امام علی (ع)
:
امام در دعائی که برای درخواست باران نموده چنين گفته :بار خداوندا به وسيله ابرهای رام به ما باران عنايت کن نه به وسيله ابرهای سرکش شريف رضی مي گويد : اين از کلمات فصيح و شگفت انگيز است زيرا امام ابرهای پر سر و صدا را که توام با رعد و برق و صاعقه و طوفان است تشبيه به شتران سرکشی کرده که بارهای خود را مي افکنند و سواران خويش را به زمين مي کوبند ولی ابرهای خالی از اين هياهو را به شتران رام تشبيه فرموده که به راحتی مي توان شير آنها را دوشيد و بر آنها سوار شد .
472 - وقال [ع ] فی دعاء استسقی به : اللهم استقنا ذلل السحاب دون صعابها قال الرضی : و هذا من الکلام العجيب الفصاحه ، و ذلک ان[ع ] شبه السحاب ذوات الرعود و البوارق و الرياحک و الصواعق بالابل الصعاب التی تقمص برحالها و تقص برکبانها ، و شبه السحاب خاليه من تلک الروائع بالابل الذلل التی تحتلب طيعه و تقتعد مسمحه
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
و اي داراي سلطنت و توانايي كه بي لشگرها و پشتيبانيها خود به تنهايي قوي و تواناست ( زيرا نيازمند بودن با لشگر و پشتيبان از لوازم عجز و ناتواني است و آن از صفات آفريده شدگان است )
و السلطان الممتنع بغير جنود و لا اعوان .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
و اي داراي عزت و چيرگي و رفعت و بزرگواري كه با گردش روزگارها و سپري شدن سالها و گذشتن زمانها و روزها باقي و پاينده است ( نابود نمي شود ، زيرا غايت و پاياني از زمان براي او نمي باشد تا به آن منتهي گردد چون آفريننده زمان و زمانيات است )
و العز الباقي علي مر الدهور و خوالي الاعوام و مواضي الازمان و الايام .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
به آن حضرت عرض شد : اگر محاسنت را رنگ و خضاب مي کردي بهتر بود در پاسخ فرمود : خضاب و رنگ بستن زينت است ولی ما عزاداريم [ منظور امام وفات پيامبر اکرم صلی الله عليه و آله و سلم بوده است ]
473 - و قيل له علهی السلام : لو غيرت شيبک يا امير المؤمنين ، فقال [ع ] : الخضاب زينه و نحن قوم فی مصيبه [يريد وفاه رسول الله [ص ]
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
مجاهد شهيد در راه خدا اجرش بيشتر از کسی نيست که قدرت برگناه دارد اما خويشتنداری مي کند چنين شخص خويشتندار نزديک است که فرشته ای از فرشتگان خدا باشد .
474 - وقال [ع ] : ما المجاهد الشهيد فی سبيل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف : لکاد العفيف ان يکون ملکا من الملائکه
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
سلطنت تو چنان غالب است كه حد و مرزي براي آن به اول بودن و منتهي و پاياني براي آن به آخر بودن نمي باشد ( اولي براي آن نيست كه آن آغاز باشد و نه آخر كه به آن پايان پذيرد )
عز سلطانك عزا لا حد له باولية ، و لا منتهي له باخرية .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع)
:
و پادشاهي تو چنان بلند پايه است كه همه چيز پيش از رسيدن به پايان آن ( كه پاياني براي آن نيست ) فرومانده ( نتوانسته ) آن را درك نمايد )
و استعلي ملكك علوا سقطت الاشياء دون بلوغ امده .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع)
:
قناعت ثروت پايان ناپذير است . شريف رضی مي گويد : بعضی اين سخن را از پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم نقل کرده اند .
475 - وقال [ع ] : [[ القناعه مال لا ينفد ] ] قال الرضی : و قد روی بعضهم هذا الکلام لرسول الله [ص ]
نهج البلاغه
امام علی (ع)
:
امام اين سخن را به زيادبن ابيه هنگامي که او را جانشين عبدالله بن عباس در منطقه فارس قرار داد در ضمن يک سخن طولانی که در زمينه نهی از افزايش خراج و ماليات بيان کرد فرمود : عدالت را پيشه کن و از خشونت و سختگيری بيجا و ستمگری بپرهيز چرا که سختگيری موجب فرار مردم از منطقه و ظلم و ستم دعوت به مبارزه مسلحانه مي کند .
476 - وقال [ع ] لزياد ابن ابيه و قد استخلفه لعبد الله ابن العباس علی فارس و اعمالها ، فی کلام طويل کان بينهما ، نهاه فيه عن تقدم الخراج : استعمل العدل ، و احذر العسف و الحيف ، فان العسف يعود بالجلاء ، و الحيف يدعو الی السيف
نهج البلاغه
امام سجاد (ع)
:
و منتهاي وصف وصفكنندگان به پايين ترين مرتبه اي از رفعت و بزرگواري كه به خود اختصاص داده اي نمي رسد ( نتوانسته اند او را به وصفي كه لايق و سزاوار اوست وصف نمايند ، و پايين تر و بالاتر مرتبه از رفعت و بزرگواري حق تعالي نسبت به نظر مخلوقين و تعقل ايشان است وگرنه بزرگواري او عبارت از كمال قدرت اوست و در آن تفاوت نيست )
و لا يبلغ ادني ما استاثرت به من ذلك اقصي نعت الناعتين .
صحيفه سجاديه