به نام خدا
سلام
در ادامه تحلیل لغت break یه سری نكات
جالب رو كه با مطالعه یك دیكشنری بدست آوردم قرار می دهم. (بسیار خوشحال می شوم
اگر دوستانی اطلاعات و یا جملات دیگری درباره كاربرد های زیر دارند ارائه بدهند.)
كاربرد 1: وقتی می خواهیم بگیم استخوان دست یا قسمت های دیگر بدن شكست از Break استفاده می كنیم:
He fell downstairs
and broke his hip.
كاربرد 2: برای گفتن "عدم رعایت قانون" یا "شكستن قانون" Break the rule/law etc
Police officers catch
the motorists who break the speed limit.
كاربرد 3: معادل دقیق فارسی "زیر قول خود زدن"
I should never break my promises.
كاربرد 4: روشن شدن هوا هنگام طلوع خورشید
Dawn was breaking by
the time I decided to go out.
كاربرد 5: تغییر بسیار ناگهانی هوا بطوری كه هوا به طور غیر منتظره ای سرد می
شود.
I remember, last year
in the winter, the weather broke and we had ten days of intense cold but
this year we didn’t experience such weather.
كاربرد 6: متوقف كردن یك عادت
We should consider
our daily habits which are not useful and break them wisely.
كاربرد 7: شكستن یك ركورد (در جمله زیر در مورد ticket sale مطمئن نیستم، كسی اصطلاحی به جای اون می تونه ارائه بده؟ )
During the last days,
one Iranian movie –-Ekhrajiha-ye 2-- break the
record of ticket sale.
كاربرد 8: شكستن سكوت
Finally Reza felt he had to break
the silence.
كاربرد 9: مثلا در یك مهمانی تعدادی با هم هستند و هنوز
باهم صمیمی نیستند و كمتر حرف می زنند تا اینكه یكی از آنها كاری می كنه كه فضا
صمیمی تر می شه كه انگلیسی زبان ها بهش میگن break the ice.
Humor can be an excellent behavior for easing tensions
and breaking the ice between people.
**یه نكته: سعی كنیم اگر
جملاتی را از جایی برمی داریم با كار كردن روی ساختار آن جملات، آنها را به جملات
خودمان تبدیل كنیم، یعنی با استفاده از آن جمله به عنوان الگو، جمله ای با همان
ساختار بسازیم ولی با محتوای متفاوتی كه خودمان در نظر داریم.
یا علی...