• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    جستجو :
    تعداد در صفحه :
امام سجاد (ع) : زيرا حق ايشان بر من واجبتر و نيكيشان به من ديرين تر و نعمتشان نزد من بزرگتر از آن است كه آنها را به عدل و داد قصاص نموده گرو گيري كنم ، يا مانند آنچه نموده اند رفتار نمايم ( و اگر چنين كنم پس ) در اين هنگام - اي خداي من - بسياري كار ايشان براي پرورش من چه شد ؟ ! و سختي رنجشان در پاس داشتنم كو ؟ و تنگي ( گرفتاري ) كه براي گشايش ( آسايش ) بر من به خود هموار نموده اند كجاست ؟
فهما اوجب حقا علي ، و اقدم احسانا الي ، و اعظم منة لدي من أن اقاصهما بعدل ، أو اجازيهما علي مثل ، اين إذا - يا الهي - طول شغلهما بتربيتي ؟ و اين شدة تعبهما في حراستي ؟ و اين اقتارهما علي انفسهما للتوسعة علي ؟
صحيفه سجاديه
امام علی (ع) : بهترين افراد اين امت نبايد از عذاب ايمن باشند . چرا که خداوند مي فرمايد : از مجازات الهی هيچکس جز زيانکاران احساس امنيت نمي کنند و بدترين اين امت نبايد از رحمت خداوند مايوس گردند زيرا خداوند مي فرمايد از رحمت خداوند جز کافران مايوس نمي شوند
377 - وقال [ع ] : لا تامنن علی خير هذه الامه عذاب الله ، ليقوله ، تعالی : [[ فلا يامن الله الا القوم الخاسرون ] ] و لا تياسن لشر هذه الامه من روح الله لقوله تعالی : [[ انه لا يياس من روح الله الا القوم الکافرون ] ]
نهج البلاغه
امام علی (ع) : بخل جامع تمام عيبها است و اين افساری است که انسان را به سوی هر بدی مي کشاند .
378 - وقال [ع ] : البخل جامع لمساوی ء العيوب ، و هو زمام يقاد به الی کل سوء
نهج البلاغه
امام سجاد (ع) : چه بسيار دور است ( شگفتا ) ايشان نمي توانند حق خود را از من به درستي بگيرند ( زيرا حقوق آنها بسيار و بيش از آن است كه بتوانند همه آنها را بستانند ) و من نمي توانم آنچه ( حقوقي ) كه براي آنها بر من واجب است دريابم ، و شرط خدمت و چاكري آنان را بجا آورم ، پس بر محمد و آل او درود فرست ، و من را ( در انجام وظيفه ) ياري كن اي بهترين كسي كه از او ياري مي خواهند ، و توفيقم ده اي راهنماينده تر كسي كه به او رومي آورند ، و من را روزي ( قيامت ) كه هر نفسي به آنچه كرده جزا داده مي شود در حالي كه به آنها ستم نمي شود در جرگه كساني كه با پدران و مادران بد رفتاري كرده و آنها را آزرده اند قرار مده ( حضرت امام محمدباقر - عليه السلام - فرموده : خداوند عز وجل براي بنده در سه چيز رخصت قرار نداده " آنها را آسان نشمرده " : اداي امانت و سپرده به نيكوكار و بدكار ، و وفاي به عهد و پيمان براي نيكوكار و بدكار ، و نيكي به پدر و مادر نيكوكار باشند يا بدكردار ، و از زهري روايت شده كه گفته : علي بن الحسين - عليهما السلام - با مادرش طعام نمي خورد ، و به مادر خود خوشرفتارترين مردم بود ، از آن حضرت سبب طعام نخوردن با مادر را پرسيدند ؟ فرمود : مي ترسم با مادر طعام خورم و چشم او به چيزي از خوردني سبقت گيرد و من ندانسته آن را بخورم پس عاق او گردم . سيد نعمت الله جزائري - عليه الرحمه - در شرح خود بر صحيفه پس از نقل اين روايت مي نويسد : مراد از مادر آن حضرت - عليه السلام - در اينجا پرورش دهنده آن حضرت است كه كنيز امام حسين - عليه السلام - بوده ، و اما مادر حقيقي آن بزرگوار چنان كه صدوق - رحمه الله - از حضرت رضا - عليه السلام - روايت نموده هنگام زاييدن از دنيا رفته پس امام حسين - عليه السلام - او را به كنيزي سپرد ، و آن حضرت او را مادر مي خواند ، و گفته شده : كه مادر آن حضرت - عليهما السلام - در واقعه كربلا خود را در فرات انداخت از جهت اين كه صبرش تمام گشته يا از اسيري مي ترسيد ، زيرا او از دختران پادشاهان عجم بود و از يزيد گمان مي برد دشمني سختي را كه بين پادشاه عرب و عجم بود ، و گفته شده : سيد الساجدين - عليه السلام - چون آنچه در آن بيابان به سرشان آمده ديد براي مادر خود ترسيد به آنچه كه مادرش بر نفس خويش مي ترسيد پس او را بر شتر يا اسبي سوار كرده و روانه ساخت و معلوم نشد به كجا رفت ، و گفته شده : او را به كوهي در خراسان برد و در آنجا مرد ، و آن كوه " كه از سلسله جبال خراسان است " الان بين مردم طهران معروف است كه آن را زيارت مي كنند و به آن تبرك مي جويند ، و براي اين گفتار از اخبار شواهدي است ، خلاصه مادر حقيقي آن حضرت پس از واقعه كربلا ديده نشده است ، و آنچه روايت شده كه آن حضرت - عليه السلام - چون از شام برگشت مادرش را به مولي و غلام خود شوهر داد ، مراد از مادر پرورش دهنده آن بزرگوار بود ، نه مادر حقيقي او چنان كه بسياري از دانشمندان گمان كرده اند ، زيرا پذيرفتني نيست كه دختر يزدجرد پادشاه عجم هنگامي كه خواستند او را شوهر دهند به كسي جز حسين - عليه السلام - تن نداد چگونه بعد از او به يكي از موالي و غلامان تن مي دهد ؟ ! و نيز حمل مولي بر عبد و غلام غلط و نادرست است ، زيرا مولي در اينجا به معني محب و دوست است كه از شيعيان باشد ، و چون اين مطلب را تحقيق و تصديق نمودي بدان كه از پيغمبر - صلي الله عليه و آله - رسيده : مردي به آن حضرت گفت : يا رسول الله كيست سزاوارترين مردم به خوشرفتاري و آميزش من با او ؟ فرمود : مادرت ، گفت : پس از او كيست ؟ فرمود : مادرت ، گفت : پس از او كيست ؟ فرمود : پدرت . مادر را دوبار بيان فرمود ، و در روايت ديگر سه بار بيان كرده ، و بعضي علما گفته اند : گفتار پيغمبر - صلي الله عليه و آله - دليل است بر اين كه دو ثلث مال فرزند براي مادر است بنابه روايت يكم يا سه چهار آن بنابه روايت دوم ، و براي پدر سه يك است يا چهار يك ، و آيات و اخبار كه زيادي حق مادر را بر پدر بيان مي كند بسيار است ، و اين منافات با اختصاص پدر براي ولايت و سرپرستي فرزند ندارد ، زيرا قيام به آن از جمله چيزهايي است كه مناسب مردان است )
هيهات ما يستوفيان مني حقهما ، و لا ادرك ما يجب علي لهما ، و لا انا بقاض وظيفة خدمتهما ، فصل علي محمد و آله ، و اعني يا خير من استعين به ، و وفقني يا اهدي من رغب اليه ، و لا تجعلني في اهل العقوق للاباء و الامهات يوم تجزي كل نفس بما كسبت و هم لا يظلمون .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع) : بار خدايا بر محمد و آل و فرزندان او درود فرست ، و پدر و مادر من را به بهترين چيزي ( پاداشي ) كه اختصاص داده اي به آن پدران و مادران بندگان با ايمانت را امتياز ده ، اي بخشنده ترين بخشندگان
اللهم صل علي محمد و آله ، و ذريته ، و اخصص ابوي بافضل ما خصصت به اباء عبادك المؤمنين و امهاتهم ، يا ارحم الراحمين .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع) : [6] ای فرزند آدم روزی دو گونه است : يکی آنکه تو در جستجوي آن هستی[7] و ديگر آنکه تو را مي جويد که اگر به دنبال آن نروی به سراغ تو مي آيد . فکر و اندوه سال آينده را بر فکر واندوه امروز اضافه مکن [8] بنابراين رسيدگی به مشکلات هر روز برای آن روز کافی است اگر سال آينده جزء عمرت باشد [9] خداوند هر روز تازه روزی تازه مي دهد و اگر از عمرت نيست [10] چرا غم و اندوه چيزی بخوری که مربوط به تو نيست [ بدان ] کسی پيش از تو به روزی تو نمي رسد [11] و آن را از دست تو بيرون نتواند آورد و آنچه برای تو مقدور شده هرگز تاخير نخواهد کرد . [12] شريف رضی مي گويد : اين سخن در همين باب در گذشته [ تحت شماره 267 ] آمد ولی چون در اينجا واضح تر و مشروح تر بود آن را براساس روشی که در آغاز کتاب تذکر داديم آورديم .
379 - [6] وقال [ع ] : يا بن آدم ، الرزق رزقان : رزق تطلبه ، [7] ورزق يطلبک فان لم تاته اتاک فلا تحمل هم سنتک علی هم يومک [8] کفاک کل يوم علی ما فيه ، فان تکن السنه من عمرک [9] فان الله تعالی سيؤتيک فی کل غد جديد ما قسم لک ، و ان لم تکن السنه من عمرک [10] فما تصنع بالهم فيما ليس لک ، و لن يسبقک الی رزقک طالب ، [11] و لن يغلبک عليه غالب ، و لن يبطی ء عنک ما قد قدر لک [12] قال الرضی : وقد مضی هذا الکلام فيما تقدم من هذا الباب ، الا انه ها هنا اوضح و اشرح فذلک کررناه علی القاعده المقرره فی اول الکتاب
نهج البلاغه
امام علی (ع) : بسيار بودند کسانی که در آغاز روز زنده بودند اما روز را به پايان نبردند و چه بسيار کسانی که در آغاز شب زندگيشان مورد غبطه مردم بود اما پايان همان شب عزاداران به سوکشان نشسته بودند .
380 - وقال [ع ] : رب مستقبل يوما ليس بمستدبره ، و مغبوط فی اول ليله ، قامت بواکيه فی آخره
نهج البلاغه
امام سجاد (ع) : بار خدايا ، ياد ايشان را در پي نمازها و در وقتي از اوقات شب و در هر ساعتي از ساعات روزم از ياد مبر
اللهم لا تنسني ذكرهما في ادبار صلواتي ، و في إنا من اناء ليلي و في كل ساعة من ساعات نهاري .
صحيفه سجاديه
امام سجاد (ع) : بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و من را به وسيله دعاي براي ايشان و ايشان را به سبب مهربانيشان به من بيامرز آمرزش پا برجا ، و به شفاعت و ميانجيگري من براي ايشان از آنها راضي و خشنود شو ( آنها را مشمول رحمتت گردان ) خشنودي يكسره ( نه آمرزش و خشنودي با شرط و صفت و وقت ) و آنها را با گرامي داشتن به جاهاي آسايش ( در بهشت ) برسان
اللهم صل علي محمد و آله ، و اغفرلي بدعائي لهما ، و اغفر لهما ببرهما بي مغفرة حتما ، و ارض عنهما بشفاعتي لهما رضي عزما ، و بلغهما بالكرامة مواطن السلامة .
صحيفه سجاديه
امام علی (ع) : سخن مادام که نگفته ای در اختيار تو است اما همينکه از دهان خارج شد تو در اختيار آن خواهی بود بنابراين زبانت را همچون طلا و نقره ات نگهدار زيرا بسيار شده که يک کلمه نعمت بزرگی را از انسان سلب کرده و يا بلا و دردسری مهم فراهم ساخته است .
381 - وقال [ع ] : الکلام فی وثاقک ما لم تتکلم به ، فاذا تکلمت به صرت فی وثاقه ، فاخزن لسانک کما تخزن ذهبک وورقک ، فرب کلمه سلبت نعمه و جلبت نقمه
نهج البلاغه