امام سجاد (ع)
:
اوصاف درباره تو گمراه شده ، و صفتها نزد تو از هم گسيخته ، و انديشه هاي باريك در بزرگواريت سرگردان گشته اند ( صفات به آنچه لايق و سزاوار مراتب كمال اوست راه نيافته ، زيرا راه يافتن به آن وابسته به تعقل و درك آنهاست و آن ممكن نيست )
ضلت فيك الصفات ، و تفسخت دونك النعوت ، و حارت في كبريائك لطائف الاوهام .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
بدترين و خطرناک ترين گناه گناهی است که انجام دهنده اش آنراکوچک بشمرد
477 - و قال [ع ] : اشد الذنوب ما استخف به صاحبه
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
خداوند از جاهلان پيمان فراگيری علم نگرفته مگر آنکه قبلا ازدانشمندان پيمان تعليم دادن گرفته است
478 - وقال [ع ] : ما اخذ الله علی اهل الجهل ان يتعلموا حتی اخذ علی اهل العلم ان يعلموا
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
همچنين ( با آن اوصاف ) تويي خدايي كه در اوليت ( ازلي و هميشه بودن ) خود اولي ( بر همه سابق و مسبوق به ديگري نيستي ) و همچنين تو هميشه اي كه جاوداني
كذلك أنت الله الاول في اوليتك ، و علي ذلك أنت دائم لا تزول .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
و من بنده اي هستم كه كردارش ( كار نيك يا خلوص و پاكيزگيش ) اندك و آرزويش بزرگ است ، وسايل پيوندها ( طاعات و فرمانبريها كه وسايل رسيدن به سعادت و نيكبختي هر دو سراست بر اثر معصيت و نافرماني ) از دست من بيرون رفته جز آنچه رحمت تو آن را پيوسته ( زيرا رحمت تو از كسي فوت نمي شود اگر چه گناهكار باشد ) و رشته هاي آرزوها از من بريده شده جز عفو و گذشت تو كه من به آن دست آويخته ام
و أنا العبد الضعيف عملا ، الجسيم أملا ، خرجت من يدي اسبات الوصلات إلا ما وصله رحمتك ، و تقطعت عني عصم الامال إلا ما أنا معتصم به من عفوك .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
بدترين برادران [ دوستان ] کسی است که برای پذيرائی او خودرا به زحمت بيفکنی . شريف رضی مي گويد : تکلف و تکليف همواره با مشقت توام است بنابراين دوست پر توقع که انسان را به تکلف وا مي دارد مايه شر است پس او شر الاخوان محسوب مي شود .
479 - وقال [ع ] : شر الاخوان من تکلف له قال الرضی لان التکليف مستلزم للمشقه ،وهو شرلازم عن الاخ المتکلف له فهو شرالاخوان . 479 وقال [ع ] : شر الاخوان من تکلف له
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست مقدمه جدائی از اوست .شريف رضی مي گويد : حشم و احشم يعنی او را به غضب در آورد و بعضی گفته اند يعنی او را شرمنده ساخت و احتشم به معنی طلب چنين حالتی است و مسلما چنين کاری مقدمه جدائی است . شريف رضی در پايان اين باب چنين مي گويد : اين آخرين قسمت از سخنان برگزيده امام اميرمؤمنان عليه السلام است که توفيق جمع آوری آن را يافتيم و خداوند سبحان را بر اينکه منت بر ما گذاشت و چنين توفيقی را مرحمت فرمود سپاس مي گوئيم توفيق بر گرد آوری اين سخنان پراکنده و نزديک ساختن آنها به يکديگر در يک مجموعه . و ما از آغاز تصميم گرفتيم که در آخر هر باب صفحات سفيدیرا به کتاب ملحق سازيم تا هر وقت به کلام تازه ای برخورديم در آن جای دهيم و يا هر گاه به تفسير تازه ای درباره سخنان امام دست يافتيم آن را به اين بحثها ملحق سازيم تنها از الله توفيق مي طلبيم و بر او تکيه مي کنيم و او ما را کافی است و بهترين سرپرستان است . و اين در ماه رجب سنه 400 هجری است . درود خداوند بر سيد و مولای ما محمد صلی الله عليه و آله و سلم خاتم پيامبران و هدايت کننده به بهترين راهها و بر آل طاهرين و يارانش باد که ستارگان ايمان و يقينند
480 - وقال [ع ] : اذا احتشم المؤمن اخاه فقد فارقه قال الرضی : يقال حشمه و احشمه اذا اغضبه ، و قيل : اخجله ، او احتشمه ] ] طلب ذلک له ، و هو مظنه مفارقته و هذا حين انتهاء الغايه بنا الی قطع المختار من کلام امير المؤمنين [ع ] ، حامدين لله سبحانه علی ما من به من توفيقنا لضمن ما انتشر من اطرافه ، و تقريب ما بعد من اقطاره و تقرر العزم کما شرطنا اولا علی تفضيل اوراق من البياض فی آخر کل باب من الابواب ، ليکون لاقتناص الشارد ، و استلحاق الوارد ، و ما عسی ان يظهر لنا بعد الغموض ، و يقع الينا بعد الشذوذ ، و ما توفيقنا الا بالله ، : عليه توکلنا ، و هو حسبنا و نعم الوکيل و ذلک فی رجب سنه اربع مئه من الهجره ، و صلی الله علی سيدنا محمد خاتم الرسل ، و الهادی الی خير السبل ، و آله الطاهرين ، و اصحابه نجوم اليقين تم
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
طاعت و فرمانبري از تو كه آن را به شمار آورم كم و معصيت و نافرماني از تو كه به آن اقرار كنم بسيار دارم ، و عفو از بنده ات بر تو هرگز دشوار نيست اگر چه بد كرده باشد ، پس من را ببخش
قل عندي ما اعتد به من طاعتك ، و كثر علي ما أبوء به من معصيتك ، و لن يضيق عليك عفو عن عبدك و إن أساء ، فاعف عني .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
بار خدايا دانايي تو بر كارهاي نهاني آگاه ، و هر پوشيده اي پيش آگاهيت آشكار است ، و كارهاي اندك از نظر تو پنهان نيست ، و رازهاي نهاني از تو پوشيده نمي باشد ( اشاره به احاطه علم او به جزييات و به همه اشياء پيش از آفرينش آنها )
اللهم و قد اشرف علي خفايا الاعمال علمك ، و انكشف كل مستور دون خبرك ، و لا تنطوي عنك دقائق الامور ، و لا تعزب عنك غيبات السرائر .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
و بر من غلبه نموده و دست يافته دشمن تو ( شيطان ) كه براي گمراه شدنم از تو مهلت خواسته و تو او را مهلت دادي ، و براي گمراه كردنم از تو تا روز جزا ( قيامت ) مهلت طلبيده و تو مهلتش دادي ( اشاره به قول خداي تعالي " سوره 7 ، آيه 14 " : قال انظرني الي يوم يبعثون ( آيه 15 ) قال انك من المنظرين يعني شيطان گفت : من را تا روزي كه مردگان برانگيخته شوند مهلت ده ، خداوند فرمود: تو از مهلت داده شدگاني )
و قد استحوذ علي عدوك الذي استنظرك لغوايتي فانظرته ، و استمهلك الي يوم الدين لاضلالي فامهلته .
صحيفه سجاديه