کد سوال : 2021
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : وقتي انسان قدرت حل مشکلات را ندارد و به هيچ صورت حل نمي شوند بايد راضي به رضاي خدا شود چه کنيم تا به آنچه خدا داده راضي شويم و ناشکري نکنيم؟
پاسخ : اعتراض به تقديرات خداوند و عدم رضايت از صفاتي است که با توحيد و ايمان منافات و ناسازگاري دارد انسان عاجز و ذليل که از اسرار قضا و قدر ناآگاه و از حکمت ها و مصالح امور غافل است چگونه مي تواند بر افعال خداوند خالق و عالم و حکيم و خبير خرده بگيرد و از آن ناراضي باشد.
P}ما بنده ايم و عاجز او حاکم است و قادر{E}گر مي کشد به زورم ور مي کشد به زاري{P
در اخبار قدسي آمده است: «منم خدايي که به جز من خدايي نيست. پس هر که صبر نکند بر بلاي من و راضي نشود به قضاي من و شکر نکند نعمت هاي مرا، خدايي ديگر به جز من پيدا کند».
موسي بن عمران(ع) عرض کرد پروردگارا! چه کسي در نزد تو محبوب تر است؟ فرمود: کسي که هرگاه من محبوبش را از او بگيرم، تسليم باشد. عرض کرد: سخط و ناخشنودي تو بر چه کسي است؟ فرمود: کسي که در امري از من طلب خير کند و چون در مورد او حکمي کند به آن راضي نباشد.
اگر کسي بداند که عالم و هر چه در آن است آفريده حضرت آفريدگار است و براساس حکمت و خير و نظامي آفريده شده که از آن بهتر و بالاتر تصور نمي گردد و هر که خدا را به خدايي و عالم بودن و حکيم و خبير و لطيف بودن و خود را به بندگي و ضعف و عجز و ناداني شناخته باشد مي داند که نارضايي واعتراض در امور نهايت جهل و جرأت او بر مولا شمرده مي شود.
کسي که از مقدرات الهي راضي و به آنچه خداوند به او داده راضي و خشنود است همواره در لذت و شادي و سرور است. چون فقر و غنا، راحت و رنج: بقا و فنا عزت و ذلت، بيماري و سلامتي همه را کار خداوند مي داند و هيچ کدام در نزد او بر ديگري ترجيح ندارد.
مقام رضا و خشنودي بالاترين مقامات معنوي و روحاني و از صفات مقربان درگاه خداوند است.
پيامبر بزرگ اسلام(ص) در روايتي مي فرمايد: در روز قيامت گروهي از امت من از قبرهاي خود با بال و پر کرامت مستقيما به سوي بهشت پرواز مي کنند و در آنجا به گونه اي که دوست دارند در راحتي و خوشي به سر مي برند. فرشتگان از آنها مي پرسند: آيا شما موقف حساب را ديديد؟ مي گويند از ما بازخواست نکردند. باز فرشتگان مي گويند: آيا از پل صراط گذشتيد و جهنم را ديديد؟ مي گويند: ما هيچ چيز نديديم. مي پرسند: شما چه طايفه اي هستيد؟ مي گويند: ما از امت محمد(ص) هستيم. فرشتگان مي پرسند: عمل شما در دنيا چه بوده است؟ مي گويند: در ما دو خصلت و صفت وجود داشت که خدا به فضل و رحمت خود ما را به اين مرتبه رسانيد: يکي آن که در خلوت از معصيت خدا کردن شرم داشتيم. ديگر آن که به هر چه خدا براي ما قسمت کرده بود راضي بوديم. فرشتگان مي گويند: پس سزاوار اين مرتبه هستيد.
حضرت موسي(ع) به خداوند عرض کرد: بار خدايا! مرا به امري راهنمايي کن که در آن رضاي تو باشد؟ خداوند فرمود: رضاي من در آن است که تو راضي به قضاي من باشي.
در روايت آمده است بني اسرائيل به حضرت موسي(ع) گفتند: از خدا بپرس، چه کار کنيم تا از ما راضي شوي؟ خطاب رسيد که اي موسي(ع) به آنها بگو: از من راضي شويد تا من نيز از شما راضي شوم.
از حضرت سجاد(ع) چنين روايت شده است: «صبر و رضا، رأس همه طاعات است. هر که صبر کند و راضي شود از خدا در آن چه براي او مقدر ساخته، خداوند جز خير برايش مقدر نمي کند.
حضرت صادق(ع) مي فرمايد: در شگفتم از کار فرد مسلمان؛ خداوند هيچ چيزي براي او مقدر نمي کند مگر آن که خير او است. اگر بدن او را با قيچي پاره پاره کند، خير او است و اگر سلطنت شرق و غرب را به او عطا فرمايند باز خير او است.
از جمله چيزهايي که خداوند به حضرت موسي(ع) وحي نمود اين است: اي موسي؛ هيچ مخلوقي در نزد من محبوب تر از بنده ام نمي باشد من او را به بلاها گرفتار مي سازم چون خير او در آنها است و اگر نعمت دنيا را از او مي گيرم خير او را در آن مي دانم و من آگاه از کاري که صلاح او در آن است مي باشم. پس بايد او بر بلاي من صبر کند و نعمت هاي مرا شکر نمايد و به قضاي من راضي شود تا نام او را در ميان صديقان بنويسم.
ثمره رضاي از خداوند آن است که موجب رضاي خداوند از بنده مي شود و اين بزرگترين سعادت در دنيا و آخرت است و هيچ نعمتي در بهشت از رضاي خداوند بالاتر نيست «و رضوان من الله اکبر؛ رضا و خشنودي خدا از نعمت هاي بهشت بالاتر است» V} (توبه، آيه 72).{V
بهترين راه کسب رضا و خشنودي خداوند محبت داشتن به او است چون اگر انسان به کسي عشق بورزد و محبت به او داشته باشد به کار و عمل محبوبش راضي و خشنود است. اگر کسي واقعا خداوند را دوست داشته باشد و خداوند محبوب او باشد همه کارهاي او و مقدرات او را خير و نيک و زيبا مي بيند و اصلا بدي و ناگواري نمي بيند تا بخواهد بر آن صبر کند و يا از آن راضي و خشنود باشد مانند مادري که به خاطر شدت علاقه اي که به فرزندش دارد همه کارهاي او را زيبا مي بيند.
نمونه بارزي از اين محبت زينب کبري(س) است که بعد از ديدن آن همه رنج و بلا و مصيبت و داغ فرمود: «ما رأيت الا جميلا؛ جز زيبايي چيزي نديديم». البته انتظار چنين رتبه بالايي از رضا از ما نمي رود ولي ما بايد سعي نماييم به اندازه ظرفيت خود و با آگاهي از حکمت و عدالت و علم خداوند و مهرباني و لطف او و اين که از خداوند جز زيبايي و خير و لطف چيزي سر نمي زند. از جنبه علمي و نظري زمينه رضايت از خداوند را در خود ايجاد نماييم و با تکرار و تمرين و انجام اعمال صالح، عملا سعي نماييم در راه رضاي او گام برداريم و باور کنيم که: «هر چه آن خسرو کند شيرين کند».
بايد با ياد دايمي خداوند و يادآوري نعمت هاي بي شمار او و تفکر در عجايب آفرينش او و تدبر در حکمت ها و مصلحت هايي که در مخلوقات قرار داده است محبت الهي را تحصيل نماييم و با پاي بندي به عبادات و وظايف الهي و کم کردن علاقه هاي دنيوي و دلبستگي ها رشته محبت دنيا را سست نموده و رشته محبت خداوند را در دل محکم کنيم و چنان بذر محبت خداوند را در دل کاشت که بلا ها و مصيبت ها و سختي ها را احساس نکند بلکه آن را شيرين و گوارا بيابد:
P}گر تيغ بارد از کوي آن ماه{E}گردن نهاديم الحکم لله{P
P}بر نمي دارم از اين در، سر خود اي دربان{E}صد ره از سنگ جفاي تو گرم سر شکند{P
مطالعه حکايات دوستان خدا و بندگاني که آراسته به صفت رضا بوده اند و صبر و استقامتي که آنها در برابر بلاها و شدائد داشته اند مثل جريان عاشورا و بروز صفت رضا از امام حسين(ع) مي تواند در اتصاف به اين صفت ممتاز نقش فراواني داشته باشد.
براي آگاهي بيشتر ر.ک: معراج السعاده، ملا احمد نراقي، ص 627، انتشارات کشف الغطاء.
کد سوال : 2022
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : دوستي دارم که شوهرش به او توجه نمي کند و مورد بي مهري قرار گرفته است تا چه حد مي تواند اين محبت کرده تا محبت او را جلب نمايد و براي ايجاد مهر و محبت بين آنها چه بايد کرد؟
پاسخ : پديدار شدن مهر و محبت افزونتر معلول عواملى است كه برخى از آنها بر عهده خانم و برخى بر عهده آقاى خانواده است.
آنچه بر عهده زن است، احترام و اهميت دادن به شوهر، مهيا كردن محيط خانه براى او، همراهى با او در امور مختلف، پرهيز از بحث و مجادلههاى بىنتيجه، توجه به خواستههاى جنسى شوهر، صداقت، امانت، فداكارى و گذشت، از جمله امورى است كه مراعات آن از جانبزن مىتواند در جلب محبت شوهر مؤثر باشد.
براى مطالعه بيشتر ر.ك: آيين همسردارى، ابراهيم امينى ؛ راز شاد زيستن
با توجه به مطالب ذكر شده دستورالعملهاى زير را رعايت كنيد:
1. زن خود را براى همسرش بيارايد و در حضور او بهترين و تميزترين لباسهاى خود را بپوشد.
2. در مقابل همسر خود با حالت خمودگى و افسردگى حاضر نشود، او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شادى استقبال كند و در موقع خروج از خانه او را بدرقه كرده و با گرمى از او خداحافظى نمايد.
3. براى انجام تقاضاهاى خود با همسرش آمرانه و با خشونت برخورد نكند.
4. از سختىها و مشكلاتى كه همسرش براى امرار معاش خانواده متحمل مىشود، سپاسگذارى كند.
5. از مردان ديگر نزد همسر خود تمجيد و تعريف نكند و هيچ مردى را بر همسر خود ترجيح ندهد زيرا هر فردى شرائط و توانمنديهاى خاص خود را دارد.
6. براى برآوردن نيازمنديهاى خود از نظر مادى و غير مادى امكانات همسر خود را در نظر گرفته و او را تحت فشار قرار ندهد.
علت بي توجهي و بي مهري آن فرد نسبت به همسرش براي ما معلوم نيست و آنچه ذکر شد کلياتي بود که مي تواند تا حدودي با رعايت آنها در جلب توجه محبت همسرش مفيد باشد ولي بهتر آن است به طور دقيق تر ريشه يابي شود و در صورت امکان مشاوره حضوري بررسي شود. در عين حال جهت مزيد اطلاعات و شناخت وي، توجهشان را به 40 نکته (مجله پرسمان، خرداد 82) که براي تمام همسران به خصوص همسران جوان در آغاز زندگي زناشويي لازم و ضروري است جلب مي کنيم.
اميد است در لابه لاي آن نکات نقطه ضعف ها و نيز راه کارهاي مفيد را پيدا کرده و عمل کنيد.
1 . با مطالعه كتب مربوط به انتخاب همسر، آيين همسردارى، چگونگى ايجاد ارتباط با ديگران و نيز شركت در جلسههاى آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در اين زمينه افزايش دهيد .
2 . با همدلى، همفكرى، همكارى و مشورت با يكديگر درباره مسائل مختلف ميان اعضاى خانواده روابط سالم پديد آوريد .
3 . هر يك از زوجين ديگرى را نزديكترين و محرمترين فرد بداند و او را نيمه تن، حامى و پشتيبان خود تلقى كند .
4 . با يادگيرى مهارتهاى ارتباطى نظير فعالانه به حرفهاى يكديگر گوش كردن، احترام به نظرها و عقايد يكديگر و تشريك مساعى و مشورت كردن روابط خود را بهبود بخشيد .
5 . بكوشيد، باايجاد كانونى گرم و صميمى، تمام اعضاى خانواده به ويژه زن و شوهر مسؤوليت رسيدن به تفاهم را پذيرا شوند .
P}تا كه از جانب معشوق نباشد كششى {E}كوشش عاشق بيچاره به جايى نرسد {P
6 . هنگام اختلاف نظر يا سوء تفاهم، به جاى سرزنش كردن يكديگر يا تفسير نادرست، به شناسايى مساله و يافتن راه حل آن بپردازيد و در صورت لزوم كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنيد .
7 . براى رسيدن به ا منيت روانى وعاطفى در روابط زناشويى داشتن صداقت، پذيرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهيد .
8 . در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستين فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازيد تا به فرآيندى مخرب و پيشرونده تبديل نشود .
9 . به هر طريق ممكن رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تاييد قرار دهيد; به گونهاى كه همسرتان بفهمد برايش ارزش قائل هستيد .
10 . تشويق و تاييد و بيان نكات مثبتبه طور آشكار يا در جمع باشد و تذكر نكات منفى و انتقاد به طور محرمانه و در تنهايى صورت گيرد .
11 . براى خصوصيات و نيازمندىهاى يكديگر ارزش قائل شويد و در روابط كلامى، عاطفى، اقدامها و تصميمگيرىها به افكار و خواستههاى همسرتان توجه كنيد .
12 . اگر رفتار خاصى براى شما مبهم است، سادهترين راه اين است كه از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسيد و با روش مسالمتآميز، صميمانه و خوش بينانه موضوع را روشن كنيد .
13 . خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهيد . خشونت را با سكوت پاسخ گوييد و در موقعيتى مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازيد .
14 . بكوشيد در سراسر زندگى، به خصوص در روابط بين خود و همسرتان، به جاى هر گونه پيشداورى يا مشاهده اشكالات و ضعفها نقاط مثبت و قوت را ببينيد; به عبارت ديگر، به جاى توجه به نيمه خالى ليوان به نيمه پر آن توجه كنيد .
15 . سعى كنيد در برنامه ريزى براى فعاليتهاى اجتماعى، اوقات فراغت، ديد و بازديدهاى خانوادگى و نظاير آن به مشورت كردن با يكديگر بپردازيد و از يك جانبه نگرى بپرهيزيد .
16 . در هر فرصتى كه پيش مىآيد، با همسر و اعضاى خانوادهتان ارتباط كلامى و عاطفى برقرار كنيد . شايان ذكر است زنها از صحبت كردن با همسرشان بيشتر لذت مىبرند . بنابراين، مردان بايد فعالانه به سخنان همسرانشان گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند .
17 . اگر هر يك از زوجين در شرايط خاصى نمىتواند به سخنان همسرش گوش كند، بايد صادقانه و صميمانه اين موضوع را به وى انتقال دهد، و تقاضا كند صحبت كردن درباره آن موضوع را به فرصتى ديگر واگذارد .
18 . هر از چند گاهى زوجين در فضايى محرمانه، محبتآميز و صميمانه به ارزيابى رفتار و روابط يكديگر بپردازند و از يكديگر بپرسند، چه بايد كرد تا روابطمان بهتر و بانشاطتر شود؟
19 . هميشه، در رويارويى با مسائل و مشكلات خانوادگى، خود را در وضعيت طرف مقابل قرار دهيد و با قبول مسؤوليتخود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روى آوريد .
20 . در روز يا در هفته زمان مشخصى را براى گفت و گو درباره مسائل و مشكلات و به اصطلاح درد دل كردن با همسرتان اختصاص دهيد .
21 . از داشتن نگرشهاى آرمان گرايانه و شاعرانه در مساله ازدواج و روابط زناشويى و نيز انتظارات غير واقع بينانه اجتناب كنيد .
22 . ارتباط زوجين بايد از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغير واقع بينانه دور باشد . اگر موضوع و مسالهاى ذهن يكى از زوجين را به خود مشغول كرده است، بايد آن را به صراحت و صادقانه مطرح كند و درستى و نادرستى اش را با همسرش مورد بررسى قرار دهد .
23 . هر يك از زوجين بايد زمينههاى بروز سوء تفاهمها و سوء ظنها را از بين ببرد و از رفتارهايى كه موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مىشود، خوددارى كند .
24 . هر يك از زوجين بايد بكوشد با روانشناسى همسرش آشنا شود تا بداند زن يا مرد به چه امورى بها مىدهد و نظام ارزشىاش چگونه است; براى مثال معمولا زن به وابسته بودن، كسب امنيت عاطفى و مورد حمايت واقع شدن اهميت مىدهد و مردان مىخواهند مستقل و خود مختار باشند و آزادى عمل را داراى ارزش مىدانند .
25 . زن و شوهر از مسخره كردن يكديگر و گفتن سخنان طعنهآميز و دو پهلو جدا پرهيز كنند .
26 . از رفتارهايى نظير متلك، تحقير، سرزنش و به رخ كشيدن يكديگر كه موجب افزايش مقاومتهاى روانى در طرف مقابل است، جدا بايد پرهيز شود .
27 . در سراسر زندگى، از جمله در زندگى خانوادگى، بكوشيد به نقاط مثبت، موهبت و نعمت هايى كه در اختيار داريد بينديشيد نه به امورى كه در اختيار نداريد .
28 . از خطاهاى يكديگر سريعا بگذريد و خطاهاى همديگر را تحمل كنيد .
29 . بايادآورى برخى ايام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظاير آن و دادن هديههايى هر چند كوچك (مثل يك شاخه گل) به طور نمادين يا سمبليك عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام كنيد .
30 . خود را در برابر همسرتان آراسته و پاكيزه و جالب توجه نگه داريد از پريشانى و وضع نامرتب بپرهيزيد .
31 . در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه و معاشرتهاى خانوادگى با زوجهاى ديگر دقت كنيد و اين امور را با توافق يكديگر انجام دهيد .
32 . از هر گونه رفتارى كه به مرد سالارى يا زن سالارى مىانجامد، پرهيز كنيد .
33 . خطاى يكديگر را در حضور ديگران، فرزاندن، آشنايان، والدين يكديگر و . . . بازگو نكنيد .
34 . هرگز همسرتان را با زن يا مرد ديگر مقايسه نكنيد .
35 . از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشكر كرده، او را تشويق كنيد و انگيزه تكرار آن رفتار را بيشتر سازيد .
36 . از تصميمهاى نادرست و غير منطقى و كلىگويىهاى منفى و شكلگيرى افكار منفى درباره همسرتان شديدا پرهيز كنيد .
37 . حتىالمقدور به قولهايى كه به همسرتان دادهايد عمل كنيد تا به سلب اعتماد و احساس فريب خوردگى نينجامد .
38 . از نسبت دادن القاب و زدن برچسبهاى ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، زرنگ، شلخته، كلهشق، يك دنده، لجباز و خودخواه به يكديگر پرهيز كنيد .
39 . در مواردى كه غمگينى و افسردگى و يا عصبانيت زن يا شوهر شدت مىيابد و احتمال اختلال در كار سيستم عصبى يا غدد درونريز به ويژه غده تيروئيد وجود دارد، در نخستين فرصتبه پزشك متخصص مراجعه كنيد تا از عادى بودن ترشح غدد از جمله غده تيروئيد مطمئن شويد .
40 . براى داشتن يك زندگى با نشاط و موفق خوب بينديشيد، وقتبگذاريد، احساس مسؤوليت كنيد، موانع ارتباط سالم را از ميان برداريد و به عوامل ايجاد كننده روابط سالم توجه كنيد .
کد سوال : 2023
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : بعضي وقتها در مورد بعضي مسائل زندگي به خاطر اينکه زياد دعا مي کنم ديگر خجالت مي کشم که از خدا بخواهم و فکر مي کنم که نبايد خداوند را مجبور کرد که به انسان چيزي بدهد آيا اين عقيده درست است در دعا کردن چقدر بايد اصرار کرد؟
پاسخ : الف) دعا توجه انسان به سرچشمه وجود و پروردگار هستى است. در ميان همه عبادتها عبادتى نيست كه چون دعا اين رابطه فرخنده را به شايستگى تحقق بخشد و آن را مداوم و جاودانه گرداند. دعا يك فرصت برتر و بدلناپذير است كه خداى تعالى به بندگانش عطا كرده تا آنان باسود جستن از آن به حضور يگانه هستى بخش خود بار يابند و از حضرتش براى پيمودن طريق كمال و دست سودن بر ستيغ سربلندىِ روح مدد خواهند. دعا چارهساز دردها و گرفتارىهاى روانى و جسمانى است.
ب ) شناخت انسان از نيازهاى بىحد و مرز خود و بىنيازى مطلق پروردگارش و اين كه او مبدأ هر خوبى و كمالى است، با روى آوردنِ وى به دعا رابطه مستقيم دارد. در اين ميان هر چه نيازهاى او بزرگتر و دردهايش جانكاهتر باشد، نيايش و تضرع كردنش به درگاه خداوند شدت و گرماى بيشتري خواهد يافت. سر تأكيد و توجه ويژهاى كه در سنت و سيره پيامبران و پيشوايان الاهى بر دعا و پرداختن به آن شده است و نيز راز اشتياق بسيار آن بزرگان به دعا در اين واقعيّت نهفته است.1 پيامبر گرامى اسلام(ص) هم خود اهل دعا و راز و نياز بود و هم ديگران را به حاجت خواستن از پروردگار يكتا سفارش مىفرمود و ترك آن را جايز نمىدانست.2
امام صادق(ع) درباره امام على(ع) فرموده است: امير مؤمنان(ع) «دَعّاه» (بسيار دعا كننده) بود.3
ديگر پيشوايان ما نيز به دعا عنايت ويژهاي داشته اند و از خود دعاهاى گرانقدر و پرمحتوايى به يادگار گذاردهاند. اين بخش از ميراث آن پاكان در مجموعههايى با عنوان «صحيفه» گردآورى و تدوين شده است؛ براى نمونه مىتوان به «صحيفه سجاديه» «صحيفه صادقيه»، «صحيفه كاظميه» و «صحيفه رضويه» اشاره كرد.
ج) با دقت در اين صحيفهها و ديگر متون معتبر دعا درمىيابيم كه بالاترين مرتبه نيازخواهى نزد امامان معصوم(ع)، ابراز عشق پرشور و بىمنتها به معبود يگانه و ستايش پروردگار و يادكرد شكوه و بزرگى او است؛ يعنى انسان به چنان رشد معنوى و بالندگى روحى دست پيدا كند و تا آن جا به آفريدگار بىكرانه نزديك شود كه عشق تابناك و حياتبخش الاهى بر همه وجودش پرتو افكن گردد و هر انديشه و خاطرى جز انديشه معشوق ازل و ابد را از دلش بزدايد؛ و چنان شود كه انسان راه يافته به حريم دوست جز دوست نخواهد و جز او را طلب نكند.
P}گر از دوست چشمت به احسان اوست{E} تو در بند خويشى نه در بند دوست {P
P}خلاف طريقت بود كاوليا {E}تمنّا كنند از خدا جز خدا4 {P
پس دعا كردن هميشه بدين معنا نيست كه از خدا چيزى بخواهيم. گاه دعا يعنى از خدا خودِ او را خواستن؛ و اين والاترين و با شكوهترين مرتبه دعا است كه بيش از هر جا و در عالىترين شكل خود، در نيايشهاى رسيده از معصومان(ع) يافت مىشود. از اين رو است كه پيامبر(ص) به هنگام دعا خواستار عشق شورمند الاهى است و اين كه اين عشق، برترين و لذتبخشترينِ عشقها گردد: «اللهم انى اسألك حبك و حب من يحبك، و العمل الذى يبلغنى حبك. اللهم اجعل حبك احب الى من نفسى و اهلى و من الماء البارد؛5 خدايا، من از تو عشق تو را خواهانم و عشق به دوستدارانت را و اين كه در پى كاري روم كه مرا به عشق تو پيوند دهد. خدايا، آن چنان كن كه دوستى تو در نزد من از خودم و خانوادهام و آب خنک خوشگوار محبوبتر باشد.»
د) دعا در انديشه اسلامى، افزون بر اين كه تجلى بندگي و وسيله ابراز عشق به خدا است، روشى مهم و تأثير گذار براى تعليم و تربيت و تعالى بخشيدن به روح آدمى در ساحتهاى فردى و اجتماعى است.
مجموعه تعاليم دينى و آموزههاى تربيتى و دانشهاى الاهى كه در متون دعايى مطرح گرديده، در جهت پرداختن به دو اصل مهم «تربيت» و «تعليم» و آموختن دانش و بينش براساس باورهاى اسلامى است.
بىترديد، دعا كردن و دست نياز به سوى خداوند بىنياز برآوردن تنها ويژه تعاليم اسلامى نيست و در همه اديان و مذاهب دعاها و كلماتى براى مناجات با پروردگار وجود دارد. با اين همه آن چه دعاهاى اسلامى را از دعاهاى ديگر متمايز مىسازد، مايه دار بودن محتوا و اثر بخشىِ بسيار دعا در همه ابعاد زندگى انسان است؛ به ديگر سخن، «دعا در اسلام - جز دعاهاى قرآنى كه عين وحى است - بيان ديگرى از آموزههاى فرد ساز و جامعه پرداز وحى است؛ يعنى همان درسهاى قرآنى است كه خداوند مهربان براى تربيت انسان، به وسيله آيات آسمانى فرستاده است. ادعيه خود به گونهاى تفسير قرآن كريماند و شرح معارف آسمانىاند و يادآور تربيتهاى قرآنى و تكرار و تأكيد و تشريح آموزههاى وحيانى».6 راستى چه فرقى مىتوان نهاد ميان قرآن كريم و متن دعايىِ صحيفه سجاديه، كه هر دو از جهت محتوا و تنوع مضمون و نيز هدف تعليمى و تربيتى همداستانند و به يك نقطه چشم دوختهاند، جز اين كه يكى «قرآن نازل» و معجزه ماندگار پروردگار است و ديگرى نمونه كامل «قرآن صاعد» و املاى امام زينالعابدين(ع)؟
ه') حال، با توجه به جايگاه بلند دعا در انديشه اسلامى و نقش بزرگ آن در سازندگى فردى و اجتماعى و پيوند ناگسستنىاش با وحى الاهى، جاى اين گلهگزارى و سخن دردمندانه هست كه بگوييم برخورد جامعه اسلامى (عامه مردم و عالمان و روشنفكران) با اين ميراث گرانسنگ تزكيه و تعليم برخوردى اصولى و مبتنى بر شناخت تمام عيار حقيقت دعا نبوده است و در ميان متون مقدس دينى، بيش از همه اين چهره فروغ گستر متون دعايى است كه زير خروارها غبار غربت و بىاعتنايى پوشيده مانده است.
سبب چه مىتواند باشد جز ناآگاهى مردمان و نادانىِ مدعيان فضل و آگاهى در طول تاريخ نسبت به نقش سازنده دعا كه خود باعث گرديده بسيارى از ما يا با دعا احساس بيگانگى كرده، آن را از صحنه زندگى خود حذف كنيم و يا بىتوجه به فلسفه عميق نيايش با آن برخوردى از سرِ كسب و سودجويى داشته باشيم؛ خودرا با خواندن دعا سرگرم مىكنيم بىآن كه معناى آن را بفهيم و پيامهاى ژرف و گوناگونش را دريابيم؛ تنها براى خواستن نيازهاى حقير و كم ارج يا براى بردن ثواب و گاه جهت رفع بيكارى و توجيه كاستىها و سستى ورزيدنها؛ و اين بدترين و سطحىترين گونه برخورد با ادعيه است كه بىشك در آنها هدفى بس والاتر و حياتىتر مورد توجه بوده است؛ يعنى جهت دادن به حيات دنيايى انسان در همه عرصهها و تربيت او بر اساس فضيلتها و راه نمودن وى به بهشت خشنودى خدا.
و) پايان بخش سخن، بخشى از دعاى امام سجاد در پنجاه و دومين نيايش در «صحيفه سجاديه» است كه هم راز و نياز وى با پروردگار هستىها است و هم به ما مىآموزد كه راه و شيوه دعا گزارى كدام است و به هنگام نيايش، از خدا چه چيزها بايد خواست:
«معبود من، از تو مىخواهم كه به حقِ خود كه بر همه آفريدگانت لازم گرداندهاى و به نام بزرگ خود كه به پيامبرت فرمودهاى با آن به تسبيح تو پردازد و به بزرگى ذات بزرگوارت كه نه كهنگى مىپذيرد و نه دگرگون مىشود و نه تغيير حالت مىدهد و نه از ميان مىرود، بر محمد و خاندانش درود فرستى و مرا با عبادت خود از هر چيز بىنياز كنى و با ترس از خود، محبت دنيا را از دلم بزدايى، و به رحمت خود مرا با دستى پر از كرامت بازگردانى؛ زيرا من تنها به سوى تو مىگريزم و تنها از تو مىترسم و تنها از تو فريادرس مىخواهم و تنها به تو اميدوارم و تنها تو را مىخوانم و تنها به درگاه تو پناه مىآورم، و اعتمادم تنها به تو است و تنها از تو يارى مىجويم و تنها به تو ايمان دارم و تنها بر تو توكل مىكنم و اتكاى من تنها به جود و بخشش تو است.»7
در پايان يادآور مي شويم که دعا کردن نوعي اظهار عجز و وابستگي به خداوند و خاکساري در برابر او است و اين وظيفه بنده است که بدين وسيله فقر و تهي دستي خود را به پروردگارش ابراز کند در روايت خداوند متعال به حضرت موسي(ع) مي فرمايد: «اي موسي! همه چيز خود و حتي بند کفش خود را نيز از من بخواه». بنابراين خواستن و دعا کردن وظيفه ما است ولي معناي آن اين نيست که خداوند تابع خواست ما و مجبور در برابر تقاضاي ما است. بلکه بايد کار را به او واگذار نماييم و آنچه را او خير و صلاح ما مي داند در مورد ما جاري سازيد.
به عبارت ديگر نبايد اين توقع را داشته باشيم که هر چه را خواستيم حتما عملي و استجابت شود و اين منافاتي ندارد که ما بر خواسته خود اصرار ورزيم و در دعا کردن پافشاري به خرج دهيم. پس به طور خلاصه خواستن حاجت و عرض خاکساري و ابراز نياز و تهي دستي به پيشگاه ربوبي مطلوب است ولي براي خداوند تعيين تکليف کردن و او را موظف به انجام کاري نمودن نادرست و خلاف روح دعا است.
--------------------------
پىنوشت:
V}1. اصول كافى، شيخ كلينى، ج2، ص468.
2. رسول خدا(ص) فرمود: «ترك دعا، گناه است». (تنبيه الخواطر، ج2، ص154).
3. اصول كافى، ج2، ص468.
4. گلستان سعدى.
5. كنزالعمال، ح3648.
6. جامعهسازى قرآنى، ص193.
7. صحيفه سجاديه.{V
کد سوال : 2024
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه مي توانيم توانمندي هايي که خداوند به ما داده را در درون خود کشف کنيم؟
پاسخ : خداوند دو نوع توانمندي به انسان داده است.
اول توانمندي هاي عمومي است که معمولا در همه انسانها نهاده شده مانند کسب علم و معرفت، اصلاح اخلاق و رفتار، يادگيري فنون و صنعت هاي مختلف و در يک کلمه رسيدن به کمال و پيشرفت در هر کاري.
دوم، توانمندي هاي خاصي که در عده اي وجود دارد ولي جنبه عمومي ندارد مثل مهارت در نقاشي و خط، داشتن قدرت حافظه فوق العاده، قريحه شعري، دارا بودن صداي خوب و مانند آن.
در مورد توانايي هاي عمومي نيازي به کشف آن نداريم، بلکه لازم است راه هاي عملي کردن آنها را بدانيم و سعي در بارور کردن آنها کنيم؛ ولي در مورد توانايي هاي خاص چند راه براي کشف آن وجود دارد. يک راه آن است که در زما ن کودکي افراد امکانات لازم هر يک از اين استعدادها را براي آنها فراهم کنيم تا به طور طبيعي آشکار شوند و به کمال برسند. اين روش در سنين بالاتر نيز کاربرد دارد. البته در دوره جواني خود فرد نيز مي تواند از روش آزمايش و خطا استفاده کند و استعدادهاي دروني اش را کشف کند که گاهي اين کار توسط افراد ديگر مثل معلمين با تجربه و متخصصين مشاور و روانشناس و با استفاده از ابزارهاي علمي - تجربي نظير مصاحبه ها، آزمون هاي روانشناختي و ... ممکن است کشف شود. به هر حال کشف استعدادهاي دروني کار سختي نيست، آن چيزي که سخت است و نياز به تلاش و استقامت دارد عملي کردن اين استعدادها و توانمندي هاست.
کد سوال : 2025
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : در سوره مبارکه بقره آيه 219 آمده است که « در شراب و قمار گناه بزرگي است ،و سودهايي ، ولي زيان گناه آن بيش از سود آن است و ...»
منظور از اين سودها چيست مگر مي شود قمار و شراب براي انسان سود داشته باشد لطفا توضيح دهيد.؟
پاسخ : ممکن است اشاره خداوند به منافع شراب و قمار به دلايل ذيل باشد:
اولا، در عصر جاهليت شرابخواري و قمار بازي رواج کاملي داشت و اگر به منافع اين دو اشاره نمي شد، شايد برخي کوتاه فکران تصور مي کردند، مسأله شراب و قمار به صورت يک جانبه بررسي شده است.
ثانيا، افکار انسان همواره بر محور سود و زيان دور مي زندو براي نجات او از چنگال مفاسد اخلاقي بزرگ بايد از همين منطق استفاده کرد.
ثالثا، مراد منافع ظاهري و سطحي در نزد مشرکان است نه منافع واقعي و حقيقي.
مرحوم علامه طباطبايي در تفسير الميزان،ج 2، در ذيل همين آيه شريفه مي فرمايد: «منظور از منافع شراب و قمار، استفاده هاي مالي و کار و سرگرمي و تفريح با اين دو عمل است؛ يعني منفعت و سود از ديدگاه مشرکان و دنياپرستان نه منفعتي که در راه تأمين بهتر زندگي و به جريان انداختن چرخ توليد و بهبود وضع زندگي مردم و در راستاي منفعت دنيوي و اخروي آنها باشد.
توجه به اين نکته لازم است که حکم قطعي به ويژه در مورد شراب مراحل تدريجي زيادي را پشت سر گذاشت، چون زمينه هاي رواني و فرهنگي و اجتماعي براي ريشه کني دفعي اين آفات اجتماعي فراهم نبود و اين اعمال زشت با رگ و پوست و همه وجود جاهلان بت پرست و مشرک عجين شده بود و قرآن کريم براي آماده ساختن افکار و اذهان براي علاج قطعي و تحريم اين اعمال از روش تحريم تدريجي استفاده کرده است. در بين اعراب جاهلي معاملات شراب و خريد و فروش و بازار آن نقش مهمي در منافع اقتصادي آنها داشت و آنها به شراب و قمار به چشم کارهايي سودآور و تأمين کننده منافع خود مي نگريستند و حذف اين دو را از گردونه فعاليت هاي اقتصادي خود ضرري بزرگ به شمار مي آوردند.
علاوه بر اين شرب خمر از تفريحات متداول آنها محسوب مي شد به گونه اي که برخي مورخان مي گويند: عشق عرب جاهلي در سه چيز خلاصه مي شد: شعر و شراب و جنگ.
از روايات استفاده مي شود حتي بعد از تحريم شراب، مسأله ممنوعيت آن براي برخي مسلمانان، بسيار دشوار بود تا آنجا که مي گفتند: «ماحرم علينا شيء اشد من الخمر؛ هيچ حکمي بر ما سنگين تر از تحريم شراب نبود» لذا قرآن کريم با در نظر گرفتن محوريت شراب و قمار در زندگي اعراب جاهلي که هم براي آنها جنبه اقتصادي داشت و هم جنبه تفريحي و سرگرمي به آنها يادآور مي شود که با وجود اين منافع خيالي و غيرواقعي و کاذب، ضررها و زيان هاي فرد و اجتماعي و دنيوي و اخروي شراب و قمار قابل مقايسه با اين منافع اندک و توهمي نمي باشد.
کد سوال : 2026
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : چرا حرم امام رضا (ع) از طلاست؟ چرا آن را ساده درست نمي کنند و از پولها و طلاها براي مستمندان استفاده نمي کنند يا اينکه چرا دائما آن را بزرگتر مي کنند فکر نمي کنم نيازي باشد مگر چقدر زائر مي آيند که اين قدر بزرگش مي کنند؟
پاسخ : 1. به اين پرسش مي توان از ديدگاه هاي مختلف پاسخ گفت. اما اگر بخواهيم از ديدگاه فلسفي سخن بگوييم، بايد عرض کنيم که «تجمل گرايي نوعي کمال گرايي» است. به تعبير ديگر نفس تجمل گرايي بد نيست. بلکه مصاديق آن را بايد شناسايي کرد. زينت طلا براي مردان و استفاده از ظرف هاي طلا و نقره براي وضو و خوراک حرام است. زيرا اين نوع تجمل گرايي، نشاني از کمال ندارد. اما اين که گنبد امام رضا را طلا مي کنند و حرم امام رضا و ائمه اطهار(ع) و امام زادگاني چون حضرت معصومه(ع) را با شکوه مي سازند. به همان روحيه کمال گرايي ما انسان ها برمي گردد.
2. مي دانيم که مصداق واقعي و حقيقي کمال، ائمه اطهار و اولياء الهي هستند که همه کمالات الهي را در خود دارند. از طرف ديگر آنها علامت و نشانه دين هستند و قرآن بزرگداشت شعائر و علامت هاي الهي را نشانه تقواي قلب ها دانسته است: «و من يعظم شعائر الله فانها من تقوي القلوب؛ هر کس شعائر الهي را بزرگ دارد، در حقيقت آن [حاکي] از پاکي دل هاست» V}(حج، آيه 32). {V
قرآن کريم صفا و مروه را شعائر الهي دانسته است. به تعبير ديگر يکي از مصاديق علامت ها و نشانه هاي الهي که بزرگ داشتنش نشانه تقوا و پاکي دلهاست، صفا و مروه هستند: «ان الصفا والمروه من شعائر الله» V}(بقره، آيه 158). {V
شعائر جمع شعيره به معناي علامت و نشانه است و منظور از آن در آيه شريفه علامت هايي است که خداوند نصب فرموده تا نشانه هايي براي فرمانبرداري الهي باشند V} (تفسير الميزان، ج 17، ص 409).{V
عمل به آيه شريفه نشان پاکي دلها، بزرگداشت نشانه هاي دين خداست و مسلما پيامبران و ائمه اطهار(ع) و اولياي الهي از بارزترين نشانه هاي دين خداوند هستند که هر پاک دلي مؤظف به بزرگ داشت آنهاست.
3. بزرگداشت اولياء الهي راه هاي متعددي دارد:
الف) حفظ و نگهداري سخنان و دستورات و آثار آنها و عمل به سخنان آنها.
ب ) احترام به مقام و موقعيت معنوي آنها و پاس داشت ايام ولادت و شهادت آنها.
ج ) حفظ و تعمير قبور آنها و رعايت حرمت آنها در ساختن زيارتگاه هايي که در شأن آنها باشد.
د ) زيارت قبور آنها با احترام و ادب.
4. در کنار اين مسائل، رابطه عاطفي و مودت و دوستي است که بين اولياء الهي و پيروان آنها برقرار است و رابطه اولياء الهي با امت، رابطه سياسي نيست بلکه رابطه دوستي و عشق شديد است. اقتضاي رابطه عاشقانه، بذل همه هستي و مال و امکانات خود در راه معشوق است. ائمه اطهار(ع) چنان جايگاه ژرف و رفيعي در دل هاي پاک شيعيان دارند که حاضرند همه هستي خود را فداي آنها کنند و اين افراد موقوفات بسياري را براي قبور ائمه اطهار(ع) وقف کرده اند که مي بايست خرج آنها شود.
5. با توجه به پاسخ داده شده، روشن مي شود که اولا، بزرگداشت ائمه اطهار(ع) و تعظيم و داير کردن زيارت گاه هاي با شکوه براي آنها، نشان پاکي دل شد و ثانيا رابطه عاشقانه اقتضاي برقراري آرامگاه هاي باشکوه براي ائمه دارد.
6. اين بزرگداشت با کمک به مستمندان و نيازمندان منافات ندارد. ما به عنوان مسلمان مؤظف هستيم هم به مستمندان کمک کنيم و هم نسبت به برقراري زيارتگاه هاي با شکوه اقدام کنيم. چنان که بسياري از موقوفات ائمه اطهار(ع) اين گونه است که واقفاني به اين دو منظور، امکانات متعددي را وقف کرده اند.
7. توسعه حرم حضرات ائمه اطهار به ويژه امام رضا(ع) ضروري است. زيرا علي رغم توسعه اي که در اين چندين سال در اين حرم داده شده است به علت کثرت زائران آن امام، هنوز بسيار افراد از توفيق زيارتي آسان و راحت محروم هستند واين را در برخورد با اکثريت زائران مي توان فهميد.
کد سوال : 2027
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : اگر شما بخواهيد براي يک کودک 12-13 ساله تصويري از خدا ارايه دهيد به او چه مي گوييد .
پاسخ : تعليم و تربيت آنگاه مؤثر واقع مي شود که متناسب با نياز و سطح تحول شناختي فرد باشد. آموزش آموزه هاي ديني به نوجوانان نيز از اين قاعده کلي مستثني نيست. فردي که در سنين 12 - 13 سالگي قرار دارد در واقع دوران کودکي را سپري کرده و در آستانه نوجواني قرار دارد و در حال گذار به بزرگسالي است. آشنايي با ويژگي هاي نوجوان براي کساني که عهده دار تعليم و تربيت آنها هستند امري ضروري است از اين رو ما به برخي از ويژگي هاي دوران نوجواني اشاره مي کنيم. آنگاه راهکارهاي مناسب براي برخورد با نوجوان را توصيه مي نماييم.
نوجوان از نظر شناختي در حال ورود به دوره انتزاعي است يعني کم کم قدرت فرضيه سازي استدلال و تفکر پيدا مي کند و مي تواند با ترکيب مفاهيم قضاياي منطقي بسازد و با تدوين صغري و کبري(مقدمات قياس) استدلال کند و نتيجه گيري نمايد.
نوجوان از نظر عاطفي دوران وابستگي را پشت سر گذاشته دوست دارد استقلال را تجربه کند و خودش را يک بزرگسال و يا حداقل در حال ورود به دنياي بزرگسالان مي بيند از اين رو از تحکم و دستور دادن ديگران به او رنج مي برد و بيشتر در پي روابط دوستانه و صميمي در قالب روابط اجتماعي با ديگران است.
از نظر اخلاقي نوجوانان از اخلاق ديگر پيرو به تدريج گرايش به اخلاق خود پيرو پيدا مي کند؛ يعني مي خواهد يک سلسله اصول اخلاقي را انتخاب کند، براساس آن اصول پذيرفته شده عمل کند. دوست ندارد از ديگران پيروي کند و اين به معناي مخالفت با بزرگسالان نيست بلکه او مي خواهد آنچه را خود انتخاب کرده براساس آنها عمل نمايد. با توجه به آنچه گفته شد اگر بخواهيم يک نوجوان 12 - 13 ساله را با مفهوم خدا آشنا کنيم، بايد از بيان قصه هاي کودکان و ترسيم خدا در قالب مفاهيم داستاني اجتناب کنيم زيرا او با توجه به اين که در آستانه تفکر انتزاعي است و در پايان دوره عمليات منطقي بايد به صورت منطقي و معقول با او سخن گفت با طرح سؤالاتي ذهن او را آماده استدلال درباره مفاهيم عقلي و انتزاعي نمود و از سوي ديگر سؤالاتي در مورد خداوند مطرح مي کند با استدلال به آنها پاسخ داد و کم کم او را با قانون عليت آشنا نمود و در قالب قانون عليت او را با مفهوم انتزاعي خدا آشنا نمود از جمله کارهايي که مي توان انجام داد تهيه کتاب هايي است که بحث خداشناسي را به صورت استدلالي مطرح مي کنند. البته ناگفته نماند که در سن 12 - 13 سالگي هنوز تفکر انتزاعي نوجوان از استحکام زيادي برخوردار نيست بلکه در حال شکل گيري است، لذااز بحث هاي صد در صد انتزاعي نيز بايد اجتناب کرد بلکه بايد قوانين عليت را در امور مادي براي او بيان کرد و با او بحث کرد که در عالم ماديات هر چيزي بدون علت نمي تواند وجود پيدا کند و اين عالم مادي که ما در آن زندگي مي کنيم بدون علت نيست و نياز به علت دارد. سپس بايد از او سؤال کنيم که اين علت چه مي تواند باشد؟ آيا اين علت نيز امري مادي است؟
اگر پاسخ او مثبت بود از او سؤال مي کنيم ويژگي هاي ماده را براي ما بگويد البته به او بايد فرصت داد (تا مطالعه کند، بينديشد) قطعا بعد از مدتي او ماده و خواص آن را بيشتر مي شناسد بعد از آن بايد ذهن او متوجه نقص ها و محدوديت هاي ماده نمود که امور مادي اين محدوديت ها را دارند و خودشان نياز به علت دارند و نمي توانند علت العلل اين جهان مادي باشند. پس علت پيدايش اين عالم بايد چيزي غير مادي باشد. آن چيز غير مادي چيست؟ اگر اين مسير را با صبر و تأمل با نوجوان همراه کنيم کم کم ذهن او براي پذيرش يک امر غير مادي آماده مي شود و آن مفهوم خداست.
براي آشنايي با روحيات و ويژگي هاي نوجواني کتاب روان شناسي رشد از دفتر همکاري حوزه و دانشگاه را مطالعه کنيد.
راهکارهايي که بيان شد مورد توجه قرار دهيد و واکنش نوجوانان را يادداشت کنيد و هر کجا احساس مي کنيد از پاسخگويي به نوجوان عاجز هستيد را دوباره در قالب سؤال از اين مرکز بپرسيد. انشاءالله ما همراه شما خواهيم بود و راهنمايي هاي لازم را ارائه خواهيم نمود.
کد سوال : 2028
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : لطفا کتابهايي درباره موضوعات زير برايم معرفي کنيد.
1. شناخت و معرفت و محبت خدا.
2. شناخت امام زمان(عج)
3. مبحث شيعه و سني
4. شناخت پيامبر و امام علي و حضرت زهرا
5. شناخت ساير ائمه
6. کتابهاي شهيد مطهري ،دستغيب و شريعتي
7. خطبه هاي حضرت زهرا و حضرت زينب
8. کدام قسمت هاي نهج البلاغه مفيدتر است و نام کتابهايي که در شرح نهج البلاغه آمده است.
9. کتابهايي که مربوط به سير و سلوک است را خيلي دوست دارم البته فکر مي کنم با همان موضوع اول يعني شناخت و معرفت خدا
10. در مبحث امامت و نبوت و قيامت .
پاسخ : T} خداشناسي و محبت به او:{T
- مصباح يزدي، محمدتقي، معارف قرآن (3 - 1، خداشناسي، کيهان شناسي، انسان شناسي)، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (بخش نخست اين کتاب درباره خداشناسي است).
- مصباح يزدي، محمد تقي، آموزش عقايد (3 - 1)، شرکت چاپ و نشر بين الملل (اين کتاب داراي سه جلد مي باشد که بخش نخست آن درباره خداشناسي است).
- روزبه، رضا، خداشناسي، انتشارات اسلامي
- بهشتي، محمد، خدا از ديدگاه قرآن، بعثت تهران
- گرامي، محمد علي، خدا در نهج البلاغه، الفتح تهران
- مصباح يزدي، محمد تقي، ياد او (شرح حديث معراج)
- مصباح يزدي، محمد تقي، به سوي کوي دوست (شرح حديث معراج)
- سبحاني، جعفر، خدا و صفات جمال و جلال، دفتر تبليغات اسلامي قم
- آفريدگار جهان، آيت الله مکارم شيرازي
T}شناخت امام زمان(عج): {T
- آموزش عقايد (دوره کامل سه جلدي)، محمد تقي مصباح يزدي، درس چهلم
- کتاب غيبت، محمد بن ابراهيم نعماني، ترجمه احمد فهري زنجاني، دارالکتب الاسلاميه
- قيام و انقلاب مهدي(عج)، شهيد مرتضي مطهري، صدرا
- گفتمان مهدويت، جمعي از نويسندگان، مؤسسه فرهنگي انتظار نور، دفتر تبليغات اسلامي قم
- در انتظار ققنوس، ثامر هاشم العميدي، ترجمه مهدي عليزاد، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني
- نهج الولايه، حسن زاده آملي، قيام، قم
- چشم اندازي به حکومت مهدي(عج)، نجم الدين طبسي، دفتر تبليغات اسلامي قم
T} شناخت شيعه و سني:{T
- ويژگي ها و ديدگاه هاي دو مکتب در اسلام، علامه سيد مرتضي عسکري، ترجمه ع.م.سردار نيا (ترجمه کتاب ارزشمند معالم المدرستين از علامه عسکري)
- نقش ائمه(ع) در احياي دين، علامه سيد مرتضي عسکري
- شيعه در اسلام، علامه طباطبايي
- شيعه چه مي گويد، سراج انصاري
- راه يافته (ترجمه کتاب ثم اهتديت از محمد تيجاني سماوي)، ترجمه عباس جلالي يا سيد محمد جواد مهري
- شبهاي پيشاور، سلطان الواعظين شيرازي، دارالکتب الاسلاميه
- شيعه پاسخ مي دهد، رضا حسيني نسب
T}شناخت پيامبر(ص):{T
- فروغ ابديت، جعفر سبحاني، دفتر تبليغات اسلامي قم
- محمد(ص) تصوير جمال خدا، حسين بدرالدين، علم تهران
- سيره نبوي، شهيد مرتضي مطهري
- سيره نبوي، مصطفي دلشاد تهراني ، انتشارات وزارت ارشاد
- تاريخ پيامبر اسلام(ص)، محمد ابراهيم آيتي، دانشگاه تهران
T}شناخت امام علي(ع): {T
- امام علي(ع) از ولادت تا شهادت، سيد محمد کاظم قزويني، دليل قم
- امام علي(ع) صداي عدالت انساني، جرج جرداق، ترجمه سيد هادي خسروشاهي، خرم قم
- امام علي(ع) نماد حکومت حق، عزيز سيد جاسم، ترجمه موسي دانش، بنياد پژوهش هاي آستان قدس رضوي
- شهيد تنها، محمد رضا حسيني مطلق، پارسايان قم
T}حضرت زهرا(س): {T
- نهج الحياه (فرهنگ سخنان فاطمه)، محمد دشتي، مؤسسه تحقيقاتي اميرالمؤمنين(ع)
ُ- زندگاني زهرا(س)، محمد باقر مجلسي، ترجمه محمد روحاني علي آبادي، مهام تهران
- فرهنگ فاطميه (الفباي شخصيتي حضرت زهرا(س« مهدي نيلي پور، مرکز فرهنگي شهيد مدرس اصفهان
- زهرا، برترين بانوي جهان، ايت الله مکارم شيرازي، هدف قم
- جامي از زلال کوثر، محمد تقي مصباح يزدي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني
T}شناخت ساير ائمه(ع): {T
- سيره پيشوايان، مهدي پيشوايي، مؤسسه تحقيقاتي امام صادق(ع) قم
- سيره معصومان، سيد محسن امين، ترجمه علي حجتي کرماني، سروش تهران
- منتهي الامال، شيخ عباس قمي، هجرت قم
- نگاهي به زندگي چهارده معصوم(ع)، محمد محمدي اشتهاردي، ناصر قم
- سيري در سيره ائمه اطهار(ع)، شهيد مطهري، صدرا قم
T}کتاب هاي شهيد مطهري: {T
- آشنايي با علوم اسلامي
- آشنايي با قرآن
- اخلاق جنسي در اسلام وجهان غرب
- امدادهاي غيبي در زندگي بشر
- انسان کامل
- انسان و سرنوشت
- جهان بيني الهي و جهان بيني مادي
- فلسفه اخلاق
- مسأله حجاب
- نظام حقوق زن در اسلام
- فطرت
- عدل الهي
- شناخت
- و...
T}کتاب هاي شهيد دستغيب: {T
- معاد
- داستان هاي شگفت
- گناهان کبيره
- استعاذه
- قلب سليم
- هشتاد و دو پرسش
- تفسير سوره واقعه
- تفسير سوره حجرات
- سراي ديگر
- و...
T}کتاب هاي دکتر علي شريعتي: {T
- امت و امامت
- انسان بي خود
- انسان و اسلام
- با مخاطب هاي آشنا
- بازشناسي هويت ايراني - اسلامي
- تاريخ تمدن
- جهان بيني و محيط
- جهت گيري طبقاتي اسلام
- حج
- فاطمه، فاطمه است
- کوير
- و...
T} خطبه هاي حضرت زهرا(س){T
- متن کامل خطبه حضرت زهرا(س)، ترجمه عمادزاده، حسينيه عمادزاده اصفهان، نشريه ش 4
- شرح خطبه حضرت زهرا(س)، عزالدين حسيني زنجاني
- سخنراني فاطمه(س)، توران انصاري، رسالت قلم
T}خطبه هاي حضرت زينب(س) {T
- مقتل الحسين(ع)، عبدالرزاق الموسوي المقرم، ص 310، دارالکتاب الاسلامي بيروت
- لهوف، سيد بن طاووس، ترجمه عقيقي بخشايشي، ص 215، نويد اسلام قم
T}- بخش هاي مفيد نهج البلاغه : {T
بي ترديد نهج البلاغه اين درياي نور و دانش هاي علوي، پس از قرآن کريم از ارزشمندترين سرچشمه آموزه هاي ديني مي باشد، از اين رو همه سخنان آن ثمربخش بوده و نمي توان با جداسازي قسمت هايي از اين کتاب نوراني، آنها را در رديف مطالب مفيد قرار داد و اصولا مرزبندي اين گونه درباره آن شدني نيست. کتاب مزبور داراي سه بخش جدا از يکديگر مي باشد که عبارتند از: خطبه ها يا مجموعه سخنراني هاي امام(ع) که 239 خطبه مي باشد، نامه ها يا مجموعه نامه هاي امام(ع) به دوستان، دشمنان و مسؤولان کشوري که 79 نامه است و بالاخره کلمات کوتاه يا جملات زيباي حکمت آميز که به کلمات قصار نيز مشهور بوده و 480 کلمه مي باشد. به نظر مي رسد بخش اخير براي شما پرجاذبه تر باشد.
T}شرح هاي نهج البلاغه: {T
- شرح فشرده و گويا از نهج البلاغه، آيت الله مکارم شيرازي
- سيري در نهج البلاغه، شهيد مرتضي مطهري، دفتر انتشارات اسلامي قم
- شناخت نهج البلاغه، محمد دشتي
- ترجمه و تفسير نهج البلاغه، محمد تقي جعفري
- جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، محمود مهدوي دامغاني، نشر ني
- پند جاويد، شرح وصيت امام علي(ع) به امام حسن(ع)، محمد تقي مصباح يزدي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني
T}درباره سير و سلوک: {T
- مصباح الهدايه، امام خميني، ترجمه سيد احمد فهري
- چهل حديث، امام خميني، مؤسسه نشر آثار امام خميني
- اوصاف الاشراف، خواجه نصيرالدين طوسي، تصحيح و توضيح نجيب مايل هروي، انتشارات امام، مشهد
- مناهج الطالبين و مسالک الصادقين، محمد بخاري، تصحيح و توضيح نجيب مايل هروي، انتشارات مولي، تهران
- راهنماي سعادت، سيد بن طاووس، ترجمه محمد باقر شهيدي گلپايگاني، سعدي تهران
- به سوي او، محمد تقي مصباح يزدي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قم
- مباني نظري و عملي تزکيه (سه جلد در دو مجلد)، محمد شجاعي، سروش تهران
T}کتاب هايي در مبحث امامت، نبوت و قيامت: {T
- آموزش عقايد، محمد تقي مصباح يزدي، سازمان تبليغات اسلامي، شرکت چاپ و نشر بين الملل، درس بيست و يکم به بعد
- معارف قرآن ( 5 و 4) راه و راهنماشناسي، محمد تقي مصباح يزدي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني
- امامت در پرتو کتاب و سنت، مهدي سماوي، به نشر، مشهد
- پيرامون وحي و رهبري، آيت الله جوادي آملي، الزهرا، قم
- نبوت و امامت، علي الله ورديخاني، شرکت مشهد
- وحي و نبوت، شهيد مرتضي مطهري، حکمت
- وحي يا شعور مرموز، علامه طباطبايي
- قرآن و آخرين پيامبر، آيت الله مکارم شيرازي، دارالکتب الاسلاميه
- معاد از ديدگاه قرآن، حديث، فلسفه، حسين رباني نقايي، قيام قم
- معادشناسي، علامه تهراني
- معاد در نگاه وحي و فلسفه، محمد باقر شريعتي سبزواري
کد سوال : 2029
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : در آيه 157 سوره بقره صلوات رحمت و هدايت خداوند را با توجه به آيات ديگر قرآن تعريف کنيد؟
پاسخ : اين آيه شريفه الطاف خاص و عنايت هاي بزرگ خداوند را در مورد صابران و انسان هاي شکيبا در برابر امتحانات الهي و آزمايش هاي سنگين را بيان مي کند: «ولنبلونکم بشيء من الخوف والجوع و نقص من الاموال والانفس والثمرات و بشر الصابرين» V}(بقره، ايه 155). {V
انسان هايي با معرفت عالي از جايگاه خويش در جهان هستي و آشنا با موقعيت خود نسبت به پروردگار و خدايشان. همان کساني که به حقيقت عبوديت و بندگي راه يافته اند وخود و توانايي و دارايي وهمه هستي و سرمايه خود رامتعلق به خداوند مي دانند وخود را مملوک بي چيز و تهي دست و خداوند را مالک غني و بي نياز مي دانند. آنان که به راز آفرينش که همان بندگي حق است پي برده اند و معناي بندگي را عميقا و به درستي درک کرده اند. اين گروه از صابران و انسان هاي شکيباي معمولي نيستند که در برابر مصائب و بلاها و کمبودها و زيان ها بدون شناخت و معرفت صبر و شکيبايي مي ورزند بلکه از آناني هستند که ريشه مطلب را درک کرده اند و فهميده اند مالک چيزي نيستند و از خود چيزي ندارند و دارايي خود را از خود نمي دانند تا بخواهند در هنگام از دست دادن و بي بهره ماندن از آن جزع و فزع و ناراحتي نمايند و بر چرخ و فلک نفرين کنند، بلکه در اين مواقع سخت و طوفاني آن حقيقتي را که با همه وجودشان دريافته اند و به آن يقين دارند يادآور مي شوند و چنين ترنم مي کنند: «انا لله و انا اليه راجعون». اين فقط يک عبارت و لفظ نيست که بر زبان آنها جاري مي گردد بلکه آن چه را يافته اند و باور کرده اند بازگو مي کنند. پس معلوم است اينان مقامي بس والا و رتبه اي بس عظيم دارند و اين لياقت و شايستگي را پيدا کرده اند که مورد بشارت الهي قرار گيرند و پاداش و جايزه آنان درود و رحمت پروردگار و داخل شدن در جمله هدايت يافتگان است. چون اينان بندگاني با بينشي عميق و الهي هستند پاداش آنان نيز پاداشي معمولي نظير پاداش ساير بندگان صالح خداوند نيست. نکره آوردن صلوات و متصف شدن آن به صفت «من ربهم» و نيز نکره بودن «رحمه» اشاره به بي کرانه بودن و ناشناخته بودن اين لطف و رحمت و سرچشمه گرفتن از خزانه خاص رحمت خداوند است (من ربهم). به همين نسبت هدايت يافتن بايد معنايي متناسب با چنين پاداش عظيمي داشته و نتيجه آن باشد يعني رحمت، هدايت شدن اين گروه صابر به سوي خداي متعال است و صلوات به منزله مقدمات اين هدايت است و اهتداء(که مهتدون از آن گرفته شده است) به معناي قبول کردن هدايت نتيجه اين هدايت است. پس صلاه و رحمت و اهتداء هر کدام با ديگري متفاوت است هر چند از يک نظر همگي رحمت مي باشند.
مرحوم علامه طباطبايي در الميزان در ذيل اين آيه شريفه مي فرمايد: با تدبر در آيه استفاده مي شود که صلاه غير از رحمت است چون رحمت مفرد و صلاه جمع آمده است و نسبت صلاه به رحمت، نسبت مقدمه به نتيجه است و اين با معناي صلاه که ميل و انعطاف است سازگار است، يعني صلاه از طرف خداوند، ميل و انعطاف رحمت از جانب خداوند به سوي عبد است.
کد سوال : 2030
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا اينکه کسي از ديگران مطلقا چيزي نخواهد حتي در جايي که نياز شديد دارد و ديگران به راحتي قادر به حل آن مشکل هستند حُسن است يا نه؟ محدوده کمک خواستن يا درخواست کمک از ديگران را معين کني؟
پاسخ : زندگي اجتماعي، داراي قوانين و روابط خاص خود است که بايد رعايت شود. در هر حال در زندگي اجتماعي ما نيازمنديم که حوائج و نيازهاي خود را از راه ارتباط با ديگران حل کنيم. بي نياز مطلق وجود ندارد و همه انسانها در رابطه نيازمندي و تأثير و تأثري متقابل با يکديگر هستيم. پس اين که کسي مطلقا از ديگري چيزي نخواهد نه تنها مذموم است بلکه شدني هم نيست و اساس زندگي اجتماعي را منهدم مي کند. اما بايد توجه داشت که درخواست کمک از ديگران محدوده خاصي دارد:
اولا، رفع نياز از ديگران با حفظ استقلال و خود اتکايي آدمي بايد باشد. گدايي، دريوزگي و تکدي مذموم و ممنوع است. درخواست کمک نبايد به عزت نفس انسان ضربه بزند. پس محدوده کمک خواستن يا درخواست کمک از ديگران عزت نفس آدمي است. ثانيا، بايد توجه داشت که همه انسان ها همانند او نيازمندند و تنها خداوند بي نياز مطلق است. پس تنها و در واقع بايد از خداوند متعال درخواست رفع نياز کرد و در مقابل از افراد و مردم به عنوان وسيله رفع نياز و کساني که خداوند متعال رفع خواسته ها و نيازها را به دست آنها قرار داده درخواست رفع مشکل را کرد.