: - من بايد همه افراد را از خودراضي نگه دارم. - من بايد سعي کنم دائما در حد انتظارات ديگران باشم. - اگر کسي از من انتقاد کند يک فاجعه بزرگ براي من خواهد بود. - اگر به خواسته ديگران پاسخ مثبت ندهم مرا فردي بي احساس خواهند دانست. - يک انسان موفق کسي است که هيچ کس را از خود دلگير نکند. اگر شما درباره باورها و افکار بالا که ما سعي کرديم آنها را به طور شفاف از ذهن افراد خارج کنيم فکر کنيد متوجه مي شويد که نتيجه همه آنها از دست دادن ابراز وجود و عدم توان رد خواسته هاي غيرمنطقي ديگران است. اگر ما بخواهيم از شر اين افکار خلاص شويم در مرحله اول ابتدا بايد با علم و منطق به نادرستي آنها دست يابيم و سپس سعي در تغيير آنها داشته باشيم. در مرحله بعد بايد افراد را به تمرين عملي تشويق کنيم و از آنها بخواهيم سعي کنند به تدريج خود را براي مقابله با خواسته هاي غير منطقي افراد آ»اده کنند و در مواردي هم عملا چنين کنند تا به طور عيني نتايج کار خود را مشاهده و ارزيابي کنند. مطمئنا پس از تمرين، افراد بهتر مي توانند مشکل خود را برطرف کنند. نکته ديگر اين که اگر پدرتان از نظر مالي تمکن کافي دارد چه اشکال دارد بگذاريد به خواهران خود کمک کند اين کار باعث استحکام روابط عاطفي آنها به يکديگر مي شود و نوعي صله رحم است اما اگر تمکن مالي او در حد تأمين نيازهاي زندگي خودش مي باشد در اين صورت بايد در برنامه ريزي زندگي و هزينه کردن صحيح درآمدهاي او به او کمک کرد به اين صورت که نيازهاي ضروري زندگي او را ليست کرد و درآمد او به صورت صحيح براي تأمين اين نيازها هزينه کرد در اين صورت او چيزي اضافه نمي آورد تا ديگران از او سوء استفاده کنند. مطالب آخر اين که اگر پدر شما دچار اختلال نباشد و از روي علم و آگاهي و اختيار چنين عملي را انجام ميدهد به طور قطع اين روحيه بخشش و کمک به ديگران بسيار ارزشمند و مفيد است و شايسته نيست او را به خاطر اين عمل پسنديده و اين صفات شايسته نکوهش کرد بلکه بايد سري به خودمان بزنيم شايد روحيه خست و بخل ما را فرا گرفته و يا خداي ناکرده مي گوييم به ما بدهد چرا به خواهرانش کمک مي کند در اين صورت بايد به اصلاح نفس خود بپردازيد.
کد سوال : 2147
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : مادرم با دروغ و حمايت بيجا از خواهران و دامادها موجب ناراحتي و تحقير و بي احترامي شديد به اينجانب شده است لطفا راهنمايي فرماييد با او چگونه رفتار کنيم؟
پاسخ : رعايت حقوق پدر و مادر خصوصا مادر بسيار سخت است و کمتر کسي مي تواند از عهده آن برآيد. به ويژه وقتي سن آنها بالا مي رود و کم حوصله تر و بداخلاق تر و حساس تر مي شوند. گاه ديده مي شود بعضي مادران وقتي پير مي شوند توقعات زيادي پيدا مي کنند چون تا وقتي فرزندان کوچک هستند با تمام وجود براي آنها زحمت مي کشند ولي همين که فرزندان ازدواج مي کنند و مستقل مي شوند به ياد تمام سال هايي مي افتند که جواني خود را به پاي آنها ريخته اند اين است که توقعاتشان بالا مي رود و کوچکترين سخن يا رفتاري که ممکن است بوي بي احترامي بدهد براي آنها غير قابل تحمل مي شود و چون خود را صاحب اختيار فرزندان مي دانند به خود حق مي دهند هر سخن يا واکنشي هر چند تحقيرآميز را نثار فرزندانشان کنند. در اينجا نمي توان درباره درستي يا نادرستي اين واکنش و رفتار بحث کرد، بلکه بايد ببينيم چگونه بايد فرزندان با اينگونه حرکات برخورد کنند که ذره اي بي احترامي و عدم رعايت حقوق آنها اتفاق نيفتد. زيرا رعايت احترام وحقوق آنها در هر صورت واجب و لازم است. ما فکر مي کنيم راز موفقيت فرزنداني که اينگونه والدين از آنها راضي اند اين است که هرگز به پدر و مادر انتقاد نمي کنند و سعي در نصيحت و ارشاد آنها نمي کنند. حال با توجه به مطالب فوق، تذکر چند نکته را ضروري مي دانيم: 1. هيچگاه سعي نکنيد به طور مستقيم مادرتان را نصيحت کنيد و يا اشتباه او را تذکر دهيد. زيرا نه تنها هيچگونه تأثيري ندارد بلکه ايشان اين کار را توهين تلقي مي کند و علاوه بر اين که قبول نمي کند به شما اعتراض هم مي کند که در اين صورت ممکن است شما عصباني شويد و حرفي بزنيد که مشکل را بدتر کند و نتيجه آن واکنش هايي از قبيل آنچه شما در سؤالتان آورده ايد شود. 2. در جلوي مادرتان هرگز با خواهران و دامادها بحث و جدل نکنيد و يا از آنها بدگويي نکنيد زيرا پدر و مادر به هيچ وجه دوست ندارند بين فرزندان اختلاف و ناراحتي باشد اگر مشکلي با آنها داريد بايد بين خودتان حل کنيد و نگذاريد مادر از آن بويي ببرد. چه بسا پرخاشگري ايشان به اين دلايل باشد. 3. دائما به مادر اظهار محبت کنيد و حضورا يا تلفني از او احوال پرسي کنيد. مناسبت هاي مختلف (مثلا روز مادر) براي او هديه ببريد و هميشه به زحمات زيادي که برايتان کشيده معترف باشيد. اين کار علاوه بر اين که از وظايف هر فرزندي است سبب توجه و محبت مادر به شما مي شود و نتيجتا احترام شما را بيشتر حفظ کند. 4. هرگاه مادر از شما انتقاد مي کند يا شما را تحقير مي کند فقط لبخند بزنيد و اصلا ناراحتي خود را نشان ندهيد. بلکه در پاسخ بگوييد: من فردي کم تجربه ام و هميشه نيازمند نصايح شما هستم. شما با اين کار ضمن اين که سخن نامربوطي نگفته ايد کاري کرده ايد که مادرتان خود به خود از شدت ناراحتي اش کاسته شود و بر شما مهربان تر گردد. 5. هيچگاه در اثبات سخن خودتان هر چند حق باشد به مادرتان اصرار نکنيد و در صدد محکوم کردن وي نباشيد. بگذاريد زمان خودش مسأله را حل کند. خصوصا در قضاوت درباره خواهران ودامادهايتان با ايشان بحث و جدل نکنيد و اگر مي بينيد اظهار نظر شما تأثير چنداني در حل مسايل خانوادگي نمي کند بهتر است سکوت کنيد و هيچگونه دخالتي نکنيد زيرا همانطور که از سؤالتان پيداست به دلايلي اعتبارتان را نزد مادرتان از دست داده ايد و ايشان به نظرات شما اعتماد چنداني ندارد. اگر سعي کنيد مدتي سکوت کنيد و دست از بحث برداريد اعتماد ايشان به شما جلب مي شود. 6. سخن آخر اين که در اين جريان خدا مي خواهد شما را امتحان کند و ببيند آيا مي توانيد احترام مادر را در اين موارد حفظ کنيد يا زود عصباني مي شويد. امتحان هم فوق العاده سخت است که در صورت موفقيت، برکات زيادي نصيب شما مي شود. اين را هم بدانيد که تذکرات ما از اين باب نيست که کار مادرتان صحيح است بلکه مي خواهيم بگوييم در طرز رفتار با پدر و مادر خيلي بايد احتياط کرد و در هر صورت احترامشان رانگه داشت و نيز اين مطلب را هم فراموش نکنيد که مادر همه فرزندانش را دوست دارد هر چند در ظاهر نتواند نشان دهد.
کد سوال : 2148
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : اينجانب دانشجوي سال سوم هستم. متاسفانه مدتي است متوجه شده ام که يکي از همکلاسي هايم مشکل اخلاقي دارد که چندين بار در خوابگاه اقدام به دزديدن وسائل قيمتي و کتابهاي بچه ها کرده است. که دستش رو شده و اعتراف هم کرده است . و خودش نيز گفته است که مشکل رواني دارد و يکي از بچه ها نيز براي ايشان وقت روان پزشکي گرفته است ولي متاسفانه حاضر نشده است. لازم به ذکر است که ايشان اطلاعي از اينکه ما اين موضوع را مي دانيم نداشته است تا اينکه چندي پيش در دستشويي اقدام به دزديدن کيف پول من کرد و من به طور اتفاقي فهميدم که ايشان اين کار را کرده و از او خواهش کردم کيف پولم را پس بدهد. و او هم اين کار را انکار نکرد و بدون اينکه به کيف دست بزند کيف را پس داد. حال من نمي دانم از اين به بعد چگونه با ايشان رفتار کنم که مشکلي براي من و ايشان پيش نيايد. و هم اينکه دلم براي ايشان مي سوزد. و دلم مي خواهد کمي به او کمک کرده باشم تا شايد مشکلش حل شود. لازم به ذکر است اين فرد تا حالا چندين بار تغيير بلوک و اتاق داده است و دوست صميمي نداشته است و دوست دارد که با بچه ها باشد. اين شخص آرايش زننده اي دارد ولي در عين حال با هيچ پسري راحت نيست مانند بچه هاي ديگري که اين تيپ را دارند. ايشان در مدرسه تيز هوشان درس مي خوانده است و آنچنان که ما از ظاهرشان برداشت مي کنيم وضعيت مالي خوبي ندارند. تعداد افراد خانواده ايشان 4 نفر بيشتر نمي باشد. ايشان چاق هستند و از اين موضوع رنج مي برند و آن چنان که من شنيده ام داروهاي گراني مي خرند که چاقي شان برطرف شود؟
پاسخ : در ابتدا از دلسوزي و حساسيتي که نسبت به همنوعان خود داريد، تشکر مي کنيم و آن را ارج مي نهيم. براي درمان رفتارهايي از قبيل دزدي، اول بايد علل و عوامل آن را جستجو کنيم تا با برطرف شدن آن بتوانيم رفتار مشکل دار فرد را تغيير دهيم. در مورد اين فرد که دست به دزدي مي زند احتمالات زيادي وجود دارد اين فرد يا به خاطر احتياج است و راحت ترين راه براي رفع اين نياز را دزدي مي داند يا به خاطر انتقام از وضع موجود است. منظور از انتقام اين است که مثلا فرد نتوانسته روابط دوستانه اي با اطرافيان پيدا کند و مورد توجه و محبت آنها قرار نگرفته، بلکه اطرافيان به دلايلي با او بي مهري کرده اند آبروي او را برده اند، به او تهمت زده اند و به طور کلي رفتار خوبي با او نداشته اند. او هم چون نتوانسته برخورد مناسبي با رفتارهاي آنها داشته باشد سعي کرده با دزديدن اشياء قيمتي آنها، از ايشان انتقام بگيرد. در مورد دوست شما ممکن است هر دو عامل، خصوصا عامل دوم علت اين رفتار شده باشد که البته به دليل رو شدن دستش نتوانسته به هدف خود برسد بلکه وضع روحي و رواني اش بدتر هم شده است و يا عوامل ديگري از قبيل شيوه هاي غلط تربيتي در خانواده و يا به خاطر دوستان ناباب که با او در اين زمينه همکاري مي کنند و از او سوء استفاده مي کنند و يا به دليل مشکلات روحي و رواني است. اگر مي خواهيد به دوستتان کمک کنيد بايد به چند نکته توجه کنيد: 1. ابتدا سعي کنيد او را مورد توجه و محبت قرار دهيد و به اصطلاح او را تحويل بگيريد. بهتر است اين کار دسته جمعي باشد و همه هم اتاقي ها و بچه هاي کلاس سعي کنند او را بين خود راه بدهند و با او رابطه بهتري داشته باشند. اگر ايشان احساس کند که از طرف شما پذيرفته شده است و شما کارهاي بد او مثل دزدي را فراموش کرده ايد، آمادگي پذيرش تغيير در رفتارش پيدا مي کند. توجه بي قيد و شرط به او، گرم گرفتن در گروه هاي علمي، فرهنگي، ورزشي و... از او دعوت به همکاري کردن او را تشويق کردن و به او احترام گذاشتن، کليد اصلي حل مشکل است. 2. وقتي فرد احساس کرد مورد توجه و محبت شما واقع شده و به شما اعتماد کرد، مرحله بعد، دادن آگاهي و شناخت است. بايد کاري کنيم که فرد خودش به اشتباهش پي ببرد. براي اين کار ابتدا بايد به او شناخت هاي کلي مثل شناخت خود، شناخت جهان و توجه به خدا داده شود و به او بفهمانيد که انسان چه جايگاهي در هستي دارد چه هدفي را بايد دنبال کند و سرانجام او چه مي شود بعد بايد درباره بدي دزدي و رفتارهايي از اين قبيل شناخت بدهيد و نيز درباره راه هاي مشروع به دست آوردن پول و رفع نيازهاي مادي، شناخت کافي را ارائه دهيد. 3. هرگز سعي نکنيد آبروي او را ببريد، بلکه نشان دهيد که مي خواهيد آبروي او محفوظ بماند. تهمت زدن، برچسب زدن، اعتراف گرفتن و شدت عمل به خرج دادن، مشکل را بيشتر مي کند. اگر احساس کند شخصيت او و آبروي او در بين ساير دانشجويان از بين رفته، ممکن است دست به انتقام بزند و بيشتر دزدي کند. 4. اگر مشکل مالي دارد با او صحبت کنيد و در صورت امکان مقداري پول به او قرض بدهيد چه بسا اگر احساس کند به او اعتماد داريد در کارهايش بهتر تجديد نظر کند. 5. اگر مشکل مالي ندارد طبعا بايد دنبال احتمالات ديگر رفت و همه احتمالاتي که مي تواند علت دزدي او باشد را بررسي کرد اگر احساس مي کنيد مشکل روحي دارد يا از نظر شخصيتي دچار اختلال است حتما او را به يک مشاور با تجربه و کارشناس معرفي کنيد. براي رفتن نزد مشاور به او کمک کنيد و مقدمات کار را فراهم نماييد و حتي اگر حاضر نيست پيش مشاور برود مسأله را با مشاور در ميان بگذاريد تا او به خوابگاه بيايد و با ايشان ارتباط برقرار کند و اگر احساس مي کنيد او نه کمبود مادي دارد نه مشکل رواني طبعا از نظر تربيتي و اخلاقي دچار ضعف است که در اين صورت با مسؤولين نهاد نمايندگي مسأله را در ميان بگذاريد تا از طريق روحانيوني که به دانشگاه مي آيند زمينه کارهاي تربيتي و اخلاقي را فراهم کنند. به هر حال از هر کمکي که مي توانيد به او بکنيد مضايقه نکنيد زيرا در قرآن آمده است «اگر کسي يک انساني را نجات دهد گويا همه بشريت را نجات داده است».
کد سوال : 2149
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : در صورتي که احساس مي کنم تحليل سياسي دارم و مي توانم اخبار را تجزيه و تحليل نمايم جهت کسب اخبار بيشتر مي توانم اخبار راديو هاي بيگانه را بشنوم يا خير؟
پاسخ : برخورداري از قدرت تجزيه و تحليل سياسي داراي مراتبي مي باشد و در بسياري از موارد نظير همين راديوهاي بيگانه، با توجه به شگردهاي پيچيده رواني و تبليغاتي که به صورت بسيار دقيق به کار مي برند، تنها تحليل سياسي در مرتبه هاي بالا مي تواندکارگشا بوده و تحت تأثير القاآت آنان قرار نگيرد. از اين رو واقعا اگر مطمئن هستيد که از قدرت تجزيه و تحليل علمي سياسي بسيار بالا برخورداريد و به هيچ وجه تحت تأثير القاآت و شگردهاي تبليغاتي آنان قرار نمي گيريد مي توانيد جهت کسب اخبار بيشتر از اخبار اين راديوها استفاده نماييد و البته حتما بايد در کنار آن از منابع موثق، اخبار صحيح را به دست آوريد. جهت برخورداري بيشتر از متدولوژي و شيوه علمي تحليل سياسي مي توانيد به منابع ذيل مراجعه نماييد: 1. روش تعميق بينش سياسي، سيد عبدالقيوم سجادي، انتشارات بوستان کتاب قم 2. متدولوژي تفسير سياسي، احمد جهان بزرگي، کانون انديشه جوان، 1379
کد سوال : 2150
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در يک مراسم پرفيض عزاداري امام حسين در ماه صفر سال 83 با خدا عهد بستم که چادري شوم اما موفق به انجام اين کار نشدم خودم هم به دلايلي فقط تصميم گرفتم با رعايت حجاب ،مانتو بپوشم اما احساس مي کنم به عهدي که با خدا بستم بي وفايي نمودم و شديدا عذاب وجدان دارم مرا راهنمايي کنيد؟
پاسخ : شکي نيست که با پوشيدن چادر، بهتر مي توان حجاب را حفظ کرد. بنابراين خانمي که با خدا عهد مي بندد براي رعايت حجاب از چادر استفاده کند، براي يک کار مثبت عهد بسته است و به همين دليل نبايد عهد و پيمان خود را بشکند، چنانچه خداوند در سوره مؤمنون آيه 8 مي فرمايد: «والذين هم لأمانتهم و عهدهم راعون؛ مؤمنان کساني اند که در حفظ امانت و عهد خود کوشا هستند». اما اين که چرا انسان نسبت به کاري مثل پوشيدن چادر، با اين که مي داند کار مثبتي است و نيز با اين که مي داند عهد شکستن کار خوبي نيست ولي باز هم تصميم خود را نقض مي کند، دلايل مختلفي مي تواند داشته باشد. شايد عمده دليل آن تفکرات اشتباهي است که در شخص وجود دارد. اين مطلب را با يک مثال مي توان شرح داد. به طور مثال اگر ما مي بينيم افراد جامعه نسبت به يک کار يا پديده واکنش هاي مختلف نشان مي دهند به دليل اختلاف در ديدگاه و تفکر آنهاست. مثلا اگر کسي در خيابان به ما سلام کند چه احساسي پيدا مي کنيم؟ پاسخ اين است که بستگي دارد چه قضاوت و ديدگاهي نسبت به سلام کردن او داشته باشيم. اگر قضاوت اين باشد که سلام کننده قصد احترام و ادب را داشته، احساس رضايت خاطر و شادي مي کنيم ولي اگر فکر کنيم او قصد تمسخر داشته احساس رنجش مي کنيم و نيز اگر فکر کنيم قصد او از اين کار سوء استفاده و گول زدن است احساس ترس و اضطراب مي کنيم، بنابراين احساس هاي مختلف تابع طرز تلقي و برداشت ما از يک چيز است. در مسأله چادر پوشيدن هم طرز تلقي ها مختلف است که بعضي باعث خوشايند شخص از چادر مي شود و برخي سبب نفرت يا ترس از آن مي شود. شما اگر يکي از طرز تلقي هاي زير را داشته باشيد از پوشيدن چادر احساس ناخوشايندي پيدا مي کنيد و عملا نمي توانيد چادر به سر کنيد، هر چند عهد و پيمان خود را زير پا بگذاريد: - پوشيدن چادر نشانه عقب افتادگي و تنزل فرهنگي است. - چادر وسيله اي براي مخفي کردن افکار پليد افراد است. - چادر نوعي ريا و تظاهر به مسلماني است. - هيچ کس نبايد مرا تحقير کند و چون عده اي از افراد جامعه چادري ها را مسخره مي کنند پس من نبايد از چادر استفاده کنم. - من نبايد کاري کنم که با تفکرات دوستان و آشنايانم متضاد باشد زيرا در آن صورت از چشم آنها مي افتم. اگر به اين افکار منفي و افکار با ديدگاه هاي ديگري که ممکن است در اين زمينه وجود داشته باشد خوب توجه کنيد مي بينيد صاحب اين ديدگاه ها نمي تواند چادر را بهترين نوع پوشش خود بداند. اما اگر ديدگاه هاي فوق را تغيير دهيد و به جاي آن تفکرات و ديدگاه هاي زير را در خود تقويت کنيد، به آساني مي توانيد از چادر استفاده کنيد. اين ديدگاه ها دقيقا در مقابل ديدگاه هاي فوق است: - پوشيدن چادر، پيروي از فرهنگ قرآن (سوره احزاب، آيه 59) و اقتدا به بهترين زن عالم حضرت فاطمه زهرا(س) است و به همين دليل نشانه تمدن، آگاهي و رشد فرهنگي است. - چادر لباس حيا و تقوا است و به همين جهت ممکن است عده قليلي از آن براي مخفي کردن باطن پليد خود سود بجويند. - چادر شعار مسلماني و نشانه اي براي اعلام به مردان هرزه است که صاحب آن فردي با عفت و حياست و امکان سوء استفاده از وي منتفي است. - شايد عده اي به جهت افکار اشتباهي که دارند از چادر خوششان نيايد ولي چه کسي گفته، همه بايد از من خوششان بيايد؛ علاوه بر اين که اگر چادري هم نباشم عده اي خوششان نمي آيد. - چه کسي گفته بايد انسان با همه آشنايان همفکر باشد؟ هر کس براي زندگي و هدفي که دارد بايد منطق داشته باشد نه موافقت ديگران به علاوه من بايد کاري کنم از چشم خدا و پيغمبر و انسان هاي فهيم و با تقوا نيفتم نه از چشم افراد ضعيف الايمان و جاهل به احکام اسلام. شما اگر سعي کنيد افکار منفي خود را نسبت به چادر، در کاغذي يادداشت کنيد، بهتر مي توانيد درباره صحت و سقم آن به نتيجه برسيد و اگر به اين نتيجه رسيديد که اشتباه است آن را تغيير دهيد و به جاي آن افکار صحيح و منطقي حاکم کنيد. فقط بايد به اين نکته توجه داشته باشيد که معمولا خيلي از افکار ذهني ما نادرست است و بايد آنها را به وسيله منطق و مقايسه با افکار انسان هاي موفق اصلاح کنيم تا در نتيجه احساسات، جهت گيري ها و رفتارهاي ما اصلاح شود. در پايان توصيه ما اين است که تلاش کنيد به عهدي که با خدا بستيد عمل کنيد براي عملي ساختن اين عهد از راهکارهاي زير استفاده کنيد: 1. در مرحله اول حجاب خود را با مانتو به گونه اي مراعات کنيد که واقعا حجاب باشد و از پوشيدن مانتوهاي تنگ يا کوتاه که برجستگي هاي بدن را نشان مي دهد و حرام است اجتناب کنيد. 2. در مرحله بعد اگر روزي مثلا چهار ساعت بيرون خانه هستيد يا هر روز چهار بار از خانه خارج مي شويد سعي کنيد براي يک هفته فقط روزي يک بار آن هم يک ساعت چادر سر کنيد. 3. در آن لحظاتي که چادر به سر کرده ايد بدون نگاه به اطراف و بدون توجه به اين که ديگران شما را چگونه مي بينند به درون خودمراجعه کنيد ببينيد چه احساسي داريد. 4. در لحظاتي که چادر به سر کرده ايد اين جملات را با خود زمزمه کنيد «خدايا من دوست دارم به عهد خود عمل کنم تو مرا کمک کن». «خدايا تو را شکر و سپاس مي گويم که براي لحظاتي نفس اماره خودم را کنترل کردم و گوش به فرمان تو دادم خدايا تو مرا در اين مبارزه با نفس کمک کن». 5. اگر موفق شديد تا مرحله چهارم بياييد در اين مرحله ميزان دفعات و ساعاتي که چادر به سر کرديد را به دو برابر افزايش دهيد. 6. به تدريج به ميزان چادر به سر گرفتن بيفزايد تا کم کم عادت قبلي (مانتويي بودن) از بين برود و يک عادت جديد در شما به وجود آيد. 7. به دنبال هر دفعه اي که در پوشش چادر موفق شديد يک امتياز موفقيت به خود بدهيد. 8. اينکار را آن قدر تکرار کنيد تا موفق شويد کاملا با چادر حجاب خود را رعايت کنيد مطمئن باشيد اگر مراحل فوق را رعايت کنيد کاملا موفق خواهيد شد و با اين کار خود رضايت خداوند و خشنودي اولياء خدا را به دست خواهيد آورد. از خداوند متعال موفقيت شما را در همه ابعاد زندگي مسألت مي نماييم. در ضمن هر از چندگاهي دوباره از طريق نامه با ما تماس برقرار کنيد و ميزان موفقيت يا عدم موفقيت را گزارش دهيد ما آماده راهنمايي و خدمتگزاري به شما عزيزان را داريم التماس دعا حتما ما را از دعاي خير خود فراموش نکنيد.