کد سوال : 1881
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : بعد از حساب رسي در روز قيامت خداوند چه طبقاتي را قرار داده است و لطفا اين جايگاه ها را به ترتيب نام برده و هر يک جايگاه چه انسانهايي است؟
پاسخ : درباره چگونگي حسابرسي در قيامت بايد دانست، خداوند «سريع الحساب» (بقره، آيه 202) است و هيچ گونه محدوديتي از جهت حسابرسي اعمال همه بندگان به طور هم زمان وجود ندارد. حتي با احاطه علمي خود نيازي به زمان حسابرسي ندارد.
اما بايد دانست قيامت نيز همانند دنيا داراي نظام است البته با ويژگي هاي خاص خودش لذا بنا بر آن چه در روايات آمده است مواقف پنجاه گانه وجود دارد و هر ايستگاهي به نوعي از اعمال رسيدگي مي شود و در حقيقت عالم قيامت پرده نمايش و ظهور اعمال و عقايد ما در دنياست همچنان که در دنيا ما در عرصه هاي مختلف زندگي شخصي، خانوادگي، اجتماعي و عبادت و... رفتارهاي گوناگوني داشتيم در آنجا نيز ايستگاه حق الله، حق الناس، حق نماز، حق قرآن و... از انسان بازخواست مي کنند و در حقيقت جلوه اي از اجراي عدالت خداست که به نمايش در مي آيد به هر ميزان که در اين دنيا به اين حقوق بيش تر و آسان تر پرداخته شده باشد. در صحنه قيامت سريع تر آن ايستگاه ها طي مي شود بنا بر آن چه گفته شد اين گونه نيست که انسان در صف هاي طولاني بايستد تا نوبت او برسد بلکه بايد در صف هاي متعدد پاسخ گو باشد. که زمان پاسخ گويي هر کس چه بسا طولاني باشد.
براي توضيح بيشتر در اين باره توجه شما به متن زير جلب مي کنيم (کتاب آشنايي با مفاهيم قرآن، (3) ص 233 - 238).
با استفاده از آيات قرآن مجيد، روز قيامت را در سه مرحله کلي مي توان ترسيم کرد:
- مرحله اول: برانگيخته شدن همگاني: «و نفخ في الصور فجمعناهم جمعا؛ در صور دميده مي شود و ما همه آنها را گرد مي آوريم» V} (کهف، آيه 99).{V
- مرحله دوم: حرکت به سوي ايستگاه هاي حسابرسي و سؤال: «و جاءت کل نفس معها سائق و شهيد؛ هر انساني وارد محشر مي گردد در حالي که همراه او حرکت دهنده و گواهي دهنده اي است» V}(ق، آيه 21). {V
- مرحله سوم: حرکت به سوي جايگاه کيفر و پاداش: «و سيق الذين کفروا الي جهنم زمرا؛ و کساني که کافر شدند؛ گروه گروه به سوي جهنم رانده مي شوند» V}(زمر، آيه 71). {V
و درباره پرهيزکاران و مؤمنان وارسته مي خوانيم: «و سيق الذين اتقوا ربهم الي الجنه زمرا؛ و کساني که تقواي الهي پيشه کردند، گروه گروه به سوي بهشت برده مي شوند» V} (زمر، آيه 73).{V
اين مراحل سه گانه داراي ايستگاه هاي بسيار و گردنه هاي سختي مي باشند که پيمودن هر کدام تا هزار سال طول مي کشد. چنان که در قرآن مجيد مي خوانيم: «ثم يعرج اليه في يوم کان مقداره الف سنه مما تعدون؛ سپس در روزي که مقدار آن هزار سال از سال هايي است که شما مي شمريد؛ به سوي او بالا مي رود» V} (سجده، آيه 5).{V
حالت انتظار و بازخواست گناهکاران در قيامت آن چنان سخت است و گرفتاري تبهکاران در آن روز به گونه اي شديد مي باشد که طي تمامي ايستگاه ها و مشاهد تا پنجاه هزار سال طول مي کشد. چنان که در آيه شريفه ديگر مي خوانيم: «تعرج الملائکه والروح اليه في يوم کان مقداره خمسين الف سنه؛ فرشتگان و روح (که بزرگ فرشتگان است) به سوي او بالا مي روند در آن روزي که مقدارش پنجاه هزار سال است V} (معارج، آيه 4).{V
روايت امام صادق(ع) مؤيد اين معناست که فرموده اند: «الا فحاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا فان في القيامه خمسين موقفا کل موقف مثل ألف سنه مما تعدون، ثم تلا هذهه الايه (في يوم کان مقداره خمسين الف سنه)؛ آگاه باشيد! پس به حساب خود رسيدگي کنيد قبل از آن که به حساب شما رسيدگي شود؛ به درستي که در قيامت پنجاه توقفگاه هست که هر کدام مانند هزار سال است از آنچه شما مي شمريد، سپس [آن حضرت] اين آيه را تلاوت فرمودند: «در روزي که مقدار آن پنجاه هزار سال است» V}(کافي، ج 8). {V
البته سختي روز قيامت براي مؤمنان راستين آسان مي شود «و طول مدت آن» براي پرهيزکاران کوتاه مي شود؛ چنانکه در قرآن مجيد مي خوانيم: «فأما من أوتي کتبه بيمينه . فسوف يحاسب حسابا يسيرا؛ پس کسي که نامه اعمال او به دست راستش داده شود، به زودي از او حسابرسي آساني مي شود» V} (انشقاق، آيات 8 - 7).{V
و به هر اندازه ايمان و عمل انسان با اخلاص بيشتري باشد؛ از آسايش و آرامش بيشتري در آن روز بهره مند خواهد بود، تا آنجا که براي اولياي الهي و اهل بيت پاک پيامبر(ص) هيچ گونه گرفتاري و سختي نخواهد رسيد «فوقيهم الله شر ذلک اليوم و لقيهم نضره و سرورا؛ خداوند آنان را از شر آن روز نگه مي دارد و آنها را شادابي و شادماني عنايت فرمايد» V}(دهر، آيه 11). {V
براي توضيح بيشتر پيرامون چگونگي حضور در ايستگاه هاي قيامت، به سه مورد از تفاوت هاي مؤمنان و تبهکاران در هنگام برپايي قيامت اشاره مي شود:
T}1. ترس و وحشت و ايمني: {T
بي تابي و آرامش انسان، در هنگام ورود به صحنه قيامت، بستگي کامل با چگونگي اعتقاد و اعمال او دارد. در حالي که ميزان گرفتاري انسان در توقفگاه هاي قيامت، به مقدار سرپيچي او، از تکاليف پروردگار مي باشد. چنان که در قرآن مجيد مي خوانيم: «و ما ادريک ما العقبه . فک رقبه . او اطعم في يوم ذي مسغبه . يتيما ذا مقربه . او مسکينا ذا متربه؛ و تو نمي داني آن گردنه چيست! آزاد کردن برده اي. يا غذا دادن در روز گرسنگي. به يتيمي از خويشاوندان. يا به مستمندي از خاک نشين» V} (بلد، آيات 12 - 16).{V
انسان هاي مؤمن، به تناسب انجام نيکي ها و عمل به واجبات و ترک محرمات از آشفتگي و پريشاني روز قيامت در امان هستند: «من جاء بالحسنه فله خير منها و هم من فزع يومئذ ءامنون؛ کساني که نيکي با خود بياورند پاداشي بهتر از آن خواهند داشت و آنان از وحشت آن روز در امان مي باشند» V} (نمل، آيه 89).{V
و در آيه شريفه ديگر مي خوانيم: «لا يحزنهم الفزع الاکبر؛ وحشت بزرگ [صحنه قيامت] آنان را اندوهگين نمي کند» V} (انبياء، آيه 103).{V
اما کافرانو تبهکاران همراه با اضطراب و هراس شديد وارد صحراي محشر مي شوند. چنانکه در قرآن مجيد مي خوانيم: «قلوب يومئذ واجفه . ابصرها خشعه؛ دل هايي در آن روز، سخت مضطرب است و چشم هاي آنان از شدت ترس فرو افتاده است» V} (نازعات، آيات 9 - 8).{V
و در هنگام حسابرسي و سؤال، آنان را با شدت و سختي توقيف مي کنند «وقفوهم انهم مسئولون؛ آنها را نگهداريد که بايد بازپرسي شوند» V} (صافات، آيه 24).{V
T}2. سکوت و صحبت کردن:{T
از جلوه هاي حاکميت مطلق خداوند در روز قيامت، آن است که هيچ کس، حق سخن گفتن ندارد؛ مگر به اجازه و فرمان پروردگار. «يوم يأت لاتکلم نفس الا باذنه؛ روزي فرا مي رسد که هيچ کس جز به اجازه «او» سخن نمي گويد» V}(هود، آيه 105). {V
و حکمت آن، اين است که پس از حضور مردم در صحنه قيامت، ذلت و حقارت تبهکاران و عزت و کرامت فرزانگان بيشتر نمايان شود. از اين رو در برخي از ايستگاه هاي قيامت، اجازه سخن گفتن به گناهکاران داده نمي شود تا با حقارت بيشتر به اعمال آنان رسيدگي شود. «اليوم نختم علي افوههم و تکلمنا ايديهم و تشهد ارجلهم بما کانوا يکسبون؛ امروز بر دهانشان مهر مي نهيم و دستهايشان با ما سخن مي گويند و پاهايشان به آنچه که انجام مي دادند شهادت مي دهند» V}(يس، آيه 65). {V
مهر سکوت نيز خود عذابي خوار کننده مي باشد. چنانکه خداوند به جهنميان مي فرمايد: «اخسئوا فيها ولا تکلمون؛ در جهنم گم شويد و با من سخن مگوييد» V} (مؤمنون، آيه 108).{V
و اگر تبهکاران در برخي ديگر از ايستگاه هاي قيامت، اجازه سخن مي يابند، يا براي اثبات جرم آنان مي باشد «يوم تشهد عليهم ألسنتهم؛ روزي که زبانها بر عليه آنان گواهي مي دهند» V} (نور، آيه 24).{V
و يا در جهت آشکارتر شدن دشمني و تخاصم ميان آنان مي باشد «ثم انکم يوم القيمه عند ربکم تختصمون؛ سپس شما روز قيامت نزد پروردگارتان به مبارزه و دشمني بر مي خيزيد» V}(زمر، آيه 31). {V
و يا سخن آنان نمايانگر شدت نياز و بدبختي آنان مي باشد «يوم يقول المنفقون والمنفقت للذين ءامنوا انظرونا نقتبس من نورکم؛ روزي که زنان و مردان منافق به مؤمنان به مؤمنان مي گويند: نظري به ما بيفکنيد تا از نور شما پرتوي برگيريم» V}(حديد، آيه 13).{V
اما سخن گفتن مؤمنان و شايستگان، نشانه مقام والاي آنان نزد پروردگار است. چنانکه درباره مسلمانان و پيامبر(ص) مي خوانيم: «وکذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علي الناس و يکون الرسول عليکم شهيدا؛ بدين ترتيب شما را امت ميانه اي قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه باشد» V}(بقره، آيه 143). {V
بنابراين، تنها کساني توانايي سخن گفتن دارند که از سوي خداوند اجازه داشته باشند و سخن حق بگويند «ايتکلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا؛ هيچ کس جز به اجازه خداوند رحمان سخن نمي گويد [و آنگاه که مي گويد] درست و حق مي گويد» V} (نبأ، آيه 38).{V
کد سوال : 1882
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : اولين جرقه انقلاب اسلامي ايران طي چه رويدادي به وجود آمد؟
پاسخ : هر چند در مورد پيشينه تاريخي انقلاب اسلامي و نقطه شروع آن ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد، اما مي توان قيام پانزدهم خرداد 1342 را به عنوان نقطه آغاز نهضت اسلامي ايران که به انقلاب اسلامي ختم شد به حساب آورد.
در فاصله ميان فاجعه مدرسه فيضيه و ماه محرم ـ 2 فروردين تا 4 خرداد 1342 ـ مبارزه امام اغلب در قالب صدور اعلاميه هاى متعدد بود. فرا رسيدن ماه محرم وضعيت را به يك رويارويى گسترده كشانيد.
ايام محرم بهترين موقع براى افشاى جنايات رژيم و برنامه هاى ضداسلامى شاه بود. ساواك كه از جايگاه ويژه اين ماه اطلاع داشت، پيش از آغاز آن، بسيارى از وعاظ را احضار و آنان را ملزم كرد كه در محافل و مجالس:
1. عليه شاه سخن نگوئيد;
2. عليه اسرائيل مطلبى گفته نشود;
3. مرتب به مردم نگوئيد كه اسلام در خطر است.
امام خمينى (ره) در نشستى با مراجع و علماى قم، پيشنهاد كرد در روز عاشورا هريك از آن ها براى مردم و عزاداران حسينى سخنرانى كرده و از مظالم و جنايات رژيم پرده بردارند. امام خود نيز على رغم تهديد رژيم، در ساعت 4 بعدازظهر عاشوراى 42 كه مصادف با 13 خرداد آن سال بود براى ايراد سخنرانى به طرف مدرسه فيضيه رهسپار شد. ايشان پس از بيان فجايع دل خراش كربلا، حمله دژخيمان شاه به فيضيه را به واقعه كربلا تشبيه نمود و آن فاجعه را به تحريك اسرائيل دانست و رژيم شاه را دست نشانده اسرائيل خواند:
اسرائيل نمى خواهد در اين مملكت علماى اسلام باشند، اسرائيل نمى خواهد در اين مملكت احكام اسلام باشد... اسرائيل به دست عمال سياه خود مدرسه فيضيه را كوبيد، ما را مى كوبد، شما ملت را مى كوبد... براى اين كه اسرائيل به منافع خود برسد دولت ايران به تبعيت از اغراض و نقشه هاى اسرائيل به ما اهانت كرده و مى كند. (1)
سپس با اشاره به التزام گرفتن ساواك از وعاظ كه به شاه و اسرائيل بدگويى نكرده و نگوئيد كه اسلام در خطر است اظهار داشت:
تمام گرفتارى ها و اختلافات ما در همين سه موضوع نهفته است... اگر ما نگوئيم اسلام در خطر است آيا در معرض خطر نيست؟ اگر ما نگوئيم شاه چنين و چنان است آيا آن طور نيست؟ اگر ما نگوئيم اسرائيل براى اسلام و مسلمين خطرناك است آيا خطرناك نيست؟ و اصولا چه ارتباطى و تناسبى بين شاه و اسرائيل است كه سازمان امنيت مى گويد از شاه صحبت نكنيد، از اسرائيل صحبت نكنيد؟ آيا به نظر سازمان امنيت شاه اسرائيلى است؟ (2)
سخنان كوبنده و افشاگرانه امام، شاه را بيش از پيش نزد مردم تحقير و رسوا كرد. دو روز پس از اين سخنرانى، در سحرگاه روز 15 خرداد 1342 امام به دستور شاه در منزل مسكونى خود در قم دستگير و بلافاصله به تهران آورده شد. وى را نخست در سلول انفرادى، زندانى و سپس به يك پادگان نظامى كه تحت مراقبت كامل بود منتقل نمودند.
به دنبال انتشار خبر بازداشت امام، از نخستين ساعات روز 15 خرداد، اعتراضات گسترده اى در قم، تهران، ورامين، مشهد و شيراز برگزار شد كه با شعارهايى بر ضد شاه و در طرفدارى از امام همراه بود. مأموران نظامى كه در نقاط مركزى و حساس شهرهاى قم و تهران مستقر بودند به روى تظاهركنندگان آتش گشودند. مردم نيز با چوب و سنگ به دفاع از خود برخاستند. تظاهرات در آن روز و دو روز بعد نيز ادامه يافت و هزاران نفر از مردم كشته و مجروح شدند. (3) فجيع ترين حادثه، قتل عام دهقانان كفن پوش ورامينى بود كه در پشتيبانى از امام راهى تهران شده بودند. مأموران نظامى در سر پل باقرآباد با آن ها روبرو شده و با سلاح هاى سنگين آن ها را قتل عام كردند.
پس از فرونشستن قيام، اسداللّه علم ، نخستوزير، در مصاحبه اى با روزنامه هرالدتريبون در روز 17 خرداد 42 تهديد كرد كه امام و برخى ديگر از علما، محاكمه نظامى خواهند شد و ممكن است حكم اعدام آن ها صادر شود. شاه نيز دو روز بعد طى يك سخنرانى بيانات امام و تظاهرات مردم را به تحريك و پول بيگانگان ـ جمال عبدالناصر ـ دانست. (4) در اين راستا رسانه هاى رژيم ادعا كردند كه شخصى به نام عبدالقيس از بيروت با هواپيما وارد فرودگاه مهرآباد شده و در گمرك مهرآباد حدود يك ميليون تومان پول از او به دست آمده و اعتراف كرده است كه ناصر اين پول ها را براى افراد معينى در ايران فرستاده است. اين ادعا مورد انتقاد بسيارى در داخل و خارج از جمله خيلى از نشريات خارجى واقع شد و رژيم هيچ دليل و سندى در اين خصوص ارائه نكرد.
چند روز پس از دستگيرى امام، دهها نفر از مراجع و علماى ايران، به عنوان اعتراض به دستگيرى امام و اعلام پشتيبانى از وى، به تهران مهاجرت كردند. بر اثر اعتراض علما و فشار افكار عمومى، سرانجام امام پس از دو ماه بازداشت در پادگانى نظامى، به منزلى در شمال شهر تهران منتقل شد و تحت نظر قرار گرفت. از نخستين ساعات روز بعد مغازه داران تهران و شهرستان ها به مناسبت آزادى نسبى امام، بر سردر مغازه هاى خود پرچم نصب كرده و چراغانى نمودند و به مردم شيرينى و شكلات دادند.
يك روز پس از انتقال امام ـ 12 مرداد ـ روزنامه هاى كثيرالانتشار كشور، خبرى را به دستور ساواك منتشر كردند تا در نظر مردم چنين وانمود كنند كه انتقال امام از زندان به محل جديد به دليل تفاهمى بوده كه ميان ايشان و مقامات انتظامى بهوجود آمده است. اين خبر چنين بود:
طبق اطلاع رسمى كه از سازمان اطلاعات و امنيّت كشور واصل گرديد چون بين مقامات انتظامى و حضرات آقايان خمينى، قمى و محلاتى تفاهمى حاصل شد كه در امور سياسى مداخله نخواهند كرد و از اين تفاهم اطمينان كامل حاصل گرديده است كه آقايان برخلاف مصالح و انتظامات كشور عملى انجام نخواهند داد، لهذا آقايان به منازل خصوصى منتقل شدند. (5)
اين خبر شايعه اى بيش نبود و امام بعداً پس از آزادى كامل و بازگشت به قم در اولين فرصت طى يك سخنرانى آن را به شدت تكذيب كرد.
شاه ـ كه تصور مى كرد با سركوب قيام 15 خرداد، دستگيرى امام، كوتاه آمدن برخى از علما و از همه مهم تر شايعه تفاهم، امام را منزوى ساخته است ـ به تدريج در جهت عادى نشان دادن اوضاع حركت كرد. از اين رو اسداللّه علم را در 17 اسفند 42 بركنار ساخت تا وانمود كند او مسبب حوادث اخير بوده و عزل وى به دنبال تفاهم با امام تحقق يافته است.
اسداللّه علم را در 17 اسفند 42 عزل كرد تا وانمود كند كه او مسبب حوادث اخير بوده و عزل وى به دنبال تفاهم با امام صورت پذيرفته است.
پس از علم، حسنعلى منصور به نخستوزيرى رسيد. او طى نطقى با تمجيد از اسلام، از آن به عنوان «يكى از مترقّى ترين و برجسته ترين اديان جهان» ياد كرد و بر «مراحم و عطوفت خاص شاه» به مقامات روحانى تأكيد نمود. دو روز پس از سخنان منصور، امام بدون اطلاع قبلى در شب 18 فروردين 1343 وارد قم شد و به تدريج مورد استقبال مردم و علما قرار گرفت. در همان روز، روزنامه اطلاعات در مقاله اى تحت عنوان «انقلاب سفيد شاه و امريكا» نوشت: «چقدر جاى خوش وقتى است كه جامعه روحانيّت نيز اكنون با همه مردم، همگام در اجراى برنامه هاى انقلاب شاه و مردم شده است». امام خمينى در واكنش به اين اتهام در 21 فروردين، طى سخنانى مطالب روزنامه اطلاعات را به شدت تكذيب نمود و اظهار داشت:
خمينى را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد كرد... من از آن آخوندها نيستم كه در اين جا بنشينم و تسبيح به دست بگيرم. من پاپ نيستم كه فقط روزهاى يكشنبه مراسمى انجام دهم و بقيه اوقات براى خود سلطانى باشم و به امور ديگر كارى نداشته باشم. پايگاه استقلال اسلامى اين جاست بايد اين مملكت را از اين گرفتارى ها نجات داد. (6)
به طوركلى قيام 15 خرداد آثار عمده اى از خود برجاى نهاد: نخست، رهبرى حركت هاى مخالف رژيم را به مذهبى ها منتقل كرد و ملى گرايان و چپى ها را به حاشيه راند. دوم اين كه كشتار مردم در قيام فوق، چهره مزورانه شاه را كه تا آن زمان تقصيرها را به گردن نخست وزيران مى انداخت افشا نمود و انقلابيان پس از آن به راههاى اصلاح طلبانه پشت كرده، سرنگونى نظام سلطنتى را خواستار شدند. سوم اين كه از آن پس طرد همه قدرت هاى بيگانه از ايران مورد توجه قرار گرفت و سرانجام، قيام 15 خرداد نقطه آغاز نهضت بازگشت به خويشتن در كشور شد. از آن پس انجمن هاى اسلامى در نقاط مختلف پديد آمدند و جو غيراسلامى در دانشگاهها و ديگر مجامع به آرامى شكسته شد. (7)
--------------------------
پي نوشت ها :
V}1. صحيفه نور ، ج 1، صص 94 ـ 91.
2. همان .
3. حديث انقلاب ، جستارهايى در انقلاب اسلامى، صص 228 ـ 227.
4. جمال عبدالناصر در آن زمان به دليل همكارى شاه و اسرائيل، روابط خصمانه اى با شاه داشت.
5. رجبى، پيشين ، ص 201.
6. صحيفه نور ، ج 1، ص 101 ـ 98.
7. مصطفى ملكوتيان، بررسى مقايسه اى چرايى و چگونگى وقوع انقلاب هاى فرانسه، روسيه و ايران، پايان نامه دكتراى علوم سياسى، ص 183. {V
T} سرعت پاسخدهى از انتظارات پرسشگران است. خواهشمند است با اولويتبندى و پيرايش سؤالات، ما را يارى كنيد (در هر نامه بيش از 5 سؤال مطرح نفرماييد) بديهى است با ارتباط مكرر، پاسخگوى ديگر پرسشهاى شما خواهيم بود{T
(برگرفته از كتاب : انقلاب اسلامى و چرايى و چگونگى رخداد آن نويسنده : جمعى از نويسندگان، صص80-83 تاريخ نشر : 1382/11/05 - به نقل از سايت تبيان)
کد سوال : 1883
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : من فقط يک سوال دارم و آن اين است که چگونه و از طريق چه روشي مي توان اسرار وجود وخودسازي را درک کرد من دنبال يک راه هستم و خواهش مي کنم چندين کتاب را در مورد کساني که مشابه چنين راهي را در پيش گرفتند معرفي کنيد؟
پاسخ : تنها راه پي بردن به کنه اسراروجود و خودسازي، راه عرفان است که راه شهود و رياضت و خودسازي است. اگر انسان در مقام خودسازي و قرب الهي به جايي برسد که خداوند چشم و گوش او شود طبيعتا با اين چشم و گوش الهي شده مي تواند حقايق را ببيند و صداي ملکوت را بشنود. درباره عرفان کتاب هاي متعددي است اما متأسفانه اکثر آنها عربي هستند و نياز به پيش نياز دارند. منتها راه عملي، خودسازي و تهذيب نفس است. براي تهذيب نفس به کتاب هاي اخلاقي مراجعه کنيد. مانند:
- مقالات استاد محمد شجاعي، انتشارات سروش، تهران
- معراج السعاده، ملا احمد نراقي، انتشارات هجرت، قم
- رساله لقاءالله، آيت الله ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي
- ترجمه المراقبات، آيت الله ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي
- سلوک عرفان، شيخ حسين بحراني، تصحيح، دکتر علي شيرواني، انتشارات وثوق قم
در اين زمينه کتاب بسيار است اما مهم عمل است. عمل با علم. با مطالعه اين کتاب ها، مي توانيد راه و روش تهذيب نفس را بشناسيد و پس از عمل به دستورات داده شده نفس خود را براي دريافت حقايق آماده کنيد. براي آموزش صحيح عرفان نيز بايد دروسي را خواند؛ يعني ابتداء عربي در حد لزوم و سپس فلسفه و آخر الامر عرفان. اما راه تهذيب نفس هم ساده تر است و هم قطعي تر.
کد سوال : 1884
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : راه رسيدن به يک آرامش قلبي از طرف خداوند0000چگونه است؟
پاسخ : اساسا ارتباط با خدا آرامشآور است؛ يعنى، انسان ذاتا دوستدار و عاشق خدا است و وقتى عاشق به معشوق برسد آرامش مىيابد. از طرف ديگر خداوند در قرآن فرموده است كه: «در مؤمنان سكينه و آرامش نازل مىكند».
بهترين چيزى كه روح انسان را صفا مىبخشد و حالت آرامش و سكونت براى انسان ايجاد مىكند، ذكر و ياد خدا است. قرآن مىفرمايد: «الا بذكر الله تطمئن القلوب؛ آگاه باشيد كه با ياد خدا دلها اطمينان و آرامش پيدا مىكند»V} (رعد، آيه 28).{V
آرى اين خاصيت ذكر و توجه به خدا است و دعا و مناجات هم نوعى ذكر است. ازاينرو اگر با حال توجه و خلوص داشته باشد انسان بعد از تمام شدن آن احساس يك حالت سبكى و آرامش در خود مىكند. كسى كه درد دلش را با خدا در ميان مىگذارد به اين معنا است كه قلبا با خدا انس گرفته است و به او توجه پيدا كرده است. خداوند نيز وعده فرموده است كه: «هر كس با توجه به او رو كند، سخن او را بشنود و حاجتش را روا كند و دل و روحش را نورانى نمايد». آنچه بعد از اين حالت در خود احساس مىكنيد، حاكى از آن افاضه و توجه خدا نسبت به شما است. پس بايد شاكر باشيد و توجه داشته باشيد كه اين يك حالت مادي نيست؛ زيرا روح يك عنصر مجرد از ماده است و تصرفاتى هم كه از طرف حق در آن مىشود مادى نيست.
براي گام گذاشتن در اين راه، بايد ارتباط با خدا و بهره مندي از نفحات معنوي را تجربه كرد و اين تجربه را بارها تكرار كرد تا انسان حضور در محضر خدا را لمس كند. براي اين منظور گفته شده است در هر هنگام نمازها و هنگام حلال و حرام ها، يك الهام رحماني رو به سوي انسان مي آيد و او را به انجام آن كار نيك تشويق مي كند. اگر پاسخ مثبت داد اين الهامات رحماني بيشتر تكرار مي شود و انسان از وسوسه ها و اوهام شيطاني دور مي ماند.
اما اگر پاسخ منفي داد يا سستي كرد فرشته رحمت دور مي شود و شيطان وسوسه گر راه مي يابد و انسان از آرامش و ياد خدا دور مي شود. اين تجربه را مي توان در هنگام اذان براي نماز صبح و قبل از آن به خوبي حس كرد كه اگر بعد از بيداري، دوباره خواب را ادامه داديم خواب هاي پريشان و شيطاني رو به سوي آدمي مي آيد و كسالت روحي و آشفتگي وجود آدمي را فرا مي گيرد.
براى رسيدن به حالت آرامش و قرار روانى، توجه به نكات زير ضرورت دارد:
1- ناآرامى عوامل و زمينههايى دارد كه بايد شناسايى و زدوده شود؛ مثلاً گذراندن وقت به بيهودگى و انجام كارهاى بىهدف و بيهوده خود علّت تشويش و بىقرارى است. در مقابل خلوتگزينى، غور در باطِن و حضور در مجالس وعظ و پند و كسب معارف خود به خود آرامش ظاهرى و باطنى به ارمغان مىآورد.
2- برنامهريزى در امور زندگى و اختصاص اوقاتى براى تفريحات سالم و تهى از گناه، مثل راهپيمايى در فضاى روحبخش و شنا، در آرامش انسان تأثير شگرف دارد.
3- مشاورههاى علمى و تخصصى و نيز تغذيه مناسب در تقويت اعصاب و روان مؤثر است. گرسنگى شديد و مفرط و حتى پرخورى و زيادهروى در خورد و خوراك موجب ناراحتىهاى روحى و روانى مىگردد.
4- گناه و معصيت و نافرمانى خداوند متعال از عوامل اصلى ناراحتىهاى روانى است. گناه يعنى خارج شدن از مسير خداوند. گناه به معناى برآشفتن و تيره ساختن درون و باطن است. روح آدمى با رسيدن به ساحل پاكى و اجتناب از گناهان، به قرار و آرامش مىرسد؛ چون روح با طهارت سنخيت دارد و با گناه ناسازگار است. از اين رو، گناه قرار را از انسان مىگيرد. هر گناه قبح فعلى و قبح فاعلى در بردارد. قبح و زشتى فعلى به مفاسد موجود در خود عمل مربوط است و قبح فاعلى به شرايط ذهنى و روحى گنهكار مربوط مىشود. شرايط ذهنى گنهكار عبارت است از داشتن روح تمرّد، طغيان، قانونشكنى و عدم اهتمام به حقوق خدا و خلق. چنين روحى جز با ترك گناه به آرامش دست نخواهد يافت.
5- انجام واجبات و انس با خدا مخصوصاً نماز اول وقت و با جماعت
در واقع آرامش قلبى ثمره ياد خدا است: «A}فاذكرونى أذكركم{A»1. خداوند به ما دستور داده پيوسته وى را ياد كنيم و او را حاضر و ناظر بر احوال خود بدانيم. جريان حضرت يونس را كه مضمون نماز غفيله2 با ايشان ارتباط دارد، بررسى كنيد. وقتى گرفتارىهاى حضرت به بالاترين حد مىرسد، انس و ياد خدا او را از گرفتارىها مىرهاند: «A}لااله الا انت سبحانك انّى كنت من الظالمين، فاستجبنا له و نجّيناه من الغمّ و كذلك ننجى المؤمنين{A»3.
امام صادق(ع) مىفرمايد: تعجب مىكنم از كسى كه غمگين و نگران است و به فرمايش الاهى پناه نمىبرد؛ «A}لا اله الا الله انت{A...». چون خداوند به دنبال آن مىفرمايد: «A}فنجّيناه من الغمّ و كذلك ننجى المؤمنين{A»4. خداوند به واسطه ذكر خودش حضرت يونس را از گرفتارىها نجات داد و هر مؤمنى را كه به اين ريسمان الاهى چنگ زند، نجات خواهد داد.
6- شركت در مجالس عمومى دعا مثل دعاى كميل، ندبه... .
برخى بزرگان مىفرمايند: هيچ مشكلى نداشتم مگر اين كه با دعاى توسّل حلّ شد.5
7- رفتن به زيارت اهل قبور و شهدا و ياد قبر و قيامت و برزخ و معاد و توجه به آرامگاه اصلى و ابدى، در رهايى از تألمات و ناراحتىهاى دنيوى مؤثر است. اصولاً توجه صِرف به دنيا و قطع توجه از آخرت و منزلگاه قبر و برزخ، اعراض و روگردانى از ياد خدا را در پى دارد و هر كه از ياد خدا اعراض كند، روزگارش تباه خواهد شد.
8- انجام اعمال مستحبّى كه شخص از آن لذت مىبرد، اگر با استمرار و مراقبه انجام شود، در طول مدت زمان متناسب، شخص را به قرار و آرامش مىرساند.
در مجموع، مىتوان گفت ناآرامى ريشههايى دارد كه بايد خشكانيده شود؛ آنگاه زمينه مناسب براى رسيدن به آرامش از راههاى عقلانى و شرعى فراهم مىآيد و انسان با توكل و اعتماد به منبع اصلى آرامش(خداوند) به مقصود دست مىيابد؛ «A}الذين آمنوا و تطمئنّ قلوبهم بذكرالله، الا بذكرِالله تطمئنّ القلوب{A»6.
در پايان توجه به اين نكته ضرورى است كه آرامش روحى مراتبى دارد و دستيابى به آن به تدريج حاصل مىشود؛ درست مانند ساير ملكات روحى كه با تمرين و گذشت زمان حاصل مىشود. رسيدن به آرامش نيز نيازمند طى اين مراحل است. اين مراحل بعضى جنبه سلبى دارد مانند ارتكاب محرمات كه دل را آلوده و در نتيجه ناآرام مىكند. كسى كه مىخواهد به آرامش واقعى دست يابد راهى ندارد جز اين كه در گام اول مطيع نواهى خداوند متعال شود و از آنچه حضرت حق نهى كرده اجتناب كند؛ و بعضى جنبه ايجابى دارد؛ يعنى بعد از اين كه دل از گرد غبار گناه پاك گرديد، مستعد پذيرش حقايق و ملكات پسنديده نفسانى مىشود و اين كار صرفاً از طريق انجام تكاليف الاهى و واجبات و مستحبات امكانپذير است. بنابراين، آرامش دل محصول عبوديت محض حق تعالى است و راهكار عملى آن نيز اجتناب از گناهان و انجام واجبات و مستحبات است و در هر زمانى به تناسب استعداد و توانمندىهايى كه انسان دارد، متوجه او مىشود.
----------------
پىنوشت:
V}1. بقره(2):152.
2. مفاتيح الجنان.
3. انبياء(21):88.
4. امالى شيخ صدوق، مجلس دوم.
5. مفاتيح الجنان، مقدمه دعاى توسل.
6. رعد(13):28. {V
کد سوال : 1885
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : راه مبارزه با ترس و اضطراب بيش از حد و بلاياي طبيعي و ... .چيست؟
پاسخ : ترس معقول ترسى است كه در آن وقوع يك خطر واقعى وجود داشته باشد. در اين ترس، هيچگونه سرزنشى متوجه شخص نمىگردد بلكه از اين جهت كه از يك امر خطرناك ترسيده و پرهيز نموده است مورد تأييد ديگران قرار مىگيرد. مثلاً اگر كسى از ترس مواجه شدن با يك حيوان درنده خطرناك از رفتن به بيابان و يا جنگل خوددارى كند هيچكس او را بابت اين ترس سرزنش نمىكند و بلكه اگر او به اين ترس خود اعتنا نكند و خود را در موضع خطر قرار دهد مورد سرزنش افراد عاقل قرار مىگيرد.
در مقابل ترس معقول ترس موهوم قرار دارد يعنى درواقع خطرى انسان را تهديد نمىكند اما توهمات انسان به گونهاى است كه او خود را مواجه با خطر مىبيند مانند شخصى كه از تاريكى مىترسد و گمان مىكند خطرى در تاريكى او را تهديد مىكند در حالى كه مىداند در آن مكان تاريك هيچ چيز خطرناكى وجود ندارد. اين ترس موهوم جبن ناميده مىشود و چيز خوبى نيست و انسان بايد اين توهمات را از خود دور كند تا بتواند شجاعت لازم در زندگى را داشته باشد.
ترس غير معقول يا هراس ريشه در بدآموزي ها دارد و اغلب اكتسابي است. بشر به علت نادانسته ها(جهل ها) از بدو پيدايش و نيز به دليل نيافتن راه حل هاي منطقي از بسياري عوامل ناشناخته زيستي، چون مرگ و مير، ترس از حيوانات، ترس از آينده اي مبهم و .... همواره هراسان بوده است. البته شروع بسياري از هراس ها آن قدر تدريجي است كه مشكل بتوان بر وجود عوامل تسريع كننده خاص صحه گذاشت.
برخي محققين ترس ها را به 5 نوع دسته بندي كرده اند: 1. ترس از تفرد، مثل گريز از ازدحام يا تنها ماندن در خانه. 2. ترس از حيوانات. 3. ترس از قطع عضو. 4. ترس هاي اجتماعي مثل ترس از زير نظر بودن ديگران هنگام كار. 5. ترس از طبيعت مثل بلندي كوه.
طبيعي است كه براي غلبه بر هر يك از انواع ترس كه در بالا به آن اشاره شد، راهكارهاي مختلفي ارائه شده است. علاوه بر اين بايد ديد اين ترس در چه مرحله اي از مراحل رشد انسان شكل گرفته است و متناسب با آن مرحله (كودكي يا نوجواني يا جواني و...) راه هاي غلبه را پيگيري نمود. در عين حال چند نكته را براي غلبه بر ترس سعي كنيد كه جاي ترس را به اعتماد بدهيد. اول , آن كه ترس واقعي نهفته در پشت ترس فعلي تان را بشناسيد و آن وقت ترس اصلي خود را به عنوان افسانه اي از بين ببريد و هر وقت كه بدان فكر مي كنيد بگوييد اين ترس پنهاني در واقع افسانه است نه واقعيت , در اين صورت ترس شما هر اندازه كه شديد باشد باز به صورت يك دروغ در نظرتان جلوه گر خواهد شد, زيرا واقعيتي ندارد. دوم , بايد با ترس يا واقعه ترسناك خودتان را مواجه كنيد. مثلا" در زمان دعوا بايد بدانيد كه درگيري يك امر غير قابل تصور نيست و بايد سعي در مقابله با آن داشته باشيد. ترس موجب بي قراري مي شود و شخص اگر موردي براي ترسيدن هم نداشته باشد مثلا" نكند چنين يا چنان شود را براي خود مجسم مي كند و براي خودش ترس مي تراشد, بنابراين بايد سعي كنيد در چنين مواقعي دراز بكشيد و يكايك قسمت هاي بدنتان را به حال خود رها كنيد, عضلاتتان را شل نماييد. فكرتان را به هيچ چيز متوجه نكنيد و يا اگر متوجه كرديد خاطرات خويش زندگي تان را مرور كنيد. روزي دو سه بار به همين قسم روح و جسمتان را استراحت دهيد از جملات خودآموزي استفاده كنيد. مثلا" با خود بگوييد هر وقت دچار وحشت شوم اين امر نشانه آن است كه خود را آدم خوبي بدانم و يقين داشته باشم كه به زودي آرامش به دست خواهم آورد. كلمات مثبت را دائم تكرار كنيد.
با عمل به راهكارهاي زير ترس موهوم را از خود دور سازيد:
1. به عوامل ترس زاي موجود در ذهنتان پاسخ دهيد مثلا با خود مي گوئيد چرا از بلاهاي طبيعي مي ترسم و چرا بلاهاي طبيعي ترس دارد بعد به خود بگوئيد به اين دلائل ... بلاهاي طبيعي ترس ندارد يعني با دليل قانع كننده به مقابله ذهني و شناختي ترس خود برويد.
2. عكس و تصوير اين گونه حوادث طبيعي را تهيه كرده و با خود نگهداريد و زياد به آنها نگاه كنيد و يا به طور ذهني خود را در آن شرايط قرار دهيد؛ يعني فرض کنيد در موقعيت هاي مختلف بلاهاي طبيعي قرار گرفته ايد.
4. مطالب علمي را كه درباره حوادث طبيعي نوشته شده مطالعه كنيد و ذهنتان را با اين امور چندش آور آشنا كنيد.
5. اگر در خيابان و كوچه با اين حوادث و بلاهاي طبيعي و غير طبيعي مواجه شديد رفتار عادي خود را ادامه دهيد حتي چشمان خود را باز نگهداريد.
6. هرگاه اين گونه ترس ها و اضطراب ها بر شما غلبه کرده ياد خداوند متعال را در ذهن و فکرتان زنده کنيد و بيشتر به ياد آرامش بخش دلها باشيد.
با عمل كردن به راهكارهاي فوق به مدت 30 روز و ارائه گزارش از كيفيت تأثير مرحله بعدي راهكار تقديم خواهد شد.
کد سوال : 1886
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : نداشتن صبر و تحمل در برابر زخم زبان ها و تهمت ها.000چه بايد کرد ؟
پاسخ : به طور كلي اساس نظام هستي بر حكمت و عدل استوار است و نيز از سنت هاي تبديل ناپذير الهي سنت امتحان است و انسان در برخورد با ناملايمات و امور ناسازگار با طبع و روحيات و اهدافش بايد اهل تحمل و شكيبايي باشد. صبر از ارزش هايي است كه مفهوم آن واضح و بي نياز از تعريف است و ميزان صبر انسان بستگي كامل به ميزان معرفت و ايمان انسان دارد. هر چه هدف عاليتر و مقصد والاتر و معرفت و ايمان بيشتر و عميق تر باشد, صبر و شكيبايي انسان بيشتر خواهد بود. مثلا" در جريان حادثه كربلا و صبر و شكيبايي بي نظير سيدالشهدا(ع) نمونه كاملي از صبر انسان كامل به نمايش گذاشته شد به طوري كه در يكي از زيارت هاي امام حسين (ع ) چنين آمده است : فرشتگان آسمان از صبر تو شگفت زده شدند. در هر صورت براي حفظ ايمان و رسيدن به سعادت بشري بايد همواره به سلاح صبر مجهز بود و تا انسان در دنيا زندگي مي كند چون عالم دنيا, عالم تزاحمات و كشمكش و درگيري مي باشد بايد اين سلاح را بر زمين نگذارد چون :
P}صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند{E}بر اثر صبر نوبت ظفر آيد{P
البته خداوند نيز به ميزان مشكلات و سختي ها به انسان صبر عنايت مي كند, چنانچه در روايتي آمده : »ينزل الصبر علي قدر المصيبه ; صبر به ميزان مصيبت و گرفتاري نازل مي گردد«, (ميزان الحكمه , ج 5 / 275, چاپ انتشارات دفتر تبليغات ).
امتحان هر گروهي نيز تناسب با خود آن اشخاص دارد به عنوان مثال يك پيرمرد را به وسيله ي نگاه به نامحرم امتحان نمي كنند يا يك فقير را به سبب انفاقات مال اعم از واجب (خمس و زكات ) يا مستحب مورد آزمايش قرار نمي دهند در سن شما و دوستان امثال شما يكي از مهمترين ابزارهاي امتحان الهي مسئله ي غريزه ي جنسي و در مرتبه ي بعد مسئله استقلال مالي و معيشتي است , هر انسان منصفي اذعان دارد در قبال اين گونه امور صبر نمودن و به عبارت ديگر تسليم شيطان و هواي نفس نشدن سخت و دشوار است ولي توجه به دو نكته مهم است يكي اينكه نابرده رنج گنج ميسر نمي شود و تجربه ثابت كرده جواناني كه در اين راستا به رنج و مشقت بيفتند مالك گنج ويژه اي از طرف خداوند مي گردند يعني خداوند هزاران هزار برابر جبران مي نمايد. دوم اين كه آنچه خداوند از ما خواسته مبارزه ي با شيطان و هواي نفس است به طوري كه آدمي خود را بدون مقاومت در اختيار هواي نفس و شيطان قرار ندهد حال اگر د راين مسير و مجاهده گاهي دچار شكست شد مأيوس نشود و بداند كه شكست و تنزل در اين مسير طبيعي است , در نتيجه يك جوان وظيفه دارد در حد توان مجاهدت كند بقيه امر را نيز خداوند جبران مي كند و با توجه به شرايط شخص سريع الرضا و غفار است . در پايان يادآوري يك نكته مهم است و آن كيفيت صبر در مقابل مسائل است صبر در مقابل فقر و تهي دستي با صبر در مقابل غريزه جنسي با صبر در مقابل غيبت و تهمت متفاوت است.
صبر عملي در برابر غريزه جنسي آن است كه:
اولا، انسان فكر خود را كنترل كند و به طوري كه از اوهام و خيالات شهواني پرهيز نمايد تا اين مسئله خود مقدمه اي براي گناه و تحريك او نشود.
ثانيا"، از ديدن فيلم ها و صحنه هاي مهيج خودداري نمايد.
ثالثا"، از خواندن كتاب ها و شنيدن مطالبي كه صلاح نيست دوري كند.
رابعا"، غذاي خود را كنترل نمايد و اگر مي تواند هفته اي يك يا دو روز روزه بگيرد.
خامسا"، خود را به امور معنوي مشغول نمايد.
در پايان ما براي مشكلات همه ي جوانان مخصوصا" دو مشكلي كه ذكر نموديد دعا مي كنيم و اميدواريم خداوند تعالي نظر لطف و كرامت خويش را به اين قشر عزيز معطوف دارد. علاوه بر اين ، به راهکارهاي زير نيز عمل کنيد:
1. كاملا به خود مطمئن باشيد كه مىتوانيد روحيه خود را تغيير دهيد ولى براى نتيجه گيرى عجول نباشيد، بلكه با خود فكر كنيد بايد حداقل يكسال بر روى رفتارهاى خود كار كنيد و اگر چنين نموديد حتما پس از آن دگرگونى رفتارى خواهيد شد.
2. از حساسيت بيش از حد در هر زمينه بپرهيزيد.
3. همواره در هر مسألهاى ابتدا از ديگران انتظار بدترين برخورد را داشته باشيد و خود را براى تحمل آن آماده كنيد. اين مسأله باعث مىشود برخوردهاى بهتر از مورد انتظار در شما ايجاد خوشنودى نمايد. در حالى كه اگر هميشه انتظار برخورد خوب داشته باشيد چه بسا نتيجه عكس خواهيد گرفت.
4. با خود شرط كنيد كه هيچ گاه و در هيچ شرايطى برخورد تند نداشته باشيد و اگر ناگهان از شما برخورد تندى سر زد خود را جريمه كنيد؛ مثلا تصميم بگيريد - يا در صورت امكان نذر كنيد - كه مثلا اگر بر سر كسى فرياد زديد فلان مبلغ صدقه بدهيد، يا شب نماز شب بخوانيد، و يا يك روز روزه بگيريد. كارآيى اين روش، بسيار بالا است و بسيارى از علماى بزرگ بدينسان تمرين عملى و خودسازى نمودهاند.
5. از تفريحات سالم و تقويت كننده اراده؛ مانند كوهنوردى، شنا، دو و پيادهروى و گردش در طبيعت و... نيز استفاده كنيد.
6. در تصميمگيرىها حتىالامكان با افراد عاقل و پخته مشورت نماييد و از اقدامات عجولانه و مطالعه نشده بپرهيزيد.
7. بيشتر با افراد خوش خلق و غير عصبى معاشرت كنيد.
کد سوال : 1887
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در مقابل همسرم که انسان بسيار پرتوقع ،بد دهن و رکي است چگونه رفتار کنم؟
پاسخ : قبل از هر چيز تصميم صحيح شما را براي حل مشکل خود احسنت مي گوييم چه اين که بهترين تدبير را انديشيده ايد و از برخورد عجولانه و مقابله به مثل با همسرتان اجتناب کرده ايد طي کردن اين مسيري که در پيش گرفته ايد ولو در دستيابي به نتيجه ممکن است طول بکشد و شما طبعا بايد وضعيت موجود را تحمل کنيد ولي تصميم شما عاقلانه و اساسي است.
دانشجوي عزيز؛ همانطور که مي دانيد نهاد خانواده گرچه نهاد کوچکي است ولي به مراتب از ساير نهادها اهميت بيشتري دارد و از پيچيدگي خاصي برخوردار است زيرا در روابط خانوادگي مهمترين عناصر اين روابط را انسانها تشکيل مي دهند و انسان موجود بسيار پيچيده اي است و از ويژگي هاي شخصيتي فراواني مانند تفکر، احساس و هيجان و عواطف و... برخوردار است علاوه بر اين تفاوت هاي فردي نيز بر اين پيچيدگي مي افزايد بنابراين زن و مردي که با هم ازدواج مي کنند و نهاد خانواده را تشکيل مي دهند براي استحکام اين نهاد بايد هم قبل از ازدواج و هم حين ازدواج و هم بعد از ازدواج شرايط و مسائلي را مراعات کنند تا کمترين اصطکاک و بيشترين همخواني و هم گرايي را نسبت به يکديگر داشته باشند. شما در اين سؤال به سه مطلب اشاره کرديد: پرتوقعي همسر، بد دهني، رک بودن همسرتان.
ما در مورد پرتوقعي و رک بودن همسرتان راهکاري ارائه نمي کنيم زيرا اين دو مفهوم اگر تعريف عملياتي نشود و دقيقا توضيح ندهيد که او چه کارهايي انجام مي دهد و چه انتظاراتي از شما دارد نمي توان پي برد که ايشان پرتوقع هستند يا رک هستند. اما اين که فرمويد ايشان بد دهن هستند واحتمالا حرف هاي زشت و ناروا و ناراحت کننده از او صادر مي شود. اين در واقع يک رفتار نامطلوب است که بايد درمان شود. اصلاح هر رفتار نامطلوبي نياز به طرح درمان دارد و در صورت عملي ساختن آن به تدريج اين رفتار کاهش پيدا مي کند تا انشاءالله به وضعيت مطلوب برسد. براي تغيير و اصلاح رفتار او نياز به طرح درمان است. اما قبل از شروع طرح، شما به عنوان مؤثرترين فرد در اين طرح مسائلي را بايد مراعات کنيد و الا نمي توان تغييري در رفتار او ايجاد کرد:
1. از درگيري لفظي با او اجتناب کنيد.
2. هرگز با او مقابله به مثل نکنيد وبد دهني هاي او را جواب ندهيد.
3. سعي کنيد متانت خود را حفظ کنيد و عفت کلام را کاملا رعايت کنيد.
4. هر وقت بد دهني کرد سکوت کنيد. اما اگر با سکوت شما بيشتر عصبي مي شود و بيشتر بد دهني مي کند سکوت نکنيد بلکه با او صحبت کنيد وبا آرامي کلامات مؤدبانه به کار ببريد و او را تحمل کنيد.
در مرحله بعد بايد در بعد شناختي، اخلاقي و عاطفي او تغييراتي ايجاد کرد. در بعد شناختي راهکارهاي زير را عملي سازيد:
- در وقت هايي که با همديگر خيلي خوب هستيد با آرامش و زبان خوش به او بگوييد شما جنبه هاي بسيار مثبتي داريد و حيف شماست که حرف هاي بد از دهانتان خارج شود.
- احاديثي را از معصومين درباره بد دهني و حرف هاي زشت براي او بيان کنيد (به کتاب اصول کافي مراجعه کنيد واز فهرست آن اين احاديث را استخراج کنيد).
- نوارهاي سخنراني که درباره بد دهني وعواقب آن هست تهيه کنيد (مثل نوارهاي آيت الله حسين مظاهري که بحث هاي خانواده را مطرح مي کند. البته اگر اهل مطالعه است کتاب آن را تهيه کنيد وبا هم مطالعه کنيد).
- کتاب آيين همسرداري از ابراهيم اميني کتاب مناسبي است، تهيه کنيد و مطالعه نماييد.
- به کتاب جامع السعادت مرحوم نراقي، بخش يک (که مربوط به همين مطالب است) مراجعه کنيد.
- در صورت امکان با خانواده هايي که از نظر اخلاقي و شخصيتي در سطح مطلوبي هستند رفت و آمد داشته باشيد.
- در صورتي که دوستان ناباب و بد دهان دارد سعي کنيد ارتباط او را با آنها کمتر کنيد.
- اگر احساس مي کنيد راهکارهاي فوق کمتر زمينه و عمل کردن به آنها وجود دارد به صورت غير مستقيم عمل کنيد. مثلا افرادي که مي شناسيد مي توانند روي او تأثير بگذارند شناسايي کنيد و از طريق آنها نکات بالا را عملي سازيد.
- از تعريف کردن از مردان ديگر در مقابل او جدا خودداري کنيد.
اما از نظر عاطفي نکات زير را رعايت کنيد:
1. اگر با مشکلي مواجه مي شود با او همدردي و همکاري کنيد.
2. هنگامي که در وضعيت خوبي قرار دارد به او بگوييد «من تو را خيلي دوست دارم».
3. اگر بيمار شد به خوبي از او پرستاري کنيد و برخوردهاي عاطفي و دلسوزانه با او داشته باشيد.
4. هنگامي که خسته است از او درخواستي نکنيد.
5. وقتي مي خواهد از خانه خارج شود تا درب منزل او را همراهي کنيد و با خوش رويي او را بدرقه کنيد.
6. وقتي به خانه مي آيد خود را از نظر ظاهري آراسته کنيد و به استقبال او برويد.
7. اگر مسأله ناراحت کننده اي قبل از آمدن او در خانه رخ داده است در بدو ورود آن را مطرح نکنيد.
8. از کساني که نسبت به آنها حساسيت دارد نزد او صحبت نکنيد.
9. اگر ميهماني به خانه آورد با خوش برخوردي به خوبي از او پذيرايي کنيد.
10. به کساني که براي او مهم هستند احترام بگذاريد.
11. از افرادي که به هر دليلي از آنها بدش مي آيد صحبت نکنيد.
نکات و راهکارهايي که ارائه شد تا حد امکان عمل کنيد و دفتري تهيه کنيد بدون اين که او متوجه شود به صورت علامت که کسي جز خودتان متوجه نشود واکنش هاي او را در مقابل هر کدام از اين راهکارها علامت بزنيد. در مقابل هر کدام از راهکارها مقاومت نشان داد يا واکنش مناسبي از خود بروز نداد آن راهکار را اعمال نکنيد و هر کدام از راهکارها که جواب مي دهد و با واکنش مثبت ايشان مواجه مي شود را در زمان هاي بعد نيز در حد متعادل اعمال کنيد. تا يک ماه اين کار را انجام دهيد سپس نتيجه آن را به ما گزارش کنيد تا راهکارهاي بيشتري را ارائه کنيم و راهکارهايي که اثر مطلوب ندارد تغيير دهيم و راهکارهاي ديگري را جايگزين کنيم. مطمئن باشيد اگر حوصله به خرج دهيد و صبر و تحمل را سرلوحه رفتار خود قرار دهيد به لطف خدا تغييرات اساسي در همسرتان مي توانيد ايجاد کنيد و اولين کسي که از نتيجه آن بهره مند مي شود خود شما هستيد چه اين که او همسر شماست، شريک زندگي و نزديک ترين فرد به شماست و تغيير در رفتار او در کل زندگي شما تأثير مي گذارد به ويژه اگر بتوانيد تا قبل از تولد فرزندتان يا فرزندانتان اين رفتار نامطلوب را در او کاهش دهيد يا به کلي از بين ببريد براي فرزندان شما نيز از نظر تربيتي بسيار مفيد است.
کد سوال : 1888
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : بهترين شرح هايي که بر آثار عرفايي چون مولوي ،عطار، جامي نوشته اند را معرفي کنيد؟
پاسخ : کتاب هاي زير براي معرفي مناسب به نظر مي رسند:
مولوي:
- سيري در ديوان شمس، علي دشتي، انتشارات جاويدان، تهران، 1347
- بحر در کوزه، عبدالحسين زرين کوب، انتشارات علمي، تهران، 1366
- عرفان مولوي، خليفه عبدالحکيم، ترجمه احمد محمدي و احمد مير علايي، کتاب هاي حبيبي، تهران، 1356
- يادنامه مولوي، تدوين و تنظيم: علي اکبر مشير سليمي، انتشارات کميسيون ملي يونسکو در ايران، تهران 1337
- با پير بلخ، محمد جعفر مصفا، انتشارات بي نا، مشهد، 1364
- گزيده غزليات شمس، محمد رضا شفيعي کدکني، کتاب هاي حبيبي، تهران، 1360
- شرح و تفسير مثنوي مولوي، علامه فقيد محمد تقي جعفري
عطار:
- شرح احوال و نقد آثار عطار نيشابوري، بديع الزمان فروزانفر، تهران، 1340
- سيمرغ و سي مرغ، علي نقي منزوي، انتشارات سخن، تهران، 1359
- جست وجو در احوال و آثار شيخ عطار نيشابوري، سعيد نفيسي، تهران، 1320
جامي:
- جامي، علي اصغر حکمت، تهران، 1322
- از سعدي تا جامي، ترجمه و حواشي علي اصغر حکمت، کتابخانه ابن سينا، تهران، 1339
حافظ:
- شرح سودي بر حافظ
- جمال آفتاب، علي سعادت پرور (10 جلد)
کد سوال : 1889
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : جهت جلوگيري از سوء استفاده افراد فرصت طلب و سودجويي در نهادهاي نظامي يا دولتي چه بايد کرد؟قانون نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران و وظايف سازمان بهزيستي کشور را بيان نماييد؟
پاسخ : جلوگيري از سوء استفاده افراد فرصت طلب و سودجويي که در نهادهاي نظامي يا دولتي و... رخنه نموده و يا با جعل مشخصات اين نهادها در صدد کلاهبرداري از مردم مي باشند با دو مکانيزم مهم ميسر است:
1. نظارت دقيق در گزينش ها و مراحل بعدي
2. بالا بردن سطح آگاهي هاي مردم در مواجهه با موارد مشکوک از طريق اطلاع رساني دقيق و فرهنگ سازي به وسيله مطبوعات، رسانه هاي عمومي و ساير وسايل اطلاع رساني.
خوشبختانه بسياري از اين نهادها همانند نيروي انتظامي علاوه بر اين که از طريق مطبوعات و رسانه ملي در صدد افزايش سطح آگاهي هاي مردم هستند، سايت هاي اطلاع رساني دقيقي نيز راه اندازي نموده اند که اطلاعات بسيار دقيقي در اختيار اقشار مختلف جامعه قرار مي دهد و به نوعي وسيله بسيار مفيدي براي آموزش همگاني محسوب مي گردد. اميد است ساير سازمان ها و نهادهاي دولتي همانند نيروي انتظامي در بالا بردن سطح آگاهي هاي افراد جامعه در زمينه هاي مختلف خصوصا در زمينه پيشگيري از تخلفاتي که ممکن است افراد خلافکار با نفوذ در آن سازمان و ... انجام دهند، اهتمام ويژه مبذول نمايند.
- سايت اطلاع رساني نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران: www.police.ir
- سايت سازمان بهزيستي کل کشور: www.behzisty.org
T}يکم: قانون نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران {T
T}ماده 1 :{T از تاريخ تصويب اين قانون وزارت كشور مكلف است نيروهاي انتظامي موجود (شهرباني، كميته و ژاندارمري) را حداكثر ظرف مدت يك سال ادغام نمايد و سازماني تحت عنوان نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران تشكيل دهد.
تبصره : از تاريخ تصويب اين قانون نيروهاي مسلحي كه در جهت امور انتظامي در ارتباط با قوه قضائيه، وزارتخانه ها و سازمانها و نهادها و موسسات مختلف فعاليت مي كنند در نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران ادغام مي گردند و از طريق وزارت كشور و نيروي انتظامي تحت امر آن واحدها قرار خواهند گرفت.
ماده 2 : نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران سازماني است مسلح در تابعيت فرماندهي كل قوا و وابسته به وزارت كشور.
تبصره : فرماندهي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران از طرف فرمانده كل قوا منصوب مي گردد.
ماده 3 : هدف از تشكيل نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران ، استقرار نظم و امنيت و تامين آسايشي عمومي و فردي و نگهباني و پاسداري از دستاوردهاي انقلاب اسلامي در چهارچوب اين قانون در قلمرو كشور جمهوري اسلامي ايران است.
ماده 4 : ماموريت و وظايف نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران عبارت است از :
1- استقرار نظم و امنيت و تامين آسايش عمومي و فردي.
2- مقابله و مبارزه قاطع و مستمر با هر گونه خرابكاري، تروريسم، شورش و عوامل و حركتهايي كه مخل امنيت كشور باشد، با همكاري وزارت اطلاعات.
تبصره : كيفيت و نحوه همكاري را شوراي امنيت كشور تعيين مي كند.
3- تامين امنيت براي برگزاري اجتماعات ، تشكلها، راهپيماييها، و فعاليتهاي قانوني و مجاز و ممانعت و جلوگيري از هر گونه تشكل و راهپيمايي و اجتماع غير مجاز و مقابله با اغتشاش، بي نظمي و فعاليتهاي غير مجاز.
4- اقدام لازم در زمينه كسب اخبار و اطلاعات در محدوده وظايف محوله و همكاري با ساير سازمانها و يگانهاي اطلاعاتي كشور در حدود وظايف آنها.
تبصره 1 : جمع آوري اخبار و اطلاعات مربوط به مسائل سياسي، امنيتي و پيگيري اطلاعاتي آن به عهده وزارت اطلاعات است. چنانچه نيروي انتظامي در حين انجام وظايف محوله به اين قبيل اخبار و اطلاعات دسترسي پيدا كند، مكلف است ضمن كسب و جمع آوري، آنها را سريعا در اختيار وزارت اطلاعات قرار دهد. وزارت مذكور موظف است اخبار و اطلاعات مورد نياز و مرتبط با وظايف نيروي انتظامي را به موقع در اختيار آن نيرو بگذارد.
تبصره 2 : پيگيري اطلاعاتي مواردي از جرائم اجتماعي كه با امنيت ملي مرتبط بوده يا قسمتي از يك توطئه يا فعاليتهاي پنهاني با هدف براندازي را تشكيل دهد، با هدايت متمركز وزارت اطلاعات و همكاري نيروي انتظامي انجام خواهد شد.
تبصره 3 : نيروي انتظامي مكلف است، پرسنل انتظامي مورد نياز جهت تامين اهداف اطلاعاتي (كسب و جمع آوري) وزارت اطلاعات را در صورت درخواست در كنترل عملياتي آن وزارت قرار دهد. كيفيت همكاري و نحوه تامين پرسنل مورد نظر را شوراي امنيت كشور معين خواهد كرد.
5- حراست از اماكن ، تاسيسات ، تجهيزات و تسهيلات طبقه بندي شده غير نظامي و حفظ حريم آنها به استثنا موارد حساس و حياتي به تشخيص شوراي عالي امنيت ملي ، كه به عهده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خواهد بود.
6- حفاظت از مسئولين و شخصيتهاي داخلي و خارجي در سراسر كشور به استثنا داخل پادگانها و تاسيسات نظامي، مگر در مواردي كه بنا به تشخيص شوراي عالي امنيت ملي اصل انقلاب و يا دستاوردهاي آن در معرض خطر باشد كه به عهده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خواهد بود.
7- جمع آوري سلاح و مهمات و تجهيزات غير مجاز و صدور پروانه نگهداري و حمل سلاح شخصي و نظارت بر نگهداري و مصرف مجاز مواد ناريه با هماهنگي وزارت اطلاعات برابر طرح هاي مصوب شوراي امنيت كشور.
8- انجام وظايفي كه بر طبق قانون به عنوان ضابط قوه قضائيه به عهده نيروي انتظامي محول است از قبيل:
الف ـ مبارزه با مواد مخدر.
ب ـ مبارزه با قاچاق.
ج ـ مبارزه با منكرات و فساد.
د ـ پيشگيري از وقوع جرم.
ه ـ كشف جرايم.
و ـ بازرسي و تحقيق.
ز ـ حفظ آثار و دلايل جرم.
ح ـ دستگيري متهمين و مجرمين و جلوگيري از فرار و اختفا آنها.
ط ـ اجرا و ابلاغ احكام قضايي.
9- انجام امور مربوط به تشخيص هويت و كشف علمي جرايم.
10- مراقبت و كنترل از مرزهاي جمهوري اسلامي ايران ، اجراي معاهدات و پروتكلهاي مصوبه مرزي و استيفاي حقوق دولت و اتباع مرزنشين جمهوري اسلامي ايران در مرزها و محدوده انحصاري اقتصادي درياها.
11- اجراي قوانين و مقررات مربوط به گذرنامه (بجز گذرنامه سياسي و خدمت) و ورود و اقامت اتباع خارجي (با هماهنگي وزارت امور خارجه در مورد اتباع خارجي تحت پوشش ديپلماتيك) با هماهنگي وزارت اطلاعات (در مورد ورود و خروج و اقامت اتباع خارجي و صدور گذرنامه).
12- اجراي قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي و امور توزيع و حفظ حريم راههاي كشور.
تبصره 1: نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران موظف است كليه امور راهنمايي ورانندگي شهرتهران را برابر با سياستها و برنامه هاي شهرداري شهر تهران و درچهارچوب قانون به اجرا درآورد. تامين كليه تجهيرات وتاسيسات و بودجه و امكانات مورد نياز اداره راهنمايي ورانندگي (به استثناي حقوق و مزاياي پرسنل وتجهيزات مخابراتي وسلاح و مهمات) برعهده شهرداري شهر تهران مي باشد.كليه امكانات و تجهيزات موجود اداره راهنمايي و رانندگي شهر تهران عينا" دراين اداره باقي خواهد ماند.
تبصره 2 : اداره راهنمايي ورانندگي شهرتهران عنداللزوم درزمينه برقراري امنيت برابر با ابلاغيه هاي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران (ناجا) انجام وظيفه مينمايد.
تبصره 3 : چگونگي اجراي اين قانون ازجمله نحوه عزل ونصب رييس اداره راهنمايي ورانندگي شهر تهران با رعايت اصل يكصدودهم (110) قانون اساسي (به استثناي موارد مربوط به امور امنيتي و انتظامي كه به تصويب فرماندهي كل قوامي رسد) مطابق با آيين نامه اي مي باشد كه حداكثر ظرف مدت شش ماه توسط وزارت كشورباهماهنگي وهمكاري ستادكل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.
13- اجراي قوانين و مقررات وظيفه عمومي.
14- نظارت بر اماكن عمومي و انجام ساير امور مربوط به اماكن مذكور برابر مقررات مصوب.
15- همكاري با ساير نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در مواقع لزوم و بنا به دستور.
تبصره : نيروي انتظامي با هماهنگي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مواقع لزوم مي توانند از نيروهاي مقاومت بسيج استفاده نمايند.
16- همكاري با دبيرخانه پليس بين الملل (اينترپل).
17- همكاري با وزارتخانه ها، سازمانها، موسسات و شركتهاي دولتي و وابسته به دولت، بانكها و شهرداريها در حدود قوانين و مقررات مربوط.
18- همكاري با سازمانهاي ذيربط در جهت ايجاد و توسعه زمينه هاي فرهنگي لازم به منظور كاهش جرائم و تخلفات و تسهيل وظايف محوله.
19- انجام امور امدادي و مردم ياري در مواقع ضروري ضمن هماهنگي با مراجع ذيربط.
20- سازماندهي ، تجهيز، آموزش يگانهاي انتظامي و آماده كردن آنها جهت اجراي ماموريتهاي محوله.
21- تامين و حفاظت تاسيسات ، سربازخانه ها و قرارگاه هاي مربوط.
22- تامين دفاع هوايي تاسيسات و نقاط حساس مربوط، در حد برد سلاح ضد هوايي سازماني، با هماهنگي و كنترل عملياتي نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران.
23- تامين نيازهاي پزشكي پرسنل و اداره بيمارستانها و درمانگاههاي مربوط.
24- تهيه طرح نيازمنديهاي لجستيكي و اقدام در جهت تهيه و خريد اقلام و خدماتي كه از سوي فرماندهي كل نيروهاي مسلح به عهده نيروي انتظامي واگذار مي گردد. همچنين اقدام جهت خريد املاك و احداث تاسيسات مورد نياز برابر طرحهاي مصوب.
25- تلاش مداوم و مستمر در جهت حفظ و صيانت سازمان در زمينه هاي امنيتي.
26- تلاش مداوم و مستمر در جهت حاكميت كامل فرهنگ و ضوابط اسلامي در نيروي انتظامي.
تبصره : وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح وظايف قانوني خود را كه در مقابل نيروهاي انتظامي داشته است همچنان در قبال نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران به عهده خواهد داشت. همچنين خريدهاي خارجي اقلام دفاعي از طريق وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح انجام خواهد پذيرفت.
ماده 5 : در اجراي بندهاي 25 و 26 ماده 4 اين قانون، سازمانهايي با سلسله مراتب مستقل و متمركز به ترتيب بنام "سازمان حفاظت اطلاعات " و سازمان "عقيدتي سياسي" از ادغام سازمانهاي مشابه موجود در نيروي انتظامي تشكيل مي شود.
تبصره 1 : اين سازمانها وظايف و ماموريتهاي سازمانهاي همنام خود را بر اساس قانون ارتش جمهوري اسلامي ايران عهده دار خواهند بود.
تبصره 2 : روساي سازمانهاي عقيدتي ، سياسي و حفاظت اطلاعات از سوي مقام فرماندهي كل نيروهاي مسلح منصوب مي گردند.
ماده 6 : وزارت كشور موظف است ظرف 6 ماه از تاريخ تصويب اين قانون لايحه مربوط به ضوابط استخدام و حقوق و مزايا و ترفيع پرسنل را تهيه و جهت تصويب به مجلس شوراي اسلامي تقديم نمايد و تا زمان تصويب، قوانين و مقررات فعلي جاري مي باشد.
ماده 7 : شرايط عضويت :
الف ـ اعتقاد و التزام به مباني و احكام اسلام و نظام جمهوري اسلامي و رعايت اخلاق اسلامي.
ب ـ عدم عضويت يا وابستگي به احزاب ، گروهكها يا سازمانهاي سياسي.
ج ـ عدم همكاري موثر با رژيم طاغوت يا مباشرت در تثبيت آن.
د ـ عدم سو سابقه و برخورداري از حسن شهرت.
ماده 8 : طرح سازمان و تشكيلات اين نيرو توسط وزارت كشور تهيه و به تصويب فرمانده كل قوا خواهد رسيد.
ماده 9 : بودجه نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران همه ساله توسط نيروي مذكور تنظيم و پس از تاييد وزارت كشور از طريق سازمان برنامه و بودجه به هيات دولت ارسال مي گردد.
ماده 10 : اختيارات فرماندهي كل قوا محدود به موارد مصرحه در اين قانون نمي باشد.
ماده 11 : از تاريخ تصويب اين قانون كليه قوانين و مقررات مغاير با اين قانون لغو مي گردد.
(به نقل از سايت اطلاع رساني نيروي انتظامي)
T}دوم: وظايف سازمان بهزيستي كشور {T
1_حمايت از خانوادههاي بيسرپرست و نيازمند و ارائه خدمات مختلف به آنها
2_ارائه خدمات مختلف به عموم كودكان و نوجـوانان
3_حمايت و نگهداري از كودكان و اطفال بيسرپرست
4_ساماندهي، حمايت و نگهداري از كودكان خيـاباني ص
5_تجديد تربيت منحرفين اجتماعي
6_ارائه خدمات مختلف به آسيب ديدگان اجتماعي و افراد در معرض آسيب
7_بـيمه اجـتماعي زنان خانـهدار كشور
8_تأميــن جهيـزيه مورد نياز ايتام ، معلولان و آسيبديدگان نيازمند
9_ارائه خدمات درماني و توانبخشي به معلولان ، سالمندان و بيماران رواني مزمن
10_حمايت و نگهداري معـلولان غيرقابل توانبـخشي
11_ساماندهي، حمايت و نگهداري سالمندان نيازمند
12_ساماندهي، حمايت و نگهداري بيماران رواني مزمن
13_ارائه خدمات آموزشي به معلولان
14_خدمات تربيت بدني و ورزش ويژه معلولان و كمتوانان
15_ارائه خدمات حمايتي و توانبخشي به بيماران جذامي
16_پيشگيري از معلوليتها
17_پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي (از جمله طلاق ـخودكشي ـ كودك آزاري)
18_ارائه خدمات مشاورهاي روانشناختي به جامعه
19_آموزش مهارتهاي زندگي (فردي و اجتماعي)
20_پيشگيري از اعتياد به موادمخدر
21_درمان و بازتواني معتادان
22_ارائه خدمات تخصصي به منظور كاهش آسيب ناشي از اعتياد
23_حمايت از معتادان بهبود يافته و توانمند سازي آنها
24_تحتپوشش قراردادن گروههاي هدف از نظر بيمه خدمات درماني
25_تأمين موجبات و تشويق جلب مشاركتها و فعاليت گروههاي داوطلب و مؤسسات غيردولتي
26_صدور پروانه فعاليت براي متقـاضيان تأسـيس مهدكودك، شيرخوارگاه، خانه كودكان بيسرپرست، مركز نگهداري كودكان خياباني، خانه سـلامت دخــتران و زنان، كلينـيك مـددكاري اجتماعي، اورژانـس خدمات اجتماعي، مركز مشاوره اجتمـاعي، مركز مشاوره ژنتيك، مركز توانبخشي روزانه معلولان، سالمندان و بيماران رواني مزمن، مراكز توانبخشي و نگـهداري شبانهروزي معلولان و سالمـندان، مركز توانـبخـشي و درماني شبـانهروزي بيماران رواني مزمن، مركز درمانـي و بازتــواني معتـادان، مركز حرفهآموزي معلولان و نظارت بر فعاليت آنها
27_صدور پروانه فعاليت براي متقاضـيان تأسيس انجـمـنها و مؤسسات غيردولتي و خيريه كه در راسـتاي اهداف بهزيستي فعاليت ميكننـد و نظارت بر فعاليت آنها
28_آموزش مهارتهاي فني و حرفهاي گروههاي هدف
29_ايجاد فرصتهاي شغلي براي گروههاي هدف سازمان و توانمندسازي آنها
30_كمك به تأمين مسكن موردنياز گروههاي هدف سازمان
31_آموزش نيروي انساني مورد نياز خدمات بهزيستي در كشور
(به نقل از سايت بهزيستي)
کد سوال : 1890
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا معجزات انبياء دليل صدق انبياء مبني بر ارتباط با وحي را به ضرورت عقلي ثابت مي کند. و اگر ثابت مي کند احتمالات عقلي که به ميان مي آيد. مانند اينکه آن معجزه توسط نفس قوي مدعي نبوت انجام مي گيرد را چگونه رفع مي کنيد؟
پاسخ : 1. معجزه، انجام امور برخلاف قوانين جاري در طبيعت است زيرا جرياني جاري و ثابت طبيعت اين است که هر معلولي مستند به علتي طبيعي باشد. قانون علت و معلول از قوانين تخلف ناپذير عالم وجود است و معجزه نيز استثناء از اين قانون نيست بلکه خروج از علل عادي و متعارف است.
به عبارت ديگر جريان امور يا براساس عادت و روش متعارف رخ مي دهد يا پديده هاي خارج از عادت به وجود مي آيند که اين دومي را امور خارق العاده مي نامند.
امور خارق العاده نيز بر دو قسم است يا با اراده الهي و اذن خاص خداوند متعال، توسط پيامبران ظاهر مي شود که معجزه نام دارد يا به دليل قوت نفس و توانايي فردي انجام مي شود مثل برخي کارهايي که مرتاضان از خود بروز مي دهند.
تفاوت جوهري اين دو نوع امر خارق العاده در اين است که:
اولا، امور خارق العاده در عين حال که داراي اسباب غير عادي هستند، اما کم و بيش اين اسباب قابل آموزشند و با تمرين هاي ويژه و سخت و طاقت فرسا حاصل مي شوند. اما معجزه قابل تعليم نيست و با تمرين نيز حاصل نمي شود، بلکه صرفا مستند به اجازه الهي است.
ثانيا، امور خارق العاده مي توانند تحت تأثير نيروي قوي تر قرار گيرند و مغلوب شوند. اما معجزه تحت تأثير هيچ نيرويي قرار نمي گيرد و مغلوب نمي شود.
ثالثا، امور خارق العاده چون بستگي به تمرين و ممارست ويژه دارد از هر کس قابل سر زدن است به شرط آن که آموزش و تمرين ويژه را ديده باشد اما معجزه چون با اجازه الهي است تنها از سوي بندگان برگزيده الهي صورت مي گيرد V}(آموزش عقايد، مصباح يزدي، ج 2، ص 57 - 55). {V
البته معجزه تنها به پيامبران اختصاص ندارد بلکه از اولياء الهي نيز سر مي زند که بدان کرامت گفته مي شود. با اين تفاوت که معمولا در معجزه عنصر تحدي قرار دارد اما در کرامت چنين عنصري نيست.
2. معجزه نشانه صدق انبياء است زيرا انجام چنين امور خارق العاده اي که کلا بشر از انجام آن عاجز است - چه تعليم ببيند و چه تعليم نبيند، چه تمرين کند و چه نکند - و تحت تأثير هيچ نيرويي قرار نمي گيرد، نشاندهنده اين است که اين کار توسط نيرويي مافوق بشر انجام شده است و در حقيقت فاعل اصلي معجزه خداوند متعال است که اين کار را با دست پيامبر برگزيده خود انجام مي دهد و پيامبران واسطه انجام معجزه هستند. اگر حضرت عيسي(ع) مرده را زنده مي کند امري که بشر از انجام آن عاجز است يا بيماران را بدون هيچ گونه اعمال پزشکي و صرفا با نگاه شفا مي بخشد، نشان مي دهد که وي در ادعاي نبوت خود صادق است و اين را عقل گواهي مي دهد.
3. با تفاوتي که بين معجزه و امور خارق العاده بيان شد، روشن مي شود که يکي از اختلافات جوهري معجزه با امور خارق العاده ديگر اين است که امور خارق العاده بشري يکي مستند به نفس فرد است و به اين دليل از هر کس با تعليم و تمرين قابل سر زدن است اما معجزه، پديده خارق العاده اي است که با اجازه خداوند انجام مي شود. پس اين اشکال که معجزه مستند به نفس قوي مدعي نبوت است نيز پاسخ داده مي شود، زيرا اگر تنها مستند به نفس فردي وي بود، ديگران مي توانستند روي دست او بلند شوند يا لااقل مثل آن را انجام دهند.