به او بگوئید :
هی باتوام که بی خبر ، دلو سپردی به سفر
منو گذاشتی با دلم ، بی یه نشونی ، دربه در
من باتوام ، رفتی کجا ؟ آهای غریبه آشنا
چه ساده از من ، تو بریدی بستی دلو به جاده ها
خسته شدم ازین به بعد ، اسمتو من نمی برم
می خوای بیا ، می خوای نیا ، نازتو من نمی خرم
انگار نه انگار ، که یه روز ، خاطره هامون یکی بود
قول و قرارمون یکی ، حال و هوامون یکی بود
هنوز گلای خشک تو ، تو طاقچه ی اتاقمه
عطر حضور تو ولی ، تو لحظه های من کمه
تو نیستیو صدات هنوز ، مرحم زخمای منه
ترانه ی نگاه تو ، مونس شبهای منه
بهدشم به گویا بگید ، نه بذار خودم میگم :
گویا جونم چیکارم داری خانومی ؟
نگرانم کردی !
:(
آخ منم فضول ، دارم می میرم از فضولی ...
ولی ببین بری تو اولین تاپیک من به نام نمیدونم چجوری باید شروع کنم ، ایمیلمو می تونی پیدا کنی . اکی ؟