به نام خدا
سلام
چیزی که آنشرلی عزیز گفت یه نمونه ی بارز از تفاوت طرز تفکر دو نسل ه، به همین سادگی...
راهکارهای پوپک عزیز جالب بودن، دومیه که خیلی خوب بود، واقعاً نشون دادن چیزهایی که بزرگترها ازشون خبر ندارن به اونها، و باز کردن اون قضایا خیلی وقتا آن چنان مشکل رو حل می کنه که آدم دهانش باز می مونه؛ چون خیلی وقتا خیلی مشکلات دقیقاً به این خاطره که شاید واقعاً بندگان خدا خبر ندارن از یه چیزهایی، خوب می شه با صحبت این مشکل رو حل کرد؛ اگرچه همیشه هم به همین سادگی نیست.
اما راهکار اولی که دادن، خوب به نظر من خوبه ها، ولی به شرطی که از یه حدی پامون رو فراتر نذاریم، یعنی که این محبت کردن و راضی کردن والدین یه جورایی نشه، ببخشیدا، ولی نشه شیره سر والدین مالیدن. یعنی که نشه یه حربه ای که حرفمون رو به کرسی بنشونیم.
به نظر من تلفیقی از این دو راهکار خیلی عالی می شه؛ این که با محبت نظرشون رو جلب بکنیم (چون بحث و جدل همیشه جو رو متشنج می کنه و گوش ها رو می بنده) و بعد با صحبت و استدلال، و یا با آشنا کردنشون با مسائل جدید اون ها رو راضی کنیم.
و این که:
گاهی اوقات هم ممکنه این وسط خودمون راضی بشیم به حرف اونا... چون به اینم توجه داشته باشیم که ما عالم دهر که نیستیم، همیشه که حق با ما نیست، خوب گاهی شاید هم اونا دارن درست می گن.
و این که جناب آنلاکر، حرف از بی محلی دوستان نزنید خواهش می کنم، واقعاً هیچ دلیلی برای این کار وجود نداره. چون موضوع که چیز بد و بی ربطی نیست که مورد بی محلی واقع بشه، و منم که تاپیک رو زدم هم همیشه مورد لطف همه ی اعضای انجمن خانواده و به خصوص مدیرش بودم، پس بی محلی ای وجود نداره.
دلیل حضور نسبتاً کم دوستان به نظر من بیشترش این بوده که ابتدا موضوع باید تا حدی باز بشه، بعد بیشتر می شه در موردش حرف زد؛ همون طور که الآن هم می بینید، بعد از توضیحات، صحبت هایی هم از سوی دوستان مطرح شد.
ضمناً الآن اکثر دوستان درگیر امتحاناتشون هستن، نمی شه خیلی انتظار داشت.
خوب این آخرین حرفی بود که در این باره توی این تاپیک زده شد، لطفاً کسی ادامه نده، خواهش می کنم...
همیشه شاکرش باشیم...